رویدادهای موسیقی پاپ ایرانی


+ گزارش تفصیلی موسیقی 2002 از کنسرت "حسین میری" ، خواننده خلاق پاپ

با دو هفته تاخیر / گزارش اختصاصی و تفصیلی «موسیقی 2002 » از کنسرت «حسین میری» ، خواننده توانمند و خلاق موسیقی پاپ ؛

بنازمتون !

 

 

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002» - علیرضا بهمیاری : کنسرت گروه آگرین به خوانندگی "حسین میری" بیست و دوم و بیست و سوم دی ماه امسال در تالار حافظ شهر شیراز برگزار شد.

به گزارش موسیقی 2002 ، حسین میری یکی از خواننده های توانمند و خلاق پاپ – کلاسیک است که پس از مدتها ، کنسرت خود را طی دو شب در شیراز به روی سن برد.

در ادامه گزارش اختصاصی و تفصیلی موسیقی 2002 را با روایتی متفاوت از شب دوم این کنسرت که در تاریخ سه شنبه شب ، بیست و سوم دی ماه برگزار شده را ملاحظه می فرمایید:

 

 

پیش از آغاز

 

 

ساعت 20:12 دقیقه به محل برگزاری کنسرت می رسم. باز هم کنسرتی دیگر و اینکه نگارنده زودتر از خیلی ها به محل برگزاری برنامه رسیده است. مقابل تالار حافظ محوطه ای است که به محض ورود ، زوج جوانی را می بینم که در حال گرفتن عکس هستند. آنها در حالت های مختلف و از زوایای گوناگون از همدیگر عکس می گیرند. همچنین چند عکس نیز با بنر خواننده که در دو قسمت بیرونی تالار نصب شده است هم غافل نمی شوند. به هر حال آنها کماکان مشغول عکس انداختن هستند. چند خانم هم با بنر خواننده عکس هایی گرفته و به یادگار ثبت می کنند. هنوز اجازه ورود صادر نشده است. کم کم گروه نوازندگان هم از راه می رسند. یکی از آنها با دیدن زوج جوانی که همچنان در حال عکس انداختن هستند و در کنار بنر خواننده این کار را انجام می دهند ، لبخند می زند.

در ادامه صف ورود تشکیل می شود و می توان وارد تالار حافظ شد. پس از ورود البته درهای سالن هنوز باز نشده و باید منتظر ماند. به تدریج مخاطبان از راه می رسند و گعده های چند نفره تشکیل شده است. اکثرا با خانواده و دوستان به کنسرت آمده اند و اینکه برخی هم همدیگر را می شناسند.

ساعت 20:25 خواننده هم از همان دری که مردم وارد شده اند ، داخل می شود. وی کتی روشن تقریبا با رنگ شیری و پیراهن و شلوار مشکی بر تن دارد. در همان بدو ورود با دو سه نفر روبوسی می کند و صحبتی کوتاه انجام می دهد. همچنین پس از لحظاتی به چند نفری از تماشاگران که در آن نزدیکی ایستاده اند به صورت گروهی سلام می کند. برخلاف برخی خواننده ها که با یک گروه همراه وارد کنسرت می شوند میری به تنهایی آمده است (اطرافیان و بعضا چسبیده ها به برخی خواننده ها خود موضوعی است که می توان در آینده به آن پرداخت). خواننده دارای ظاهری شیک ، مناسب و البته معمولی است. مانند برخی پاپ خوان ها نه تازه از اتاق گریم بیرون آمده و نه مانند بعضی ها با کلاه گیس و ابروهای برداشته شده و حتی موهای اتو کشیده و واکس زده خود را به کنسرت رسانده و نه لباس عجیب و غریبی پوشیده است. خواننده در ادامه وارد سالن اجرا می شود.

سه دقیقه به ساعت 21 اجازه ورود صادر می شود و مردم به داخل سالن وارد شده و در محل صندلی های خود مستقر می شوند.

تالار حافظ یکی از بهترین سالن های شیراز است و ظرفیت آن حدود 1500 نفر می باشد. با توجه به اینکه تا یک روز قبل از برگزاری کنسرت ، تمامی صندلی های بخش هم کف فروش رفته بود و فقط صندلی های قسمت بالکن برای فروش در وب سایت فروش بلیت موجود بود به نظر می رسد استقبال خوبی از این کنسرت به عمل آمده باشد. در پانزده دقیقه اول نیمی از سالن خالی است ، در حالی که کنسرت قرار بود راس ساعت 21 برگزار شود.

چند زوج جوان در صندلی های کناری و جلویی نگارنده می نشینند و در حال صحبت می شوند. یکی از آنها از کنسرت احسان خواجه امیری که در همین سال برگزار شده می گوید. دیگری از کنسرت های خواننده های لس آنجلسی در آنتالیای ترکیه می گوید و از برخی خواننده ها نام می برد ، از جمله اینکه سیاوش قمیشی کلا در کنسرتش از موسیقی عقب می افتاده ، یکی از خانم ها هم گفته وی را با وضعیت متعجبانه ای تایید می کند و به خانم کناری خود این مساله را تاکید می کند. انگار نمی دانند قمیشی فالش خوان حرفه ای است و آن چند نوازنده ای هم که با وی روی صحنه می روند اکثرا دکوری هستند.

 

در سالن کنسرت

 

ساعت 21:35 چراغ های سالن ، خاموش می شوند. ابتدا تبلیغ های کنسرت نمایش داده می شوند. آنهایی که اسپانسر شده اند با خواننده عکس انداخته اند. سپس لحظه هایی از تمرین گروه پخش می شود و در ادامه خواننده مقابل دوربین شروع به صحبت می کند. وی در بخشی از حرفهایش با لبخند و البته اعتماد به نفس خوبی می گوید: می دانم که الان سالن پر از جمعیت شده است و این را که می گوید حضار وی را به شدت تشویق می کنند. خواننده دقیقا به هدف زده است ، تمام صندلی های سالن پر شده است و انگار می دانسته که با استقبال خوبی مواجه خواهد شد. مانند برخی کنسرت ها ، بیخود و بی جهت سالن را هم پر نکرده اند ، چون یک روز قبل از برگزاری کنسرت تا ظهر به جز دو سه بلیت طبقه هم کف ، تمام بلیت ها فروش رفته بودند.


 

حاشیه و متن کنسرت


راس ساعت 21:37 دقیقه با تشویق حضار ، گروه نوازندگان روی سن قرار می گیرند و شروع به نواختن می کنند. لباس های اعضا یک دست نیست و همین عدم هماهنگی کاملا توی ذوق می زند. سه دقیقه بعد خواننده وارد شده و مورد تشویق شدید قرار می گیرد و بلافاصله قطعه ای جدید با عنوان "آوازه خوان" را اجرا می نماید. اثری که می توان حدیث نفس وی از آن تعبیر کرد.

میری سپس به جمعیت سلام می کند و عرض خوش آمدگویی می گوید و قطعه دوم که باز هم اثری تازه است را اجرا می نماید. وی در ادامه قطعه ای دیگر را نیز می خواند. متاسفانه خواننده قطعات را معرفی نمی کند.

قطعه چهارم با عنوان "شکار" اثری تازه است که اجرا می شود. مصرع (خداکنه برنو دست ظالم نیفته) جالب توجه است. از همین الان تیتر نقد آلبوم تازه خواننده برای نگارنده مشخص می شود. وی پس از اجرا درباره این قطعه توضیح می دهد که اثری ضد شکار است و امیدواریم دیگر شاهد شکار حیوانات نباشیم. قطعه شنیدنی و جالب توجه است.

"اسب و هی کن" عنوان دیگر اثر جدیدی است که در ادامه اجرا می شود. قطعه "شوخی" که اثری والس است و مربوط به آلبوم ایج خواننده است در ادامه اجرا می گردد. وی در ابتدا به شوخی می گوید امیدواریم متاهل ها چیزی به سمت ما پرتاب نکنند. لطفا قطعه را تا آخر خوب گوش کنید.

قطعه "لولا" از آلبوم ایج که اثری اسپانیایی / ایتالیایی است و بازخوانی قطعه معروف قدیمی است و طی نیم قرن اخیر توسط خواننده های مختلف از جمله ایرانی ها نیز اجرا شده ، خوانده می شود. اجرا مورد توجه قرار گرفته و تشویق ها ، جاری می گردد. این تنها قطعه کنسرت است که توسط ساسان هاشمی نوازنده کیبورد تنظیم شده است. گفتنی است ، سایر قطعات توسط علی علی پور تنظیم شده اند.

در ادامه فضای کنسرت تغییر می کند. خواننده از مهدی شیرازی نوازنده کمانچه که اعلام می شود اخیرا در کشور اسپانیا به در نوازندگی کمانچه صاحب مقام شده دعوت می کند تا به همراه علی نصیری فرد نوازنده دمام روی صحنه حاضر شوند تا اثری محلی قدیمی اجرا شود. این بار خواننده در کنار نوازنده کمانچه روی صندلی می نشیند و اجرا می کنند. دو کیبورد هم با وی همراهی می کنند. قطعه در اوایل دارای لحنی آرام و محزون در فضای سنتی است ولی در ادامه به اثری شاد تبدیل می شود . به نظر می رسد اگر در این قطعه به جای کمانچه از ساز ویلون استفاده می شد جذابیت بیشتری پیدا می کرد.

قطعه بعدی احتمالا "خوشبختی" نام دارد یا "اسب و زین کن" که بر مبنای ملودی آذری با سروده ای از افشین یداللهی اجرا می شود. در اجرای این قطعه خواننده کتش را از تن خارج می سازد و با بیان اینکه نشد در یک کنسرت تا اخر کت بر تن داشته باشم ، به نواختن گیتار می پردازد. البته قبل از نواختن گیتار اعلام می کند در شهری که "محسن مرشد" – یکی از چیره دست ترین نوازندگان گیتار کشور ، آهنگساز و مدرس دانشگاه - گیتار می نوازد باید جرات و مهارت این کار را داشت که من فقط جراتش را دارم.

خواننده در ادامه اعلام می کند که از بین قطعه "بهار" که آن را در برنامه رادیو هفت اجرا کرده و قطعه "محلی خراسانی" یکی را انتخاب کنید. در نهایت "بهار" جهت اجرا انتخاب می شود. در این قطعه بخشی از قطعات معروف قدیمی هم اجرا می شوند. خواننده در این قطعه هم گیتار می نوازند. در بخشی که قسمتی کوتاه از قطعه معروف "کودکانه" فرهاد خوانده می شود جمعیت به همخوانی می پردازند ، خواننده سکوت می کند تا مخاطبان ادامه ترانه را بخوانند، آنها می خوانند ولی خواننده در ادامه شعر دیگری اجرا می کند و مخاطبان را غافلگیر می کند. همراهی خوبی از جانب تماشاگران در این قطعه صورت می گیرد و خواننده به وجد می آید.

حسین میری در ادامه از پسرش مهراد دعوت می کند تا جهت اجرا روی سن بیاید. پسربچه حدود شش ساله که کت و شلوار مشکی پوشیده روی سن می آید. نحوه تعظیم وی به جمعیت ، موجب خنده و تشویق حضار می شود. پدر از پسر می خواهد قطعه را معرفی کند. وی قطعه ای از پاوراتی را قرار است بخواند. پدرش در اجرا به وی کمک و همخوانی می کند. در این سن ، صدایش از اوج خوبی برخوردار است. اگرچه برخی قسمتها را فراموش می کند ولی برای این کودک اجرای زبان ایتالیایی و گام بلند قطعه قابل توجه است. در پایان جمعیت وی را به شدت تشویق می کنند. او باز هم با شیوه خود تعظیم می کند. یک دستش را به حالت پروانه ای به پشت سر می برد و دستش دیگر را روی سینه قرار می دهد. دسته گلی به وی تقدیم می شود. نزدیک است که دسته گل که بزرگ هم است روی زمین بیفتد ولی آن را به هر صورت نگه می دارد و به نزد پدرش می برد. یک دسته گل را دیگر را هم باز به نزد پدرش می برد.

در ادامه یک قطعه ایتالیایی توسط میری اجرا می شود . "شعر ناب" عنوان قطعه ای جدید است با ترانه ای سروده جواد سپاهی و ملودی حسین میری با تنظیمی از علی علی پور که اجرا می گردد.

نوبت به محبوب ترین اثر خواننده می رسد. قطعه "ایج" ( ایلِت اولِت) که با گویش محلی شهر استهبان فارس خوانده می شود. ایج نام روستای پدری خواننده است که عنوان آلبوم نخست حسین میری نیز بود. این قطعه با رتیم سامبا و نحوه خوانش متفاوت خواننده موجب تشویق فراوان جمعیت می شود و شور و هیجان خاص و ویژه ای را موجب می گردد. بیشترین تشویق ها در این کنسرت مرتبط با این قطعه است و در پایان اجرای آن ، جمعیت فریاد دوباره دوباره سر می دهند.

در ادامه حسین میری از صحنه خارج می شود و "حمیدرضا آرام" که به عنوان همخوان در این کنسرت حضور دارد قطعه ای فارسی – انگلیسی اجرا می کند. صدای این خواننده در سطح پایین تری از میری قرار دارد.

یکی دیگر از قطعات شاخص خواننده ، "ها بَلِه" نام دارد که این قطعه شش و هشت نیز با تشویق مردم اجرا می شود. البته به نظر می رسد در تنظیم این قطعه مقداری تمپو بالاتر از حد معمول بود. می شد با تمپوی آرام تر تنظیم شود و همچنین در میانه آن تک نوازی اعضای گروه موسیقی نیز صورت گیرد. علاقه مندان با این قطعه که با گویش محلی شیرازی با ترانه بیژن سمندر اجرا می شود و در آلبوم ایج منتشر شده ، آشنایی دارند : خاکو با مژگون بوروفم، اشک پاشم با پشنگه ، تا غبار راه تو بر روی ماه رخسارت نتنگه ...

در ادامه به جای قطعه تازه "منو ببر به ماه" ، قطعه "ایج" مجددا اجرا می شود. خواننده در ابتدا ، کلام محلی آن را ترجمه می کند و سپس به اجرای آن می پردازد.

"از دل نرود هر آن که از دیده رفت" عنوان اثری تازه است که آخرین قطعه ای است که در این کنسرت اجرا می شود. پس از اینکه خواننده کارش تمام می شود با سرعت و چیزی بین دویدن صحنه را ترک می کند که این هم از فقط از خواننده های آماده و ورزشکاری مانند حسین میری بر می آید و آنگاه گروه نوازندگان حدود دو دقیقه نوازندگی خود را ادامه می دهند و کنسرت به پایان می رسد. آنگاه اعضای گروه همگی به جلوی سن می آیند و به جمعیت تعظیم می کنند و این چنین شب ریتیمک و شاد کنسرت حسین میری در ساعت 23:15 دقیقه به انتها می رسد.

گفتنی است ، اعضای گروه آگرین را علی علی پور (تنظیم و کیبورد)، ساسان هاشمی (پیانو و کیبورد)، پرهام لُردی فرد (گیتار)، فرهاد بهرام (گیتارباس)، نیما حمیدی (درامز)، حمیدرضا آرام (همخوان)، حسین میری (خواننده) و سه تن نوازنده مهمان سازهای بادی از تهران : حسین کیانی (ترومپت) ، فرید شیخی (ترومپت) ، بنیامین بیانی (ساکسیفون) تشکیل می دهند. همچنین علیرضا کبریایی به عنوان صدابردار در این کنسرت حضور داشت.


در حاشیه کنسرت


- پس از اجرای یکی از قطعات و همراهی مناسب تماشاگران ، خواننده به وجد آمد و ابتدا نسبت به نوازندگان و سپس حضار در سالن تا کمر خم شد و تعظیم کرد و از آنها تشکر نمود.

- حسین میری به همخوان خود حمیدرضا آرام بیش از اندازه میدان فعالیت می دهد در حالی که با توجه به قدرت صدایی میری و تسلطش در اجرای زنده نیازی به حضور آرام احساس نمی شد.

- حامد فقیهی و حامد محمود زاده دو تن از خواننده های پاپ شیرازی در سالن حضور داشتند که توسط خواننده به تماشاگران معرفی شدند.

- دو دوربین ثابت و یک دوربین پرتابل ، تصویربرداری این کنسرت را انجام می دادند.

- یک نفر به عکس برداری از این اجرا می پرداخت.

- حسین میری قبل از اجرای برخی قطعات این آثار را با عناوینی همچون "نامعلوم" ، "بدون شرح" و ... معرفی می کرد!

- در طول اجرای کنسرت بارها دسته گل هایی به اعضای گروه به خصوص خواننده اهداء شدند که تعدادشان به حدود 20 دسته گل می رسید.

- علیرغم اجرای قطعات ریتیمیک و شاد ، اکثر تماشاگران به آرامی اجرا را تماشا کردند و فقط زمان هایی که خواننده از آنها درخواست دست زدن و همخوانی می کرد آنان مشارکت می کردند و در بیشتر زمان برگزاری این کنسرت محو اجرای خواننده بودند.

- فضایی آرام ، مثبت و خانوادگی در این کنسرت برقرار بود و مشکلی در اجرا و حواشی کنسرت پدید نیامد. فقط یک بار که سرپرست نوازندگان در حال صحبت روی صحنه بود چند تماشاگر مشغول خندیدن و صحبت بودند که خواننده به آنها گفت:" اگر مورد خاصی است بلند بگویید تا ما هم متوجه شویم ، مخلصیم " ، که این تذکر محترمانه حرفه ای و به جا بود.

- در یک نمای کلی اغلب تماشاگران این کنسرت بین 25 تا 40 سال سن داشتند.

- قیمت بلیت های این کنسرت از 25 هزار تومان تا 60 هزار تومان تعیین شده بود.

 

***

 

«حسین میری» کیست؟

 

حسین میری متولد 1356 در شیراز است. وی در دهه هفتاد خوانندگی را نزد اساتید مشهور موسیقی زنده یاد محمد نوری ، اسفندیار قره باغی ، ماریو تقدسی و زنده یادحمید پناهی آموخته است. میری در آغاز فعالیت های حرفه ای خود در مقام خواننده در اواخر دهه 70 با همراهی حسین زارع ، زنده یاد سهیل دبیری ، امین و علی عنایتی گروه موسیقی "خورشید" را در شیراز تشکیل داد.

حسین میری در سال 1379 گروه موسیقی "آگرین" را در شیراز تشکیل داد و از آن سال تا به امروز با این گروه موسیقی به اجرای برنامه می پردازد.

این خواننده پاپ – کلاسیک در سال 1381 آلبوم "ایج" را تولید نمود که این مجموعه متفاوت و شنیدنی در سال 1386 منتشر شد.(البته در صفحه این خواننده ، زمان انتشار آلبوم سال 1383 درج شده است) ترانه های این آلبوم توسط بیژن سمندر ، حسین میری و پرویز صادق زاده سروده شده بود و ساخت ملودی های این مجموعه هم برعهده حسین میری و حسین زارع  بود. در ضمن تنظیم کننده آلبوم ایج ، محسن مرشد بود.

در سال های 1390 و 1391 میری به عنوان خواننده گروه آگرین در جشنوراه موسیقی فجر در بخش گروه نوازی پاپ مقام برتر را کسب نموده است.

گفتنی است ، دومین آلبوم حسین میری به زودی با عنوان " دستای کی بالاست؟!" منتشر خواهد شد. این خواننده اکثر قطعات این مجموعه را در کنسرتش اجرا نمود و در واقع رونمایی از این مجموعه موسقایی محسوب می شد و ما نوید آلبومی متفاوت و شنیدنی را به مخاطبان جدی موسیقی پاپ می دهیم.

حسین میری طی بیش از یک دهه اخیر در برخی آموزشگاه های موسیقی شیراز به تدریس آواز پاپ به هنرجویان پرداخته است.

میری خواننده ای پاپ – کلاسیک است. از صدایی پرحجم با وسعت گسترده و رنگ صدای خوبی برخوردار است. تسلط خوبی بر روی صدایش دارد. در اجرای ملودی های دشوار و ریتم های کم تر استفاده شده در موسیقی پاپ فارسی تبحر دارد. وی طی دوران فعالیت هایش نشان داده که تحت تاثیر جو غالب بر موسیقی پاپ نبوده و آن چه را که خود می پسندد ، انجام می دهد ، به همین دلیل وی در حال حاضر تنها خواننده شاخصی است که با چنین سبک و سیاقی به اجرا می پردازد و کارهایش شبیه هیچ خواننده دیگری نیست. استفاده از ریتم های سامبا ، اسپنیش ، والس ، موسیقی کشور ایتالیا ، جز و ... در آثارش مشهود است. بر خلاف جو غالب چند سال اخیر موسیقی پاپ که خواننده ها با صداهای نازک (زنانه ، بچه گانه) یا نازک شده به ناله و اجرای آثار ناامیدکننده می پردازند آثار حسین میری ریتیمیک ، شاد و البته هدفمند است. در ضمن وی به آن سوی سکه که برخی خواننده ها با اجرای قطعات شاد مبتذل و سخیف می پردازند نیفتاده و آثارش دارای پیام هستند ، ضمن اینکه قطعات از ملودی های بعضا دشوار و ریتم های خاص برخوردارند که فقط از یک خواننده کاملا تکنیکی و حرفه ای ، اجرای آنها بر می آید.

در کلام آثارش توجه به اصالت ها و منطقه جغرافیایی که به آن تعلق دارد ، بعضا با همراهی گویش محلی ، توجه ویژه ای دارد. در برخی قطعات طنزی در کلام ، موسیقی و اجرا وجود دارد که با روحیات خود خواننده مطابقت دارد و این قطعات را متمایز با سایر آثار خواننده های دیگر می کند.

 

 

 

حرف آخر

 

تعداد خواننده هایی نظیر حسین میری در موسیقی پاپ ایرانی بسیار اندک است. خواننده هایی که اصول خوانندگی را به شکل حرفه ای و صحیح نزد اساتید فن آموخته اند ؛ خود به تدریس آواز پاپ در شکل حرفه ای آن می پردازند ؛ از صدایی پرحجم و با وسعت بالا و در یک نمای کلی پرقدرت برخوردارند ؛ از سلیقه موسیقایی تازه و متفاوت بهره می برند ؛ در اجرای زنده کاملا بر صدای خود و همچنین در ارتباط با تماشاگران مسلطتند ؛ در استدیو کاملا به اجرای خود تسلط دارند ؛ در شهر و استان خود معتبر و محبوبند ؛ ملودی ساز ماهری هستند ؛ خواننده ای تکنیکی محسوب می شوند ؛ قطعاتی امیدبخش و هدفمند با موسیقی کم تر شنیده شده در حوزه پاپ ایرانی تولید می نمایند ؛ و در یک نمای کلی و جزیی عنوان خواننده واقعی را می توان به آنها اطلاق نمود. عنوانی که به اکثر فعالین عرصه اجرا در موسیقی پاپ نمی توان اطلاق کرد ، چون فاقد برخی یا همه ویژگی های مورد نظر هستند.

معولا در ایران اکثر خواننده های پاپی که از وسعت و حجم گسترده صدا بهره مندند ، پیرو سبک و سیاقی از موسیقی می شوند که به کارهای بابک بیات ختم می شود به همین دلیل مخاطب با عنصر تکرار در نحوه خوانندگی ، موسیقی و ترانه این گونه خواننده ها مکرر مواجه می شود ، ولی خواننده ای مانند میری بر خلاف آن دسته ، فضای کاملا متمایزی را برای خود برگزیده که شور و نشاط ویژه ای در آن وجود دارد ، هر خواننده ای نمی تواند در این فضا اجرایی مطلوب و مسلط داشته باشد و در ضمن امضای خود وی نیز در آثارش متبلور باشد. پس باید چنین خواننده هایی محل بروز و ظهور بیشتری داشته باشند.

قطعا این خواننده دارای این توانایی است که حضوری پررنگ تر در بازار موسیقی کشور داشته باشد. وی استحقاق این را دارد که کنسرت هایی را در سراسر کشور برگزار نماید و آلبوم های بیشتری را منتشر نماید. اگر باندهای تمامیت خواه در عرصه موسیقی پاپ فعال نبودند و زمینه فعالیت مستمر برای حسین میری و امثال وی فراهم بود قطعا موسیقی پاپ کشور دچار این رخوت و تکرار آزاردهنده نمی شد و برگزاری اکثر کنسرت ها به حدود 15 خواننده تکراری ختم نمی شد. البته ذکر این نکته الزامی است که برگزاری پیاپی کنسرت و انتشار مداوم و حضور پررنگ در رسانه ها دلیلی بر اعتبار و موفقیت یک خواننده نیست و نباید مخاطبان دچار این اشتباه شوند که هر خواننده ای که معروف تر است پس او خواننده بهتری است. چه آن خواننده ، جوان و دارای چند سال سابقه باشد چه دهه ها در این عرصه فعالیت مداوم داشته باشد.

امیدواریم این خواننده برای ادامه فعالیت های موسیقایی خود با همکاری اسپانسرها مشکلات مالی کمتری داشته باشد و آلبوم های بعدی وی با فواصل زمانی کمتر منتشر گردد و بتواند کنسرت های خود را در سراسر کشور برگزار نماید. حاصل بیش از 15 سال فعالیت حرفه این خواننده نباید فقط دو آلبوم باشد ، تازه یکی از آنها هنوز هم منتشر نشده است.

در ضمن امیدواریم رسانه ها به حسین میری و امثال وی توجه داشته باشند و صرفا خواننده هایی که جیب پر پول تری یا خود و یا اطرافیانشان دارند مورد حمایت قرار نگیرند.

لازم به یادآوری است ، در سال 1391 چند خواننده توانمند پاپ را در موسیقی 2002 به صورت اجمالی معرفی کردیم که یکی از آنها حسین میری بود. مدتی بعد این خواننده برای اولین بار در یک شبکه سراسری حضور یافت. برنامه رادیو هفت شبکه هفت سیما (آموزش) تا کنون چند بار آثار تصویری این خواننده را پخش کرده است که بازخورد خوب و مطلوبی هم داشته است. همچنین این خواننده تا قبل از رادیو هفت معدود دفعاتی در سیمای مرکز فارس نیز حضور یافت و پس از حضوری کشوری چند بار دیگر نیز در برنامه های این شبکه به اجرا پرداخت ولی این خواننده استحقاق حضور پررنگ تر در برنامه های سیما و اجرای تیتراژهای سینمایی و تلویزیونی را دارد. در واقع این خواننده طی این سال ها به اندازه بسیارانی دیگر از اهالی موسیقی پاپ، به هیچ وجه از حمایت نشریات و رسانه های فضای مجازی برخوردار نبوده است و فقط چند بار در سیما حضور داشته است.

 

 

پی نوشت1: برای مشاهده سه تیزر کوتاه از تمرین گروه آگرین و همچنین برخی اجراهای حسین میری می توانید به وب سایت آپارت مراجعه نمایید.

پی نوشت 2: آلبوم "دستای کی بالاست؟!" جزو معدود مجموعه هایی است که پس از انتشار ، نقد آن در موسیقی 2002 منتشر خواهد شد.

پی نوشت 3: تصاویر مطلوب تری از خواننده جهت انتشار در این پست یافت نشد. بهتر است خواننده ها حداقل یک وب سایت اختصاصی داشته باشند تا برای دستیابی به اطلاعات هنری آنان و تصاویرشان جهت استفاده در چنین گزارش هایی با مشکل مواجه نشویم.

 

 

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱۱/٧
تگ ها: حسین میری
comment نظرات () لینک

+ از انتشار جنون منطقی افشین یداللهی تا اهانت خواننده لس آنجلسی به ارزش ها

«جنون منطقی» ، نخستین کتاب ترانه های افشین یداللهی منتشر شد / اهانت خواننده لس آنجلسی به مراسم عزاداری حسینی و شهدای گمنام / مدیر دفتر موسیقی و سرود صدا و سیما تغییر کرد

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

چهار کتاب دیگر این شاعر هم به زودی عرضه خواهد شد ؛

«جنون منطقی» ، نخستین کتاب ترانه های افشین یداللهی منتشر شد / اولین آلبوم این ترانه سرا در مقام خواننده در دست تولید است

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002»: نخستین کتاب افشین یداللهی ترانه سرای مشهور ، حاوی ترانه های سروده شده توسط وی طی 17 سال اخیر با عنوان "جنون منطقی" منتشر شد.

به گزارش موسیقی 2002 ، یداللهی 46 ساله از سال 1376 با سرودن ترانه "پس کوچه های عشق" با مضمون عاشورا که توسط خشایار اعتمادی اجرا گردید به عنوان ترانه سرا وارد عرصه موسیقی پاپ کشور شد. وی طی 17 سال اخیر جزو معتبرترین ترانه سراهای ایران به شمار می رود و با خواننده های معروفی نظیر محمد اصفهانی ، خشایار اعتمادی ، علیرضا عصار ، علیرضا قربانی ، قاسم افشار ، حمید حامی ، سالار عقیلی ، همایون شجریان و ... همکاری داشته است.

کتاب ترانه های جنون منطقی با 492 صفحه و قیمت 25000 تومان توسط انتشارات نگاه عرضه شده است.

 

 

بخشی از ترانه شناسی افشین یداللهی :

- ترانه تیتراژ سریال تبریز در مه از سالار عقیلی
- ترانه تیتراژ سریال مسیر زاینده رود از احسان خواجه امیری
- ترانه تیتراژ سریال کمربندها را ببندیم از فتحعلی اویسی
- ترانه تیتراژ سریال غریبانه از احسان خواجه امیری
- ترانه تیتراژ سریال میوه ممنوعه از احسان خواجه امیری
- ترانه تیتراژ سریال مدار صفر درجه از علیرضا قربانی
- ترانه تیتراژ سریال پول کثیف از احسان خواجه امیری
- ترانه تیتراژ سریال شب دهم از علیرضا قربانی
- ترانه های برای آخرین بار، خیال تو، غریبانه، وقتی که نباشی و... از آلبوم «برای اولین بار» احسان خواجه امیری
- ترانه های فال، تب تلخ، رفتن از آلبوم فصل تازه از احسان خواجه امیری
- ترانه های شانس، جدایی، تمومش کنم، باور نمی کنم و... از آلبوم سلام آخر احسان خواجه امیری
- ترانه شب نقاشی از آلبوم فقط نگاه می کنم از حامی
- ترانه شب آفتابی از آلبوم نون و دلقک از محمد اصفهانی
- ترانه طعنه از آلبوم طعنه خشایار اعتمادی

- ترانه با من خطر کن از آلبوم با من خطر کن علیرضا بلوری

به گزارش موسیقی 2002 ، همچنین یداللهی علاوه بر کتاب ترانه های جنون منطقی ، چهار مجموعه دیگر خود را نیز آماده انتشار ساخته است که در این راستا سه اثر "حرف‌هایی که من باید می‌گفتم و تو باید می‌شنیدی"، "روزشمار یک عشق" و "مشتری میکده‌ای بسته" در قالب سپید و مجموعه غزل "امشب کنار غزل‌های من بخواب" در آینده نزدیک منتشر خواهند شد.

در ضمن یداللهی اولین آلبوم موسیقی خود را در مقام خواننده در دست تولید دارد که در این مجموعه سیامک بهبهانی به تنظیم قطعات پرداخته است. همچنین این ترانه سرا و شاعر علاوه بر این آلبوم به تازگی همکاری های متشرکی را با حمیدرضا یراقچیان در جایگاه تنظیم کننده شروع نموده که احتمالا این قطعات نیز در قالب آلبومی دیگر با صدای یداللهی عرضه خواهند شد.

آخرین اثر منتشر شده افشین یداللهی در مقام شاعر ، تیتراژ سریال "سال های ابری" است که در پخش تلویزیونی دچار ممیزی گردید. این قطعه با صدای علیرضا قربانی و موسیقی فردین خلعتبری تولید شده است. اگرچه این قطعه با ملودی ، تنظیم و اجرای قابل اعتنایی همراه نشده ولی از کلام محکم و قابل تاملی برخوردار است.

متن شعر :

در عشق هم آتش بزن وقتی حجابت می شود
گاهی دعا هم بی دعا،  بهتر اجابت می شود
تفسیر دشنه سخت نیست، تسبیح اما مشکل است
وقتی که گاهی بال دل، گاهی وبالی بر دل است
از غیر تا تو می برد، از تو به غیرت می رسد

از خیر تا شر می برد، از شر به خیرت می رسد
هربار گم تر بوده ام، در هیچ پیدا می شدم
با چشم های بسته ام، مات تماشا می شدم
بعد از خروجم از بهشت، هم مست هستم هم خمار
آدم همینجا خلق شد: در رقص جبر و اختیار
یاغی بمان در عاشقی، پرواز کن بی پر زدن
از بی نهایت رد شو ، در عشق هم آتش بزن

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

مورد هدف قرار گفتن اعتقادات مذهبی و ارزش های دفاع مقدس در یک موزیک ویدیوی جهت دار ؛

اهانت خواننده لس آنجلسی به مراسم عزاداری حسینی و شهدای گمنام

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002»: به تازگی موزیک ویدویی با عنوان "تهران" به خوانندگی سیاوش قمیشی ، خواننده لس آنجلسی منتشر شده است.

به گزارش موسیقی 2002 ، ترانه سرای قطعه تهران ، حسام حسامی معرفی شده و در این ترانه نازل ، فضایی سیاه و ناامیدکننده از این شهر ارایه می شود که در واقع عوامل تولید این اثر ، تهران را به عنوان نمادی از ایران مدنظر قرار داده اند.

گفتنی است ، در موزیک ویدیوی تهران نماهایی از عزاداری حسینی و مزار شهدای گمنام نمایش داده می شود و این اتفاق زمانی رخ می دهد که خواننده واژه هایی همچون اندوه ، افسردگی و ... را ادا می کند. در واقع خواننده با این کار سعی کرده نظر مغشوش و معیوب خود را این چنین به بیننده القا کند که برگزاری عزاداری های حسینی در سراسر کشور و همچنین دفن شهدای گمنام جزو عوامل منفی و افسرده کننده جامعه ایران است و این چنین به مراسم عزاداری حسینی و به تبع آن اعتقادات و باورهای مذهبی شیعیان و همچنین ارزش های دفاع مقدس توهین کرده است.

لازم به یادآوری است ، این اتقاق سیاه موسیقایی از جانب خواننده ای مساله دار به نام سیاوش قمیشی با 69 سال سن در حالی رخ داده است که وی حدود 50 سال از عمر خود را در دو مقطع زمانی در خارج از کشور سپری کرده است و طی 36 سال اخیر نیز هیچ گاه در ایران حضور نداشته است.

اما سازندگان این موزیک ویدیو چه کسانی هستند؟ تصاویر بخش داخل کشور توسط زیگورات پیکچر (محمد اولاد) تهیه شده است. این کارگردان چند سالی است در ایران به صورت غیرقانونی برای خواننده ها موزیک ویدیو تولید می کند.

لازم به ذکر است ، طی چند سال اخیر تعداد قابل توجهی موزیک ویدیو ساز به صورت غیرقانونی در داخل کشور برای خواننده های غیرمجاز داخلی و بعضا خواننده های لس آنجلسی به تولید موزیک ویدیو اقدام می کنند و در این گونه آثار موارد متعددی از رفتارهای هنجار شکنانه مانند کشف حجاب خانم ها نیز مشاهده می شود که متاسفانه در اکثر موارد با این متخلفان هیچ گونه برخورد قانونی نیز صورت نمی گیرد و روز به روز بر تعداد تولید این آثار سیاه افزوده می شود. در حال حاضر شبکه های ماهواره ای فارسی زبان ویژه موسیقی نظیر pmc روزانه به شکل گسترده این گونه آثار را پخش می کنند.

همچنین سازنده اصلی این اثر الک کارتیو با نام واقعی علیرضا صباحی است که سال هاست در خارج از کشور زندگی می کند. وی یکی از چند موزیک ویدیوساز پرکار برای خواننده های لس آنجلسی به شمار می رود.

اتفاقاتی نظیر تولید موزیک ویدوی مذکور در حالی رخ می دهد که خواننده های لس آنجلسی در طی سالیان اخیر با بی توجهی مخاطبان داخلی مواجه شده اند و بخشی از چهره های اصلی این گروه که سال های پایانی عمر خود را بعضا در وضعیت بحرانی اخلاقی سپری می کنند با اجرای آثار هنجارشکن و توهین به اعتقادات مذهبی مردم ایران سعی در عقده گشایی دارند.

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

تقی پور رفت ، معلم آمد ؛

مدیر دفتر موسیقی و سرود صدا و سیما تغییر کرد

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002» - خبرگزاری ایلنا نوشت: محمد سرافراز در حکمی "محمدباقر معلم" را به سمت "مدیر دفتر موسیقی و سرود" سازمان صدا و سیما منصوب کرد.

سرافراز در این حکم وی را به تثبیت مرجعیت سازمان صدا و سیما در حوزه موسیقی، ارتقاء سطح کیفی آثار موسیقایی در شبکه‌ها، توجه جدی به نیاز مخاطب در حوزه موسیقی، توسعه گنجینه موسیقی رسانه ملی و استفاده از ظرفیت کار‌شناسی متخصصان خارج از سازمان توصیه کرده است.

 

 

متن حکم سرافراز بدین شرح است:

 

 

جناب آقای محمدباقر معلم

نظر به تعهد، توانایی‌ها و سوابق ارزشمند جنابعالی به موجب این حکم به عنوان «مدیر دفتر موسیقی و سرود» منصوب می‌شوید. انتظار می‌رود با اتخاذ تدابیر و شیوه‌های مناسب، اهداف و ماموریت‌های مشروحه ذیل را به نحو مطلوبی محقق کنید.

- تثبیت مرجعیت سازمان در حوزه موسیقی با بهره‌مندی از حضور به هنگام در جریان‌های فرهنگی و پرهیز از رویکرد انفعالی.

- ارتقاء سطح کیفی آثار موسیقایی در شبکه‌ها با پالایش درست تولیدات قبلی و نظارت بر تولیدات آتی.

- توجه جدی به نیاز مخاطبان در هنر موسیقی با تکیه بر اصلاح ذائقه‌ای عمومی، فرهنگسازی و بهره‌گیری از این هنر در جهت ترویج مفاهیم والای دینی، اخلاقی و انقلابی.

- توجه به احیاء و پویایی هنر انقلابی در حوزه شعر و موسیقی و تولید آثار معیار با هویت بخشی و تاکید بر جهت گیری‌های کلان فرهنگی نظام جمهوری اسلامی ایران در آموزه‌ها و اشارات مقام معظم رهبری(مدظله العالی).

-توسعه، ترویج و توجه به گنجینه غنی موسیقی مناطق و نواحی ایران زمین و تاکید بر مفاهیم والای دینی و اخلاقی در بستر موسیقی مقامی.

- استفاده از ظرفیت کار‌شناسی متخصصان خارج از سازمان با برون‌سپاری.

- طراحی و راه‌اندازی جامع‌ترین آرشیو دیجیتال شعر و موسیقی در کشور.

- مساعدت در راستای ارتقاء سطح کیفی هنر موسیقی در کشور با شناسایی و آموزش استعدادهای جوان و متعهد و تاکید بر پیشینه غنی فرهنگ اسلامی - ایرانی.

- نظارت برکاربرد موسیقی در فرآیند پیام‌رسانی رادیویی و تلویزیونی.

- هماهنگی، یکپارچه‌سازی و نظارت بر واحد‌های موسیقی صدا و سیمای استان‌ها.

ضمن آرزوی توفیق روز افزون جنابعالی در پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی و تحقق منویات مقام معظم رهبری(مدظله العالی) لازم می‌دانم از خدمات آقای تقی‌پور در مدت تصدی ریاست مرکز موسیقی و سرود قدردانی کنم.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۱۱/٥
comment نظرات () لینک

+ گزارش تفصیلی از مراسم پایانی اولین جشنواره موزیک ویدیو "ققنوس"

مراسم اختتامیه نخستین جشنواره موزیک ویدیو «ققنوس» برگزار شد ؛

- برادران بوشهری ، موفق ترین سازنده موزیک ویدیو شدند

- ققنوس ها به موزیک ویدیوهای محمد اصفهانی ، حامد زمانی ، رضا یزدانی ، بنیامین بهادری ، سیروان خسروی ، اشکان خطیبی ، رضا صادقی ، محسن چاوشی ، مازیار فلاحی ، گروه پالت و کاکو بند رسید

- تقدیر از عبدالله گیویان ، نخستین موزیک ویدیو ساز ایران

- حامد زمانی در دفاع از پیامبر اسلام ، حرکت نشریه فرانسوی را محکوم کرد

- از بین 154 اثر ارسالی 47 موزیک ویدیو به مرحله داوری رسیده بودند 

- محمد اصفهانی ، رضا صادقی ، مازیار فلاحی ، گروه پالت و گروه سون در این مراسم به اجرای برنامه پرداختند

 

 

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002»: مراسم اختتامیه اولین جایزه موسیقایی تصویری «ققنوس» یکشنبه شب 28 دی با حضور پر تعداد مخاطبان، مشاور رییس جمهور و معاون هنری وزیر ارشاد در تالار وحدت برگزار شد.

 پیروز ارجمند مدیر کل دفتر موسیقی وزارت ارشاد در ابتدای این مراسم که اجرای آن بر عهده امین زندگانی بود با اشاره به برگزاری اولین دوره جشنواره «ققنوس» گفت: اولین دوره جایزه ققنوس در سال 93 با این ایده شروع شد که بتوانیم از ظرفیت رسانه های دیداری و شنیداری به بهترین شکل ممکن در جهت بالندگی موسیقی، سینما و تصویر استفاده کنیم؛ موضوعی که تاکنون در کشور کمتر به آن توجه شده بود.

وی ادامه داد: امیدوارم با برگزاری این جایزه فصل جدیدی در ساخت نماهنگ شروع کنیم. ما چندی است که به صورت رسمی اعطای مجوزهای رسمی به نماهنگ های موسیقایی را آغاز کرده ایم و امیدوارم با چنین رویدادهایی به پویایی موضوع نمآهنگ در صنعت موسیقی کشور کمک کنیم با این حال اتفاق بسیار مبارکی است که امشب به بهانه برگزاری اولین دوره جایزه ققنوس شاهد حضور جمع کثیری از خوانندگان و هنرمندان دهه 60 و 70 موسیقی کشور هستیم و امیدوارم چنین رویدادی بتواند با تلاش های جلال مشفق به عنوان دبیر این جایزه و حمایت های آقای مرادخانی در دوره های بعدی نیز استمرار داشته باشد.

بعد از صحبت‌های ارجمند، ابتدا قطعه "نامردمی‌ها" از رضا صادقی پخش شد و در ادامه کلیپی با مضمون دفاع مقدس از نمایشگرهای سالن پخش شد و آهنگ "مزه لوتی" با صدای رضا صادقی، موسیقی پوریا حیدری و ترانه سرایی حسین متولیان و حسین سلیمانی روی این نماهنگ اجرا شد.

بعد از این اجرا با دعوت مجری از رضا یزدانی، بنیامین بهادری و رضا صادقی به جلوی صحنه، جوایز چند بخش توسط این هنرمندان به برگزیدگان اهدا شد.

در این قسمت از برنامه حسین و محمد بوشهری جایزه بخش جلوه های ویژه در ویدئو کلیپ برای نماهنگ «عاشقتم» را دریافت کردند. در بخش تدوین نیز مستانه مهاجر برای تدوین نماهنگ «هفته عشق» با صدای بنیامین بهادری و در بخش تصویربرداری وحید امینی برای تصویربرداری از نماهنگ «تو هر راهی که تو باشی» به عنوان هنرمندان برگزیده انتخاب شدند.

جایزه بهترین ترانه هم به علیرضا قزوه برای نماهنگ «ماهیا» به خوانندگی محمد اصفهانی تعلق گرفت.

پس از اجرای زنده قطعه «بی واژه» به خوانندگی محمد اصفهانی و نوازندگی رضا تاجبخش نوبت به اهدای جوایز بخش «بهترین شعر استفاده شده در نماهنگ» رسید که زنده یاد سید حسن حسنی برای آهنگ «سراب» به خوانندگی محمد اصفهانی به عنوان هنرمند برگزیده معرفی شد که خانواده این شاعر و ترانه سرای فقید جایزه را دریافت کردند.

جایزه بهترین پویانمایی هم به فاطیما یثربی برای نماهنگ «کافه رویا» به خوانندگی رضا یزدانی تعلق گرفت.

اجرای قطعه زنده و پرطرفدار «دوست دارم» گروه سون هم بخش دیگر مراسم اختتامیه جایزه ققنوس بود که این قطعه با وجود اینکه ارتباط چندانی با محتوای برنامه نداشت مورد استقبال تماشاگران پرتعداد حاضر در تالار وحدت قرار گرفت.

بعد از این بخش کیارش پوزشی، آرش قنادی و امیر قنادی اعضای گروه سون جوایز چند بخش را برای مخاطبان معرفی کردند که بر این اساس قطعه «ببخشید» ساخته بهنام کریمی، «بهترین ویدئوکلیپ عاشقانه» و قطعه «کافه رویا» به خوانندگی رضا یزدانی بهترین موسیقی نماهنگ عاشقانه به عنوان آثار منتخب جوایز خود را دریافت کردند.

رضا یزدانی بعد از دریافت جایزه خود گفت: از سال 82 که مسعود کیمیایی من را برای بازی در فیلم «حکم» انتخاب کرد به نوعی با سینما گره خوردم و از آن زمان تا به حال آثار زیادی را به صورت نماهنگ منتشر کردم که طبق برنامه ریزی ها قرار است در سال آینده این کارها در قالب یک لوح فشرده منتشر شود. با این حال من از وزارت ارشاد که به این بخش مهم موسیقایی اهمیت داد تشکر می کنم و خوشحالم که چنین جایزه ای را دریافت کردم.

بعد از صحبت‌های یزدانی، جوایز بخش بهترین کارگردانی کلیپ نیز به برگزیدگان اهدا شد که حسین و محمد بوشهری برای نماهنگ «لبیک» به خوانندگی حامد زمانی به عنوان نفرات برگزیده این بخش معرفی شدند.

حامد زمانی بعد از دریافت این جایزه گفت: جای یک صحبت را در این مراسم خالی می بینم. متاسفانه این روزها به خاطر توهین نشریه فرانسوی به ساحت مقدس پیامبر اسلام(ص) اتفاقاتی افتاده که به سهم خودم از همین جا انزجارم را از این حرکت اعلام می کنم و می گویم که پیامبر ما پیامبر صلح است و ما به عنوان یک شیعه تحت هیچ شرایطی از ترور و تروریست حمایت نمی کنیم. با این صحبت از شما هنرمندان عزیز می خواهم صلواتی بفرستید تا با این ذکر زیبا ارادتی داشته باشیم به محضر مقدس حضرت پیامبر(ص).

بخش بعدی مراسم به تجلیل از عبدالله گیویان اولین هنرمند سازنده نماهنگ در ایران اختصاص داشت که در این بخش علی مرادخانی معاون هنری وزیر ارشاد لوح تقدیر و جایزه این بخش را به وی اهدا کرد.

گیویان قبل از دریافت لوح تقدیر خود خطاب به تماشاگران گفت: همین که امروز توانستند ما زیر خاکی ها را از خاک بیرون بیاورند برای من اتفاق خوبی است که از همه دست اندرکاران این جایزه تقدیر و تشکر می کنم. پدیده ویدئو کلیپ با هدف اینکه کلام دیده و شنیده شود شکل گرفت و البته که بسیاری از افراد برای شکل گیری این پدیده زحمت کشیدند یکی از این افراد دکتر احمد پورنجاتی بود که واقعا برای شکل گیری این پدیده زحمت کشید و باعث رشد آن شد.

وی ادامه داد: رضا کیانیان، شاهرخ دولکو، مسعود آب پرور، مهدی شمسایی نیز از دیگر هنرمندانی بودند که نقطه آغازین این پدیده را بارور کردند و من از همه این عزیزان تشکر می کنم که در این سال‌ها همراه من بودند.

بعد از صحبت‌های گیویان بود که امین زندگانی معاون هنری وزیر ارشاد را برای سخنرانی مقابل تریبون فرا خواند و گفت: اگر امشب شب خوبی را می گذارنید به خاطر ضمانت هایی است که آقای مرادخانی و همکارانشان داشته اند پس باید بیشتر از اینها او را تشویق کنید.

علی مرادخانی هم با تقدیر از هنرمندان عرصه موسیقی و ساخت نماهنگ توضیح داد: این برنامه رویدادی بود که باید سال‌ها زودتر اتفاق می افتاد. در عصری که سرعت در بسیاری موارد برای انتقال مفاهیم لحظه ها را به هم نزدیک می کند چه بهتر از ابزاری مانند نماهنگ برای انتقال این مفاهیم استفاده کنیم. ما باید بتوانیم چنین فضایی را در کشور گسترش دهیم و با توجه به انگیزه نسل نو در این بخش کارهای شایسته ای را معرفی کنیم.

معاون هنری وزیر ارشاد افزود: ما در حوزه کلیپ و نماهنگ می توانیم به واسطه حضور یک نسل جوان و درخشان در معرفی بزرگان سرزمین خود نیز حضوری شایسته داشته باشیم. اینکه بتوانیم در چند ثانیه با اثری در قالب نماهنگ استادان و بزرگان کشورمان را معرفی کنیم کار بسیار ارزشمندی است که می تواند به عنوان یک سند معتبر برای آینده هنر و پژوهشگران هنر مورد استفاده قرار بگیرد.

بعد از صحبت‌های مرادخانی جوایز دو بخش دیگر به برگزیدگان آن اهدا شد.

نماهنگ «ماهیا» به خوانندگی محمد اصفهانی و آهنگسازی علیرضا کهن دیری در بخش بهترین کلیپ دفاع مقدس و نماهنگ «قصه دختر بچه و خیابان» با تهیه کنندگی اشکان خطیبی در بخش بهترین نماهنگ با موضوع اجتماعی آثاری بودند که به عنوان کارهای برگزیده انتخاب شدند که در این بخش پوران درخشنده عضو هیات داوران اولین جایزه ققنوس، جایزه های این بخش را اهدا کرد.

حسام الدین آشنا مشاور فرهنگی رییس جمهوری نیز در این مراسم گفت: برمی گردم به دهه 70 شمسی وقتی که ویدئو کلیپ وارد ایران شد و آن زمان موضوعی زیرزمینی بود. آن موقع کسانی که دنبال این پدیده بودند مایکل جکسون و مدونا را خوب می شناختند. کسانی که در یک ساختمان در خیابان مینا، شهامت به خرج دادند و به جای اینکه از برابر این پدیده فرار کنند به درون آن رفتند و این پدیده را واکاوی کرده و سعی کردند به این تکنولوژی دست پیدا کنند و آن را بومی کنند.

رییس مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری ادامه داد: کار این افراد در آن روزها بیشتر از شهامت از دید برخی ها حماقت تلقی شد اما آنها صبر کردند و هنرمندان، مدیران و سیاستگذاران پشت به پشت هم دادند تا این پدیده از زیرزمین به روی پرده منتقل شود و این یک تجربه ملی است که می تواند در نتیجه مدیوم های فرهنگی دیگر نیز دیده شود.

وی افزود: زمانی که عبدالله گیویان و سایر همکارانش در ساختمان مینا فعالیت می کردند امروز را می دیدند. او امروز ما را می دید اما امروز آنهایی که ادعای بصیرت دارند نه آن روزها را دیدند و نه امروز را.

اما در بخش بهترین ویدئو کلیپ نیز گروه موسیقی «پالت» ضمن اجرای قطعه ای ضد جنگ که با همکاری تعدادی از هنرمندان آلمانی صورت گرفته بود جایزه بهترین کلیپ را دریافت کرد.

احسان رسول اف تهیه کننده و مدیر برنامه های گروه موسیقی «پالت» بعد از دریافت جایزه از فریدون شهبازیان، به علی معلم گفت: این موسیقی نتیجه دو هفته معاشرت موسیقایی گروه با گیزو رتسه آلمانی بود که بسیار خوشحالم نتیجه خوبی داده است.

علی معلم هم در این بخش از مراسم که به کارگردانی مجید جوزانی و طراحی صحنه سیامک احصایی برگزار شد، گفت: خوشحالم که بر خلاف بخش های دیگر وزارت ارشاد معاونت هنری این شجاعت را دارد که وارد عرصه های ملی شود.

در بخش بهترین کلیپ با موضوع دینی مذهبی هم نماهنگ «کلاغ رو سیاه» به خوانندگی محسن چاووشی و تهیه کننده سازمان هنری رسانه ای اوج و در بخش بهترین کلیپ با موضوع عاشقانه در جهت تحکیم خانواده قطعه «لیلا» به خوانندگی مازیار فلاحی آثار برگزیده انتخاب شدند که کلیپ «کلاغ رو سیاه» به صورت تصویری و قطعه «لیلا» به صورت یک اثر نمایشی چند دقیقه ای با بازی مازیار فلاحی روی صحنه برای علاقه مندان اجرا شدند.

بهروز صفاریان عضو هیات داوران اولین جایزه «ققنوس» هم در بخش پایانی مراسم که به معرفی گروه «کاکوبند» به عنوان بهترین کلیپ اختصاص داشت با اشاره به برگزاری جایزه ققنوس تصریح کرد: اینکه برای اولین بار در یک رویداد هنری بتوانیم در قالب نماهنگ به معرفی آثار موسیقایی بپردازیم اتفاق بزرگی است که می تواند تبدیل به یک جریان رو به جلو البته به دور از تصمیم های غیر سلیقه ای شود.

وی ادامه داد: امیدوارم قبل از هر چیزی این رویداد منجر به شکل گیری یک اتفاق بزرگ که تاسیس یک شبکه تلویزیونی ویژه موسیقی در رسانه ملی است، شود. متاسفانه تاکنون رسانه ملی حمایت چندانی از موسیقی نکرده است و اگر هم بوده استفاده های مقطعی بوده که آن هم برای موارد تبلیغاتی به کار گرفته شده و این موضوعی است که باید بیش از اینها به آن توجه کرد.

به گزارش موسیقی 2002، بیست و نهم مردادماه امسال و در یک فراخوان عمومی از خواننده های موسیقی کشور درخواست شد موزیک ویدیوهای خود را جهت شرکت در جشنواره ققنوس به دبیرخانه آن ارسال نمایند که در نهایت تعداد 154 اثر به این جشنواره ارسال شد.

در ابتدا اعلام شد زمان برگزاری مراسم پایانی بیست و نهم مهرماه خواهد بود ، سپس آبان ماه زمان اختتامیه اعلام شد ، در ادامه هشتم دی ماه را به عنوان زمان برگزاری مراسم پایانی اعلام نمودند و در نهایت بیست و هشتم دی ماه به عنوان روز اعلام نتایج نهایی و مراسم اختتامیه عنوان گردید.

سپس از بین تعداد 154 آثار تصویری ارسال شده ، توسط هیات انتخاب شامل علی معلم (تهیه کننده سینما) ، حسین مهدویان (مستندساز)، فرشاد فرشته حکمت، ستار اورکی ( آهنگساز) و علی اوجی (تهیه کننده موسیقی) تعداد 47 موزیک ویدیو برگزیده شده و به مرحله داوری جشنواره راه یافتند.

در ادامه فریدون شهبازیان (آهنگساز) ، پوران درخشنده (فیلمساز ) ، بهزاد بهزادپور (فیلمساز و تدوینگر)، دکتر امیرحسین ندایی (سازنده موزیک ویدیو و استاد دانشگاه)، دکتر شهاب اسفندیاری (کارگردان، منتقد و عضو هیات علمی دانشگاه هنر)، بهروز صفاریان (آهنگساز) و علا پژهان (متخصص جلوه های ویژه)، به عنوان هیات داوران اولین دوره جایزه ققنوس مجموعه نماهنگ های راه یافته به جشنواره را داوری کردند.

گفتنی است ، اولین دوره جایزه ققنوس در پنج موضوع دفاع مقدس، صلح جهانی، عرفان و معنویت، مسائل اجتماعی ، عاشقانه های اصیل و ارزشهای متعالی انسان  برگزار گردید.

 

 

اسامی برگزیدگان این جایزه به شرح ذیل است:

 

جایزه جلوه‌های ویژه به حسین و محمد بوشهری برای نماهنگ های لبیک (حامد زمانی) و عاشقتم (رضا صادقی)

جایزه تدوین به مستانه مهاجر برای نماهنگ قصه عشق (بنیامین بهادری)

جایزه فیلمبرداری به وحید امینی برای نماهنگ تو هر راهی که تو باشی (سیروان خسروی)

جایزه ترانه به علیرضا قزوه برای نماهنگ ماهی‌ها (محمد اصفهانی)

جایزه شعر به سیدحسن حسینی برای نماهنگ سراب (محمد اصفهانی)

جایزه پویانمایی به فاطیما یثربی برای نماهنگ کافه‌رویا (رضا یزدانی)

جایزه بهترین موسیقی نماهنگ عاشقانه به رضا یزدانی برای نماهنگ کافه‌رویا (رضا یزدانی)

جایزه بهترین کارگردانی به برادران بوشهری برای نماهنگ لبیک (حامد زمانی)

جایزه بهترین نماهنگ دفاع مقدس به نماهنگ ماهی‌ها (محمد اصفهانی)

جایزه بهترین نماهنگ اجتماعی به قطعه قصه دختربچه و خیابان (اشکان خطیبی)

جایزه بهترین نماهنگ مذهبی به محسن چاوشی برای نماهنگ کلاغ روسیاه

جایزه بهترین نماهنگ عاشقانه در تحکیم روابط خانواده به نماهنگ لیلا ساخته مازیار فلاحی

جایزه بهترین موسیقی عاشقانه به بهنام کریمی برای نماهنگ ببخشید

جایزه بهترین نماهنگ ؟ به گروه پالت

جایزه ققنوس که جایزه اصلی این مراسم بود نیز به کاکوبند رسید.

 

موزیک ویدیوهایی که به مرحله داوری رسیدند ، عبارتند از :

 

1-فلسفه های پوچ، 2- دختر دریا، 3- تو هر راهی که باشی(سیروان خسروی )، 4- شب،  5-صلح،  6-کلاغ روسیاه (محسن چاوشی) 7-خاطره، 8-رسول لبخند خدا (رضا صادقی) 9-تو، 10-تنهایی، 11-ماهی فروش(محسن شریفیان) 12-می کشیم (حامد زمانی) 13-دیدار(محمد اصفهانی) 14-ماهی ها (محمد اصفهانی) 15- خاطرات تو، 16- ذره صفت، 17 – اینجا شهر من نیست (گروه پالت)، 18- عاشقتم (رضا صادقی) 19-پشت پرچین آسمان، 20-مهتاب تو فانوس(رضا یزدانی) 21- ببخشید، 22- سیاره من، 23-چند مترمکعب عشق (بنیامین بهادری) 24-کافه رویا (رضا یزدانی) 25-وقتی تو رفتی، 26- تصادف ناجور (رضا یزدانی) 27-قصه دختربچه و خیابون (اشکان خطیبی) 28-دریغ ،29-ساحل چمخاله (سعید مدرس)30 – تنهاترین (محسن چاوشی) 31- صندلی، 32-پسربچه و پیرمرد، 33-لبیک (حامد زمانی)34-رستاخیز، 35-فریاد کن، 36- شیراز (حامد فقیهی) 37- سرنای نوروزی (گروه رستاک) 38-تو هستی، 39- لیلا (مازیار فلاحی) 40-دست زنان، 41-سیرک، 42-یک رنگ و یک تیم، 43-هفته عشق (بنیامین بهادری) 44-هذیان، 45-گمنام ، 46-بشر کش، 47-کبک

 

 

منابع : خبرگزاری مهر و برخی خبرگزاری های دیگر کشور


 

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱٠/٢٩
comment نظرات () لینک

+ استاد مشفق کاشانی درگذشت

خاموشی پیر شعر انقلاب در حین شعرخوانی و در سن 89 سالگی ؛

«استاد مشفق کاشانی» درگذشت

 

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002»: "استاد عباس کی‌منش" ملقب به مشفق کاشانی شب گذشته حین شعرخوانی درگذشت.

عباس کی‌منش ملقب به مشفق کاشانی شاعر پیشکسوت عرصه انقلاب و شعر آیینی و رئیس هیأت مدیره انجمن شاعران ایران، شب گذشته یکشنبه ۲۸ دی‌ماه در هنگام شعرخوانی در مراسم بزرگداشت سهیل محمودی بر اثر ایست قلبی دار فانی را وداع گفت.

مشفق کاشانی مرداد 1304 در کاشان به دنیا آمد. وی در دوره دبیرستان و بعدها نیز در اداره فرهنگ کاشان با برخی شعرای آن زمان از جمله سهراب سپهری دوستی و همکار بود. شعرهای این افراد در روزنامه‌های آن زمان کاشان به چاپ می‌رسید و محتوای آنها بیشتر انتقاد از سرمایه‌دارانی بود که کارگران فرش را استثمار می‌کردند. مشفق با اتمام تحصیلات به استخدام اداره فرهنگ کاشان درآمد و همزمان به تحصیل نیز پرداخت.

مشفق در سال 1333 برای ادامه تحصیل در رشته بودجه و حسابداری راهی تهران شد. حضور در پایتخت در آن ‌سال‌ها موجب توجه مشفق به مباحث سیاسی و  اجتماعی شد. مشفق کاشانی موفق شد در سال 1340 از دانشکده علوم اداری دانشکده حقوق در مقطع کارشناسی ارشد فارغ التحصیل شد و در نهایت در سال 1358 نیز بازنشسته شد.

وی به همراهی برخی شعرای دیگر از جمله مرحوم مهرداد اوستا، مرحوم طاهره صفارزاده، علی گرماررودی از جمله چهره‌های برجسته‌ شعر بودند که با حرکت مردم به رهبری امام خمینی(ره) همراهی و آن را تایید کردند.  به همین جهت از بسیاری از مجامع روشنفکری بایکوت شدند.

مشفق کاشانی با شروع جنگ تحمیلی بارها و بارها همراه تعداد دیگری از شاعران در جبهه‌ها حاضر شده و برای رزمندگان شعرخوانی کرد. وی از آن زمان تاکنون در شورای عالی شعر وزارت ارشاد به فعالیت مشغول است. مشفق همچنین در دومین مراسم همایش چهره‌های ماندگار در سال 1382 به عنوان چهره ماندگار رشته ادبیات مورد تقدیر قرار گرفت.

رهبر معظم انقلاب در خصوص مشفق و اشعارش عقیده دارند: علاوه بر جنبه‌ شعری محض، دو خصوصیّت دیگر هم در آقای مشفق هست که قابل توجّه است: یکی اینکه شعر ایشان در خدمت هدف‌های دینی و هدف‌های انقلابی. از اوّل انقلاب شعر ایشان، چه شعر مذهبی و به اصطلاح شعر آئینی‌ و چه شعرهایی که درباره‌ مسائل انقلاب گفتند، همه‌ مفید و اثرگذار است. وقتی که دشمن و بعضی از دوست‌های نادان سعی می‌کنند فضاها را تیره و تار جلوه بدهند، می‌گوید اگر هوش و گوشی وجود دارد، اینجا پنجره‌ها باز است. نکته‌ دوّم شخصیّت ایشان است. انسان محترم و آراسته به اخلاق خوب محسوب می‌شوند. ما در طول این حدود سی وچند سال که با ایشان آشنا هستیم، همیشه این رفتار را از ایشان ملاحظه کردیم. ایشان را، آقای حمید را - این پیش‌کِسوتهای شعر معاصر را- بایستی ارجمند داشت و عزیز داشت.

از مشفق تاکنون کتاب‌های زیادی منتشر شده است. «بهار سرخ سرود»، «هفت بند التهاب»، «نقشبندان غزل»، «انوار 15خرداد»، «خلوت انس» و «مجموعه شعر جنگ» از جمله این کتاب‌ها هستند.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

در پی درگذشت استاد مشفق کاشانی / گفته های استاد حمید سبزواری ، علی موسوی گرمارودی ، محمدعلی بهمنی، ساعد باقری ، پرویز بیگی حبیب آبادی ، فاطمه راکعی ، افشین علا ، محمدرضا سنگری ، محمد گلریز ، مصطفی محدثی خراسانی و علیرضا قزوه ؛

استاد مشفق کاشانی پدر معنوی شاعران انقلابی بود

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002» - خبرگزاری فارس نوشت: "استاد حمید سبزواری" با توجه به حال نامساعد بعد از شنیدن خبر در گذشت استاد مشفق کاشانی در گفت‌وگویی اظهار کرد: شب گذشته بعد از شنیدن خبر در گذشت ایشان به منزل ایشان رفتیم و کسی در منزل نبود. وی افزود: از شنیدن این خبر خیلی متاثر شدم و پشتم شکست .

سبزواری متخلص به حمید در ادامه گفت: از ابتدای انقلاب با هم بودیم، با مرحوم اوستا، مرحوم شاهرخی و مرحوم مشفق. مشفق کاشانی مانده بود و امیدم به وی بود که بعد از اینکه این خبر را شنیدم بسیار ناراحت شدم.

 

***

 

«موسیقی 2002» - خبرگزاری فارس نوشت: "محمد علی بهمنی" از غزلسرایان معاصر در گفت‌وگویی پیرامون زنده یاد مشفق کاشانی اظهار داشت: مشفق انسان بزرگی بود که بزرگ هم ماند و بزرگ هم خواهد ماند. وی ابراز داشت: شوخ طبعی و مهربانی وی در جلسه 28 دی در شورای شعر وزارت ارشاد بسیار بیشتر از سایر جلسات بود، شاید آگاهی‌های درونی از وضعیت داشته است.

وی در پایان با ابراز اینکه بسیار متاثر هستم گفت: مشفق کاشانی انسان بسیار بزرگی بود.

 

***

 

«موسیقی 2002» - خبرگزاری ایسنا نوشت: "افشین علاء" درباره چگونگی درگذشت مشفق کاشانی به خبرنگار ایسنا می‌گوید: یکشنبه شب (28 دی‌ماه) جمعی از شاعران به همراه سیدمحمد خاتمی، رییس‌جمهور اسبق کشورمان، جشنی به مناسبت تولد سهیل محمودی در انجمن شاعران ایران برگزار کردیم که طی آن شاعران به شعرخوانی پرداختند. از جمله این شاعران مشفق کاشانی بود که متاسفانه هنگام خواندن شعر ناگهان دچار عارضه‌ ایست قلبی شد و بلافاصله به بیمارستان ایرانمهر تهران منتقل شد، اما تلاش پزشکان بی‌نتیجه بود و این شاعر گران‌قدر از دنیا رفت.

 

***

 

«موسیقی 2002» - خبرگزاری ایسنا نوشت: "علی موسوی گرمارودی" درباره مشفق کاشانی که به تازگی از دنیا رفته است می‌گوید: مشفق کاشانی جزو غزل‌سرایان نئوکلاسیک و در زمره شاعرانی چون عماد خراسانی، نوذر پرنگ، یدالله بهزاد کرمانشانی و دیگران است.

او اظهار می‌کند: از آغاز تا امروز به لحاظ مضمون و محتوا غزل دارای مراتبی بوده و هفت و هشت جامه دربر کرده است؛ غزل عاشقانه، غزل عارفانه، غزل قلندرانه، غزل اجتماعی و... ، و غزل نئوکلاسیک که استاد مشفق یکی از استادان همین نوع اخیر است. استاد مشفق با گامی استوار از پیوندگان این راه است. در شعر او نه در قافیه، ایطاء و شایگانی به چشم می‌خورد، نه در وزن انحرافی است. زبان او در کمال استواری و سبک او عراقی است با گوشه‌چشمی گاه گاه به هندی.

گرمارودی با جوان خواندن مشفق کاشانی گفته است: این شاعر در آغاز دهه‌ نهم خود عمر خود غزل‌هایی می‌گوید که خون جوان در آن جاری است.

 

***

 

«موسیقی 2002» - خبرگزاری ایسنا نوشت: "ساعد باقری" پی درگذشت مشفق کاشانی در گفت‌وگو با خبرنگار ادبیات ایسنا، اظهار کرد: با استاد مشفق از اول انقلاب آشنا بودم و در کنگره‌ها و داوری‌های شعر با او همراه بودم. ایشان فردی سلیم‌النفس، متواضع و استاد بودند.

او در ادامه گفت: ایشان از کسانی بود که درباره دوران انقلاب و دفاع مقدس شعرهای زیاد و خوبی سروده‌اند، همچنین در حوزه شعرهای عرفانی و مذهبی کارهای بسیار زیادی دارند. تا جایی که در حد توان‌شان بود در مناسبت‌های مختلفی که برگزار می‌شد شرکت می‌کردند. استاد مشفق فردی بود که خودش را در راه انقلاب و دفاع مقدس قرار داده بود.

 باقری درباره ویژگی‌های شعری مشفق کاشانی گفت: ایشان در غزل استاد بود و اگرچه در سایر قالب‌های شعری هم ویژگی‌هایی داشت، اما از نظر من ایشان استاد عشق و غزل است.

او افزود: ضمن این‌که ایشان در غزل استاد بودند از سجایای اخلاقی خوبی هم برخوردار بودند. او پدر معنوی همه شاعران بعد از خود از جمله خود من بود. استاد مشفق فردی دلسوز و مهربان بودند و من این ضایعه را به جامعه ادبی تسلیت می‌گویم.

 

***

 

«موسیقی 2002» - خبرگزاری ایسنا نوشت: "فاطمه راکعی" در پی درگذشت مشفق کاشانی در گفت‌وگویی، اظهار کرد: استاد مشفق از بنیان‌گذاران انجمن شاعران ایران بودند. در تمام مدت آشنایی با تفکرات و توانایی‌های شعری ایشان رفتار بزرگ‌منشانه و انسانی از ایشان دیده بودیم، به طوری که دوست و دشمن با هر گرایش و سلیقه شعری به او ارادت داشتند. این موضوع به خاطر رفتار بزرگ‌منشانه او بود.

راکعی در ادامه گفت: هرگاه شاعران جوان‌تر مشکلی داشتند استاد هیچ‌گاه دریغ نمی‌کرد و گاه با نوشتن نامه‌ای سعی در حل مشکلات آنان داشت. فکر می‌کنم بخشی از شاعران خاطراتی از این دست از ایشان داشته باشند.

او افزود: استاد مشفق سال‌ها رییس هیأت مدیره انجمن شاعران بود و بنده مدیرعامل انجمن بودم. ایشان به لحاظ هوش و ذکاوت اداری و مالی بسیار دقیق بود و به مسائل اشراف داشت و در امور اداری و تصمیم‌گیری‌ها فعالانه شرکت می‌کرد. با وجود این‌که به علت کهولت سن کسالت‌هایی داشت اما هیچ‌گاه احساس خستگی نمی‌کرد.

این شاعر در ادامه گفت: مرحوم قیصر امین‌پور، مرحوم منوچهر آتشی و استاد مشفق سه شخصیت شعر ایران بودند که من هرگز ندیدم از ضعف جسمی و فیزیکی خود سخنی بگویند. این سه شخصیت از این نظر دارای ویژگی بودند. همیشه خیلی زنده و بانشاط و سرحال در جلسات حضور پیدا می‌کردند و تا آخرین لحظه هوش و ذکاوت شاعرانه خود را حفظ کرده بودند و کوچک‌ترین نشانی از ضعف ذهنی در این بزرگواران وجود نداشت.

راکعی همچنین گفت: استاد مشفق کاشانی شب گذشته (دوشنبه، 28 دی‌ماه) نیز با حال ضعیف به انجمن آمده و در حال خواندن شعر جدیدی بود که برای سهیل محمودی گفته بود، اما در حال شعرخوانی نفس‌شان از ادامه شعرخوانی بازماند. به عنوان همکار ایشان کوچک‌ترین رفتاری غیر از تواضع و مهربانی،‌ انسانیت و دستگیری از او ندیده بودم. او دستگیر و مددکار شاعران از هر فکر و سلیقه شعری بود. شاعران بویژه شاعران انقلاب خود را قدردان وجود این بزرگ‌مرد و رادمرد می‌دانند.

مدیرعامل انجمن شاعران ایران سپس درباره مراسم تشییع و خاک‌سپاری مرحوم مشفق کاشانی گفت: ایشان زمانی که به انجمن شاعران آمده بود و در حال شعرخوانی بود در یک محیط بسیار شاعرانه از دنیا رفت. ما ایشان را به بیمارستان رساندیم و پس از خبر درگذشت‌شان به منزل ایشان رفتیم. در آن‌جا با خانواده ایشان به خاطر تألمات صحبت‌های جدی درباره زمان و محل تشییع و خاک‌سپاری صورت نگرفت، اما ظرف امروز و فردا مشخص خواهد شد که مراسم تشییع از خانه شاعران صورت بگیرد یا از تالار وحدت، ولی خاک‌سپاری ایشان قطعا در تهران خواهد بود که جزییات آن متعاقبا اعلام خواهد شد.

 

***

 

«موسیقی 2002» - خبرگزاری مهر نوشت: "پرویز بیگی حبیب‌آبادی" درباره زنده‌یاد مشفق کاشانی گفت: استاد با سهراب سپهری دوستی صمیمی داشت و سهراب را به سرایش و شعر گفتن تشویق می‌کرد. استاد مشفق بود که این شوق را در سهراب زنده کرد.

پرویز بیگی حبیب‌آبادی شاعر و یکی از شاگردان زنده‌یاد مشفق کاشانی در گفت و گویی، در واکنش به درگذشت این شاعر پیشکسوت گفت: این‌که استاد در عین 90 سالگی می‌توانست شعر و غزل بسراید، امری عجیب بود و در واقع، واژه‌ها مانند موم در دستش بودند و به راحتی غزل می‌سرود. و این عجیب بود که فردی بتواند در این سن و سال این‌چنین غزل بسراید و حافظه خوبی هم در مورد اشعار مختلف فارسی داشت.

وی افزود: من از سال 1358 افتخار شاگردی او را داشتم و در طول سال‌ها علاقه بسیارش به بالندگی جوانان را دیدم و شاهد بودم که کمک زیادی به شاعران جوان می‌کرد. علی‌رغم پادرد شدیدی که داشت، هیچ‌وقت نشد که در جلسات شعرخوانی یا برنامه‌های مربوط به شعر حاضر نشود. استاد مشفق، مسئولیت‌های زیادی داشت و اگر حضور ایشان و زنده‌یاد مهرداد اوستا نبود، شاید بخش شعر و ادب حوزه هنری اولیه‌ای که امروز آن را می‌شناسیم، شکل نمی‌گرفت. در نتیجه آن طیف از بچه‌هایی که 30 سال گذشته، در شعرمان حضور جاری و ساری داشتند، این حضور را نمی‌داشتند؛ از جمله شاعرانی چون سید حسن حسینی، قیصر امین‌پور، سلمان هراتی و بسیاری دیگر. به هر حال چنین شاعرانی حول محور استادانی چون مشفق کاشانی و مهرداد اوستا قرار داشتند و این محوریت، به بالندگی بسیاری از شاعران انجامید.

این شاعر درباره اخلاق فردی مشفق کاشانی گفت: استاد خوش‌برخورد و خوش‌اخلاق بود و از هیچ کمکی به افراد گرفتار دریغ نمی‌کرد. مواردی پیش می‌آمد که آن‌ها را با دست گشاده می‌پذیرفت. اما این‌ نکته بسیار مهمی است که ایشان در سن 90 سالگی، به راحتی شعر می‌سرود و هفته، یا دو هفته‌ای نبود که غزل جدید نسراید. استاد حافظه عجیبی نسبت به شعر گذشته و امروز داشت. به هر حال، او 3 نسل رضاخانی، محمدرضا پهلوی و نسل انقلاب را تجربه کرده است.

بیگی حبیب‌آبادی ادامه داد: برای سرگذشت‌نامه‌ای که برای استاد نوشتم، 3 سال با هم نشستیم و گپ و گفت داشتیم. اگر به این سرگذشت‌نامه رجوع کنید، با اسامی بیش از هزار نفر روبرو می‌شوید که نشانه حضور استاد مشفق کاشانی در اکثر انجمن‌های ادبی ایران از زمان انتقالش به تهران، است.

مدیر انتشارات فصل پنجم گفت: استاد مشفق کاشانی با سهراب سپهری دوستی صمیمی داشت و سهراب را به سرایش و شعر گفتن تشویق می‌کرد. استاد مشفق بود که این شوق را در سهراب زنده کرد. استاد 2 جلد اخوانیه دارد که گپ و گفت و اشعاری درباره شاعرانی چون اخوان ثالث، فروغ فرخزاد، احمد شاملو و بسیاری از شاعران دیگر است.

 

***

 

«موسیقی 2002» - خبرگزاری فارس نوشت: "محمدرضا سنگری" از اساتید ادبیات انقلاب اسلامی گفته است: در رابطه با استاد مشفق نمی‌توان گفت که وی کیست واقعاً مشفق همه را در نوردیده و مسافر بزرگ شهر شعر ما است.

احمد نیک‌طلب متخلص به یاور همدانی اخوانیه‌ای برای مرحوم مشفق سروده بود:

شمعی که ز شوق، گرم نورافشانی است

تابنده فروغ محفل عرفانی است

استاد نگارخانه عشق و غزل

آیینه مهر مشفق کاشانی است

 

 ***

 

«موسیقی 2002» - خبرگزاری فارس نوشت: "محمد گلریز" خواننده سرودهای انقلابی نیز به خاطره‌ای با مشفق اشاره کرد و گفت:

در دیداری که با رهبر انقلاب داشتیم مشفق غزلی را قرائت کرد که بعد از آن رهبر انقلاب به من رو کرد و گفت:‌ شما این غزل را بخوان.

این غزل به شرح زیر است:

گوش هوشی است اگر پنجره باز است اینجا

نغمه مرغ سحر روح نواز است اینجا

برده از هوش مرا سکر سماع ملکوت

شمع و شب را یله کن قصه دراز است اینجا

روی زیبای تو تابنده از صبح نیاز

طاق ابروی تو محراب نماز است اینجا

چشمه معرفت از باده حیرت گذرد

قدمی پیش بنه راه فراز است اینجا

دل بود کعبه آمال تو احرام ببند

قبله قصد و صفا سعی و حجاز است اینجا

زندگی از نفس مردم آزاده ما

نافه آهوی چین غالیه ساز است اینجا

جان سرگشته ما در گرو روی کسی است

کافتابی به نهان خانه راز است اینجا

خار این بادیه، بویی ز شقایق دارد

خنده مریم گل، لعبت ناز است اینجا

 

 ***

 

«موسیقی 2002» - خبرگزاری فارس نوشت: "علیرضا قزوه" درباره مرحوم مشفق کاشانی گفت: استاد مشفق پیر جماعت شاعران است، اگر چهار نسل شاعران انقلاب را یاد کنیم در رأس آنها مشفق و سبزواری قرار دارد. استاد مشفق از جمله کسانی است که بیشترین شعر را در موضوعات انقلاب سروده است.

 

 ***

 

«موسیقی 2002» - خبرگزاری فارس نوشت: "مصطفی محدثی خراسانی" که مرحوم مشفق از وی با عنوان «شاعر بلند آوازه خراسان» یاد کرده بود گفت: پدر معنوی شعر انقلاب و شاعران معاصر، «استاد مشفق کاشانی» است چراکه همه شاعران با هر خلق و خو و گرایشی، خودشان را شاگرد استاد می‌دانند و دست پرورده استاد مشفق هستند.


خورشید، اگر چه ابری و بارانی است

سختی به لغت نامه او آسانی است

در مهر، وفا، فتوت و سعه صدر

عباس‌ترین مشفق ما کاشانی است

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

شعر اسرافیلی برای استاد مشفق کاشانی ؛

شعر اگر خواهی بیا از دفتر مشفق بجوی
 
 

 

 

«موسیقی 2002» - خبرگزاری فارس نوشت: "حسین اسرافیلی"، شاعر پیش کسوت ادبیات انقلاب اسلامی که در دوران دفاع مقدس و سال های بعد از آن در جلسات بسیاری در کنار استاد مرحوم مشفق کاشانی بوده است، چندی پیش برای این شاعر بزرگ انقلاب شعری سرود که در پی درگذشت ایشان این شعر بازنشر می شود.

شعر حسین اسرافیلی در وصف مرحوم مشفق کاشانی را در زیر می خوانید:

 

موج اگر خواهی بیا از پهنه دریا طلب
اوج را از رد بال حضرت عنقا طلب
آتش اشراق را در رمز و راز معرفت
از درخت شعله‌ور در سینه سینا طلب
نیست در بازار از صدق و سلامت بهره‌ای
صدق را از اهل آمنا و صدقنا طلب
گام اگر خواهی به سوی منزل جانان زدن
همت مردانه را از سالک بینا طلب
عافیت از سایه تزویر روباهان مخواه
پنجه شیرافکنی از همت والا طلب
دست خود از خواهش دنیای دون پرور بشوی
از دل دریاتباران روح استغنا طلب
از جوانمردی اگر خواهی نشان پایدار
خط به خط از پهلوانان صف هیجا طلب
شعر اگر خواهی بیا از دفتر مشفق بجوی
شور اگر خواهی بیا از جام این صهبا طلب
خلق اگر خواهی بیا از مطلع حسنش بخواه
رنگ و بو خواهی اگر از مشرب گلها طلب
گر شکوه عشق خواهی دفتر او را بخوان
شور مستی بایدت از نشوه مینا طلب

 

حسین اسرافیلی همچنین گفت: هرچه مکارم اخلاق را بشماریم نمونه آنها در وجود مشفق جمع است و از ابتدای انقلاب تاکنون در محضر ایشان بوده و کسب فیض کرده‌ایم از آن زمان تاکنون جز فتوت و مردانگی و گشاده دستی چیزی از ایشان ندیدم. ما از ایشان بیشتر از آموزش شعر و فرهنگ سجایای اخلاقی آموخته‌ایم.

همچنین اسرافیلی اخوانیه‌‌ای برای مشفق سروده بود:

 

این مرد که رنگ فطرتش قرآنی است

مجموعه‌ای از مکارم انسانی است

سر حلقه اهل معرفت، اهل صفا

آوازه عشق ما مشفق کاشانی است

 

مشفق کاشانی که ریاست هیئت مدیره‌ انجمن شاعران ایران را برعهده داشت، شب گذشته 28 دی‌ماه 1393 به رحمت ایزدی پیوست.

 عباس کی‌منش، شاعر بلندآوازه و نام‌آشنای کشورمان را غالباً با شهرت «مشفق کاشانی» می‌شناسند. او اولین شعر آیینی‌اش (صلای غم) را که تضمینی زیبا از 12 بند محتشم کاشانی است، در 19 سالگی با عنوان «زینت‌المراثی» به‌دنبال شفاگرفتن از یک بیماری مهلک در کاشان سرود. از آن پس، استاد مشفق فرصت عمر را صرف سرایش شعر و ترانه و گردآوری آثار ارجمندی کرد که با ذوق و ذهن و ایمان قلبی مردم ایران و دیگر شیعیان جهان گره خورده است.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

شعر علی معلم دامغانی در سوگ استاد مشفق کاشانی ؛

مهربان مشفق رفت

 

 

 

 

«موسیقی 2002» - خبرگزاری نسیم نوشت: " استاد محمد علی معلم دامغانی"، رییس فرهنگستان هنر، در سوگ شاعر بزرگ کشورمان عباس کی‌منش ملقب به مشفق کاشانی که روز گذشته دارفانی را وداع گفت، ابیاتی چند سرود.

این ابیات به شرح زیر است:

مهـربان مشفق رفت               

شاعر عاشق رفت

از ستـم عـذرا زیست        

 تا به غم وامق رفت

کـرد داغـش داغــان     

دشمنش با  دق رفت

داغــدل  بود از حذق     

 شاعـر حـاذق  رفت

عشق زاد غم  زیسـت         

فتنه زاد عاشق  رفت

عشق و اشفاق افسوس 

مهربان مشفق  رفت

کیـــش مــند  عبــــاس           

ساجد و  صادق رفت

رحمتش بـاد از حـق      

سوی  حق فائق رفت

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

... و ناگهان "مرگ" / روایت افشین علا از آخرین لحظه های زندگی استاد مشفق کاشانی ؛

شب عجیبی بود ، استاد ،‌ سر حال‌تر از همیشه صحبت کرد / سر استاد به پایین افتاد ، همان‌طور نشسته ، درست شبیه خواب ناگهانی و چرتی سبک / حتی من گفتم : استاد‌! ادامه شعرتان.. شعر بخوانید... اما استاد به خواب رفته بود

 

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002» - افشین علاء از آخرین لحظه‌های زندگی مشفق کاشانی گفت.

این شاعر و قائم‌مقام انجمن شاعران ایران در یادداشتی که در اختیار ایسنا گذاشته، نوشته است:

«اگر نبودم و به چشم نمی‌دیدم‌، هرگز باور نمی‌کردم که مرگ می‌تواند چنین باشکوه و زیبا باشد‌! شب عجیبی بود. کیک خریده بودیم‌، شام مختصری هم تهیه دیده بودیم با پول استاد و پول خودمان. نمی‌خواستیم فردا پچ پچ موذیانه موریانه‌های‌ درخت شعر این روزگار را بشنویم که مثلا: «در انجمن شاعران با پول بیت‌المال برای خودشان جشن تولد می‌گیرند!» هرچند که بهانه‌ این جشن‌، سال‌روز تولد شاعری چون سهیل محمودی باشد. شاعری که باید سالنی با ظرفیت چندهزار نفر برای بزرگداشتش اجاره می‌کردیم تا جا برای همه دوستدارانش فراهم شود. اما نه سهیل‌ نیاز به این کارها داشت و نه ما توان برگزاری مراسمی در شأن او را داشتیم. هرچه بود بهانه‌ای بود برای دور هم جمع شدن، آن هم به شوق دیدار سیدمحمد خاتمی که بیش از هر کسی قدردان استاد مشفق‌ها و سهیل محمودی‌هاست. جمع سی چهل نفره کوچکی بودیم. اعلام هم نکرده بودیم که ازدحام نشود. هرچند می‌دانم خیلی از دوستداران سهیل گله خواهند کرد که چرا ما را نگفتید، اما چاره چه بود؟ انجمن در پرداخت حقوق اعضای اندکش هم مانده است. سالنی هم که نداریم. پس بهترین کار همین بود که خصوصی و با خرج خودمان مراسم کوچکی برگزار کنیم، مراسم کوچکی که البته با نام سهیل بزرگ بود و با حضور استاد مشفق و جناب آقای خاتمی. از چهره‌های دوست‌داشتنی دیگر: ساعد باقری‌، فاطمه راکعی‌، خانم الهی قمشه‌ای‌، صادق خرازی‌، اسرافیل شیرچی، سیدمحمود دعایی‌، احمد مسجدجامعی‌، بیوک ملکی‌، مصطفی رحماندوست‌، خانواده سیدحسن حسینی و قیصر امین‌پور، خانم کاظمی و همسرشان مهندس حساس‌، طاهره ایبد و... .

استاد‌ سالم و سرحال با عصای دوست‌داشتنی‌اش از راه رسید. سهیل را در آغوش کشید و تولدش را تبریک گفت. بدیهی است که جایی در صدر‌، نزدیک خاتمی عزیز بر صندلی نشست. از همیشه خوشحال‌تر بود. با آن‌که دخترش گفته بود شب پیش استاد از حال رفته است‌، از بستر بلند شده بود و آمده بود. مگر می‌شود تولد سهیل باشد و استاد مشق نیاید؟ هیچ‌وقت توقع نداشتیم، حتی برای شرکت در جلسات هفتگی هیات مدیره. آخر استاد در آستانه نودسالگی بود. دل‌مان می‌لرزید از تصور این‌که اتفاقی بیفتد. ولی مشفق جوانمردتر از این حرف‌ها بود. می‌آمد، با عشق هم می‌آمد. انجمن شاعران ایران خانه دومش بود. مگر نه این‌که همه ما به این موضوع افتخار می‌کردیم؟ مگر نه این‌که همه ما زیر عکس استاد که رییس هیات‌مدیره انجمن بود‌، دور هم جمع می‌شدیم؟ او هم هوای تک تک ما را داشت. به احترام کوچک‌ترین‌مان هم - که من باشم - از جا بلند می‌شد. هر مراسمی هم که داشتیم با همان عصا خودش را می‌رساند؛ عصایی که برای آن شعر گفته‌ام! انجمن برایش میعادگاه بود. انگار آن‌جا عطر نفس‌های استاد شاهرخی‌، سید و قیصر را می‌شنید. اصلا خودش پایه‌گذار انجمن بود. اصلا اساسنامه اولیه انجمن در خانه خودش نوشته شده بود؛ خانه‌ای در خیابان ظفر که حالا هرگوشه آن استن حنانه‌ای شده است. خانه‌ای که در آن به روی همه شاعران باز بود، با بانویی که در عظمت روح‌، کفو استاد بود و دختری که شبانه‌روز خود را وقف مادر و پدری کرده بود که اصالت و بزرگی و شرف از سر و روی‌شان می‌بارید. خدا به افسون خانم عزیز صبر بدهد، به استن حنانه پدر، که به‌راستی تکیه‌گاه استاد بود.

بگذریم... اگر نبودم و به چشم نمی‌دیدم‌، شاید الان امشب‌، شبی که استاد استادانم را از دست داده‌ام‌، نمی‌توانستم همین چند خط مغشوش را هم بنویسم. خدا را شکر که بودم و دیدم نه مرگ را‌، که تولد استاد را! به‌درستی که همه چیز بوی تولد می‌داد. شعر آخر استاد هم با مضمون تولد بود؛ میلاد آفتاب‌، که آن را به سهیل عزیز تقدیم کرده بود.

آقای موسوی بلده آیه‌های شگفتی را برای شروع مراسم انتخاب کرد. از همان ابتدای برنامه انگار قصه آغاز شده بود؛ قصه بدرقه استاد! معنویت تلاوت آن شب بی‌نظیر بود. هیچ‌کس نمی‌خواست صوت آسمانی استاد موسوی تمام بشود. اما تولد بود و باید دوستان و دوستداران سهیل سخن می‌گفتند. چند نفری صحبت کردند. حاج آقا دعایی عزیز که با دو دسته گل از دیار کرمان آمده بود. خانم الهی قمشه‌ای که مثل همیشه با کلام شیرینش‌، انواری از قرآن و ادبیات فارسی را در محفل جاری کرد و ساعد عزیز که بین خاتمی و مشفق نشسته بود... شب عجیبی بود. از من قبول نمی‌کنید از آن‌هایی که بودند بپرسید. نوبت به استاد مشفق که رسید‌، طبیعی بود که به عنوان مجری برنامه به ایشان ادای احترام کنم. دلم نمی‌خواست ابراز عشق و ارادتم به استاد مشفق را خلاصه کنم. آخر واقعا دوستش داشتم. کسی که مشفق را بشناسد می‌داند چه می‌گویم. من نمی‌توانم توضیح بدهم که محبت مشفق با دل من چه‌ها می‌کرد. باز هم مثل همیشه با شیوه منحصر به فرد خودش تواضع کرد، ابرو بالا انداخت‌، سر خم می‌کرد و متواضعانه لبخند می‌زد. ای خدا!‌ آن پیر بی‌بدیل از من که شاگرد شاگردانش بودم هم خجالت می‌کشید. مگر تعریف‌های من تعارف بود؟ آخ که هیچ‌وقت نتوانستم آن‌طور که می‌خواستم به او بگویم که دوستش دارم. اگرچه بارها این جمله را گفتم. همه گفتیم. هیچ جلسه‌ای نبود که من و استادانم ساعد‌، سهیل و خانم راکعی به استاد نگوییم که چقدر دوستش داریم. نگوییم که سایه سر ماست. نگوییم که چشم و چراغ انجمن ماست. نگوییم که جان‌مان به جان او بسته است. نگوییم که مواظب سلامتی‌اش باشد. شرمگینانه نگوییم که: استاد به‌خدا لازم نیست تشریف بیاورید، تلفنی هم امر کنید روی چشم می‌گذاریم... می‌گفتیم. همه این‌ها را بارها گفته‌ایم. اما به‌خدا سبک نشدیم. باز هم حرف داریم، باز هم عقده در گلو داریم. هیچ‌وقت نتوانسته‌ایم تمام حس‌مان را به او بگوییم. بگذریم....

شب عجیبی بود. استاد،‌ سر حال‌تر از همیشه صحبت کرد. شگفتا که از سید و قیصر عزیزش گفت،‌ و از آشنایی‌اش با آن‌ها و ساعد و سهیل و ... که پاره‌های جگرش بودند. با اشتیاق وصف‌ناشدنی از آقای خاتمی و حاج آقا دعایی تشکر کرد که آمده بودند تولد سهیل. از بزرگواری‌های‌شان گفت. از لطفی که آقای خاتمی به ایشان داشت و پیامی که چندی پیش برای بزرگداشت استاد فرستاده بود، و شعر خواند. آخرین شعرش را که همان روز گفته بود. برای تولد سهیل. راستی خوش به حال سهیل! آخرین شعر مشفق برای سهیل بود. سهیل آخرین مضمون شاعرانه‌ای بود که به ذهن پیر و قافله‌سالار شاعران جوانمرد خطور کرده بود. حقش هم همین بود...

برخیز ز جا نه وقت خواب است ای دوست / بنشین که شب شعر و شراب است ای دوست

در بزم سهیل‌، زهره با چنگ نواخت/ میلاد بلند آفتاب است ای دوست...

عجیب نیست؟ خواندن این شعر درست دم مرگ؟ البته این آخرین کلمه‌های استاد نبود. در برابر تشویق حاضران‌، باز هم متواضعانه خندید. آخرین جمله‌اش را ساعد به یادم آورد. ساعت سه صبح که زنگ زدم جویای حال و وضعش باشم در این مصیبت طاقت‌سوز. آخرین کلام استاد این بود: دیگه چی بگم؟ ... با لبخند شرمسارانه همیشگی‌اش و سیدمحمد خاتمی گفته بود: بیش‌تر از این استاد را اذیت نکنیم! و استاد در جواب با علاقه‌ای وصف‌نشدنی به چهره خاتمی نگاه کرد و گفت: قربان شما... و سرش به زیر افتاد! باور کنید درست همین‌طور بود که گفتم. آخرین مخاطب استاد، ‌خاتمی بود و بعد‌، سر استاد به پایین افتاد، همان‌طور نشسته. درست شبیه خواب ناگهانی و چرتی سبک! سکوت بود و سکوت. همه با حیرت به استاد خیره شده بودند. پس چرا ادامه نمی‌داد؟ حتی من گفتم: استاد‌! ادامه شعرتان.. شعر بخوانید... اما استاد به خواب رفته بود. تنفس مصنوعی و شوک هم فایده‌ای نداشت. نبض‌ اندکی می‌زد، اما پیدا بود که مشفق از این عالم رخت بربسته است. تا اورژانس برسد مردیم و زنده شدیم. خانم راکعی به صورتش می‌کوبید و بی‌صدا گریه می‌کرد. ساعد بی‌هدف قدم می‌زد. حال غریبی داشت. همه از خود بی‌خود شده بودیم. باز هم آقای خاتمی که حواسش به ساعد بود‌! با صدای بلند گفت مواظب ساعد باشید. سیدمحسن خاتمی شاعر جوانی که مدت‌هاست فی سبیل‌الله بیش‌تر بار انجمن را به دوش می‌کشد با پیکر استاد روانه بیمارستان شد و ما حیران و سرگردان ماندیم. سهیل با چشمان قرمز از اشک، بهت‌زده درجا میخکوب شده بود. حتی فرصت نکرده بود در جواب شعر استاد و محبت بی‌دریغش‌، صحبتی بکند!‌ یعنی مرگ این‌جوری هم می‌آید؟ شاعر‌ حرف بزند‌، شعر بخواند،‌ لبخند بزند و ناگهان سرش بیفتد پایین؟ پیرمردی نودساله با آن همه ضعف و ناخوشی خودش را به مراسم تولد فرزند شاعرش برساند و با تقدیم هدیه‌ای ماندگار به او‌، جان به جان‌آفرین تسلیم کند؟ آن هم با این همه متانت و زیبایی؟

به‌راستی خدا دیگر با چه زبانی فصیح‌تر از این با ما حرف بزند؟ دیگر چگونه واضح‌تر از این بگوید که عاش سعیدا و مات سعیدا... جز این است که خدا نمی‌خواست مردی به صلابت مشفق در بستر بمیرد؟ جز این است که از جا بلندش کرد و سوار بر بال فرشته‌ها به محفلی رساند که سادات بزرگواری چون خاتمی و دعایی و الهی قمشه‌ای‌، در آخرین لحظات عمر نورانی‌اش‌، بدرقه‌اش کنند؟

...خوش به حالت استاد! برای مواجهه با مرگ‌، حتی به طرفی خم نشدی! حتی عصایت را هم نخواستی، به عصایت هم تکیه ندادی. نشسته از جمع ما رفتی، اما به واقع‌، ایستاده رفتی. آخرین شعرت را خواندی و در آغوش فرزندان معنوی‌ات‌، شاگردانت‌، هم‌نفسان سالیان درازت‌، و در میعادگاه مالوفت‌، در قلب انجمن شاعران ایران‌، به رفیق اعلی پیوستی...

ما ناباورانه در انتظار خبر بهبودی‌ات بودیم، یعنی چیزی شبیه به معجزه! اما بهبودی تو در آغوش مهربان خداوند بود. خبر قطعی که رسید‌، خاتمی دعا می‌خواند و تسلی می‌داد. عجب شبی بود دیشب!

ممنونم آقای دعایی که آمدید. ممنونم خانم الهی که گفتید توان نداشتم اما آمدم. ممنونم آقای موسوی که آن آیه‌های دلکش را موسیقی متن خواب ابدی استادم کردی! ممنونم خانم راکعی که با گل‌های مریم به تولد سهیل آمدی و استادمان را با استشمام رایحه خوش آن‌، بدرقه کردی! ممنونم ساعد عزیز که در چنین شبی هستی! هستی که شانه‌ای برای گریه‌های‌مان باشی‌، هستی که تکیه‌گاه‌مان باشی وقتی که قرار است هر روز صندلی‌ خالی استاد را ببینیم. ممنونم سیدمحسن خاتمی و جواد زهتاب عزیز‌، که مراسم رؤیایی تولد سهیل و میلاد حقیقی استاد مشفق را تهیه و تدارک دیدید. ممنونم صادق خرازی عزیز که با آن همه ضعف و بیماری‌، به کمک ما شتافتی و در دادن تنفس مصنوعی لحظه‌ای درنگ نکردی. ممنونم هادی گرجی که با آن دست‌های زحمت‌کشت‌، به سینه دریایی استادمان شوک وارد می‌کردی و می‌دانم خدا را به سیادت مادرت قسم می‌دادی که استادمان چشم باز کند. ممنونم از همه آن‌ها که بودند و استادمان را تا دروازه ملکوت بدرقه کردند. تا آغوش گرم قیصر و سید! تا‌ آرامش لبخند‌های آسمانی شاهرخی‌! و ممنونم سهیل عزیز ‌که امشب شب تولدت بود. بهانه‌ای بود برای آمدن آن همه جان پاک که باز هم به انجمن شاعران ایران بیایند. هرچند برای بدرقه ابدی استاد مشفق کاشانی. به قول استاد مشفق: دیگه چی بگم؟... خسته‌ام. از همین حالا دلم برای استاد تنگ شده.

یاد فردا و فرداها که می‌افتم‌، پشتم می‌لرزد. یعنی واقعا معلم عشق و شاعری‌، استادمان مشفق کاشانی رفت؟»

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

توسط "ساعد باقری" عنوان شد؛

روایتی از آخرین شب زندگی مشفق کاشانی

 

 

 

 تصویری از آخرین لحظات استاد مشفق کاشانی در خانه شاعران (نفر اول سمت چپ) / عکس انجمن شاعران ایران

 

 

 

«موسیقی 2002» - خبرگزاری ایسنا نوشت: "ساعد باقری" در پی درگذشت مشفق کاشانی، روایت خود از شب درگذشت او را به همراه خاطراتی از این شاعر بیان کرد.

این شاعر که در شب درگذشت مشفق کاشانی به همراه او در خانه شاعران حضور داشت در گفت‌وگویی اظهار کرد: در متون کهن فارسی درباره مرگ بزرگی چنین نقل شده: می‌رفت‌، سر فراکرد‌، گفت: لبیک. سرنهاد.

او سپس افزود: شاید مرگی به این شکوهمندی و زیبایی آرزوی همه باشد. در فضایی سرشار از محبت دیدن، محبت کردن. احترام دیدن، احترام گذاشتن. غرقه‌ در صدق و صفا. امواج معنوی در فضا منتشر بود. حال همه خوش بود و از همه خوش‌تر استاد مشفق کاشانی که من درست در صندلی کناری او پهلوی سید بزرگوار سیدمحمد خاتمی نشسته بودم.

باقری ادامه داد: یک لحظه به استاد گفتم الآن احساس واقع شدن در بین‌الحرمین را دارم. خانم مهدیه الهی قمشه‌ای‌، حجت‌الاسلام دعایی و افشین علاء عزیز که برنامه با پیشنهاد خود او شکل گرفته بود حرف زده بودند. من هم حرف زدم و بعد میکروفن را جلو استاد قرار دادم. دور میز گرد نشسته بودیم.

او افزود: پیش‌تر استاد مشفق بعد از مراسم بزرگداشتی که مردادماه برایش برگزار کرده بودیم پیشنهاد تجدید برنامه‌ای به همین شکل را برای استاد سبزواری‌، خانم راکعی‌ و سهیل محمودی مطرح کرد.‌ سهیل و راکعی همان‌طور که انتظار می‌رفت درباره خودشان تحاشی کردند اما همه همزبان شدیم که مراسمی درخور برای بزرگداشت حمید سبزواری در انجمن شاعران برگزار کنیم. چند وقت پیش افشین علاء نه در جلسه هیات مدیره‌، بلکه در گفت‌وگو با تک تک‌مان دور از چشم سهیل پیشنهاد جشن تولدی جمع و جور و غیررسمی برای سهیل عزیز را مطرح کرد. راست می‌گفت، اگر می‌خواستیم برنامه رسمی برگزار کنیم، انبوه بی‌شمار علاقه‌مندان سهیل ایجاب می‌کرد که برنامه در سالنی چندهزار نفری برگزار شود، این مطلب را افشین در مقدمه این جشن تولد خصوصی یادآوری کرد.

این شاعر گفت: به پیشنهاد افشین قرار شده بود هزینه همان برنامه خصوصی را بچه‌ها خود شریک شوند. استاد مشفق هم یکی از شرکا بود. استاد مثل همیشه در سرآغاز صحبت همه دوستانش را شرمنده بزرگواری‌ها و کرامتش کرد. ابتدا در جایگاه بزرگ‌ ما و رییس انجمن، از لطف حاج آقا دعایی و بزرگواری و عنایت سید بزرگوار خاتمی تشکر کرد. سپس از خاطرات آشنایی اولیه گفت در حدود سال‌های 61 و 62 با ما سه نفری که نویسنده برنامه «در انتهای شب» بودیم. محمدرضا محمدی نیکو که سردبیرمان بود و من و سهیل. همچنین به یاد داشت که در آن برنامه گاه گاه از مطالب سیدحسن حسینی و قیصر امین‌پور و سلمان هراتی نیز استفاده می‌شد. بزرگواری‌ها و لطف‌ها کرد. از مهرداد اوستا و محمود شاهرخی یاد کرد و حرف همیشگی خود را دوباره تکرار کرد؛ شکر خداوند به خاطر دوستان خوبش.

او سپس به نخستین مواجهه خود با مشفق کاشانی اشاره کرد و گفت: در سال‌های اولیه که وارد رادیو شده بودم، استاد مشفق،‌ استاد محمود شاهرخی‌، استاد گلشن کردستانی و استاد میرزنجانی ‌ تحت ریاست استاد سیدابراهیم ستوده در واحد ویرایش رادیو مستقر بودند. روزی ما نویسنده‌های جوان برنامه «در انتهای شب» را به اتاق خود دعوت کردند. حرف‌های دیشب استاد برایم شیرینی آن اولین مصاحبت را تجدید کرد. از وزانت برنامه گفتند و از این‌که در میان نوشته برنامه‌هایی که به دست‌شان می‌رسد و پر است از خطاهای زبانی، وقتی با نوشته برنامه «در انتهای شب» روبه‌رو می‌شوند، خستگی‌شان درمی‌رود.

باقری گفت: دیشب (یکشنبه، 28 دی) هم همین کرامت‌ها و لطف‌ها را تجدید کردند و صحبتی به طور خاص درباره سهیل عزیز. با مهربانی هرچه تمام‌تر شعر خواندند و حرف زدند. ابتدای سخن‌شان قطعه‌ای خواندند که بارها در برنامه‌های مختلف از ایشان شنیده بودیم. متضمن یادروز دیدار حق که به این بیت منتهی می‌شد: نمی‌دانم چه باید کرد با دل / نمی‌دانم چه باید گفت با دوست...

این شاعر ادامه داد: اواخر صحبت‌ها نگاهی به کاغذهای پیش رو انداختند و بعد ناگهان مثل کسی که تمرکزش را در تدوین مطالب از دست داده باشد، گفتند، دیگه چی بگم... در این هنگام جناب سیدمحمد خاتمی گفتند استاد را زیاد اذیت نکنیم و من از میان لب‌های مشفق به آرامی این یک دو کلمه را به نجوا شنیدم: نه، قربان شما... و سر به پیش افتاد.

او افزود: احساس کردم فشارشان افتاده،‌ دستم را زیر چانه استاد بردم و چند بار صدای‌شان کردم‌، ظرف دو ثانیه عمق فاجعه خود را نشان داد. آن سر سرفراز پر از عشق و مهربانی ناگهان سنگین شده بود و روی گردن قرار نمی‌گرفت. بچه‌ها کمک کردند او را به اتاق عقبی منتقل کردند و به حالت درازکش خواباندند. برادر عزیزمان سیدصادق فرازی که به احترام سهیل آمده بود، با مهارتی که آشکارا حاکی از آشنایی و تسلط او در این‌گونه موارد بود بی‌آن‌که دست و پایش را گم کند شروع کرد به شوک دادن به استاد، ‌دست‌هایش را وسط جناق سینه قرار داده بود. نگران مریض‌احوالی خود خرازی بودیم که مداوم و پرانرژی کارش را ادامه می‌داد‌، نبض رفته یک‌باره برگشت و استاد یک نفس بلند کشید. بچه‌ها اورژانس را در همان دقیقه اول خبر کرده بودند که وقتی سررسید، از کارهای انجام‌شده ابراز رضایت کردند و بعد از آقای مسجدجامعی شنیدم که دکترهای بیمارستان ایرانمهر گفته بودند اگر آن‌کار به همان شکل مشخص انجام نمی‌شد، ایشان به بیمارستان نمی‌رسید. اما چه فایده که در اورژانس بیمارستان عملیات احیا مؤثر نیفتاد و ما استاد را از دست دادیم.

این شاعر در ادامه به خاطره‌ای از حضور مشفق کاشانی در یک باغ اشاره و بیان کرد: حدود سه چهار ماه پیش که دوست شاعرمان مهیار کاوه (حجت‌الله صیدی) به انجمن آمده بود، شاهد بودم که استاد با خنده گفت مهیار ما و بچه‌ها را به باغت دعوت نمی‌کنی صبح تا شبی با هم باشیم؟ شنیده بود که قبلا بعضی از ما با خانواده‌های‌مان و به همراه خانواده‌ سید و قیصر به باغ مهیار کاوه در شهریار رفته‌ایم و هر یک نهالی در آن‌جا کاشته‌ایم. آیه و راحیل افزون برخودشان برای پدرشان هم نهالی کاشتند، خلاصه نهالستانی شده بود باغ کاوه.

باقری ادامه داد: از این درخواست استاد مشفق شاید کمی تعجب کرده بودم، چون پیش از آن ندیده بودم که استاد با آن همه مناعت طبع و عزت نفس چنین خواسته‌ای را از کسی مطرح کند. روزی هم که مهیار به منزل استاد تلفن زد تا او را برای جمعه‌ای از صبح تا شب به باغش دعوت کند، افسون خانم دختر استاد گفته بودند که کمی کسالت دارند فکر نمی‌کنم بتوانند بیایند و بعد از خود استاد پرسیده بودند و با خنده گفته بودند، می‌گویند با کمال میل، حتما خواهم آمد.

او اظهار کرد: من و سهیل و وحید امیری‌، بیوک ملکی، فاطمه راکعی و چند نفر دیگر با خانواده‌های‌مان در باغ بودیم که استاد رسید. مهیار بامعرفت، راننده به دنبال استاد فرستاده بود تا استاد را بیاورد. بعد از یک ساعتی وقتی همه در تراس باصفایی دور هم جمع بودیم استاد شعری را که گفته بود برای همه ما خواند؛ شعری که شاید نظیر آن را به لحاظ مضمون تا به امروز نشنیده بودم. ابتدا وصف زیبایِ‌های باغ و عظمت طبیعت مخلوق خداوند و بیهوده نبودن خلقت که ناگهان به یاد یاران گذشته پیوند می‌خورد و آن شادمانی ابتدایی شعر ناگهان رنگ غم به خود می‌گرفت. نام‌هایی از رفقای درگذشته‌ از پیر و جوان مهرداد و جذبه و سلمان و سید و قیصر و مثل همیشه اظهار لطفی به دوستان حاضرش.

باقری گفت: مضمونی در اواخر شعر بود که باعث دل‌گرفتگی ما شد. چرا سید و قیصر و سلمان باید رفته باشند و از این مواهب چشم پوشیده باشند و من پیر هنوز زنده مانده باشم. یک‌صدا گفتیم تو را به خدا نگویید، زنده باشید و سایه‌تان بر سرمان مستدام. اما دیشب نمی‌دانم چه محفلی بود شب‌ جایی که من بودم، مدت‌ها باید بگذرد تا با این مصیبت کنار بیاییم. سایه پدر از سر ما رفت. دیشب وقتی افشین متن تسلیت را با امضا و نام افراد هیات مدیره انجمن برایم به صورت پیامک فرستاد و نظر خواست، یک لحظه فکر کردم چرا چهار نفر، حتما یکی جا افتاده.

وای ما وای روزهای بعد...

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

شب درگذشت استاد مشفق کاشانی در خانه شاعران چه گذشت؟؛

شرح حوادث یک مرگ شاعرانه

 

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002» - محمدرضا رستمی در خبرآن لاین نوشت: وقتی احمد مسجد جامعی مقابل خانه شاعران رسید انتظار دیدن همه‌چیز را داشت جز آمبولانسی که در ورودی این خانه پارک کرده بود و آدم‌هایی که دوروبر آن جمع شده بودند.

در تاریکی شب تشخیص آدم‌ها دشوار بود، از ماشین پیاده شد و رفت سمت آمبولانس، نرسیده به آمبولانس خبر را شنید، قید رفتن به مراسم تولد سهیل محمودی را زد و دوباره سوار ماشین شد، این بار مقصد بیمارستان ایرانمهر بود، جایی که قرار نبود مشفق کاشانی زنده از آن بیرون بیاید.

دو ساعت پیش اما نه از آمبولانس در مقابل خانه شاعران خبری بود و نه از بهت سنگینی که روی چهره آدم‌ها نشسته بود. میهمانان یکی‌یکی وارد می‌شدند و دور میز بیضی شکلی می‌نشستند که وسط سالن خانه شاعران ایران بود. سید محمد خاتمی، سید محمود دعایی، مصطفی رحماندوست، ساعد باقری، بیوک ملکی، خانواده قیصر امین پور، خانواده سید حسن حسینی، طاهره ایبد، خانم الهی قمشه‌ای و سایر چهره‌هایی که افشین اعلاء آن‌ها را دعوت کرده بود تا یکشنبه‌شب به خانه شاعران بیایند و در مراسمی شرکت کنند که دوستان سهیل محمودی برای او برگزار کرده بودند.

مشفق کاشانی هم یکی از این میهمانان بود، کسی که وقتی رسید گفت که امروز شور شوق آمدن به این محفل را داشته و یک رباعی هم برای خواندن در این مراسم سروده است. رباعی که پای آن نوشته بود یکشنبه 28 دی‌ماه سال 1393. آدم‌ها سر جایشان که نشستند و افشین اعلاء که شروع به حرف زدن کرد، مهمانان دیگر هم از راه رسیدند، جلسه خودمانی بود و گرداننده مجلس افشین اعلا، مشفق کاشانی حسابی سرحال بود، با لبخندی بر لب، گاه با افشین اعلاء شوخی می‌کرد و گاه به بغل‌دستی‌هایش چیزی می‌گفت. روبروی مشفق پوستر زنده‌یاد سید حسن حسینی بود و پشت سرش تصویر بزرگی از قیصر امین پور. کنار دستش سمت چپ ساعد باقری نشسته بود و آن‌طرف‌تر از ساعد سید محمد خاتمی.

اعلا از مشفق اجازه گرفت و او را پدر چند نسل از شاعران خواند، بعد از قیصر و سلمان و سید حسن حسینی یادکرد، از زحمت‌هایی که برای شعر کشیده‌اند، آن‌هم بعد از انقلاب، بعد به سهیل اشاره‌کرده و بعد نام ساعد را بر زبان آورد و از آن‌ها هم تشکر کرد، سید محمود دعایی کوتاه حرف زد، در حد چند جمله و از شاعری خواست تا شعر بخواند، ساعد نفر بعدی بود، او هم از مشفق اجازه گرفت و مشفق در پاسخ لبخند زد. بعد از ساعد نوبت عباس کی منش بود پیرمرد کاشانی که تخلصش (مشفق کاشانی) روی او مانده بود و کمتر کسی او را به نام اصلی‌اش صدا می‌زد. اول از دو سید روحانی مجلس تشکر کرد، سید محمود دعایی که سال‌ها پیش برایش شعری سروده بود، بعد سرش را چرخاند طرف سید دوم و گفت که به خانه شاعران خوش آمده و خوشحال است که او را اینجا می‌بیند. او هم از قیصر و سلمان و سید حسن حسینی یادکرد که به همراه سهیل محمودی و ساعد باقری در سال‌های اول پیروزی انقلاب به رادیو آمده بودند، زمانی که مشفق مسئول بخش ویرایش بوده؛ «آن موقع این جوان‌ها متن‌هایی می‌نوشتند که برای خود ما هم آموزنده بود و از آن متن‌ها بهره می‌بردیم، البته برخی هم بودند که یک‌چیزهایی می‌نوشتند که نه‌تنها ارزش نداشت، بلکه دردسر هم درست می‌کرد.»

طنز همیشگی‌اش این بار هم گل کرده بود، به همین خاطر یاد روز جمعه‌ای افتاد که در خانه بوده و رادیو را برحسب عادت روشن کرده و شنیده که مجری می‌گوید، آیاتی از سوره کُهُف. «کُهُف» را طوری گفت که نمی‌شد جلو خنده‌ات را گرفت، همه خندیدند و بعد استاد به یاد آورد که آن موقع آقای مهدی ارگانی رئیس وقت رادیو بوده و فردای این اتفاق او را خواسته و گفته: «استاد باوجود شما چرا باید این اشتباه رخ دهد.» و استاد هم در پاسخ گفته که آن متن از زیردست او رد نشده. پیگیری‌ها به مجری رسیده و بعد مجری گفته که از نویسنده پرسیده و نویسنده هم همین کلمه را با این تلفظ برایش چند بار تکرار کرده. بازهم نمی‌شد نخندید، خاطره بعدی هم در همین مایه‌ها بود، اشتباه نویسنده و تلفظ غلط گوینده، این بار گوینده گفته بوده که مگر فلسطین «ملِکِ طِلِقِ» اسرائیل است. مجلس با حرف‌های مشفق گل‌انداخته بود، همه سراپا گوش بودند و لب‌ها هم خندان. نوبت به رباعی رسید که همین امروز سروده بود، «برخیز ز جا نه وقت خواب است ای دوست / بنشین که شب‌شعر و شراب است ای دوست/ در بزم سهیل، زهره با چنگ نواخت / میلاد بلند آفتاب است ای دوست»

لبخند روی لب‌ها بود، ساعد گفت شعری دیگر استاد، سر استاد با همه خاطراتی که در مغزش زنده بود، پایین رفت، آرام، آرام، آرام تا چسبید به دست‌نوشته‌هایش، لبخندها روی لب‌ها ماسید، مردی که مجلس را زنده کرده بود و سرحال، حالا ساکت و بی‌حرکت بود، سهیل و ساعد از جا بلند شدند، افشین اعلا خودش را رساند، جواد ذهتاب و محسن وطنی هم رسیدند، یکی فرش آورد، یکی آب‌قند درست کرد، یکی زنگ زد به اورژانس، استاد را آرام بردند اتاق کناری تا دراز بکشد و نفسی تازه کند، صادق خرازی رفت توی اتاق، خاتمی بلند شد رفت دم در یکی زنگ زد به دکتر، دستور گرفت، علائم حیاتی را با پزشک چک کرد، قیافه‌ها در هم رفت، قرار شد دور استاد خلوت شود، همه برگشتند دور میز جز چندنفری که بالای سر استاد بودند، دوباره با اورژانس تماس گرفتند، فاطمه راکعی سراسیمه از راه رسید، سلام سلامی گفت و یک‌راست رفت توی اتاق بالای سر استاد، ابروها به هم گره خورد، دعا، توسل، هر کس یک کاری می‌کرد تا زمان کندتر از اینی که هست حرکت نکند، اما نمی‌شد، عقربه‌ها سنگین بودند، خاتمی نگران بود، گفت مراقب باشید، گفت دوباره به اورژانس زنگ بزنید، حالا وقت پریدن رنگ از چهره‌ها بود، صورت‌هایی که سفید می‌شد، انگارنه‌انگار همه چند لحظه قبل دل داده بودند به حرف‌های رفیق قدیمی سهراب و داشتند بی‌خیال از دنیا و مافی‌ها می‌خندیدند، سهیل انگار در مکان دیگری قدم می‌زد، باید مهمانداری هم می‌کرد، می‌رفت و می‌آمد، زن و دختر قیصر امین پور گوشه‌ای کنار هم نشسته بودند، آیا یاد لحظه‌ای افتاده بودند که مرگ قیصر را انتخاب کرده بود؟ کسی نمی‌دانست؟ سؤال زیاد بود و پاسخ کم. صادق خرازی می‌رفت و می‌آمد، بی‌قرار بود، مثل خانم قمشه‌ای مثل ساعد باقری. انگار فقط نبض مشفق نبود که ضعیف می‌شد، نبض زمین و زمان کند شده بود، یک نفر گفت آمبولانس رسید.

دم در احمد مسجد جامعی تازه از راه رسیده بود، آدم‌های دور آمبولانس را دیده بود و بعد شنیده بود که به او می‌گویند، شما را می‌شناسند، زحمت می‌کشید بروید بیمارستان، هماهنگ کنید.

نیم ساعت بعد، تلفن زنگ خورد خبر اعلام شد، مشفق کاشانی در کنار دوستانش در حین شعرخوانی درگذشت، 45 دقیقه بعد همه آن آدم‌ها در خانه مشفق نشسته بودند، در خیابان ظفر، در شبی که آسمان تهران نم‌نم داشت می‌بارید، قاری دوباره قرآن می‌خواند و خاتمی به خانواده مشفق می‌گفت: «فقط شما نیستید که پدرتان را از دست داده‌اید، باور کنید همه ما یتیم شده‌ایم.»

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

«موسیقی 2002» در هفته آینده مروری بر پرونده استاد مشفق کاشانی در عرصه موسیقی خواهد داشت. گفتنی است ، تعداد قابل توجهی از اشعار این شاعر پیشکسوت طی سه دهه اخیر با صدای خواننده های مختلف موسیقی کشور در گونه های متعدد اجرا شده است.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ۱۱:٤٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۱٠/٢٩
comment نظرات () لینک

+ علی فردوسی: ترانه ارزشی می‌تواند بعضا بالاتر از سایر موضوعات طی طریق کند

گفت و گو با «علی فردوسی» ؛ یکی از موفق ترین ترانه سراهای 93 موسیقی پاپ ایران / وی سراینده برخی ترانه های شاخص موسیقی پاپ انقلابی در طی سال جاری بوده است :

ترانه ارزشی می‌تواند دوشادوش، و بلکه بالاتر از سایر موضوعات طی طریق کند / شب بازی ایران - آرژانتین ترانه "لبیک" را نوشتم

 

 

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002»: "علی فردوسی" ، شاعر و ترانه سرایی است که از ابتدای امسال حضوری تاثیرگذار در عرصه موسیقی پاپ داشته است و برخی سروده های تاثیرگذار و قابل تامل وی توسط خواننده های موسیقی پاپ انقلابی به خصوص حامد زمانی اجرا شده و بدین ترتیب نام خود را به عنوان یکی از برترین ترانه سراهای 1393 موسیقی پاپ کشور ثبت نموده است.

در ادامه متن گفت و گوی خبرگزاری فارس با علی فردوسی آمده است:

 

خودتان را برای خوانندگان ما معرفی می‌کنید؟هم معرفی شناسنامه ای و هم کارنامه‌ی ادبی.

من علی فردوسی هستم. متولد 5 اسفند ماه سال 1362. البته تاریخ تولدم در شناسنامه 30 شهریور 1362 است و والدینم به اصطلاح شناسنامه من را زودتر گرفته‌اند تا نیمه اولی باشم و یک سال زودتر به مدرسه بروم.

کارشناس ارشد مهندسی عمران هستم گرایش محیط زیست. پدرم معلم بودند و از همان بچگی مرا می‌نشاندند و با من گلستان سعدی می‌خواندند. حافظ هم در کودکی زیاد می‌خواندم. از دوران راهنمایی شعر می‌گفتم. البته هیچ وقت در انجمن‌های شعر شرکت نمی‌کردم. در واقع اصلا نمی‌دانستم انجمن شعری هم وجود دارد.

از سال 1382 شعر را جدی‌تر گرفتم و شروع به شرکت در همایش‌ها و جشنواره های شعری کردم. البته در آن سال‌ها بیشتر شعر طنز کار می‌کردم. در سال 1385 نخستین جایزه کشوری‌ام را در شعر کسب کردم و از آن زمان در بسیاری از جشنواره حایز رتبه شده‌ام از جمله:

- رتبه نخست جشنواره سراسری خط سوم.

- رتبه نخست جشنواره شعر انقلاب -

رتبه نخست کنگره خلیج فارس -

رتبه نخست جشنواره این حسام خوسفی ... و ده‌ها جایزه دیگر

 

تعریف شما از شعر مقاومت چیست؟

نماد و الگوی مقاومت در بین ما ایرانیان امام حسین (ع) است. امام حسین چرا شهید شد؟ چون نخواست زیر بار زور برود؛ چون می‌خواست حق را بگوید. هر شعری که نترسد و حق را بگوید شعر مقاومت است.

 

از نظر شما امروز چه شعری در حیطه شعر مقاومت قرار می‌گیرد؟

هر شعری که حقی را بیان کند؛ بدون ترس معروفی را ترویج کند یا منکری را نهی کند شعر مقاومت است. جلوه این امر در ادبیات معاصر شعرهای پیرامون انقلاب اسلامی، دفاع مقدس ملت ایران و مقاومت‌های مردم سایر کشورها در مقابل ظالمان است مانند مقاومت مردم مظلوم فلسطین و لبنان و بسیاری موارد دیگر.

 

امروز بسیار از کلیشه در شعر دفاع مقدس و مقاومت صحبت می‌شود، نظر شما در این خصوص چیست؟

بله کلیشه وجود دارد یا بهتر بگویم کلمات کلیشه ای در این عرصه از ادبیات هم وجود دارد کلماتی مثل: چفیه، پلاک، استخوان، سربند، حاجی، ... اما نگاه که عوض شود همین کلمه های کلیشه ای هم می‌توانند منجر به یک کشف جدید شوند.

 

به زعم شما شعر دفاع مقاومت نسبت به سال‌های اولیه انقلاب چه تفاوت‌هایی داشته است؟

سال‌های ابتدایی جنگ، شعر بالطبع صرفا حماسی بود و سعی در تهییج رزمندگان اسلام داشت. هرچه از جنگ دور شدیم این دید تغییر کرد و حتی در مقاطعی رویکرد انتقادی و ضد جنگ هم به خود گرفت. فکر می‌کنم شعر دفاع مقدس امروز یک شعر منصف است که خوب و بد جنگ را با هم می‌بیند و می‌داند آنچه در جنگ اتفاق افتاده بر ما تحمیل شده و گریزی از آن نبوده است. پس همه سختی‌ها را هم زیبا می‌بیند و این خوب است.

 

آیا شعر مقاومت توانسته است به عنوان یک گونه‌ی مستقل شعری خود را در فضای ادبی بعد از انقلاب تثبیت کند؟

قطعا بله. شعر دفاع مقدس هم دوش شعر آئینی پررنگ‌ترین گونه‌های شعری در عصر حاضر هستند و هر دو به صورت پویا در حال رشد و تکامل هستند.

 

گاه برای شعرهای دفاع مقدس عناوین دیگری چون شعر پایداری و مقاومت استفاده می‌شود آیا می‌توان تفاوتی میان این عبارات قائل شد؟

شاید تنها تفاوت در این باشد که اصطلاح شعر دفاع مقدس آن را محدود به جغرافیای ایران و جنگ 8 ساله ما با رژیم بعثی می‌کند؛ حال اینکه اطلاق شعر پایداری و شعر مقاومت جهان شمول تر هستند.

 

از شاعران برجسته در حوزه شعر مقاومت و دفاع مقدس به چه کسانی و به سبب داشتن چه آثاری می‌توان اشاره کرد؟

بعضی از ابیات همیشه در ذهنم هستند مثلا شعر قیصر با مطلع: سراپا اگر زرد و پژمرده‌ایم/ ولی دل به پاییز نسپرده ایم

یا شعر محمد کاظم کاظمی با مطلع: ای قوم، با قیام نشستن مخالفم/ با غیر تیغ، هرچه که آهن مخالفم

این شعر میلاد عرفان پور را هم دوست دارم: به دست غیر مبادا امیدواری ما / نیامده است به جز ما کسی به یاری ما...

 

نیاز امروز شعر مقاومت چیست و شعر اعتراض چه جایگاهی در ادبیات دفاع مقدس دارد؟

شاید نیاز امروز شعر مقاومت بازگشت به ترویج روحیه حماسی باشد، همان اتفاقی که در سال‌های دفاع مقدس می‌افتاد. اعتراض مثل یک تیغ دو لبه است، تا زمانی که از محدوده انصاف خارج نشود قابل قبول و مورد نیاز است، ولی اگر پا را فراتر بگذارد و تبدیل به سیاه نمایی شود می‌تواند مخرب هم باشد.

 

اگر بخواهید از دید آسیب شناسی به شعر مقاومت نگاه کنید چه مصادیقی را بیان خواهید کرد؟

شعر مقاومت بعضا شعار زده می‌شود تا جایی که دیگر از محدوده شعر خارج شده و به سمت نظم سوق پیدا می‌کند. یادمان نرود که شعر در درجه اول باید ذات هنری خود را حفظ کند تا بتواند مضمون مورد نظرش را به خوبی به مخاطب منتقل نماید.

 

برگزاری همایش‌ها و جشنواره های مقاومت چه تاثیری در این جریان دارد؟

شاید یکی از موثرترین ابزارها برای ترویج و تشویق شعرا، به خصوص شعرای جوان، به مقوله شعر مقاومت همین جشنواره‌ها باشد، به شرط‌ها و شروط‌ها. شاعری که اصولا مقوله مقاومت را درک نکرده نمی‌تواند آن گونه که باید موثر شعر بگوید. ارتباط با شعرای سایر کشورها، بازدید از مناطق جنگی و حال و هوای مقاومت در ایران و سایر کشورها خیلی می‌تواند به کمک شاعران بیاید.

 

برسیم به ترانه، اخیرا آثاری از شما در حوزه دفاع مقدس و مقاومت از خوانندگانی چون حامد زمانی و پویا بابایی و ... منتشر شده است. ابتدا کمی در خصوص فعالیت‌هایتان در زمینه ترانه بفرمایید.

ورود من به دنیای ترانه اتفاقی بود. یک روز یکی از دوستان با من تماس گرفتند و گفتند که آقای زمانی می‌خواهند یکی از شعرهای شما را اجرا کنند، که حاصل آن شد قطعه «هم آواز طوفان». البته قبل از آن هم یکی دو تا کار با آقای حمیدرضا قربانی، یکی از خواننده های خوب اصفهان، در حال و هوای دفاع مقدس انجام داده بودم.

بعد از آن چند تا کار دیگر هم با آقای زمانی انجام داده‌ام و همکاری ما همچنان هم ادامه دارد. آخرین کار من با آقای زمانی ترانه «نحن صامدون» به مناسبت هفته بسیج منتشر شده است.

همکاری با آقای بابایی هم از طریق آقای میرزایی شکل گرفت. آقای میرزایی آهنگساز و تنظیم کننده کارهای ما هستند و تنظیم کننده کارهایی مثل گزینه های روز میز و هم آواز توفان هستند. حاصل همکاری سه نفره ما تا حالا چند قطعه موسیقایی بوده است من جمله ترانه «جرم پرواز» پیرامون حادثه ایرباس در خلیج فارس؛ ترانه «زخم قدس»، ترانه «مصاف» پیرامون مقابله با ماهواره، و غیره.

 

جایگاه ترانه ارزشی در مقایسه با سایر موضوعات را کجا می‌بینید.

ترانه ارزشی می‌تواند دوشادوش، و بلکه بالاتر از سایر موضوعات طی طریق کند. متاسفانه این حیطه سال‌ها بود که مغفول مانده بود و عدم توجه به آن باعث شده بود قطعات تولیدی در این حیطه عموما سطح کیفی بالایی نداشته باشند. اگر ما هنرمندان یاد بگیریم در حیطه موسیقی ارزشی به اصطلاح «کم کاری خودمان نگذاریم» ماحصل می‌تواند اثری ارزشمند و مخاطب پسند باشد، همان اتفاقی که خوشبختانه چند سالی است شاهد آن هستیم.

 

چقدر حمایت از آثار موسیقایی ارزشی به موفقیت این آثار کمک خواهد کرد و این کمک‌ها باید چگونه انجام شود؟

قطعا حمایت لازم است. موسیقی ارزشی در کشور ما به نوعی یک طفل تازه به دنیا آمده است و برای این که بتواند مستقل شود نیاز به یک سری حمایت‌های اولیه دارد. البته این حمایت قرار نیست به گونه ای باشد که بخواهد قطعه موسیقی را به زور به خورد مخاطب بدهد. بلکه باید در تولید و شنیده شدن کار صورت بگیرد. ضمن اینکه یادمان نرود برای تولید یک قطعه موسیقی، خواننده، ترانه سرا، آهنگساز و تنظیم کننده همه دخیل هستند و حمایت باید از همه آنها صورت بگیرد. قطعا با مرور زمان این طفل به جوان برومندی تبدیل خواهد شد که خودش به خوبی خواهد توانست گلیم خودش را از آب بیرون بکشد.

 

 

اخیرا قطعه (لبیک) با صدای حامد زمانی و ترانه شما منتشر شد و بسیار مورد توجه قرار گرفت در خصوص این ترانه بفرمایید.

کار لبیک یا همان مدافعان حرم هم یادم هست که دقیقا بعد از بازی ایران-آرژانتین بود که آقای زمانی با من تماس گرفتند و گفتند وقت نداریم و باید زود کار آماده شود و شعر آن کار حاصل شب زنده داری همان شب است. تا آنجایی هم که من اطلاع دارم قرار است بزودی نماهنگ ویژه ای برای این کار تولید شود و حتی امکان دارد در شعر آن نیز تغییراتی اعمال شود.

 

در جلسه امسال دیدار شاعران با مقام معظم رهبری شما شعری در خصوص مقاومت با نام (سنگ) قرائت کردید که بسیار مورد توجه قرار گرفت در خصوص حال و هوای آن جلسه بفرمایید.

این پنجمین سالی بود که من در جلسه دیدار شاعران با مقام معظم رهبری حضور داشتم ولی پیش از این توفیق شعرخوانی نصیبم نشده بود. من تا یکی دو ساعت پیش از حضور در جلسه نمی‌دانستم که قرار است شعر بخوانم و وقتی گفتند که تو هم شعرخوانی داری اضطراب و در عین حال شوق خاصی به من دست داد. کمی از نگرانی‌ام هم بابت شعری بود که قرار بود بخوانم. این شعر یک کار روایی است و اصولا قرار نیست در آن بدنبال شاه بیت بگردیم. نمی‌دانستم آیا با استقبال روبرو خواهد شد یا نه. خوشبختانه شعر مورد قبول مقام معظم رهبری قرار گرفت. خاطرم هست که آقا پس از پایان شعر فرمودند: آفرین، هم مضمون، هم لفظ، هم جهت، همه چیز خوب بود. نوبت شعرخوانی شاعر بعدی هم که شد حضرت آقا مجددا برگشتند و نام مرا پرسیدند.

معمولا حضرت آقا وقتی از شعری خوششان بیاید نام شاعرش را می‌پرسند. خُب، موضوع شعر من هم با حوادث آن روزها مرتبط بود و همین باعث شد شعرخوانی من بارها و بارها از شبکه‌ها و برنامه های مختلف سیما به ویژه شبکه خبر پخش شود. باید از مسئولین محترم حوزه هنری هم تشکر کنم که امسال توجه ویژه ای به جوانان داشتند و شعرخوان‌های امسال همه از بین شعرای جوانی انتخاب شده بودند که پیش از این در این محفل شعر نخوانده بودند.

 

در پایان اگر صحبتی دارید بفرمایید و ما را مهمان به شعری از خود کنید.

عرضی نیست. شما را دعوت می‌کنم به خوانش متن شعر «هم آواز توفان» که با صدای آقای حامد زمانی منتشر شده است.

 

با تیر، نشد تیغ، نشد چوب، نشد سنگ

با هرچه به دستم برسد آمده‌ام جنگ

گر دست تعدّی است، وگر پای تجاوز

آن دست کنم کوتاه، آن پای کنم لنگ

من زاده‌ی ایرانم، آزاده و آزاد

بیگانه پرستیدن ننگ است مرا ننگ

گیریم صبوری بکنم چند صباحی

غیرت شمشیری است که حاشا بزند زنگ

ننگا به من این خانه شود لانه‌ی روباه

پیر است و نکرده است به جز حیله و نیرنگ

گر دشمن این خاک شود گرگ، شود شیر

دندان بکند تیز، نشانم بدهد چنگ

گر یک وجب از خاک مرا چشم بدوزد

تاوان بدهد خاکش فرسنگ به فرسنگ

آتش به سیاووشی من راه ندارد

از بیژنی‌ام هیچ نمی‌کاهد ارژنگ

چون نی لبک چوپان، چون نغمه‌ی جاشو

با باد هم آوازم و با موج هماهنگ

من چشمه‌ی جوشانم و هرگز نزداید

شیرینی اوقات مرا شورش خرچنگ

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ٤:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱٠/٢٢
تگ ها: علی فردوسی
comment نظرات () لینک

+ از نامه آهنگران به رهبر انقلاب تا انتشار قطعه ای در سالگرد فاجعه هولناک

نامه صادق آهنگران به رهبر معظم انقلاب / چند قطعه تازه موسیقی با صدای «آهنگران» در دست تولید / انتشار قطعه ای موسیقایی در سالگرد فاجعه ای هولناک

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

در پی تقدیر در جشنواره عمار صورت گرفت ؛

نامه صادق آهنگران به رهبر معظم انقلاب

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002» - خبرگزاری فارس نوشت: پیرو اهدای یک جلد کلام‌الله مجید از طرف رهبر انقلاب به حاج صادق آهنگران -که در اختتامیه جشنواره عمار صورت گرفت- حماسه خوان امام و شهدا، نامه‌ای به فرمانده کل قوا مرقوم داشت که در ادامه می‌خوانید:

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

محضر امام عاشورایی و مقتدای عاشوراییان که بیعت سرخ ما با او در امتداد افق خونین کربلا جاودانه خواهد شد ان‌شاء‌الله.

تنها تداعی خمینی، حضرت سیدعلی!

هر هدیه‌ای که از دست کف‌العباسی و زخم خورده شما تقدیم گردد، فی‌نفسه نفیس است لیکن این هدیه اگر قرآن کلام‌الله مجید باشد می‌شود حکایت نور علی نور.

آقا جان!

به فضل الهی این حنجره وقف اسلام و ایران است و پس از امام و شهدا تا رمقی هست در بیعت با ولایت باقی خواهد ماند.

رهبر چفیه به دوش!

در این لیالی کربلای چهار و پنج دوست دارم به یاد زمان جنگ، دگر بار همان شعار جبهه را سردهم و به کوری چشم دشمنان اسلام و انقلاب بگویم:

«هیهات مناالذله، هیهات مناالذله».

 {سرباز شما- محمدصادق آهنگران}

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

از "سمفونی چمران" تا قطعاتی با موضوع "راهیان نور" و "پیاده روی اربعین" ؛

چند قطعه تازه موسیقی با صدای «آهنگران» در دست تولید

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002»: "محمدصادق آهنگران" ، نوحه خوان و خواننده قصد دارد چند اثر تازه موسیقی را اجرا نماید.

به گزارش موسیقی 2002 ، این نوحه خوان مشهور سال های دفاع مقدس در قطعه ای با عنوان سمفونی چمران به عنوان خواننده حضور خواهد داشت. همچنین آثاری با موضوع راهیان نور و همچنین پیاده روی میلیونی اربعین دیگر قطعاتی است که آهنگران فصد دارد تا سال آینده اجرا نماید.

گفتنی است ، محمدصادق آهنگران که به تازگی در جشنواره فیلم عمار مورد تقدیر قرار گرفت ، امسال به مناسبت سیزدهم آبان ماه قطعه موسیقی "مرگ بر آمریکا 93" را با شعری از محمدمهدی سیار و موسیقی سیدمحمد میرزمانی اجرا نمود.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

کی باور داره مدرسه جون داده ! / در بیست و نهمین سالگرد فاجعه هولناک به شهادت رسیدن 68 دانش آموز ابتدایی مدرسه ای در بروجرد در سال های جنگ تحمیلی ؛

قطعه «بیهوده بود» به خوانندگی آرش آردفروشان و دکلمه محمدرضا فخر طباطبایی منتشر شد

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002»: به مناسبت بیست و نهمین سالگرد فاجعه هولناک مدرسه ای در بروجرد قطعه موسیقی "بیهوده بود" منتشر شد.

به گزارش موسیقی 2002 ، قطعه بیهوده بود با صدا و موسیقی آرش آردفروشان خواننده جوان پاپ اجرا شده است. همچنین سرودن ترانه و دکلمه این قطعه توسط محمدرضا فخر طباطبایی انجام شده است.

گفتنی است ، در روز شنبه بیستم دی ماه سال 1365 و در پی حمله وحشیانه ارتش رژیم بعت عراق در دوران جنگ تحمیلی و بمباران مدرسه ای ابتدایی در شهرستان بروجرد ، تعداد 68 دانش آموز به شهادت رسیدند.

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ۳:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱٠/٢۱
comment نظرات () لینک

+ در اختتامیه جشنواره مردمی فیلم عمار صورت گرفت ؛ تقدیر از حاج صادق آهنگران

در اختتامیه جشنواره مردمی فیلم عمار صورت گرفت / تقدیر از نوحه خوان ماندگار سال های دفاع مقدس ؛

هدیه ویژه رهبر معظم انقلاب به حاج صادق آهنگران

 

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002»: آیین اختتامیه پنجمین جشنواره مردمی فیلم عمار عصر روز گذشته در سالن شماره یک سینما فلسطین با حضور هنرمندان، خانواده های معظم و معزز شهدا و همچنین برخی مسئولین لشگری و کشوری برگزار شد.

به گزارش موسیقی 2002 ، مهم ترین بخش این مراسم تقدیر از حاج صادق آهنگران ، نوحه خوان ماندگار سال های دفاع مقدس بود.

تقدیر از حاج صادق آهنگران با خواندن بخش هایی از زندگی نامه او توسط مجری برنامه آغاز شد. سپس کلیپی که برای مراسم پاسداشت وی تهیه شده بود در سالن پخش شده و در انتهای پخش کلیپ، حاج صادق آهنگران بر روی سن مراسم اختتامیه جشنواره فیلم عمار، به نوحه خوانی پرداخته و حاضران در سالن با نوای این مداح خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام به سینه زنی پرداختند.حاج صادق دقایقی شورانگیز به یاد دوران دفاع مقدس نوحه خوانی کرد و خاطراتی را که با نوای او درآمیخته بود دوباره زنده کرد.

پس از این برنامه، مجری مراسم از همه خانواده شهدای حاضر در مراسم درخواست کرد تا به جایگاه تشریف بیاورند و به برکت حضور آنان از حاج صادق آهنگران تجلیل صورت بگیرد.

مادر شهیدان خالقی پور به نمایندگی از خانواده شهدا گفت: روزی خواهد آمد که بنده و امثال بنده دیگر نیستیم، ولی همه یکپارچه در این جشنواره عمار شرکت خواهند کرد. وی در ادامه خطاب به حاج صادق آهنگران گفت: برادرم شنیدم که در زمان جنگ صدام برای سر شما جایزه تعیین کرده است، بنده بعنوان نماینده خانواده شهدا می گویم که همه ما خانواده شهدا آبرو گرو می گذاریم و دعا می کنیم که خدایا اگر روزی که صادق آهنگران می خواهد از دنیا برود خانم فاطمه زهرا علیها السلام سر ایشان را به زانو بگیرد و این تلافی جایزه ای باشد که صدام برای بریدن سر حاج صادق آهنگران تعیین کرده بود.

سپس مادر شهیدان جنیدی هدیه ویژه حاج صادق آهنگران که یک جلد کلام الله مجید بود به ایشان اهدا کرد.

در ادامه مجری برنامه از حاج صادق آهنگران می خواهد تا صفحه اول قرآن را تورق کند، همه حاضران با عکس العمل حاج صادق آهنگران، با شعف نگاه او و بوسه ای که بر صفحه اول قرآن می زند دریافتند که این هدیه ویژگی خاصی دارد.

رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای، برای تقدیر از حاج صادق آهنگران در جشنواره مردمی فیلم عمار، قرآن نفیسی را اهدا نموده و در حاشیه آن این متن را مرقوم فرموده بودند:


بسم‌الله الرحمن الرحیم 

اهدا به آقای آهنگران با تجدید خاطرات شوق انگیز روزهای دفاع مقدس، سید علی خامنه‌ای

 

 

 حرف های حاج صادق

 

آهنگران در ابتدای این تجلیل بیان کرد: زبانم قاصر است و تنها باید بگویم که من لیاقت این پاسداشت را نداشتم.

صادق آهنگران در ادامه  گفت: عزیزانی که اکنون آن طرف مرزها سمت سامرا و حلب برای حفظ تشیع دارند جان خود را فدا می‌کنند، باید از آنها تجلیل شود. این محبت شما بود و من باید از مادر و پدرم که این لقمه حالا را به من دادند و همچنین در 8 سال دفاع مقدس همراه با همسرم مشوق من بودند تشکر کنم.

وی با اشاره به مادر شهیدی که از او تقدیر کرد، گفت: این بسیار سخت است که مادر 3 شهید باشی و اینگونه از من تقدیر کنند. این تقدیر مسئولیت من را بیشتر می‌کند. بیشتر از رهبرمان باید تشکر کنم که خداوند طول عمر با عزت به او دهد و من خدمت ایشان برسم و دستش را ببوسم. من تمام نعمت هایی را که دارم به دلیل فضایی است که در آن بزرگ شدم. این فضا سپاه پاسداران است که من را در آن آزاد گذاشتند. من از همه سرداران مخصوصا رضایی و شمخانی تشکر می‌کنم.

آهنگران همچنین گفت: آخرین دوست شهید من شهید مظلوم سید حمید تقوی بود که من با او هم صحبت بودم.

این مداح اهل بیت با اشاره به خانواده خود بیان کرد: در اینجا باید از پدر و مادرم که لقمه حلال به من دادند و من را در هیات و مسجد بزرگ کردند تشکر کنم و همچنین از همسرم تشکر می کنم. شاید ثوابی که اینها در ۸ سال دفاع مقدس بردند از من بیشتر باشد زیرا آنها در اهواز که زیر باران گلوله بود ماندند و نه تنها از این شهر بیرون نرفتند بلکه سعی کردند روحیه ای برای بسیجی ها هم باشند.

وی در ادامه با اشاره به اینکه روی کارت کسانی که قرار بود به عملیات بروند امضا می کرده است، گفت: من کارت بچه هایی را که به عملیات می رفتند امضا می کردم و وقتی این شهدا باز می گشتند امضای خود را پای کارت آنها می دیدم و حسرت می خوردم که من هنوز زنده هستم.

آهنگران با اشاره به تقدیر مادران شهید از او در این مراسم عنوان کرد: اظهار محبت این مادران شهید برای من سخت است و مسئولیتم را زیادمی کند. ما بیشتر از همه باید از رهبر بزرگوار که جانم فدای او باد و سینه چاک او هستیم ممنون باشیم.

وی در واکنش به تشویق حضار اضافه کرد: وقتی من کف زدن های شما را می بینم بیشتر خوشحال می شوم زیرا ایشان شبانه روز و فداکارانه ایستاده اند. روزها و شب ها برای رهبر بزرگ کشورمان دعا کنید که فداکارانه در مقابل سختی ها ایستاده اند. ان شاالله خداوند طول عمر با عزت به ایشان بدهد. امیدوارم فرصتی پیش آید که به خدمت ایشان برسم و دستشان را ببوسم.

 

 

ابوالقاسم طالبی نماینده هنرمندانی که از حاج صادق تقدیر کردند

 

 

ابوالقاسم طالبی نویسنده و کارگردان سینما و تلویزیون ضمن حضور در مراسم پاسداشت حاج صادق آهنگران گفت: ما که نمی دانیم صادق آهنگران کیست؟ دیگران می دانند. اما چیزی که در مورد حاج صادق اهمیت دارد، آهنگران را شهرت نتوانست ببرد. ما که در هنر هستیم باید این را از حاج صادق بیاموزیم. حاج صادق به هرکجا که می رود، به مکه، کربلا، مشهد و هر جای دیگری مردم و جوانان دور او جمع می شوند با او سخن می گویند و از او امضا می گیرند. اما این شهرت هیچ وقت او را تحت تأثیر قرار نداد. مسئله حاج صادق فقط ولایت بود، خدا بود، راه امام حسین علیه السلام بود. اگر همه ما فقط همین را از حاج صادق آهنگران یاد بگیریم که شهرت ما را با خودش نبرد، ما برنده ایم.

طالبی در آخر صحبت هایش هم کنار حاج صادق آهنگران ایستاد و گفت: حاج صادق گفته است که در طول جنگ هر کس که با من عکس انداخت شهید شد، حالا من هم کنار ایشان عکسی می گیرم و انشاءالله تا سال بعد شهید می شوم!

 

منابع : وب سایت عمار فیلم ، خبرگزاری های مهر و تسنیم

 

 

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 حرکت خودجوش و جالب توجه فرهنگی در جشنواره عمار ؛

اهالی فرهنگ و هنر انقلابی چه آثاری را به حاج صادق آهنگران تقدیم کردند؟ + فهرست کامل تقدیم کننده ها و آثارشان اهدایی

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002»: در بخشی از مراسم اختتامیه پنجمین جشنواره مردمی فیلم عمار، که شب گذشته در سینما فلسطین تهران برگزار شد از حاج صادق آهنگران تقدیر شد.

به گزارش موسیقی 2002 ، طی چند روز اخیر در حرکت خودجوش فرهنگی برخی اهالی فرهنگ و هنر انقلابی با تقدیم برخی از آثار خود به این نوحه خوان مانا از وی تقدیر کردند.

در ادامه به ترتیب زمانی اسامی افراد و آثاری که به آهنگران تقدیم شده را ملاحظه می فرمایید: 

 

1.علی‌محمد مودب ، شاعر : منظومه "سفر بمباران" و "دستخون"

2.ابراهیم فیاض ، استاد دانشگاه : کتاب "ایران آینده به سوی الگویی مردم شناختی برای ابرقدرتی ایران"

 3.محمدمهدی سیار ، شاعر : کتاب شعر "رودخوانی"

4.مجتبی سلطانی احمدی ، مشاور وزیر ارشاد در امور جوانان : "دفتر چهارم پژوهشنامه انقلاب اسلامی ایران"

5.سیدناصر حسینی پور، جانباز دفاع مقدس : کتاب "پایی که جا ماند"

6.محمدحسین نیرومند ، کاریکاتوریست و گرافیست : کتاب "کلاه به سرهای ابوغریب"

7.بهزاد پروین قدس ، عکاس دفاع مقدس : چند عکس خود از صادق آهنگران در جبهه های دفاع مقدس را به وی تقدیم نمود.

8.نعمت الله سعیدی ، شاعر و  نویسنده : کتاب "عفریته و افلاطون"

9.اسفندیار قره باغی : قطعات "پیروزی" و "نوای چاووش"

10.محمد سرور رجایی ، نویسنده و شاعر پیشکسوت افغانستان : مستند " شهید غریب"

11.محمد مهدی خالقی ، نویسنده و مستند ساز : مستند " سفیر"

12.حسین قرایی ، نویسنده، کتاب "کوچ لبخند"

13. قربانعلی طاهرفر ، مستند ساز تبریزی : مستند "لشکر خوبان" و فیلم بلند "آنایوردوم"

14. جواد اردکانی ، کارگردان سینما : "شور شیرین"

15. پرویز شیخ طادی ، کارگردان سینما : "روزهای زندگی"

16. حجت الاسلام محمد رضا زائری ، نویسنده و فعال فرهنگی : کتاب "زندگی حسینی"

17. علیرضا قزوه، شاعر : شعر مشهور " شب است و سکوت است و ماه است و من"

18. رضا اسماعیلی ، شاعر : کتاب شعر " برآستان جانان"

19. هوشنگ توکلی، کارگردان و بازیگر :  مجموعه تلویزیونی "مدرس"

20. انسیه شاه حسینی ، کارگردان سینما : فیلم "سینمایی "زیباتر از زندگی"

21. سید رضا موید خراسانی ، شاعر : کتاب "چکامه عشق

22. وحید یامین پور ، استاد دانشگاه و فعال فرهنگی : کتاب "اینجا فتنه ای رخ داده است"

22. مرتضی قاضی ، نویسنده : کتاب "یادگاران شهید مصطفی احمدی روشن"

23. محمد حسین رجبی دوانی ، نویسنده و استاد دانشگاه : کتاب های "طواف عشق" و "یاد سرمستان"

24. سید مسعود شجاعی طباطبایی ، کاریکاتوریست و گرافیست : کتاب عکس " قاب های ماندگار 1"

25. ایمان کیخا ، مستندساز : مستند "نمای بسته از همسایه شقایق ها"

26 و 27. حسین باقری و مجتبی نعیمی ، نویسنده : کتاب "فانوس ها همه خاموش"

28. حجت احمدی زر ، مستندساز : مستند "شیرآباد"

29. مسعود رضایی ، نویسنده : کتاب رمان "تصادف"

30. صادق کوشکی ، استاد دانشگاه :کتاب "سبک زندگی به روایت انقلاب اسلامی"

31. حسین قدیانی ، نویسنده : کتاب "نه ده"

32. میثم محمد حسنی ، طراح : کتاب مجموعه پوستر های خود

33. میلاد عرفانپور ، شاعر : مجموعه شعر "بی خبری ها"

 34. صادق کرمیار ، نویسنده : کتاب رمان "درد"

35. حجت الاسلام حمیدرضا غریب رضا ، نویسنده : کتاب " اویس خمینی"

36 تا 49 . حسن عباسی، استاد دانشگاه ، به همراه 13 تن از اعضای هیات علمی اندیشکده یقین : طراحی پروژه ملی جامعه هجری

1.حسن عباسی
2.مهدی بازرگان
3.محسن بهارناز
4.مهدی حنطه
5.عباس چگینی
6.حسام الدین حائری زاده
7.حسین افتخاری
8.مجید صحراگرد
9.کاظم فولادی
10.سیدحامد قاسمی
11.علی ابدی
12.علی رهجو
13.مجید اسکندری
14.مهدی تابنده

 

50. محسن مقصودی تهیه کننده و مجری، به همراه دیگر دست اندرکاران مجموعه تلویزیونی ثریا : مجموعه تلویزیونی "ثریا"

51. حسن قدوسی زاده ، نویسنده : کتاب "نکته‌های ناب"

 52. احمد چلداوی ، استاد دانشگاه : کتاب "یازده"

53. مسعود پیرمرادیان، نویسنده : کتاب "مدیریت جهادی"

54. آیت الله مجتهد شبستری، نماینده ولی فقیه در استان آذربایجان شرقی و امام جمعه شهر تبریز : در پیامی از این نوحه خوان مخلص اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام تقدیر کردند.

55. انجمن فرهنگی هنری شهید بهروز محمدی مسجد جامع ایذه : کتاب های "جدال دو اسلام؛ جدال اسلام ناب محمدی(ص) و اسلام آمریکایی" و "فردی بودم مستضعف؛ خاطرات شهید عبدالعلی مرادی"

56. گلعلی بابایی ، نویسنده: کتاب "گردان نهم"

57. هادی آرزم ، آهنگساز : قطعه "شور حماسه"

58. اسماعیل امینی ، شاعر : کتاب " جلسه شعر"

59. حجت الاسلام جواد سلیمانی امیری ، نویسنده : کتاب "زمانه ما و رسالت ما"

60. علیرضا حسین زاده دیلمی ، نویسنده : کتاب "درآمدی بر منظومه تمدنی شیعه"

61. معصومه سپهری ، نویسنده : کتاب "لشکر خوبان"

62. بهروز آورزمان، شاعر : شعر "ظهر روز دهم"

63. علیرضا شهاب ، خواننده : دو بیت یکی از آثارش را  : "ما کجای قصه بودیم، فصل دشوار نبرد؟
وقتی گنبدای زخمی عشق روحماسه کرد ... من باید یادم بیاد، من باید یادم بیاد"!

64. محمدکاظم کاظمی ،نویسنده و شاعر : قطعه شعری با مطلع "ای زمین، سینه‌ات کباب شود، ای اجل، خانه‌ات خراب شود"  ؛ که در سوگ امام خمینی سروده است.

65. زهره یزدان پناه ، نویسنده: کتاب "ستاره من" ؛ روایت زندگی شهید محمد علی رجایی

66. پایگاه خبری تحلیلی سلام سربدار

67. حامد زمانی : قطعه " و این اول عشق است"

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

صادق آهنگران ، پس از دریافت هدیه رهبر انقلاب و تقدیر در جشنواره عمار:

هدیه مقام معظم رهبری خستگی تمام این سال‌ها را از تنم بیرون کرد

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002» - خبرگزاری تسنیم نوشت: "صادق آهنگران"، شب گذشته پس از دریافت هدیه قرآن منقوش به دست‌نوشته مقام معظم رهبری گفت: من امروز با هدیه‌ای که هیچگاه دریافت آن را تصور نمی‌کردم بسیار شگفت‌زده شدم.

وی با تاکید بر اینکه با دریافت این هدیه تمام خستگی‌های تمام این سال‌ها از تنم بیرون شد، گفت: همین که احساس می‌کنم مورد تایید مقام معظم رهبری هستم خیالم راحت می‌شود.

آهنگران ادامه داد: این هدیه نشان از توجه حضرت آقا به هنر است و بیانگر حساسیت ایشان نسبت به شعر، هنر و مداحی و دقت و رصد ایشان نسبت به همه اتفاقات است.

آهنگران درباره علت حضور خود در این جشنواره گفت: شاید یکی از دلایلی که در این جشنواره شرکت کرده‌ام  آن باشد که متوجه شدم این گروه به آقا نزدیک‌تر است و در هیچ جناحی نیست. همچنین مقام معظم رهبری درباره این گروه صحبت‌هایی داشته‌اند و از کار آنها خوشحال بودند. من هم آمده‌ام که باری از گوشه کار این گروه بردارم و ان‌شاء‌الله تا آخر هم با آنها باشم.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

در حاشیه پنجمین جشنواره فیلم عمار ؛

کدام خواننده های پاپ به اجرای برنامه پرداختند؟

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002»: امسال در حاشیه برگزاری پنجمین جشنواره مردمی فیلم عمار هر شب راس ساعت 19:45 در سالن شماره یک فلسطین خواننده های تازه کار پاپ به اجرای آثار انقلابی پرداختند.

به گزارش موسیقی 2002 ، فهرست اسامی این خواننده عبارت بودند از :

 

1. سعید معظمانی : پیر فرزانه

2. ساسان نوذری : حماسه نادر

3. پویا بابایی : جرم پرواز ، وارثان آسمان و موج شهادت

4. پیمان بیات : بی نشون

5. مهدی ضامنی : شهر غرور

6. هادی احمدی: مردای مرد

7. مرتضی حیدری آل کثیر :؟

8. علی اکبر قلیچ :؟

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

در افتتاحیه پنجمین جشنواره مردمی فیلم عمار ؛

کدام کلیپ ها و نماهنگ ها برگزیده شدند؟

 

 

 

 

«موسیقی 2002»: در آیین افتتاحیه پنجمین جشنواره مردمی فیلم عمار که دهم دی ماه در سینما فلسطین تهران برگزار شد ، حامد زمانی به عنوان قاری به قرائت قرآن پرداخت. همچنین در بخشی از این مراسم برگزیدگان بخش کلیپ و نماهنگ معرفی شدند.

 

فانوس جشنواره بخش نگاه ویژه به سه نماهنگ زیر اهدا شد:

 

الف: «پیر فرزانه» اثر ابوالفضل حاجیان با صدای سعید معظمانی با موضوع اقتصاد مقاومتی،

 

ب: نماهنگ «جرم پرواز» به خوانندگی پویا بابایی با موضوع ترور هواپیمای ایرباس و شهدای مظلوم آن،

 

ج: نماهنگ «حماسه نادر» با صدای ساسان نوذری و تهیه کنندگی عبدالحسن رفیعی نژاد با موضوع تنها جنگ دریایی رویاروی با ناو متجاوز آمریکا در خلیج فارس

 

 

هیأت داوران با بررسی 43 اثر بخش مسابقه نماهنگ، ضمن تقدیر از آثار :

 

«نجات»، «خیلی دور اما نزدیک»، «هم آواز طوفان»، «نفرین به جنگ»، «جنگ رسانه‌ای داعش»، «تسلیم هرگز»، «بغض 8 ساله»، «مادران گمنام» و «مجموعه تیزرهای کالای کشتار»

 

این آثار را شایسته دریافت فانوس جشنواره معرفی کرد:

 

الف: نماهنگ «تسلیم هرگز» اثر علی سلطانی به دلیل خلاقیت در فرم فوتوکلیپ؛

 

ب: نماهنگ «خیلی دور اما نزدیک» اثر علی حمزه، به دلیل ارائه اثری جذاب و امیدبخش از تلاش و سازندگی جهادی؛

 

ج: نماهنگ «مادران گمنام» اثر سیدسجاد قافله باشی به دلیل فیلم‌نامه و دستاوردهای فنی متناسب با موسیقی و موضوع.

 

د: در پایان، هیأت داوران ضمن تشکر از کلیه هنرمندان راه یافته به این بخش، بهمن باقری را به عنوان جوان‌‌ترین و کم‌سن‌ترین کارگردان این بخش و سازنده نماهنگ «بغض 8 ساله» با فرم موشن‌ گرافیک، به عنوان استعداد درخشان این بخش معرفی کرده و او را شایسته تقدیر ویژه دانست.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱٠/٢٠
comment نظرات () لینک

+ انتشار موزیک ویدیوی «لبیک» حامد زمانی

میگن مسلمونیم ولی نیستن ، غیر از یه مشتی کافر حربی – با این که حاشا می کنن پیداست ، دستای پشت پرده غربی ؛

به تصویر درآمدن برترین قطعه خواننده پاپ انقلابی در سال 1393 / این اثر تصویری دیدنی ، کاملا حرفه ای و پرهزینه توسط برادران بوشهری کارگردانی شده است ؛

موزیک ویدیو «لبیک» با اجرای حامد زمانی منتشر شد

 

 

 

 

001-labbayk

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002» : تازه ترین موزیک ویدیو حامد زمانی با عنوان "لبیک" منتشر شد.

به گزارش موسیقی 2002 ، موزیک ویدیوی لبیک توسط حسین و محمد بوشهری ساخته شده است. لبیک در شبکه اینترنتی نصر تی وی تهیه گردیده و با مضمونی درباره مدافعان حرم تولید شده است.

گفتنی است ، محمد کواکبیان مدیر تولید این اثر است و در عنوان بندی آن از شاهد صادق پور ، پیمان زنگنه ، بهمن غلام آرا و حامد پاشایی تشکر شده است.

خاطرنشان می شود ، ترانه لبیک سروده علی فردوسی است. ملودی آن توسط حامد زمانی ساخته شده و امیر جمال فرد به تنظیم اثر پرداخته است. نسخه صوتی این قطعه چهارم تیرماه سال جاری منتشر شده بود.

یادآور می شود ، پیش از این نیز موزیک ویدیوهای حامد زمانی که خود وی نیز در این آثار حضور داشته است شامل : دل شکسته ، می کشیم ، امام رضا 2 و ... منتشر شده بود.

گفتنی است ، لبیک شاخص ترین اثر حامد زمانی در سال 93 است و جزو بهترین و صریح ترین قطعاتی است که تا کنون منتشر شده است و از موزیک ویدویی کاملا حرفه ای ، پرهزینه و دیدنی برخوردار است که از آن می توان به عنوان یکی از موزیک ویدیوهای شاخص سال های اخیر موسیقی کشور نام برد.

 

 

 

 

 

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

حامد زمانی در جلسه رونمایی موزیک ویدیوی «لبیک» مطرح کرد:

من می‌توانم قسم بخورم که وزارت ارشاد حتی در حد یک چای خوردن، هیچ تماس تلفنی با من نداشته است و حتی یک بار هم از من نپرسیده که چه کمکی می‌توانند به ما داشته باشند / هر کجا دیدید کسی کار انقلابی انجام می‌دهد، بدانید که با محدودیت کار می‌کند