رویدادهای موسیقی پاپ ایرانی


+ جدیدترین مصاحبه شادمهر عقیلی

جدیدترین مصاحبه با شادمهرعقیلی    

شادمهر عقیلی از آن آدم‌هایی‌ است که تکلیفت با او روشن نیست. نمی‌دانی باید با او گفت‌وگو بکنی یا نه. "نه" به این

دلیل که او ساکن ایران نیست و با حالتی مثل قهر از اینجا رفت و "آره" به این دلیل که کارهای او به صورت مجاز در

ایران به فروش می‌رسد. برآیند تردید میان این بله و خیر برای من نتیجه‌ای مثبت داشت و تصمیم گرفتم با او گفت‌وگو

کنم. این نخستین گفت‌‌و‌گوی شادمهر پس از رفتن از ایران است. رفتنی که خودش می‌گوید دو سه سال دیگر پایان می‌گیرد.

گفت‌وگوی ما به صورت تلفنی انجام شد. در فاصله‌ای هزاران کیلومتری و میان دو آنفولانزا. یکی نوع ایرانی‌اش و دیگری از جنس کانادایی آن- دو سال است از اینجا رفته‌ای و هنوز صحبتت هست. هنوز هم مخالف و موافق پر و پا

 قرص داری؟
آره، تقریباً هنوز همان طوری است. یک دسته خیلی طرفداری می‌کنند، یک دسته هم به شدت مخالف‌اند. آن قدر مخالف

 که حتی به خاطر آن کتک هم خورده‌ام!

- واقعاً؟ این کتک را به خاطر کارت خورده‌ای یا به خاطر خودت؟
نه، به خاطر کارم بوده. اگر ضربه‌ای خورده‌ام همیشه به خاطر کارم بوده. خودم که کسی نبوده‌ام. بالاخره هر کس خربزه می‌خورد پای لرزش هم می‌نشیند. شاید من هم اگر دستم به کسی می‌رسید، اذیتش می‌کردم.

- اهل این کار‌ها هم هستی؟
نه ... واقعاً نیستم. نمی‌توانم کسی را اذیت کنم.
- شادمهر...
بله؟
- واقعاً چرا رفتی؟ اینجا که همه چی داشتی؟
من واقعاً در درجه اول برای درس آمدم اینجا. اگر بتوانم یک دوره چهار ماهه را تمام کنم (که البته دو ماهش مانده) می‌توانم در کالج یونیون ثبت ‌نام کنم.
- توی چه رشته‌ای؟
ساوند انجینیرینگ.
- خب، تحصیل تنها دلیلت بود؟
نه، تنها دلیل که نبود. ولی تحصیل مهم‌ترین دلیل بود. فکر کردم خوانندگی برایم کافی نیست. واقعاً مرا ارضا نمی‌کرد. دوست داشتم چیز یاد بگیرم.
- دلیل دیگرت چه بود؟
خب، بالاخره آنجا سنگ اندازی‌هایی هم می‌شد. آن طور که دوست داشتم، نمی‌توانستم کار کنم. ولش کن اصلاً ...
- این دوره چهار ماهه که می‌گویی چیست؟
دوره پیش نیاز است برای کالج موسیقی.
- چرا این قدر سرفه می‌کنی؟
خب، اینجا کاناداست دیگر... هوای درستی ندارد. شب‌های سرد و روزهای ابری.
- توی رشته ساوند انجینیرینگ چه چیزی یاد می‌گیری؟
در واقع می‌شود گفت یک جور مهندسی صداست. یعنی طراحی موزیک. یک نوع کار فنی برای صدابرداری و ضبط و تنظیم و این که چطور می‌توانی همه اینها را با هم مچ کنی و در نهایت چیزی با کوالیته بالا تحویل بدهی.
- به آهنگسازی هم ارتباط پیدا می‌کند؟
به طور مستقیم نه، ولی اگر این دوره را طی کرده باشی حتماً روی کارت تأثیر خوبی می‌گذارد. در این صورت هر بلایی که بخواهی سر آهنگت می‌توانی در بیاوری. در ایران آهنگسازان و تنظیم‌کنندگان کارشان را در همه مراحل خوب انجام می‌دهند، اما به مرحله مسترینگ که می‌رسد همه چیز خراب می‌شود. دلیل این که کوالیته کارها در ایران پایین است همین مسترینگ بد است. یعنی هر کار می‌کنند ولی چون مسترینگ بلد نیستند، کارها بدون کیفیت می‌شود.
- این به خاطر بلد نبودن است یا به خاطر امکانات فنی؟
نه، دقیقاً به خاطر بلد نبودن است. ما توی ایران دستگاه‌های بدی نداریم. ولی چون زبان نمی‌دانند و طرز کار با دستگاه‌ها را بلد نیستند، نمی‌توانند از آن درست استفاده کنند. الان تمام دنیای موسیقی یعنی کامپیوتر. وقتی زبان ندانی که نمی‌توانی با کامپیوتر کار کنی. ولی باور کن سیستم‌هایی که توی ایران هست، اینجا پیدا نمی‌شود.
- جدی؟!
به قرآن مجید ... اینجا واقعاً سیستم قیمتش گران است. یک CD سیستم را که اینجا می‌خری 550 دلار کپی‌اش را توی ایران می‌توانی با دو هزار تومان پیدا کنی. دستگاه‌ها هم بیشتر ژاپنی است و به همین دلیل اینجا که می‌آید گران‌تر است. یک افکت پرسور که اینجا 3000 دلار است توی ایران فقط 1000 دلار قیمت دارد. ما در ایران دستگاه دویست هزار دلاری داریم که نمی‌توانیم از آن استفاده کنیم. حالا اینها را ولش کن. ادعا ... اوه ... اوه ... همه ادعا دارند.
- آنجا کسی ادعا ندارد؟
نه بابا... اصلاً توی این فضاها نیستند. هر کسی کار خودش را می‌کند و پشت سر دیگران بد نمی‌گوید.
- آنجا که هستی، روزهای رفته را هم می‌شماری؟
نه، خیلی اهل حسرت و آه و این چیزها نیستم.
- مهم‌ترین چیزی که توی این مدت یاد گرفته‌ای چه بوده؟
خیلی چیزها. تجربه‌هایی که توی همین یکی دو ساله کسب کرده‌ام اصلاً قابل مقایسه با سال‌هایی که آنجا بودم نیست. اینجا له شدم و از اول ساخته شدم.
- سخت بود؟
خیلی ... ولی چون هدف داشتم لذت‌بخش بود. من توی ایران برای خودم امپراتوری داشتم. می‌توانستم مرتب پول در بیاورم. خیلی زیاد ... اصلاً با وضعی که اینجا دارم قابل مقایسه نیست. اما همه چیز را گذاشتم کنار که بروم دنبال عشقم. دنبال این که چیزهای بیشتری یاد بگیرم.
- وقتی رسیدی از کجا شروع کردی؟
روزی که آمدم کار اولم را به هزینه یک تهیه‌کننده ایرانی ضبط کردم و مبلغ ناچیزی با آن در آوردم. منتها جواب هیچ چیز را نداد. اینجا کرایه‌ خانه واقعاً بالاست. اگر ماشین نداشته باشی که اصلاً نمی‌توانی از خانه بیرون بروی. حتی اگر شده باید یک لگن داشته باشی وگرنه کرایه ماشین که سرسام آور است.
- دلت نمی‌گرفت؟
نه به آن صورت. هر وقت دلم می‌گرفت به موسیقی فکر می‌کردم و این که چرا آمده‌ام اینجا. خیلی‌ها فکر می‌کنند کانادا خبر خاصی است. ولی به خدا نه ... هیچ خبری نیست. اگر یکی بخواهد همین جوری بدون هدف بیاید، همان روز اول مثل سگ پشیمان می‌شود.
- خوش می‌گذرد یا تحمل می‌کنی؟
تحمل می‌کنم. واقعاً تحمل می‌کنم تا به هدفم برسم.
- و بعد که رسیدی...
بر می‌گردم ایران... مدرک را که بگیرم فردایش بر می‌گردم ایران.
- با دست پر؟
پُرِ پُر.
- با ایرانی‌های آنجا هم سر و کار داری؟
کمتر ... ترجیح می‌دهم خودم را کنار بکشم. نمی‌گویم از آدم به دورم، ولی خیلی هم اهل رفت و آمد نیستم. فقط دو سه تا دوست و رفیق ... همین
- غیر ایرانی‌ها چه نظری درباره کارت دارند؟
خیلی‌هایشان موزیکم را دوست دارند. مخصوصاً ایتالیایی‌ها. خیلی از مشتری‌های CD خیالی نیست ایتالیایی بودند.
- خیالی نیست خوب فروش رفت؟
راستش بیشتر کپی شد تا این که فروش برود. اینجا تیراژش خیلی خوب نبود. بعد هم یک وب سایت در ایران هست که همه CDهای جدید را برمی‌دارند و می‌گذارند توی آن. آدم پول که گیرش نمی‌آید هیچ، حالش هم گرفته می‌شود.
- قصد گذاشتن کنسرت نداری؟
فعلاً که نه ... بگذار CD جدیدم در بیاید، بر اساس استقبال از آن تصمیم می‌گیرم.
- اسم آلبوم جدیدت چیست؟
آدم فروش.
- اینجا کلیپت هم کلی سر و صدا کرد... خود ما توی چلچراغ کلی با کلیپت شوخی کردیم.
آره، کلیپ خوبی بود. سعی کردم در حد کارهای اینجا کار کنم. یعنی اگر چه ساده بود ولی استاندارد بود.
- ویدیو کلیپ جدید هم داری؟
سه تا داریم ... یکی‌اش را فیلمبرداری کرده‌ایم. اتفاقاً روی فیلم گرفته‌ام.
- یعنی 35 میلی‌متری!
آره، 35 میلی‌ متری. البته هنوز مونتاژش را شروع نکرده‌ایم.
- این کلیپ‌ها برایت بازده مالی هم دارد؟
نه، اصلاً. کلیپ در واقع یک نوع تبلیغ برای CD یا خواننده است. مخصوصاً وقتی آدم بخواهد کنسرت بگذارد، خیلی کمکش می‌کند.
- کی باید منتظر برگشتنت باشیم؟
کامینگ سون. (می‌خندد)
- بابا ... خیلی خارجی شده‌ای!
آره ... آخر خارجه ... ولی از شوخی گذشته به هیچ وجه نمی‌شود ایران را فراموش کرد. اینجا شب‌ها با بچه‌ها دور هم می‌نشینیم و راجع به ایران حرف می‌زنیم. راجع به روزهای مدرسه، حال و هوای ایران، دعوا کردن‌ها، (...) بازی‌های دزدکی ...
- یک کم دیگر تحمل کن.
آره، تحمل می‌کنم. مهم این است که به روبه‌رو نگاه کنی، حواست پرت بغلت بشود، خورده‌ای زمین!

---------------------------------------------------------------------------------------

آلبوم مشترک عرشیا و شادمهر ؟!

 

 

از چند روز پیش، تبلیغاتی که در مورد یک آلبوم تازه‌ی پاپ شده، نظر همه را به خود جلب کرده

 است؛ اوایل ماه جاری، رهگذران میدان ولی عصر با تراکت‌های کوچکی مواجه شدند که با

عکس‌هایی از «شادمهر عقیلی» و «محمدرضا پهلوان» ملقب به «عرشیا» ترکیب عجیبی

ساخته بود.حتی در مواردی، پوستر این‌آلبوم مرموز هم دیده شده و بعضی نوار فروشی‌ها این

تبلیغات را پشت شیشه‌های فروشگاه‌شان چسبانده‌انددر نظر اول، همه خیال می‌کنند که عرشیا هم

ترک وطن کرده و به همکار و آهنگسازسابق‌اش پیوسته است؛ چیزی که بعید به نظر می‌رسد. اما

دیدن شکل وشمایل این آلبوم، همه از چنین اتفاقی حکایت می‌کنند البته اگر کمی تیزبین‌تر باشید وبه

حاشیه‌های کاور آلبوم دقت کنید، حتماخیلی چیزها دست گیرتان می‌شود: اول اینکه عکس‌ها

تکراری این دو خواننده بدجوری توی ذوق می‌زند. آیا در کانادا تهیه یک عکس ساده اینقدر سخت

و پرهزینه است!؟ طبق اطلاعات کاور، شرکت «نوا»ی لس آنجلس (که لوگوی آن روی کار

دیده می‌شود)، این آلبوم را منتشر کرده. اما عجیب اینکه سال تولید 2000 ذکر شده، یعنی زمانی

که حتی آلبوم «بهونه» عرشیا به بازار نیامده بود. به نظر می‌آید فقط کاور یکی از آلبوم‌های 

شرکت نوا کپی شده و اطلاعات این آلبوم تازه را به آن اضافه کرده‌انداما بد نیست سری به

محتوای کار بزنیم؛ آلبوم 16 آهنگ دارد، که این هم مایه شگفتی است و بعید است که هیچ

شرکتی دست به چنین حرکتی بزند 8 آهنگ با صدای عرشیا و بقیه با صدای شادمهر هستند،

آهنگ‌هایی که تماما در آلبوم‌های قبلی عرشیا استفاده شده بودند. کارهایی که با صدای عرشیا

عرضه شده از کیفیت خوبی برخوردارند ولی بقیه از نظر کیفیت اختلاف فاحشی با قبلی‌ها

دارند. ابتدای آهنگ‌های عرشیا هم به شیوه از مد افتاده رادیو در سال‌های دور(مثلا برنامه‌ی «

گل‌ها»ی رادیو) خانم گوینده‌ای با صدایی مضحک اطلاعات مربوط به آن آهنگ را می‌گوید اما

اصل ماجرا چیست؟ یکی از مطلعین که اطلاعات موثقی در این باره داردمی‌گوید: زمانی که

شادمهر وعرشیا روی آلبوم بهونه کار می‌کردند، شادمهر تمام آهنگ‌ها را با صدای خودش اجرا

کرد تا عرشیا بداند باید چطور آن کارها را بخواند. این آهنگ‌ها که به صورت غیرجدی و بی

کیفیت ضبط شده بودند، دست عرشیا مانده بود که از روی آن تمرین کند. حالا معلوم نیست

چطور اینها وارد بازار شده است در مورد این‌ آلبوم که احتمالا در روزهای آینده سروصدای

زیادی به پاخواهد کرد، در آینده بیشتر خواهیم نوشت.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ٩:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/۱٠/٢٦
comment نظرات () لینک