رویدادهای موسیقی پاپ ایرانی


+ رهبر انقلاب : شعر شرافتمندانه در دعوای حق و باطل بی‌طرف نیست

رهبر انقلاب : شعر شرافتمندانه در دعوای حق و باطل بی‌طرف نیست / کدام شاعران در دیدار با رهبر انقلاب شعر خواندند + متن 4 شعر اجرا شده / شاعران مورد علاقه رهبر انقلاب کدام‌اند؟ / خواننده نام آشنای پاپ ؛ از آلبوم تازه و کنسرت بزرگ تهران تا یک جراحی سنگین

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

رهبرمعظم انقلاب در دیدار جمعی از شاعران و اهالی فرهنگ و ادب :

شعر شرافتمندانه در دعوای حق و باطل بی‌طرف نیست

 

 

 

 

«موسیقی 2002»: خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری نوشت: در شب ولادت کریم اهل بیت حضرت امام حسن مجتبی (ع)، جمعی از اهالی فرهنگ، اساتید شعر و ادب فارسی، شاعران جوان و پیشکسوت کشور و تعدادی از شاعران از کشورهای هند، پاکستان، افغانستان، تاجیکستان و آذربایجان، با حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند.

حضرت آیت الله خامنه ای در این دیدار با تبریک ولادت با سعادت امام حسن مجتبی(ع)، اثرگذاری کم نظیر شعر را زمینه ساز ایجاد مسئولیت های سنگین برای شاعر خواندند و با تأکید بر ضرورت دفاع صریح شعر شرافتمندانه از جبهه حق در مقابل جبهه باطل و سلطه دستگاههای تبلیغاتی آن در دنیا، خاطرنشان کردند: شعر انقلاب، شعری است که در همین جهت و در خدمت اهداف انقلاب یعنی عدالت، انسانیت، وحدت، رفعت ملی، پیشرفت همه جانبه کشور و انسان سازی باشد.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به امکان استفاده دو سویه از ابزار مؤثر شعر در جهت «هدایت مخاطب» یا در مسیر «ساقط کردن او به سمت کج راهه»، افزودند: امروز با گسترش ابزارهای رسانه ای جدید، برخی دستها در صدد هستند که با انحراف شعرِ جوانان از فضای لطیف و با احساس حماسی و انقلابی، شعر را در خدمت فرهنگ لجام گسیخته و به دور از هنجارهای انسانی و تحت تأثیر غرایز جنسی، نفع طلبی شخصی و ستایش ظلم قرار دهند.
رهبر انقلاب با تمجید از ایستادگی برخی شاعران جوان در برابر این فضای مسموم تأکید کردند: این ایستادگی نشانه همان مسئولیت شناسی است و امروز هر شعری که بر ضد ظلم و در راستای اهداف امت اسلامی از جمله درباره یمن، بحرین، لبنان، غزه و فلسطین، و سوریه گفته شود، مصداق شعر حکمت آمیز است.
ایشان در همین زمینه، دعوت به «بی طرفی شاعر در دعوای حق و باطل» را بی معنی خواندند و تأکید کردند: اگر شاعر و هنرمند نسبت به جنگ حق و باطل بی طرف باشد، در عمل استعداد و نعمت خدادادی خود را ضایع کرده و چنانچه در خدمت جبهه باطل قرار بگیرد، کار او خیانت و جنایت است.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به سالروز بمباران شیمیایی سردشت، مظلومیتهای فراوان ملت ایران را نمونه هایی مهم و تکان دهنده برای انعکاس به دنیا با زبان شعر برشمردند و گفتند: رسانه های دنیا که تحت سلطه امریکا، انگلیس و صهیونیستها هستند و گاهی برای جان یک حیوان جنجال تبلیغاتی به راه می اندازند، در مقابل این جنایات و نظایر آن مانند بمباران این روزهای یمن و تهاجم سالهای گذشته علیه غزه و لبنان سکوت وقیحانه می کنند.
رهبر انقلاب خطاب به شاعران این سئوال را مطرح کردند: یک انسان با شرف در مقابل چنین جبهه گیری و خباثتی چه باید بکند؟
ایشان، واکنش سریع شاعران جوان به حوادث و تحولات را اتفاقی بسیار خوب و با ارزش دانستند و گفتند: امیدواریم شعر انقلاب که در واقع در خدمت اهداف و آرمانهای انقلاب یعنی عدالت، انسانیت، وحدت، رفعت ملی، پیشرفت همه جانبه کشور و انسان سازی است روز به روز رتبه و رفعت بیشتری پیدا کند.
حضرت آیت الله خامنه ای با اظهار رضایت از پیشرفتهای آشکار شعر کشور در دوره بعد از انقلاب اسلامی، ظرفیت شعر ایران را با توجه به سابقه درخشان و نقاط برجسته تاریخی آن فراتر از وضعیت کنونی خواندند و افزودند: دستگاههای مسئول از جمله دستگاههای دولتی، حوزه هنری و صدا وسیما باید در این زمینه به وظایف خود عمل کنند.
رهبر انقلاب در ابتدای سخنان خود همگان را به بهره گیری از برکات رمضان و زدودن آلودگی از دلها با تضرع به درگاه حضرت حق و تعمق در ادعیه وارده ماه مبارک رمضان فرا خواندند.

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

شعر خوانی شاعران در محضر رهبر انقلاب ؛

کدام شاعران اشعار خود را خواندند؟ / متن 4 شعر انتخابی اجرا شده

 

 

 

 

«موسیقی 2002»: شب گذشته در دیدار جمعی از شاعران با رهبر انقلاب ، 21 نفر از شاعران، اشعار خود را در حضور رهبر انقلاب اسلامی قرائت کردند.

گفتنی است ، حمید سبزواری ، مرتضی امیری اسفندقه ، غلامعلی حدادعادل ، سعید بیابانکی ، علی حکمت ، شاه منصور شاه میرزا (تاجیکستان) ، دهر مندرات (هندوستان) ، رضا نیکوکار ، سید محمدصادق آتشی ، فاطمه بیرامی ، معصومه فراهانی ، محمدرضا طهماسبی ، پروانه نجاتی ، محمد غفاری ، سید سکندر حسینی (افغانستان) ، عطیه سادات حجتی ، محمد اکرم (پاکستانی) ، امجد ویسی ، مهدی جهاندار ، مهدی مردانی و عباس احمدی شاعرانی بودند که به اجرای اشعار خود پرداختند.

همچنین دیگر شاعرانی که در این دیدار سالیانه حضور داشتند می توان به : علی موسوی گرمارودی ، اسماعیل آذر ، قادر طهماسبی ، علیرضا قزوه ، فاضل نظری ، محمود دست پیش ، امید مهدی نژاد ، عبدالحسین انصاری نژاد ، عباسعلی براتی پور ، حسین اسرافیلی ، علی انسانی ، عبدالرحیم انصاری راد ، شهرام شکیبا ، مجتبی رحمان دوست ، ناصر فیض ، محمدمهدی سیار ، میلاد عرفان پور و علی داوودی اشاره کرد.

در ادامه چند شعر قرائت شده به انتخاب موسیقی 2002 از این دیدار آمده است:

 

 

مرتضی امیری اسفندقه

 

عمر از چهل گذشت و دلم نا امید نیست

عاشق شدن هنوز از این دل بعید نیست

با تو توان گفت، مرا دست داده است

اما تو را دریغ، مجال شنید نیست

با عشق خوش گذشت به من، صبح و ظهر و شب

بخت سیاه دارم و مویم سپید نیست

فرقی میان شعر قدیم و جدید نیست

کم کم بدل به قلعه متروکه می‌شود

شهری که کوچه‌هاش بنام شهید نیست

پنجاه سالگی سرکوچه نشسته است

چیزی به جز غبار جوانی پدید نیست

 

 ***

«موسیقی 2002»: شعر زیر پیش از این در آلبوم بازی "عوض شده" علیرضا عصار توسط این خواننده دکلمه شده بود:

 

سعید بیابانکی

 

میان خاک سر از آسمان درآوردیم
چقدر قمری بی‌آشیان درآوردیم


وجب‌وجب تن این خاک مرده را کندیم
چقدر خاطره نیمه‌جان درآوردیم


چقدر چفیه و پوتین و مهر و انگشتر
چقدر آینه و شمعدان درآوردیم


لبان سوخته‌ات را شبانه از دل خاک
درست موسم خرماپزان درآوردیم


به زیر خاک به خاکستری رضا بودیم
عجیب بود که آتشفشان درآوردیم


به حیرتیم که ای خاک پیر با برکت
چقدر از دل سنگت جوان درآوردیم


چقدر خیره به دنبال ارغوان گشتیم
ز خاک تیره ولی استخوان درآوردیم


شما حماسه سرودید و ما به نام شما
فقط ترانه سرودیم - نان  درآوردیم -


برای این که بگوییم با شما بودیم
چقدر از خودمان داستان درآوردیم


به بازی‌اش نگرفتند و ما چه بازی ها
برای این سر بی‌خانمان درآوردیم


و آب‌های جهان تا از آسیاب افتاد
قلم به دست شدیم و زبان درآوردیم

 

***

 

اسما سوری

 

منم گنجشکِ مفتِ سنگ‌هایِ بر زمین مانده
هراسی کهنه از صیادهای در کمین مانده

دعایی بی‌اجابت کنج سقف خانه کز کرده
که بین شک و ایمان جماعت، با یقین مانده

من آن انگور... نه من غوره‌ای مستی‌ نفهمیده
که با او حسرت دستان گرم خوشه‌چین مانده

رکاب نقره انگشتری که گوشه دکّان
دهانش پر شده از پرسشی که بی‌نگین مانده

منم آن چادر قاجاری اصلی که از ترسِ-
رضاخانی تمام عمر را خانه نشین مانده!

تو اما وعده باران بعد از یأس‌ها هستی
که داغش بر دل خشکیده این سرزمین مانده

 

***

 

رضا نیکوکار

 

گفتند از شراب تو میخانه‌ها به هم
خُم‌ها به وقت خوردن پیمانه‌ها به هم

تو آن حقیقتی که تو را مژده می‌دهند
اسطوره‌های خفته در افسانه‌ها به هم

هر خانه‌ای منارة الله‌اکبر است
این‌گونه می‌رسند همه خانه‌ها به هم

وقتی که شمعِ جمع تو باشی چه دیدنی‌ست
دل دادن دوباره پروانه‌ها به هم

چون دانه‌های رشته تسبیح با همیم
در هم تنیده سلسله دانه‌ها به هم

اعجاز بی‌نظیر تو عشق است و عشق تو
ما را رسانده از دل ویرانه‌ها به هم...

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

از غزلسرا و قصیده سرا تا نوسرا ؛

شاعران مورد علاقه رهبر معظم انقلاب کدام‌اند؟

 

 

 

 

«موسیقی 2002» - خبرگزاری تسنیم نوشت: کتاب «پرسش و پاسخ»، متن کامل پاسخ‌های حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای به پرسش‌های دانشجویان در 9 دیدار (طی سال‌های1382-1377) ‌است که برای نخستین‌بار در ایام بیست و هشتمین دوره نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران منتشر و توزیع شد. این اثر شامل پرسش‌های دانشجویان در موضوعات مختلف است که معظم‌له با صبر و کامل به آنها پاسخ داده‌اند. یکی از سؤالات مطرح شده در این جلسات به علاقه شخصی مقام معظم رهبری نسبت به شاعران معاصر  مربوط می‌شود که ایشان در جواب این پرسش فرمودند:

من شعرای معاصر را تقسیم می‌کنم به شعرایی که غزلسرا بودند، شعرایی که قصیده‌سرا بودند و شعرایی که نوسرا بودند. هر کدام چند نفری هستند که من به ایشان علاقه داشتم. در غزل، مرحوم «امیری فیروزکوهی» است که من با ایشان دوست هم بودم و ایشان به من هم خیلی علاقه داشتند و سال‌ها تا بعد از انقلاب، با یکدیگر رفت و آمد داشتیم. در زمان ریاست جمهوری من، ایشان از دنیا رفتند.

البته غیر از «امیری» هم یکی، دو نفر شاعر غزلسرا بودند که شعرهایشان را دوست می‌داشتم؛ یکی مرحوم «رهی معیّری» بود که او را از نزدیک ندیده بودم، یکی مرحوم «شهریار» بود که از شعرش خیلی خوشم می‌آمد. با ایشان هم آشنا بودم. البته من بعد از انقلاب با ایشان آشنا شدم؛ قبل از انقلاب، هیچ ارتباطی با یکدیگر نداشتیم.

در درجه اوّل، قصیده‌سرا «ملک‌الشّعرای بهار» بود که قصیده‌هایش مرا خیلی به خودش جلب می‌کرد. مرحوم «امیری فیروزکوهی» هم یک نوع قصیده سبک خاقانی می‌گفت که آن هم در نوع خودش قصیده بسیار فخیم و برجسته‌ای بود؛ از آن هم من خیلی خوشم می‌آمد.

در شعر نو، دو، سه نفر بودند که شعرهایشان را خیلی می‌پسندیدم. یکی از آنها «اخوان» بود. ما با «اخوان» آشنا بودیم و شعرش، شعر بسیار برجسته‌ای بود. یکی دو نفر دیگر هم هستند که دوست ندارم از آنها اسم بیاورم. کسانی بودند که آن وقت در زمان جوانی ما، جزو اساتید و برجسته‌های شعر نو بودند و به اعتقاد من اینها از خود «نیما یوشیج» بهتر شعر نو می‌گفتند. اگر چه او شروع کننده این راه بود؛ اما به نظر من اینها از او بهتر و پخته‌تر و برجسته‌تر شعر می‌گفتند. البته صفای «نیما یوشیج» را هیچکدامشان نداشتند؛ نه اخوان داشت، و نه آن یکی، دو نفر دیگری که من از ایشان اسم نیاوردم.

نیما یوشیج - برخلاف آن چیزی که می‌گفتند - مردی متدیّن بود. مرحوم «امیری» با «نیما یوشیج» از نزدیک دوست بود. او برای من نقل می‌کرد و می‌گفت «نیما یوشیج» آدم متدیّنی است. او به شعر سنّتی هم علاقه‌مند بود؛ منتها این سبک را هم می‌پسندید. البته می‌دانید که ایشان این سبک را هم از اروپایی‌ها گرفته بود. اصلاً سبک شعر نوِ ما، سبک ابتکاری به معنای حقیقی نیست؛ سبک شعر اروپایی است، با خیلی از خصوصیاتی که آن شعرها دارد. حتّی سبک جمله‌بندی انگلیسی، در شعر نوِ فارسی ما گرته‌برداری شده است.

در بین شعرایی که الآن هستند، چند نفر شاعر خوب داریم. هم شعر غزلی خوب داریم و کسانی که می‌گویند، انصافاً خوبند؛ هم شعر نو داریم. در میان شعرای انقلاب، بعضی‌ها واقعاً خوب و برجسته‌اند. به من اجازه بدهید که از شعرای معاصر و زنده اسم نیاورم.

 

منبع: دیدار مقام معظم رهبری با جوانان در تاریخ

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

«غلامرضا صنعتگر» از تازه ترین فعالیت های موسیقایی و البته بیماری اش می گوید:

- آلبوم «هنوز سرپام» دو سال پیش مجوز گرفت و به زودی منتشر خواهد شد

- سه شب در فرهنگسرای بهمن کنسرت خواهم داشت

- پس از سال ها ، «محمدرضا چراغعلی» در کنسرت من به نوازندگی خواهد پرداخت

- جراحی سنگینی خواهم داشت که بعد از آن تا مدت‌ها نمی‌توانم بخوانم

 

 

 

 

«موسیقی 2002» - "غلامرضا صنعتگر "در گفت وگو با خبرگزاری مهر ضمن تشریح آخرین فعالیت‌های موسیقایی توضیح داد: آلبومی را در دست تولید و اجرا دارم که قرار است به زودی وارد بازار موسیقی شود. این آلبوم نزدیک به دو سال است که مجوز خود را دریافت کرده و ما منتظریم تا تهیه‌کننده اثر آن را در بازار موسیقی منتشر کند و فکر می‌کنم با توجه به حال و هوای ویژه‌ای که برای آن در نظر گرفته‌ایم، آلبوم متفاوتی برای مخاطبان خواهد بود.

وی افزود: «هنوز سرپام» عنوان این آلبوم موسیقایی است که با توجه به اینکه یکی از قطعات آن با همین نام در رابطه با احوال و اوضاع فعلی خودم است، آن را به عنوان نام آلبوم انتخاب کردم. این اثر موسیقایی یک اثر چند منظوره است که در آن ترانه‌هایی هم با مضامین مذهبی، هم با مضامین عاشقانه و هم با مضامین اجتماعی گنجانده شده و از نظر خودم اثر متفاوتی است که نسبت به آثار قبلی‌ام به آن توجه داشتم. در این آلبوم ترانه‌سراهایی چون مجید ذاکری و شبنم عراقی‌نژاد با من همکاری داشتند ضمن اینکه در بخش آهنگسازی و تنظیم، بابک مافی، عمران طاهری و فربد یزدانفر به من در تولید این آلبوم موسیقی کمک کردند.

این خواننده جوان موسیقی پاپ در ادامه با اشاره به اینکه روزهای پایانی مرداد ماه، کنسرتی در تالار شهید آوینی فرهنگسرای بهمن برگزار خواهد کرد، توضیح داد: این کنسرت طی روزهای ۲۸، ۲۹ و ۳۰ مرداد ماه با حمایت سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران در تالار تازه بازسازی شده فرهنگسرای بهمن برگزار خواهد شد که به نوعی اولین کنسرت موسیقی پاپ در این تالار بعد از بازسازی است که می‌تواند مقدمه خوبی برای برگزاری کنسرت‌های دیگر در این مجموعه مجهز و با کیفیت باشد. در کنسرت پیش‌رو که قطعاً یک اجرای زنده متفاوت خواهد بود، محسن افشار به عنوان سرپرست ارکستر با من همراهی خواهد کرد.

صنعتگر بیان کرد: غیر از اجرای قطعات آلبوم‌های قبلی خودم و آلبوم جدید، یکسری تک‌نوازی پیانو و گیتار داریم که در این زمینه محمدرضا چراغعلی آهنگساز و نوازنده گزیده‌کار موسیقی کشورمان بعد از مدت‌ها دوری از اجراهای زنده، با من همراهی خواهند کرد و این موضوع برای من باعث افتخار بزرگی است که می‌توانم در خدمت این هنرمند باشم. اهالی موسیقی پاپ می‌دانند محمدرضا چراغعلی از جمله هنرمندانی است که سختگیری‌های زیادی برای حضور در اجرای زنده دارد و این برای گروه ما موضوع بسیار ارزشمندی است که امیدوارم سرمنشأ اتفاقات خوب دیگری در عرصه اجراهای زنده باشد.

این خواننده در بخش پایانی صحبت‌های خود تصریح کرد: مدتی است که گرفتار بیماری هستم و قرار بر این است که بعد از ورود آلبوم موسیقی‌ام به بازار و اجرای کنسرت، جراحی سنگینی را انجام دهم که به طور طبیعی بعد از انجام این عمل، تا مدت‌ها نمی‌توانم بخوانم بنابراین بسیار خوشحالم که سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و دوستان ارجمندم آقایان صلاحی رئیس سازمان، امیر عبدالحسینی معاون هنری سازمان و بابک ربوخه مدیر موسیقی سازمان این فرصت را برای من پدید آوردند که بتوانم کنسرتی را برگزار کنم؛ کنسرتی که به نوعی شروع کار یک سالن جدید کنسرت موسیقی پاپ در پایتخت است.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٤/۱۱
comment نظرات () لینک

+ اظهار نظر صریح رییس قوه قضاییه درباره جنجال لغو کنسرت ها

اظهار نظر صریح رییس قوه قضاییه درباره جنجال لغو کنسرت ها / وزیر کشور: برخی درباره موضوع لغو کنسرت ها بزرگ نمایی می کنند / نخستین اظهار نظر یک خواننده مطرح درباره بیماری اش

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

اظهار نظر صریح رییس قوه قضاییه درباره جنجال لغو کنسرت ها ؛

- داستانی که در برخی از روزنامه ها در مورد لغو کنسرت ها ایجاد شد یک کار تبلیغاتی بود

- فکر نادرستی وجود دارد که می گویند ما مجوز داده‌ایم و دیگر کسی حق ندارد لغو کند ، این حرف اشتباهی است

 

 

 

«موسیقی 2002»: امروز هفتم تیرماه "آیت‌الله آملی لاریجانی" در همایش سراسری قوه قضاییه در رابطه با موضوع لغو کنسرت‌ها گفت: من شنیدم در یک مجلسی یک روحانی گفته است که لغو کنسرت‌ها خلاف حقوق مردم است. حقوق مردم چند طرف دارد و یک طرف آن این است که خلاف موازین شرعی نباشد. اولا این داستانی که در برخی از روزنامه ها در مورد لغو کنسرت ها ایجاد شد یک کار تبلیغاتی بود. بر حسب گزارشی که در شورای امنیت کشور دادند توضیح داده شد از میان بیش از 300 کنسرت که در کشور مجوز اجرا داشتند 9 کنسرت لغو شده است. آیا این مقدار سروصدای رسانه های علیه قوه قضاییه را لازم داشت؟

وی افزود: نکته مهمتر این است که فکر نادرستی وجود دارد که می گویند ما مجوز داده‌ایم و دیگر کسی حق ندارد لغو کند. این حرف اشتباهی است. دستگاه قضایی به حسب وظیفه خودش در بخش ممنوعیت با مظاهر حرام برخورد خواهد کرد. اگر اعلام شود در مجلسی قرار است یک بمب منفجر شود یا اگر زمینه رقص مشترک جوان‌ها بر کنسرتی وجود داشته باشد آیا این موضوع حرام نیست؟ آیا دادستان یا مراجع امنیتی نباید ورود پیدا کنند؟ گفته اند لغو طبق موازین قانونی باشد که این حرفی منطقی است و ما نیز به شما توصیه می کنیم مجوزهایتان بر اساس موازین باشد.

آملی لاریجانی تاکید کرد: در برخی شهرها فضا طوری است که احتمال برخی اتفاقات وجود دارد که باید از آن پیشگیری شود و گاهی لغو این کنسرت‌ها با توصیه شورای تأمین استان بوده است.

 

منابع : خبرگزاری های ایسنا و فارس

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

واکنش «وزیر کشور» به جنجال لغو کنسرت ها ؛

از بین 312 کنسرت فقط 9 مورد لغو شدند / برخی بزرگ نمایی می کنند

 

 

 

«موسیقی 2002»: به نقل از خبرگزاری فارس ، "عبدالرضا رحمانی" فضلی وزیر کشور ششم تیرماه در نشست با دبیران کل احزاب، طی سخنانی اظهار داشت: وزارت کشور تاکنون 312 مجوز برگزاری کنسرت داده که تنها 9 کنسرت لغو شدند.

وزیر کشور در ادامه با بیان دلایل لغو این کنسرت‌ها پرداخت و افزود: برخی این موضوع را بزرگنمایی می‌کنند در حالی که ما تاکنون 312 مجوز برگزاری کنسرت موسیقی دادیم که تنها 9 کنسرت لغو شده است که از این تعداد سه کنسرت توسط خود مسئولان برگزاری کنسرت، یک کنسرت نیز مشکل محتوایی داشته و دو کنسرت هم توسط قوه قضاییه لغو شده است.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نخستین اظهارنظر «بهنام صفوی» درباره بیمارش اش :

- یک تومور مغری دارم که رشد کرده است

- اواخر تیرماه مورد عمل جراحی قرار می گیرم 

- از دو سال پیش با وجود بیماری کنسرت برگزار کرده ام

 

 

 

«موسیقی 2002»: "سیدبهنام صفوی" ، خواننده مطرح پاپ برای نخستین بار درباره بیمارش اش توضیحاتی ارائه نمود.

به گزارش موسیقی 2002 ، متن گفت و گوی کوتاه وب سایت موسیقی پارس با بهنام صفوی در ادامه آمده است:

 

-«پس از آخرین کنسرتی که پیش از ماه رمضان در شهر سبزوار داشتیم موضوع بیماری ام را با برخی از دوستانم مطرح کردم. بسیار هم تاکید کردم که این موضوع رسانه ای نشود ولی گسترش شایعات به نحوی بود که علی رغم میل باطنی همه ما و به اجبار دوست عزیزم آقای میلاد لطیفی آن را رسانه ای کردند.»

-«عکسی از از من در فضای مجازی منتشر شده است که این عکس متعلق به ۲ سال پیش و در همان اوایل بستری شدنم می باشد. نمی دانم هدف از انتشار این عکس چه بوده ولی در حال حاضر بنده در بیمارستان بستری نیستم و اواخر این ماه جراحی ام انجام می شود.»

- «بیماری من از حدود ۲ سال و نیم پیش آغاز شده است. چندین تشنج در خواب باعث شد که به دکتر مراجعه کنم. وقتی برای اولین در بیمارستان بستری شدم از من MRI گرفتند، متوجه شدند که بنده تومور مغزی دارم که البته این تومور رشد هم کرده بود. ابتدا به دستور دکتر با داروهایی تلاش شد که از پیشرفت این تومور جلوگیری شود ولی این اتفاق رخ نداد و در آخر و پس از مراجعه ۳ هفته پیش ام به بیمارستان برای گرفتن MRI، دکتر معالجم تشخیص دادند که باید تا پایان این ماه جراحی شوم.»

-«داروهایی که مصرف می کردم عوارض بسیار بدی داشت و کار را برای اجرای کنسرت خیلی سخت می کرد ولی به عشق مخاطبانم با این اتفاقات دست و پنجه نرم کردم.»

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٤/٧
comment نظرات () لینک

+ صریح و قابل تامل ؛ انتشار قطعه «سایه خورشید» با صدای پویا بابایی

به حرفش مطمئنا اعتبارى نیست ، کسى که روشنى رو دید و حاشا کرد / قطعه ای موسیقایی درباره تحریف اندیشه های بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران / امامى که امام پابرهنه هاست ، چرا از مرقدش یه کاخ می سازن؟! / ترانه ای قابل تامل و صریح سروده پیمان طالبی با موسیقی کامران میرزایی ؛

قطعه «سایه خورشید» با صدای پویا بابایی منتشر شد

 

 

 

«موسیقی 2002»: تازه ترین اثر پویا بابایی ، خواننده جوان و انقلابی موسیقی پاپ با عنوان "سایه خورشید" منتشر شد.

به گزارش موسیقی 2002 به نقل از خبرگزاری فارس ، رهبر معظم انقلاب در سالروز رحلت امام خمینى (ره) در حرم امام ، بیاناتى در خصوص تحریف اندیشه‌هاى بنیان گذار کبیر انقلاب اسلامى داشتند و به تبیین سیره امام (ره) و ذکر انحرافات پدید آمده در معرفى امام به جامعه پرداختند. در واکنش به این بیانات مهم پویا بابایى خواننده ارزشى کشورمان تازه ترین اثر خود را به بنیان گذار انقلاب اسلامى تقدیم کرده است. این آهنگ که متفاوت ترین اثر بابایى محسوب مى‌شود، در موضوع تحریف اندیشه‌هاى امام (ره) و بیانات مقام معظم رهبرى در این خصوص است. 
ترانه این اثر که نیم نگاهی به موضوع مادران شهید و شهدای غواص نیز دارد، سروده پیمان طالبى از شاعران جوان کشورمان است و ساخت ملودی و تنظیم آن توسط کامران میرزایى انجام شده است.

 

متن ترانه

 

کجاى راهو دارن اشتبا می رن؟
مبادا ریشه عشق و بخشکونن
مبادا راهیو که آخرش دریاست
به سمت شوره زاراشون بچرخونن

به سمت انقلابه راه آزادى
ولى می خوان از این راه برگردن
همونایى که عمرى حرف خورشیدو
به نفع دیو شب تفسیر مى کردن

به حرفش مطمئنا اعتبارى نیست
کسى که روشنى رو دید و حاشا کرد
امام و از زبون امتش بشناس
باید توى صحیفه، نور و پیدا کرد

اونا که از مسیر انقلاب این قدر ترسیدن
جواب مادراى این شهیدا رو چطور می دن؟

بگید از قول ماها، که مسیر عشق، بازى نیست
با این کارا یقین دارم، امام از اونا راضى نیس

امام ما، چراغه پس نمی تونن
تو أصل نور شک و شبهه بندازن
امامى که امام پابرهنه هاست
چرا از مرقدش یه کاخ می سازن؟

اگه این انقلاب اهل تجمل بود
جوونمرداش تکریمش نمی کردن
امام ما اگه این طور بود، مردم
جووناشونو تقدیمش نمی کردن!

حالا که توى شب ها ماه با ما هست
تموم عمر مى‌جنگیم و بیداریم
محاله انحرافى باز پیدا شه
اگه هرکى بزاره ما نمى زاریم

اونا که از مسیر انقلاب این قدر ترسیدن
جواب مادراى این شهیدا رو چطور می دن؟

بگید از قول ماها، که مسیر عشق، بازى نیست
با این کارا یقین دارم، امام از اونا راضى نیس

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٤/٦
comment نظرات () لینک

+ از معرفی آثار موسیقایی به یاد شهدای غواص تا اعتراض به چاپلوسهای مجازی

معرفی قطعاتی که به یاد شهدای غواص اجرا شدند / قرار است این 64 آهنگساز ایرانی جهانی شوند / اعتراض ترانه سرای مشهور به رفتارهای چاپلوسانه در فضای مجازی / نظر خواننده تازه مجاز شده درباره مذاکرات هسته ای

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

معرفی قطعات موسیقی تازه منتشر شده درباره شهدای غواص ؛

به یاد آن 175 نفر

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002»: در پی کشف پیکرهای 175 غواص و خط شکن شهید عملیات کربلای 4 و مشخص شدن این موضوع که این رزمندگان به صورت دست بسته زنده به گور شده اند موجی عظیم جهت همدردی با این واقعه تکان دهنده در کشور شکل گرفت. همچنین مراسم تشییع پیکرهای این شهدا با حضور گسترده مردم به صورتی باشکوه و تاریخی در تهران برگزار گردید تا این رخداد بی نظیر در تاریخ کشور ماندگار شود.

به گزارش موسیقی 2002 ، برخی اهالی موسیقی پاپ کشور به یاد 175 غواص شهید ، طی روزها و هفته های اخیر قطعات تازه موسیقی را تهیه ، تولید و مننتشر ساخته اند که این روند همچنان ادامه دارد. در ادامه فهرستی کامل از این آثار را ملاحظه می فرمایید:

 

1.«پلاک تو» ؛ خواننده : امیر عشقی ، ترانه سرا : کاظم موسوی ، تنظیم کننده : علی اسماعیلی

2.«کبوترها» ؛ خواننده : محمدعلی ناجی

3.«برادرم که رفت» ؛ خوانندگان : کیوان و مهرداد کاظمیان ، ترانه سرا : مهلا موسوی ، موسیقی : مهرداد نصرتی

4.«شهدا رفتند»؛ خواننده : محمدحسین پویان فر ، تنظیم کننده : نیما نورمحمدی ، تهیه کننده : خانه موسیقی بسیج

5.« 175 ماهی قرمز» ؛ خواننده : ابوالفضل طیب ، ترانه سرا : قاسم صرافان ، موسیقی : کیان مقدم

6.«مشق عشق»؛ خواننده : میلاد حسین زاده ، ترانه سرا : امیرحسین هاشمی ، تنظیم کننده : شهاب حسینی

7.«دفاع از شط» ؛ خواننده : غلامرضا صنعتگر ، ترانه سرا : حامد عسکری ، موسیقی : محمدرضا چراغعلی ، تهیه کننده : باشگاه ترانه و موسیقی راه

8.« 175»؛ دکلمه کننده : مصطفی صابر خراسانی ، ترانه سرا : حامد عسکری ، آهنگساز : سعید عظیمی ، کارگردان نماهنگ : حمید بیات

9. «175»؛ خواننده : محمد قلی پور ، ترانه سرا : معصومه رضایی زاده ، موسیقی : امیر سینکی

10.«پلاک» ؛ خواننده : پیمان عرب زاده ، ترانه سرا : طاهره موسویان ، تنظیم کننده : سروش انتظامی

11.«انتظار» ؛ خواننده ، ملودی ساز و ترانه سرا : سعید میرزایی ، تنظیم کننده : حامد برادران

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

قابل توجه خیلی ها : آهنگ ساز ، نه ملودی ساز / قرار است این آهنگ سازان ایرانی جهانی شوند ؛

ارکستر سمفونیک تهران آثار 64 آهنگساز ایرانی را ضبط می‌کند

 

 

 

 

«موسیقی 2002» - دوم تیرماه خبرگزاری فارس نوشت: در حاشیه تمرین ارکستر سمفونیک تهران "علی رهبری" مدیر هنری و رهبر ارکستر سمفونیک تهران طی یک قرعه کشی که توسط نوازندگان ارکستر سمفونیک تهران انجام شد، نام و نوبت آهنگسازان ایرانی برای ضبط قطعاتشان توسط ارکستر سمفونیک تهران برای ارائه به شرکت ناکسوس مشخص شد.

در ابتدا رهبری گفت: کاری که امروز انجام می دهیم بسیار مهم است و شاید بهترین کاری است که در این 80 سال تاریخ ارکستر سمفونیک تهران می شد برای آهنگسازان ایرانی انجام داد، البته این کار به دستان پرتوان بچه های ارکستر سمفونیک تهران محیا شد.

وی ادامه داد: خوشبختانه نوازندگان ارکستر سمفونیک تهران دست به دست هم داده و سمفونی 9 دوژاک را حرفه ای ضبط کردند. پس از ضبط ما اثر را برای موسسه ناکسوس ارسال کردیم. پس از 10 ساعت که طولانی ترین 10 ساعت زندگی من بود پیغام دادند که اثر ما پذیرفته شده و قبول کردند قطعات آهنگسازان ایرانی را برای پخش جهانی ارائه کنیم و از ما خواستند تا لیست 10 آهنگسازی را که در نظر داریم قطعاتشان را ضبط کنیم برای آن ها ارسال کنیم.

رهبری عنوان کرد: البته که در این راه شرط دیگری هم وجود دارد و آن هم این است که رهبر ارکستر سمفونیک تهران و شرکت تولید کننده باید قطعات آهنگسازی شده را در ابتدا تایید کرده و سپس ضبط صورت بگیرد.

رهبر ارکستر سمفونیک تهران در ادامه افزود: متاسفانه نام تعدادی از آهنگسازان ما در این قرعه کشی حضور ندارد اما آهنگسازان ما نباید نگران باشند زیرا این قرعه کشی در مرحله اول است و در ادامه دوباره چنین قرعه کشی به صورت دموکراتیک انجام خواهد شد.

در ادامه اسامی آهنگسازان ایرانی که قطعاتشان برای شرکت ناکسوس برای یک پخش جهانی معرفی خواهد شد مشخص شد:

هوشنگ کامکار
ارسلان کامکار
همایون رحیمیان
امیر اسلامی
کاظم عالمی
شهرام مظلومی
باربد بیات
امیر پورخلجی
کامبیز روشن روان
امیر هاشمی
محمدسعید شریفیان
سیدمهدی حسینی
امانوئل ملیک اصلانیان
پیمان سلطانی
علیرضا شیبانی
محمدتقی مسعودیه
هوشنگ استوار
وارطان ساهاکیان
محمدرضا تفضلی
آرش عباسی
محمد بیگلری پور
شیدا قراچه داغی
مهران روحانی
مجید انتظامی
رضا والی
علی اکبر قربانی
حسین دهلوی
حامد پورساعی
امین الله (آندره) حسین
شاهین فرهت
حمیدرضا دیبازر
حشمت سنجری
بهزاد عبدی
کاظم داودیان
محمدرضا درویشی
مصطفی پورتراب
محمد حقگو
شریف لطفی
اسماعیل تهرانی
روبیک گریگوریان
علیرضا مشایخی
کیاوش صاحب نسق
محمدحسین حمیدی
احمد پژمان
مرتضی حنانه
شهرام توکلی
فرهاد برنجان
ثمین باغچه بان
بهزاد رنجبران
پرویز محمود
فردین خلعتبری
نادر مشایخی
سیاوش بیضایی
سیدمحمد میرزمانی
لوریس چکناواریان
بردیا کیارس
بابک بیات
حسن ریاحی
محمد سریر
شهرداد روحانی
حسین علیزاده
فریدون شهبازیان
تقی ضرابی
هرمز فرهت
فریدون ناصری

رهبری در انتها خاطر نشان کرد: اتفاق خوبی که افتاده این است که ما برای امسال قرار بود برنامه 12 آهنگساز را به موسسه ناکسوس ارائه دهیم اما الان تعداد آن ها به 64 نفر رسیده که خود مثل بمب در جهان صدا خواهد کرد. این سر و صدا به اندازه ای خواهد بود که مجله گرامافون لندن نیز پیرامون آن صحبت خواهد داد.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

اعتراض «افشین یداللهی» به رفتارهای چاپلوسانه در فضای مجازی ؛

امان از عبارت کلیشه‌ای ، غیر سازنده و صرفا احساسی یا تعارف آمیز بعضی ها / هیچ یک از نوشته‌هایم را قبل خواندن کامل و دقیق ، لایک نکنید

 

 

 

 

«موسیقی 2002»خبرگزاری آنا نوشت: "افشین یدالهی" ، شاعر و ترانه‌سرای شناخته شده، در یادداشتی که در صفحه اینستاگرام خود قرار داده،‌ به شدت نسبت به برخوردهای غیر علمی در حوزه نقد ادبی که در محافل و فضای مجازی متداول شده است، انتقاد کرد. متن این یادداشت به شرح زیر است:

مدت‌هاست که در فضاهای حقیقی و مجازی شاهد رواج فرهنگ سطحی‌نگری در برخورد با مسائل اجتماعی، عاطفی، هنری و... هستیم.

تأیید بی‌چون و چرا و طرفداری متعصبانه از یک اثر هنری تحت تأثیر نام صاحب اثر، بدون کمترین تلاش برای نقد بی‌طرفانه آن، یکی از مسائل نگران کننده امروز فرهنگ و هنر ماست که منجر به افت شدید کیفیت آثار شده است چون تولید کنندگان، خود را پذیرفته شده بی‌قید و شرط می‌دانند و نگران از دست دادن مخاطبانشان به‌دنبال نقد این آثار نیستند در ضمن کوششی برای ارتقاء کیفی کارهای خود نمی‌کنند، به همین دلیل مدتهاست شاهد مضمون‌های تکراری و نگاه‌های بسیار سطحی و ساده انگارانه به موضوع‌ها و اتفاق‌های مهم هستیم.

به چند عبارت کلیشه‌ای، غیر سازنده و صرفا احساسی یا تعارف آمیز که در زیر پست‌ها به وفور می‌بینیم، اشاره می‌کنم:

«مثل همیشه عالی»

«مثل همیشه بی‌نظیر»

«شما فوق العاده‌اید»

«عاشششقتم، تو اسطوره منی»

«فلانی بزرگ»

«ترکوندید استاد!»

«واووووووو»

«متأسفم برای فلانی که با شما مخالفت می کنه»

«ایشون در حدی نیست که در مورد شما اظهار نظر کنه»

«متأسفم برای سینما / موسیقی / شعر این مملکت که فلانی درباره ش نظر می ده»

«نازی ی ی استااااااد، جیگرتونو !»

«تو غلط می کنی درباره ی فلانی اظهار نظر بکنی، برات متأسفم، واقعا که...»

«تو زر نزن، لیاقتت آهنگای فلانیه که گوش بدی نه آهنگای فلانی عزیز، فلانی جون خودتونو اصلا ناراحت نکنید ما با شماییم همیشه، بوس بوس»

و...

جالب اینکه هنرمندان مخاطب این کامنت‌ها از آنها لذت می‌برند و با ادامه رفتارهای قبل به این روند دامن می‌زنند و این حرف‌ها را نشان اعتبار هنری و فرهنگی خود و نفوذ در دل مخاطبین ارزیابی می‌کنند.

رفتار رایج دیگر، لایک کردن قبل از خواندن یک متن یا شنیدن یک آهنگ است که نه تنها مصداق علاقه عمیق نیست که نشانه یک هواداری سطحی و غیرمسئولانه در رابطه با یک هنرمند است.

دوستان عزیز از شما خواهش می‌کنم برای احترام به اندیشه خود و دوستیمان در فضای مجازی، هیچیک از نوشته‌هایم را قبل خواندن کامل و دقیق لایک نکنید و محبت کنید نظر واقعی، بدون تعارف، منتقدانه و محترمانه خود را در مورد پستی که می‌خوانید و می‌بینید بنویسید تا از شما بیاموزم و ارزیابی واقع بینانه‌تری نسبت به کارهایم داشته باشم.

متشکرم

با آرزوی دوستی های واقعی تر

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نظر «امید جهان» درباره مذاکرات هسته ای:

غیرت ایرانی‌ام ، اجازه بازجویی از دانشمندان هسته‌ای را به غربی‌ها نمی‌هد 

 

 

 

 

«موسیقی 2002»: "امید جهان"، خواننده موسیقی پاپ در گفت و گو با خبرگزاری نسیم اعلام کرد: در وهله اول می خواهم به این نکته اشاره کنم که این روزها برخی افراد در رسانه ها به خودشان این اجاه را می دهند که تعیین کنند چه کسی حق اظهار نظر در خصوص مسائل مختلف را دارد و چه کسی ندارد، و این اینکه با توهین به بنده و سایر هنرمندان، می خواهند حرف خود را به کرسی بشناسند که بنده در این خصوص باید بگویم یک قلم نویس حق ندارد با تمسخر، جلوی اظهار نظر  من را بگیرد و با این کار علاوه بر توهین به هنرمند رسمی کشورش، با آبروی خبرنگاران پاک  و اهالی شریف رسانه بازی کند. 

وی ادامه داد: البته در خصوص این فرد توهین کننده همین که از نام "امید جهان " برای بهتر دیده شدن مطلب خود استفاده می کند نشان دهنده جایگاه واقعی بنده و ایشان در میان مردم است و خود گواه خیلی از مسائل.

وی در ادامه در خصوص روند مذاکرات هسته‌ای به «نسیم» گفت: بنده نه تنها به عنوان خواننده موسیقی بلکه به عنوان یک شهروند در خصوص مسئله ملی مذاکرات هسته ای نظرم را اعلام می کنم و معتقدم هماتنطور که تجربه نشان داده، تدابیر رهبر عزیزمون، کلید حل همه مشکلات مخصوصا معضلات پیش رو خواهد بود.

وی درباره احتمال بازجویی غربی ها از دانشمندان هسته‌ای گفت: اول اینکه غیرت ایرانی‌ام، اجازه بازجویی از دانشمندان هسته‌ای را به غربی‌ها نمی‌هد و دوم اینکه محال است خود تیم هسته‌ای مان اجازه بازجویی از دانشمندان و مراکر نظامی را به غربی ها بدهد.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٤/٥
comment نظرات () لینک

+ حمید غلامعلی : گاهی شرم می کنم اسمی از موسیقی پاپ ببرم

انتقادها ، حسرت ها ، اعتراض ها ، راهکارها ، گلایه ها و دردل های یک صدای خاطره انگیز ؛ 

گفت و گویی تفصیلی با «حمید غلامعلی» ، خواننده باسابقه و توانمند پاپ :


- وقتی صدا و سیما در عرصه مدیریت فرهنگی پای خودش را در تولید موسیقی و سلیقه سازی مردمی ، کنار کشیده می خواهی ابتذال وارد جریان موسیقی نشود

- حتی بازار لس آنجلسی نیز تاثیری در مشی و روند اخلاقی نسل های دهه  60 و 70 نتوانست بگذارد اما نسل امروز یعنی دهه هشتادی عملا تحت تاثیر موسیقی زیر زمینی هستند

- قشر مذهبی دوباره به موسیقی بدبین شده اند

- اوایل که ما کار می کردیم واقعا هیچ کدام تصور نمی کردیم که یک روزی دوباره کار به اینجا برسد ؛ یعنی به جایی که در ابتذال از لس آنجلس پیشی گرفتیم

- افرادی که خیلی از کارهای مبتذل را اجرا کردند، همچنان آزادانه دارند کار می کنند!

- به جایی رسیده است که آدم نمی داند این کاری که دارد پخش می شود، لس آنجلسی است یا داخل کشوری تولید شده؟ مجوز دارد یا ندارد؟!

- الان وضع موسیقی در داخل به جایی رسیده که گاهی واقعا شرم می کنم اسمی از موسیقی پاپ ببرم

- ای کاش آلبوم دهاتی شادمهرعقیلی در آن زمان مجوز نمی گرفت و یا حداقل محدودتر می شد

- ای کاش واقعا در مورد موسیقی یک تصمیمات درستی گرفته شود ، می دانم دیر شده و مسئولان فرهنگی اصلا حوصله شنیدن ندارند

- الان هرکسی به خود اجازه می دهد خود را آهنگساز و تنظیم کننده بداند

 

 

چه طوفانی رخ داد که در ابتذال از لس آنجلس پیشی گرفتیم / دهاتی شادمهر عقیلی نباید مجوز می گرفت / گاهی شرم می کنم نام موسیقی پاپ را ببرم / مذهبی ها دوباره به موسیقی بدبین شده اند

 

 

«موسیقی 2002»: "حمید غلامعلی" ، خواننده باسابقه و توانمند پاپ کشور است و جزو نخستین پاپ خوان های پس از سال های دفاع مقدس محسوب می شود. وی در دهه 70 جزو فعال ترین خواننده های کشور بود و چندین آلبوم مستقل و گروهی با صدای وی منتشر شد. وی همچنین خوانندگی چندین تیتراژ فیلم سینمایی و سریال های تلویزیونی را نیز در کارنامه هنری خود دارد.

به گزارش موسیقی 2002 ، غلامعلی از اوایل دهه 80 عملا از عرصه موسیقی پاپ کشور کنار کشید و طی حدود 15 سال اخیر صرفا برخی تک قطعات را در واحد موسیقی و سرود صدا و سیما اجرا نموده است.

حمید غلامعلی که یکی از توانمندترین پاپ خوان های ایران محسوب می شود به تازگی گفت و گویی تفصیلی با مشرق انجام داده است که متن کامل آن با ویرایش صورت گرفته توسط «موسیقی 2002» در ادامه می آید:

 

 

چه اتفاقی افتاد که ناگهان از فعالیت های موسیقیایی کناره گرفتید؟ شما خواننده پرکاری در دهه هفتاد و نیمه اول دهه هشتاد بودید. این کناره‌گیری چگونه اتفاق افتاد و دلیلش چیست؟
اولاً «دست زیاد شده است»! (شوخی) شغل اصلی من چیز دیگری است من خواننده نیستم (بازهم شوخی) همه دوستان می دانند که من کارمند بانک هستم و آدم حسابگری هستم (شوخی سوم). فعالیت هنری، یعنی همین خوانندگی، حرفه فرعی بنده است. خب آن موقع که فعالیت می کردم، بیشتر کارهایی را که در واقع مربوط به صدا و سیما بود اجرا می کردم. یک زمانی مرکز موسیقی (که البته الان تبدیل به چیز دیگری شده است)، واحد موسیقی فعالی در مجموعه رادیو و تلویزیون بود. به هرحال واحد موسیقی فعال بود و تولیدات صدا و سیما خیلی زیاد. شاید من هفته ای یک کار را اجرا می کردم که از بین آنها، تعدادی هم کارهای شاخصی می شد و بیشتر پخش می شد، برخی از کارها هم فقط در آرشیو می ماند.

 

دقیقا چه سال هایی شروع به کار کردید؟ یعنی منظورم این است که آغاز موسیقی پاپ چگونه شکل گرفت؟
من از سال 72 فعالیت خود را به صورت رسمی تر آغاز کردم. از سال 63 که در رادیو به عنوان خواننده گروه کر فعالیتم را شروع کردم اما آن زمان، گروه کر کودک و نوجوان بودیم و بعد به گروه بزرگسالان پیوستیم و کم کم سال 72 اولین کارهای خودم را اجرا کردم یعنی به عنوان تک خوان، یا خواننده اصلی.


 
آن زمان در بانک هم کار می کردید؟

من از همان سال 72 هم من وارد بانک شدم یعنی قبل از آن سال، در صدا و سیما کار می کردم، در قسمت تهیه کنند‌گی در شبکه دو سیما. ولی بعد از آن وارد بانک شدم و همزمان در سال 72 اولین کارهای سولو را اجرا کردم که برای یک سری از مجموعه های تلویزیونی بود. اولین کارم را برای روز میلاد حضرت فاطمه (س) و روز مادر اجرا کردم که برای یکی از برنامه های تلویزیونی شبکه دو بود که آقای کلانتری، تهیه کننده برنامه بود و کار خیلی خوبی هم شد، مردم دوست داشتند و پسندیدند و از آن سری کار، ما چند کار دیگر، شبیه آن را در مجموعه های دیگر اجرا کردیم که آهنگسازی آن را برادرم آقای علی غلامعلی انجام دادند.


علی آقا همان برادر ارجمند شما هستند که دوست جناب میرشکاک هستند و ما ایشان را عمدتاً با جناب قلندر می بینیم ؟
بله – ایشان با آقای میرشکاک رابطه صمیمانه ای دارند.



اولین آلبوم چگونه وارد بازار شد ؟
اولین آلبومی که ارائه دادیم از طریق شرکت پیام بود، سال 76 یا 77 بود (به گمانم). من یک کار سینمایی را اجرا کردم به نام «حامی». تیتراژ غریبانه بعد از «حامی» بود. اولین فیلم سینمایی که من برای آن آهنگ خواندم، فیلمی بود به نام «حامی» که این آهنگ هم در مورد مادر بود، منتها شکل متفاوت تری داشت. آهنگسازش مرحوم «حسین واثقی» بود با تنظیم آقای امیر جاویدان و شعری از آقای اکبر آزاد  که خیلی آهنگ قشنگی بود و مردم روی فیلم، خیلی پسندیدند و آقای ترابی از شرکت پیام، با شنیدن این کار، علاقمند شد با من کار کند. خلاصه من چند آلبوم را با آقای ترابی از شرکت پیام کار کردم که زمینه ساز همه آنها، همین آهنگی بود که برای فیلم «حامی» اجرا کردم. که یکی از اولین فیلم هایی هم بود که آقای امین حیایی در آن بازی می کرد. بعد از سال 77-76 که اولین آلبوم ها را بیرون دادم، فعالیت های صدا و سیمایی من هم زیادتر شد. با توجه به اینکه در آن زمان، واحد موسیقی تلویزیون، فعالیت تولید موسیقی را زیاد انجام می داد و خب عرض کردم که هفته ای یک کار، یا دو هفته ای، یک کار را اجرا می کردم.


یعنی همزمان در بانک هم مشغول بودید؟

بله. خیلی از مواقع تا صبح در استودیو بودم و از همان جا می رفتم سرکار. یعنی اصلا برای من خستگی نداشت چون هر چه در اداره، خسته می شدم، با فعالیت هنری و موسیقی، خستگی از تنم بیرون می رفت.



آن زمان ازدواج کرده بودید؟
بله. در واقع همه این اتفاقات همزمان شد، من در سال 72 ازدواج کردم، وارد بانک شدم و اولین کارهایم را خواندم. یعنی سال 72 برای من یک شروع در تمام این زمینه ها بود.

 

پس سال 72 بهترین سال زندگیتان بود!
شاید بتوان گفت بله. بهترین سال زندگی من بود.



با این همه مشغله ای که داشتید، خانواده تان شاکی و ناراحت نمی شدند؟

خیر. چون همسرم به این کار علاقمند بود، البته موزیسین نیست؛ اما خیلی شنونده خوبی بود و همیشه دوست داشت و کارهای من را دنبال می کرد، انتقاد می کرد، پیشنهاد می داد، خیلی از جاهایی که برنامه اجرا می کردم ، با من همراه بود و می آمد. به هرحال این کار را دوست داشت. البته برای من خستگی جسمی داشت؛ اما در واقع خستگی های روحی ام را با این کار از بین می بردم.

تا سال 86-85 هم فعال بودم اما کم کم از زمانی که تولیدات خارج از صدا و سیمایی افزایش یافت و از زمانی که دیجیتال وارد عرصه تولید موسیقی شد، واحد موسیقی که قدرتی پیدا کرده بود، تبدیل شده بود به مرکز موسیقی، یعنی یک مرکزیت جدا از سازمان پیدا کرده بود. این مرکز به جای اینکه بخواهد فعالیت های خود را بیشتر بکند و نوعی رقابت ایجاد بکند با کارهایی که بیرون از صدا و سیما انجام می شود (می دانید که در همه کشورها، رادیو و تلویزیون، قویترین ارکسترها را دارند و همه خواننده ها و نوازننده ها دوست دارند که کارهایشان از طریق تلویزیون پخش بشود، به نوعی با آنها همکاری بکنند) اما متأسفانه در کشور ما هرچه که تولیدات خارج از صدا و سیما زیاد شد، صدا و سیما خود را از قضیه موسیقی کنار کشید و واحد موسیقی سازمان صدا و سیما که تبدیل به مرکز موسیقی شده بود، الان تبدیل به دفتر موسیقی شده است. یعنی عملا دیگر هیچ تولیدی ندارد و نمی دانم عملا چه کار خاصی آنجا انجام می شود! شاید یک تعدادی از کارهایی که بیرون تولید می شود را تصویرگذاری می کنند یا نهایتش این است که برای پخش یا عدم پخش یک تعدادی از آثار.


الان این وضعیتی که ما می بینیم که موسیقی از تلویزیون پخش نمی شود به خاطر این است که آن مرکز تبدیل به دفتر شده است؟ چون عدم پخش موسیقی سلامت از سیما منجر به سلیقه سازی بیرون از سازمان شده که فوق العاده مبتذل است. مجاز و غیر مجاز هم فرقی نمی کند.
این مرکزی که الان دفتر شده اصلا فعال نیست. البته موسیقی پخش می شود، دائما موسیقی پخش می شود ولی تمام کارهایی که پخش می شود، آثاری است که خارج از سازمان صدا و سیما  تولید شده است.

 

تعدادش محدود است و قطعا قدرت بازار بیرونی موسیقی نباید قوی تر از داخل سازمان باشد؟

قبلا هم همین طور بود، یعی قطعاتی که بیرون از سازمان صدا و سیما تولید می شود اغلب برای پخش در رسانه ملی مناسب نیست. ممکن است از هر آلبومی که از ارشاد مجوز می گیرد دو یا سه تا از آنها، برای پخش در تلویزیون مناسب باشد. تازه این موضوع تشریحی از وضعیتی است از دوران فعالیت های امثال بنده. تازه ما خیلی حواسمان جمع بود و اشعاری را انتخاب می کردیم که در محدوده پخش صدا و سیمایی هم می گنجید ولی باز با این وجود، همه آن کارها را نمی شد پخش کرد. الان هم همین طور است، ممکن است روزی هزار تا کار تولید کنند که شما حتی یک نمونه اش را در صدا و سیما نشنوید. مردم خودشان CD خواننده ها را می خرند و گوش می دهند. صدا و سیما هم برخی از آنها را که قابلیت پخش دارد، پخش می کند و خودش هم هیچ تولیدی ندارد. یعنی رسانه ملی، سازمانی با این همه عظمت، تبدیل به مصرف کننده شده است. یعنی به جای اینکه قوی ترین تولید کننده موسیقی باشد، به جای اینکه یک ارکستر قوی داشته باشد و دائما فعال باشد، عملا خود را از کار کنار کشیده و هیچ تولیدی ندارد. وقتی قدرتمندترین رسانه در ایران، در عرصه مدیریت فرهنگی پای خودش را در تولید موسیقی و سلیقه سازی مردمی، کنار کشیده می خواهی ابتذال وارد جریان موسیقی نشود. می خواهی موسیقی زیرزمینی نباشد!

چه استدلالی برای چنین سیاست گذاری غلطی در سازمان وجود دارد؟

والله من دلیل این سیاستگذاری را نمی دانم! شاید فکر می کنند که دیگر نیازی به تولیداتشان نیست. یعنی نیازی به تولید نیست و با همان تولیداتی که در بیرون از سازمان انجام می شود، اموراتشان می گذرد و دیگر نیازی به هزینه کردن نیست. الان یکی دوسال است که مرکز موسیقی تبدیل به دفتر موسیقی اتفاق افتاده است. این عقب نشینی صدا و سیما، در رشد این موسیقی زیرزمینی نقش به سزایی داشته است. یعنی زمانی که سازمان فعالیت گسترده ای داشت و در حوزه موسیقی  حرف اول را می زد، انحصار سلیقه مخاطب را در دست داشت. اما زمانی که رقابت ایجاد می شود بین صدا و سیما و افراد دیگری که خارج از این مجموعه کار می کنند، (چه مجاز و چه غیر مجاز) عملا این رقابت باید موجب شود که سازمان، فعالیت هایتش را افزایش دهد. حداقل اگر قبلا 10 تا کار می ساختند و از  از بین این 10 تا اثر 2 نمونه پخش می شد الان می توانستند شاخص تر کار کنند، تعدادش شاید کمتر می شد و هزینه کمتری داشت. اما عدم رقابت با بازار خارج از سازمان سبب شده موسیقی با کیفیت پایین تری بازار و سطح سلیقه مخاطبان را در دست بگیرد. نمی دانم این حرف چقدر برای مسئولان فرهنگی جدی است؛ اما تغییرات اساسی در حوزه پوشش و رفتارهای نسل جوان را عملا موسیقی کنترل می کند و این بازار را موسیقی زیر زمینی در دست دارد. حتی بازار لس آنجلسی نیز تاثیری در مشی و روند اخلاقی نسل های دهه  60 و 70 نتوانست بگذارد اما نسل امروز یعنی دهه هشتادی عملا تحت تاثیر موسیقی زیر زمینی هستند. از این رو من خیلی نگران و دلواپس شرایط کنونی هستم.


پس به نظر شما مرکز موسیقی سازمان صدا و سیما مقصر اصلی رشد جریان موسیقی زیر زمینی است. آیا عوامل دیگری هم دخیل هستند؟
لزوما یکی از دلایل رشد موسیقی زیر زمینی می تواند باشد. پس از بروز صنعت دیجیتال در عرصه موسیقی، یک نفر به تنهایی می تواند هم آهنگساز باشد و هم شاعر باشد و هم نوازنده باشد. یعنی دیجیتال کمک کرده است که از استودیوهای بیرون بی نیاز بشوند و هزینه را پایین بیاورند. خیلی از کارها را هم که خود دستگاه و کامپیوتر انجام می دهند. یعنی یک نفر می تواند یک آلبوم را یک نفره تولید کند. شما دقت کنید اغلب تولیدات موسیقی زیر زمینی توسط افراد انجام می شود. کما اینکه می دانیم بخش بزرگی از جریان موسیقی زیر زمینی به تنهایی کار می کنند، تنظیم و شعر و آهنگسازی و خوانندگی و همه چیز هم از خودشان است.


پایانی برای موسیقی زیر زمینی می توان متصور شد ؟
مردم هنوز از این موسیقی اشباع نشده اند. به نظر من به خاطر اینکه یک مقدار محدودیت برای موسیقی در یک مقطعی ایجاد شده بود، مردم بعد از اینکه آن محدودیت ها کمی برداشته شد، حالا به واسطه موسیقی های زیر زمینی یا فعالیت موسیقی پاپ، رو آوردند به این سبک موسیقی. خب جوانان هم که قاعدتا ریتم و سر و صدا و شلوغی موسیقی برایشان ارزشمندتر است تا اینکه به محتوای شعر بخواهند خیلی اهمیت بدهند! به هرحال دوران جوانی است و دوران جنجال! من دیده ام خیلی از جوانان ، به موسیقی های رپی که من وقتی گوش می دهم واقعا سرسام می گیرم علاقه دارند. یعنی من حمید غلامعلی با بیش از سی سال فعالیت در حوزه موسیقی، هنوز رپ را درک نمی کنم.



شما اصلا رپ را موسیقی می دانید؟

من قبلا هم گفته ام که رپ در واقع یک نوع دکلمه ریتمیک است. یعنی شما با ریتم دارید دکلمه می کنید، اصلا خوانندگی نیست، خود خارجی ها هم وقتی می گویند رپر، یعنی رپر را از خواننده جدا می دانند. رپ یک نوع خاصی از موسیقی است که اصلا با فرهنگ ما زیاد جور نیست ولی خب به هرحال الان بین جوانان جا باز کرده و خیلی هم طرفدار دارد. من هیچوقت نه وارد قضیه موسیقی رپ شدم و نه به عنوان یک موسیقی کامل به موسیقی رپ نگاه کردم. به هرحال یک زیر گونه خاص از موسیقی است ولی همان طور که عرض کردم، دکلمه ریتمیک است. یعنی دکلمه ای که شما با یک ریتم همراهش می کنید و می خوانید.

 

در آن بازه زمانی که در موردش حرف می زنیم، یعنی از سال 72  تا زمانی آقای علی لاریجانی از تلویزیون رفت، بزرگترین و بهترین مرجع برای تولید موسیقی تلویزیون بود. الان این وضعیت کنونی، این موسیقی هایی که بیرون از سازمان تولید می شود که شما می شنوید خودتان چه تحلیل و استنباطی دارید؟
من از ابتدای انقلاب در حوزه موسیقی کار کردم، حالا با من عده زیادی بودند که می شود گفت نسل اولی های پاپ بعد از انقلاب هستیم. ما واقعا تصمیمی که داشتیم این نبود که شرایط فعلی پیش آید. یعنی امیدمان این بود که یک موسیقی را شروع کنیم که واقعا فاصله پیدا کند با آن چه که از قبل از انقلاب در ذهن مردم وجود داشت. البته نمی خواهم بگویم کل موسیقی قبل از انقلاب بد بود. خیلی از آثار آن دوره مثل فرهاد و مازیار آن موقع هم شاید کارهای خوب ساخته می شد. ولی یک ذهنیتی در اذهان مردم به خصوص افرادی که خیلی مذهبی تر بودند ایجاد شده بود که دیدگاه خوبی نسبت به موسیقی نداشتند. ما با توجه به اینکه اوایل انقلاب، آن زمان که حضرت امام (ره) در مورد سرود شهید مطهری، مستقیما اشاره کردند که این سرود اشکالی ندارد و موسیقی به کلی حرام نیست، یعنی موسیقی را مثل یک ابزار در خدمت جامعه توصیف کردند که می تواند هم تأثیر مثبت داشته باشد و هم تأثیر منفی. اینجا یک حرکت مثبتی بود که باعث شد موسیقی از آن حالت قبلی، خارج شود. یعنی کم کم آهنگسازها توانستند آثاری برای سولوخوانی را تولید کنند. سولوخوانی شروع شد و موسیقی دیگر با ترس و لرز اجرا نمی شد. کم کم موسیقی جا باز کرد و مردم هم متوجه شدند موسیقی پاپ به سمت و سوی بهتری رفته است.


الان عدم فعالیت شما به خاطر این آشفتگی است یا مربوط به مسائل دیگری است؟

خب یکی از دلایلش همین است و یکی از دلایل دیگر این است که من مشغله کاری ام اجازه نمی دهد که خیلی از کارها را انجام دهم از طرفی هم عدم فعالیت مرکز موسیقی در زمینه تولیدات، روی کار من و خیلی از افراد دیگر هم اثر گذاشت.



مثلا چه افراد دیگری؟
مثلا آقای بیژن خاوری.


یکی از سوپراستارهای تلویزیون در آن زمان.

بله در واقع شاخص های این موسیقی بعد از انقلاب بودند.



یعنی با یک صدا از بیژن خاوری، و چند تا کلیپ از دریا، کلی مخاطب برای موسیقی پیدا می شد و اگر خاطرتان باشد، تولیدات مرکز موسیقی، توسط مردم روی کاست ها ضبط می شد و فروخته می شد.

بله. مثلا خود آقای مهرداد کاظمی از اولین خواننده هایی بود که هم سرودهای انقلابی می خواند و هم جزو اولین های موسیقی پاپ هم هستند. یعنی پاپ هم اجرا کرده اند. ایشان هم از خواننده هایی بودند که اغلب تولیدات صدا و سیما را اجرا می کردند یعنی کارهایشان محدود شده بود به کارهایی که تولید مرکز موسیقی بود. خیلی بندرت پیش می آمد که خودش دنبال کاری برود. افرادی که در آن زمان کار می کردند (من کوچکترین شان بودم) مثلا دکتر اصفهانی هم تقریبا هم‌دوره ای ما هستند، می بینید که فعالیت ایشان هم به نسبت خیلی کم شده است. یعنی کارهایی که قبلا انجام می داد، آلبوم هایی که قبلا از ایشان پخش می شد الان می بینیم که خیلی بندرت اتفاق می افتد که اثر جدیدی از ایشان پخش شود. کلا روی کار همه بچه ها تأثیر گذاشته است. از طرف دیگر، شرکت هایی که تولید می کنند، دیگر روی این قضیه سرمایه گذاری نمی کنند.



کسی روی موسیقی سالم در بازار رقابتی خارج از سازمان صدا و سیما سرمایه گذاری نمی کند؟

اصلا کلا روی تولید موسیقی سرمایه گذاری نمی شود. یعنی الان با توجه به اینکه تولید موسیقی خیلی راحت شده است، خیلی ها می گویند شما برو کار خودت را تولید کن، بیاور، اگر من پسندیدم از تو می خرم. یعنی پروسه تولید قبلا به شکل دیگری بود، می آمدند و سفارش کار می دادند و می گفتند شما مثلا 10 تا کار بساز و بعد یا می گفت کل هزینه تولیدش با من و دستمزد شماهم این قدر است یا مثلا کل کار را می سپرد به خواننده یا آهنگساز. الان به گونه ای شده است که می گوید اول کار خودت را انجام بده، هزینه ات را هم بکن، اگر من پسندیدم از تو می خرم. چرا؟ به خاطر اینکه تولیدات خیلی زیاد شده است. از طرفی دیگر کسی برای ارکستراسیون سرمایه گذاری نمی کند. هزینه ارکستر را کسی تقبل نمی کند. به خاطر اینکه همان کار دارد با دستگاه های دیجیتال انجام می شود. حالا برای شنونده هایی مثل مردم عادی خیلی فرقی نمی کند که این سازی که پخش می شود، ساز نیست و صدای مصنوعی است.


شما گفتید آدم مذهبی هستید و بی تعارف بخواهیم بگوییم با انگیزش های انقلابی چون وارد موسیقی شده اید. خودتان الان کار نمی کنید، عقب نشسته اید ولی هنوز آن تکلیف و مسئولیت را احساس می کنید. آیا فکر می کنید این فضای مبتذل و این بازار مکاره باعث شده است که دوباره  .....

بله. دقیقا همین اتفاق افتاده و اقشار مذهبی دوباره به موسیقی بدبین شده اند. داشتم عرض می کردم که اوایلی که ما کار می کردیم واقعا هیچ کدام تصور نمی کردیم که یک روزی دوباره کار به اینجا برسد. یعنی به جایی که در ابتذال از لس آنجلس پیشی گرفتیم. یعنی کارهایی که ما الان می شنویم، اصلا اشعاری که گفته می شود (کاری به موسیقی اش ندارم) آن چیزی که خواننده دارد می خواند اصلا گفتنش هم خجالت آور است چه برسد به اینکه بخواهد در یک شعر بخواند و همه بشنوند. اصلا تصور نمی کردم روزی کار به اینجا برسد و امید همه ما این بود که موسیقی خوبی را داریم شروع می کنیم که آن عده ای که واقعا موزیسین هستند بیایند و به این جریان بپیوندند و البته تا یک زمانی هم، کار خیلی خوب پیش می رفت. تا زمانی که مثلا مرحوم بیات کار می کرد و کارهای شاخص هم انجام می داد تا مثلا دوستانی که خیلی جوان هستند مثل آقای محمدرضا عقیلی که من خیلی با ایشان کار انجام دادم. همه این افراد داشتند کار می کردند و فعالیت های خوبی انجام می دادند و هم از موسیقی الکترونیک استفاده می کردند و هم در واقع از سازهای اکوستیک استفاده می کردند. اما نمی دانم واقعا چه اتفاقی افتاد، چه طوفانی در موسیقی رخ داد که از لس آنجلس پیشی گرفتیم!

 


فکر نمی کنید بخشی از این طوفان مربوط به بی مسئولیتی مسئولانی باز می گردد که متولی موسیقی بودند؟
واقعا هیچ برخوردی با این قضیه نشد. یعنی من نمی خواهم بگویم موسیقی های زیر زمینی کلا بد است یا کلا خوب است ولی هیچ خط مشی یا چارچوبی برای این قضیه تعیین نشد. افرادی که خیلی از کارهای مبتذل را اجرا کردند، همچنان آزادانه دارند کار می کنند! حداقلش این بود که یک مقدار جلوی کار آنها گرفته شود یا اگر می خواهند زمینه فعالیتشان ادامه پیدا کند به آنها بگویند که در یک زمینه درستی فعالیت کنند. هیچ چارچوبی برای آنها تعیین نشد. همین طور این کارها دارد پخش می شود و هیچکس هم جلوی آن را نمی گیرد و صدا و سیما هم به عنوان متولی اصلی به جای آن که بخواهد تولیدات درستی را ارائه بدهد به مردم، کناری نشسته و هرکدام را که بخواهد، پخش می کند و هرکدام  بخواهد پخش نمی کند. واقعا هم بحث سلیقه سازی برایشان مهم نیست.



مقصر اصلی از نظر شما کیست؟
یکی از مقصرین تلویزیون است و دیگری ارشاد چون در یک مقطعی، مجوزهایی را داد که نباید می داد. البته این نظر شخصی من است.



کدام مقطع؟
من نمی خواهم اسم ببرم.


با پرده گوشی به جایی نمی رسیم. لطفا بدون روتوش و شفاف تر مسائل را با بنده در میان بگذارید.

حدودا شاید بتوان گفت اول دهه 80 که آن چیزهایی که ما فکرش را نمی کردیم یک روزی مجوز بگیرند، مجوز گرفتند. من در مورد اولین آلبوم خودم بگویم، اگر الان شما آن کارها را گوش کنید می بینید که اصلا چیز خاصی نیست یعنی از خیلی از چیزهایی که الان دارد پخش می شود، ساده تر بود. حتی از تولیدات خود صدا و سیما که آن اوایل تولید می کرد هم ساده تر بود ولی با وجود این سادگی همین کار ، 9 ماه در وزارت ارشاد گیر کرد و مجوز نگرفت! حالا آن رویکرد در وزارت ارشاد و آن سختگیری که خیلی بیش از اندازه هم بود، به جایی رسیده است که آدم نمی داند این کاری که دارد پخش می شود، لس آنجلسی است یا داخل کشوری تولید شده؟ مجوز دارد یا ندارد؟ خب این مسائل روی موسیقی خیلی تأثیرگذار بود. ما باید ببینیم خوراک موسیقی مردم از چه طریقی به آنها می رسد و نقش ارگانها و یا رسانه بزرگی مثل صدا و سیما در این قضیه چیست؟ واقعا حفظ و اشاعه موسیقی سالم، از طریق چنین ارگانهایی باید انجام شود. وقتی خوراک سالم به کسی داده نشود، دیگر هر خوراکی را می پذیرد. بنظرم صدا و سیما و وزارت ارشاد در این قضیه خیلی کوتاه آمدند.

 


از چه زمانی کوتاه آمدند؟ دلایلش فکر می کنید چه بوده است؟

مسئله موسیقی از اول انقلاب، یک خط قرمز داشت. یعنی خیلی ها  به خاطر اینکه نمی خواستند وارد این قضیه بشوند ، همان کناره گیری که کردند، کار را بدتر کرد. خیلی ها از اول گفتند کاملا حرام است! که واقعا نمی شود روی این حرف تاکید کرد. خیلی ها هم گفتند که خب اگر می خواهد استفاده شود باید در زمینه درستی استفاده شود ولی هیچ الگوسازی درستی وجود نداشت. یعنی هیچ چارچوب قاطعی برای این قضیه وجود نداشت. یک کاری که امروز ممکن بود رد شود اما فردا با سلیقه یک نفر دیگر، پذیرفته می شد! این قضیه خیلی قانونمند نبود ولی باز هم عرض می کنم که این قضیه، عوامل زیادی داشت.
من از ابتدا هم در تمامی بحث و اظهار نظرهایی که حول موسیقی وجود داشت این مسائل را مطرح کرده ام اما گوش شنوا وجود نداشته و ندارد. نه اینکه بخواهم مستقیم به سراغ مسئولی بروم و این قضیه را مطرح کنم اما در محافل هنری که حضور داشتم، مطرح می شد و به گوش مسئولان رسانده می شد. اما هیچ تأثیری ندارد یعنی موج خروشان و مخرب موسیقی زیر زمینی که الان به این نقطه رسیده که اشاعه دهنده فرهنگی ناهمگون با فرهنگ ماست قطره قطره شروع شده و به اینجا رسیده است، ناگهانی به اینجا نرسیده. متأسفانه هر چیزی هم که به این موج اضافه شد، در جهتی بود که حرکت مخالف را ایجاد می کرد. هیچکس نخواست یک سعی و تلاشی بکند که جلوی این قضیه را تا حدی بگیرد. تکنولوژی آمد، صدا و سیما خودش را کنار کشید، وزارت ارشاد هم مجوزهایی را داد که نباید می داد، خب جوانان هم که گرایش به این نوع از موسیقی پیدا کردند و همه این موارد دست به دست هم دادند و موسیقی به جایی رسیده است که به سادگی نمی توان آن را جمع کرد.

 


من فکر می کنم که منافع ملی ما بستگی عجیبی به فرهنگ عامه ما دارد و این موسیقی مبتذل زیر زمینی در واقع فرهنگ عامه ما را تحت تأثیر قرار می دهد.
بله. اولا باید یک سندیکا یا شاید یک صنفی برای موزیسین ها تشکیل شود. چیزی مثل خانه هنرمندان یا مثلا خانه نمایش یا تمام چیزهایی که برای سینماگران ایجاد می شود و بعد جلوی آن را می گیرند.



چرا این کار را در دهه 80 انجام ندادید؟ چرا سندیکایی مثل خانه سینما درست نکردید؟ تا هرکسی نتواند ورود پیدا کند.
ببینید، در آن زمان من نسبت به بقیه خیلی تازه کار بودم. این کار معمولا از کسانی انتظار می رود که دستی بر آتش دارند و حداقل در شوراها حضور دارند. شورای صدا و سیما آن زمان خیلی فعال بود، شورای وزارت ارشاد خیلی فعال بود. تصور ما این بود که این فعالیت روز به روز بیشتر می شود و همیشه این چهارچوب نظارتی وجود دارد. نمی دانم چه شد که این چهارچوب از بین رفت. ای کاش جهت حرکت، به سمت مخالف بود یعنی حداقل تولیدات مثبت، بیشتر می شد ولی متأسفانه هر چه این چهارچوب برداشته می شود، تولیدات مبتذل، بیشتر ارائه می شود. حالا در موسیقی چون جذابیت های بیشتری دارد، این قضیه خودش را سریعتر نشان می دهد.



این ابتذال را کمی باز می کنید تا اگر احیانا یکی از مسئولان این گفتگو را می خواند، بداند معنای این ابتذال چیست؟ چون مسئولان فرهنگی  ما، در واقع ناظران فرهنگی ما نمی خواهند در مقام اتهام کم کاری در حوزه نظارت بر موسیقی قرار بگیرند.
اولین نکته این است که، وقتی شخصی را به عنوان مسئول موسیقی در نظر می گیریم خودش یک موزیسین باشد تا متوجه این ابتذال شود و شورایی از این افراد تشکیل شود که از همه صنف ها هم در آن باشند یعنی همه سنین هم در آن شورا باشند، از موسیقی سنتی باشد، از موسیقی پاپ باشد و نه اینکه فقط بخواهند موسیقی سنتی را در نظر بگیرند یا موسیقی پاپ یا کلاسیک بلکه از انواع موسیقی در آن نمایندگانی باشند که واقعا در آن زمینه صاحب نظر باشند. این چیدمان ضرورت اصلی شوراهای موسیقی است، متأسفانه فقط یک قشر خاص در این شوراها حضور داشتند. تنوع افراد در یک شورا خیلی می تواند کمک کند به اینکه نه ضربه ای به نوع خاصی از موسیقی بخورد و نه اینکه اجازه بدهند ابتذال به این شکل موج بزند.



شما یکی از افرادی بودید که تیتراژ یکی از فیلم های ماندگار سینما به اسم «غریبانه» را خواندید که سوزناک ترین تیتراژ تاریخ سینماست به هرحال پیشکسوت هم هستید و با عرقی که نسبت به انقلاب و مذهب دارید، حاضر شدید از این کار کنار بکشید، اگر می دانستید که آینده موسیقی پس از انقلاب چنین می شود وارد این حوزه می شدید؟
من گاهی فکر می کنم که گول خوردم، یعنی با شرایط فعلی موسیقی، تصوری که از موسیقی پاپ داشتم نابود شد، واقعا فکر می کنم اشتباه کردم در حوزه موسیقی پای گذاشتم چون آن چیزی که من به هرترتیب یکی از آغازگران این عرصه بودم، الان وضع موسیقی در داخل به جایی رسیده که گاهی واقعا شرم می کنم اسمی از موسیقی پاپ ببرم! گاهی این ناامیدی خیلی تأثیر منفی دارد. تصور می کردیم سقف و حدود همان چیزی است  که در آن موقع از آن بهره مند بودیم، یعنی فکر می کردیم نهایتا موسیقی از همان حدود تعیین شده فراتر نمی رود. نهایتاً ریتم آثار کمی تندتر می شود. فکر نمی کردیم از این حد هم بخواهد جلوتر برود که مثلا حتی آثار لس آنجلسی را پشت سر بگذارد تا جایی که آدم شرم کند حتی اسم موسیقی را به زبان بیاورد! اصلا اسم ترانه نمی توان روی این شبه اشعار گذاشت. یعنی واقعا آدم نمی تواند بگوید شعر است و یا اصلا حتی نمی توان گفت ترانه است. فقط یک سری کلمات و یا هجویاتی است که آنها را  ریتمیک کرده اند، در کنار هم می خوانند.

من فکر نمی کردم واقعا کار به اینجا برسد. حداکثر چیزی که در ذهن من بود در حد همان آلبوم «دهاتی » بود. که گفتم این آلبوم، آخرین خط های موسیقی پاپ را  پشت سر گذاشته است و از این فراتر نمی رود. قاعدتا فکر نمی کردم آلبوم هایی که بعد از آن می آیند، قاعده شکن تر از این آلبوم  بشوند. شاید مجوز دادن به آلبوم دهاتی، باعث شد خیلی ها به آن اشاره کنند و بگویند پس چرا به آن مجوز دادید؟



یعنی این همه تغییرات مدیریتی در دوره اصلاحات بین سالهای 80 تا 84 ، فکر می کنید خودش لطمه زننده نبود؟ یا اصلا مقاومتی نمی کردند در مورد موسیقی ؟

شاید برخی افراد از این مسئله بهره های تبلیغاتی می بردند. شاید جذب کردن جوانان برایشان مهم بود یا اینکه شاید اصلا اهمیت نمی دادند، نمی دانم!



به آلبوم دهاتی  شادمهر اشاره کردید که سال 78 مجوز گرفت. چون آهنگ وسعت سبز را با هم کار کردید عرض می کنم. چه جور آدمی بود؟ 
او یک جسارت خوبی در این زمینه داشت ولی ای کاش کنترل می شد. ای کاش حداقل کسی در کنار او بود که خط قرمزهایی را به او نشان می داد. من می دیدم که واقعا نوازنده بسیار خوبی است، آهنگساز خوبی بود، خیلی سریع کاری را انجام می داد، در استودیو، خیلی خوش ذوق و خوش فکر بود. گرچه از نظر آکادمیک شاید خیلی کار نکرده بود و در حد آهنگسازهای خیلی خوب کشور ما نبود ولی ملودی هایی که می ساخت و پنجه ای که روی گیتار داشت خیلی تأثیرگذار بود. خب در یک دوره ای او متوجه شد که جوانان به چه چیزی علاقمندند. و با توجه به اینکه به او اجازه داده شد که این آلبوم را ارائه کند، خب بنابراین به عنوان یک خط شکن در این قضیه معرفی شد. ای کاش آلبوم دهاتی شادمهر عقیلی در آن زمان  مجوز نمی گرفت و یا حداقل محدودتر می شد یعنی یک مقدار تلطیف تر می شد.



پس فکر می کنید آلبوم «دهاتی» نقشی در این زمینه داشت؟
یکی از مسائلی که واقعا تأثیرگذار بود، همین آلبوم بود. چون من آن زمان فعال بودم و بین همکاران و دوستان خواننده و آهنگسازهایی که حضور داشتم و می شنیدم که همه به نوعی شوکه بودند که چطور این آهنگ مجوز گرفته است؟! یعنی هیچکس توقع نداشت. اصلا نمی خواهم بگویم این کار بد بود یا خوب بود. من اصلا کاری به شخص ندارم یا اینکه بخواهم کسی را تخطئه کنم. ولی آن آلبوم، یک حرکت جنجالی ایجاد کرد و باعث شد خیلی ها با توجه به فروشی که در آن زمان آن آلبوم داشت، البته الان اگر به آن گوش کنید، به نسبت کارهایی که الان تولید می شود خیلی ساده تر است اما برای آن زمان یک حرکت بزرگ بود. اصلا ما فکر نمی کردیم مجوز بگیرد. قبل از اینکه مجوز بگیرد، دوستانی که در کار موسیقی بودند می دانستند که او این کار را انجام داده است و این آلبوم را چند  بار برای مجوز گرفتن فرستاده و رد شده است. حالا چه اتفاقی افتاد که مجوز گرفت، نمی دانم ! این آلبوم یکی از اتفاقاتی بود که در آن زمان افتاد و این حرکت را به وجود آورد.



ناراحت نیستید از این فضا دور شده اید و دیگر نمی خوانید؟
چرا! البته اینطور هم نیست که اصلا نخوانم. من امسال هم چند کار انجام داده ام و یکی از کارهایم چندبار پخش شده، اما بیشتر از اینکه در زمینه خوانندگی سولو فعال باشم در زمینه کر فعال هستم. چون خواستگاه اصلی من، از همین گروه کر بود که در سال 63 در رادیو با گروه کر کودک و نوجوان، کارم را شروع کردم. بعد هم وارد گروه کر بزرگسالان شدم. الان هم این کار را دوست دارم، مثل بازیگرانی که از تئاتر به سینما می آیند ولی باز هم علاقه خاصی به تئاتر دارند. من هم همانطور عمل کردم و الان در حوزه کُر خوانی فعالیت می کنم.


 
با این شرایط آینده موسیقی را چگونه می بیند؟

آنقدر آشفتگی در این زمینه وجود دارد که نمی دانم! اگر در مورد تولیدات سینمایی هم اینقدر دست مردم باز بود که انحصاری بتوانند فیلم سینمایی تولید کنند، این اتفاقی که الان در موسیقی رخ داده، در سینما هم می افتاد. کما اینکه مقداری ابتذال در سینما وارد شده است. حالا کاری نداریم به اینکه خیلی مواقع جلوی آن را می گیرند یا مخالفت هایی می شود. اما بعضا می بینیم که سینما هم دیگر چندان سالم نیست یعنی مصداق های نمایشی وارد سینمای ما می شود که نباید بشود! اما این را می توانند جلویش را بگیرند چون تولید فیلم سینمایی به این راحتی نیست. اما الان تولید موسیقی خیلی راحت شده است. یعنی خود این مسئله خیلی تأثیرگذار است در اینکه هرکسی به خود اجازه می دهد خود را آهنگساز بداند و تنظیم کننده بداند. در صورتی که آهنگسازی و تنظیم این نیست که شما با یک کامپیوتر بنشینی و یک سینتی تی سایزر روی کیبورد بگذاری و کار کنی! آهنگسازی چیزی است مثل آقای انتظامی. با مداد روی کاغذ نت، نت می نویسند. بدون اینکه آن را بشنود، آهنگ می سازد. یعنی در ذهنش، همزمان که دارد نت را می نویسد، آهنگ را می شنود. این را می گویند آهنگسازی و تنظیم! اگر کسی واقعا در این زمینه، به این شکل می تواند کار کند، می تواند خود را آهنگساز بداند. ای کاش واقعا در مورد موسیقی یک تصمیمات درستی گرفته شود ، می دانم دیر شده و مسئولان فرهنگی اصلا حوصله شنیدن ندارند اما ای کاش  یک شورای درست و حسابی با حضور افراد مختلف از اقشار آهنگساز تشکیل شود تا فضای موسیقی از این جهالت و سیاهی نجات پیدا کند.  

 

 
چه طوفانی رخ داد که در ابتذال از لس آنجلس پیشی گرفتیم / دهاتی شادمهر عقیلی نباید مجوز می گرفت / گاهی شرم می کنم نام موسیقی پاپ را ببرم / مذهبی ها دوباره به موسیقی بدبین شده اند
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٤/٢
comment نظرات () لینک

+ روایتی موسیقایی از 175 غواص شهید مظلوم

پرونده «موسیقی 2002» برای غواصان و خط شکنان دریا دل مظلوم و مقاوم ؛

روایتی موسیقایی از 270 شهید گمنام تازه تفحص شده

 

 - معرفی قطعات موسیقی تازه منتشر شده به یاد ۱۷۵غواص و خط شکن تازه تفحص شده

- پخش نماهنگ «از خون جوانان وطن » با صدی علیرضا قربانی از سیما

 - مروری بر برخی اشعار و ترانه هایی که به تازگی درباره ۱۷۵غواص سروده شده است

- شعر: «برگه بازجویی» یک کارگردان از ۱۷۵ غواص شهید دست بسته

- انتشار قطعه «دفاع از شط» با صدای غلامرضا صنعتگر و موسیقی محمدرضا چراغعلی

- یادداشت های برخی اهالی موسیقی پاپ به یاد شهدای غواص

- تصاویر برگزیده تشییع باشکوه و تاریخی گمنامان خوشنام