مروری تفصیلی بر متن و حاشیه های نوحۀ خبرساز

مروری تفصیلی بر متن و حاشیه های نوحۀ خبرساز

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

اشعاری که میثم مطیعی در نماز عید فطر خواند؛

سیلی از کوخ‌نشین، کاخ‌نشین خواهد خورد / و زمین‌خوار سرانجام زمین خواهد خورد

 

 

 

 

موسیقی 2002 - بنا به نوشتۀ خبرگزاری "تسنیم"، قبل از اقامه نماز عید فطر در مصلای تهران، میثم مطیعی اشعاری با مضامین موضوعات روز داخلی و خارجی از علی‌محمد مؤدب، محمدمهدی سیار، میلاد عرفان‌پور و محمدرضا وحید‌زاده را اجرا کرد.

 

متن کامل اشعار به‌شرح زیر است:

ای هلالی که تماشای رخت دلخواه است
هله ای ماه! خدای من و تو الله است(1)

روز عید است و قنوت است و دعای من و تو
اهل جود و جبروت است خدای من و تو

کبریا و عظمت چیست؟ ردایش آری
عفو و رحمت نمی از بحر عطایش آری

و له الشکر که یک ماه مرا مهمان کرد
و له الحمد گناهان مرا پنهان کرد

بسته شد پنجره عرشی راز رمضان
الوداع ای سحر راز و نیاز رمضان

الوداع ای شب الغوث شب خَلِّصنا
شب قدری که نشد قدر بدانیم تو را

بزم قرآن به سر و بندگی درگاهش
لیلة القدر و نوای «بک یا اللهش»

دم گرفتیم شب گریه به آواز جلی
«بعلیٍ بعلیٍ بعلیٍ بعلی»

دم گرفتیم به ذکری ابدی و ازلی
«بحسین‌بن علیٍ بحسین‌بن علی»

سخت دلتنگ توایم ای مه کامل! رمضان!
ای که از همدمی‌ات نرم شد این دل، رمضان(2)

الوداع ای که لبم را به عطش خوش کردی
در دلم شوق گنه بود تو خامُش کردی

تشنگی را تو چشاندی به من از روی کرم
تا ز یادم نرود تشنگی اهل حرم

یا رب ار هست مرا جرم نبخشیده هنوز
عیدی‌ام را بده و در گذر از آن امروز

کاش فیض سحر و روزه بماند با ما
نور این طاعت سی‌روزه بماند با ما

دل ببندیم به شیرینی امساک ای‌کاش
روزی ما نشود لقمه ناپاک ای‌کاش

ای خوشا روزه هرروزه چشم و دل و کام
ای خوشا شیوه پرهیز ز شبهه، ز حرام

نگذاریم که آید به سر سفره ما
لقمه دوزخی "رشوه" و زقوم "ربا"

پی هر لقمه مبادا که دهان بگشاییم
ما که پرورده نان و نمک مولاییم

کار و همت همه‌ی رنگ و بوی این خاک است
عرق کارگران آبروی این خاک است

به عمل کار برآید به سخندانی نیست
پینه دست کم از پینه پیشانی نیست

کارگر، گرچه عرق، آب وضویش باشد
عرق شرم مبادا که به رویش باشد

آه از آن دست پر از پینه که حسرت بکشد
پدری کز زن و فرزند خجالت بکشد

ای نشسته صف اول! نکنی خود را گم
پی اقدام تو هستند هنوز این مردم

چند روزی تو مقامی به امانت داری
منصبت را نکند طعمه خود پنداری(3)

راه می‌جویی اگر، شیوه مولاست دلیل
قصه آهن تفتیده و دستان عقیل

حرف تبعیض در آیین علی هرگز نیست
آهن سرخ گواه است خط قرمز نیست

پلک بر هم مگذارید که فرصت رفته‌ست
پلک بر هم زدنی فرصت خدمت رفته‌ست

نه آنیم که آموخته غرب شویم
پی هر وسوسه‌ای سوخته غرب شویم

سیلی از کوخ‌نشین، کاخ‌نشین خواهد خورد
و زمین‌خوار سرانجام زمین خواهد خورد

"بیست سی" چیست که تعلیم جهان، از دل ماست
هان که جمهوری اسلامی ایران اینجاست

اگر از غرب رسد نسخه، خودش بیماری‌ست
قرص خواب است ولی چاره ما بیداری‌ست

تا ابد تربیت از مهر ولی می‌گیریم
مشق از غیرت ابروی علی می‌گیریم

ما بر آنیم که در مکتب او دیده شویم
با علی اصغر و قاسم همه فهمیده شویم

تا ابد سستی تسلیم مبادا با ما
وحشت از حربه تحریم مبادا با ما

باز تحریم جدیدی به سِنا رفت که رفت
جسم برجام چو روحش به فنا رفت که رفت

ذوق بیهوده ز برجام خطا بود خطا
تکیه بر عهد عموسام خطا بود خطا

عهد با دزد سر گردنه بستیم ای دوست
بارها عهد شکست و نشکستیم ای دوست

هرچه می‌شد بَرَد از کیسه ما بُرد که بُرد
"بُرد بُرد" این بُوَد آری همه را بُرد که بُرد

گفته بودند که دشمن به تجارت آمد
پیر ما گفت که البتّه به غارت آمد

خواب دیدند صَلاح از طرف بیگانه است
به خود آییم نجات همه در این خانه است

کارزار است، قدم قاطع و محکم بردار
سخن از صلح بگو، اسلحه را هم بردار!

راه ما راه حسین است و به خون روشن شد
تکیه بر تیغ زد آن دم که جهان دشمن شد

نه به دل راه بده واهمه از اخم عدو
نه دلت غنج رود باز به لبخندی از او

دل به لبخندش اگر باخته‌ای، باخته‌ای!
گر ز اخمش سپر انداخته‌ای باخته‌ای!

غم مخور، سست مشو، با صف اعدا بستیز
مژده "لاتهنوا "(4) می‌رسد از جا برخیز

تا بدانند که هان لشکر احمد ماییم
رزمجویان و دلیران محمد ماییم

ذوالفقار علوی بود برون شد ز نیام
مرحبا، دست مریزاد، سپاه اسلام

ناز شست تو دلاور حسن تهرانی
زنده‌ای تا به ابد، فاتح این میدانی

هست مدیون تو امنیتمان تا به ابد
هست ممنون تو ایران و جهان تا به ابد

اینکه چون صاعقه آمد به سرت تکفیری
ذوالفقار است که از غرش آن می‌میری

وقت آن است سر جای خودت بنشینی
با دم شیر مکن بازی، بد می‌بینی!

نوش جان همه‌تان سیلی شش موشک ما
که صدایش برسد تا به ریاض و حیفا

(شترقش برسد تا به ریاض و حیفا!)
این قدَر بمب نچسبان به کمر ای نامرد!

صبر کن موشک ما منفجرت خواهد کرد
ای ابوجهل که در کشتن خود استادی

خر دجالی و افسار به صهیون دادی
ای سیه‌روی که از نفت سعود آمده‌ای

بچه ابلیس که از ناف یهود آمده‌ای
دشمن از ابلهی‌اش در طمع خام افتاد

تشت رسوایی‌اش اما ز سر بام افتاد
جاهلیت چه سعودی و چه غربی یک‌جا

گرم رقصند، عجب منظره‌ای باب هَجا
رقص شمشیر چو در خیمه دشمن برپاست

سپر انداختن و طعنه به شمشیر خطاست
آری آرامش ما مرد خطر می‌طلبد

صبح پیروزی ما خون جگر می‌طلبد
«می‌وزد از همه‌جا بوی گل یاس شهید

از کجا آمده‌اند این‌همه عباس شهید
ذوالجناح از نفس این‌بار نخواهد افتاد

علم از دست علمدار نخواهد افتاد»(5)
در دفاع از حرم، آیینه آن سقاییم

همچو عباس، علمدار ولایت ماییم
این زره پشت ندارد منگر برگردیم

تیغ در دست، به ره، منتظر ناوردیم
قدس ای قبله آغاز که پایان با توست

مهر باطل شدن فتنه شیطان با توست
تو کلید همه گمشدگی‌ها هستی

قدس ای قدس! تو آزادی دنیا هستی
منشینید به غم شام بلا می‌گذرد
راه ما از سفر کرببلا می‌گذرد

 


پی‌نوشت:

1 ــ دعای رؤیت هلال ماه: رَبِّی وَ رَبُّکَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ اللَّهُمَّ أَهِلَّهُ عَلَیْنَا بِالْأَمْنِ وَ الْإِیمَانِ وَ السَّلامَةِ وَ الْإِسْلامِ وَ الْمُسَارَعَةِ إِلَى مَا تُحِبُّ وَ تَرْضَى اللَّهُمَّ بَارِکْ لَنَا فِی شَهْرِنَا هَذَا وَ ارْزُقْنَا خَیْرَهُ وَ عَوْنَهُ وَاصْرِفْ عَنَّا ضُرَّهُ وَ شَرَّهُ وَ بَلاءَهُ وَ فِتْنَتَهُ.

 2 ــ فرازی از دعای 45 صحیفه سجادیه (وداع با ماه رمضان): اَلسَّلاَمُ عَلَیْکَ مِنْ مُجَاوِرٍ رَقَّتْ فِیهِ الْقُلُوبُ. خداحافظ، اى همسایه‏‌اى که کنارت قلب‌هایمان رقّت داشت.

 3 ــ بخشی از نامه پنجم نهج البلاغه (که حضرت علی علیه السلام به اشعث‌بن قیس عامل آذربایجان‏ نوشت): وَ إِنَّ عَمَلَکَ لَیْسَ لَکَ بِطُعْمَةٍ وَ لَکِنَّهُ فِی عُنُقِکَ أَمَانَة... حکمرانى براى تو طعمه نیست، بلکه امانتى است به‌عهده‏‌ات... .

 4 ــ  آل‏‌عمران: 139: وَ لاتَهِنُوا وَ لاتَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنین. و سست نشوید! و غمگین نگردید! و شما برترید اگر ایمان داشته باشید.

 5 ــ مطلع دو غزل از مهدی جهاندار.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

علیرضا قزوه بیان کرد:

شعر انقلاب باید مانند شعری باشد که مطیعی در نماز عید سعید فطر خواند

 

 

 

 

موسیقی 2002 - «علیرضا قزوه»، شاعرو مدیر دفتر آفرینش های ادبی حوزه هنری در خصوص شعری که میثم مطیعی در روز عید فطر خواند و حواشی پیرامون آن گفت: مسلما شعری را که میثم مطیعی خواند، تایید می کنم. شعر خوبی بود که آن را چهار نفر از شاعران خوب کشورمان سروده بودند. برخی می گویند زمانش نبود که این شعر خوانده شود. چرا زمانش بود.

وی افزود: شعری که در روز عید فطر توسط میثم مطیعی خوانده شد، از جهت ادبی خوب بود. هرچهار شاعری که این شعر را سرودند، می شناسم.جزء شاعران خوب هستند.در شعر انقلاب بخشی به عنوان شعر اعتراض داریم. این شعر در شعر اعتراض می گنجد.این نوع شعر در ادبیات فارسی و ادبیات جهان سابقه دارد.شاعر باید اعتراض داشته باشد و این شعر، شعر بسیار خوبی بود.فقط به صنایع ادبی در همان بیت « برد-برد» نگاه می کردم دیدم آرایه ادبی را خوب به کار برده است.

این شاعر با اشاره به آرایه های ادبی یکی از ابیات شعری که میثم مطیعی در روز عید فطر خوانده بود، اظهار داشت: در همان بیت « برد-برد» فقط 10 بار حرف « ر » و 9 بار حرف « گ » و 8 بار حرف « ب » تکرار شده بود. این مسئله در واج آرایی اهمیت دارد. برخی می گویند شعر ضعیفی بود.از نظر من این اثر شعر بسیار پخته و قوی ای بود.بعضی ها سر و صدا می کنند و می گویند شعر سست بود. شعر بسیار موضع دار و خوبی بود. شعر انقلاب باید اینگونه باشد این هایی که می گویند این شعر به ما برخورده است. بی خود به این افراد برخورد.

قزوه ادامه داد: از شعری که در روز عید فطر خوانده شد و شاعر آن دفاع می کنم. مداحش، فردی تحصیلکرده و انقلابی است. در جهان عرب وی را می‌شناسند.بسیاری از مداحان ما پایشان را از ایران بیرون نگذاشتند. این مداح در عراق، یمن و سوریه و لبنان شناخته شده است. شعرهایش را می‌خوانند. میثم مطیعی مداح تحصیلکرده و باسوادی است. آقای سیار در شعر و آقای مودب در شعر سپید و کلاسیک ما حرفی برای گفتن دارند میلاد عرفانپور هم جزء شاعران جوان خوب ما است این افراد جزء بهترین سرمایه های انقلاب هستند. هم اکنون تحمل مخالفان بسیار کم شده است دولتی را سراغ ندارم که به اندازه این دولت و حامیانش نسبت به مخالفان کم طاقت باشند. دولت قبل از شما عکسش را آتش زدند. در مقابل این کار می‌خندید. این مسئله خیلی جای صحبت دارد. هر دولتی باشد باید بیشتر از این در مقابل مخالف تحمل داشته باشد. اینها خودشان مشکل دارند این واکنش معنی ندارد و باید تحملتان را بیشترکنید.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

محمدمهدی سیار عنوان کرد: بیتی که میثم مطیعی سانسور کرد!

 

 

 

 

موسیقی 2002 - «محمدمهدی سیار»، یکی از چهار سراینده متن شعرخوانی نماز عید سعید فطر یادداشتی توضیحی درباره این شعر نگاشته است. متن این یادداشت به شرح زیر است:

خدای مهربان را شاکرم که بار دیگر توفیق یافتیم در این عید فرخنده و از تریبون شعر فارسی، بخشی از دردها و حرف‎های این مردم رنج‎کشیده و این انقلاب مظلوم را بازگوکنیم. این مثنوی نیز یکی از سلسله سروده‌های جمعی است که برای برنامه‎های مهم مداح اهل بیت علیهم‌السلام میثم مطیعی مثنوی‎هایی با درون‌مایه اجتماعی و ناظر به مسائل روز سروده‌ایم.

اکثر این مثنوی‎ها همزمان با وقایع مهمی مثل 22بهمن، انتخابات ریاست جمهوری، روز قدس و عیدفطر در سال‎های اخیر اجرا و با استقبال فراوان مردمی مواجه شدند. مثنوی امروز نیز بارها تکبیر و تشویق نمازگزاران تهران را برانگیخت و با تحسین شخصیت‌های برجسته نظام از طیف‌ها و سلیقه‌های گوناگون سیاسی نیز مواجه شد، همان‌هایی که مخاطب بیت‌های «ای دوستان که در صف اول نشسته‌اید» و «ای نشسته صف اول! نکنی خود را گم» بودند.

بد نیست بدانید بلافاصله پس از اجرای شعر، یک عضو ارشد تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای این شعر را «عالی» خواند و یکی از فرماندهان ارشد نظامی بُرد این شعر را فراتر از موشک‌ها برآورد کرد.

شنیده‌ام بعضی از صفحات و رسانه‎های عموماً تندروی سیاسی این شعر را دشمنی و توهین به رئیس‎جمهور محترم جناب آقای روحانی تلقی کرده‎‎اند. حقیقتا نمی‌دانم کدام بیت یا ابیات از این مثنوی حدوداً هفتادبیتی را می‌توان مصداق چنین برچسبی دانست.

در حالی که تلاش ما و جناب آقای مطیعی همواره این بوده که ضمن بیان نقدها و درد دل‎های مردم خطاب به مسئولان دولت و قوه قضاییه (در مباحثی همچون کار، حقوق کارگران و عدالت و مبارزه با فساد و زمین‌خواری) رویکردی خیرخواهانه و همدلانه نسبت به «صف اول‌نشینان» داشته باشیم و نوک تیز حملات به سوی دشمن خارجی به ویژه آمریکا، اسرائیل و داعش باشد.

بیت مربوط به «روح و جسم برجام» که شاید تندترین بیت این مثنوی به‌حساب آید ترجمه‌ای‌ست ساده از متن نامه «دکتر محمدجواد ظریف» به خانم «موگرینی» در اعتراض به «تحریم‌های جدید سنا».

این رویکرد همدلانه به گونه‌ای بوده است که برای مثال عده‎ای از مخاطبان، مثنوی انتخابات با عنوان «جشن جمهوریت» -که پیش از تأیید رسمی انتخابات ریاست جمهوری اخیر توسط شورای نگهبان سروده و اجرا شد- را هواداری محض از دکتر حسن روحانی تلقی کردند، به خاطر ابیاتی چون:

هست ملت همه یار تو، چه باک از دشمن

همه هستیم کنار تو، چه باک از دشمن

نکته جالبی از احتیاط و و روحیه فراجناحی آقای مطیعی که باید متذکر شوم این است که در بیتی از همین شعر عید فطر، آنجا که به موضوع «بیست‎سی» پرداخته بودیم، از استعاره‎ای برای نشان دادن ناکارآمدیِ نسخه‌های غربی تعلیم و تربیت استفاده شده بود، اما آقای مطیعی با این استدلال که از این بیت ممکن است جسارتی به رئیس جمهور محترم برداشت شود (با اینکه ابیات قبل و بعد کاملاً مرجع این استعاره را که غربیان هستند روشن می‌کرد) و موجب سوءاستفاده شود، این بیت را حذف کرد.

«بیست سی» چیست که تعلیم جهان، از دل ماست

هان که جمهوری اسلامی ایران اینجاست

اگر از غرب رسد نسخه، خودش بیماری ست

قرص خواب است ولی چاره ما بیداری ست

«نور خورشید طلب حاجت مهتابی نیست

که دوا در کف هر دکتر قلابی نیست!»

چنانچه می‎بینید معنای استعاره «دکتر قلابی» در بیت سوم کاملا روشن است و به نسخه‎نویسی بیگانگان برای فرهنگ سرزمین ما اشاره دارد، اما با اینحال آقای مطیعی برای رعایت چنین احتیاط‎هایی از خواندن آن سر باز زدند.

سخن آخر اینکه، از نقد برادرانه نباید ترسید، آنچه ترس دارد و به نقدهای تند و مغرضانه دامن می‎زند، سرکوب و تحریف هرگونه نقد منصفانه است.

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

تحلیل ساختاری و محتوایی شعرخوانی عید فطر 1396

«حمایت از روحانی یا حمایت از داعش؟!»

 

 

 

موسیقی 2002 -  بنا به نوشتۀ "رجانیوز"، در پی هجمۀ زنجیرواری که پس از مراسم عید فطر به شعرخوانی دکتر میثم مطیعی انجام شد، حسن صنوبری از شاعران و منتقدان ادبی کشور در یادداشتی به تحلیل ساختاری محتوایی این شعر و نیز حواشی رسانه‌ای و سیاسی این شعرخوانی و پیام‎هایش پرداخته است. یادداشت صنوبری را در ادامه می‌خوانید:

 

«حمایت از روحانی یا حمایت از داعش؟!»

«تحلیل ساختاری و محتوایی شعرخوانی عید فطر 1396»

 

یک

قال مولانا امیرالمومنین :

قل الحق، و لو علی نفسک

ننوشتن این یادداشت را شرافتم، اقتضاء نمی‎کرد. 

 

دو

قضاوت کار بدی نیست، وظیفۀ هر انسان اخلاق‌مداری در بسیاری از مواقف قضاوت است، آنچه نکوهیده است قضاوت شتاب‌زده و برداشت سریع، بی‎تأمل و بی‎تحقیق است. در ماجرای «آتش به اختیار» ابتدا دیدیم بعضی از دوستان روشنفکر و در نهایت بعضی از حضرات ظاهرا حزب‎اللهی هم سخن رهبری را حتی یک‎بار کامل گوش نداده بودند و اقدام به قضاوت، برداشت شخصی، مخالفت‎های آشتین و موافقت‎های شدید کردند. امری که باعث شد روز گذشته، آیت‎الله خامنه‎ای رهبر فرزانۀ انقلاب در خطبه‎های نماز جمعه این استعاره را دوباره توضیح دهد، و فرصتی از فرصت‎های جهان اسلام به خاطر این کژفهمی‎ها محدود شود، در حالیکه ایشان در سخنرانی اولشان هم منظور فرهنگی خود را واضح بیان کرده‎بودند.

بدا به حال جامعه‎ای که پیش از تامل و تفکر و تحقیق، اقدام به موضع‎گیری و اعلام نظر می‎کند. بدا به حال گروهی که تلاشی برای فهم حقیقت نمی‎کند و علیهش موضع می‎گیرد. شاید مشکل این است که اظهارنظر سریع و به‎روز، به‎خودیِ خود در جامعۀ رسانه‎زدۀ ما فضیلت انگاشته شده است. شاید هم مشکل به خاطر دشواری‎های زندگی و معیشت است که از ما فرصت تفکر و تحقیق را گرفته، و البته مشکل بعضی هم همان مشکلی قدیمیِ همرنگی با جماعت از ترس رسوایی‎ست: و بدا به حال گروهی که حقیقت و مظلومیتش را می‎فهمد اما از بیان آن و دفاع از آن می‎هراسد.

 

سه

هنگام شعرخوانی صبح عید فطر آقای دکتر مطیعی من هم در

/ 0 نظر / 44 بازدید