رویدادهای موسیقی پاپ ایرانی


+ از بازگشت پاپ خوانهای مجاز به ماهواره تا انتشار آلبوم خوانندۀ پاپ دهه 40

آلبوم پاپ خوان های دهۀ 40 در بازار موسیقی/ بازگشت خوانندگان مجاز پاپ به شبکه های ماهواره ای/ معرفی برترین کارگردان موزیک ویدئو در جشنوارۀ فیلم مقاومت/ بازهم بازنشر نوشته های علیرضا بهمیاری بدون ذکر منبع

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

در حاشیۀ انتشار آلبوم «فریاد غمگین» با صدای جهانگیر افشین راد؛

بازنشر آلبوم خوانندگان پاپ دهه های 40 و 50 در بازار موسیقی کشور

 

 

 

موسیقی 2002: به تازگی آلبوم "فریاد غمگین" با صدای "جهانگیر افشین راد" توسط نشر نوفه منتشر شده است.

به گزارش موسیقی 2002، قطعات این مجموعه برگزیده ای از آثار جهانگیر افشین راد، خوانندۀ پاپ در دهه های 40 و 50 خورشیدی می باشد که جمع آوری و ارائه شده است. این آلبوم حاوی قطعات تردید، خاکستر، الهۀ محبّت، بی کرانه، فریاد غمگین، سکوت، صدام کنی، نامهربون و اون تو بودی، است.

بیژن سمندر، آرش سزاوار، پرویز صبری، محمود قراملکی، سعید دبیری، فرشید قاسمی و اصغر واقدی در مقام ترانه سرا، محمود قراملکی، داوود اردلان، جهانگیر افشین راد، آذر صراف پور و فرشید قاسمی در جایگاه ملودی ساز و مارسل استپانیان، داوود اردلان، مجتبی میرزاده، سیمون آوانسیان، فرشید قاسمی و آندرانیک آساطوریان در سمت تنظیم کننده، در تولید این آلبوم مشارکت داشته اند.

جهانگیر افشین راد با نام هنری "افشین" از اوایل دهۀ 40 وارد عرصۀ خوانندگی شد و نخستین اثر وی را واروژان تنظیم کرد. او در چند سریال تلویزیونی در سال های قبل از انقلاب و چند فیلم سینمایی در سال های پس از انقلاب به عنوان بازیگر حضور داشته است. افشین راد پس از انقلاب فعالیّتی در عرصۀ خوانندگی نداشت و به عنوان روزنامه نگار در نشریات ورزشی و هنری مشغول به کار شد. وی قرار بود اوایل دهۀ 80 مجدداً به فعالیّت خوانندگی بپردازد و آلبومی را اجرا نماید که هرگز مجموعۀ مذکور به سرانجام نرسید.

به گزارش موسیقی 2002، علاوه بر جهانگیر افشین راد که با نام هنری افشین در دهه های 40 و 50 به خوانندگی می پرداخت حداقل دو خوانندۀ دیگر هم در سال های قبل از انقلاب با نام افشین به عنوان خواننده مشغول به فعالیّت بودند. حسین آهنیان مقدم (1324-1355) که طی این سال ها با نام "افشین مقدم" معرفی می شود و آلبوم "زمستون" و آلبوم "آخرین طبیب" مشترک با کیوان در یک دهۀ اخیر با صدای وی منتشر شده و نسبت به دو افشین دیگر معروف تر است و دیگری احمد مقراضی (1322) با نام هنری "افشین شاد" که زمستان سال 94 نشر نوفه آلبوم "گل برف" حاوی برگزیده ای از آثار وی در دهه های 40 و 50 را منتشر کرد.

به نظر می رسد شرکت نوفه قصد دارد قطعات برگزیده ای از خوانندگان کم نام و نشان تر فعّال در دهه های 40 و 50 موسیقی پاپ را در قالب آلبوم ارائه نماید. در ضمن سال 1393 دو آلبوم از آثار بی کلام محمود قراملکی (ملودی ساز) نیز توسط این ناشر موسیقایی روانۀ بازار موسیقی کشور شد.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

در حاشیۀ پخش موزیک ویدئوهای خوانندگان مجاز از شبکه های تلویزیونی غیرمجاز؛

دوباره ماهواره

 

 

 

موسیقی 2002: در حالی که طبق قانون، پخش موزیک ویدئوی خوانندگان داخلی از شبکه های ماهواره ای ممنوع می باشد، مدتی است که مجدداً برخی خوانندگان مجاز آثار تصویری خود را جهت پخش در اختیار شبکه های ماهواره ای قرار داده اند.

به گزارش موسیقی 2002، در حال حاضر شبکه هایی همچون پی ام سی، گالا، تی ام موزیک، ام تی وی پرشین و میفا، موزیک ویدئوها یا در برخی موارد نماهنگ هایی به شکل لب خوانی از کنسرت های خوانندگانی نظیر رضا صادقی، احسان خواجه امیری، فریدون آسرایی، مهرزاد اصفهان پور، سینا سرلک، علی زند وکیلی، مهدی مدرّس، گروه چارتار، سیروان خسروی، زانیار خسروی، علی رهبری(گروه پازل)، مجید خراطها و فرزاد فرزین را پخش می کنند.

باید منتظر ماند و دید آیا با این خوانندگان برخوردهای قانونی صورت گرفته و دچار ممنوعیّت خواهند شد و یا اینکه آنها بدون مشکل این کار را ادامه خواهند داد که در این صورت تعداد بیشتری از خوانندگان مجوزدار روی به همکاری با شبکه های ماهواره ای خواهند آورد.

گفتنی است، برخی خوانندگان سال گذشته به دلیل انتشار آثارشان از طریق وب سایت رادیو جوان توسط یکی از نهادهای نظارتی چند ماه را در ممنوعیّت کاری به سر می بردند و نکته جالب اینجاست که برخی از خوانندگان این گزارش مشمول این ممنوعیّت قرار گرفته بودند.

همچنین خاطرنشان می شود که برخی از این خوانندگان در مقاطعی پیش از این به دلیل پخش موزیک ویدئو از شبکه های ماهواره ای ممنوعیّت های مقطعی را تجربه کرده اند. ذکر این نکته الزامی است که آثار این خوانندگان فاقد مشکل محتوایی است و وضعیّت آثار تصویری این افراد با شماری از خوانندگان غیرمجاز داخلی که موزیک ویدئوهایی هنجارشکن برخلاف شرع، عرف و قانون در داخل کشور ضبط می کنند و از تلویزیون های ماهواره ای پخش می شوند، کاملا متفاوت است.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

در آئین افتتاحیۀ چهاردهمین جشنوارۀ فیلم مقاومت؛

«محمدحسین مهدویان» برترین کارگردان موزیک ویدئو شد

 

 

 

موسیقی 2002: درآئین‌ افتتاحیۀ چهاردهمین جشنوارۀ بین‌المللی فیلم مقاومت که روز جمعه (2 مهرماه)، در تالار اندیشۀ حوزۀ هنری تهران برگزار شد، بهترین های عرصۀ موزیک ویدئو انتخاب و معرفی شدند.

به گزارش موسیقی 2002، در این مراسم حمید بهمنی، جهانگیر الماسی، محسن نفر و مسعود آب پرور برای اهدای تندیس بهترین نماهنگ جشنواره فیلم مقاومت به روی صحنه دعوت شدند.

در این بخش دیپلم افتخار برگزیدۀ سوم به حسین و محمد بوشهری برای آثار "عمار داره این خاک" و "لبیک" (با صدای حامد زمانی) اهدا شد. دیپلم برگزیده دوم نصیب مهدیار عقابی برای اثر " ارغوان" (با اجرای گروه سرود نسیم قدر) گردید. در نهایت تندیس برگزیدۀ نخست به محمدحسین مهدویان برای نماهنگ های "چشم به راه" (با صدای صادق آهنگران) و "از خون جوانان وطن" (با صدای علیرضا قربانی) اهدا شد.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

بازنشر نوشته های علیرضا بهمیاری بدون ذکر منبع؛

این بار روزنامۀ اصلاح طلب شهروند

 

 

 

موسیقی 2002: "روزنامۀ شهروند" در شمارۀ 953 منتشره در تاریخ یکشنبه 4 مهر 1395 مطلبی با روتیتر "مروری بر آثار موسیقایی تاثیرگذار در زمینه دفاع‌مقدس" و تیتر " حماسه دفاع در گام‌های موسیقی" به قلم شخصی به نام رضا نامجو منتشر کرده است که بیشتر بخش های اصلی این مطلب برداشت مستقیم از مطلب مفصلی است که علیرضا بهمیاری در سال 1393 در وب سایت راه نوا با روتیتر "به مناسبت سی و چهارمین سالگرد هفته دفاع مقدس" و تیتر "مادر برام قصه بگو دل تنگه تنگه ، قصه بابا رو بگو…" منتشر شده بود. در ضمن این مطلب در همان مقطع در چندین وب سایت دیگر نیز بازنشر شده بود.

متاسفانه در روزنامۀ شهروند هیچ اشاره ای به منبع اصلی نشده و بدتر اینکه در قسمت هایی که خود روزنامه نگار مطالبی را به این گزارش افزوده غلط های متعددی دیده می شود. شایسته است رسانه ها مطالب اصلی را با ذکر منبع منتشر نمایند نه اینکه با برداشت از یک مطلب و افزودن بخش هایی، آن را به نام خود بازنشر کنند در حالی که غلط هایی مختلفی هم در آن مشاهده می شود. به هر حال پژوهش در عرصۀ موسیقی کار دشوار و وقتگیر و تخصصی است و هر روزنامه نگار عرصه موسیقی نمی تواند مطالب پژوهشی دیگران را به نام خود منتشر کند.

 

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ٩:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٥/٧/٤
comment نظرات () لینک

+ ناگفته هایی از فرهاد مهراد به روایت همسرش: به سبک خودش خیلی مذهبی بود

ناگفته هایی از «فرهاد مهراد» به روایت همسرش:

 

خودش را به عنوان یک خواننده قبول نداشت چه رسد به آهنگساز

گوگوش هم جمعه را خواند اما کسی نشنید

به سبک خودش آدم خیلی مذهبی بود

اگر کسی به اعتقاداتش توهین می کرد، در مواقعی بسیار بداخلاق می شد

یک بار نمازش را در پارک، زمانی که داشت راه می رفت خواند

 

 

روایت خاموشی فرهاد در سال های پس از انقلاب

 

 

موسیقی 2002: چهارده سال از درگذشت "فرهاد مهراد" می گذرد. به همین مناسبت نشریه "ایران فردا" گفت و گویی با پوران گلفام ترتیب داده است.
فرهاد خواننده ای متفاوت بود. او مانند هیچ کس بود. شعر او بخشی از تاریخ آزادی خواهی، برابری خواهی و پاسداشت اخلاق در تاریخ معاصر ایران است. او را نماینده موسیقی نقّاد سی ساله در سپهر عمومی ایران می شمرند اما هنوز ناشناخته ها درباره فرهاد بسیار است؛ چنان که از فرهاد پیش از انقلاب تاکنون سخن ها گفته شده اما تصویر او در سال های پس از انقلاب در پشت ابری از ابهام پنهان مانده است.
 
فرهاد از معدود خوانندگان ایرانی است که ارتباط او با آن هستی که خویش را در آغوشش می دید، از سنت های موروثی فراتر رفته بود، محمد و علی را دوست داشت و برای مسیح شمع روشن می کرد. ناگفته هایی از فرهاد را در گفتگوی دکتر مسعود پدرام و خانم پوران گلفام همسر فرهاد که در یک میهمانی خانوادگی ضبط شده با هم می خوانیم.
 
 
خانم گلفام می دانید که برای شما احترام خاصی قائل هستم و شما امشب لطف کردید و شام دعوت من و همسرم را پذیرفتید و فکر می کنم بهترین کار این است که فرصت را غنیمت بشماریم و قدری در مورد فرهاد گفتگو کنیم، از چیزهایی بگوییم که گفته نشده یا اگر گفته شده ببینیم روایت دیگری هم می تواند داشته باشد یا نه؟

- آشنایی من با شما از تصادف هایی است که می شود گفت تصادف نیست. وقتی فرهاد بلافاصله بعد از مرگش در ایران و خارج محبوب قلوب شد و از هر طرف او را می کشیدند، تمام روزنامه ها و مجلات ایران راجع به او مطلب می نوشتند که چه کسی بود و از این گونه مطالب، دوستانم هم این مطالب را جمع کرده بودند. بعد از چند ماه که از حال بد و حالت شوک بیرون آمدم یک نگاهی به این مطالب کردم. اغلب مثل هم بودند. یک مشت چیزهای فرمولی و کلیشه ای که نشان می داد فرهاد را نمی شناسند و همین طوری یک چیزی نوشتند.
 
هیچ کدام به دل من ننشست تا این که در مجله چلچراغ یک مطلبی دیدم که متفاوت بود با بقیه مطالب کسان دیگری که نوشته بودند. دیدم پای مطلب نوشته دکتر مسعود پدرام. پیش خودم گفتم این کیست، من تا به حال چنین اسمی را نشنیده ام و چنین مطالبی را هم اگر کسی که فرهاد را ندیده بود، نمی توانست بنویسد.

من مطمئن بودم که اگر مسعود پدرام، فرهاد را می شناخت حداقل من هم باید اسمش را شنیده باشم. خیلی برای من عجیب و جالب بود. آن وقت شروع کردم بفهمم که این آدم کیست. دوستی در مجله چلچراغ داشتم و از او خواهش کردم تا آدرس یا تلفنی از این آقای پدرام برای برایم پیدا کند و او هم بعد از مدت ها گشتن سرانجام یک شماره تلفن برای من گیر آورد. من تلفن زدم و خودم را معرفی کردم و گفتم دلم می خواهد شما را ببینم. شما هم استقبال کردید و قرار گذاشتیم و شما هم به اتفاق همسرتان آمدید خانه من و فرهاد و اینطوری آشنایی ما شروع شد و من از بابت آن خیلی خوشحالم.

و این چنین است که ما امشب با هم آلبالو پلو خوردیم.

- بله. دوستی ادامه پیدا کرد؛ سال ها، تا الان.

ما نسلی بودیم که با فرهاد خیلی عجین شدیم. به خصوص که اوج این رابطه با دوره دانشجویی من هم زمان شد. در مورد رابطه این نسل با فرهاد زیاد گفته شده است اما آنچه را که فکر می کنم نظر شما را جلب کرد و من هم روی آن خیلی تکیه دارم اشاره من در آن مقاله نشریه چلچراغ به فرهاد پساانقلابی است.

- دقیقا.

که مسامحتا فرهاد این زمان را می توان فرهاد دوم گفت. حالا بد نیست توضیح بدهم که مسئله از چه قرار است. زمانی فرهاد می خواند و نسل روشنفکری را به ویژه در فضای دانشجویی به دنبال خود داشت. این یک فرهاد است. در این دوره فرهاد با دیگرانی کار می کرد که لزوما خود او نبودند اما با او همخوانی داشتند. سه پایه فرهاد، منفردزاده و قنبری را شاید بتوان هسته مرکزی آن چیزی تعریف کرد که نسل روشنفکری و علاقه مند به موسیقی اعتراض در ایران را در دهه 1350 به دنبال فرهاد می کشاند.

منزلت فرهاد در آن زمان تا آنجا بود که شاعر بزرگی چون شاملو برای فرهاد ترانه شبانه را می سراید اما در سال های 1360 و 1370 ما دیگر آن سه پایه را نداریم. فرهاد بود و فرها. خود فرهاد را داریم. تنهای تنها، گویی بازیگر نمایشنامه اوژن یونسکو است که نمی خواهد مثل بقیه کرگدن شود. راه خود را می رود و آهنگ می سازد و شعر انتخاب می کند و در اشعار با اندیشه های خودش تغییر ایجاد می کند و همچنان می خواند. به نظرم می آید که فرهاد پیشاانقلاب یک بخش از فرهاد است و نه همه آن. این انتخاب خودش بود که با معدودی کار کند. آدم های زیادی نبودند که در این حد بتوانند کار کنند.

اما بعد از انقلاب متوجه شدم که فرهاد آهنگ هایش را خودش می سازد. شعرها را هم مطمئن بودم خودش انتخاب می کند و با کمال آزادی می توانست بگوید که این همان شعری است که من می خواهم. به خصوص که در آن تغییرات مورد نظر خود را هم گاهی ایجاد می کرد. رد مورد اشعار به اخلاق رعایت حق معنوی خیلی پایبند بود.
 
مثلا روزی به دیدار شفیعی کدکنی بزرگ رفت و در ضمن مباحثی که با هم داشتند، اجازه مکتوب از ایشان گرفت که شعرش را بخواند. پس فضای انتخاب برایش باز بوده و از میان چیزهای زیادی می توانست انتخاب کند. کار آهنگسازی او هم خیلی متناسب با اشعار بود. این بخش از زندگی فرهاد چون بیش از همیشه خودش است می تواند اهمیت ویژه ای داشته باشد و وجه اندیشگی او را بیشتر نمایان کند.

خلاصه در مورد این قسمت کم گفته شده که نیاز به تحلیل دارد. فرهاد پیش از انقلاب تحلیل شده اما پس از انقلاب نه. متاسفانه در این سال های بعد از انقلاب مسائلی غیر از خود فرهاد و کارهایش مطرح می شود. موضوع بیشتر در مورد حاشیه های فرهاد است تا خود او و متمرکز می شود بر این که به او اجازه فعالیت داده نمی شد و نمی توانست مجوز بگیرد که البته این موضوع درست است و در جای خود باید به حافظه تاریخی ما ملحق شود اما تحلیل خود کارهای فرهاد نیست. حالا شما مقداری در مورد فرهاد پس از انقلاب و آنچه که شاهد بودید بگویید. در این مورد که اشعارش را چطور انتخاب می کرد یا چه دغدغه هایی را داشت که بیاید سراغ این نوع شعرها. در کار آهنگسازی چه می کرد؟ با پیانو آهنگ ها را می ساخت و کار می کرد یا با گیتار؟ چطور آهنگ ها را می نوشت؟

- فرهاد بعد از انقلاب را وقتی دیدم که گیتاری داشت که گوشه اتاق داشت خاک می خورد. چون که آن زمان اصلا اجازه کار نداشت. در واقع وجودش موسیقی بود ولی آنچه که مسلم است این است که فرهاد بعد از انقلاب، درست با انقلاب، شاید یک جهش بزرگی کرد. اگر به او می گفتند آهنگی بخوان، نگاه می کرد به شعر، و می گفت شعر نباید تاریخ مصرف داشته باشد.
 
باید یک چیزی بخوانم که همیشگی باشد. برای همین هم، به نظر من فرهاد روی آورد به چیزهایی که ماندگارتر و عمیق تر باشد و از آن حالت کمی شاید شعاری یا به قول دوستانم که کارهای قبل از انقلاب فرهاد را می پسندند، کارهای انقلابی و سیاسی به معنای متعارفش بیرون بیاید.
 
مثلا اولین آهنگی که فرهاد بعد از انقلاب روی آن کار کرد، سال 68 همان خواب در بیداری بود که داشت کتابی می خواند و شعری را در آن پیدا کرد و مضمون شعر را گرفت و بقیه را از حالاتی که خودش آن موقع داشت گرفت؛ نشسته بود نگاه می کرد به دریا و عین تصاویری را که می دید، می خواند. این ترجیع بند را داشت که همه چیز یکسان است و با این حال نیست، دقیقا وصف حال خودش بود.
 
بعد آمد و روی چیزهای دیگری کار کرد و خواند. مثلا، پای در زنجیر پرواز می کنم... یا زردها بیهوده قرمز نشدند. یک جوری فرهاد آن فرهادِ ناامید نیست. تلخ هست ولی ناامید نیست. می گوید باید یک کاری کرد و سعی می کند که کاری بکند. اگر مقایسه اش کنیم با قبل از انقلاب که شما می فرمایید آنجا اوجش می رسد به کوچه ها تاریکه...
 
بله او کاری را شروع می کند از جمعه تا اوجش که شعر شاملو یعنی شبانه است. همه چیز تاریک و تلخ است اما بعد از انقلاب می گوید که صبح پیدا شده اما آسمان پیدا نیست. هم صبح در آن هست و هم پیدا نبودن آسمان. آسمان هست اما پیدا نیست. تلاشی در اینجا وجود دارد که باید انجام شود.
 
البته از سال 57 با خواندن «یک شب مهتاب» یا بعدش «محمد» یا «نجوا» که می گوید «من و تو کم گفتیم»، این راه را باز می کند ولی بعد از انقلاب بستگی به حال و هوای خودش، شعرها را انتخاب می کند و با موسیقی خودش می خواند. فضای موسیقی فرهاد گسترده می شود و دیگر فقط در یک جهت نیست. شما نمی توانید بگویید فرهاد بعد از انقلاب کسی است که آهنگ هایی با مضمون سیاسی و فقط اعتراضی می خواند.
 
 
در مورد ترانه هایی که خوانده با شما صحبت خاصی داشته و  یا در میان گذاشته که ببیند کارش خوب شده یا نشده است؟

- من در دوره پس از انقلاب دائم به او می گفتم: «بخوان.» او هم می گفت: «کجا و چگونه؟» مثلا از یک شعری خوشش می آمد، می گفت خوب حالا آهنگ چی؟ در واقع آهنگسازی را نمی شناخت که بخواهد روی آهنگ آن کار کند. چندین نفر را تجربه کرده بود و دیده بود که نمی توانند. فرهاد خیلی پرتوقع بود. آن زمان معمولا یک ملودی را اجرا می کرد و من می شنیدم و همیشه هم قشنگ بود. مثل «تو را دوست دارم» که اولش را با ریتم مارش اجرا می کرد. او اینها را اجرا می کرد و فقط ذخیره می شد.

فرهاد جایگاه خودش را در موسیقی ایران چگونه می دید؟

- فرهاد فرهاد خودش را به عنوان کسی که کار موسیقی را بلد است قبول نداشت. خیلی پرتوقع بود.

من یک مصاحبه از فرهاد دیدم که در آن می گفت من حرفه ای نیستم. البته همان طور که گفتید توقعش بالا بود. شنیدم از یکی از مسئولان قدیمی یکی از استودیوهای معروف صدابرداری که گفته بود فرهاد همیشه فقط یک اجرا می کرد و همان ضبط می شد و مثل بسیاری از خواننده ها نیازی نبود چندین بار اجرا کند تا یکی از آنها خوب شود.

- خودش را به عنوان یک خواننده قبول نداشت چه رسد به آهنگساز اما برای کار کردن با کسی نمی توانست کسی را نام ببرد. فرهاد می گفت یک حرف هایی هست که دلم می خواهد بزنم و دلم می خواهد دیگران هم بشنوند. مهم نبود شنونده چند نفر هستند اما دوست داشت با عده ای به اشتراک بگذارد و نمی خواست به تنهایی آنها را بداند.

فکر می کنم فرهاد نمی خواست فقط به دیگران بگوید. او می خواست گفتگو کند. فرهاد خود را در فضایی تعریف می کرد که با نگاه امروزین به سپهر عمومی هنری و سیاسی نزدیک می شود. در جامعه ای حضور نداشت که مردم به کار خود مشغولند و موسیقی را گوش می کنند تا اوقات فراغتی دست دهد بلکه در جایی بود که با دیگری گفتگو می کرد. موسیقی فرهاد، دیگران را در مورد آن موسیقی و مضمونش به سخن می آورد و با مسائل اجتماعی و سیاسی و فرهنگی پیوندشان می داد و به نحوی خرد انتقادی را در مورد دردهای جامعه فعال می کرد.

فرهاد موسیقی خود را در جایی عرضه می کرد که بازخورد انتقادی نسبت به وضعیت موجود داشت. او به آسیب ها و دردهای اجتماعی اشاره می کند و به نحوی هم نقد سیاسی می کند. موسیقی فرهاد متفاوت بود. از این جنس موسیقی نبود که بگوید «با نگاهت داری منو چوب می زنی» یا «جونم ز دست رفت، آتیش گرفته»، یا «تو خودت نمره بیستی». این دست از موسیقی های مردمی که آن را با معنای گسترده پاپ می توان مشخص کرد، موسیقی در جامعه و در سطح بسیار گسترده ای گوش داده می شد اما در عرصه خصوصی افراد می ماند، چون به امر عمومی و اجتماعی اشاره نداشت.

اما فرهاد می گفت «شهیدان شهر، آخرش یه شب ماه میاد بیرون»، «وقتی که بچه بودم غم بود اما کم بود» یا «کاش آدمی وطنش را همچون بنفشه ها می شد با خود ببرد هر کجا که خواست». با این که جمعه در زمره اولین کارهای فرهاد بود، با صدایی که نه آدم را در خلسه آواز سنتی می برد و نه شادی می بخشید، بلکه تلخ تلخ بود. مهر خود را در موسیقی اعتراض حک کرد و وارد سپهر عمومی شد. گوگوش هم جمعه را خواند اما کسی نشنید. یعنی آنهایی هم که جمعه را از گوگوش شنیدند، آنچه را فرهاد خواند از گوگوش نشنیدند.
 
چنان که گنجشگک اشی مشی را هر کس دیگری که خواند، آن چیزی را که فرهاد با خواندن آن به دیگری می گفت، نتوانست بگوید.

- فرهاد اعتقاد داشت که اگر دارد از یک دردی صحبت می کند باید این درد را کشیده باشد. مهم نیست که اعتراضی یا غیر اعتراضی بخواند. مهم این است که آنچه را می خواند حس کرده باشد و کسی هم که گوش می کند این را بفهمد. همیشه در مورد آهنگ هایش می گفت که برایم کلام مهم ترین چیز است و می گفت کلام باید درد و حرف من باشد و آن را حس کرده باشم.

شما به آمریکا و اروپا رفتید و فرهاد در آنجا کنسرت اجرا کرد. آیا دلش نمی خواست آنجا مقیم شود؟

- ابدا. قبل از این که برویم آمریکا هم دوستان سابقش (شهبال شبپره و منفردزاده) اصرار زیاد کردند که بیایید اینجا و یکی از این دوستان گفت که همه کارهای مربوط به آمدن و اقامت را هم درست می کند و ... اما فرهاد نمی خواست برود. هر بار از او می پرسیدند که چرا در ایران ماندی می گفت اینجا وطن من است و من در اینجا به دنیا آمدم.
 
فرهاد آدمی مذهبی بود؟

- خیلی. ولی به سبک خودش.

سبکش چه بود؟

- نمی دانم. من مثلا اگر به او می گفتم که خدا را دوست ندارم یا مسلمان نیستم، او هیچ وقت تعصب نداشت که به من چیزی را ثابت کند اما اگر کسی به اعتقاداتش توهین می کرد، در مواقعی بسیار بداخلاق می شد.
 
دوستی داشتیم که بسیار آدم خوبی است و فرهاد هم شخصیتش را دوست داشت اما مذهبی نیست و با فرهاد مباحثی در مورد پیامبر و قرآن داشتند اما یک بار که حرفی در مورد حضرت علی گفت و مسخره کرد، فرهاد بلند شد و گفت دیگر در حضور من از این صحبت ها نکنید و از اتاق بیرون رفت. خانواده اش مذهبی بود اما اعتقاداتش از روی مطالعه بود. قرآنش را دیدید که حاشیه هایی بر آن نوشته است. همین طوری چیزی را قبول نمی کرد.
 
باید از چندین منبع تحقیق می کرد. دوتا از خواهرهای فرهاد یکی معلم عربی بود و دیگری مترجم عربی. فرهاد مشکلاتش را در خواندن قرآن از آنها می پرسید و در این زمینه ها برای یادگیری و فهمیدن خیلی جدی بود. گاهی هم جواب پرسش خود را پیدا نمی کرد. خیلی ها که مذهبی نیستند، به خصوص در این زمان خاص، و فرهاد را دوست دارند، ممکن است بگویند که فرهاد مذهبی نبود و چپ بود ولی او مذهبی بود.

البته مذهبی هم می تواند چپ باشد و من خودم را از آن سنخ می دانم، گرچه همه مذهبی ها مثل هم نیستند و همه چپ ها هم یکسان نیستند.

- درسته، او هم به معنای متداول مذهبی نبود. وقتی در آمریکا در دهه 60 کنسرت می داد، زمانی بود که خیلی بدهکار بودیم چون داشتیم خانه می ساختیم و او پس از هر کنسرت نصف درآمد را برای کمک به فقرای آمریکا اختصاص می داد و علتش هم این بود که آن پول را در آمریکا کسب کرده بود.
 
من به او اعتراض می کردم و می گفتم چرا نصف؟ ما بدهکاریم و می گفت فرقی نمی کند. این پول را باید بدهیم. به سبک خودش مذهبی بود و فکر می کرد باید از کسی بپرسد که از نظر مذهبی چقدر باید از آن پول را بدهد. آن کاری را که فکر می کرد درسته انجام می داد.

در واقع خودش اجتهاد می کرد و با تکیه بر مبنای اخلاقی مورد اعتقادش عمل می کرد.

- بله، حتی اگر علمای دین چیز دیگری می گفتند، او مذهب و اعتقادات خودش را داشت. برای حضرت مسیح هم شمع روشن می کرد. جور خاصی عبادت می کرد. در یکی از یادداشت هایش از خدا گله کرده بود  و دست آخر هم نوشته بود دردم آرام شده و خدا را شکر کرده بود.
 
یک بار نمازش را در پارک، زمانی که داشت راه می رفت خواند چون می دیدم ساکت است، فهمیدم دارد عبادت می کند. مثل بقیه نماز نمی خواند. یک بار یک نماز دو رکعتی صبحش خیلی طول کشید رفتم در اتاق و گفتم چه کار می کردی؟ گفت فکرم پراکنده بود. او نمازش را وقتی به عنوان نماز قبول داشت که از خودش جدا شده بود.
 
 
در مورد این که قبل از انقلاب اعتیاد داشت و مسائلی که در این مورد مهم می دانید بگویید.

- من فرهاد را بعد از انقلاب و اولین بار در منزل مادر دکتر الهی قمشه ای دیدم. شنیده بودم که گاهی به آنجا می آید و دلم می خواست ببینمش. وقتی چندین بار رفتم یک بار موفق شدم ببینم. در آن زمان دستیار پزشکی بود به نام دکتر صلحی زاده که در ترک اعتیاد فرهاد موثر بود. نظر فرهاد این بود که فرد معتاد بیمار است و باید مثل یک بیمار با او رفتار کرد. به همین دلیل هم، در مداوای معتادان دستیار دکتر صلحی زاده شده بود و خیلی از ایشان تعریف می کرد.
 
دکتر صلحی زاده گفته بود اگر معتادها برای ترک بیایند، وقتی ببینند فرهاد اینجاست برای روحیه شان خوب است. در ضمن، برای رسیدن من به فرهاد این آقای دکتر خیلی کمک کرد. او به من گفت خیلی از دخترها دنبال فرهاد بودند و هستند، از جمله یکی از خوانندگان بسیار معروف را هم نام برد. گفت ولی به نظرم آمد تو خود فرهاد را دوست داری و به همین دلیل کمکت می کنم.

فرهاد عاشقانه هم می خواند؟

- معتقد بود که یک مسئله خصوصی، خصوصی است؛ اما «بانوی گیسو حنایی ام» زمزمه ای است که فرهاد نزد خودش خوانده بود و نمی دانم کار درستی کردم که آن را پخش کردم یا نه. صدایش خیلی ضعیف است و حالت ناله دارد. تنها عاشقانه فرهاد است و شعر آن از ناظم حکمت است. آخرش می گوید: «گفتی که اگر ترا از دست دهم خواهم مرد، نه، تو زنده می مانی... بانوی گیسو حنایی ام، عمر اندوه در قرن ما یک سال بیش نیست.»
 
------------------------------------------------------------------------------------------------------------
نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٥/٦/٢۸
comment نظرات () لینک

+ از تحت تعقیب قرار گرفتن خوانندۀ پاپ تا پرداخت 70 میلیونی برای اجرای تیتراژ؟

خوانندۀ پاپ تحت تعقیب قضایی قرار گرفت/ «فریدون بیگدلی»: خواننده ای ۷۰ میلیون پول داده تا تیتراژ سریالی را بخواند/ ترانه سرای آثار ارزشی: عمدۀ خوانندگان ارزشی به دلیل وجود مسائل مالی در این عرصه ظاهر می‌شوند/ وقتی فؤاد و فاضل «ناگزیر» می شوند

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

به دلیل نشر اکاذیب در صفحات مجازی؛

حمید عسکری تحت تعقیب قضایی قرار خواهد گرفت

 

 

 

موسیقی 2002: علی صداقت دادستان عمومی  و انقلاب شهرستان بهشهر در گفت‌وگو با خبرنگار گروه حقوقی و قضایی "خبرگزاری میزان" درباره لغو کنسرت یک خواننده در بهشهر گفت: هیچ دستور قضایی مبنی بر لغو این کنسرت صادر نشده است.

وی توضیح داد: با توجه به همزمانی برگزاری این کنسرت و تشییع پیکر جانباز شهید حاج احمد عموزاده خلیلی با صلاحدید اداره ارشاد و فرماندار این شهرستان تصمیم گرفته شد که کنسرت مذکور لغو شد.

این مقام قضایی در پایان اظهارکرد: خواننده این کنسرت به دلیل نشر اکاذیب در صفحات مجازی، تحت تعقیب قضایی قرار خواهد گرفت.

به گزارش خبرگزاری میزان، این خواننده در صفحه‌ شخصی‌ خود نوشته بود: «کنسرت بهشهر که قرار بود امشب برگزار بشه به دستور مقامات قضایى لغو شد.»

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

اظهار نظر «فریدون بیگدلی» دربارۀ اوضاع تیتراژخوانی در تلویزیون:

گفتند تهیه کننده از صدای شما خوشش آمده از همه صد میلیون می گیرد ولی از شما سی میلیون/ خواننده ای را می شناسم که ۷۰ میلیون پول داده است تا تیتراژ سریالی را بخواند

 

 

 

 

موسیقی 2002: "فریدون بیگدلی"، خوانندۀ باتجربۀ پاپ در گفت و گو با "دیباچه" در بارۀ آثار جدید خود گفت: در صدا وسیما کارهایی ارائه کرده ام . در حال حاضر حدود۳۰ آهنگ جدید آماده دارم و قصد دارم به صورت آلبوم منتشر کنم ؛ولی هزینه های بالایی دارد که هنوز نتوانسته ام این آلبوم را منتشر کنم برای این آلبوم زحمت فراوان  کشیده ام وهزینه بسیاری را صرف کرده ام . در گذشته نه چندان دور روند کاری شرکت ها اینگونه بود که آلبوم خواننده را به عنوان تهیه کننده تولید ومنتشر می کردند اما الان شرایط فرق کرده است. برای انتشار آلبوم باید پروسه طولانی را با صرف هزینه طراحی ، تکثیرو… باید طی کرد.به دلیل این مشکلات خواننده نمی تواند به راحتی آلبوم خود را منتشر کند.

خواننده سریال ستایش در ادامه افزود: برخی از سریال ها چون پر بیننده است دیده می شوند به همین خاطر تیتراژ آن  هم به خوبی شنیده می شود این شانسی بود که نصیب من شد. متاسفانه ما در شرایطی زندگی می کنیم که برخی از تهیه کنندگان برای خواندن تیتراژ از خواننده پول می گیرند. به خاطر دارم زمانی را که به من زنگ زدند وگفتند تهیه کننده از صدای شما خوشش آمده از همه صد میلیون می گیرد ولی از شما سی میلیون که تیتراژ فلان سریال را بخوانید ولی من نپذیرفتم. متاسفانه این مسائل وجود دارد . خواننده ای را می شناسم که ۷۰ میلیون پول داده است تا تیتراژ سریالی را بخواند. متاسفانه در شرایطی زندگی می کنیم که ملاک ومعیار هنر، دیگر صدا نیست هر کسی پول داشته باشد می تواند به نوعی خود را مطرح کند . موسیقی الان آشفته بازار است.

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پیمان طالبی (ترانه سرای آثار ارزشی):

طی دو سال 70 ترانۀ ارزشی کار کردم/ عمدۀ خوانندگان ارزشی به دلیل وجود مسائل مالی در این عرصه ظاهر می‌شوند

 

 

 

موسیقی 2002: "پیمان طالبی"، شاعر و ترانه سرای جوان در گفت و گو با "خبرگزاری تسنیم" اظهار کرد: من ورودم به ترانه، با موسیقی ارزشی بود. حدود چهار سال پیش از طرف حامد زمانی که یکی از اشعار من را که مرثیه‌ای برای حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) بود، خوانده و خوششان آمده بود. از من خواست برای فاطمیه آن را بخواند که البته آن سال غزل معروف آقای قزوه را خواند که بسیار هم کار خوبی شده است. در ماه رمضان همان سال از من خواست شعری در مدح امام رضا(علیه السلام) برای برنامه شهر باران  کار کنم که باهمخوانی حاج عبدالرضا هلالی صورت گرفت که با استقبال خوبی از سوی مردم روبه رو شد.

شاعر کتاب "ناحماسه" در ادامه افزود: نزدیک به دوسال 70 ترانه ارزشی کار کردم که از بین اینها حدود 15 کار با حامد زمانی بود؛ البته بخشی از کارها سفارشی بود و پخش نشد، کم‌کم علاقه‌مند به فعالیت در عرصه ترانه‌های عاشقانه شدم که البته این بدین معنا نیست که دیگر در فضای ارزشی کار نمی‌کنم. اما کمی از کار کردن در این فضا خسته شده‌ام. عمده خواننده‌های ارزشی بخاطر وجود مسائل مالی در این عرصه ظاهر می‌شوند. تهیه‌کنندگان مبالغ میلیونی پیشنهاد می‌دهند و نگاه مادی را در بین خواننده‌های ارزشی افزایش داده‌اند. بارها دیده‌ام که خواننده به من می‌گوید که می‌شود در موسیقی ارزشی درآمد کسب کنیم یا نه، راه و چاهش را از من می پرسد! این بدین معنا است که دیگر دغدغه وجود ندارد. من از این جهت به امثال حامد زمانی احترام می‌گذارم که معتقدم او به چیزی که می‌خواند به شدت اعتقاد دارد. اگرچه که با حامد هم کم کار تر از قبل شده‌ایم اما دوستی عمیق ما هنوز پابرجاست.

طالبی در خصوص کیفیت آثار ارزشی تصریح کرد: کیفیت کارها در بسیاری از موارد پایین است و این نسبت به سال‌های گذشته بیشتر است؛چرا که کارها به سمت سفارشی شدن رفته است و فقط تولید اثر اهمیت دارد و کیفیت برای تهیه کنندگان جایگاهی ندارد. منشأ این امر این است که افراد نا آگاه وارد این حوزه شدند و بعضی از دوستان اصلاً با فضای موسیقی آشنا نیستند و از لحاظ کیفیت سنجی توجیه نیستند.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

اینکه مردم نشناسند تو را غربت نیست - غربت آن است که «یاران» ببرندت از یاد/ با صدای خواننده ای تازه کار؛

«ناگزیر» اثر مشترک فؤاد حجازی و فاضل نظری منتشر شد

 

 

 

موسیقی 2002: اواخر مردادماه قطعۀ "ناگزیر" با سروده ای از فاضل نظری، ملودی و تنظیمی از فؤاد حجازی و با صدای خوانندۀ زن تازه کاری به نام "تیما" منتشر شد.

به گزارش موسیقی 2002، در جلد این اثر نام شاعر درج نشده و فؤاد حجازی به عنوان آهنگساز و تهیه کننده معرفی شده است.

در مجموع این اثر موسیقایی در ارکان مختلف خود در وضعیت درخور اعتنایی قرار دارد.

فؤاد حجازی یکی از کم کارترین و در عین حال بهترین ملودی سازان و تنظیم کنندگان پاپ طی 25 سال اخیر به حساب می آید. همچنین وی به تازگی همکاری خود را با زوج هنری قدیمی خود علیرضا عصار برای تولید جدیدترین آلبوم این خواننده آغاز کرده است. به نظر می رسد آلبومی که عصار با گروهی از اهالی ترانه و موسیقی طی سه سال اخیر ساخته بود نتوانسته وی را راضی کند و فؤاد حجازی قرار است نهمین آلبوم عصار را ساخته و تنظیم نماید.

 

متن شعر:

ناگزیر از سفرم، بی سر و سامان چون «باد»
به «گرفتار رهایی» نتوان گفت آزاد

کوچ تا چند ؟! مگر می شود از خویش گریخت
«بال» تنها غم ِ غربت به پرستوها داد

اینکه مردم نشناسند تو را غربت نیست
غربت آن است که «یاران» ببرندت از یاد

عاشقی چیست؟ به جز شادی و مهر و غم و قهر؟!
نه من از قهر تو غمگین، نه تو از مهرم شاد

چشم بیهوده به آیینه شدن دوخته ای
اشک آن روز که آیینه شد از چشم افتاد

 

دل خود را گاهی تازه کن گاهی

به غیر این می دانی آیا راهی

دل من طوفانی شب من طولانی

پایان این آبادی گاهی راهی ست

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٥/٦/٢۸
comment نظرات () لینک

+ آخرین جنگ جهانی حق آغاز شود/ حامد زمانی با «سپر» آمد

پایتان گر طرف "کرب و بلا" باز شود - آخرین جنگ جهانی حق آغاز شود/ مجری طرح: گروه فرهنگی هنری دلصدا، تهیه کننده: سازمان فضای مجازی سراج، موضوع: مدافعان حرم، ساختار موسیقی: هارد راک

موزیک ویدئوی «سپر» با صدای حامد زمانی منتشر شد

عوامل تولید: احمد بابایی و مرتضی حیدری آل کثیر شاعران، حامد زمانی ملودی ساز، امیر جمال فرد تنظیم کننده، وحید امینی کارگردان موزیک ویدئو

احمد بابایی: حامد زمانی به تنهایی چند وزارت ارشاد است/ کدخداپرستان زمین می خورند

حامد زمانی: هزینه‌های مورد درخواست ما یک دهم سایر خوانندگان است/ 8-7 سال است که آلبوم را زمزمه می‌کنم و به نظرم این روزها موقع متولد شدن آن است