حمید غلامعلی : گاهی شرم می کنم اسمی از موسیقی پاپ ببرم

انتقادها ، حسرت ها ، اعتراض ها ، راهکارها ، گلایه ها و دردل های یک صدای خاطره انگیز ؛ 

گفت و گویی تفصیلی با «حمید غلامعلی» ، خواننده باسابقه و توانمند پاپ :


- وقتی صدا و سیما در عرصه مدیریت فرهنگی پای خودش را در تولید موسیقی و سلیقه سازی مردمی ، کنار کشیده می خواهی ابتذال وارد جریان موسیقی نشود

- حتی بازار لس آنجلسی نیز تاثیری در مشی و روند اخلاقی نسل های دهه  60 و 70 نتوانست بگذارد اما نسل امروز یعنی دهه هشتادی عملا تحت تاثیر موسیقی زیر زمینی هستند

- قشر مذهبی دوباره به موسیقی بدبین شده اند

- اوایل که ما کار می کردیم واقعا هیچ کدام تصور نمی کردیم که یک روزی دوباره کار به اینجا برسد ؛ یعنی به جایی که در ابتذال از لس آنجلس پیشی گرفتیم

- افرادی که خیلی از کارهای مبتذل را اجرا کردند، همچنان آزادانه دارند کار می کنند!

- به جایی رسیده است که آدم نمی داند این کاری که دارد پخش می شود، لس آنجلسی است یا داخل کشوری تولید شده؟ مجوز دارد یا ندارد؟!

- الان وضع موسیقی در داخل به جایی رسیده که گاهی واقعا شرم می کنم اسمی از موسیقی پاپ ببرم

- ای کاش آلبوم دهاتی شادمهرعقیلی در آن زمان مجوز نمی گرفت و یا حداقل محدودتر می شد

- ای کاش واقعا در مورد موسیقی یک تصمیمات درستی گرفته شود ، می دانم دیر شده و مسئولان فرهنگی اصلا حوصله شنیدن ندارند

- الان هرکسی به خود اجازه می دهد خود را آهنگساز و تنظیم کننده بداند

 

 

چه طوفانی رخ داد که در ابتذال از لس آنجلس پیشی گرفتیم / دهاتی شادمهر عقیلی نباید مجوز می گرفت / گاهی شرم می کنم نام موسیقی پاپ را ببرم / مذهبی ها دوباره به موسیقی بدبین شده اند

 

 

«موسیقی 2002»: "حمید غلامعلی" ، خواننده باسابقه و توانمند پاپ کشور است و جزو نخستین پاپ خوان های پس از سال های دفاع مقدس محسوب می شود. وی در دهه 70 جزو فعال ترین خواننده های کشور بود و چندین آلبوم مستقل و گروهی با صدای وی منتشر شد. وی همچنین خوانندگی چندین تیتراژ فیلم سینمایی و سریال های تلویزیونی را نیز در کارنامه هنری خود دارد.

به گزارش موسیقی 2002 ، غلامعلی از اوایل دهه 80 عملا از عرصه موسیقی پاپ کشور کنار کشید و طی حدود 15 سال اخیر صرفا برخی تک قطعات را در واحد موسیقی و سرود صدا و سیما اجرا نموده است.

حمید غلامعلی که یکی از توانمندترین پاپ خوان های ایران محسوب می شود به تازگی گفت و گویی تفصیلی با مشرق انجام داده است که متن کامل آن با ویرایش صورت گرفته توسط «موسیقی 2002» در ادامه می آید:

 

 

چه اتفاقی افتاد که ناگهان از فعالیت های موسیقیایی کناره گرفتید؟ شما خواننده پرکاری در دهه هفتاد و نیمه اول دهه هشتاد بودید. این کناره‌گیری چگونه اتفاق افتاد و دلیلش چیست؟
اولاً «دست زیاد شده است»! (شوخی) شغل اصلی من چیز دیگری است من خواننده نیستم (بازهم شوخی) همه دوستان می دانند که من کارمند بانک هستم و آدم حسابگری هستم (شوخی سوم). فعالیت هنری، یعنی همین خوانندگی، حرفه فرعی بنده است. خب آن موقع که فعالیت می کردم، بیشتر کارهایی را که در واقع مربوط به صدا و سیما بود اجرا می کردم. یک زمانی مرکز موسیقی (که البته الان تبدیل به چیز دیگری شده است)، واحد موسیقی فعالی در مجموعه رادیو و تلویزیون بود. به هرحال واحد موسیقی فعال بود و تولیدات صدا و سیما خیلی زیاد. شاید من هفته ای یک کار را اجرا می کردم که از بین آنها، تعدادی هم کارهای شاخصی می شد و بیشتر پخش می شد، برخی از کارها هم فقط در آرشیو می ماند.

 

دقیقا چه سال هایی شروع به کار کردید؟ یعنی منظورم این است که آغاز موسیقی پاپ چگونه شکل گرفت؟
من از سال 72 فعالیت خود را به صورت رسمی تر آغاز کردم. از سال 63 که در رادیو به عنوان خواننده گروه کر فعالیتم را شروع کردم اما آن زمان، گروه کر کودک و نوجوان بودیم و بعد به گروه بزرگسالان پیوستیم و کم کم سال 72 اولین کارهای خودم را اجرا کردم یعنی به عنوان تک خوان، یا خواننده اصلی.


 
آن زمان در بانک هم کار می کردید؟

من از همان سال 72 هم من وارد بانک شدم یعنی قبل از آن سال، در صدا و سیما کار می کردم، در قسمت تهیه کنند‌گی در شبکه دو سیما. ولی بعد از آن وارد بانک شدم و همزمان در سال 72 اولین کارهای سولو را اجرا کردم که برای یک سری از مجموعه های تلویزیونی بود. اولین کارم را برای روز میلاد حضرت فاطمه (س) و روز مادر اجرا کردم که برای یکی از برنامه های تلویزیونی شبکه دو بود که آقای کلانتری، تهیه کننده برنامه بود و کار خیلی خوبی هم شد، مردم دوست داشتند و پسندیدند و از آن سری کار، ما چند کار دیگر، شبیه آن را در مجموعه های دیگر اجرا کردیم که آهنگسازی آن را برادرم آقای علی غلامعلی انجام دادند.


علی آقا همان برادر ارجمند شما هستند که دوست جناب میرشکاک هستند و ما ایشان را عمدتاً با جناب قلندر می بینیم ؟
بله – ایشان با آقای میرشکاک رابطه صمیمانه ای دارند.



اولین آلبوم چگونه وارد بازار شد ؟
اولین آلبومی که ارائه دادیم از طریق شرکت پیام بود، سال 76 یا 77 بود (به گمانم). من یک کار سینمایی را اجرا کردم به نام «حامی». تیتراژ غریبانه بعد از «حامی» بود. اولین فیلم سینمایی که من برای آن آهنگ خواندم، فیلمی بود به نام «حامی» که این آهنگ هم در مورد مادر بود، منتها شکل متفاوت تری داشت. آهنگسازش مرحوم «حسین واثقی» بود با تنظیم آقای امیر جاویدان و شعری از آقای اکبر آزاد  که خیلی آهنگ قشنگی بود و مردم روی فیلم، خیلی پسندیدند و آقای ترابی از شرکت پیام، با شنیدن این کار، علاقمند شد با من کار کند. خلاصه من چند آلبوم را با آقای ترابی از شرکت پیام کار کردم که زمینه ساز همه آنها، همین آهنگی بود که برای فیلم «حامی» اجرا کردم. که یکی از اولین فیلم هایی هم بود که آقای امین حیایی در آن بازی می کرد. بعد از سال 77-76 که اولین آلبوم ها را بیرون دادم، فعالیت های صدا و سیمایی من هم زیادتر شد. با توجه به اینکه در آن زمان، واحد موسیقی تلویزیون، فعالیت تولید موسیقی را زیاد انجام می داد و خب عرض کردم که هفته ای یک کار، یا دو هفته ای، یک کار را اجرا می کردم.


یعنی همزمان در بانک هم مشغول بودید؟

بله. خیلی از مواقع تا صبح در استودیو بودم و از همان جا می رفتم سرکار. یعنی اصلا برای من خستگی نداشت چون هر چه در اداره، خسته می شدم، با فعالیت هنری و موسیقی، خستگی از تنم بیرون می رفت.



آن زمان ازدواج کرده بودید؟
بله. در واقع همه این اتفاقات همزمان شد، من در سال 72 ازدواج کردم، وارد بانک شدم و اولین کارهایم را خواندم. یعنی سال 72 برای من یک شروع در تمام این زمینه ها بود.

 

پس سال 72 بهترین سال زندگیتان بود!
شاید بتوان گفت بله. بهترین سال زندگی من بود.



با این همه مشغله ای که داشتید، خانواده تان شاکی و ناراحت نمی شدند؟

خیر. چون همسرم به این کار علاقمند بود، البته موزیسین نیست؛ اما خیلی شنونده خوبی بود و همیشه دوست داشت و کارهای من را دنبال می کرد، انتقاد می کرد، پیشنهاد می داد، خیلی از جاهایی که برنامه اجرا می کردم ، با من همراه بود و می آمد. به هرحال این کار را دوست داشت. البته برای من خستگی جسمی داشت؛ اما در واقع خستگی های روحی ام را با این کار از بین می بردم.

تا سال 86-85 هم فعال بودم اما کم کم از زمانی که تولیدات خارج از صدا و سیمایی افزایش یافت و از زمانی که دیجیتال وارد عرصه تولید موسیقی شد، واحد موسیقی که قدرتی پیدا کرده بود، تبدیل شده بود به مرکز موسیقی، یعنی یک مرکزیت جدا از سازمان پیدا کرده بود. این مرکز به جای اینکه بخواهد فعالیت های خود را بیشتر بکند و نوعی رقابت ایجاد بکند با کارهایی که بیرون از صدا و سیما انجام می شود (می دانید که در همه کشورها، رادیو و تلویزیون، قویترین ارکسترها را دارند و همه خواننده ها و نوازننده ها دوست دارند که کارهایشان از طریق تلویزیون پخش بشود، به نوعی با آنها همکاری بکنند) اما متأسفانه در کشور ما هرچه که تولیدات خارج از صدا و سیما زیاد شد، صدا و سیما خود را از قضیه موسیقی کنار کشید و واحد موسیقی سازمان صدا و سیما که تبدیل به مرکز موسیقی شده بود، الان تبدیل به دفتر موسیقی شده است. یعنی عملا دیگر هیچ تولیدی ندارد و نمی دانم عملا چه کار خاصی آنجا انجام می شود! شاید یک تعدادی از کارهایی که بیرون تولید می شود را تصویرگذاری می کنند یا نهایتش این است که برای پخش یا عدم پخش یک تعدادی از آثار.


الان این وضعیتی که ما می بینیم که موسیقی از تلویزیون پخش نمی شود به خاطر این است که آن مرکز تبدیل به دفتر شده است؟ چون عدم پخش موسیقی سلامت از سیما منجر به سلیقه سازی بیرون از سازمان شده که فوق العاده مبتذل است. مجاز و غیر مجاز هم فرقی نمی کند.
این مرکزی که الان دفتر شده اصلا فعال نیست. البته موسیقی پخش می شود، دائما موسیقی پخش می شود ولی تمام کارهایی که پخش می شود، آثاری است که خارج از سازمان صدا و سیما  تولید شده است.

 

تعدادش محدود است و قطعا قدرت بازار بیرونی موسیقی نباید قوی تر از داخل سازمان باشد؟

قبلا هم همین طور بود، یعی قطعاتی که بیرون از سازمان صدا و سیما تولید می شود اغلب برای پخش در رسانه ملی مناسب نیست. ممکن است از هر آلبومی که از ارشاد مجوز می گیرد دو یا سه تا از آنها، برای پخش در تلویزیون مناسب باشد. تازه این موضوع تشریحی از وضعیتی است از دوران فعالیت های امثال بنده. تازه ما خیلی حواسمان جمع بود و اشعاری را انتخاب می کردیم که در محدوده پخش صدا و سیمایی هم می گنجید ولی باز با این وجود، همه آن کارها را نمی شد پخش کرد. الان هم همین طور است، ممکن است روزی هزار تا کار تولید کنند که شما حتی یک نمونه اش را در صدا و سیما نشنوید. مردم خودشان CD خواننده ها را می خرند و گوش می دهند. صدا و سیما هم برخی از آنها را که قابلیت پخش دارد، پخش می کند و خودش هم هیچ تولیدی ندارد. یعنی رسانه ملی، سازمانی با این همه عظمت، تبدیل به مصرف کننده شده است. یعنی به جای اینکه قوی ترین تولید کننده موسیقی باشد، به جای اینکه یک ارکستر قوی داشته باشد و دائما فعال باشد، عملا خود را از کار کنار کشیده و هیچ تولیدی ندارد. وقتی قدرتمندترین رسانه در ایران، در عرصه مدیریت فرهنگی پای خودش را در تولید موسیقی و سلیقه سازی مردمی، کنار کشیده می خواهی ابتذال وارد جریان موسیقی نشود. می خواهی موسیقی زیرزمینی نباشد!

چه استدلالی برای چنین سیاست گذاری غلطی در سازمان وجود دارد؟

والله من دلیل این سیاستگذاری را نمی دانم! شاید فکر می کنند که دیگر نیازی به تولیداتشان نیست. یعنی نیازی به تولید نیست و با همان تولیداتی که در بیرون از سازمان انجام می شود، اموراتشان می گذرد و دیگر نیازی به هزینه کردن نیست. الان یکی دوسال است که مرکز موسیقی تبدیل به دفتر موسیقی اتفاق افتاده است. این عقب نشینی صدا و سیما، در رشد این موسیقی زیرزمینی نقش به سزایی داشته است. یعنی زمانی که سازمان فعالیت گسترده ای داشت و در حوزه موسیقی  حرف اول را می زد، انحصار سلیقه مخاطب را در دست داشت. اما زمانی که رقابت ایجاد می شود بین صدا و سیما و افراد دیگری که خارج از این مجموعه کار می کنند، (چه مجاز و چه غیر مجاز) عملا این رقابت باید موجب شود که سازمان، فعالیت هایتش را افزایش دهد. حداقل اگر قبلا 10 تا کار می ساختند و از  از بین این 10 تا اثر 2 نمونه پخش می شد الان می توانستند شاخص تر کار کنند، تعدادش شاید کمتر می شد و هزینه کمتری داشت. اما عدم رقابت با بازار خارج از سازمان سبب شده موسیقی با کیفیت پایین تری بازار و سطح سلیقه مخاطبان را در دست بگیرد. نمی دانم این حرف چقدر برای مسئولان فرهنگی جدی است؛ اما تغییرات اساسی در حوزه پوشش و رفتارهای نسل جوان را عملا موسیقی کنترل می کند و این بازار را موسیقی زیر زمینی در دست دارد. حتی بازار لس آنجلسی نیز تاثیری در مشی و روند اخلاقی نسل های دهه  60 و 70 نتوانست بگذارد اما نسل امروز یعنی دهه هشتادی عملا تحت تاثیر موسیقی زیر زمینی هستند. از این رو من خیلی نگران و دلواپس شرایط کنونی هستم.


پس به نظر شما مرکز موسیقی سازمان صدا و سیما مقصر اصلی رشد جریان موسیقی زیر زمینی است. آیا عوامل دیگری هم دخیل هستند؟
لزوما یکی از دلایل رشد موسیقی زیر زمینی می تواند باشد. پس از بروز صنعت دیجیتال در عرصه موسیقی، یک نفر به تنهایی می تواند هم آهنگساز باشد و هم شاعر باشد و هم نوازنده باشد. یعنی دیجیتال کمک کرده است که از استودیوهای بیرون بی نیاز بشوند و هزینه را پایین بیاورند. خیلی از کارها را هم که خود دستگاه و کامپیوتر انجام می دهند. یعنی یک نفر می تواند یک آلبوم را یک نفره تولید کند. شما دقت کنید اغلب تولیدات موسیقی زیر زمینی توسط افراد انجام می شود. کما اینکه می دانیم بخش بزرگی از جریان موسیقی زیر زمینی به تنهایی کار می کنند، تنظیم و شعر و آهنگسازی و خوانندگی و همه چیز هم از خودشان است.


پایانی برای موسیقی زیر زمینی می توان متصور شد ؟
مردم هنوز از این موسیقی اشباع نشده اند. به نظر من به خاطر اینکه یک مقدار محدودیت برای موسیقی در یک مقطعی ایجاد شده بود، مردم بعد از اینکه آن محدودیت ها کمی برداشته شد، حالا به واسطه موسیقی های زیر زمینی یا فعالیت موسیقی پاپ، رو آوردند به این سبک موسیقی. خب جوانان هم که قاعدتا ریتم و سر و صدا و شلوغی موسیقی برایشان ارزشمندتر است تا اینکه به محتوای شعر بخواهند خیلی اهمیت بدهند! به هرحال دوران جوانی است و دوران جنجال! من دیده ام خیلی از جوانان ، به موسیقی های رپی که من وقتی گوش می دهم واقعا سرسام می گیرم علاقه دارند. یعنی من حمید غلامعلی با بیش از سی سال فعالیت در حوزه موسیقی، هنوز رپ را درک نمی کنم.



شما اصلا رپ را موسیقی می دانید؟

من قبلا هم گفته ام که رپ در واقع یک نوع دکلمه ریتمیک است. یعنی شما با ریتم دارید دکلمه می کنید، اصلا خوانندگی نیست، خود خارجی ها هم وقتی می گویند رپر، یعنی رپر را از خواننده جدا می دانند. رپ یک نوع خاصی از موسیقی است که اصلا با فرهنگ ما زیاد جور نیست ولی خب به هرحال الان بین جوانان جا باز کرده و خیلی هم طرفدار دارد. من هیچوقت نه وارد قضیه موسیقی رپ شدم و نه به عنوان یک موسیقی کامل به موسیقی رپ نگاه کردم. به هرحال یک زیر گونه خاص از موسیقی است ولی همان طور که عرض کردم، دکلمه ریتمیک است. یعنی دکلمه ای که شما با یک ریتم همراهش می کنید و می خوانید.

 

در آن بازه زمانی که در موردش حرف می زنیم، یعنی از سال 72  تا زمانی آقای علی لاریجانی از تلویزیون رفت، بزرگترین و بهترین مرجع برای تولید موسیقی تلویزیون بود. الان این وضعیت کنونی، این موسیقی هایی که بیرون از سازمان تولید می شود که شما می شنوید خودتان چه تحلیل و استنباطی دارید؟
من از ابتدای انقلاب در حوزه موسیقی کار کردم، حالا با من عده زیادی بودند که می شود گفت نسل اولی های پاپ بعد از انقلاب هستیم. ما واقعا تصمیمی که داشتیم این نبود که شرایط فعلی پیش آید. یعنی امیدمان این بود که یک موسیقی را شروع کنیم که واقعا فاصله پیدا کند با آن چه که از قبل از انقلاب در ذهن مردم وجود داشت. البته نمی خواهم بگویم کل موسیقی قبل از انقلاب بد بود. خیلی از آثار آن دوره مثل فرهاد و مازیار آن موقع هم شاید کارهای خوب ساخته می شد. ولی یک ذهنیتی در اذهان مردم به خصوص افرادی که خیلی مذهبی تر بودند ایجاد شده بود که دیدگاه خوبی نسبت به موسیقی نداشتند. ما با توجه به اینکه اوایل انقلاب، آن زمان که حضرت امام (ره) در مورد سرود شهید مطهری، مستقیما اشاره کردند که این سرود اشکالی ندارد و موسیقی به کلی حرام نیست، یعنی موسیقی را مثل یک ابزار در خدمت جامعه توصیف کردند که می تواند هم تأثیر مثبت داشته باشد و هم تأثیر منفی. اینجا یک حرکت مثبتی بود که باعث شد موسیقی از آن حالت قبلی، خارج شود. یعنی کم کم آهنگسازها توانستند آثاری برای سولوخوانی را تولید کنند. سولوخوانی شروع شد و موسیقی دیگر با ترس و لرز اجرا نمی شد. کم کم موسیقی جا باز کرد و مردم هم متوجه شدند موسیقی پاپ به سمت و سوی بهتری رفته است.


الان عدم فعالیت شما به خاطر این آشفتگی است یا مربوط به مسائل دیگری است؟

خب یکی از دلایلش همین است و یکی از دلایل دیگر این است که من مشغله کاری ام اجازه نمی دهد که خیلی از کارها را انجام دهم از طرفی هم عدم فعالیت مرکز موسیقی در زمینه تولیدات، روی کار من و خیلی از افراد دیگر هم اثر گذاشت.



مثلا چه افراد دیگری؟
مثلا آقای بیژن خاوری.


یکی از سوپراستارهای تلویزیون در آن زمان.

بله در واقع شاخص های این موسیقی بعد از انقلاب بودند.



یعنی با یک صدا از بیژن خاوری، و چند تا کلیپ از دریا، کلی مخاطب برای موسیقی پیدا می شد و اگر خاطرتان باشد، تولیدات مرکز موسیقی، توسط مردم روی کاست ها ضبط می شد و فروخته می شد.

بله. مثلا خود آقای مهرداد کاظمی از اولین خواننده هایی بود که هم سرودهای انقلابی می خواند و هم جزو اولین های موسیقی پاپ هم هستند. یعنی پاپ هم اجرا کرده اند. ایشان هم از خواننده هایی بودند که اغلب تولیدات صدا و سیما را اجرا می کردند یعنی کارهایشان محدود شده بود به کارهایی که تولید مرکز موسیقی بود. خیلی بندرت پیش می آمد که خودش دنبال کاری برود. افرادی که در آن زمان کار می کردند (من کوچکترین شان بودم) مثلا دکتر اصفهانی هم تقریبا هم‌دوره ای ما هستند، می بینید که فعالیت ایشان هم به نسبت خیلی کم شده است. یعنی کارهایی که قبلا انجام می داد، آلبوم هایی که قبلا از ایشان پخش می شد الان می بینیم که خیلی بندرت اتفاق می افتد که اثر جدیدی از ایشان پخش شود. کلا روی کار همه بچه ها تأثیر گذاشته است. از طرف دیگر، شرکت هایی که تولید می کنند، دیگر روی این قضیه سرمایه گذاری نمی کنند.



کسی روی موسیقی سالم در بازار رقابتی خارج از سازمان صدا و سیما سرمایه گذاری نمی کند؟

اصلا کلا روی تولید موسیقی سرمایه گذاری نمی شود. یعنی الان با توجه به اینکه تولید موسیقی خیلی راحت شده است، خیلی ها می گویند شما برو کار خودت را تولید کن، بیاور، اگر من پسندیدم از تو می خرم. یعنی پروسه تولید قبلا به شکل دیگری بود، می آمدند و سفارش کار می دادند و می گفتند شما مثلا 10 تا کار بساز و بعد یا می گفت کل هزینه تولیدش با من و دستمزد شماهم این قدر است یا مثلا کل کار را می سپرد به خواننده یا آهنگساز. الان به گونه ای شده است که می گوید اول کار خودت را انجام بده، هزینه ات را هم بکن، اگر من پسندیدم از تو می خرم. چرا؟ به خاطر اینکه تولیدات خیلی زیاد شده است. از طرفی دیگر کسی برای ارکستراسیون سرمایه گذاری نمی کند. هزینه ارکستر را کسی تقبل نمی کند. به خاطر اینکه همان کار دارد با دستگاه های دیجیتال انجام می شود. حالا برای شنونده هایی مثل مردم عادی خیلی فرقی نمی کند که این سازی که پخش می شود، ساز نیست و صدای مصنوعی است.


شما گفتید آدم مذهبی هستید و بی تعارف بخواهیم بگوییم با انگیزش های انقلابی چون وارد موسیقی شده اید. خودتان الان کار نمی کنید، عقب نشسته اید ولی هنوز آن تکلیف و مسئولیت را احساس می کنید. آیا فکر می کنید این فضای مبتذل و این بازار مکاره باعث شده است که دوباره  .....

بله. دقیقا همین اتفاق افتاده و اقشار مذهبی دوباره به موسیقی بدبین شده اند. داشتم عرض می کردم که اوایلی که ما کار می کردیم واقعا هیچ کدام تصور نمی کردیم که یک روزی دوباره کار به اینجا برسد. یعنی به جایی که در ابتذال از لس آنجلس پیشی گرفتیم. یعنی کارهایی که ما الان می شنویم، اصلا اشعاری که گفته می شود (کاری به موسیقی اش ندارم) آن چیزی که خواننده دارد می خواند اصلا گفتنش هم خجالت آور است چه برسد به اینکه بخواهد در یک شعر بخواند و همه بشنوند. اصلا تصور نمی کردم روزی کار به اینجا برسد و امید همه ما این بود که موسیقی خوبی را داریم شروع می کنیم که آن عده ای که واقعا موزیسین هستند بیایند و به این جریان بپیوندند و البته تا یک زمانی هم، کار خیلی خوب پیش می رفت. تا زمانی که مثلا مرحوم بیات کار می کرد و کارهای شاخص هم انجام می داد تا مثلا دوستانی که خیلی جوان هستند مثل آقای محمدرضا عقیلی که من خیلی با ایشان کار انجام دادم. همه این افراد داشتند کار می کردند و فعالیت های خوبی انجام می دادند و هم از موسیقی الکترونیک استفاده می کردند و هم در واقع از سازهای اکوستیک استفاده می کردند. اما نمی دانم واقعا چه اتفاقی افتاد، چه طوفانی در موسیقی رخ داد که از لس آنجلس پیشی گرفتیم!

 


فکر نمی کنید بخشی از این طوفان مربوط به بی مسئولیتی مسئولانی باز می گردد که متولی موسیقی بودند؟
واقعا هیچ برخوردی با این قضیه نشد. یعنی من نمی خواهم بگویم موسیقی های زیر زمینی کلا بد است یا کلا خوب است ولی هیچ خط مشی یا چارچوبی برای این قضیه تعیین نشد. افرادی که خیلی از کارهای مبتذل را اجرا کردند، همچنان آزادانه دارند کار می کنند! حداقلش این بود که یک مقدار جلوی کار آنها گرفته شود یا اگر می خواهند زمینه فعالیتشان ادامه پیدا کند به آنها بگویند که در یک زمینه درستی فعالیت کنند. هیچ چارچوبی برای آنها تعیین نشد. همین طور این کارها دارد پخش می شود و هیچکس هم جلوی آن را نمی گیرد و صدا و سیما هم به عنوان متولی اصلی به جای آن که بخواهد تولیدات درستی را ارائه بدهد به مردم، کناری نشسته و هرکدام را که بخواهد، پخش می کند و هرکدام  بخواهد پخش نمی کند. واقعا هم بحث سلیقه سازی برایشان مهم نیست.



مقصر اصلی از نظر شما کیست؟
یکی از مقصرین تلویزیون است و دیگری ارشاد چون در یک مقطعی، مجوزهایی را داد که نباید می داد. البته این نظر شخصی من است.



کدام مقطع؟
من نمی خواهم اسم ببرم.


با پرده گوشی به جایی نمی رسیم. لطفا بدون روتوش و شفاف تر مسائل را با بنده در میان بگذارید.

حدودا شاید بتوان گفت اول دهه 80 که آن چیزهایی که ما فکرش را نمی کردیم یک روزی مجوز بگیرند، مجوز گرفتند. من در مورد اولین آلبوم خودم بگویم، اگر الان شما آن کارها را گوش کنید می بینید که اصلا چیز خاصی نیست یعنی از خیلی از چیزهایی که الان دارد پخش می شود، ساده تر بود. حتی از تولیدات خود صدا و سیما که آن اوایل تولید می کرد هم ساده تر بود ولی با وجود این سادگی همین کار ، 9 ماه در وزارت ارشاد گیر کرد و مجوز نگرفت! حالا آن رویکرد در وزارت ارشاد و آن سختگیری که خیلی بیش از اندازه هم بود، به جایی رسیده است که آدم نمی داند این کاری که دارد پخش می شود، لس آنجلسی است یا داخل کشوری تولید شده؟ مجوز دارد یا ندارد؟ خب این مسائل روی موسیقی خیلی تأثیرگذار بود. ما باید ببینیم خوراک موسیقی مردم از چه طریقی به آنها می رسد و نقش ارگانها و یا رسانه بزرگی مثل صدا و سیما در این قضیه چیست؟ واقعا حفظ و اشاعه موسیقی سالم، از طریق چنین ارگانهایی باید انجام شود. وقتی خوراک سالم به کسی داده نشود، دیگر هر خوراکی را می پذیرد. بنظرم صدا و سیما و وزارت ارشاد در این قضیه خیلی کوتاه آمدند.

 


از چه زمانی کوتاه آمدند؟ دلایلش فکر می کنید چه بوده است؟

مسئله موسیقی از اول انقلاب، یک خط قرمز داشت. یعنی خیلی ها  به خاطر اینکه نمی خواستند وارد این قضیه بشوند ، همان کناره گیری که کردند، کار را بدتر کرد. خیلی ها از اول گفتند کاملا حرام است! که واقعا نمی شود روی این حرف تاکید کرد. خیلی ها هم گفتند که خب اگر می خواهد استفاده شود باید در زمینه درستی استفاده شود ولی هیچ الگوسازی درستی وجود نداشت. یعنی هیچ چارچوب قاطعی برای این قضیه وجود نداشت. یک کاری که امروز ممکن بود رد شود اما فردا با سلیقه یک نفر دیگر، پذیرفته می شد! این قضیه خیلی قانونمند نبود ولی باز هم عرض می کنم که این قضیه، عوامل زیادی داشت.
من از ابتدا هم در تمامی بحث و اظهار نظرهایی که حول موسیقی وجود داشت این مسائل را مطرح کرده ام اما گوش شنوا وجود نداشته و ندارد. نه اینکه بخواهم مستقیم به سراغ مسئولی بروم و این قضیه را مطرح کنم اما در محافل هنری که حضور داشتم، مطرح می شد و به گوش مسئولان رسانده می شد. اما هیچ تأثیری ندارد یعنی موج خروشان و مخرب موسیقی زیر زمینی که الان به این نقطه رسیده که اشاعه دهنده فرهنگی ناهمگون با فرهنگ ماست قطره قطره شروع شده و به اینجا رسیده است، ناگهانی به اینجا نرسیده. متأسفانه هر چیزی هم که به این موج اضافه شد، در جهتی بود که حرکت مخالف را ایجاد می کرد. هیچکس نخواست یک سعی و تلاشی بکند که جلوی این قضیه را تا حدی بگیرد. تکنولوژی آمد، صدا و سیما خودش را کنار کشید، وزارت ارشاد هم مجوزهایی را داد که نباید می داد، خب جوانان هم که گرایش به این نوع از موسیقی پیدا کردند و همه این موارد دست به دست هم دادند و موسیقی به جایی رسیده است که به سادگی نمی توان آن را جمع کرد.

 


من فکر می کنم که منافع ملی ما بستگی عجیبی به فرهنگ عامه ما دارد و این موسیقی مبتذل زیر زمینی در واقع فرهنگ عامه ما را تحت تأثیر قرار می دهد.
بله. اولا باید یک سندیکا یا شاید یک صنفی برای موزیسین ها تشکیل شود. چیزی مثل خانه هنرمندان یا مثلا خانه نمایش یا تمام چیزهایی که برای سینماگران ایجاد می شود و بعد جلوی آن را می گیرند.



چرا این کار را در دهه 80 انجام ندادید؟ چرا سندیکایی مثل خانه سینما درست نکردید؟ تا هرکسی نتواند ورود پیدا کند.

/ 1 نظر / 27 بازدید
ali

ممنون خیلی مصاحبه خوبی بود. دمتون گرم که مصاحبه های این نسل رو کار می کنید.