رویدادهای موسیقی پاپ ایرانی


+ از درگذشت خالق نوای زینب زینب تا نامۀ اعتراضی علی رهبری به وزیر ارشاد

«سلیم مؤذن زاده اردبیلی» درگذشت/ نامۀ افشاگرانه و اعتراضی علی رهبری به وزیر ارشاد؛ از مافیا تا نابلدان

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

او خالق نوای «زینب زینب» بود/ در سن 80 سالگی و بر اثر سکتۀ قلبی؛

«سلیم مؤذن زاده اردبیلی» ذاکر و نوحه خوان مشهور درگذشت

 

 

موسیقی 2002: «سلیم مؤذن زاده اردبیلی»، نوحه خوان و ذاکر اهل بیت، بامداد امروز (دوّم آذرماه) در سن 80 سالگی درگذشت.

به گزارش موسیقی 2002، ودود مؤذن زاده، فرزند وی در گفت و گویی اعلام کرد: پدرم صبح امروز و پس از اقامۀ نماز صبح بر اثر ایست قلبی دار فانی را وداع گفت.

بنا به نوشتۀ "خبرگزاری فارس"، سلیم مؤذن‌زادهٔ اردبیلی (1315- دوم آذر 1395) از مداحان ایرانی اه زبان‌های ترکی، فارسی و عربی که در سال 1315 شمسی در شهر اردبیل زاده شد.

وی بیش‌تر نوحه‌هایشان را به زبان ترکی آذربایجانی سروده، به زبان‌های فارسی و عربی نیز تسلّط داشت. پدرش شیخ عبدالکریم مؤذن‌زادهٔ اردبیلی نخستین مؤذن رادیوی ایران بود و برادرش رحیم مؤذن‌زادهٔ اردبیلی نیز از مؤذنان مطرح اسلامی محسوب می شد.

موذن زاده به زبان ترکی آذربایجانی، سروده، به زبان فارسی و نیز عربی تسلط داشت و به زبان انگلیسی نیز نوحه خوانده است، در 1392شمسی اذان سلیم موذن‌زاده اردبیلی، برای نخستین بار در تاریخ رادیو و تلویزیون‌های جمهوری آذربایجان، از شبکه ANS باکو پخش شد. همچنین وی در 78 سالگی در دستگاه بیات ترک اذان گفت، ویژگی این اذان، استفاده از سه بیت اشعار فارسی شهریار در فلسفه اذان در مقدمه، و اجرای ترجمه فارسی عبارات در قالب یک بیت شعر فارسی است.

سلیم مؤذن‌زاده در مراسم ختم حیدر علی‌اف رئیس‌جمهور پیشین جمهوری آذربایجان برای اجرای نوحه دعوت شده بود.

موذن زاده به طور متوسط روزانه پنج ساعت از عمر خود را صرف مداحی کرده بود و بیش از دو هزار عنوان نوار کاست مربوط به برنامه‌های او از زمان پیدایش ضبط صوت تاکنون به زبان‌های ترکی، فارسی و عربی موجود است.

از زمان حاکمیت دین اسلام افراد زیادی از اردبیل تاکنون به حرفه موذنی و مداحی پرداختند که تا قبل از 1/5 قرن اخیر اطلاعات کافی از آنان در دست نیست. اما به طور مسلم صدای گیرا در خانوادهٔ موذن زاده اردبیلی موروثی بوده و همه فرزندان و نوادگان مرحوم شیخ فرج این موهبت الهی را ازاو به یادگار بردند.

شیخ فرج، پدربزرگ سلیم موذن زاده اردبیلی، قدیمی‌ترین موذن کشور است که اطلاعات مختصری از وی موجود است. به گفتهٔ سال خوردگان، صدای اذان وی را ساکنان روستاهای واقع درحاشیه سه فرسنگی شهر اردبیل سحرگاهان از بام مسجد زینال در مرکز شهر می شنیده‌اند. شیخ عبدالکریم، فرزند شیخ فرج هم نخستین موذن در ایران است که نوای اذان دلنشین او شهرت جهانی دارد.

او در سال 1273 خورشیدی در محلهٔ « تازه شهر» اردبیل متولد شد و تا سال 1321 خورشیدی نوای توحیدی‌اش از منارهٔ مسجد میرزا علی اکبر این شهر به گوش می‌رسید.نعیم، سلیم، رحیم، محمود و داود پنج فرزند او نیز از مداحان اهل بیت و موذن‌های مشهور جهان اسلام هستند.

شادروان رحیم موذن زاده اردبیلی نیز که اذان بی مانند او در دستگاه بیات ترک در فهرست آثار معنوی ایران به ثبت رسید چند سال قبل بر اثر بیماری دعوت حق را لبیک گفت.

استاد سلیم، دربارهٔ پدرش می‌گوید: او در سال 1321 خورشیدی به قصد زیارت بارگاه ملکوتی امام رضا عازم مشهد مقدس می‌شود و در بین راه شبی را در منزل یکی از دوستان خویش درتهران سپری می‌کند. از آنجایی که شیخ عبدالکریم عشق موذنی داشته سحرگاه به پشت بام منزل واقع درخیابان عین الدوله رفته و ندای توحیدی اذان را سر می‌دهد.

وی درباره صدا و مداحی در خاندان خود گفته است: «صدای خوش یک امر موروثی در خانواده ماست. ابوی در عزای حسین نوحه می‌گفت و نوحه می‌خواند، اما چیزی که او را در درجه‌ای برتر قرار می‌دهد، آشنایی کامل او به موسیقی است، او در ردیف و گوشه‌های موسیقی ید طولایی داشت و ما را نیز آموزش می‌داد. من هر چه در این زمینه یاد گرفته‌ام از ابوی است. ایشان آموزش موسیقی را در نهایت دقت و ملاطفت به ما یاد می‌دادند.

امام جماعت وقت مسجد سلطانی (امام فعلی) صدای اذان او را از دور شنیده و قبل از ظهر سراغ او را از تمام خانه‌های اطراف می‌گیرد.

به او می‌گویند که شیخی از اردبیل آمده و در خانهٔ «مطلب بلوری» میهمان است و با درخواست امام جماعت، ظهر همان روز «شیخ عبدالکریم» در پشت بلندگوی مسجد قرار گرفته و نوای ملکوتی  «اشهدان لااله الاالله» را به گوش مردم می‌رساند.

او پس از بازگشت از زیارت مشهد در تهران ماندگار شده و موذن مسجد سلطانی می‌شود بطوریکه تا سال 1329 خورشیدی که دارفانی را وداع گفت صدای اذان وی روزی سه بار از رادیو واقع در میدان ارک تهران پخش می‌شده است.

سلیم، صدای خوب در مداحی را از رشته‌های هنری ظریف توصیف می‌کند که ملاحت، زیر و بم آهنگ، ادای کلام و تحریرهای مناسب لازمه این هنراست.

وی که خود علاوه برحفظ روش‌های قدیمی، سبک‌های جدیدی با اصالت فرهنگی را در نوحه خوانی و مداحی ابداع کرده ، گفته است: صدای من در برابر صدای پدرم مانند قطره‌ای در مقابل دریا است.

موذن زاده در حضور آیت‌الله طباطبایی مفسر تفسیر المیزان نیز مداحی داشته‌اند که ایشان از موذن زاده تقاضای مداحی عربی می‌کرده است.

سلیم موذن‌زاده از خاطرات خود با اساتید موسیقی ایرانی گفته است: «من در محضر استاد جلیل شهناز بوده‌ام و از محضر تاج اصفهانی استفاده کرده‌ام. از مرحوم اقبال آذر هم استفاده‌ها کرده و حظ‌ها برده‌ام. در سفری که به باکو داشتم، با اساتید موسیقی آذربایجان که واقعا استاد صدا و آواز هستند، دیدار داشتم. هابیل علی‌اف و آقاخان عبداله‌اف از صدای من تعریف می‌کردند و من هم همه اینها را مدیون توجه حضرت سیدالشهدا هستم.

وی «خداحافظ ای آنام باجی آغلاما یانا یانه...» را دوست داشتنی‌ترین اثری دانسته که برای اباعبدلله الحسین مداحی کرده است. مرحوم سلیم مؤذن زاده می‌گوید که حنجره من یک موهبت الهی و وقف سیدالشهداء است و استفاده از آن در زمینه‌های غیر از این صحیح نیست.

استاد سلیم مؤذن‌زاده صدای خوب در مداحی را از رشته‌های هنری ظریف توصیف می‌کند که ملاحت، زیر و بم آهنگ، ادای کلام و تحریرهای مناسب لازمه این هنر است.

وی که خود علاوه بر حفظ روش‌های قدیمی، سبک‌های جدیدی با اصالت فرهنگی را در نوحه خوانی و مداحی ابداع کرده است، می‌گفت: صدای من در برابر صدای پدرم مانند قطره‌ای است در مقابل دریا.

استاد سلیم موذن‌زاده سال 91 در همایش پیرغلامان حسینی در مصلی اردبیل علاوه بر زبان ترکی، فارسی و عربی به زبان انگلیسی هم مداحی کرد.

به گزارش موسیقی 2002، نوحۀ مشهور زینب زینب شاخص ترین اثری است که با نوای سلیم مؤدن زاده اردبیلی اجرا شده است.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------

از مافیا تا نابلدان/ نامۀ افشاگرانه و اعتراضی «علی رهبری» از اتریش به وزیر ارشاد:

- سه نفر با داشتن سطح فرهنگی بسیار پایین به سبک مافیا تمام امور موسیقی را در دست گرفته‌اند

- شهرداد روحانی 60 ساله تا به حال مدیریّت هیچ ارکستری را در هیچ کجا نداشته است

- محمد سریر در موسیقی واقعاً به صورت آماتور فعالیّت داشته است 

- فریدون شهبازیان با وجود بیش از 70 سال سن، تجربه زیادی در رهبری ارکستر ندارد

 

 

 

موسیقی 2002: بنا به نوشتۀ "خبرگزاری فارس"، «علی رهبری» رهبر بین‌المللی ارکستر نامه‌ای را خطاب به سیّد رضا صالحی امیری نوشته و در اختیار خبرگزاری فارس قرار داده است که در ادامه می‌خوانید:

«جناب آقای دکتر سیّد رضا صالحی امیری

بعنوان یک موزیسین حرفه ای ایرانی و ایران دوست قدرت تبریک عرض کردن خدمت  جنابعالی را ندارم زیرا می‌دانم  وزارتخانه‌ای که در اختیار شما باقی گذاشته‌اند تا آنجایی که به موسیقی و موسیقیدان‌ها مربوط می‌شود، در بدترین روزهای تاریخ موسیقی ایران به سر می‌برد. با ریاست جمهوری جناب دکتر روحانی و انتخاب جناب اقای علی جنتی، امیدی بی‌نظیر در موسیقیدان‌های ایرانی چه در داخل و  چه خارج از ایران بوجود آمد ولی متاسفانه نه تنها این امید به ناامیدی تبدیل شد بلکه وضع موسیقی مملکت از زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی و احمدی‌نژاد نیز بدتر شد. اگر شما می‌خواهید واقعا این وضعیت را درست کنید باید از پایه  شروع بفرمایید، پایه‌ای که در این لحظه بسیار خراب است و اگر علاقه داشته باشید به آسانی کشف خواهید کرد که شما که هم اکنون وزارت فرهنگ را در اختیار گرفته‌اید در کشورتان از بهترین و باسوادترین استادان، نوازندگان و آهنگسازان ایرانی برخوردار هستید ولی وزارت ارشاد تمام تصمیمات و اختیاراتش از زمان آقای خاتمی تا به حال به دست چند نفر انگشت شمار بوده است. بنده خودم شاهد بودم که بزرگترین دغدغه آقای معاون وزیر در 14 ماه اقامت من در ایران به هیچ وجه ارتقاء سطح موسیقی و کیفیت کار جوانان نبود بلکه نگرانی اش فقط متوجه رضایت این گروه سه نفره یعنى آقایان محمد سریر، داوود گنجه‌ای و حمیدرضانوربخش بود. چند نفری که با استفاده از بودجه خود وزارت ارشاد تمام امور را در دست داشته‌اند، گروهی که بصورت سیستماتیک مافیایی برای خودشان، افرادی راجمع کرده و باین ترتیب آن قدر قدرت گرفته‌اند که در مورد انتخاب اغلب پست‌های وزارت ارشاد و حتی معاونت هنری  و مدیر کل دفتر موسیقی و غیره دخالت داشته اند. گروهی که با استفاده از قدرت خانه موسیقی خواسته‌هایشان را به بهانه شورایی بودن و دموکراسی در تمام امور هنری مملکت اعم از وزارت ارشاد، دانشگاه‌های مختلف، صداو سیما و غیره تحمیل کرده‌اند.

جناب آقای وزیر، حتماً شما هم بارها شنیده‌اید که وضع نوازندگان و آهنگسازان ایرانی خراب است. چه کسی می‌گوید وضع مالی و روحی موسیقیدان‌های شهر شما بد است چه کسی می‌گوید سالهاست به اهنگسازان و نوازندگان ایران رسیدگی نشده است؟ حقیقت ندارد چرا که  در کشور ایران زندگی برای گروهی باصطلاح موزیسین بهترین زندگی و بهترین محیط کاری در دنیا فراهم شده است. زندگی برای این عده که تعدادشان به ده‌ها نفر نیز می‌رسد با مقایسه با تمام شهرهای دنیا، تهران بهترین بهشت کاری و زندگی شده است. البته در مقابل صدها نفر موزیسین دیگر که حقشان پایمال شده است، بدون اغراق تمام تصمیمات در محیط موسیقی ایران حد اقل در 20 سال گذشته با مهارت کامل زیر دست گروهی 3 تا ۵ نفره اداره و اجرا شده است. شاید باورکردنی نباشد بدون اغراق این گروه در انتخاب معاون هنری، مدیر کل و مدیر عامل و غیره نیز دخالت می‌کنند. گروه ها را کنسل می‌کنند، دوباره راه می‌اندازند و تقریبا تمام پست‌های وزارت فرهنگ و ارشاد مربوط به موسیقی مستقیم و یا غیر مستقیم توسط این افراد انتخاب شده‌اند. این گروه به ظاهر کوچک در تمام شوراهای تصمیم گیری در کشور شرکت دارند در خانه موسیقی و در شوراهای دیگر شرکت دارند این گروه بعلت کمبود تجربه، وزارت ارشاد را به بنگاه شادمانی تبدیل کرده‌اند.

در تمام پست ها بدون آزمون و انتخاب بهترین، یکی از طرفداران، مریدان و فرمانبرداران خود را انتخاب کرده و حق ده‌ها ایرانی با لیاقت و با استعداد را پایمال کرده‌اند. برای مثال، چرا باید پست  مدیر کل دفتر موسیقی و مدیر عامل بنیاد رودکی که بالاترین پستهای تصمیمگیری موسیقیایی در ایران هستند و از امکانات بی‌نظیری برخوردارند و هر روز و یا هر ساعت درسرنوشت موسیقی و موسیقیدان‌ها دخالتی مستقیم دارند، در دست دو نفری باشد که هیچگونه تحصیل و تجربه‌ای در رشته موسیقی نداشته‌اند. مگر ما افراد وارد و با‌صلاحت‌تر از این افراد نداشته‌ایم؟ آیا امکان انتخاب در میان صدها فارغ التحصل دانشگاهی ایران وجود نداشت. تازه از این بگذریم که این آقایان در تمام فعالیت‌های بین‌المللی هم اختیارات بزرگی دارند که البته در این موارد هم سوابقی ندارند.

بنده ایران را به تصمیم خودم ترک کردم چرا که در غیر این صورت می‌بایستی با این افراد که سطحشان بسیار بسیارپایین است کار بکنم. متاسفانه بعد از ترک بنده این افراد ناوارد، آقاى شهرداد روحانی موسیقیدان با استعداد موسیقی سبک را بر سر ارکستر سمفونیک آوردند که اصلا با وجود سن حدود 60 سال تا به حال مدیریت هیچ ارکستری را در هیچ کجا نداشته است و تجربه‌ای هم در این رشته ندارد، در صورتی که در خود تهران چندین رهبر واقعا حرفه‌ای  در موسیقی کلاسیک مانند آقایان نادر مشایخی، منوچهر صهبایی، سهراب کاشف، و چند جوان با استعداد دیگر در خارج از ایران وجود دارند که سطحشان اصلا با آقای شهرداد روحانی قابل مقایسه نیست  و یا آنکه مدیر عامل بنیاد رودکی آقای بهرام جمالی را بخاطر بی‌لیاقتی برمی‌دارند ولی به او شغل مشابه دیگری می‌دهند در انجمن موسیقى ایران و بجای ایشان شخص دیگری را می‌اورند که در انجام این کارتجربه ای نداشته است!!! اینها تا همین جا هم نتوانسته‌اند قرارداد تمام وقت و مشخصى با اعضاى ارکسترها ببندند! لازم بیاداوری است که کشور همسایه ما ترکیه بیش از 20 ارکستر تمام وقت دولتی را اداره می‌کند.

 به هر حال جناب آقاى وزیر، این گروه با و جود قبول مسئولیت خانه موسیقی که برای دفاع از حق موسیقیدان‌ها بر پا شده است در شوراهای دولتی حق ده‌ها موسیقیدان جوان این مملکت را پایمال کرده‌اند. خلاصه بنده خودم شاهد بوده‌ام که آقای وزیر و معاونشان نیز بدون اجازه این دوستان آب هم نمی‌خورند! اشکال بزرگ این افراد فقط سبک فامیل بازی و رفیق بازیشان  نیست چونکه این سنت گویا در تمام زندگی مردم ایران حکم‌فرماست ولی مشکل اساسی این کار سطح بسیار بسیار پایین این افراد از نظر علم موسیقى نسبت به صدها موزیسین دیگر ایرانی است.

نوشتن این نامه برای بنده به هیچ وجه آسان نبوده چون که این افراد به بنده هم لطف داشته‌اند و هیچگاه با بنده مشکل انسانی نداشته‌اند  ولی وظیفه وجدانی و بخصوص حرفه‌ای، بنده را بعد از چندین ماه سکوت به نوشتن آن وادار کرده است. رییس و طراح این گروه دوست عزیزمان آقای دکتر محمد سریر است. شخصی که تا سن حدود ۵٠ سالگی کارمند در وزارت خارجه  بوده و در موسیقی واقعا بصورت آماتور فعالیت داشته است  و ایشان که دکترایشان در موسیقی نیست با استفاده از وضع مشکل زندگی موسیقیدان‌ها با همکاری چند نفر دیگر راه را برای عده‌ای معدود دوستان و طرفدارانشان باز کرده و درها را به روی صدها موسیقیدان جوان که به حق بعد از انقلاب تعدادشان روز بروز بیشتر شده بسته‌اند. آقای سریر با همکاری با دوست عزیز داود گنجه‌ای نوازنده کمانچه و آقای حمید رضا نوربخش خواننده سنتی هر کدام گروه کوچکی تشکیل داده و با داشتن سطح فرهنگی بسیار پایین به سبک مافیا تمام امور موسیقی را در دست گرفته‌اند. از آنجایی که دولت‌های مختلف در 20 سال گذشته توجه‌ای به موسیقی و موسیقی‌دان‌ها نداشته‌اند، دست این افراد در تمام دولت‌های 20 سال گذشته برای انجام هدف‌هایشان باز بوده است. این آقایان در تمام شوراها (با دستمزد بسیار بالا) شرکت و نفوذ داشته‌اند چه در وزارت فرهنگ و ارشاد چه در خانه موسیقی چه در صدا و سیما و حتی تصمیم گیری مراسم ختم و دفن در قبرستان هنرمندان با این افراد بوده و این 3 نفر بارها از یکدیگر و بعضی دوستانشان تجلیل کرده و نشان های مملکت را بین یکدیگر و دوستانشان تقسیم کرده‌اند. البته با سیستمی بسیار حساب شده، تهدیدهای مختلف و نفوذ فراوان، این گروه چنان به مبارزه با منتقدینشان پرداخته‌اند که اغلب جرات انتقاد را از دست داده‌اند.

در شهری که بیش از یک صد آهنگساز آثارشان نه اجرا و نه ضبط شده، دوستان معدود این افراد از بهترین شرایط مالی برخوردار بوده‌اند و در نتیجه این افراد و دوستان معدودشان در تهران شما، نه تنها مشکلی نداشته‌اند بلکه از بهترین سطح زندگی برخوردار بوده‌اند. اگر تحقیق بفرمایید خواهید دید که آقایان سریر، گنجه‌ای و نوربخش کارشان بجایی رسیده است که در شورای ارکسترهای ملی و سمفونیک تمام قدرت را در دست دارند در صورتی که این افراد هیچکدام هیچگاه رابطه‌ای و آشنایى تخصصى با ارکستر نداشته‌اند. جشنواره فجر که مهمترین جشنواره جمهوری اسلامی است، بطور کامل زیر نظر این افراد اداره می‌شود و حتی نفر سوم آقای نوربخش را برای دومین بار مدیر این جشنواره کرده‌اند! و واقعا نمی‌دانم که چه نبوغى در ایشان دیده‌اند که به همین سادگى و با آنه مه مشکلاتى که در جشنواره قبل بود، این مسئولیت را به ایشان داده‌اند!!! لازم به یادآوری است که در کشور ما ده‌ها نفر سطح‌شان در این رشته (خوانندگی) در تجربه و فرهنگ از آقای نوربخش بالاتر است. این افراد از اسم زیبای فجر و احساس مردم به این نام سواستفاده کرده و برنامه‌ای در سطح بسیار پایین سر هم می‌کنند. در اغلب شهر های دیگر دنیا حتی در آنکارا و استانبول هم یک چنین برنامه‌هایی در هفته‌های معمولی ملاحظه می‌شود ولی نه در فستیوال ملى کشور که باید ویترینى از بهترین‌هاى موسیقى در آن باشد!!!

فکر می‌کنم شاید آقای وزیر قبلی و معاونشان واقعا دلشان می خواسته که کارها درست انجام شود ولی جلوی این گروه چند نفری نتوانستند بایستند و دربست در اختیار این افراد و منویات آنان بوده‌اند! دلیلش را شما بفرمایید جناب آقای وزیر! جناب آقاى جنتى که هیچ نگفتند و رفتند!!! آیا این است پاسخ گویى یک مسئول ارشد در کشور؟! یعنى مطالبات هنرمندان موسیقى آیا واقعا نباید جوابى داشته باشد؟! خواهشا جناب آقاى وزیر، بررسى و جواب بدهید به این معضلات که گریبان موسیقى و موسیقیدانان کشور را گرفته است!

جناب آقای وزیر در اغلب کشورها قراردادهای مهم و همچنین پست‌های کلیدى فرهنگى دولتی بصورت آزمون و مصاحبه انجام می‌شود ولی در وزارت فرهنگ و ارشاد فقط این چند نفر ناوارد تصمیم می‌گیرند! درهمین موضوع ارکسترها در تهران امروز و در خارج از ایران چندین رهبر ارکستر وجود دارند که  تجربه و سطحشان از آقایان شهبازیان (رهبر جدید ارکستر ملی) و شهرداد روحانی (رهبر فعلی ارکستر سمفونیک تهران) به مراتب بالاتر است!!! آقای شهبازیان ترانه ساز و آهنگساز موسیقی فیلم است و با وجود سن بیش از 70 سال تجربه زیادی در رهبری ارکستر ندارد ایشان نه تنها در رشته رهبری ارکستر تحصیل نکرده‌اند بلکه  تنها تجربه ارکستریشان فقط این بوده که حدود 40 سال پیش در ارکستر سمفونیک تهران نوازنده ویولن بوده‌اند و ضمنا ایشان در موسیقی ملی هم تحصیل نکرده‌اند و رپرتوار هم ندارند! ما رهبران جوانی داریم که قابلیت هنریشان برای رهبری ارکستر به مراتب بالاتر از آقای شهبازیان است و گویا این انتخاب فقط از روی وابستگی ایشان به این گروه گرفته شده! در موسیقی کلاسیک هم ما در ایران و خارج از ایران رهبران ایرانی  بسیار بااستعدادی داریم که سطحشان بسیار بالاتر از آقای شهرداد روحانی است. ایشان هم در رشته رهبری ارکستر تحصیل نکرده و با وجود سن حدود 60 سالگی تجربه شان  بیشتر در موسیقی سبک بوده و در موسیقی کلاسیک تجربه زیادی ندارند و هیچگاه پستی هم در رشته موسیقی نداشته‌اند. سخن زیاد است جناب وزیر انصافا بررسى بفرمایید و ریشه این مشکلات را بخشکانید تا شاید نهال موسیقى در ایران دوباره جوانه بزند و اهالى هنر هم در این راه همگام شما خواهند بود و براى اعتلاى موسیقى که متعالى‌ترین هنرهاست از جان مایه خواهند گذاشت.

در خاتمه بنده فقط یک تقاضایی شخصی دارم؛ ده‌ها  نوازنده ایرانی هستند که 14 ماه در سال 1394 تا اوایل 95 در ارکستر سمفونیک تهران مانند تمام کشورها هر روز زحمت کشیده‌اند و یا بصورت موقتی برای ضبط اثار 12 اهنگساز ایرانی همکاری داشته‌اند، به این افراد 8 ماه حقوق ماهانه یعنی 30 یا 31 روزه پرداخت نشده و بعضی از آنها حتی هیچ گونه دستمزدی دریافت نکرده‌اند، خواهش می‌کنم دستور بفرمایید این دستمزدها پرداخت شود. در صورت لزوم اقایان باربد بیات و میلاد عمرانلو نمایندگان نوازندگان می‌توانند این لیست را در اختیارتان قرار بدهند.

با احترام

علی رهبری  

وین»

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٥/٩/٢
comment نظرات () لینک

+ در آستانۀ اربعین حسینی؛ انتشار اثر «فرمانده السلام» با صدای حامد زمانی

به همّت کمیتۀ فرهنگی - آموزشی ستاد مرکزی اربعین کشور و با مشارکت معاونت امور اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران و به مناسبت اربعین حسینی/ پا برهنگان سینه زنان پیش به سوی حرمِ عشق؛

قطعۀ «فرمانده السلام» با صدای حامد زمانی منتشر شد