رویدادهای موسیقی پاپ ایرانی


+ از درنگی بر فعالیت های طنزپرداز 103 ساله تا حاشیه سازی های ترانه نویس ها

درنگی بر فعالیت های «محمّد خرمشاهی»، طنزپردازی که در 103 سالگی درگذشت/ مروری بر جدال اینستاگرامی ترانه نویس مخالف خوان و بازیگر معمولی / تأملی بر یک آلبوم پاپ؛ فاجعه ای به نام «حضور»/ واکنش به ترانه نویسی که گفت شاعر مردمی ام نه انقلابی؛ اینها پز شبه روشنفکری است

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

درنگی بر فعالیّت های طنزپرداز پیشکسوتی که در سنّ 103 سالگی درگذشت؛

«محمّد خرمشاهی»، استادِ گل آقا

 

 

موسیقی 2002 – روز 23 فروردین ماه، «محمّد خرمشاهی»، طنزپرداز پیشکسوت در سنّ 103 سالگی در اثر سکتۀ مغزی درگذشت.

محمّد خرمشاهی سالها جزء نویسندگان ثابت برنامۀ معروف فکاهی رادیویی «صبح جمعه با شما» بود. بعضی از اشعار او معروفیّت بسیاری پیدا کردند؛ ازجمله این بیت شعر اوکه سالها منوچهر نوذری و پریچهر بهروان با آن برنامۀ صبح جمعه با شما را آغاز می کردند: «زحقّ توفیق خدمت خواستم، دل گفت پنهانی – چه توفیقی از این بهتر که خلقی را بخندانی.»

روزنامۀ "کیهان" دربارۀ درگذشت این شاعر نوشت: خرمشاهی که یکی از شاعران طنز مشهور معاصر ادبیات فارسی بود در سال 1293 در دوزج خرقان از توابع ساوه به دنیا آمد. از دوران نوجوانی سرودن شعر طنز را آغاز کرد. به گفتۀ خودش اولین شعرش، حدود 90 سال قبل در نشریه «حبل المتین» در کشور هندوستان چاپ شد. وی با نشریات طنز و فکاهی از جمله توفیق، خورجین، گل‌آقا و ملون همکاری داشت. نکتۀ قابل توجه اینکه برخی از سروده‌های وی تبدیل به ضرب المثل شده است؛ مثل «در خانۀ ما رونق اگر نیست صفا هست» و «چوب خدا صدا ندارد» حاصل خلاقیت و ذوق ادبی خرمشاهی بودند که به بخشی از زبان و گفتار روزمره مردم ایران تبدیل شدند.

وی از سال 73 به روزنامه کیهان آمد و تا 15 سال، ستون شعر طنز میلاد را هر روز در این روزنامه منتشر می‌کرد. وی در این اشعار به مسائل سیاسی و اجتماعی می‌پرداخت. خرمشاهی درباره علاقه اش به همکاری با کیهان گفته بود: «می خواهم فقط در خدمت اسلام و انقلاب باشم و برای مردمی که جان بر کف در برابر جهانخواران ایستاده اند، شعر بسرایم.»

"حسین شریعتمداری"، مدیرمسئول کیهان درباره همکاری خرمشاهی با این روزنامه نوشته بود:«خریداران بسیاری داشت با امکانات فراوانی که در اختیارش می‌گذاشتند، مخصوصا می‌دانستیم اهالی قبیله تزویر و آنان که دلشان بیرون از مرزها می‌تپد حضورش را در کیهان خوش نمی‌داشتند... پرسیدیم؛ هفته‌ای یا ماهی یک بار؟ پاسخش به شوخی شبیه بود؛ هر روز... آخر چگونه ممکن است؟ مگر می‌شود که یک شاعر، همه روزه سروده‌ای داشته باشد و سوژه‌ها نیز به روز بوده و تکراری نباشد؟!... و با حیرتی آمیخته به تحسین شاهد بودیم که چنان بود و همان شد.»

خرمشاهی همچنین درباره اینکه چرا تخلص شعری «میلاد» را برای انتشار اشعارش در کیهان برگزیده است، گفته بود: «ورودم به کیهان را تولد دوباره‌ای می‌دانم، از این رو نام «میلاد» را برگزیدم.»

خرمشاهی همچنین خاطره قابل تأملی را از برخورد دولت موسوم به اصلاحات بیان کرده بود. وی در گفت وگو با نشریه «عصر اندیشه» گفته بود: « این اتفاق مربوط به زمانی است که آقای خاتمی رئیس جمهور بود. به من پیشنهاد شد که در جشنواره مطبوعات شرکت کنم. قرار بود نفر اول طنز پردازی مشخص و به شاعرش جایزه اهدا شود. البته من در ابتدا مقاومت کردم و نمی خواستم در جشنواره شرکت کنم، اما به اصرار آقای صفار هرندی ( سردبیر وقت روزنامه کیهان ) قبول کردم و آثار خود را به جشنواره فرستادم. بعد از یک هفته به من تلفن شد که شما برنده شدید، اما چند شب بعد معلوم شد که در اسامی دست بردند و خانم « رویا صدر » برنده اعلام شدند. اطمینان دارم در طول تاریخ دنیا در حق هیچ شاعری به اندازه من حق کشی نشده است.»از محمد خرمشاهی چند جلد کتاب به یادگار مانده که برخی از آن‌ها عبارتند از: «دیوان خرم»، «شیخ شنگول»، «دنیای شادی‌ها» و «مجموعه گل‌ها».

"پیام فضلی نژاد" در صفحۀ اینستاگرام خود درباره محمّد خرمشاهی نوشت: محمّد خرمشاهى، از مشهورترین طنز پردازان معاصر که ضرب‌المثل‌های مشهوری از او به یادگار مانده، امروز پس از یک سده زندگی پرحادثه ما را در غم فقدانِ نهاد ناآرام خود گذاشت و درگذشت.

او نمونه بی‌بدیل از هنرمندانی بود که بی‌مزد و منتی هنر خود را عرضه می‌کرد و در طول نزدیک به یک سده فعالیت، استقلال فکری خود را به هیچ دار و دسته اى نفروخت و برای همین نیز، در تنگدستی و عزلت از دنیا رفت.

خرمشاهی از سال ١٣٩٣ همکار مجله عصراندیشه بود. او آثار نظم و نثر فراوانی در روزنامه توفیق و مجله گل آقا داشت و نزدیک به ٩٠ سال با ٩٠ اسم مستعار شعر گفت و نوشت. نخستین شعرش در روزنامه «حبل المتین» هند چاپ شد و از آن هنگام تا امروز نزدیک به ٢٠٠٠ضرب المثل ولطیفه خلق کرده که در ذهن و خاطره مردم ایران ماندگار شده است: «در کلبۀ ما رونق اگر نیست صفا هست هر جا که صفا هست در آن نور خدا هست» ‎

مشهورترین طنزپردازان و شاعران معاصر ایرانی مانند «عمران صلاحی»، «کیومرث صابرى فومنى»،«ابوالقاسم حالت»، «هادی خرسندی» و ....دوره اى را نزد خرمشاهى شاگردى کرده اند. او از مؤسسان حزب خران است و از سال ١٣٣۶ پشت روزنامه «توفیق» نوشته می شد: «توفیق روزنامه اى ملى و مستقل است که به هیچ حزب و جمعیتی بستگى ندارد و ارگان حزب رسمىِ خران، وابسته نبودن این روزنامه را به گروه های سیاسى یادآور می شود» ‎استاد خرمشاهی ٧٠ سال پیش براى نخستین بار «شعر جدول» را طراحى کرد که در روزنامه اطلاعات به چاپ رسید. از او کتاب های «شیخ شنگول»، «دنیاى شادى ها»، «مجموعه گل ها» و «دیوان خرم» منتشر شده است.
‎خرمشاهی را عبید زاکانى معاصر نامیده اند.

آخرین حضور رسانه اى او در جشن موسیقى و اندیشه بود که مهرماه ١٣٩۵ پیش از استعفاى من از سردبیرى مجله عصر اندیشه در فرهنگسراى اندیشه برگزار شد. برای من که بخت یارم بود تا نزدیک به بیست سال از او بیاموزم، درگذشت استاد خرمشاهی جانکاه است. گرچه با مرگ او یک الگوی طلاییِ کم‌شناخته شده در هنر و ادبیات از ما گرفته شد، اما امیدواریم متولیان فرهنگ و هنر کشورمان به ترویج روح آزاده و جان شیفته چنین هنرمندان کم‌یابی بپردازند.

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

از ترانه نویس مخالف خوان تا بازیگر همیشه معمولی/ حاشیه سازی هایی برای جلب توجّه بیشتر؛

مروری بر جدال مجازی یغما گل رویی و حمید گودرزی

 

 

 


موسیقی 2002- بنا به نوشتۀ وب سایت "آی سینما"، حواشی صحبت های حمید گودرزی در مورد برخی نقش ها و فیلم های سینمایی همچنان ادامه دارد. حمید گودرزی در اواخر تعطیلات نوروزی، با حضور در برنامه «دورهمی» صحبت هایی را در مورد برخی نقش های سینمایی مطرح کرد که بسیاری مخاطب کنایه‌های او را نوید محمدزاده دانستند. پس از انتشار گسترده صحبت های گودرزی بسیاری از بازیگران به حمایت از نوید محمد زاده پرداختند. در این میان یغما گلرویی هم با انتشار متنی در صفحه اینستاگرام خود به دفاع از بازیگر «ابد و یک روز» پرداخت و به حمید گودرزی حمله کرد. اما حمید گودرزی حرف های گلرویی را بی پاسخ نگذاشت بعد از ده روز با انتشار مطلبی به تندی از این ترانه سرا انتقاد کرد.

پس از حضور حمید گودرزی در برنامه «دورهمی» و انتشار گسترده صحبت های او در مورد حضور بازیگران با زیرپوش در فیلم های سینمایی و دریافت سیمرغ بلورین، یغما گلرویی ترانه سرا با انتشار متنی به دفاع از نوید محمدزاده پرداخت و در صفحه اینستاگرام خود نوشت:« بعضیها اصولا بی رگند، یعنی داد که سهل است، هوار هم که بزنند رگ‌ گردنشان بیرون نمی زند. در کل به قول «لورکا» «آن ندارند» و رگی هم در تنشان نیست برای بیرون زدن. به همین خاطر پاپیچ رگدارها می شوند برای دیده شدن.»

گلرویی در ادامه دفاعیه خود از نوید محمد زاده به شدت از گودرزی انتقاد کرد و از فیلم هایی که حمید گودرزی در آن ها به ایفای نقش پرداخته بود به عنوان «فیلم سوپری» یاد کرد: «بعضی ها تارهای سفید موشان بیشتر و بیشتر می شود اما خودشان نمی شوند. یعنی به در و دیوار می زنند تا بشوند و نمی شوند. فیلمهاشان اغلب اکران نشده و در سوپر مارکتها فروخته می شود. به فیلمهاشان ریشخندانه «فیلم سوپری» می گویند. پس پا پیچ بازیگران فیلمهای جدی می شوند برای دیده شدن. بعضی ها عقده ی هالیوود دارند و بازیگران فرنگی و تازه لباس آن بازیگران، نه بازیشان. مو چرب می کنند و کت و شلواری مثل آنان می پوشند اما باز هم راهشان به تبلیغ مبل در بیلبوردهای یافت آباد ختم می شود. پس پاپیچ بازیگرانی که بی کت و شلوار هم چشم نوازند می شوند برای دیده شدن.»

با گذشت ده روز از انتشار یادداشت تند گلرویی، حمید گودرزی سرانجام  در صفحه اینستاگرام خود به شدت به این ترانه سرا حمله کرده است.

گودرزی که در روزهای گذشته واکنشی در مورد صحبت هایش در برنامه «دورهمی» نشان نداده بود، بدون این که نامی از گلرویی بیاورد، در پست اینستاگرامی خود نوشت: «از رسوایی های زندگی شخصی در عرصه مجازی، اتهام سرقت ترجمه های دیگران، ترانه سرایی برای مطرب های مرتد آن سوی آب و خواننده گان لوس آنجلسی، تا کل کل با روزنامه کیهان و همزمان حقوق گرفتن از سازمان اوج (وابسته به سپاه پاسداران) و ترانه ارزشی گفتن، مظهر شو آف و خودنمایی ایران ملغمه ای است غریب از تناقض هایی که او را مضحکه خاص و عام کرده، اما دست بردار نیست، در جستجوی هویت از دست رفته و آبرو و اعتبار هرگز نداشته آتش بیار معرکه هایی می شود که نه دخلی به او دارد و نه فهمش را دارد.»

گودرزی در ادامه می نویسد: «در عرصه بزرگ ترها بال بال می زند به امید جلب توجهی، غافل از اینکه تنها عِرض خود می برد و زحمت ما می دارد. خدا به داد ما برسد در این بلا روزگاری که نام شاعر را کسانی مصادره کرده اند که به جای تکیه بر هنر و شعور، برای دیده شدن تن به هر ابتذالی می دهند. خلاصه کنم و تمام. به قول ابراهیم گلستان برای شاعری دانستن عروض کافی نیست، شرف باید داشت…»

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

تأملی بر آلبوم تازه منتشر شدۀ پاپ؛

فاجعه ای به نام «حضور»

 

 

 


موسیقی 2002: اواخر اسفندماه سال 1395 سوّمین آلبوم «شهاب بخارایی»، خوانندۀ پاپ با عنوان «حضور» منتشر شد. پیش از این مجموعه های «بی قرار» (1382) و «منو بشناس» (1385) با صدای این خواننده به صورت مجاز منتشر شده بود.

به گزارش موسیقی 2002، پخش موزیک ویدئوهایی اغلب متعلق به مجموعۀ منو بشناس از شبکه های ماهواره ای ایران موزیک و مهاجر که با حضور مداوم و لب زنی دختری جوان همراه گشت موجب شهرت مقطعی شهاب بخارایی شد و البتّه متعاقب آن ممنوعیّت کاری وی را در پی داشت و حدوداً یک دهه از عرصۀ موسیقی مجاز کنار رفت. حال با صدای این خواننده مجموعه ای که از سه سال پیش آماده انتشار بوده راهی بازار شده است. آلبومی نا امیدکننده و نازل که از دو مجموعۀ پیشین وی بسیار ضعیف تر و در سطحی پایین تر قرار دارد.

آلبوم حضور حاوی 13 قطعه است و در مجموع اثری بسیار ضعیف و نازل ارزیابی می شود. بازخوانی سه قطعۀ موسیقی که پیش از این برای اوّلین بار در لس آنجلس اجرا شده اند از جمله نکات عجیب این مجموعه است که ما را وا داشت تا با درنگ به این مجموعه بنگریم.

«سرزنش» به عنوان یکی از این آثار با تنظیم ترنس در این مجموعه اجرا شده است. نام ترانه سرا و ملودی ساز به صورت خط چین آمده است. این اثر بازخوانی قطعه «طاقت» است که سال 1384 توسط «مهستی» (افتخار دده بالا) خوانندۀ فقید پاپ – سنّتی در لس آنجلس در آلبوم «از خدا خواسته» اجرا و منتشر شده بود. شادمهر عقیلی ملودی ساز و تنظیم کننده و مریم حیدرزاده ترانه سرای آن است.

دیگر بازخوانی این آلبوم، قطعه «گل گلدون من» نام دارد. اثری که در این آلبوم با همین عنوان اجرا شده و کلام و ملودی به صورت قدیمی معرّفی شده است. این اثر سال 1373 با صدای «شاهرخ سالار»، خوانندۀ پاپ مقیم دبی با ملودی و کلامی از بابک رادمنش اجرا گردید.

«شهر عشق» سومین بازخوانی این مجموعه است؛ اثری که سال 1384 در آلبومی با همین عنوان توسط «جهان» (غلامعباس قشقایی) خوانندۀ فقید لس آنجلسی اجرا شد. داریوش شهریاری ترانه سرا و شاهین خسروآبادی ملودی ساز و تنظیم کننده این اثر هستند و با همان تنظیمی که جهان اجرا کرده دوباره خواننده به بازخوانی پرداخته و نکتۀ عجیب کیفیّت پایین صدای این اثر است که در آلبوم قرار گرفته و بعضا با خش هایی نیز همراه می باشد. متأسفانه سازندۀ این اثر پیش از این نیز برخی قطعات ساخته شده توسط خود را به چندین خواننده جهت اجرا واگذار کرده بود. همچنین قطعۀ «شکستم» دیگر بازخوانی این مجموعه دارای ملودی ترکی است.

نکتۀ عجیب آلبوم این است که چرا قطعاتی که قبلا توسط خوانندگانی قابل با اجراهایی مطلوب همراه شده و زمان زیادی نیز از انتشار آنها نمی گذرد باید در آلبوم این خواننده بازخوانی شوند؟ آیا اگر صرفاً هر خواننده ای به قطعاتی علاقه داشت باید آنها را بازخوانی کند؟ آیا این بازخوانی ها با کسب اجازه از خالقان آثار و یا بازماندگان آنان همراه بوده یا این کار به صورت سرخود صورت گرفته است؟

اصولاً بازخوانی آثار موسیقایی دارای شرایطی است. ممکن است یک اثر چندین دهه پیش اجرا شده و کیفیّت مطلوبی از آن در دست نباشد و خواننده ای که قصد بازخوانی دارد یا بهتر از خواننده اوّل یا در سطح وی اثر را اجرا می کند. یا اینکه کلام یا ملودی اثری قدیمی تر در فضایی تازه و با خلاقیّت هایی بازاجرا می شود. نه اینکه قطعه ای که چند سال پیش اجرا شده و خواننده نیز عملکرد مطلوبی داشته صرفا به جهت علاقه مورد بازخوانی ضعیف و با کیفیت نازل قرار گیرد. و پرسش مهمّ تر این است که چرا وزارت ارشاد به این گونه آثار مجوز اعطا می کند؟ متأسفانه طیّ سال های اخیر دفتر موسیقی وزارت ارشاد در بدترین دوران خود به سر می برد و آثاری از این دفتر مجوز گرفته اند که موجب تعجب و همچنین ایجاد پرسش های فراوانی شده است.

در پایان باید عنوان کرد دلیل منطقی ارائه آلبوم هایی نازل مانند حضور و آثار مشابه چیست؟ آیا واقعاً مخاطبان موسیقی این آثار را می شوند یا صرفا بودجه ای به هدر می رود و چنین مجموعه های بی کفیّتی روانۀ بازار موسیقی می شوند. در ضمن خوانندگانی مانند خوانندۀ مذکور اگرچه سالهاست در عرصۀ موسیقی حضور دارند ولی به سبب بروز رفتارهای مبتدیانه، غیرحرفه ای بودن و نداشتن راهبردهای اصولی و صحیح آثاری را اجرا می کنند که هرگز نمی تواند امتیازی برای آنها داشته باشد و با وجود اینکه از صدا و اجرایی نسبتاً در خور اعتنا برخوردارند امّا هیچ جایگاه و اعتباری در عرصۀ موسیقی پاپ پیدا نمی کنند.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

انتقاد از ترانه نویس پرحاشیه که در مراسم یادبود افشین یداللهی گفت شاعر مردمی هستم نه انقلابی؛

اینها ژست های شبه روشنفکری است

 

 

 

 

موسیقی 2002: در جریان مراسم «سوگ ترانه» که عصر پنجشنبه 24 فروردین به یاد «افشین یداللهی»، شاعر و ترانه سرای فقید با حضور اهالی فرهنگ و هنر در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد، برخی ترانه نویسان سعی کردند از طریق تریبونی که در اختیارشان قرار گرفته بود مسائل حاشیه ای که هیچ ارتباطی با این مراسم نداشت را بیان کرده و این چنین خود را مطرح سازند.

به گزارش موسیقی 2002، بنا به نوشتۀ وب سایت "ریتم نو" روزبه بمانی زاده، یکی از ترانه نویسان حاضر در بخشی از سخنان خود گفت:«افشین یداللهی با توجه به میزان کارهای تأثیرگذاری که در تلویزیونی انجام داد که تقریباً 3 سال ممنوع الاسم بود، جزو کسانی بود که ترانه را به خانه‌های مردم آورد.امیدوارم اگر روزی من را با پرچم ایران دفن کردند ، فقط بدانند من مانند افشین یداللهی شاعر مردم بودم نه شاعر انقلاب.»

علاوه بر شخص مذکور، یکی دیگر از ترانه نویس ها در بخشی از سخنان در این مراسم گفت:« روزهایی که نشریات مختلف علیه جریان خانه ترانه مطلب می‌نوشتند و زمانی که افشین یداللهی فوت کرد، از آن به‌عنوان شاعر انقلاب و شاعر وطنی یاد کردند. این ضد ونقیض همیشه همراه ما بوده است.»

به گزارش موسیقی 2002، روزنامه کیهان با دو تیتر«افشین یداللهی خالق ترانه معمای شاه درگذشت» و«بدرقه ابدی ترانه‌سرای ایران برگزار شد» نسبت به خبر درگذشت و مراسم تشییع افشین یداللهی خبررسانی کرد و در هیچ کدام از این دو خبر وی را شاعر یا ترانه سرای انقلابی ننامید. متأسفانه ترانه نویس های فوق با انتساب گفته هایی خلاف واقع به روزنامۀ شاخص انقلابی، سعی در حفظ ژست های مخالف خوانی "لس آنجلسی – دورهمی های خاصّ داخل پسند" داشتند و با این ترفند قصد داشتند مراسم مذکور را وارد حاشیه کنند.

در این راستا،«احمد امیرخیلی»، ترانه نویس جوان در صفحه اینستاگرام خود نسبت به گفتۀ بمانی زاده واکنش نشان داد و با لحنی کنایه آمیز و انتقادی نوشت:«اینکه قطعه «مرز» با صداى فرزاد فرزین رو به بهانه شهداى مدافعین حرم با دستمزد قابل توجهى بنویسیم و بعد براى چند لحظه کف و سوت حضار بگوییم: من شاعر انقلابى نیستم، شاعر مردمى هستم! از ما قهرمان نمی سازه، چه بسا که عُلقه قلبى طیف وسیعى از این مردم، من جمله همین مدافعین حرم به انقلاب است! شاعر انقلابى بودن منافاتى با مردمى بودن ندارد، آنچه شایسته تکفیر است پوپولیسم و سفارشى نویسى ست که این روزها در بین خواص هم با شدّت و حدّت بیشترى در حال سرایت است.

این رو نوشتم که بگم جاى نظرات شخصى در وبلاگ و صفحات شخصى ست نه پشت تریبونى که قبل از آن همه دغدغه هاى صنفى و جمعى را بیان کردند نه عقده گشایى هاى فردى و ژست هاى شبه روشنفکرى! که بگم شیخ اجل سعدى می گه: اگر هست، مرد از هنر بهره ور- هنر خود بگوید، نه صاحب هنر! لطفاً کف و سوت.»

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٦/۱/۳٠
comment نظرات () لینک

+ باز هم سرقت رسانه ای از «موسیقی 2002»؛ این بار روزنامه اصولگرای صبح نو

رفتارهای غیراخلاقی روزنامه نگارنماها و برداشت غیرقانونی مطالب و انتشار آنها به نام خود از این رسانه ادامه دارد/ ماجرای سرقت رسانه ای از «موسیقی 2002»؛

این قسمت: روزنامۀ اصولگرای «صبح نو»