رویدادهای موسیقی پاپ ایرانی


+ خاموشی صدای طهرون قدیم ؛ «مرتضی احمدی» درگذشت

او فوتبالیست ، بازیگر ، گوینده ، مجری ، نویسنده ، پژوهشگر ، دوبلور و البته خواننده بود ؛

در واپسین روز پاییز 93 ، مصادف با 28 صفر / «مرتضی احمدی» ، قدیمی ترین خواننده فعال ایران در سن 90 سالگی درگذشت ؛

خاموشی صدای طهرون قدیم

 

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002» - علیرضا بهمیاری : "مرتضی احمدی" با نام کامل مرتضی حاج سیداحمدی ، هنرمند پیشکسوت و مشهور امروز سی ام آذرماه 1393 ، در سن 90 سالگی و به دلیل بیماری در تهران درگذشت.

به گزارش موسیقی 2002 ، خاموشی این هنرمند قدیمی در آخرین روز پاییز ، روز 28 صفر و در آستانه شب یلدا در منزلش در تهران و پس از یک بیماری طولانی مدت رخ داد.

گفتنی است ، احمدی قدیمی ترین و مسن ترین خواننده فعال موسیقی کشور محسوب می شد و قرار بود آلبوم سوم حاوی بخشی از ضربی خوانی های وی طی روزهای آتی منتشر گردد.

در ادامه به صورت اجمالی رویدادهای مهم زندگی مرتضی احمدی را به روایت موسیقی 2002 ملاحظه می فرمایید:


متولد 1303 تهران

1319 : آغاز ورزش باستانی و فوتبال در سن 16 سالگی

تا 1325 : بازیکن – مربی تیم  فوتبال راه آهن تهران

 

قدیمی ترین هوادار پرسپولیس

 

مرتضی احمدی قدیمی ترین هوادار تیم فوتبال پرسپولیس تهران بود و از ابتدای تاسیس این تیم تا چند سال قبل که دچار پیری و بیماری نشده بود اغلب بازی های این تیم را در ورزشگاه تماشا می کرد.

مرتضی احمدی که جزو متعصب ترین طرفداران سرخ پوشان تهرانی محسوب می شد در داربی مشهور سال 1352 که پرسپولیس شش بر دو تاج (استقلال) را در هم کوبیده بود در ورزشگاه حضور داشت.

 

1321 : در تئاتر به عنوان پیش پرده خوان مشغول به فعالیت شد

1322 : اجرای ترانه مشهور "گل پری جون" به سبک بیات تهران در پیش پرده خوانی

1323 تا 1358 : اجرای برنامه های کمدی و خوانندگی در رادیو


دوبله:

1326 : آغاز فعالیت در دوبله

مشهورترین اثر وی در دوبله : گویندگی صدای "روباره مکار" در کارتون پینوکیو در دهه 60 خورشیدی


خوانندگی :

اجرای بیش از 400 ترانه ضربی و 150 ترانه فکاهی

1340 تا 1345 : تک ضربی خوانی در تلویزیون


بازیگری در سینما :

1332 : شروع بازیگری در سینما با فیلم "ماجرای زندگی"

آخرین اثر سینمایی : "ستاره ها – جلد سوم" ساخته فریدون جیرانی 1384

بهترین فیلم سینمایی کارنامه اش به انتخاب خود :"اتوبوس" ساخته یدالله صمدی

ایفای نقش در 44 فیلم سینمایی



خوانندگی در سینما :

مطرب 1350

تماس شیطانی 1371

آن سوی آینه 1376

 

خوانندگی در سریال های تلویزیونی :

زیر بازارچه 1375

 

آلبوم های موسیقی :

1.صدای طهرون : فروردین 1389 حاوی 13 قطعه

2.صدای طهورن قدیم 2 : آبان 1391 حاوی 14 قطعه

ضبط 106 قطعه ضربی در سال 1388 که تا کنون دو مجموعه از این قطعات منتشر شده است.

انتشار چند کاست موسیقی با صدای وی در سال های قبل از انقلاب

 


سریال های تلویزیونی:

بازیگر 36 سریال تلویزیونی

محبوب ترین سریال از نظر خود وی : "چنگک" ؛ هرگز پخش نشد

محبوب ترین سریال از نظر مردم : "آرایشگاه زیبا" 1369

آخرین اثر تلویزیونی : صداپیشه مجموعه شکرستان از 87 تا 92

 

 

«مرتضی احمدی» ؛ هنرمندی که چندین بار توسط رژیم پهلوی بازداشت و زندانی شد

 


1. در یکی از پیش پرده‌ها ترانه‌ای به نام "کارگرم من" را اجرا کرد که به استقبال کارگران راه‌آهن و پس از آن منجر به اعتصاب کارگران راه آهن گردید که در نتیجه، مرتضی احمدی به بخش حسابداری راه‌آهن منتقل شد و پس از پایان اعتصاب دستگیر شد و در کلانتری تعهد کرد از آن به بعد ازاجرای آن پیش پرده خوداری کند.

 

2. پیش‌پردهٔ دیگری نیز با اجرای احمدی به نام "قدس شاهین" (دربارهٔ ماجرای تجاوز جنسی عده‌ای از سربازان آمریکایی به یک زن ایرانی) توقیف شد. ولی پس از اجرای مجدد آن در پاییز ۱۳۲۳ در جمعی خصوصی، محکوم شد شش ماه به کرمان تبعید شود که با پیگیری محمد مسعود، مدیر روزنامهٔ مرد امروز که تصادفاً به تئاتر فرهنگ آمده بود ملغی شد.


3. چندتا از پیش‌پرده‌های دیگر با اجرای احمدی نیز توقیف شده است، از جمله پیش‌پرده‌ای به نام "پیرهن زرده" که دربارهٔ گروه‌های فشار حزب دموکرات ایران که پیراهن زرد می‌پوشیدند بود و به کتک خوردن مرتضی احمدی و بازداشت او انجامید و پیش‌پرده‌ای به نام "کارمند دولت" که منجر به انفصال موقت او از خدمت در راه‌آهن شد ولی با اعتراض احمدی به دیوان عالی کشور لغو شد.

 

4. مرتضی احمدی در بهار ۱۳۲۴ از طریق مسابقات فوتبال با ناصر فخرآرایی که در تیم "آفتاب شرق" بازیکن و مربی بود آشنا شد. در ۱۵ بهمن ۱۳۲۷ به دعوت فخرآرایی به مراسم سالگرد افتتاح دانشگاه تهران رفت و در آن جا شاهد ترور محمدرضا شاه به دست فخرآرایی بود که به کشته شدن فخرآرایی و دستگیر شدن احمدی انجامید که پس از بازجویی و اثبات بی‌اطلاعی‌اش از ماجرا، آزاد شد.

 

5. احمدی حتی یک بار به خاطر پیش‌پرده خوانی به زندان هم افتاده است. او می‌نویسد: «زمانی که اشرف پهلوی، دردانه دربار شاهنشاهی، از سفر امریکا به ایران بازگشت در فرودگاه مهرآباد در حالی که پالتو پوست گرانقیمتی به تن داشت و یک سگ را در آغوش گرفته بود پیاده شد و خبرنگاران عکاس "تمثال بی‌مثالش" را با‌‌ همان شکل و قیافه زینت‌بخش روزنامه‌ها کردند، به خصوص روزنامه "مرد امروز" که آن را با نیش قلم و با عنوان "ملکه عصمت و طهارت وارد شد" منتشر کرد و خشم ملت را در باره این زن دار و دسته‌چی برانگیخت. پرویز خطیبی که از مخالفان شدید دربار و حاکمیت وقت بود در همین زمینه با استفاده از ملودی ترانه "دست ننم درد نکنه با این عروس آوردنش" (استاد جواد بدیع‌زاده) ترانه "آی خانوم" را در لفافه سرود و من آن را خواندم که‌‌ همان شب توقیف شد، من و پرویز دستگیر و به شهربانی کل کشور اعزام شدیم، پس از ضرب و شتم و نثار کلماتی توهین‌آمیز و یک شب بی‌خوابی و دریافت تعهد از ما دو نفر ساعت ده صبح روز بعد آزاد شدیم که متاسفانه اصل ترانه مورد بحث به دست نیامد و در آثار ترانه‌سرا هم مشاهده نشد. فقط پایان هر بند در خاطرم به جا مانده: چادرتو بنداز رو سرت/ آهای خانوم خاک تو سرت»

 

 

کتاب های منتشر شده :

 

1."کهنه‌های همیشه نو" (ترانه‌های تخت حوضی)، مرتضی احمدی (گردآورنده)، ناشر: ققنوس

2."من و زندگی": خاطرات مرتضی احمدی، مرتضی احمدی، ناشر: ققنوس

3."پرسه در احوالات ترون و ترونیا"، مرتضی احمدی، ناشر: هیلا

4."فرهنگ بر و بچه‌های ترون": کلمه‌های ویژه، واژه‌ها، اصطلاحات و ضرب المثل‌های تهرانی، مرتضی احمدی، ناشر: هیلا

5."پیش‌پرده و پیش‌پرده‌خوانی" : نوشته‌ مرتضی احمدی با تهیه و تنظیم بهرنگ بقایی ، این کتاب از دو بخش تشکیل شده که در بخش اول ترانه‌ها نوشته شده و در بخش دوم نت بعضی از این ترانه‌ها آورده شده است. ناشر: ققنوس

 

گفتنی است ، چند کتاب منتشر نشده از آثار مرتضی احمدی نیز بر جای مانده است. وی طی سال های اخیر به عدم اجازه انتشار دو کتابش و برخی کتاب های تازه اش معترض بود. در ضمن تعداد 79 قطعه ضربی خوانی احمدی که هنوز منتشر نشده در صورت دریافت مجوز به تدریج طی سال های آتی راهی بازار خواهد شد.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ٢:٢٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٩/۳٠
comment نظرات () لینک

+ هشت سال از درگذشت «ناصر عبداللهی» گذشت ؛ به یاد ناصریا

هشت سال از درگذشت ناصریای محبوب و معتبر پاپ گذشت ؛

هشت پرسش در هشتمین سالگرد کوچ ابدی «ناصر عبداللهی»

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002» - علیرضا بهمیاری : امروز بیست و نهم آذرماه ، مصادف با هشتمین سالگرد درگذشت "ناصر عبداللهی" خواننده ، ملودی ساز ، تنظیم کننده ، ترانه سرا و نوازنده موسیقی پاپ کشور است.

به گزارش موسیقی 2002 ، طی سال های اخیر همیشه در سالگرد درگذشت ناصریا به انحای مختلف در این وبلاگ مطالبی ویژه منتشر ساخته ایم و همیشه سعی مان بر این بوده که این مطالب از هم متمایز باشند و در عین حال از تازگی لازم برای مخاطب برخوردار باشند. بر این اساس ، امسال مطلب ویژه درگذشت صدای ماندگار جنوب را به صورت اجمالی و با هشت پرسش مطرح می کنیم:

 

1. مبهم ترین مساله درباره ناصر عبداللهی ، نحوه و چگونگی درگذشت وی است که طی هشت سال اخیر ادعاهایی نیز در این زمینه مطرح شده است ولی با سکوت خانواده وی و همچنین مسوولین مواجه گردیده و در نهایت این امر به مساله ای راز آلود و پیچیده مبدل شده ، باقی مانده و مسکوت گذاشته شده است.

پرسش قابل طرح این است که چرا تا کنون علت درگذشت این هنرمند مطرح و محبوب هیچ گاه به صورت رسمی اعلام نشده است تا به تمامی شایعات پایان بدهد ؟

 

2. از ناصر عبداللهی تعداد قابل توجهی تک قطعه و حتی چند آلبوم منتشر نشده و همچنین آثار کم تر شنیده شده باقی مانده است. (گواه ما درباره آلبوم ها ، گفت و گوهایی است که ناصریا در سال های فعالیت خود با رسانه ها انجام داده و به چند آلبوم عرضه نشده اشاره نموده و همچنین قطعاتی که برخی از انها طی سال های اخیر در فضای مجازی منتشر شدند و همچنین گفت و گوی برخی همکاران این خواننده مبنی بر موجود بودن تعداد قابل اعتنایی اثر منتشر نشده با صدای وی است) ، ولی پس از درگذشت عبداللهی به جز آلبوم "رخصت" که آلبومی آماده انتشار بود هیچ مجموعه دیگری به صورت رسمی راهی بازار موسیقی کشور نشده است.

پرسش قابل طرح این است که چرا آثار منتشر نشده و کم تر شنیده شده با صدای این خواننده در قالب آلبوم هایی مجزا تا به امروز به صورت رسمی و مجاز منتشر نشده است ؟

 

3. مصطفی منصوریار، مستندساز چند سال قبل مستندی با عنوان "جعبه سیاه" با موضوع ناصر عبداللهی ساخته است.

پرسش قابل طرح این است که چرا تا کنون این مستند اکران یا در شبکه نمایش خانگی عرضه نشده است؟ و پرسش مهم تر این است که چرا تا به امروز مستندی جامع و کامل درباره این خواننده توسط خانواده وی یا مسوولان فرهنگی استان هرمزگان ساخته نشده است که به صورت رسمی از طریق شبکه نمایش خانگی عرضه گردد؟

 

4. سال 1390 شبکه ماهواره ای ایرانیان نوید پخش مستندی با عنوان "ورود ممنوع" را با موضوع ناصر عبداللهی داد. مستندی که با اعتراض فرزند ارشد این خواننده مبنی بر غیرقانونی بودن آن ، هیچ گاه از این شبکه پخش نشد. همچنین مستندسازی به نام حسام شریفی چند سال قبل خبر از ساخت مستندی با عنوان "آوای جنوب" با موضوع ناصر عبداللهی را داد. این مستند نیز هیچ گاه به مرحله پخش نرسید.

پرسش قابل طرح این است که این مستندها چه سرنوشتی پیدا کردند؟ آیا مستند اوای جنوب همان مستند ورود ممنوع است و یا دو مستند مجزا هستند؟ چرا سازنده یا سازندگان این آثار درباره این مستندها اظهار نظر نمی کنند؟!

 

5. از زمان به کما رفتن ناصر عبداللهی تا به امروز تعداد قابل توجهی قطعه موسیقی تازه درباره وی با صدای خواننده های مختلف پاپ اجرا شده است. تعداد این آثار تا کنون به حدود 35 اثر می رسد که به صورت اختصاصی درباره ناصریا اجرا شده اند. در ضمن این آمار مجزا از قطعاتی است از آثار ناصر عبداللهی که توسط سایر خواننده های پاپ به یاد وی بازخوانی شده  و یا سایر قطعات دیگری که به انحای مختلف به این خواننده تقدیم شده اند.

پرسش قابل طرح این است که چرا منتخبی از این آثار در قالب یک آلبوم جهت زنده نگه داشتن یاد و نام این خواننده تا به امروز منتشر نشده است؟

 

6. ناصر عبداللهی برخی قطعات آلبوم "عشق است" خود را در قالب موزیک ویدیو اجرا نموده است. همچنین چند موزیک ویدئو دیگر از آثار وی نیز با حضور او در سیما تولید شد که فقط در مقطعی از برخی شبکه های تلویزیونی پخش شدند. همچنین وی بارها در مقابل دوربین های سیما به اجرای آثارش پرداخت.

پرسش قابل طرح این است که چرا در شبکه های سراسری سیما این آثار تصویری به جز در معدود مواردی در طی هشت سال اخیر پخش نشده اند؟ آیا تا وقتی یک خواننده در قید حیات است باید آثار تصویری اش از طریق آنتن رسانه ملی پخش گردد و با درگذشتش باید این روند کاملا متوقف شود؟

 

7. در زمان حیات ناصر عبداللهی فیلم 4 کنسرت مستقل وی در شبکه نمایش خانگی منتشر شد. ولی از زمان درگذشت وی تا به امروز اجراهای تصویری منتشر نشده وی به خصوص در قالب کنسرت به صورت رسمی ارائه نشده است.

پرسش قابل طرح این است که چرا سایر فیلم های کنسرت های ناصریا طی هشت سال اخیر به خصوص فیلم های واپسین اجراهای وی تا کنون منتشر نشده است؟

 

8. ناصر عبداللهی در زمان حیاتش قصد داشت کتابی حاوی نوشته هایش با عنوان " بوی شرجی" را منتشر نماید. همچنین یادداشت های روزانه وی نیز گویا بر جای مانده است.

پرسش قابل طرح این است که چرا تا کنون کتاب بوی شرجی و همچنین کتاب هایی حاوی دست نوشته هایش ، گفت و گوهایش در رسانه های مختلف ، نگاهی به آثار وی ، متن ترانه ها و اشعار اجرا شده ، تحلیل و نقد آثار و ... تا به امروز منتشر نشده است؟

 

 

 

حرف آخر

 

پرسش های فوق می تواند در سالگرد درگذشت ناصریا به عنوان تلنگری مهم و قابل تامل محسوب شده و مورد توجه قرار گیرند و البته شاید در سال های آتی به خصوص دو سال آینده که مصادف با دهمین سالگرد درگذشت ناصر عبداللهی است بخشی از آثار منتشر نشده وی عرضه عمومی و به صورت رسمی در اختیار علاقه مندان صدای ماندگار پاپ ایران قرار گیرد.

باید این نکته را مدنظر قرار دهیم که پس از درگذشت یک خواننده محبوب حتی زمزمه هایش نیز می تواند برای هوادارانش جذاب و ارزشمند باشند و دیگر کسی به دنبال ارزش گذاری کیفی بر روی این گونه آثار نخواهد بود و صرفا به عنوان یادگاری از آنها یاد خواهد شد. در ضمن قرار نیست صرفا از این آلبوم ها انتظار فروش های آن چنانی داشت. می توان مجموعه ای از آثار دهه 60 و یا مجموعه آثار نیمه اول دهه 70 ناصر عبداللهی و همچنین آثار کم تر شنیده شده و منتشر نشده وی را در قالب بسته هایی منتشر ساخت که صرفا منبعی برای علاقه مندان وی باشند. مانند کاری که درباره آثار فرهاد مهراد نیز یک دهه قبل صورت گرفت.

 

 ***

 

پی نوشت ها :


1.مستند کوتاه 13 دقیقه ای درباره ناصر عبداللهی ساخته ابراهیم احمدی با همکاری برادرعبداللهی سال 88 در فضای مجازی منتشر شد.

2.علیرغم کم کاری های که نسبت به انتشار آثار ناصر عبداللهی در فضای رسمی صورت گرفته برخی از هواداران این خواننده در فضای مجازی طی هشت سال اخیر نسبت به انتشار آثار کم تر شنیده شده و در برخی موارد ناشنیده این خواننده اقدام نموده اند و همچنین با انتشار فیلم ها و عکس های این خواننده و نوشتن مطالب مختلف یاد وی را گرامی داشته اند ؛ که البته بهتر بود آثار موسیقایی ناصریا از طریق مجاری رسمی و به صورت قانونی منتشر می شدند تا دسترسی همگان به آنها سهل تر و شیوه ارائه مطلوب تر باشد.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٩/٢٩
comment نظرات () لینک

+ عرضه شصت و دومین آلبوم یک خواننده تا خواننده ای که 12 آلبوم منتشر نشده دارد

شصت و دومین آلبوم مستقل خواننده مشهور منتشر شد / آهنگساز پیشکسوت : در حال حاضر هر کسی می‌خواهد در موسیقی موفق باشد باید شارلاتان باشد / مدیر موسیقی ارشاد: هیچ رپری مجوز نگرفته است / این خواننده موسیقی سنتی 27 آلبوم منتشر کرده و 12 آلبوم عرضه نشده هم در صف انتشار دارد ! / یک خواننده رپ دستگیر شد

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

انتشار شصت و دومین آلبوم مستقل علیرضا افتخاری ؛

این بار «پادشاه فصل ها»

 

 

 


 

«موسیقی 2002 »: تازه ترین آلبوم علیرضا افتخاری با عنوان "پادشاه فصل ها" روز گذشته منتشر شد.

به گزارش موسیقی 2002 ، آلبوم پادشاه فصل ها توسط حسین پرنیا آهنگسازی شده است. اشعار این مجموعه سروده حافظ ، نیما یوشیج ، مهدی اخوان ثالث ، احمد شاملو ، علیرضا اخلاقی ، حسین پرنیا و محمد سلمانی است.

گفتنی است ، این مجموعه توسط شرکت نغمه سرای روژین تهیه و تولید و از طریق شرکت ایران گام پخش شده است.

بر طبق آمار موسیقی 2002 ، آلبوم پادشاه فصل ها شصت و دومین آلبوم مستقل و رسمی منتشر شده با صدای علیرضا افتخاری است. لازم به ذکر است ، چند آلبوم منتشر نشده با صدای این خواننده طی سال های اخیر تولید شده که هنوز راهی بازار موسیقی کشور نشده اند.

یادآور می شود ، تا پیش از این آخرین آلبوم عرضه شده با صدای افتخاری ، "خانه دوست کجاست؟" نام داشت که دی ماه سال گذشته منتشر شد که البته در نهایت مجموعه مذکور مورد توجه قرار نگرفت.

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

«احمد پژمان» در گفت و گویی با رسانه ها مطرح کرد:

در حال حاضر هر کسی می‌خواهد در موسیقی موفق باشد باید شارلاتان باشد!

 

 

 

 


«موسیقی 2002»: بخشی از اظهارات "احمد پژمان" آهنگساز مطرح و پیشسکوت به نقل از خبرگزاری تسنیم و فارس :

در گذشته موسیقی‌دان‌های درجه یکی بودند که با واسطه هنرشان مطرح می‌شدند. اما در حال حاضر هر کسی می‌خواهد در موسیقی موفق باشد باید شارلاتان باشد. برای شارلاتان بودن نیز وسیله مناسب مهیاست؛ یوتیوپ و فیس‌بوک و سایت‌ها همه راه‌هایی برای شارلاتان بودن شده‌اند. خیلی مهم است که مخاطبان مراقب باشند تا تحت تاثیر شارلاتان‌بازی‌ها قرار نگیرند.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

تازه ترین اظهارت «پیروز ارجمند» درباره موسیقی رپ و واکنش به خبرسازی دروغین برخی رسانه ها :

وزارت ارشاد "رپ" از نوع و سبک غربی‌اش را مبتذل می‌داند / هیچ رپری مجوز نگرفته است

 

 


 

«موسیقی 2002»: در پی انتشار خبرهایی دروغین مبنی بر اعطای مجوز ارشاد به یکی از رپرهای مساله دار ، مدیر موسیقی ارشاد این خبرسازی رسانه ای را تکذیب کرد.

به گزارش موسیقی 2002، "پیروز ارجمند" روز گذشته درباره این موضوع به خبرگزاری نسیم گفت: وزارت ارشاد "رپ" از نوع و سبک غربی‌اش را مبتذل می‌داند. وی ادامه داد که منظور از "گفتاواز"، موسیقی کلامی بر مبنای فرهنگ ایرانی است. به گفته ارجمند تاکنون هیچ "رپری"مجوز نگرفته است.

همچنین ارجمند در گفت و گویی که روز یکشنبه در روزنامه شرق منتشر شد ، درباره موسیقی رپ به اظهارنظر پرداخت و اعلام نمود : جالب است بگویم تا الان کارهای خوبی در زمینه موسیقی «رپ» به دستمان نرسیده است. شاید کسانی که در این زمینه فعالیت می‌کنند، متوجه نگاه ما شده‌ و فهمیده‌اند که باید رویکرد اصلاحی داشته باشند. به هرحال ما برای عقاید مردم و فرهنگ ایرانی احترام زیادی قایلیم و به همین دلیل معتقد هستیم موسیقی «رپ» را باید بومی‌سازی کنیم.
مدیر کل موسیقی ارشاد در پایان تصریح کرد: آثاری که برای بررسی به دست ما رسیده، خیلی محدود بوده‌اند. به وضوح می‌توانم بگویم برای هیچ خواننده «رپ»، مجوز صادر نشده است.

موسیقی 2002 یادآور می شود ، طی ماه های اخیر برخی رسانه ها اخباری جعلی درباره اعطای مجوز به برخی رپرها را مطرح کرده و سعی می کنند به انحای مختلف این شبه خواننده ها را در کانون توجهات قرار دهند.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------

«سالار عقیلی» در گفت و گویی اعلام کرد:

27 آلبوم منتشر کرده ام و 12 آلبوم منتشر نشده ام هم در آینده عرضه خواهند شد!

 

 

 


«موسیقی 2002»: "سالار عقیلی" خواننده 37 ساله موسیقی سنتی در گفت و گویی با روزنامه فرهیختگان اعلام کرد که تا کنون 27 آلبوم با صدایش منتشر شده و همچنین در حال حاضر 12 آلبوم منتشر نشده وی نیز اماده انتشار است که در اینده روانه بازار موسیقی کشور خواهند شد.

به گزارش موسیقی 2002 ، چند تن از خواننده های موسیقی سنتی شامل علیرضا قربانی ، سالار عقیلی ، همایون شجریان و سینا سرلک چند سالی است که آلبوم های متعددی را روانه بازار موسیقی کشور می نمایند و گویا قصد دارند به رکورد علیرضا افتخاری دست یابند.

پرسش قابل طرح این است که سرانجام کدام خواننده ایرانی به رکورد انتشار 100 آلبوم موسیقی خواهد رسید؟!

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

به دلیل تولید آثار مبتذل ؛

ابلیس رپرهای ایران بازداشت شد /  وی با میکس کردن صدای برخی مسئولان ، آنها را به تمسخر می گرفت

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002» - وب سایت جام نیوز نوشت: خواننده زیرزمینی معروف به "ابلیس" در عملیات مشترک پلیس امنیت عمومی و امنیت اخلاقی خراسان رضوی دستگیر شد.

این خواننده زیرزمینی که به تهیه آلبوم های مبتذل برای شبکه های ماهواره ای اقدام می کرد از مدت ها قبل تحت تعقیب نیروی انتظامی قرار داشت تا اینکه روز گذشته، ماموران پلیس اطلاعات و امنیت عمومی خراسان رضوی به سرنخ هایی دست یافتند که نشان می داد این جوان ۲۷ ساله با راه اندازی یک استودیو با تجهیزات کامل در منطقه ای از مشهد، همچنان به اقدامات مجرمانه خود ادامه می دهد، بنابراین آنها با کسب دستورات قضایی و راهنمایی های قاضی شعبه ۹۰۴ دادسرای انقلاب اسلامی مشهد، عملیات دستگیری این فرد را آغاز کردند و او را به دام انداختند.
این گزارش حاکی است: ماموران انتظامی در ادامه عملیات، محل تهیه آلبوم های این خواننده زیرزمینی را نیز مورد بازرسی قرار دادند که تعداد زیادی آلات و ادوات موسیقی رپ و پاپ و همچنین لوازم خوانندگی از این مکان کشف شد. «ح» که اسامی مستعار دیگری نیز دارد در فضای مجازی به ابلیس معروف است و کیبورد می نوازد. این فرد که از چند سال قبل به یکی از کشورهای آسیای میانه مسافرت کرده بود به خاطر حمل و استفاده از مواد مخدر ماری جوانا دستگیر و در آن کشور بازداشت شده بود.

او پس از آزادی دوباره به ایران بازگشته و با راه اندازی استودیوی زیرزمینی برای شبکه های ماهواره ای آلبوم های مبتذل تهیه می کرد. بررسی های پلیس نشان می دهد ابلیس حدود ۲۵ آلبوم منتشر کرده است که در برخی از موارد نیز با میکس کردن صدای برخی مسئولان، آنها را به تمسخر می گرفت.
اعترافات این خواننده زیرزمینی بیانگر آن است که وی از ۱۶ سالگی خوانندگی را شروع کرده و در ترانه های مبتذل نیز هتاکی و فحاشی را سرلوحه کارهای غیرقانونی خود قرار داده بود. او که متولد تهران است اما از سال ها قبل در مشهد زندگی می کند و با کد خاصی در سایت های اینترنتی فعالیت می کرد.
به دستور قاضی حیدری تحقیقات پلیس درباره دیگر فعالیت های غیرقانونی این فرد ادامه دارد.

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٩/٢٥
comment نظرات () لینک

+ درباره حسن توزی ، نوحه خوان مشهور گناوه ای ؛ از مسافران بهشت تا قرار ما

او قطعه مشهور «دلم مجنونِ حسینِ» را اجرا نموده / درباره نوحه خوان مشهور گناوه ای که محرم امسال سومین آلبوم موسیقایی اش را منتشر نمود ؛

حسن توزی ؛ از «مسافران بهشت» تا «قرار ما»

 

 

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002» - علیرضا بهمیاری:

پیش از آغاز : اگر صدای "حسن توزی" را تا کنون نشنیده اید لطفا در ابتدا قطعه "دلم مجنون حسین" را از سایت آپارات مشاهده کنید و سپس این مطلب را مطالعه نمایید.

 

1. موسیقی مذهبی ویژه سوگواری شهدای کربلا در استان بوشهر از قدمتی دیرینه و اعتباری ویژه برخوردار است. سنت های عزاداری در این استان ، آن چنان مستحکم و خاص هستند که به تدریج به استان های همجوار نیز راه یافته اند ، اگر چه اندکی در فرم اجرایی دچار تغییراتی شده و از اصل آن در استان بوشهر فاصله گرفته باشند. در واقع به تقلید از استان بوشهر نوع عزاداری استان های همجوار نیز سعی شده مشابه آن باشد ولی برای مشاهده اصل این نوع عزاداری ها ، باید به استان بوشهر مراجعه گردد چون مهد چنین عزاداری هایی فقط این استان می باشد و همچنین این رسوم مذهبی به ثبت ملی هم رسیده اند.

ماه های محرم و صفر مراسم های عزاداری سنتی در استان بوشهر هر سال با شکوه و عظمتی خاص برگزار می شود. سینه زنی ، نوحه خوانی ، مراسم سنج و بوق و دمام زنی ، یزله و ... از جمله مهم ترین بخش های عزاداری ایام سوگواری امام حسین و یاران وفادارش در استان بوشهر به شمار می روند.

در استان بوشهر نوحه خوان های مختلفی در ماه های محرم و صفر به اجرای نوحه خوانی سنتی می پردازند و برخی از این افراد جزو شاخص ترین و محبوب ترین چهره های این گونه مراسم ها محسوب می شوند.

به گزارش موسیقی 2002 ، "حسن توزی" شاخص ترین و محبوب ترین نوحه خوان بندرگناوه محسوب می شود و در عین حال جزو معروف ترین نوحه خوانان استان بوشهر به شمار می رود.

وی متولد 1342 است. از اوان نوجوانی به نوحه خوانی روی آورده است. در سال های دفاع مقدس به عنوان بسیجی به جبهه ها اعزام شد و دو سال در منطقه خوزستان حضور داشت و برای رزمنده ها به نوحه خوانی نیز می پرداخت. در ضمن در منطقه کردستان نیز در سال های جنگ حضور داشته است. یادآور می شود ، توزی طی هشت سال دفاع مقدس به عنوان نوحه خوان اصلی بندرگناوه در هنگام اعزام رزمندگان به جبهه ها به اجرای نوحه خوانی می پردخت. وی از سال 1360 در زادگاهش گناوه و به تدریج دربرخی دیگر از شهرهای کشور و طی سالیان اخیر در برخی استان های کشور و حتی بعضی از کشورهای همسایه ایران مانند کویت به صورت حرفه ای به نوحه خوانی پرداخته است.

این ذاکر اهل بیت طی سال های اخیر حضور پررنگی در حوزه نوحه خوانی سنتی بوشهری داشته است و همچنین به میزان شهرت و اعتبار وی نیز افزوده شده است. در ادامه مروری بر فعالیت ها و آثار حسن توزی داشته ایم:

 

2. آثار مکتوب

 

حسن توزی در سال 1391 مجموعه ای 5 جلدی با عنوان "گنجینه" که حاوی مجموعه مرثیه های بوشهری است را گردآوری و منتشر نمود. این پنج کتاب توسط نشر حق بین قم عرضه شده اند.

در ادامه به معرفی اجمالی مجموعه پنج جلدی گنجینه می پردازیم :

 

جلد اول : در این نوشتار که نخستین جلد از یک مجموعه پنج جلدی است اشعاری در مدح و رثای پیامبر اسلام(ص) و اهل‌بیت ایشان سروده شده است. در این اشعار که در ده فصل ارایه گردیده است، به بیان فضایل و مصایب رسول خدا(ص)، امام علی(ع)، فاطمه زهرا(س)، امام حسن مجتبی(ع)، امام حسین(ع)، حال و هوای کربلا در شب و روز عاشورا، وقایع مهم روز و شب عاشورا، اوصاف ماه محرم از دیدگاه شیعه، فضایل و مصایب مسلم بن عقیل، مدح و رثای سکینه (س) دختر امام حسین(ع) و فضایل شهدای کربلا پرداخته شده است. نویسنده در مقدمه کتاب در مورد فضیلت گریستن و عزاداری برای امام حسین(ع) و همچنین سرودن اشعار در مدح و رثای آن امام ، سخن به میان آورده است.

 

جلد دوم : در این نوشتار که دومین جلد از یک مجموعه پنج جلدی است اشعاری در مدح و رثای علی اصغر(ع)، علی اکبر(ع)، قاسم بن الحسن(ع)، ابالفضل العباس(ع)، حوادث تلخ روز و شب و صبح عاشورا و برخی از فضایل و مصایب امام حسین(ع) ارایه گردیده است. نگارنده (شاعر) در این اشعار به چگونگی شهادت علی اصغر(ع) در دستان امام حسین(ع)، چگونگی به میدان رفتن علی اکبر و رشادت‌های ایشان در میدان جنگ و نحوه شهادت او، چگونگی رزمیدن و شهادت مظلومانه قاسم بن الحسن(ع)، ورود عباس بن علی به شریعه فرات و محاصره ایشان توسط سپاهیان دشمن و شهادت او و همچنین ابعادی از غربت و مظلومیت امام حسین(ع) و یاران شهید ایشان اشاراتی نموده و سعی کرده است گوشه‌هایی از عظمت شب و روز عاشورا را به تصویر بکشد.

 

جلد سوم : در این نوشتار که سومین جلد از یک مجموعه پنج جلدی است اشعاری در مدح و رثای امام حسین(ع) و حضرت زینب کبری(س) و مصایب و کرامات آنان سروده شده است. در این اشعار زبان حال زینب از مصیبت‌های وارد شده بر سیدالشهدا(ع) و سایر شهدای گرانقدر کربلا، چگونگی به شهادت رسیده خاندان اهل‌بیت(ع) (بنی هاشم) در روز عاشورا، لحظه وداع و خداحافظی امام حسین با اهل حرم، جریان اسارت خاندان امام حسین(ع) در کوفه و شام، اوضاع کودکان به ویژه تشنگی آنان در طول واقعه عاشورا و قبل و بعد از آن، ظلم و جنایات متعدد لشکریان یزید بر اصحاب و خاندان امام حسین(ع) در کربلا و برخی دیگر از مصایب و مظلومیت این خاندان به تصویر کشیده شده است.

 

جلد چهارم : در این نوشتار که چهارمین جلد از یک مجموعه پنج جلدی است اشعاری در مدح و رثای رقیه (س)، فاطمه صغری(س)، حر بن یزید ریاحی، حبیب بن مظاهر، امام سجاد(ع) و امام رضا(ع)، اربعین حسینی و جریان اسارت خاندان امام حسین(ع) در کوفه و شام و مصایب تلخ مربوط به آن ارایه گردیده است. نویسنده(شاعر) دراین اشعار همچنین سعی کرده است، ابعادی از مصیبت مربوط به شام غریبان، معجزات مشاهده شده از امام حسین(ع) پس از شهادت ایشان در طول انتقال سر مبارک آن امام(ع) به کوفه و شام و حالات خانواده امام حسین(ع) پس از واقعه عاشورا را بیان کرده و فضایل خاندان اهل‌بیت(ع) در این ماجرا را ترسیم نماید. وی در پایان در ضمن اشعاری به مدح و رثای امام رضا(ع) پرداخته است.

 

جلد پنجم : در این نوشتار که پنجمین جلد از یک مجموعه پنج جلدی است اشعاری در مدح و رثای امام حسین(ع)، امیرالمؤمنین علی(ع) و زیارت برخی دیگر از امامان و امام زادگان سروده شده است. در این اشعار همچنین به بیان اهمیت و فصیلت زیارت امام حسین(ع)، امام علی(ع)، امام رضا(ع) و حضرت فاطمه معصومه(س) پرداخته شده و برخی از مقتل‌های معروف مربوط به امام حسین(ع) به صورت شعر توصیف گردیده و حال و هوای حاکم بر سرزمین کربلا در روز و شب عاشورا بیان شده است. نگارنده(شاعر) در مقدمه کتاب تاریخچه‌ای در مورد چاوش‌خوانی و مقتل خوانی کربلا ارایه نموده و اشعاری در مدح و فضیلت مکه و مدینه و عتبات عالیات در عراق سروده است.

 

مجموعه دیگر : همچنین دیگر کتاب گردآوری شده توسط حسن توزی با عنوان "کاروان غم" جلد اول ، که مجموعه نوحه های سنتی بوشهری است همراه با لوح فشرده ضمیمه منتشر شده است.

این نوحه خوان به آموزش علاقه مندان به نوحه خوانی نیز می پردازد و کتاب های فوق برای آنانی که قصد دارند وارد این عرصه شوند و همچنین پژوهش گران این عرصه می تواند منبع جامع و کاملی باشد.

 

 

3. آلبوم های صوتی موسیقایی

 

حسن توزی طی این سال ها سه آلبوم موسیقی که اغلب اجرای نوحه های سنتی بوشهری همراه شده است را با صدای خود منتشر ساخته است. در ادامه نگاهی کوتاه و جامع به این سه آلبوم داشته ایم:

 

 

الف: مسافران بهشت

 

"مسافران بهشت" عنوان نخستین آلبوم موسیقی توزی است. عناوین قطعات این آلبوم عبارتند از : زچه ای ندیده کامم ، یاد ایامی که ما دوستانی داشتیم ، نوا گل کرده است ، ای شهیدان پر از نور نیاز ، یاد باد آن روز جبهه ، ز دل زار زینب ، ای خواهرم ای غمگسارم و بوی نی.

در این آلبوم اگر چه ملودی ها و اشعار در وضعیت قابل اعتنایی قرار دارند ولی ضعف در تنظیم ها که در واقع تمام قطعات با کیبورد تنظیم شده اند و همچنین کیفیت ضعیف فنی صدای آلبوم در بخش میکس و مسترینگ موجب شده تا این آلبوم نتواند رضایت بخش باشد. یکنواخت بودن نوع تنظیم ها و شیوه اجرایی خواننده از دیگر نقاط ضعف این مجموعه است. در ضمن چون این مجموعه اولین تجربه خوانندگی توزی است و معمولا نوحه خوان ها وقتی در فضای استدیو قرار می گیرند و زمانی که قرار است اجرایشان با موسیقی همراه گردد باید با این فضا آشنایی لازم را پیدا نمایند و این کار از عهده یک تنظیم کننده مسلط و ناظر ضبط با تجربه بر می آید. در وضعیت فعلی و در قطعات اجرا شده این مجموعه ، وی تمام قطعات را در گام بالا و اوج اجرا نموده و بر این اساس آثار دچار یکنواختی شده اند.

می توان این قطعات را مجددا با حضور تنظیم کننده های توانمند ، تنظیم نمود و آنگاه اجرای مجدد کرد تا این آثار در وضعیت موسیقایی تازه تر ضبط و شنیده شوند. گفتنی است ، آخرین قطعه آلبوم با عنوان "بوی نی" اجرای یکی از مشهورترین نوحه های اختصاصی توزی است که برای آنانی که با نوحه وی به سینه زنی پرداخته اند ، کاملا آشناست.

لازم به ذکر است ، در نسخه ای که نگارنده از این آلبوم در اختیار دارد از شش قطعه تشکیل شده ولی در وب سایت وی این آلبوم با هشت اثر معرفی شده است.

 

ب: مشک

 

دومین آلبوم با عنوان "مشک "سال 92 منتشر شد. این آلبوم نسبت به مجموعه نخست پیشرفت قابل اعتنایی داشته است. در ملودی ها ، تنظیم ها و اجرای توزی تفاوت محسوسی ایجاد شده است. این آلبوم حاوی 4 قطعه است که قطعه " دوباره شب شد و یارم نیومد" که با عنوان "دلم مجنون حسین" شناخته می شود ، تا به امروز و در بین سه آلبوم وی شاخص ترین اثر به شمار آورد. یادآور می شود ، موزیک ویدیوی این قطعه سال گذشته و امسال از طریق شبکه تهران به روی آنتن رفت.

گفتنی است ، این قطعه از ملودی روان و گیرا ، کلام قابل اعتنا و تنظیمی جذاب و حرفه ای برخوردار است و با اجرایی محزون که به صورت تاثیرگذار و هنرمندانه از سوی حسن توزی همراه شده این قطعه را به عنوان اثری ویژه مبدل ساخته است. در این قطعه موسیقی الکترونیک با همراهی افکت سینه زنی و صدای پیانو و ویولون سل شنیده می شود.

در قطعه دوم با عنوان " تو گاهی در خیال من " ، از پیانو و سازهای الکترونیک و سنتور استفاده شده و تنها قطعه آلبوم است که در آن از افکت سینه زنی اثری نیست. مضمون این اثر درباره حضرت امام زمان (عج) می باشد.

در قطعه سوم با عنوان "ای مشک دلم مشکن" از فلوت و پیانو و سازهای الکترونیک و افکت سینه زنی بهره برده شده است.

همچنین قطعه چهارم که "تمام زندگیم مال حسینه" نام دارد ، در آن از موسیقی الکترونیک ، افکت سینه زنی و بالابان استفاده شده است.

 

ج: قرار ما

 

سومین آلبوم موسیقی توزی ویژه محرم امسال ، با عنوان "قرار ما" منتشر شد. در این مجموعه 5 اثر تازه اجرا شده است. این آلبوم به لحاظ موسیقی در ادامه روند آلبوم پیشین است و به نظر می رسد مجموعه ها دارای تنظیم کننده ای مشترک باشند. نکته متمایزکننده آلبوم این است که خواننده بیشتر در گام های پایین و میانی صدا به اجرا پرداخته و این در حالی است که در آلبوم دوم بیشتر در گام های بالا و اوج مانور صدایی داده است. هر دو آلبوم دارای موسیقی الکترونیک هستند که البته بعضا در آنها از سازهای آکوستیک و یا سمپل این سازها نیز بهره برده شده است.

در قطعه اول با عنوان "قرار ما" پیانو با همراهی صداهای الکترونیک و افکت سینه زنی مورد استفاده قرار گرفته است.

در قطعه دوم با عنوان احتمالی "خداحافظ مدینه" ، صدای پیانو و صداهای الکترونیک و افکت سینه زنی البته به شکل کم رنگ مورد استفاده قرار گرفته است. این قطعه جزو آثار قابل توجه این مجموعه است و خواننده در گام های میانی و پایینی صدا اجرایش را انجام داده است.

سومین قطعه این آلبوم با عنوان "شاه صدارالدین " با همراهی پیانو و صداهای الکترونیک و افکت سینه زنی همراه شده است و البته تنها اثر توزی است که در بین آثار سه آلبومش که با گویش محلی اجرا شده است. این قطعه مضمونی درباره یکی از امام زادگان بندرگناوه دارد که در انتها موضوع به حضرت صاحب (عج) منتهی می شود.

قطعه چهارم را باید حدیث نفس این نوحه خوان دانست. در این قطعه از صداهای الکترونیک و افکت سینه زنی استفاده شده و در اجرا با اوج و فرودها وی همراه می شویم.

 

بخشی از متن این ترانه :

اشک من یار حسینِ – دل خریدار حسینِ

اگر اعتباری دارم – به خدا کار حسینِ

همه عالمم و بگردم – مثل تو پیدا نمی شه

هیچ کسی برای قلبم – یوسف زهرا نمی شه

دل من تو کربلایه – توی بین الحرمینِ

یک طرف نور ابالفضل – یک طرف نور حسینِ

توزی نوحه خوانم – اهل این شهر و دیارم

اگر اعتباری دارم – به خدا کار حسینِ

 

قطعه پنجم با صداهای الکترونیک و افکت سینه زنی و صدای پیانو همراه شده است. خواننده در مناطق مختلف صدایی مانور اجرایی داده است.

 

 

نگاه کلی

 

از جمله نقاط ضعف آلبوم های دوم و سوم استفاده بی رویه و به جز یک قطعه در سایر آثار ، استفاده از افکت سینه زنی است که در برخی قطعات لزومی به استفاده از این افکت احساس نمی شود. به طور مثال در قطعه "شاه صدرالدین" این افکت زیادی به نظر می رسد.

متاسفانه به دلیل عدم انتشار رسمی آلبوم ها ما اطلاعاتی از عوامل پدید آورنده آنها کسب نکردیم ، فقط گویا موسیقی این آلبوم ها در صدا و سیمای مرکز آبادان تولید شده است.

قوی ترین بخش این مجموعه ها ملودی های آنهاست و اجرای خواننده هم در آلبوم های دوم و سوم خوب ارزیابی می شود. وی از تحریرها و ویبره ها به خوبی استفاده نموده است و به نظر می رسد با کسب تجربه بیشتر در هر آلبوم نسبت به مجموعه قبلی حرفه ای تر عمل نموده است. اشعار و ترانه ها نیز در برخی قطعات در وضعیت خوب قرار دارند و در برخی قطعات بسیار ساده  هستند و می توان از اشعار قوی تر و عمیق تر استفاده نمود. البته به دلیل اینکه کلام با ملودی های روان و زیبایی پیوند خورده اند چندان ضعف کلام در برخی قطعات به چشم نمی آید.

بهتر است از موسیقی عزاداری سنتی استان بوشهر مانند صدای سنج و دمام و بوق نیز در بخش تنظیم آثار آتی استفاده نمود. همچنین استفاده از اشعار محلی مناسب هم می تواند موجب جذب بیشتر مخاطبان گردد.

 

 

4. برنامه های اجرا شده در محرم امسال

 

حسن توزی طی سالیان اخیر به نوحه خوانی شاخص و فعال مبدل شده است. این نوحه خوان امسال و سال گذشته در برنامه "نغمه عشاق" که از شبکه تهران به روی آنتن می رود حاضر شد و ضمن گفت و گو با مجریان برنامه به اجرای برخی نوحه های خود نیز پرداخت. گفتنی است ، این برنامه هر شب با یک نوحه خوان و ذاکر اهل بیت به گفت و گو می پردازد و جالب است که در هر دو برنامه ای که توزی در آن شرکت کرد جزو پرمخاطب ترین برنامه های نغمه عشاق بود و بنا بر اعلام مجریان برنامه پیامک های دریافتی برنامه افزایش چشمگیری داشت.

جالب است که وی در ایام محرم و صفر امسال به جز استان بوشهر در 5 استان دیگر کشور نیز به نوحه خوانی پرداخته و یا خواهد پرداخت که در ادامه جهت آشنایی بیشتر با وی برنامه کامل اجراهایش در محرم و صفر امسال را منتشر می کنیم.

همچنین توزی علاوه بر بندرگناوه که زادگاهش است و اکثرا اجراهایش در این شهر متمرکز است امسال در چند شهر دیگر استان بوشهر نیز به نوحه خوانی پرداخته است.

گفتنی است ، مکان اصلی نوحه خوانی توزی در بندرگناوه ، حسینیه معتمدی این شهر است که بزرگ ترین حسینیه استان بوشهر نیز به شمار می رود و جمعیتی که در این حسینیه مبادرت به سینه زنی می کنند ، در ایران بزرگ ترین جمعیتی است که در مراسم نوحه خوانی سنتی بوشهری به سینه زنی همراه با نوحه خوان می پردازند و از این منظر نیز اجراهای این نوحه خوان با بیشترین تعداد سینه زن همراه می شود که امتیازی ویژه برای وی به شمار می رود.

قطعا خیلی از مخاطبان تا کنون برنامه های یک نوحه خوان جنوبی را ملاحظه نکرده اند. نکته قابل توجه در برخی شب ها فشردگی اجرای نوحه خوانی در هیات های مختلف است که این امر نشان از محبوبیت و اعتبار این شخص است که در نوع خود جالب توجه است.

 

شب اول محرم

برنامه نغمه عشاق ، پخش زنده از شبکه پنج (تهران) ، ساعت 45 دقیقه بامداد

 

شب دوم محرم

شهرستان ماهشهر در استان خوزستان (هیئت ابوالفظل العباس)

 

شب سوم محرم

حسینیه صاحب الزمان گناوه ، ساعت 45 :10

 

شب چهارم محرم

سربست گناوه ، ساعت  00 : 9

مسجدالنبی گناوه ، ساعت 00: 10

 

شب پنجم محرم

امامزاده گناوه ، ساعت 30 : 10

حسینیه بیژنی گناوه ، ساعت 30 : 11

 

شب ششم محرم

حسینیه حاج جاسم گناوه ، ساعت  45 : 10

حسینیه بیژنی گناوه ، ساعت 30 : 11

حسینیه معتمدی گناوه ، ساعت  00 :12

 

شب هفتم محرم

حسینیه سیدالشهدا ، محله امامزاده گناوه ، ساعت  30 :10

حسینیه معتمدی گناوه ، ساعت 00 :12

 

شب هشتم محرم

بندر ریگ استان بوشهر    

مهدیه گناوه ، ساعت 15 : 9

حسینیه بیژنی گناوه ، ساعت  30 : 11

حسینیه معتمدی گناوه ، ساعت 00 :12

 

شب نهم محرم

حسینه حاج سیدجواد موسوی گناوه ، ساعت  30 : 9

حسینیه بیت العباس گناوه ، ساعت  15 : 11

حسینیه معتمدی گناوه 30 : 12

 

شب  دهم  محرم

بندر ریگ استان بوشهر ، ساعت  ( بعداز نماز مغرب و عشا)

روستای مال خلیفه گناوه ، ساعت  00 : 9

حسینیه بیت العباس گناوه ، ساعت  15 :11

حسینیه معتمدی گناوه ، ساعت 00 :1

 

شب یازدهم  محرم

حسینیه معتمدی گناوه  30 :8

حسینیه بیت العباس گناوه 30 : 9

 

شب دوازدهم محرم

شهرستان امام حسن استان بوشهر

 

شب سیزدهم محرم

حسینیه حضرت زینب (چاه جو ) گناوه   ساعت 30 : 9

حسینیه سیدالشهدا (محله امامزاده)  گناوه ساعت  20 : 10

حسینیه زین العابدین (محله امامزاده) گناوه   ساعت 00 :11

 

شب چهاردهم محرم

بندر دیر استان بوشهر

 

شب پانزدهم محرم

شاهین شهر استان اصفهان

 

شب شانزدهم تا بیست و یکم محرم

شهرستان قم

 

شب بیست و هفتم محرم

شهرستان ساری استان مازندران

 

***

 

5. برنامه مراسم ها در ماه صفر

 

شب هجدهم و نوزدهم صفر

شیراز ، استان فارس

 

شب بیستم صفر

حسینیه معتمدی گناوه ، ساعت 30 : 10

 

شب بیست و یکم صفر

حسینیه ماتم حاج اسماعیل  گناوه ، ساعت  30 : 9

حسینیه معتمدی گناوه ساعت ، 30 : 10

 

روز اربعین

حسینیه معتمدی گناوه

 

شب بیست و سوم صفر

حسینیه صاحب الزمان گناوه ، ساعت 00 : 10

 

شب بیست و چهارم صفر

حسینیه صاحب الزمان گناوه ، ساعت 00 : 10

 

شب بیست و هفتم صفر

حسینیه صاحب الزمان گناوه ، ساعت 00 : 10

حسینیه معتمدی گناوه ، ساعت 30 : 10

 

شب بیست و هشتم صفر

خیمه گاه بوشهر ساعت 20:30

حسینیه معتمدی گناوه ، ساعت 30 : 10

 

روز بیست و هشتم

حسینیه معتمدی گناوه

 

شب بیست و نهم صفر

حسینیه معتمدی گناوه ساعت 30 : 10

 

شب سی ام صفر

حسینیه صاحب الزمان گناوه ، ساعت 00 : 10

حسینیه معتمدی گناوه ، ساعت 30 : 10

حسینیه زین العابدین (محله امامزاده )  گناوه ، ساعت  30 : 11

 

***

 

6. نوحه های معروف

 

حسن توزی دارای چند نوحه و واحد اختصاصی است که این قطعات به لحاظ شعر و ملودی در سطح بالایی قرار دارند و اجرای خوب وی هم مزید بر علت شده تا این آثار مورد توجه مخاطبان قرار گیرند.

اگر چه در وب سایت این نوحه خوان به ذکر جزییات هر قطعه اشاره نشده که ساخت ملودی ها برعهده چه کسی است ولی شاعر اکثر آثارش برعهده محمد جواد جعفری همت ، شاعر گناوه ای است که همکاری مداومی با وی دارد.

یکی از آثار مشهور توزی با این ابیات شروع می شود: سینه ی غم پرورم ، غرق خون خواهم تو را- عقل من یک امشبی ، بر جنون خواهم تو را / گلستان فاطمه ، در خزان افتاده است – نوگل ام البینین ، نیمه جان افتاده است

از دیگر نوحه های مشهور توزی می توان به این اثر اشاره نمود که این چنین آغاز می گردد : بوی نی بوی نوا بوی عزا می آید – بوی غم های دل بدر دو جا می آید

همچنین یکی دیگر از نوحه های معروف توزی به این صورت شروع می شود : بر سینه زنید ای شیعیون فصل فغان است – گلزار حسین بن علی رو به خزان است – زهرا نگران غوغا به جهان است و ...



7. روایت های نگارنده

 


نگارنده محرم امسال برای نخستین بار شاهد اجرای حسن توزی بود. وی دارای ویژگی هایی است که موجب شده به نوحه خوانی مشهور ، معتبر و در عین حال محبوب مبدل گردد و در واقع موجب نوشتن این مطلب را فراهم ساخت.

او خوش برخورد و دارای روابط عمومی بالایی است. به طور مثال در یکی از مراسم امسال و قبل از شروع نوحه خوانی ، پسربچه ای 10-11 ساله که در نزدیکی نگارنده قرار داشت با خجالت و اضطراب نزد این نوحه خوان رفت تا سلام و علیکی کند که توزی با خوش رفتاری با این پسربچه خوش و بش کرد و سر وی را بوسد. قطعا خیلی ها در مواجهه با خیلی از نوحه خوان ها شاید علاقه ای جهت ارتباط های این چنینی نداشته باشند و همچنین باید این نکته را مدنظر داشته باشیم نوع برخورد اول می تواند موجب طرد یا جذب مخاطب قرار گردد. علاوه بر این تا قبل از اینکه وی اجرایش را آغاز نماید چندین نفر از کسانی که در مراسم حضور داشتند با این نوحه خوان روبوسی می کردند که این امر نشان از محبویبت وی داشت. این مورد در حالی است که با خیلی دیگر از نوحه خوان ها این نوع برخوردها صورت نمی پذیرد.

یکی دیگر از نکات جالب این بود که وی قبل از اینکه در جایگاه اجرا که در واقع تریبونی وسط سینه زنان قرار دارد قرار گیرد کفش هایش را از پا خارج نمود و بدون کفش در این جایگاه قرار گرفت . نگارنده تا کنون این حرکت را از نوحه خوان های بومی استان بوشهر مشاهده نکرده بود. همچنین در شب های اجرای وی میزان سینه زنان و تماشاگران به شکل محسوسی افزایش یافته بود. چون معمولا تعداد سینه زنان و تماشاگران در شب های مختلف بستگی به نوحه خوان و همچنین شب اجرا متفاوت است.

اما علاوه بر نکات فوق ، توزی از صدایی سوزناک که از حجم بالا وسعت گسترده برخوردار است ، بهره مند است. رنگ صدایش جذاب و بسیار متناسب نوحه خوانی جنوبی است. وی تجربه ای فراوان در اجرا دارد و تسلط و کنترل بسیار خوبی هم بر صدایش دارد. همچنین استفاده مناسب از زبان بدن و شور و هیجانی که بعضا به سینه زنان منتقل می نماید اجرایش را ویژه تر می سازد و اینکه با تمام وجود می خواند و از کم کاری نیز خبری نیست. علاوه بر آن وی دارای چند نوحه و واحد شنیدنی به لحاظ شعر ملودی و اجراست که این قطعات آثاری بسیار شنیدنی اند و کاملا این آثار برای مردم بومی آشنا و جذابند. مزیت دیگر این نوحه خوان این است که به محض اجرا ، صدایش با مخاطب ارتباط برقرار می سازد و نظر وی را به خود جلب می نماید.

اصولا در استان بوشهر که تعداد قابل توجهی از مردان و زنان آن به خصوص کسانی سنشان از 50 سالگی گذر نموده ، خود به نوعی آوازهای محلی مانند شروه ، لالایی و ... را اجرا می نمایند و بعضا در حد یک خواننده حرفه ای عمل می کنند ، موفقیت به عنوان نوحه خوان و مقبولیت از سوی مخاطبان کار بسیار دشواری است. چون خیلی ها با صدای خوب و شیوه های اجرایی به صورت سینه به سینه آشنایی لازم را دارند و به راحتی اجرا کننده خوب از بد را تشخیص می دهند و گوش موسیقایی بسیار قوی دارند که این مورد خود بسیار جالب توجه و بعضا شگفت انگیز است.


 

8. ویژگی های نوحه خوانی و سینه زنی استان بوشهر

 

مراسم سینه زنی در استان بوشهر دارای مراحل مختلفی است و بر طبق اصولی خاص برگزار می شود. معمولا ابتدا سخن رانی و بعضا روضه خوانی برگزار می شود. سپس بخش نواختن سنج و دمام و بوق برگزار می شود. در ادامه سینه زنی و نوحه خوانی است که مهم ترین و محبوب ترین بخش عزاداری است و یزله هم پایان بخش این مراسم محسوب می شود.


برخی ویژگی های نوحه خوانی سنتی در استان بوشهر عبارتند از :


1.نوحه خوان از جمعیت گریه و متعاقب ان اشک نمی گیرد.

2. از تکرار مضحک سین های متوالی با صدای بم که در واقع نقش ایتس ایتس (شاید هم اوپس اوپس) در موسیقی ترنس را بازی می کنند و به خصوص در طی یک دهه اخیر در برخی نقاط کشور به ویژه پایتخت مشاهده می شود به هیچ وجه خبری نیست. در واقع از حرکات و رفتار انحرافی اثری یافت نمی شود و همه چیز بر طبق اصول ثابت پیش می رود.

3.سینه زنی به آرامی شروع می شود تا در ادامه به اوج خود می رسد.

4.ریتم و حرکت کاملا در این مراسم مشهود است.

5.سینه زنان با اشعاری که نوحه خوان می خواند کاملا آشنا هستند و در برخی قسمت ها در نقش گروه کر به تکرار برخی مصرع ها و ابیات می پردازند.

6.انرژی بسیار زیادی برای سینه زنی صرف می شود و باید سینه زن ها با این شیوه سینه زنی کاملا آشنا باشند.

7.نوحه خوان مانند یک رهبر و فرمانده در میانه جمعیت قرار می گیرد و سینه زنان گرداگرد وی حلقه می زنند که بر هر حلقه انسانی در گویش محلی " بُر " گفته می شود. او کنترل آنها را برعهده دارد و مانند یک رهبر ارکستر نبض اوج و فرودها را ، شور و هیجان ها را در اختیار دارد.

8.نوحه خوان در اشعار به صورت تحریف شده احساسات سینه زنان را تحریک نمی کند.

9.اشعار اجرا شده معمولا از وجه حماسی برخوردارند.

10.اشعار اجرا شده همراه با ملودی های کاملا روان و گیرا همراه می شوند که کاملا در ذهن قرار مخاطب جای می گیرند.

 


9. پیشنهاد به حسن توزی

 

به این نوحه خوان پیشنهاد می کنیم که قطعات آلبوم دوم و سوم و همچنین آثار تازه تر خود را در قالب آلبوم های رسمی به صورت کشوری منتشر نماید.

همچنین می توان یکی از مراسم ها به ویژه نوحه خوانی وی در شب عاشورا به صورت تصویری با استفاده از چندین دوربین فیلم برداری و همچنین صدابرداری مناسب و حرفه ای ضبط نمود و آنگاه به صورت صوتی و تصویری به شکلی رسمی روانه بازار گردد.

 

 

10. پیشنهاد به مخاطبان

 

شاید مخاطبانی که تا کنون در مراسم های سینه زنی و نوحه خوانی سنتی استان بوشهر حضور نیافته اند چندان با این مطلب مفصل نتوانسته باشند ارتباط لازم را برقرار سازند و برای آنها بعضا نامانوس باشد. بر این اساس ، پیشنهاد می کنیم یک بار در ماه محرم به استان بوشهر مسافرت نموده و در مراسم هایی که سینه زنی و نوحه خوانی سنتی بوشهری برگزار می شود شرکت نمایید که قطعا تجربه ای منحصر به فرد و ویژه خواهد بود ، به خصوص اگر نوحه خوانی توانمند مشغول به اجرا باشد.

 

 

11. پیشنهاد به شرکت های موسیقی

 

اگر چه تا کنون سه آلبوم موسیقی با صدای حسن توزی ارائه شده است ولی هر سه به صورت غیررسمی و تنها در زادگاه وی منتشر شده اند و اگر این نوحه خوان از حمایت های لازم بهره مند بود می توانست این مجموعه ها را به صورت حرفه ای تر و گسترده تر عرضه نماید.

به شرکت های موسیقی که به دنبال انتشار آلبوم های موسیقی ویژه محرم هستند پیشنهاد می کنیم آثار این نوحه خوان را در قالب آلبوم های رسمی به صورت سراسری عرضه نمایند. قطعا با توجه به کیفیت مناسب این قطعات ، این آثار با استقبال مواجه خواهند شد. به طور مثال می توان آلبوم های دوم و سوم وی را در قالب یک مجموعه واحد منتشر ساخت. با توجه به اینکه این دو آلبوم چندان هم شنیده نشده اند می تواند مورد اعتنا واقع گردند.

یادآور می شود ، اردیبهشت امسال حسن توزی به همراه محمدرضا طاهری نوحه خوان معروف تهرانی از طرف صدا و سیما به کربلا اعزام شدند و موزیک ویدویی در کنار ضریح اباعبدالله الحسین (ع) برای محرم امسال جهت پخش از شبکه سه و پنج سیما ضبط نمودند.


 

12. حرف آخر

 


طی چند سال اخیر شبکه های سراسری سیما فقط به نوعی خاص از مراسم های عزاداری در برخی نقاط کشور که عموما هم هر سال تکرار می شوند بسنده کرده اند و هرگز به طور مثال مراسم های عزاداری در استان بوشهر که مهد عزاداری سنتی در جنوب کشور محسوب می شود و به ثبت ملی هم رسیده را به روی آنتن نفرستاده اند. گویا برخی مناطق کشور از هر لحاظ محروم اند و بر این محرومیت هم تاکید می شود حتی سهم آنان از صدا و سیما در ماه های محرم و صفر.

قطعا اگر تا به امروز نوحه خوانی توزی در حسینیه معتمدی گناوه که بزرگترین حسینیه استان بوشهر محسوب می شود به صورت زنده پخش می شد مردم سایر نقاط کشور با این نوع عزاداری آشنا می شدند ولی متاسفانه شاهد چنین کارهایی نیستیم.

موسیقی 2002 همیشه به آنانی که عملکرد مطلوبی داشته اند ولی توجه لازم به آنان صورت نگرفته ، اهمیت می دهد . امسال با توجه به میزان فعالیت های حسن توزی در طی این سال ها و اقداماتی که در حوزه موسیقی مذهبی سوگواری ویژه محرم و صفر انجام داده پرداختیم ، امیدواریم بتوانیم در آینده به سایر نوحه خوان هایی که در حوزه موسیقی دارای آلبوم یا مجموعه هایی باشند و با معیارهای ما مطابقت داشته باشند هم بپردازیم.

 

 

 

پی نوشت: اگرچه حسن توزی دارای وب سایتی اختصاصی است ولی متاسفانه جزییات سه آلبوم وی در آن درج نشده و نتوانستیم به اطلاعاتی از عوامل این سه آلبوم دست یابیم. در ضمن گرافیک ضعیف وب سایت وی و شلوغی بیش از اندازه آن موجب می شود مخاطب رغبت چندانی برای مطالعه آن نداشته باشد.

 

 

 

تصویر فوق متعلق به نوحه خوانی حسن توزی در حسینیه معتمدی گناوه سال 1360 است.

 


-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٩/٢۱
comment نظرات () لینک

+ سروده استاد "علی‌ معلم دامغانی" به مناسبت اربعین حسینی

کربلا دعوت است، دعوی نیست ؛

سروده استاد «علی‌ معلم دامغانی» به مناسبت اربعین حسینی

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002»: به مناسبت اربعین شهادت شهادت ابا عبدالله الحسین علیه‌السلام استاد "علی معلم‌دامغانی" شعری سروده است که در ادامه می‌آید.

به گزارش موسیقی 2002 ، استاد علی معلم دامغانی یکی از ده شاعر بزرگ دشوارسرای تاریخ شعر و ادبیات فارسی است و در مطالعه اشعار وی باید این نکته را همیشه مدنظر قرار داشت.


 

دعوت یا دعوی کربلا


عشق را غیر عشق راوی نیست

کربلا دعوت است، دعوی نیست

یار وقتی فضول باید شد

یا ظلوم و جهول باید شد

هم جهولیم هم ظلوم اما

شمع، شمع است و موم ، موم اما

لابد از سوز و دمع می‌گویم

قصه موم و شمع می‌گویم

تا چه بود است داغ و دل ز نخست

که فلک هاست داغْ دل بدرست

یار شطری زیار می‌گویم

شرح مهر نگار می‌گویم

یار یارست و یارسان در عرش

قهر و غوغای فارسان در فرش

یار زی یارسان نیارم شد

خسته زی فارسان نخواهم شد

یارسان مات نرد بی‌غارند

سیر سوداست گرم بازارند

گاهی از خاج و دار می‌گویند

گاهی از ساج نار می‌گویند

یار یاران یارسان دورند

خیره در نور ساج شب کورند

روز کوران ره بسی دورند

روز شبْ کور هرکه معذورند

ما چه دانیم روز و شب کوری

شجر است آنک و تو در طوری

بر سر طور در حضور درخت

فارغت دیده‌ام نگیری سخت

یار من یارسان سلامٌ علیک

در طُوائید اِخْلَعُ النَعْلِیْک

یار در ساج کس نمی‌بیند

کز شجر حاج گُل نمی‌چیند

طور یا نور دیدة بینا

َرد از نور صَرفه سینا

گرنه حوریب حامل طور است

حمل فاران حرای مسطور است

اندکی مانده غیبت و غیبت

نوبتی عرضه می‌کند هیبت

نه که نوبت به نام کس بزنند

سنگ بر شاخ دسترس بزنند

یار هرگز چنین نخواهد شد

یارسان یاربین نخواهد شد

کار گیتی که هفت در هفت است

یار من جمله بر قلم رفته است

با قلم نقش لوح محفوظ است

تا نگویی که نور ملفوظ است

نور معنی است مِهر و ماهی هست

یار ما یوسف است و چاهی هست

تا برآید زچاه یوسف چاه

در دو یوسف نگر مشو گمراه

نه چو ماه است یوسف اندر چاه

مهرِ فرداست مهربان برگاه

لیک امروز در گذر زین هفت

تا که زان هفت در گذارم تفت

یار از مهر مهربان یادآر

گوسفند و گُوْ و شبان یادآر

گَوْ و گاوی و غار تاریکی

صبح و شامی به رمز باریکی

گاو را گَوْ به دشنه قربان کرد

کوی و کَرپَن چه می‌کنند آن کرد

کوی و کَرپَن دو مهری دورند

بقره ماده و نران ثورند

گاو ورزاست نزد ما ای یار

ای به پندار و کرده خود عیَار

گاو و گوساله پِنگِلی برخوان

با پنیره تلی سه وقت بُقان

ثور و ورزا نرند و گُوْ ماده

گَوْسِفَند است نذر سجاده

گوسفند و شبان اگر زنده

زنده میراست خود برازنده

زنده میراست گر کیومرث است

همچو گیتی که از در حرث است

کشتکاریم کار کارستان

یارسان کیست یارِ یارستان

یار در زمره الف لام آی

وقت یاریست کام و ناکام آی

خانه‌ها را خراب باید کرد

خانه بر روی آب باید کرد

ملکوت است و این جهان ملک است

هرکه مملوک نوح در فلک است

چندگاهی بر آب باید شد

تندرستی خراب باید شد

در خرابی بقای آبادی است

بندگی خود بنای آزادی است

یار بسیار می‌شود این گفت

که خود از یارسان خزر آشفت

تا محیط از خلیج آشوبد

خواب این خلق گیج آشوبد

باید اول به یار شد یکبار

که به یک برق بشکفد رگبار

رعدی آید که خلق را رعده

نگذارد ز قائم و قعده

که حساب از حصار برگیرند

و قصص از قصار برگیرند

که بر این جاده آنچه مقصود است

غیر مقصد نبوده و بوده است

یار یک فُرجه سوی یونان گیر

سوی نیکان و سوی دونان گیر

زی اُلمپ بلند شو زآتن

مردم قهرمان نگر فاتن

جوش مرد و نَمَرد اگر در پارت

دِوَ و آدمی است در اسپارت

دِوَ و آدمی دئوس شوند

بر اُلمپ عجم زئوس شوند

ظلمت هادس و فروغ زئوس

ضد و نِدَّند نطفه کرنوس

چون اهورا و همچو اهریمن

یَسنة آریایی و ارمن

همچو افسانه کبوتر و باز

هرچه مرغ و پرنده در پرواز

مجمع الطیر و منطق مرغان

تا که بَق از وزغ کنی فرقان

واکه از وُک وزغ وق است ای یار

خلق نمرود یا بَق است ای یار

وین دو در عرض هم مبالغه‌اند

بد و رد هر دو لفظ بالغه‌اند

بد و رد نیست روز و شب باری

تا به آسان دو ضد نپنداری

مَکمَن و رهزن از پی غارات

قاف قاز و اُلمپ و آرارات

به صفت قاف را اُلمپ انگار

تا فسانه عیان کند اسرار

وهم هندوست در لیاهیما

یا به چین تائوی فُجی یاما

حق و افسانه را شکوه نبود

گر گذرگاهشان به کوه نبود

کوه اگر مشرقی اگر غربی

خود سلامی، حرامی و حربی

همه در وی چو گوهر اندر کان

کان و ما کان متاع این دکان

از سراندیب و خواجه تافاران

باز حوریب تا حرا یاران

یار ای یار گر بود یارات

آلپ است و اُلمپ و آرارات

زاگرس وآگری به یال و به بُرز

سر هندوکش و بُن البرز

جمله گر قصه است و اسطوره

غله و میوه است از این کوره

وین دو را اهل قریة کژدم

غم و شادی اگر نه شادی و غم

هم به جان می خرند محض نیاز

هم زجان میخورند از در آز

لیک اساطیر تا قصص ای یار

تای فصل است در میان بگذار

تا به گاهی فراخ در جایی

لابد از کیِّسی و رعنایی

سر کنم آنچه در زمان بایست

وز در وقت با مکان شایست

کاین دو در نزد رفتگان کانند

نزد ما درهم اند و زمکانند

شفع و وتریست در میان باریک

روز این معنی و شب تاریک

روز و شب شفع و وتر بارزه اند

مهر و کین ریشة مبارزه اند

مهر اگر نیست مهر و گر کینه

چیست سودای آب و آیینه

و مِنَ المَاء کُلُّ و شَیء حَی

عالمی زنده مرده گیر از وی

شاهدند و شهید زندة دوست

که نمرده است هرکه کشته اوست

که اگر می‌کشد به تیر و به تیغ

خود نشاید به داغ کشته دریغ

اینچنین است شفع و وتر اینجا

رود ریکا و دُت بود کیجا

غور در علت العلل صعب است

که کمِ ثلث و رُبع از این کعب است

از اماء بگذریم در عقرب

مشرق ماست روز و شب مغرب

بامدادان وُلوجشان بنگر

شامگاهان خروجشان بنگر

این دو خود در زمان یکی است تو را

تجربت کن اگر شکی است تو را

زین دو پیوسته جز یکی حاضر

نیست در پیش منظر ناظر

تو اگر روز کرده ای شب نیست

سرد و کند است نبض اگر تب نیست

این دو را یک شمار در هستی

که از آن یک به جهل خود رستی

این دو را گیر مبدا لولاک

که بدانی حقیقت لولاک

گفت در حق احمد مختار

که تویی واحدیت اظهار

به تو و از تو سر شد این آهنگ

که تویی در زمانه سر آهنگ

آنکه بر بام عرش آدم بود

شام بر خام فرش خاتم بود

بامدادان صلای مکتب داد

انس و جان را ردا و مذهب داد

در مقامی که لی معلی بود

عشق آموزگار اسماء بود

اولین محنه اولین کنکور

فاش شد لَیْسَتِ الظُّلَم کَالنُّور

گرنه شیطان رفوزه شد آن روز

نیست آدم در امتحان فیروز

حالی این هر دو را صفت انگار

تا بدانی حدیث گنج از مار

شیطنت آدمیت و آدم

چیست گیتی تفاضل این کم

آدمی ماند ما بواقع ما

ممتحن ما مواقع این دنیا

چند نوبت نگر که اِقْرَا گفت

وآدمی گوهر مروت سفت

قْل یا آدم فرشته بود و خدا

اِقْرَا بِاسمَ به مکه بود و حرا

اِقْرَا بِاسمَ قرآن و عترت شد

بحث و درس کلاس فطرت شد

بالغی گر برو به دانشگاه

شایقی گر برو به دانشگاه

شو کتابت نُبی ولی استاد

لیک مَدْرَس نکوست در فُستاد

مُسلِما تالی جُهود مباش

پیرو خالی یهود مباش

میر مکتب خدایگان برجاست

پیر و تحصیل رایگان برجاست

درسمان لا اله الا الله

شیخمان مصطفا رسول الله

تا رُوات حدیت برجایند

از محمد حدیث فرمایند

بشنو اول حدیث، قرآن است

وانگهی فرض فقه و برهان است

گرچه اصل است خود حلال و حرام

مَرَّ بِاللَغو باش و مَر کرام

حد مباح است محسن و مکروه

همچو سگ کَن که می شود یبروح

فرض مکروه و مستحب فرض است

که سماوات بر سر ارض است

حالیا سوی کربلا کن روی

شو به فُسطاط خواهرا گیسوی

بر هر آنچه است رفتنی مگشا

ما و زین گونه گفتی حاشا

خواهرا کربلا بسی کهن است

وآدمی درنگر که ممتحن است

نه در اینجا که در بهشت عَدن

مبحثی رفت در قبیح و حَسن

ما به وجه قبیح سر کردیم

لاجرم بحث را دگر کردیم

سعد ما نحس شد به همت ما

سلب شد آز و ناز و نعمت ما

پدر اول به هند شد تبعید

مادر از شهر جده شد به صعید

مار و ابلیس در ری و سمنان

آن مَر این را خَصیم و این را آن

دار، دار البلا شد از اول

خود جهان کربلا شد از اول

کربلا دعوت است دعوی نیست

عشق را غیر عشق راوی نیست

لیک تا قصه زمان شنوی

شاید افسانه مکان شنوی

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٩/٢۱
comment نظرات () لینک

+ کدام خواننده بوده که گلوله منافقین را خورده ولی همچنان ایستاده است؟

اظهارت صریح «اسفندیار قره باغی» ، خواننده مشهوری که مورد ترور نافرجام گروهک منافقین قرار گرفت ؛

چه کسی بوده که گلوله سازمان مجاهدین را خورده ولی همچنان ایستاده است؟ / چه کسی بوده که هتلش را اسرائیل در لبنان با موشک هدف قرار داده است و همچنان پای این انقلاب ایستاده است؟ / همان اوایل انقلاب هم افرادی بودند که هدفشان از خواندن سرودهای انقلابی شهرت و پول بود / صدا و سیما و وزارت ارشاد ، کسانی را در رأس امور موسیقی می گذارند که لیاقت این مسئولیت را ندارند / باید صدا و سیما برنامه ای بگذارد تا بتوانم جواب ادعاهای اسفندیار منفرد زاده بر علیه خودم را در شبکه بی بی سی بدهم 

 

 

پسران تبریز

 

 

 

«موسیقی 2002» - هفته نامه زاهدان امروز نوشت: "اسفندیار قره باغی" از بزرگان موسیقی کشور است که 50 سال در این زمینه فعالیت علمی و هنری داشته و تحصیلات خود را تا مقطع دکترا در زمینه موسیقی ادامه داده است. وی هم شاعر، هم موسیقیدان است و هم آواز می خواند. صدای ماندگار او با سرود «آمریکا آمریکا ننگ به نیرنگ تو ...» برای همگان آشناست. او از بنیانگذاران سرودهای انقلابی کشور است و به قول خودش 35 سال است که به رغم بی توجهی مسئولین موسیقی و صدا و سیمای کشور به او، همچنان به خاطر ارزش های انقلاب، مقابله با تهاجم فرهنگی و موسیقی کشور به کار خود ادامه می دهد.
با قاطعیت عنوان می کند که «سال ها پای این انقلاب ایستاده ام و برای آن گلوله منافقین را هم خورده ام اما از این راه منصرف نشده ام.» وی سال 61 مورد اصابت گلوله منافقین قرار گرفت اما این ترور نافرجام ماند. «پایان شیطان» و «سازش نمی پذیریم» از جمله آثار انقلابی امروز اوست. با او گفت و گویی درباره «وضعیت موسیقی انقلابی کشور» و مشکلات امروز موسیقی کشور انجام داده ایم.
 

شما از کی و  کجا وارد موسیقی شدید؟
 من از 17 سالگی وارد هنرستان موسیقی شدم و از همان موقع به دنبال تحصیلات موسیقی رفتم و بعد تا دکترا ادامه دادم.
 
چه شد که با جریان انقلاب اسلامی پیوند خوردید؟
تحصیلات من در زمینه آواز کلاسیک بود. انقلاب که شد، به حسب وظیفه و به خاطر حفظ ارزش های انقلاب و دفاع مقدس به سرودسازی روی آوردم و در صدا و سیما مشغول تولید سرودهای انقلابی شدم. این سرودها نقش بسیار مهمی در جامعه و در جبهه های جنگ برای رزمندگان داشت و این کار را تا امروز ادامه داده ام و تا آخر هم پای آن ایستاده ام.
 
علت این که خوانندگان جوان ما نسبت به موسیقی های انقلابی و حماسی کمتر رغبت دارند، چیست؟
این جریان برای امروز نیست. از مدت ها قبل خود بنده این پیش بینی را کرده و به مسئولین هم گزارش داده بودم. حتی در نشریات هم نوشتم که این اتفاق خواهد افتاد ولی ترتیب اثری داده نشد. بهایی به این آثار و خوانندگان آن نمی دهند. 35 سالی که گذشته چه کسی بوده که گلوله سازمان مجاهدین را خورده ولی همچنان ایستاده است؟ 
سازمان مجاهدین محبت خاصی به بنده داشتند و هنوز هم دارند و سال 61 مرا ترور کردند اما ما ایستادیم و شانه خالی نکردیم. چه کسی بوده که هتلش را اسرائیل در لبنان با موشک هدف قرار داده است و همچنان پای این انقلاب ایستاده است؟ باید از مسئولین پرسید کسی که هم معلوماتش را دارد، هم شاعر است هم تحصیلات موسیقی دارد و هم 35 سال است که به سبب اعتقادی که به انقلاب دارد، به رغم تهدیدات پای این انقلاب ایستاده است، چرا خانه نشین است. در این 35 سال، هیچکدام از ارگان ها یک ریال برای من نفرستادند. اگر ارگانی ادعا دارد یک ریال پول برای من فرستاده است بیاید و صد برابرش را پس بگیرد. هیچکس در حد یک کلمه از من تشکری نکرده است. همین صدا و سیما یک بار از منی  که 35 سال آنتن صدا و سیما را پر کردم، یک تقدیر نداشته است.
 
فکر می کنید در شرایط فرهنگی امروز، مردم از خواندن اشعار حماسی و انقلابی استقبال می کنند؟ در جاهایی که اجرا داشتید، استقبال چطور بوده؟
بله، مسلم است که دوست دارند و فرق اثر و محتوای بد و خوب را حس می کنند اما وقتی اثر پر محتوا و انقلابی وجود ندارد ناخواسته و نا دانسته مجبور می شوند که همان هایی که هست را گوش بدهند.
 
عده ای از جریان موسیقی کشور که شاید به قول شما سواد موسیقیایی هم نداشته باشند و بعضی نیز ممکن است داشته باشند، دلبستگی به این ارزش ها و آرمان هایی که شما می گویید ندارند. نظر شما چیست؟
نداشته باشند. اصراری بر این موضوع نداریم که همه مثل ما فکر کنند. طرز تفکر ما این بود و پشت نظام ایستادیم. همان اوایل انقلاب هم افرادی بودند که هدفشان از خواندن سرودهای انقلابی شهرت و پول بود و بعدها انقلاب هم فراموش شان شد اما من نخواستم و در همین راه ماندم.
 
اگر بخواهیم جوانان را در این زمینه سوق بدهیم چه کار باید بکنیم؟
زمان و هزینه بالایی می خواهد که اگر مقام مسئولی این امکانات را در اختیار بگذارد من با جان و دل حاضرم این کار را انجام بدهم.
 
تا حالا شده جریان جوان از شما بخواهند که برای خواندن سبک های انقلابی و حماسی کمکشان بکنید؟
خیلی از جوانان از من کمک خواستند، نه در زمینه موسیقی های انقلابی اما در زمینه آواز کلاسیک آمدند و کار کردند. امیر تاجیک، حمید خندان و حمید غلامعلی از شاگردان من بودند. اگر بررسی کنید می بینید که حداقل دیگر شعر های دری وری نمی خوانند. این نشان می دهد کسی که در زمینه موسیقی علمی کار کند، هرگز راهی مسیر های منفی نخواهد شد.
 
چند سالی است که آلبوم هایی با مضامین نه چندان متعالی بازار را پر کرده است به طوری که ترانه سرایان کشور هم بارها به این مسئله نقد داشته اند. نظر شما درمورد بی محتوایی ترانه ها و پرداختن به عشق مجازی در ترانه ها چیست؟
وقتی صدا و سیما یا وزارت ارشاد، کسانی را در رأس امور می گذارند که لیاقت مسئولیت را ندارند، خب به طبع این ها هم به دنبال کسانی می گردند تا آن ها را به صحنه بیاورند و معروف و مشهورشان کنند و سی دی هایشان را به فروش برسانند تا به آن ها هم چیزی برسد. اما از اسفندیار قره باغی چیزی به آن ها نمی رسد. چون من درآمد مالی از خواندن ندارم. به طبع، من باید در منزل خود، خانه نشین باشم و این افراد میاندار میدان هنر کشور باشند. واقعاً متاسفم برای هنر کشورم که افرادی که حتی از لحاظ ظاهر هم، ظاهر مناسبی ندارند، بخواهند مروج فرهنگ کشور باشند.
 
به نظر شما در فضای موسیقی کشور بستر لازم برای تولید آثار فاخر از سوی خوانندگان جوان فراهم است؟
عملاً می بینید که نمی توانند. شما این شعرهای زیرزمینی رپ را گوش بکنید ببینید چه خزعبلاتی می گویند. من در لبنان که مهمان حزب الله بودیم با یک ایرانی آشنا شدم. از داخل گوشی اش آهنگی برای من پخش کرد که من نفهمیدم چه می گوید. خیال کردم به زبان دیگری است اما دوباره که گوش کردم دیدم در حال گفتن فحش های رکیک به خانواده خودش است. این ترانه ها به وسیله همین سی دی ها، اینترنت ها و بلوتوث ها در خانواده ها نفوذ پیدا می کند و به دست افراد جامعه می رسد و بخشی از فرهنگ مملکت ما می شود. اجازه هم نمی دهند که بگوییم وقتی نمی توانید، اجازه بدهید ما بیاییم و کارمان را بکنیم. وقتی مقام معظم رهبری به خود بنده اعلام می کند که موسیقی را نجات دهید، منظور همین است که جلوی این اشتباهات گرفته بشود. منتها دست بر روی هر مدیری که می گذاریم، می بینیم که از طرف کسی حمایت می شود.
موسیقی یک نیاز روحی اجتماع است. وقتی منابع تغذیه کننده جامعه غذای خوبی به دست جوانان نمی دهند، آن ها هم رو به موسیقی ها و آهنگ های غربی و زیر زمینی، شبکه های ماهواره ای، مدل های موها، لباس ها و اشعار چرت و پرت و آهنگ های مبتذل که ما اسمش راه تهاجم فرهنگی می گذاریم، می آورند.
مشکل این است  مسئولانی که در زمینه موسیقی چه در سازمان صدا و سیما، چه در وزارت ارشاد، و چه در حوزه هنری تعیین شده اند، هیچ کدام اطلاعات حرفه ای در این زمینه ندارند و برای باقی ماندن خودشان در پشت میز شروع به کینه ورزی و دشمنی با موسیقی و مسلمان تر نشان دادن خودشان کردند و هرکدام از مسئولین که آمدند، هجمه ای بر پیکر تالار وحدت و مرکز موسیقی وارد کردند. بعد هم وقتی آمدند و موسیقی و تالار وحدت را از دست دولت در آوردند و به یک انجمن خصوصی دادند، طبیعی است که دیگر موسیقی کشور قابل کنترل و محاسبه نیست و مشکلات بیشتری بیش ار قبل، به وجود خواهد آمد.
مقام معظم رهبری بارها درخواست نجات موسیقی کشور را از اهالی هنر داشتند اما تا مسئولین فکر جدی نکنند، مشکلی حل نمی شود.
 
ما در موسیقی های غیر زیر زمینی هم شاهد محتوای آن چنان متعالی و پر محتوا نیستیم. این چیزی است که عده ای از ترانه سرایان برجسته کشور نیز به آن معترض شده اند. علت این که بخش قابل توجهی از این ترانه ها بی محتواست، چیست؟ ما ترانه سرای متعهد نداریم؟ یا مسئله از جای دیگری نشأت می گیرد؟
مسئله این است که از یک آدم درست و حسابی حمایت نمی کنند و آدم های درست و حسابی هم از چرخه خارج می شوند و دور، دست همین بازاری ها می افتد. وقتی لاله زاری ها  در وزارت ارشاد نفوذ پیدا می کنند، نتیجه اش همین می شود. این ملت به قدری بدبخت شده اند که باید بنشینند پای شبکه های ماهواره ای و از آن جا تعزیه بشنوند. آن هم پای بی بی سی ای که در آن اسفندیار منفردزاده در مورد من صحبت بکند و اعلام کند زمانی که این آقا سرود مرگ بر آمریکا می خواند، بچه های ما سرودهای انسانی می خواندند. 
این حرف یعنی مرگ بر آمریکایی که من خوانده ام، انسانی نبود و خوانده شده آن ها انسانی بود. کار آمریکایی که یک هواپیما با تمام مسافرانش را سرنگون می کند و 290 نفر بی گناه را می کشد، انسانی است؟ کار اسرائیلی که روز روشن بمب می گذارد و بچه های دانشمند هسته ای ما را ترور می کند انسانی است؟ یک نفر هم حامی نمی شود که در صدا و سیما برنامه ای پخش کنید تا قره باغی مصاحبه ای بکند و جواب این ها را بدهد. بنده هیچ حمایتی از مسئولین ندیدم و تمام سعی و تلاشی هم که می کنم صرفا به خاطر فرهنگ این مملکت و مقابله با تهاجم فرهنگی است.
 
یک سال از تعطیلی ارکستر سمفونیک تهران گذشته و هنوز اتفاقی برای حل این مسئله نیفتاده. علت تعطیلی مرکزی که از معدود مراکزی است که موسیقی به معنای موسیقی در آن کار می شود، چیست؟
علت تعطیل شدنش این بود که آقای ترابی نامی را به عنوان رئیس انجمن موسیقی منصوب کردند و هرچه بودجه بود خورده شد و چیزی برای حقوق ارکسترها باقی نماند. ارکسترهای ارکستر سمفونیک تهران هم چند ماه رایگان کار کرد و بعد وقتی دیدند خبری از حقوق نیست، رها کردند و رفتند. الان چه کسی می تواند رایگان زندگی کند؟
 
آقای قره باغی، ضرورت برپا بودن ارکستر سمفونیک و ارکستر ملی چیست و مسئولین باید چه اقدامی در این راستای بر پایی دوباره ارکستر سمفونی تهران انجام دهند؟
مسئولین این کار را نخواهند کرد. مسئولین برای خودشیرینی جلوی رؤسای خود، مدام می خواهند نشان بدهند که موسیقی حرام است و ما از موسیقی خوش مان نمی آید.  موسیقی همیشه کوبیده ترین عنصر این فرهنگ است.
 
برای حل مشکلات و اشکالاتی که گریبانگیر فضای موسیقی کشور است چه راهکارهایی پیشنهاد می کنید؟
نجات موسیقی کشور یک راه دارد. راهکار این است که اگر مسئولی دلش برای موسیقی می سوزد و می خواهد کاری انجام بدهد فردی را که سواد، تجربه، قدرت و بی رحمی برای بریدن دست و پای بعضی از افراد را دارد، به عنوان مسئول موسیقی کشور بگذارند و از او حمایت بکنند. 
آن وقت می شود و می بینند که یک ساله می توان این موسیقی کشور را نجات داد. آنقدر که دم از آموزش و کار تشکیلاتی منسجم زدم خسته شدم. باید از ابتدا آموزش را در اختیار اساتید دلسوز و متعهد و متخصص بگذارند و چند سال کار کنند تا به نتیجه برسد. هر مدیری که می آید در حد کوتاه مدت در ذهن خودش برنامه ریزی می کند و طرح مرا که یک طرح مثلاً 5 ساله است قبول نمی کند و اهمیتی به نتیجه کار نمی دهد.
 
این طرح را در دوره های قبل هم ارائه دادید؟
بله، من به همه دولت ها ارائه دادم و به جایی نرسید. دیگر خسته شدم. من چشمم آب نمی خورد که مسئولین بخواهند برای موسیقی کاری انجام بدهند.

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٩/٢٠
comment نظرات () لینک

+ ناگفته های نقش آفرینان از فریاد تا ترور و خواننده قطعه یار دبستانی من

به مناسبت 16 آذر ، روز دانشجو ؛

35 سال گذشت / گفت و گویی تفصیلی با "تورج مهرزادیان" ، "عزت الله رمضانی فر" و "مصطفی طاری" نقش‌آفرینان فیلم سینمایی «از فریاد تا ترور» و البته "جمشید جم" ، خواننده قطعه خاطره‌انگیز «یار دبستانی من»

 

 

 

اظهارت «جمشید جم» ، خواننده قطعه ماندگار یاردبستانی من :

خواندن ترانه یاردبستانی ، کنشی به وقایع قبل از انقلاب 57 بود نه بعد از انقلاب / حتی رئیس‌جمهورهای مختلف هم که از من خواستند این ترانه را برایشان اجرا کنم و در مراسم‌ تبلیغاتی آنها حضور داشته باشم بنده دائما امتناع کردم / بعد از انقلاب پخش آهنگ‌های درخواستی در رادیو را من ابداع کردم

 

 

یاران دبستانی

 

 

 

ناگفته‌های نقش‌آفرینان
 
«موسیقی 2002» - علیرضا پورصباغ در روزنامه وطن امروز نوشت: فیلم «از فریاد تا ترور» دقیقا در نخستین روزهای انقلاب ساخته شد؛ روایتی انقلابی از یک داستان انقلابی. قصه فیلم درباره دانشجویانی است که در حرکتی خودجوش اقدام به ترور آدمخواران رژیم پهلوی می‌کنند.
شاید نسل امروز خاطره‌ای از این فیلم در ذهن نداشته باشند اما واقعیت این است که این اثر در کنار آثاری مثل سرباز اسلام، میراث من جنون (مهدی فخیم‌زاده)، خونبارش، اعدامی و... آثار تولید شده در نخستین سال‌های پس از انقلاب بودند.
بررسی تولیدات دو ساله نخست انقلاب نیاز به مجال رسانه‌ای- تحلیلی بیشتری دارد اما موزیک، ترانه و سرود «یار دبستانی» که در تیتراژ ابتدایی فیلم از ترور آمده است، تبدیل به یک ترانه انقلابی کالت شد.
حالا از میان همه آنانی که در تولید فیلم مشارکت داشتند و همچنان پر صلابت به امر هنر و سینماگری مشغول هستند، ضیافتی دبستانی ترتیب دادیم تا درباره سینمای خاطره‌انگیز قبل از دهه 70 بیشتر بدانیم.
ضلع نخست این ضیافت تورج مهرزادیان است که بنده کنت دراکولا صدایش می‌کنم. دلیلش گویش زیبای عمو تورج به جای کنت دراکولا در فیلم «ون هلسینگ» است. شاه‌نقشی که در کارنامه مهرزادیان باقی خواهد ماند.
عزت رمضانی‌فر، معروف به عمو عزت که غذا می‌خورد با لذت؛ از زمان گروهبان دومی هیتلر در سینما بوده و به روایتی در کارنامه پر و پیمانش تنها با لنی ریفنشتال همکاری نکرده است.
مصطفی طاری، ستاره خوش‌تیپ سینما در دهه 60 که با رشد تهیه‌کنندگان رانتی- دولتی از اواسط دهه 70 در سینمای ایران کم‌فروغ شد.
ضلع چهارم ضیافت یاران دبستانی، جمشید جم، خواننده ترانه یار دبستانی است که به جمع خاطره‌بازان پیوست.
ما آنان را به یک ضیافت نوستالژیک دعوت کردیم. هدفمان گفت‌وگو با این عزیزان نبود، هدف هدیه‌ای بود خاطره‌انگیز و دبستانی، به یاران دبستانی و گرامیداشت روز دانشجو، هدیه‌ای توام با خاطره.

طاری: تورج چرا در این زمانه حرفه شما اینطوری شده؟ صدای عتیقه‌های! سر دوبله از فریاد تا ترور استاد اسماعیلی که جای بنده رل می‌گفت رفت انتهای استودیو، همان صحنه‌ای که من فریاد می‌زنم، فریادی زد تا حس صدا با بازی من منطبق شود، ببین چه جانی می‌کندند، چه مایه‌ای می‌گذاشتند تا فیلم، فیلم شود. این جوان‌هایی که طی چند سال اخیر آمدند دوبله را نابود کردند. واقعا ببخشید! اگر هنوز فیلم با دوبله فارسی می‌بینیم صرفا به خاطر شماهاست.


 پورصباغ: عمو مصطفی قبل از هر بحثی حال مادر بزرگوارتان چطور است؟


طاری: اکنون چند سال است با مادرم زندگی می‌کنم. ما چند سال پیش خانه‌ای را که در یوسف‌آباد داشتیم، فروختیم و آمدیم در خیابان خرمشهر زندگی می‌کنیم. مادرم 92 سالش است دیگر مغزش به درستی کار نمی‌کند؛ توالت، حمام و همه کارهایش را ما برادر‌ها و زن‌داداش‌ها انجام می‌دهیم ولی در طبقه پایین با من زندگی می‌کند. از وقتی که همسرم سال‌ها پیش فوت کرد حال و روز روحی خوبی ندارم. دوره جوانی به سفر و تجربه کردن گذشت. همیشه در سفر بودم الان 2 ماه است که ماشینم در خانه خاک می‌خورد، آن هم به‌خاطر مادرم. البته افتخار هم می‌کنم. خیلی سخت است تورج [خطاب به مهرزادیان]. مادرم در همین ماه اخیر ناگهان 4-3 روز در کما فرو رفت. البته برایش بیمه طلایی گرفته‌ام. 2 سال است که من بیمه دارم. 15 سال سابقه رسمی اداره تئاتر دارم. بیمه‌ام را گرفتند، حقوقم را گرفتند ولی خدا را شکر می‌کنم که دستم پیش کسی دراز نیست. از ارث پدری یک لقمه نانی می‌خورم. تورج! من احساس می‌کنم آدمایی مثل پورصباغ عاشق دهه 60 هستند. همه فیلم‌های دهه 60 و اول انقلاب را دیده و اغلب سکانس به سکانس، پلان به پلان توضیح می‌دهد.


مهرزادیان: امثال پورصباغ عاشق هنرند. مصطفی! باورت نمیشه اما من یادمه می‌آمد تو استودیویی که ما فیلم دوبله می‌کردیم از صبح تا شب و صحنه صحنه کار بچه‌های ما را دنبال می‌کرد. الان شاید یادم نباشه که 2 ماه پیش چکار کردم اما علیرضا می‌داند من در کدام فیلم و جای کدام بازیگران فرنگی حرف زدم. نسل علیرضا نسل خاصیه. این نسل اگر اغراق نکنم عاشق‌تر از ما است. دیدی برای مرتضی پاشایی چه کار کردند؟ خیلی خوشم آمد، حتی در تمام شهرستان‌ها.


طاری: خوب این جوانان چه کنند؟ یادت هست ما چه کارهایی می‌کردیم؟ البته روی اصول بود.


مهرزادیان: مصطفی! یادته این آقای سمندریان از دست من عاجز بود از بس دنبالش می‌دویدم. او و بیضایی. آقای بیضایی درباره فلان مطلب، فلان اجرا، فلان پی‌اس، فلان اسطوره دو خط برایم بنویسید. به من می‌گفت آقا من دارم می‌روم دانشگاه. می‌دیدم حوصله‌اش نمی‌کشه یک ضبط پرتابل‌ برمی‌داشتم دم در دانشگاه می‌ایستادم تا قبل از کلاس چهار کلام بیشتر از ایشان بپرسم. هر کس رد می‌شد می‌پرسید آقا فروشیه؟! من آن نوارها را سال‌ها نگه داشتم. صدای آقای بیضایی و سمندریان. اغلب کلاس‌های آقای سمندریان را روی نوار ری ضبط کرده بودم. سر نمایشنامه «ملاقات با بانوی سالخورده» تمام راهنمایی‌های ایشان را ضبط می‌کردم و شب‌ها گوش می‌دادم. در تالار مولوی اجرا می‌کرد. من یک ضبط آوردم و برای آقای سمندریان گذاشتم. ضبط ریل مگر حالا حالاها تمام می‌شود. خدابیامرز سمندریان به من می‌گفت اینقدر از من سوال نکن. کدام جوان این‌کار را می‌کند؟ سر کلاس هم می‌گویم اگر گوینده پشتوانه نداشته باشد تاریخ و ادبیات سرزمین خود را نداند، کلاهش پس معرکه است.


طاری:یک چیزی بگویم علیرضا (پورصباغ). ما عاشقانه ریاضت کشیدیم. تورج پیشکسوت من است. عاشقانه؛ عشق به خدا، کار کردیم. 12 سال- از دانشکده به آن طرف- پیش استاد سمندریان کار کردیم. ما سر همین فیلم از فریاد تا ترور که 75 هزار تومان خرج برداشت باور نمی‌کنی ولی با چه عشقی کار کردیم. گاهی اوقات ناهار هم نمی‌خوردیم.


مهرزادیان: فکر کنم آن موقع مجانی رفتیم در آن فیلم بازی کردیم. حالا نمی‌دانم مصطفی و عزت پول گرفتند یا نه ولی من هیچی نگرفتم.


طاری:چیزی نگرفتیم!


رمضانی‌فر: من گرفتم.(خنده!)


مهرزادیان: چون عزت حرفه‌ای بود.


رمضانی‌فر: هم حرفه‌ای بودم و هم اینکه کار را من ارنج کردم.


 پورصباغ: فیلم را شما جمع کردید؟


رمضانی‌فر: مصطفی را من آوردم.


 پورصباغ: خب معلومه! با هم همشهری بودید، پارتی‌بازی کردی؟


رمضانی‌فر: والله!


 پورصباغ: عمو مصطفی! قبل از انقلاب هم سابقه فعالیت نمایشی داشتید؟


طاری: من با کیارستمی کار کرده بودم. با آقای نصیریان در تئاتر همکاری داشتم، بعد رفتیم فرانسه، وقتی برگشتیم انقلاب شد و ما همچنان تئاتر کار می‌کردیم.


رمضانی‌فر: بعد که اومد بهش گفتم مصطفی این فیلم را بازی می‌کنی؟


طاری: گفتم منصور که یک ترانه‌سراست. گفت بیا مصطفی. وقتی رفتیم ایرج رضایی را دیدم، همدیگر را بغل کردیم.


پورصباغ: اولین اتفاقی که سر صحنه فیلم افتاد چه بود؟ عمو مصطفی! خاطره این قوامی، تدارکاتچی فیلمفارسی، گفتید خیلی اذیت‌تان می‌کند؟ سر «از فریاد تا ترور» چی شد، چه اتفاقی افتاد که با تدارکاچی و منصور تهرانی افتادید به جان قوامی!


طاری:یک روز دیدم آقای قوامی (تدارکات) که کارش فیلمفارسی بود در لوکیشنی که ما کار می‌کردیم 12-10 تا دختر را آورده بود که به نوعی با فیلم همکاری کنند. به من گفت طاری جان کدامشان را می‌خواهی؟ گفتم چی؟ گفت هرکدام را می‌خواهی بگو بهت بدم! یک چکی به قوامی زدم تا اومد به خودش بیاید حسابی از خجالتش دراومدم. منصور تهرانی آمد پادرمیانی، پرسید چی شده؟ به منصور گفتم این مرتیکه فیلمفارسی را بیرون کن اگرنه من نیستم. یارو حالیش نبود که مردم انقلاب کردن، سینما عوض شده، منصور هم تا فهمید حسابی از خجالتش دراومد. راستش انقلاب شده بود و ما تحت تاثیر تحولات آن روزگار رفتیم، این فیلم را ساختیم. وقتی دیدیم تدارکاچی مثل جریان فیلمفارسی به سینما و عواملش نگاه می‌کنه حسابی باهاش درافتادیم. ما اینجوری بازیگر شدیم. الان این پسر که خیلی بازیگر معروفی است و پدرش در یکی از این گاراژهای بزرگ اتومبیل کرایه می‌دهد، در اولین کارش به کیمیایی 15 میلیون تومان پول داد تا بیاد تو فیلم مسعود بازی کنه. وقتی هم بازی کرد، البته اصلا به دل من ‌ننشست.


مهرزادیان: اصلا خوب نیست.


طاری: تمام شد. امثال تورج اساتید این حرفه‌اند، اگر بگویند یک نفر خوب نیست یعنی نیست دیگر. وقتی می‌گویند بد است یعنی بد است دیگر.


مهرزادیان: من که با او دشمنی ندارم. اصلا در قواره‌ای نیست که بشناسمش.


طاری: بازیگر قرار است در مرکزیتی دراماتیک و هنری قرار گیرد و باید قابلیت‌های حضور در مرکزیت یک اثر هنری را داشته باشد. باید در سینما کسانی را آورد که قابلیت‌های موثر در عرصه بازیگری داشته باشند. ببین! زمانی که ما دانشگاه رفتیم،1600 نفر در دانشکده دراماتیک می‌خواستند، مثلا در گروه ادبیات نمایشی 600 نفر می‌خواستند اما برای رشته بازیگری 20 نفر بیشتر نمی‌خواستند؛ 10 تا زن و 10 تا مرد. من خدمت سربازی در سپاه بهداشت بودم. رفتم شرکت کردم. پدرم درآمد؛ چهار مرحله من را بردند و آوردند. پس از حضورمان در دانشگاه در همان بدو ورود آزمونی می‌گرفتند. البته توقع نداشتند ما بازی کنیم. وقتی جلوی حمید سمندریان بازی کردم به اتفاق 5-4 نفر دیگر از اساتید بودند، مثل اسماعیل شنگله؛ گفتند ما در همین شروع کار توقع نداریم بازی کنی اما برای ادای برخی دیالوگ‌ها داری فریاد می‌زنی، صدای تو رساست ولی نمی‌دانی با آن چه کنی. چون مرا هم می‌شناخت گفت برو مصطفی! وقتی خدمتت تمام شد بیا. چون تو نفر اول در میان 10 نفر انتخابی هستی.


رمضانی‌فر: چه احساس پیشکسوتی داری مصطفی [با خنده] مرا چرا نمی‌گویی؟ من که 12-10 سال قبل از تو بودم.


مهرزادیان: پس الان تقریبا نزدیک 102 سال سن داری!
[خنده جمع]


طاری: تورج جان! این جوان‌هایی که می‌خواهند دوبلور بشوند باید مثل نسل قدیمی دوبله، عاشق باشند. من 3 سال در دانشگاه هنر درس می‌دادم خدا گواه است که عاشق نمی‌بینم. سمندریان همان اوایل از تربیت شاگردانش ناامید شد و رفت رستوران باز کرد.


رمضانی‌فر: کافی‌شاپ بود.


مهرزادیان: می‌توانم اینجا سیگار بکشم.


رمضانی‌فر: دوبلور که نباید سیگار بکشد. باید صدایت صاف باشد. من در عمرم یک نخ سیگار هم نکشیدم. نقش معتاد هم بازی کرده‌ام، در فرانسه هم جایزه گرفته‌ام، حالا بگذار من از سال 1345 صحبت کنم.


پورصباغ: پس راست می‌گویند شما 102 ساله هستید و تو فیلم برادران لومیر از کنار قطار رد شدید؟! حالا با این همه سن خاطره‌های خوب هم دارید؟


مهرزادیان: علیرضا اجازه بده..... عزت!... عزت! معصومه تقی‌پور (از همکاران تئاتری) را که یادت هست؟


طاری: الان رفته آلمان و واسه خودش شاعر شده.


مهرزادیان: تقی‌پور حافظه بسیار خوبی داشت، تمام پی‌اس‌هایش را حفظ بود. یک هندی بود، نمی‌دانم مرتاض بود یا مهاراجه که رفیق عزت بود.


رمضانی‌فر: رفیقم بود. مهاراجه.


 پورصباغ: مهاراجه؟!


مهرزادیان: علیرضا! تو خبر نداری بابا این عزت سیتار می‌زند و هندی آواز می‌خواند، دیوانه‌ات می‌کند.


رمضانی‌فر: ‌ای بابا من در هند کنسرت هم گذاشته‌ام!


طاری: در عروسی من هم با گروهت آمدی و هندی خواندی یادت هست؟


مهرزادیان: این مهاراجه‌ای که عزت اشاره می‌کند عاشق معصومه تقی‌پور شده و عزت را مجبور کرده بود ازش خواستگاری کند، همراه عزت با یک ژیان دنبال معصومه تقی‌پور افتاده بودند، من هم خوش‌خنده، عقب ژیان نشسته و ریسه رفته بودم از خنده. مهاراجه با ژیان دنبالش افتاده بود. هندیه خاطرخواه شده بود، می‌خواست به هر نحوی شده با معصومه تقی‌پور ازدواج کند


رمضانی‌فر: اتفاقا دیروز پس از 40 سال با همان مهاراجه در هند تلفنی صحبت کردم. اسمش بلجیت سینگ است. آن زمان با این مهاراجه ارتباط خانوادگی داشتم. من در مسجد هندی‌ها (ﮔﻮردوارﻩ) می‌خواندم. در مساجد دعاهای هندی با موسیقی همراه است. من می‌رفتم آهنگ‌های فیلم‌ها و دیالوگ‌ها را در این مساجد می‌خواندم. آقا پول می‌ریختند ها! من بین هندی‌های ایران بزرگ شدم، الان هم در خیابان طالقانی هستند. دو بار هم به هند رفتم. زمانی که برای کار در هندوستان دعوت شدم قرارداد داشتم، نمی‌توانستم قبول کنم چون وقتی برمی‌گشتم ایران باید می‌رفتم سرکار. دوبار به من پیشنهاد کار در هند دادند، یکی از اشتباهات من این بود که این پیشنهادات را قبول نکردم، به دلیل اینکه در ایران قرارداد داشتم. در هند هم موزیک می‌خواندم و هم می‌خواستم فیلم بازی کنم. از طریق اینجا رفتم هند و در آنجا اجرای موسیقی داشتم با خود هندی‌ها. نوارهایش را دارم، وقتی نوارهایش را گوش می‌کردند نمی‌فهمیدند که خواننده ایرانی است، آنقدر که با لهجه می‌خواندم. الان مسجدشان در خیابان طالقانی، پیچ‌شمیران روبه‌روی بیمارستان ایران است.


 پورصباغ: پس در معاشرت با آنها هندی یاد گرفتید؟


مهرزادیان: بله! قبل از آن هم محله توپخانه بودند و بعد آمدند یک ساختمان جدید اینجا ساختند. چند شب پیش هم رفتم و در مراسمی که داشتند (گرونانک) شرکت کردم. از من دعوت می‌کنند و من می‌روم می‌خوانم اما بیشتر شعرهایش مذهبی است.