نفس تازه کنیم ؛ اثری با صدای حامد زمانی و شعر قابل تامل محمدکاظم کاظمی

انتشار چهار قطعه موسیقی با مضامین ارزشی :

«نفس تازه کنیم» با صدای حامد زمانی و شعر قابل تامل محمدکاظم کاظمی

«امید ما» با صدای پیمان بیات و موسیقی سیدبهنام ابطحی

«بی قرار» با صدای محسن چاوشی و نماهنگی ساخته برادران بوشهری

«رسم انتظار» با صدای پویا بابایی و شعری از محمدمهدی سیار

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

خسته منشین که حدیبیه حنینی دارد ، عاقبت صلح حسن جنگ حسینی دارد / ارائه ای از باشگاه ترانه و موسیقی راه ، به مناسبت سالروز ولادت حضرت صاحب الزمان (عج) ؛

قطعه «نفس تازه کنیم» با صدای حامد زمانی منتشر شد

 

 

767767456464645456456 

 

 

«موسیقی 2002»: چهارشنبه سیزدهم خرداد ماه ، قطعه "نفس تازه کنیم" با صدای حامد زمانی منتشر شد.

به گزارش موسیقی 2002 ، نفس تازه کینم سروده ای قابل تامل و متفاوت از محمد کاظم کاظمی ، شاعر نام آشنا است. ساخت ملودی این اثر برعهده حامد زمانی بوده و امیر جمال فرد به تنظیم آن پرداخته است.

در این اثر موسیقایی با بیان برخی از ضعف های موجود و عبرت گرفتن از بعضی وقایع تاریخی به موضوع انتظار از زاویه ای متفاوت تر نسبت به سایر آثار پرداخته شده است.

گفتنی است ، باشگاه ترانه و موسیقی راه وابسته به دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی تهیه کننده قطعه نفس تازه کنیم است.

بنا به نظر موسیقی 2002 ، نفس تازه کنیم که از شعری متفاوت و قابل تامل برخوردار است در بخش ملودی و تنظیم نتوانسته حق مطلب را ادا کند و عملا این موسیقی نمی تواند کمکی به این کلام بکند و بهتر است این شعر با یک ملودی و تنظیم مناسب تر و مطلوب تر ارایه گردد.

 

متن شعر

 

با خبر باش که هنگامه استقبال است‌

سیصد و سیزده آئینه و یک تمثال است‌

***

خسته ای گفت که زاریم، ز ما در گذرید
هفت سر عائله داریم، ز ما درگذرید

پای از این جاده بدزدید، سلامت این است
نشنیدید که گفتند سفر سنگین است؟

و کسی گفت: بخسپید، فرج در پیش است
کربلا را بگذارید که حج در پیش است 

 *** 

ای جماعت نه اگر بیش، کمی عار کنید

کی شما روزه گرفتید که افطار کنید؟

دل مبندید که صد فتنه در این پنهان است
این همان قصه اسلام ابوسفیان است

محرمان بایدشان سیلی شاید خورده

و عمل قفل اگر مرد بیاید خورده 

الغرض در همه ی قافله یک مرد نبود
یا اگر بود شایسته‌ی ناورد نبود 

 *** 

خسته منشین که حدیبیه حنینی دارد

عاقبت صلح حسن جنگ حسینی دارد 

***  

از خم محوترین کوچه پدیدار شد و…
«و به خال لبت ای دوست گرفتار شد و…   

و هم او  گفت، چنین گفت: کسی می‌آید
«مژده ای دل که مسیحا نفسی می‌آید» 

 *** 

ما یقین داریم آن سوی افق مردی هست

مرد اگر هست بدانید که ناوردی هست 

ما نه مرداب که جوییم بیا برگردیم

ما نمک خورده‌ی اوییم بیا برگردیم 

سفر دشت غریبی است نفس تازه کنیم

آخرین جنگ صلیبی است نفس تازه کنیم

 

/ 0 نظر / 71 بازدید