جوگیری اصولگراها در پی انتشار موزیک ویدیوی تتلو ؛ باراباپاپا عوض نمی شه !

در حاشیه جوگیری برخی رسانه ها و چهره های اصول گرا در پی انتشار موزیک ویدیوی خواننده غیرمجاز و مساله دار داخلی / هر وسیله نا مقدس و مشکوکی مناسب و شایسته برای نیل به یک هدف مقدس نیست ؛

«باراباپاپا» عوض نمی شه !!

 

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002»: طی هفته های گذشته و پس از انتشار موزیک ویدیوی "انرژی هسته ای" با صدای امیر حسین مقصودلو (امیر تتلو) ، خواننده مساله دار و غیرمجاز داخلی ،  در حرکتی عجیب و پرسش برانگیز موجی از تعریف و تمجیدها از سوی برخی رسانه های اصول گرا در مواجهه با این اثر موسیقایی به راه افتاد.

به گزارش موسیقی 2002 ، در میان مطالب مختلف منتشر شده توسط رسانه های اصول گرا ، وب سایت رویکرد با رویکردی متفاوت و البته معقولانه به این قطعه موسیقایی و حواشی پس از انتشار آن پرداخته است و می نویسد:

روزهای گذشته و همزمان با مذاکرات هسته‌ای ایران با ۵+۱در وین در ژوئیه ۲۰۱۵، کلیپی با موضوع انرژی هسته‌ای از خواننده ای رپ با نام "تتلو" در صفحات مجازی منتشر شد. این ویدئو که با کمک نیروهای مسلح ایران ساخته شده، به عنوان پیام ارتش ایران به توافق هسته‌ای قلمداد شد که در آن تتلو بر عرشهٔ یک ناو نظامی ایرانی بر مسلم بودن حق ایران برای دستیابی به انرژی هسته ای تاکید می کرد. بعد از انتشار این ویدئو کلیپ بود که افراد مختلف در مخالفت و یا موافقت با اظهار نظرهای گوناگون به آن واکنش نشان دادند.

اما در میان تمامی واکنش ها ، برخورد مثبت و حاکی از رضایت و شادی دور از حد تصور برخی از افراد که از جماعت مذهبی و حزب اللهی و جبهه فرهنگی انقلاب هستند بسیار قابل توجه و البته قابل تامل بود. نظراتی که بیش از آن که بر اساس عقل و درایت و نگاه جامع الاطراف یک مدیر فرهنگی انقلابی باشد ، بر احساسات و خوش بینی های کاذب آن ها تکیه داشت.

نظراتی غیرواقع بینانه و احساسی که در آن تتلو را به عنوان یک ظرفیت انقلابی در حوزه موسیقی معرفی کرده بودند و او را دستاوردی از جذب حداکثری نظام مقدس جمهوری اسلامی دانستند و بسیار مسرورانه ومشعوفانه از این فتح الفتوح انقلابی، اقدام به انتشار بیانیه ها و پست های مختلف در طرفداری و حمایت از این خواننده کردند.

اما واقعیت اینجاست که گاهی برخی از این اظهار نظرها و تحلیل های بی منطق و احساسی ناشی از عدم آگاهی این افراد از موسیقی و به ویژه حوزه مدیریت فرهنگی است.

قطعا با نگاهی به تاریخچه موسیقی و پیدایش سبک رپ توسط سیاهپوستان معترض محله برانکس نیویورک و نوع ادبیات اعتراضی این سبک که بدون قرار گرفتن در چارچوبی خاص از قوانین ادبی تنها به بروز و ظهور تمایلات نفسانی و معترضانه می پردازد، متوجه خواهیم شد که اصل و بن مایه های این سبک خاص از موسیقی با بسیاری از مبانی ارزشی و فرهنگی ما بیگانه است. "رپ" در تمام تاریخ پیدایش خود به گفته اهالی موسیقی در جهان، سلاح مبارزه ای بوده است برای کسانی که به هر روی به وضعیت سیاسی و حاکمیت جامعه و یا وضعیت اجتماعی و حتی دینی و اعتقادی آن معترض بوده اند. ترانه هایی فاقد قافیه‌هایی مناسب که با سادگی و محاوره ای بودن خود می‌کوشند معنایی دیگر از زندگی اجتماعی،سیاسی و حتی اعتقادی را یادآوری کند و از این طریق در دسترس عامی‌ترین افراد جامعه قرار گیرد.

اگرچه در سال های بعد این موسیقی از حوزه تسلط سیاهپوستان خارج شد و حتی در محتوای ترانه ها نیز دچار دگرگونی های مختلفی شد اما باید به یاد داشته باشیم که این نوع خاص از موسیقی ظرفیت خاصّی برای به خدمت درآمدن توسط معترضان و مخالفان یک حاکمیت و حتی ایدئولوژی یک جامعه را دارد. چنانچه همین ظرفیت هنری بدون کنترل درست مدیران فرهنگی وقت در اختیار افرادی مانند محسن نامجو یا شاهین نجفی قرار گرفت که بعد از خروج از کشور به تولید آثاری معاند با دین اسلام و حاکمیت جمهوری اسلامی پرداختند.

در کشور ما نیز "رپ" بدون توجه به ریشه های وجودی آن وارد حوزه موسیقی شد و با دو مدل مجاز و غیر مجاز توانست جای خود را در میان مخاطبان پیدا کند. در مدل اول خواننده های رپر زیرزمینی با استفاده از ترانه های مبتذل اخلاقی و گاهی ترانه های سیاسی یا اجتماعی معترضانه به تولید و انتشار غیر مجاز این موسیقی پرداختند که ازنمونه های بارز آن تتلو ، سروش لشکری با نام مستعار "هیچکس" و گروه زِد بازی را می توان نام برد.

در مدل دوم صدا و سیمای جمهوری اسلامی با استفاده از این سبک موسیقی در تیتراژبرخی برنامه ها و سریال های خود به سبک "رپ" مجاز رسمیت بخشید. شاید بتوان تیتراژ برنامه اکسیژن با اجرای شهاب حسینی را اولین ورود رپ مجاز به حوزه رسانه ملی دانست. امّا در سال ۱۳۸۵، رضا عطاران مجددا در عنوان‌بندی چند مجموعه تلویزیونی از جمله متهم گریخت موسیقی رپ را اجرا کرد.

هم‌چنین در تعطیلات نوروزی سال ۱۳۸۶ مجموعه تلویزیونی دیگری به کارگردانی رضا عطاران به نام ترش و شیرین از شبکه سوم سیما پخش شد که در عنوان‌بندی آغازین آن، رضا عطاران یک شعر از (نیلوفر لاری پور) را به صورت رپ می‌خواند و محسن نامجو نیز با آواز وی را همراهی می‌کرد. رضا عطاران و امیر حسین مدرس در عنوان‌بندی یک مجموعه تلویزیونی دیگر به نام خانه به دوش نیز قطعه‌ای به سبک «رپ-پاپ» فارسی خواندند.

همچنین در زمره آثار مجاز می توان به اولین آلبوم رپ فارسی در ایران توسط شاهکار بینش پژوه با نام اسکناس اشاره کرد. این آلبوم که در سبک رپ طنز بود و اولین آلبوم رپ فارسی بود که در ایران با مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر شد،اما چندان مورد استقبال واقع نشد.

شناخت ریشه ای یک پدیده فرهنگی هنری به عنوان گام اول برای یک برخورد منطقی همواره باید مورد توجه قرار گیرد تا در گام بعدی با پرداختن به هنرمند یا شخصی که از این پدیده و سبک هنری استفاده می کند ارزیابی صحیحی داشته باشیم. به عبارت دیگر باید بعد شناخت نقاط مثبت و منفی یک رویکرد خاص هنری یا فرهنگی به استفاده کنندگان آن و شرایط ایجاد آثار پرداخت.

امیر مقصود لو  با نام مستعار  تتلو یکی از خوانندگان رپ فارسی است که در سبک (R&B) فعالیت می‌کند. او به عنوان یکی از رپرهای مطرح در حوزه موسیقی زیرزمینی است که تا قبل از این آثار غیر مجاز بسیاری را بدون مجوز منتشر کرده است.

او که از خانواده‌ای آذری و اصالتاً اهل روستای مقصودلو از توابع شهرستان هریس، استان آذربایجان شرقی است. فعالیت خود را در سال ۱۳۸۲ آغاز کرد و با وبلاگی که امین دانکر، دوست نزدیک او ایجاد کرده بود به انتشار اثرهای خود پرداخت.

وی در سال ۲۰۱۲ میلادی، نخستین آلبومش را با نام «زیر همکف» منتشر کرد. او همچنین آلبوم تتلیتی را در سال ۲۰۱۳ میلادی ارائه کرد که حاوی ۱۵ ترانه بود. ترانه های بیشتر آثار وی مثل کی بعد از این لباست و از پشت می بنده، دختر رشتی و جفت و شیش... شامل مضامین غیر اخلاقی و نازلی است.

او پس از خداحافظی جنجالی خودش دوباره به دنیای موسیقی بازگشت. تتلو طبق گفته خودش در صفحه فیسبوک در ۱۲ آذر ۱۳۹۲ توسط پلیس امنیت اخلاقی ایران بازداشت شد که پس از مدتی در ۱۴ آذر ۱۳۹۲ آزاد شد. او پس از آزادی با انتشار نامه‌ای از طرفدارانش عذرخواهی کرد و در صفحه رسمی فیس‌بوک خود این اخبار را منتشر کرد. او همچنین در همین صفحات مجازی چند بار نسبت به اشتباهاتش اقرار کرد و در یک پرونده صوتی خبر از پشیمان شدنش داد. چندی بعد، اخباری مبنی بر انتشار ندامت‌نامه‌ای از او و تلاشش برای کسب مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر شد.

وی در حال حاضر بدون آنکه در کسب مجوز از ارشاد توفیقی داشته باشد امّا با ایجاد یک رویه متفاوت در ایجاد آثار و نوع نظرات و عقایدش نسبت به گذشته خود و انتشار پست های معنا داری در زمینه حمایت از نظام جمهوری اسلامی و ابراز ارادت به مقام معظم رهبری و حتی پرداختن به موضوعاتی در راستای ترویج حجاب و رفتارهای مذهبی توانسته است نظر بسیاری از افراد به ویژه بعضی از مدیران فرهنگی جبهه انقلابی را جلب کند. تا جایی که به وی سفارش ساخت کلیپی در حمایت از حق دستیابی ایران به انرژی هسته ای داده می شود و حتی به او اجازه خواندن بر روی ناو رزمی نیروی دریایی را می دهند و در نماهایی از کلیپ نیز سربازان ارتش پشت سر او مشغول هم آوایی با او می شوند.

البته بعد از انتشار کلیپ هم بسیاری از همین مدیران فرهنگی محترم کمر همّت به انتشار پست هایی در جهت حمایت از تتلو و کلیپ بسیار موثر وی می بندند و از اینکه تتلو به عنوان یک ظرفیت در حوزه موسیقی به دامان نظام بازگشته ابراز خرسندی می کنند.

اما سوال اینجاست که مدیران محترم فرهنگی انقلابی آیا تا به حال به این اندیشیده اند که صفحه مجازی این شخص در فیسبوک و اینستاگرام جزء تنها صفحاتی است که طبق قانون خود تتلو با هیچ کاربری برخورد نخواهد شد و در نتیجه صفحات وی تنها مجالی است که معاندان نظام و رهبری به واسطه پست های مثلا دوستانه او نسبت به نظام و شخص رهبری مشغول فحاشی و توهین هستند بدون اینکه با آن ها برخوردی صورت بگیرد و کک وی و دوستدارانش بگزد.

آیا مدیران محترم مذکور به جای این همه ابراز شعف و شادمانی مجالی به خود داده اند تا به این موضوع بیندیشند که تتلو چرا دقیقا بعد از دستگیری خود به چنین تحول رفتاری ظاهری روی آورده و تغییر رویه داده است ولی پست هایی مانند تصاویر خالکوبی بدن وی  همچنان به برکت وجود پست های موافق طبع دوستان انقلابی همچنان منتشر می شود؟

آیا مدیران فرهنگی محترم که باید به جای انجام رسالت خود در حوزه فرهنگ تمرکزشان را بر تصمیمات و انتخاب های فارغ از احساس قرار دهند به این فکر می کنند که این شخص با تعداد فالوور هایش در اینستا مشغول قدرت نمایی است و به محض درخواست کردن از مخاطبانش برای گفتن بغ بغوی کبوتران جلد با تعداد بالای هفتصد هزار نفر به نوعی قدرتش را به رخ مدیرانی می کشد که تا به امروز وی را نادیده گرفتند؟


ای کاش تمام کسانی که دغدغه نظام و انقلاب را دارند کمی فارغ از نظرات احساسی و قرار گرفتن در جو غیر عقلانی به جای تکیه صرف بر شعار جذب حداکثری، دفع حداقلی و به جای آنکه نگران باشند انگ منفعل بودن بخورند و متهم به دگماتیسم مدیریتی شوند ، به شرایط استفاده درست از شعارهای انقلابی نیز بیندیشند و بدانند که برای مدیریت کردن فرهنگی که قرار است بر اصول اسلامی و انقلابی استوار باشد هر وسیله نا مقدس و مشکوکی مناسب و شایسته برای نیل به این هدف مقدس نیست.

 

 

 

 

/ 1 نظر / 22 بازدید
ali

با بعضی حرفهاتون موافقم اما با بعضی هاش نه. میخواستم بدونم در مورد بازگشت برخی خوانندگان لس آنجلسی مثل معین و سیاوش قمیشی، فرامرز اصلانی، مسعود فردمنش و ... به کشور نظرتون چیه؟ این جذب حداکثری و دفع حداقلی رو شامل حال آنها هم نمی دانی؟