رویدادهای موسیقی پاپ ایرانی


+ گفتگو با سیاوش قمیشی

 

 یکی از سوالها اینه که چه موسیقی برای جوانهای ایرانی پیشنهاد می کنید که گوش کنند ؟ آیا باید شرقی گوش کنند یا غربی ؟

- اینکه شرقی به چی میگن اینجا من نمی دونم! اگر منظور موسیقی اصیل ایرانی است ، مثل کار با سنتور ، سه تار و قانون ، حتماً موسیقی شرقی گوش کنند. می تونند به موسیقی آقای شهرام ناظری ، شجریان و یا محمد اصفهانی که من فکر می کنم خواننده بسیار خوبی است گوش کنند. اگر می خواهند پاپ کار کنند ، باید به خواننده های پاپ گوش کنند و اگر می خواهند موسیقی خارجی گوش کنند منance رو ترجیح می دهم و دوست دارم! مثل گروههای DJ Tiesto و یا DJ Sammy.

پرسیدند اگر بخواهیم آهنگ سازی کنیم باید چه کاری انجام بدهیم ؟ شرقی بسازیم یا غربی و یا با هم تلفیق کنیم ؟

- آهنگ ساز اگر از یک طرف گوش بکنه و از قسمتهای مختلف آهنگ های دیگه استفاده بکنه دیگه آهنگ ساز نیست! به نظر من آهنگ جور کنه! که در لس آنجلس هم داریم که مقداری از آهنگهای مختلف و مخصوصاً قسمتهای قشنگ آهنگ ها را سر هم می کنند و میشه آهنگ! آهنگ های این افراد شبیه هم هست! این میشه آهنگ جور کردن! آهنگ ساختن فقط توی وجود آدم هست ، یعنی آدم با این استعداد به دنیا میاد و بعدا توی زندگی به این نتیجه می رسد که یک چیزی توی وجودش هست که نغمه ها و ملودی هایی هستند که می خواهند از وجودش بیایند بیرون. اگر حواسش جمع باشه سازی پیدا می کنه و سازی میزنه و این ملودی ها میایند بیرون. دیگه چه جوری بسازیم نیست!
مثل چوپانی که نه نت بلده ، نه ساز بلده ، نه ساز داره ، نی رو می سازه و می زنه و گوسفند ها با صدای ساز می چرند.

و سوال دیگه اینکه بعد از ۳۰ سال آهنگ سازی به چه نتیجه ای رسیدید ؟

- من ۳۰ ساله که آهنگ سازی می کنم ؟!!! من آهنگ "ای قایقران به کجا می روی" که ضیاء خونده رو ۱۴ سالم بود ساختم و الان ۵۸ سالمه که میشه ۴۴ سال آهنگ سازی! .... به نتیجه خوبی رسیدم. جایی ایستادم که می دونم وقتی آلبوم هام میاد بیرون ملت باهاش حال می کنند و زنگ میزنند ، جوانها پیغام می گذارند ، E-Mail می زنند ... کیف می کنم که اینها با من هستند و من هم باهاشون هستم. 

چرا آهنگ سازی رو انتخاب کردید و اصلاً چه رشته ای شروع کردید در خارج از کشور ؟

- آهنگ سازی من رو انتخاب کرده! من Jazz Classical خوندم. در Royal Society of Arts تنوع زیاد نبود و باید این رشته را انتخاب می کردی ، پیانو که ساز اجباریمان بود و باید همه می زدیم ، ساز انتخابی هم گیتار انتخاب کرده بودم.

چطور شد که این گیتار یا پیانو توی خانواده اومد دستتون ؟

- یک گیتاری توی ویترین یک کفش فروشی به عنوان دکور آویزان بود ، مغازه کفش فروشی هالیوود در تهران ... و من به پدرم هی می گفتم که این رو می خواهم ، تا بالاخره شب تولدم این گیتار به دستم رسید و بلد هم نبودم که چه جوری کوکش کنم! فقط یک مقداری هر سیم رو انقدر سفت می کردم که صدایی ازش در بیاد. تا بعد ها یک گیتاریستی آمد و به من گفت که این کوکت غلط است و برایم درستش کرد ... که فکر کنم ۱۱ سالگی من بود.

 پرسیدند که چی شد اصلاً به خارج از کشور رفتید ؟

- برادر و خواهر من در لندن بودند و درس می خوانند. برادر بزرگتر من می دونست که من خیلی موسیقی دوست دارم ، هی می گفت پاشو بیا اگر موسیقی دوست داری ، تمامی کسانی که موسیقی هایشان را گوش میدی خودشون اینجا هستند. مثل گروههای Beatles و آهنگ های Elvis که اون موقع می آمد به اروپا و یک مقداری Band های محلی بودند و گفت بیا اینجا ... رفتم ... ۱۴ سالم هم نشده بود، سال دوم دبیرستان را تا نصفه خونده بودم که اومدم و غرق شدم در این موسیقی ... در اونجا موسیقی اصلاً به طور کلی یک چیز درست و حسابی بود ، یعنی تلویزیون ها هفته ای چندین ساعت برنامه های موزیکال داشتند مثل Top 20 ... مردم هم فکر و ذهنشون موسیقی بود و من هم خیلی لذت می بردم.

خوبی برادر بزرگ همینه ... پرسیدن با حمایت چه کسی ؟

- یعنی چه کسی حمایت کرد منو در لندن ؟ راستش من دو سال با برادر بزرگم بودم ولی افکارمون زیاد در آن زمان با هم جور در نمی آمد و دعوامون میشد! یعنی سوا شدیم و بعد من آنقدر شبها می رفتم Club و انقدر به موزیکها گوش می دادم ، با بچه های ارکسترها دوست بودم! و چون خودم ساز می زدم و اونها می دونستن ، یکی از ارکسترهایی که گیتاریستشون مریض بود و خیلی وقت بود که قرار بود بره و جاش پیدا نمی کردن ، به من پیشنهاد دادن که یکی دو دفعه ای با هم کار کنیم و این کار را کردم و خیلی هم جالب بود براشون و من از همون زمانها با این ارکستر که اسمش بود Insects برای سه سال کار کردم و بعد از اون شد Wingers برای چهار سال دیگه.

بعد از اون دیگه ارکستر خودم رو داشتم ، همه انگلیسی بودن و من فقط خواننده شون بودم و البته اون موقع گیتار می زدم و بعد ها کیبورد هم می زدم ، اون هم به این خاطر بود که کیبوردیست ارکسترمون رفت و یکی باید جاش رو پر می کرد که من خودم کردم.

شما پس چطور با کورش یغمایی هم کار می کردید ، شما که ایران نبودید و خارج از کشور بودید ؟

- بودم ، می اومدم و می رفتم. کورش یغمایی دوست زمان بچگی من بود و ما با هم خیلی خیلی زیاد دوست بودیم. کلاس هفتم که من در ایران دبیرستان البرز می رفتم کورش دبیرستان هدف می رفت و ما با همدیگه همون موقع می زدیم و می خوندیم. بعد ها هم من باز می رفتم و بر می گشتم.

از خانواده پرسیدن که آیا شما ازدواج کردید ؟

- قبلها بلی.

شایع است که شما سه تا پسر دارید ؟

- خیر. من یک پسر دارم به اسم علیرضا قمیشی که گاهی باهاش در تماس هستم که اونم مثل اینکه گرفتار کارهاش است و ظاهراً در کیش می خونه و آهنگ های من رو هم می خونه منتهی به خاطر اینکه هم من گرفتارم و هم اون خیلی در تماس نیستیم و گاهی برام کاغذی می فرسته.

چند سالشون هست ؟

- باید الان نزدیک سی سالی داشته باشه.

پرسیدن هومن میتونه چه نسبتی با سیاوش قمیشی داشته باشه ؟

- هومن کیه ؟ من هومن نمی شناسم.

آیا تصمیم گرفتی که به ایران برگردی ؟

- من تمام این مدت نشستم اینجا که ببینم کی بر می گردم ایران! من نه اون چهارده سال انگلیس ، انگلیسی شدم و نه این بیست و شش سال آمریکا ، آمریکایی! تصمیم من نیست ، مسائل باید جوری باشه که من بتونم راحت و آسوده ، بدون دغدغه تو ایران کار بکنم. کارم یعنی خوندن ، هم برای CD ها و آلبومها و هم برای کنسرتها. بتونم راحت موسیقی بسازم و راحت کار کنم. مردم من ، ملت ایران و اونهایی که من رو دوست دارند ، من رو تائید کردند و دیگه احتیاجی به تائید هیچ نوع منشاء و دستگاه و تشکیلاتی ندارم. در نتیجه اگر بگذارند همینجوری که مردم من رو می خواهند باشم ، حتماً فردا می روم ایران!

پرسیدن که مهندس صدای شما کیه ؟

مهندس صدای ما اروین خاچیکیان است ، Pete هم هست و بعضی وقتها که مسائل پیچیده تر است مثل همین "بی سرزمین تر از باد" که ما توی میکس کردنش به مشکل برخورده بودیم چون بیشتر از پنجاه تا صدا و افکت موازی داشت و ما نمی تونستیم انجام بدیم ، در نتیجه از دست اندرکاران استفاده کردیم.

آینده موسیقی پاپ ایران را چه طور پیش بینی می کنید ؟

- موسیقی پاپ ایرانی رو خیلی خوب پیش بینی نمی کنم ، یعنی قطع نخواهد شد ، ادامه خواهد داشت. ولی اینهایی که دارن میان جدید و پاپ کار می کنند بهتره یک مقدار قضیه را جدی تر بگیرند! اینکه هر کسی برای خودش داره آهنگ میسازه مسئله ای نیست ، بسازند. اما خوب بسازند! هم توی لس آنجلس و هم توی ایران. این مثل از سر باز کردن نباشه که یک ملودی رو سر هم کنیم و براش یک ریتم هم بگذاریم و یک شعر هم براش استفاده کنیم! متاسفانه دارم می بینم ۹۰ درصد اینجوری است که اصلاً خوب و قضیه امیدوار کننده نیست. بیایند و به جای ده تا آهنگ ، یکی بسازند. خیلی از خواننده های معروف هستند که با یک آهنگ معروف شدند و با همان موندند. یعنی یک آهنگ این قدرت رو داره که این کار رو بکنه. اونهایی که فکر می کنند این هم میشه پیشه آدم باشه ، نکنند این کار رو بهتره!

پرسیدند در خانواده شما چند تا خواهر و برادر هستید ؟

- سه برادر و یک خواهر با نامهای سیروس ، سیامک ، سیمین و من کوچکتر از همه سیاوش!

و شما واقعاً مال کجای ایران هستید ؟ قمیشی یعنی از جایی با نام قمیش ؟

- بلی ، قمیش جایی است در دزفول ، یک قطعه زمینی است که پدران من از اونجا می آیند. من متولد ۲۱ خرداد ۱۳۲۴ صادره از اهواز ، شماره شناسنامه ۱۷۳.هشت ماهه بودم که آمدم تهران ، از هشت ماهگی تهران بودم تا چهارده سالگی ، چهارده سالگی رفتم لندن ، بیست و پنج سالگی برگشتم ، سه چهار سال دیگه موندم ، انقلاب شد. از سال ۱۹۷۸ که میشه بیست و پنج ، بیست و شش سال پیش در لس آنجلس زندگی می کنم و الان توی این فکر هستم که هر چه زودتر از این لس آنجلس یک جوری بزنم بیرون !

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/٢/٢٧
comment نظرات () لینک