رویدادهای موسیقی پاپ ایرانی


+ خزان لعنتی

خزان لعنتی

حدود 2 ماه است که من در این وبلاگ هیچ مطلبی ننوشته ام اما حالا دلیل آن قرار بود به مناسبت3 سالگی این وبلاگ و وارد شدن به سال چهارم مطلب و عکسهای ویژه ای را روی وبلاگ قراردهم و بعد هم به مناسبت انتخاب شدن استاد محمد نوری به عنوان چهره ماندگار مطلبی هم در این زمینه داشته باشم اما به علت بیماری و به کما رفتن بابک بیات آهنگساز معروف منتظر ماندم تا وضعیت وی مشخص شود .

 حدود 1 ماه بیماری بیات طول کشید و دست آخر هم درگذشت که در روزهای آتی طلبی در این مورد خواهم داشت .

 اما فاجعه زمانی رخ داد که چند روز قبل از مرگ استاد بیات خبربه کما رفتن ناصر عبدالهی منتشر شد خبری که به واقع برای خود من خیلی سنگین بود و به همین علت بازهم از گذاشتن خبر و تحلیل در وبلاگ خوداری کردم چرا که اصلا روحیه ای برای این کار باقی نماندو با خودم شرط گذاشتم تا وضعیت ناصر مشخص نشود هیچ مطلبی ننویسم گرچه هر روز وهر لحظه به دنبال خبری جدید در مورد ناصر بودم وامیدوارانه این موضوع را پیگیری می کردم و از هر راهی که وجود داشت و می توانید فکرش را بکنید . تا اینکه خبری را که از آن به شدت می ترسیدم منتشر شد ناصر رفت و تا چند روز که در حالت بهت و ناراحتی فراوان بودم تا اینکه چند روزی است توانسته ام خود را قانع کنم ودوباره در خدمت شما باشم .اما درست است که من دیرتر از خیلی ها دارم این خبرو مطالب را می نویسم اما قرار است تا ماهها و حتی سالها به صورت مرتب در مورد ناصر بنویسم واز جنبه های گوناگون به شخصیت هنری و فردی وی نگاهی ویژه داشته باشم . پس حالاحالاها با این وبلاگ همراه باشید .

 

خودشو تومرده ها جا زد و رفت

ساعت 7 صبح شنبه 4 آذر خبر به کما رفتن ناصر عبدالهی را شنیدم . ابتدا تعجب و ناراحتی فراوان و سپس به دنبال خبر جدیدتر و هر روز نگران وضیت وی بودم . 

این موضوع تا ساعت 4 بعدازظهر چهارشنبه 29 آذر ادامه داشت که خبر تلخ و وحشتناک در گذشت ناصر را شنیدم خبری که کمتر از دو ساعت میشد برای اولین بار خبرگذاری فارس آن را منتشر کرده بود .خبری که چندین بار آنرا خواندم و فکر می کردم شاید خبردروغ باشد و باز هم .آن را می خواندم. به واقع تا حالا از در گذشت هیچ هنرمندی یا بهتر بگویم فرد مشهوری این قدر ناراحت نشده بودم .

ناصر سه شنبه 30 آذر در خانه دچار مشکل شده بود و گفته شد که دو روز دربی خبری تنها در خانه در این وضعیت بوده تا اینکه پس از دو روز او را به بیمارستان می برند و پزشکان میگوند هر دو کلیه وی از کار افتاده و مغز وی دچار ورم شده است و کبودیهای نامقارن بر روی بدن وی مشاهده می شود این روایتی بود که برای اولین بار در مورد مشکل ایجاد شده بیان شد که خیلی هم نمی توان تمام آن را بی کم و کاست پذیرفت چون دلایل دیگری هم در مورد به کمارفتن و کلا حادثه پیش آمده گفته شد که تا هنوز هم دلیل اصلی گفته نشده وهر کس برای خود چیزی می گوید . اما به هر حال ناصر حدود دو هفته در بندر عباس بستری بود و بعد وی را برای ادامه معالجات به تهران منتقل کردند که بیش از ده روزهم در آنجا بستری بود ولی وضعیت وی وخیم تراز این بود که بشود برای او کاری کرد .

 موثق ترین خبری هم که در مورد بیماری وی اعلام شد یک روز قبل از درگذشت وی بود که دکتر امیدوار رضایی رئیس کمیسیون بهداشت مجلس پس از ملاقات از وی و مشاهده عکسهای موردنظر اعلام کردعلت به کمارفتن ضربه شدید به سر می باشد نظری که با گفته های پزشکان بندرعباس متفاوت بود اما شایعه سازان و زرد نویسان از نشریات گرفته تا سایتها و وبلاگها و حتی صداو سیما دست به شایه سازیهای بی اساس و سراسر کذب زدند و با ادعاهای واهی سعی در تخریب چهره موجه ناصر را داشتند و وصله هایی که هرگز به این خواننده مذهبی- مومن - پاک و سرشار از معنویت هرگز نمی چسبید را وارد ساختند . خوانندهای که حتی سیگار هم نمی کشید.

غریبی و مظلومیت ناصر تا این اندازه بود که در زمان بیهوشی هم بعضی می خواستند شخصیت محبوب وی را دچار خدشه نمایند. به هر حال ناصر عبدالهی یکی از محبوب ترین و مشهورترین و بهترین خوانندگان تاریخ پاپ ایران ناباورانه و غریبانهدر سن 36 سالگی در گذشت ولی صدای استثنایی وی بر تارک تاریخ موسیقی پاپ ایران تا ابد خواهد درخشید.       

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ٧:٤٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/٢٥
comment نظرات () لینک