رویدادهای موسیقی پاپ ایرانی


+ درآمد 6 میلیاردی لس آنجلسی ها از برگزاری یک کنسرت در دبی !!

گزارشی از «گران فروشی» لس آنجلسی ها در دبی / حضور فوتبالیست سابق تیم ملی در موزیک ویدیو خواننده غیرمجاز/ هیاهو درباره انتشار کتاب ترانه های خواننده لس آنجلسی سابق / خاطره تلخ خواننده مشهور پاپ از تونل باتوم!

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

روایت یک نشریه داخلی از کلاه برداری لس آنجلسی ها در برگزاری کنسرت در همسایگی ایران / بلیت های نجومی برای کنسرت مشترک ابی و گوگوش ؛

«گران فروشی» لس آنجلسی ها در دبی

 

 

 

 

«موسیقی 2002» : هفته نامه تماشاگران امروز نوشت: یکی از کنسرت های نوروزی که در تعطیلات نوروز از سوی خوانندگان لس آنجلسی برگزار شد، کنسرت دونفره " گوگوش " و " ابی " بود ؛ کنسرتی که از ماه ها پیش برای آن تبلیغ شده بود و با توجه به مشکلاتی که این دو در سال های گذشته با هم داشتند ، باعث شد حاشیه های خبری زیادی در کنار آن شکل بگیرد.

بر اساس این گزارش، البته در کنار این حاشیه ها ، یکی از عجیب ترین اتفاقات این کنسرت ، نرخ بالای بلیت آن بود که حتی اعتراض نسبت به آن در شبکه های فارسی زبان خارج از ایران هم مطرح شد. البته خوانندگان لس آنجلسی همیشه بلیت کنسرت های خود را با قیمت های غیرواقعی و بالا می فروشند، ولی این بار رقم فروش بلیت ها بالاتر از حدی بود که تصور می شد.

شش هزار بلیت سالن تجارت جهانی دبی با قیمتی بین 395 تا 4950 درهم امارات فروخته شد. به این معنا که حاضران در ردیف های جلویی برای هر بلیت ، رقمی حدود 4 میلیون تومان و کسانی که در بدترین جای بالکن نشسته بودند 320 هزار تومان هزینه کردند. البته یک شبکه فارسی زبان اروپایی در این باره گزارشی تهیه کرده بود که نشان می داد بلیت ردیف اول کنسرت که مخصوص vip  بود ، با رقمی معادل 15 میلیون تومان فروخته شده است.

با یک محاسبه ساده بر اساس تعداد بلیت های های سالن و رقم فروش بلیت هر یک از جایگاه ها ، می توان به این نتیجه رسید که بلیت فروشی این کنسرت 6 میلیارد تومان سود داشته است ؛ رقمی که اگر شما بخواهید با مشهورترین گروه های موسیقی دنیا هم مقایسه کنید ، نجومی و باورنکردنی به حساب می آید.

این کنسرت که کیفیت آن از لحاظ فنی ، صدابرداری و کارگردانی اصلا به پای کیفیت کنسرت های گروه پینک فلوید نمی رسد ، با قیمتی بسیار گران تر از راجرز واترز و اعضای گروهش بلیت فروشی شده است.

بد نیست بدانید پینک فلوید که در سپتامبر در استرالیا تور کنسرت دارد ، بلیت هر یک از اجراهایش را بین 100 تا 148 دلار می فروشد؛ یعنی رقمی بین 300 تا 500 هزار تومان. این را مقایسه کنید با رقم کنسرت این زوج هنرمند که 10 برابر گران تر بلیت را فروخته اند و البته کیفیت کارشان هم به پای پینک فلوید و دیگر گروه های موسیقی دنیا نمی رسد.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

«علیرضا» در کنار«مجید رضا»؛

حضور فوتبالیست سابق تیم ملی و پرسپولیس در موزیک ویدیو خواننده غیرمجاز

 

 

 

 

«موسیقی 2002» : اخیرا موزیک ویدیوی تازه ای از برخی شبکه های ماهواره ای با اجرای خواننده غیرمجازی به نام " مجیدرضا " پخش می شود که حضور فوتبالیست سابق تیم ملی و باشگاه پرسولیس تهران در آن تعجب برانگیز است.

به گزارش موسیقی 2002 ، در این موزیک ویدیو "علیرضا امامی فر" در چند پلان کوتاه به عنوان مدل (بازیگر) مقابل دوربین حاضر شده است.

گفتنی است، مجیدرضا از جمله خواننده های غیرمجاز داخلی است که طی چند سال اخیر چندین موزیک ویدیو و قطعاتی با صدای خود را از طریق شبکه های ماهواره ای و فضای مجازی منتشر ساخته است.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

هیاهو درباره مجموعه ای که قبلا منتشر شده ؛

کتاب ترانه های «حبیب» جدید نیست !

 

 

 

 

«موسیقی 2002 » : اخیرا یکی از ناشرین خبر از انتشار قریب الوقوع کتابی حاوی اشعار و ترانه های اجرا شده با صدای " حبیب محبیان " خواننده لس آنجلسی سابق را نوید داده است.

به گزارش موسیقی 2002 ، حتی این خبر در برخی خبرگزاری ها و وب سایت های خبری نیز به صورت گسترده پوشش داده شد و همچنین یکی از خبرنگاران از وزیر ارشاد درباره این کتاب پرسشی مطرح کرد که وزیر از انتشار این کتاب اظهار بی اطلاعی کرد. در ضمن برخی از وب سایت های موسیقی نیز با خوشحالی و به صورت هیجان زده خبر از مجاز شدن حبیب را دادند.

اما این در حالی است که کتاب ترانه های حبیب چندین سال پیش و قبل از ورود و سکونت این خواننده به صورت معمول و بدون جنجال در بازار کتاب منتشر شده بود و اصولا این خبر ، خبر تازه ای محسوب نمی شود.

لازم به ذکر است ، طی 15 سال گذشته کتاب هایی حاوی اشعار و ترانه های اجرا شده با صدای برخی خواننده های لس آنجلسی و همچنین کتاب ترانه ها و اشعار برخی ترانه سراهای لس آنجلسی به صورت رسمی در ایران منتشرو توزیع شده است.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

تا بیست و چهار ساعت توان راه رفتن نداشتم ؛

خاطره تلخ خواننده مشهور پاپ از تونل باتوم!

 

 

 

 
 
«موسیقی 2002»: وب سایت هشت صبح نوشت: " حسین زمان "، خواننده مشهور پاپ در صفحه فیس بوک خود خاطره ای از تجربه باتوم خوردن خود در سال ۵۶ در دانشگاه اصفهان نقل کرد.

زمان در این خاطره گویی که بخشی از آن در ادامه می آید، گفته است:

«تجربه عبور از این تونل را دارم . سال ۵۶ در دانشگاه صنعتی اصفهان . خوابگاه شماره ده ، اگر اشتباه نکنم از طبقه سوم تا جلوی محوطه خوابگاه تونلی بود از نیروهای گارد ویژه شاهنشاهی که از تهران اعزام شده بودند برای مقابله با اعتراضات دانشجویی . چهل و چهار نفر بودیم از دانشجویان مستقر در خوابگاه .
در سرمای خشک بهمن ماه ما را لخت کردند ( فقط یک شورت به پا داشتیم ) و در تونل نیروهای گارد از طبقه سوم تا پایین ساختمان از دو طرف با باتوم به جانمان افتادند . با همه قدرت میزدند به نحوی که به خاطر دارم یکی از دوستان دانشجو استخوان شکسته دستش بیرون زده بود . خود من به دلیل وارد شدن باتوم الکتریکی تا بیست و چهار ساعت توان راه رفتن نداشتم . نظیر چنین تونل هایی را البته اسرای جنگ در زندانهای بعثی تجربه کرده بودند….»
------------------------------------------------------------------------------------------------------------
نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٢/٤
comment نظرات () لینک

+ برگزاری کنسرت خیریه بنیامین

اقدام قابل تقدیر/ کنسرت خیریه «بنیامین بهادری» در مجتمع آموزشی ساریخانی برگزار شد  ؛

اشک‌ و لبخند بنیامین با کودکان بهشتی/ بچه‌ها برای «بارانا» گل فرستادند/ بنیامین نرو ...!

 

 

 

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002»: خبرگزاری مهر نوشت: " بنیامین بهادری " خواننده موسیقی پاپ کشورمان همزمان با فرا رسیدن روز مادر با حضور در مجتمع آموزشی تربیتی محمدرضا سرخانی ویژه کودکان و نوجوانان اسثنایی کنسرتی را برگزار کرد که سرشار از احساس و عشق بود و در پایان هم بچه‌ها برای دخترش و همسر تازه درگذشته‌اش گل فرستادند.
بر اساس این گزارش ، ساعت 10:30 صبح یکشنبه 31 فروردین ماه است و همه اهالی شهر مانند همیشه هرکدام به فکر کار و بار خود هستند. مردم این روزهای بعد از تعطیلات طولانی نوروز باز هم دود می بینند و دعواهای مختلف سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و ورزشی و فرهنگی و قس علی هذا.
اما اینجا یعنی منطقه ای در نزدیکی بلوار فردوس تهران جایی در غرب پایتخت خبرهایی دیگری است. اینجا آرام است. اینجا یک تکه بهشت است، جایی در میان ابرها، جایی مثل یک ایستگاه که فقط فرشتگان حق توقف در آن را دارند. اینجا دستهای مهربان تا دلتان بخواهد دراز است برای نوازش و مهربانی کودکانی که سرشار از عشق و نیکی اند. اینجا هیچ چیزی خاکستری نیست. اینجا هیچ رویا و خوابی سیاه و سفید نیست. اینجا در جایی که فقط نام آن مجتمع آموزش کودکان و نوجوانان استثنایی محمدرضا سرخانی است، قطعه ای از بهشت است. قطعه ای آرام که فقط و فقط می توانی در قصه های روشن و رنگی پریان آنها را بشنوی و ببینی.
راستی امروز هم روز دیگری است برای مادران این سرزمین و امروز مادرانی به این بهشت گمنام آمده اند که حتی نام مادر هم گنجایش صبوری آنها را ندارد. مادرانی که در تک تک چهره هاشان ترنمی از آوای الهی برای کودکانی که سرنوشتشان با ما فرق داشت به زلالی آب دیده می شود.
همینطور که در ذهن خود آرام آرام مروری بر اتفاقی که قرار است امروز برایم در اینجا رخ بدهد، دارم به دعوت تعدادی از مربیان مجتمع وارد مجموعه می شویم. مجموعه ای که چهار سال پیش در چنین روزهایی میزبان خواننده صاحب نام موسیقی پاپ بود و حالا امروز دوباره میزبان اوست. اویی که اگر نگوییم بهترین بلکه جزو معدود خوانندگانی است که همچنان محبوبیت خود را از دست نداده و حالا هم که چند صباحی است همسر خود را در یک سانحه دلخراش تصادف از دست داده دوباره به این مجتمع آمده تا بار دیگر همراه دوستان نوازنده خود کنسرت نمادینی را برگزار کند.
به همراه تعدادی از دوستان خبرنگار و عکاس وارد مجتمع می شویم. بنیامین بهادری همراه با اتومبیل یکی از دوستانش و علی ضیاء هرکدام جداگانه وارد حیات آموزشگاه می شوند و از همین جاست که خواننده عاشق پیشه قصه ما با استقبال مادران و بچه های استثنایی روبه رو می شود. آنها با اینکه فقط از بنیامین بهادری قطعه «دنیا دیگه مثل تو نداره» را در خاطر خود داشتند و قبل از ورود بنیامین دائم این قطعه را زمزمه می کردند، آنچنان خوشحالند که حتی حاضر نیستند یک لحظه هم این شادی را پنهان کنند.
شکرالله نوجوان دبیرستانی مجتمع یکی از طرفداران بنیامین است. آنچنان بی تاب است که نمی داند چه کند. دائم زیر لب که اتفاقا دوست ندارد کسی متوجه آن شود به خود می گوید: «بنیامین کجاست؟ آخه چرا انقدر دیر کرد؟ نگرانشم».
خانم مربی اما به کمک او می آید و مهربانانه به او می گوید: «شکرالله بیا با هم بریم تالار. همین الانه که بنیامین بیاد». شکرالله نمی پذیرد. او فقط با دیدن بنیامین است که آرام می گیرد.
هراسان به سمت من می آید با تمنای مهربانانه که در چشمان سیاه پر از زندگی او می بینم از من می خواهد اگر بنیامین بهادری آمد هر طورشده به او بگویم و اگر شد او را به دفتر آقای مدیر ببرم تا عکاس همراه ما دو نفری از او و بنیامین عکس بیندازد. وقتی به او قول می دهم کمی فقط کمی آرام می شود و در زیر لب اما این بار به طوری که همه بفهمند می گوید: «فدات بشم بنیامین»
حالا بنیامین بهادری جوان آمده و خوش و بشی با اولیا مدرسه می‌کند و آقای مدیر او را به دفترش مشایعت می کند. من و تعدادی از خبرنگاران هم پشت در منتظرش می مانیم تا همراه او وارد تالار اصلی اجرای کنسرتش شویم. شکرالله از لای در نیم نگاهی به بنیامین می‌کند و خطاب به من و تعدادی دیگر از دوستان با دست اشاره می کند: «بنیامین داره شیرینی می خوره»
بنیامین متوجه حضور شکرالله و تعدادی دیگر از اهالی مدرسه شده است. بیرون می آید و با آنها روبوسی جانانه‌ای می کند و دوباره به اتاق مدیر می رود.
آقای مدیر به علی ضیاء و بنیامین بهادری یک بار دیگر جزییات برنامه ای که می خواهند اجرا کنند، می گوید. گویی این مهم ترین و یکی از استراتژیک ترین کنسرتهای بنیامین بهادری طی سالهای اخیر است. در این میان از خبرنگاران و به ویژه عکاسان می خواهد در عکاسی از بچه ها کمی دقت کنند چرا که در اجرای گذشته با شکایت تعدادی از پدر و مادرهایی مواجه شده اند که دوست نداشتند تصاویر فرزندانشان در جایی منعکس شود. حالا وقت رفتن به سالن اصلی اجراست. تالاری که مملو از فرشتگانی است که خوشحالند، از حضور خواننده ای که باید برای کنسرتشان پول‌های زیادی خرج کرد.
گروه نوازندگان از قبل در تالار اجرا برای تست صدا مستقر شده بودند. گروهی که همگی از نوازندگان حرفه ای عرصه موسیقی هستند و این بار برای اجرای خیرخواهانه ای که برآمده از دل بود در کنار طرفداران نازنین خود بودند.
همراه شکرالله، علی ضیاء و دوستان خبرنگار وارد تالار می شوم. علی ضیاء روی سن می رود و ما هم مانند بقیه می نشینیم. گروه موسیقی که طبق روال کنسرت های قبلی خود کمتر به اجرای زنده قبل از خواننده آن هم در زمان طولانی اقدام می کنند این بار گویی در یک جنگ شادی هستند و آنچنان با سازهای خود فضا را شاد می کنند که ما هم هیجان زده می شویم.
و بازهم اینجاست که با شنیدن صدای آوای این کودکان و نوجوانان آسمانی یاد این بیت از شعر احمد شاملو می افتم که می گفت: «نگاه از صدای تو ایمن می شود، چه مومنانه نام مرا آواز می‌کنی»
علی ضیاء با همان انرژی همیشگی از همه حاضران می خواهد که با جیغ و دست و هورا او را برای اجرای برنامه همراهی کنند. همه دست می زنند همه خوشحالند همه آماده اند برای یک نبرد چند دقیقه ای با غم و افسردگی.
ضیاء بلند می گوید: «بنیامین دوست داریم» و از همه می خواهد این شعار را تکرار کنند. او بعد از لحظاتی از تعدادی از بچه ها می خواهد که روی صحنه بیایند و اگر شعر و ترانه ای از بنیامین حفظ هستند همراه با گروه موسیقی بخوانند. خیلی از بچه ها با سرعت هرچه تمام تر روی صحنه می آیند. یکی رپ می خواند، دنیا دیگه مث تو نداره را می خواند. یکی هم می آید و به خاطر اینکه فقط بخشی از ترانه بنیامین را حفظ است گزارش فوتبال می کند. «سانتر از جناح راست، بلند و یک ضربه توی دروازه، توی دروازه. من عادل فردوسی پور از همه شما بینندگان عزیز تشکر می کنم»
بچه های نازنین خدا همینطور مشغول هنرنمایی هستند و انگار بنیامین را هم فراموش کرده اند. درست در همین فضاست که علی ضیاء ورود بنیامین را نوید می‌دهد و بنیامین بلافاصله بعد از ورود خود به سالنی که کمتر از صد نفر ظرفیت دارد در ردیف جلو می نشیند و بعد از گذشت لحظاتی به دعوت ضیاء روی سن می‌رود. نحوه اجرای ضیاء و بنیامین به قدری جدی و پر از هیجان است که احساس می کنی در یک کنسرت 3 هزار نفری نظاره گر برنامه هستی.
بنیامین بهادری که حالا با چهره ای متفاوت تر از چند ماه گذشته خود در محافل حاضر شده روی صحنه می‌آید و با خنده خاص همیشگی خود می گوید: «سلام، عیدتون مبارک. من 5 سال پیش هم به اینجا آمده بودم و حالا بسیار خوشحالم که بار دیگر در خدمت شما عزیزان، مادرها، مربیان و مدیر این مجتمع آموزشی هستم. امروز می خواهم برای لحظات کوتاهی هم که شده با خواندن چند قطعه روز شادی را با شما سپری کنم.»
«دنیا دیگه مثل تو نداره» اولین قطعه ای بود که بهادری در این کنسرت آن را اجرا کرد. بچه ها سر از پا نمی شناختند. آنها فقط دو بال می خواستند برای پرواز. آنچنان هیجانی داشتند که بنیامین را وادار به یک اعتراف کردند: «به جون خودم، به جون خودم، امروز از بهترین کنسرت های خودم هم بیشتر کیف می کنم».
تالار در اوج هیجان بود. چشمهایم دنبال شکرالله بود. او را دیدم در گوشه ای نشسته بود. آرام آرام. او داشت رویا می دید. او هیچ چیز را سیاه نمی دید. او همه رنگی می دید جز خودش. همینطور که نگاهم دنبال شکرالله بود کودکانی را می دیدم که آرام نشسته اند و در اوج هیجان تعداد اکثریت جمعیت حتی خنده ای هم نمی کنند. سینا یکی از آنها بود. ساکت بود. فقط نگاه می کرد. فقط نگاه. خدایا مردم سفید چشمهای او. در آن دو مروارید سیاه چشمهایش چه می گذرد. «سینای نازنین به چی فکرمی کنی» نمی دانم؟ برای او اینجا بهشت بود و برای من رویایی از بهشت. قطعه‌ای از بهشت.
شکرالله و سینا و مجید را که تنها می‌گذارم دوباره برمی‌گردم به تالار و علی ضیاء را در کنار خود می بینم که محو شادمانی الهه های مهربانی در جشن کوچکشان هستند. مادرانی را می بینم که خوشحالند از خوشحالی پاره‌های تن‌شان و ...
بنیامین به قدری هیجان زده و خوشحال است که خطاب به بچه ها و بزرگترها می گوید: «ما یک آهنگی داریم که خیلی شاده، می خواهیم امروز پیش شما و برای اولین بار این آهنگ رو رونمایی کنیم و بعدش اون رو تو اینترنت منتشر کنیم. این آهنگ یکی از شادترین آهنگ های منه و اون رو تقدیم می کنم به همه شما».
بنیامین آهنگ جدید «عشق احساسه» با ترانه فرید احمدی را اجرا می‌کند و در اوج هیجان همراه با علی ضیاء و دوستان نوازنده‌اش از بچه‌ها خداحافظی می‌کند.
سینا و تعدادی دیگر از بچه‌ها به نمایندگی از بچه های دیگر روی سن آمد و دسته گلی رو به بنیامین داد و گفت: «آقا بنیامین این گل مال شماست، مال دختر شما (بارانا) و مال همسر شماست که از پیش ما رفته».
بنیامین سعی می کند بغض خود را نشان ندهد تا شادی بچه ها به هم نخورد. او صحنه را با تشویق بچه ها و عکس های یادگاری زیاد، ترک می کند و بعد از آن سری هم به محوطه مجتمع می زند تا رسیدن به اتومبیل خود عکس یادگاری می گیرد.
علیرضا یکی از بچه ها که در طول کنسرت تمام انرژی خود را صرف کرده بود بعد از اینکه بنیامین خداحافظی می کند شروع به گریه می کند. وقتی بنیامین او را در آغوش می گیرد به او می گوید: «بنیامین خیلی نامردی، بد موقع از ما خداحافظی کردی». بنیامین او را در آغوش می گیرد و به او قول می دهد بار دیگر به آنجا بیاید.
بنیامین بعد از مختصر استراحتی که در دفتر آقای مدیر می کند از او و مربیان مدرسه خداحافظی کرده و مجتمع را ترک می کند. قصه ما هم تمام شد و فقط مانده که بگوییم: اینجا تهران است، تکه‌ای از بهشت خوب خدا.
 


 

 

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٢/۱
comment نظرات () لینک

+ خواننده صدا و سیما در شبکه ماهواره ای/ انتشار بهارم با صدای خواننده ارزشی

پخش موزیک ویدیوی جدید خواننده رسمی صدا و سیما از شبکه ماهواره ای / انتشار قطعه «بهارم» با صدای خواننده ارزشی / حذف نام آهنگساز تیتراژ پایانی سریال «خط»

 ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

اقدام غیرمنتظره / پخش موزیک ویدیوی جدید خواننده رسمی صدا و سیما از شبکه ماهواره ای ؛

«نیما مسیحا» در pmc

 

 

 


«موسیقی 2002»: موزیک ویدیوی تازه نیما مسیحا با عنوان «احساس دل بستن» از روز بیست و ششم فروردین ماه از طریق شبکه ماهواره ای pmc  پخش گردید.

به گزارش موسیقی 2002، نیما مسیحا برای یکی از آثار تازه خود موزیک ویدیویی تهیه کرده است و در اقدامی غیرمنتظره این اثر این روزها از آنتن شبکه ماهواره ای pmc پخش می شود که این عمل باعث تعجب علاقه مندان موسیقی شده است.

یادآور می شود، سال 1383 در مقطعی که شبکه ماهواره ای مهاجر برای چند ماه مجوز فعالیت در ایران را دریافت کرده بود چند موزیک ویدیو با اجرای نیما مسیحا از این شبکه پخش شده بود.

گفتنی است، نیما مسیحا نوروز امسال در برنامه ساعت 25 شبکه تهران حاضر شد و نوید داد به زودی دو اثر با صدای وی منتشر خواهد شد که به نظر می رسد باید به زودی منتظر انتشار دومین قطعه با صدای وی هم باشیم. به نظر می رسد این خواننده برای قطعه دوم نیز موزیک ویدیویی تهیه کرده باشد که این اثر هم از شبکه ماهواره ای مذکور پخش خواهد شد.

به گزارش موسیقی 2002 ، نیما مسیحا خواننده توانمند پاپ – کلاسیک کشور از 14 سال پیش به عنوان خواننده رسمی سازمان صدا و سیما مشغول به فعالیت است و طی این سال ها بخشی از مهم ترین قطعات موسیقی میهنی ، اجتماعی و سیاسی – انقلابی واحد موسیقی و سرود صدا و سیما را اجرا نموده است. همچنین  اجرای چند اثر سمفونیک و پوئم سمفونی نیز در کارنامه موسیقایی مسیحا دیده می شود.

یادآور می شود، طی چند ماه اخیر موزیک ویدیوهایی با حضور خواننده هایی نظیر روزبه نعمت الهی و پژمان مبرا که با صدا و سیما نیز همکاری دارند از شبکه ماهواره ای pmc  پخش شده بود.

در ضمن در فصل زمستان سال گذشته چند تن از هنرمندان عرصه موسیقی کشورهمچون علیرضا عصار ، مانی رهنما ، حمید حامی و روزبه نعمت اللهی با برنامه هدفون که بخشی از برنامه موسیقی رادیو فردا به نام فردآهنگ می باشد درباره موسیقی به گفت و گو پرداختند.

لازم به ذکر است، طبق قوانین صدا و سیما و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هر گونه همکاری اهالی موسیقی با شبکه های ماهواره ای ممنوع است و آن دسته ازخواننده هایی که موزیک ویدیوهایشان از این شبکه ها پخش گردد دچار ممنوعیت کاری می شوند. بر این اساس ، معمولا خواننده های مجاز به خصوص خواننده های سازمان صدا و سیما با شبکه های ماهواره ای همکاری نمی کنند.

 

پی نوشت: موزیک ویدیو نیما مسیحا فاقد هرگونه مشکل محتوایی است و به راحتی می توان آن را از سیمای جمهوری اسلامی نیز پخش کرد.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------

اثری موسیقایی ، تقدیم به مادران صبور شهدا ؛

«بهارم» با صدای حامد زمانی منتشر شد

 

 

 

 

«موسیقی 2002» : تازه ترین قطعه اجرا شده با صدای حامد زمانی با عنوان " بهارم " منتشر شد.

به گزارش موسیقی 2002 ، بیست و چهارم فروردین ماه و همزمان با سالروز وفات حضرت امّ البنین(س) قطعه موسیقی بهارم که توسط حامد زمانی و به سفارش حزب الله سایبر اجرا شده است ، رونمایی شد.

این اثر موسیقایی با موضوع تقدیر و تکریم مادران و همسران شهدا، تقدیم به همه مادران صبور شهدای دفاع مقدس شده است.

گفتنی است، بهارم توسط حامد زمانی و یاحا کاشانی به صورت مشترک سروده شده است. در ضمن حامد زمانی ملودی این قطعه را ساخته است و نیما نورمحمدی نیز تنظیم کننده اثر می باشد. همچنین شاهین منصوری و علی درخشنده میکس و مسترینگ قطعه را بر عهده داشته اند.

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

قابل پیش بینی بود / حذف نام آهنگساز تیتراژ پایانی سریال شبکه سه سیما ؛

اسم «علیرضا افکاری» خط خورد

 

 


 

«موسیقی 2002» : نام " علیرضا افکاری " که به عنوان ملودی ساز در تیتراژ پایانی سریال " خط " درج شده بود پس از پخش قسمت های ابتدایی از عنوان بندی پایانی این سریال حذف شد.

به گزارش موسیقی 2002 ، این شب ها سریال تلویزیونی خط با صدای محمدرضا عیوضی به روی آنتن شبکه سه سیما می رود و درج نام علیرضا افکاری به عنوان ملودی ساز با توجه به ممنوع الاسم (!!) بودن وی طی چند سال اخیر باعث تعجب مخاطبان پیگیر موسیقی پاپ شده بود.

همان طور که پیش بینی می شد پس از پخش این سریال با درج نام این موزسین ، نام وی از عنوان بندی این سریال حذف شد و کماکان اتفاقات این چنینی در بخش موسیقی تیتراژهای تلویزیونی ادامه دارد.

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۱/۳٠
comment نظرات () لینک

+ پرونده اختصاصی ؛ روایتی موسیقایی از نوروز 1393 خورشیدی ( بخش پایانی )

پرونده اختصاصی و تفصیلی؛

روایتی موسیقایی از نوروز 1393 خورشیدی ( بخش پایانی )

 

 

-از خراباتی خوانی شریفی نیا تا اجرای تیتراژ برنامه شبکه یک با صدای خواننده غیرمجاز!!

-از «یادبچگی» حصیری ها تا «من و تو و سال نو» شهرام شکوهی و از«اسب سفید» تا «شهر مجروح»

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002» - علیرضا بهمیاری : در ایام نوروز برخی ویژه برنامه های سال تحویل ، سریال ها ، مسابقه ها و برنامه های تلویزیونی دارای تیتراژهای باکلام بودند.

اینکه چرا مدتی است اغلب سریال ها و برنامه های تلویزیونی دارای تیتراژ باکلام هستند و ضرورت این امر چیست، خود بحث دیگری را می طلبد ولی به هر روی ، در ادامه معرفی قطعات موسیقی نوروز 1393 را ملاحظه می فرمایید:

 

 

 

فهرستی از تیتراژهای با کلام تلویزیونی در نوروز 93 ؛

از خراباتی خوانی شریفی نیا تا اجرای تیتراژ برنامه شبکه یک با صدای خواننده غیرمجاز!!

 

 

 

شبکه یک سیما : سریال " پایتخت 3 "؛

خواننده : سید عماد محمدی  و محمدرضا اسحاقی ، شاعر: محمدرضا اسحاقی

«موسیقی 2002»: اگر چه امسال در تیتراژ پایتخت 3 همان قطعه با کلام تیتراژ پایتخت یک پخش گردید ولی برخی ترانه های محلی در خلال برخی قسمت های این سریال پخش شد.

 

***

 

شبکه یک سیما : برنامه " ب مثل بهار " ؛

 

تیتراژ اول ؛ خواننده و ملودی ساز : حسین توکلی ، ترانه سرا : مهلا سلیمانی ، تنظیم کننده ها : حامد فولاد قلم و مهدی گرناوی

تیتراژ پایان ؛ خواننده : ندیم عمرانی ، ملودی ساز : محسن جلیلی ، تنظیم کننده : مسعود مفیدی ، ترانه سرا : علی بحرینی

«موسیقی 2002»: ندیم عمرانی خواننده غیرمجازی است که طی هفت – هشت سال اخیر ده ها موزیک ویدیو با اجرای وی از برخی شبکه های ماهواره ای پخش شده است. وی مدتها با یکی از شرکت های لس آنجلسی نیز همکاری داشته است و آثارش هم اکنون نیز از این گونه شبکه ها در حال پخش است.

در کمال تعجب این خواننده تیتراژ برنامه ب مثل بهار را اجرا کرد و به صورت زنده هم مهیمان این برنامه بود. در واقع حضور چنین خواننده ای آن هم در شبکه یک سیما توهینی آشکار به خواننده های مجازی است که سال ها کاملا قانونی و در قالب چهارچوب های مشخص فعالیت کرده اند ولی هرگز تلویزیون آنها را ندیده است.

 

***

 

شبکه دو سیما : ویژه برنامه " نو در دو " ؛

" انتظار" ؛ خواننده : سهراب پاکزاد ، ملودی ساز : سهراب پاکزاد و داریوش صالح پور ، تنظیم کننده : فرشاد فارسیان ، ترانه سرا : علی ایلیا

موسیقی 2002 : سهراب پاکزاد امسال حضور پررنگی در ویژه برنامه سال تحویل شبکه دو سیما داشت و برای این قطعه شاد ، موزیک ویدیو هم تهیه شده بود.

 

***

 

شبکه دو سیما : سریال " خوب ، بد ، زشت " ؛

 

تیتراژ اول ؛ خواننده : محمد دستمزدی نوازر، شاعر: طهمورث پورشیرمحمد

تیتراژ پایان ؛ خواننده و ملودی ساز : مجید اخشابی ، تنظیم کننده : حمید اکبرزاده ، شاعر : اسحاق انور

«موسیقی 2002» : مجید اخشابی اگرچه مدتهاست قطعه ای موفق در قالب تیتراژها را اجرا نمی کند ولی کماکان یکی از خواننده های اصلی تیتراژهای تلویزیونی محسوب می شود.

 

***

شبکه سه سیما : سریال " روزهای بد به در " ؛

 

خواننده : روزبه نعمت اللهی ، خواننده رپ :  مهرداد مهرکیش ، ملودی ساز و تنظیم کننده : یحیی سپهری شکیب ، ترانه سرا : فرشته ملک محمود

«موسیقی 2002» : پس از مدتها قطعه ای پاپ – رپ در تیتراژ یک سریال شنیده شد، اگرچه این اثر مورد توجه قرار نگرفت. روزبه نعمت اللهی اخیرا چند تیتراژ را اجرا نموده که در هیچ کدام موفق نبوده است.

 

 

***

 

شبکه سه سیما : ویژه برنامه " سه ستاره " ؛

 

«فصل بهار» ؛ خواننده ها : سعید شهروز ( لری ) ، پیام عزیزی ( کردی ) ، رضا صادقی ( بندرعباسی ) ، محمد علی زاده ( ترکی )، مهدی یراحی ( عربی ) ، مرتضی پاشایی ( فارسی ) و قنبر راستگو ( شروه بندرعباسی )

ملودی : حسن کریمی ، ترانه سرا : حسن کرمی ، تنظیم کننده : معین راهبر

«موسیقی 2002» : نکته مثبت این قطعه حضور چند خواننده در کنارهم و اجرا با گویش ها و زبان های مختلف محلی است.

 

***

 

شبکه سه سیما : برنامه طنز " کرکره " ؛

 

خواننده و ملودی ساز و ترانه سرا : حامد زمانی ، تنظیم کننده : امید رهبران ، طرح اولیه : امید مهدی نژاد

«موسیقی 2002» : حضور حامد زمانی در چنین برنامه ای و اجرای اثری کاملا معمولی با توجه به اعتباری که این خواننده در طی دو سال اخیر کسب کرده است نمی تواند امتیاز مثبتی برای وی محسوب شود. بهتر بود وی اجرای تیتراژ این برنامه را نمی پذیرفت.

 

***

 

شبکه سه سیما : مسابقه " کلید " ؛

خواننده و ملودی ساز : شهرام نیک یار ، تنظیم کننده : مسعود افجه ای ، ترانه سرا : ساغر مختاری

 

***

 

شبکه تهران : سریال " ما فرشته نیستیم " ؛

 

تیتراژ اول ؛ خوانندگان : برزو ارجمند ، محمدرضا شریفی نیا ، محمود جعفری ، گوهر خیراندیش ، علی صادقی ، نرگس محمدی و سولماز آقمقانی ؛ شاعر: رضا خراسانی ، موسیقی : امید کرامتی عالی و علی مهراسبی

«موسیقی 2002» : وقتی محمدرضا شریفی نیا خراباتی می خواند؛ علی صادقی هم آوایی می کند ؛ گوهر خیراندیش برای خودش در این قطعه حرف می زند و دو بازیگر خانم همخوانی می کند و البته برزو ارجمند در مقام خواننده اصلی ظاهر می شود ؛ ملغمه ای شده که بیا و بشنو.

در واقع سپردن اجرای تیتراژها به بازیگرها به نوعی توهین به خواننده های حرفه ای عرصه موسیقی است.

 

تیتراژ پایان : خواننده : برزو ارجمند ، شاعر : رضا خراسانی ، موسیقی : امید کرامتی عالی و علی مهراسبی

 

***

 

شبکه تهران : برنامه " با ما اینجا " ؛

خواننده و ملودی ساز : مهدی مدرس ، تنظیم کننده : شاهین طاها ، ترانه سرا : پریسا شکیب

 

***

شبکه تهران : برنامه " روزی روزگاری ورزش " ؛

خواننده : پدرام شیردل ، ملودی ساز : حمید آب سردی ، تنظیم کننده : شهاب اکبری ، ترانه سرا : آناهیتا مستاجران

 

***

 

شبکه تهران : برنامه " عطر یاس " ؛

خواننده ها : رضا صادقی و امید جنتی

موسیقی 2002 : گویا رضا صادقی قصد دارد رکوردی در اجرای ترانه های چند صدایی را به نام خود ثبت نماید. شاید هم تا به امروز این رکورد را شکسته باشد!

 

***

 

شبکه شما : سریال " رشید حرفه ای " ؛

 

تیتراژ اول ؛ خواننده : پژمان کلانی ، ملودی ساز و تنظیم کننده : محسن افراسیابی ، ترانه سرا : محمد بکرانی

تیتراژ پایان ؛ خواننده : احسان شماعی زاده ، ملودی ساز : کمال ایزدی ، تتنظیم کننده : اشکان سورانی ، ترانه سرا : مهدی موید

 

***

 

شبکه آموزش : برنامه " رادیو هفت " ؛

«موسم گل » ؛ خواننده : شاهین امیری ، تغییر در کلام : نیلوفر لاری پور

 

***

 

شبکه آموزش : برنامه " رخ تو رخ " ؛

خواننده ها : سعید طامهری و امیر محمد خوشنام ، موسیقی : علی مزیدی

 

***

 

" موسیقی 2002 " : هیچ کدام از این تیراژهای اجرا شده اثری قوی و شنیدنی محسوب نمی شوند و پرسش قابل طرح این است که به واقع ضرورت اجرای این همه تیتراژ با کلام برای چیست؟!

 ------------------------------------------------------------------------------------------------------------

معرفی تعدادی از قطعات موسیقی ویژه نوروز 93 ؛

از «یادبچگی» حصیری ها تا «من و تو و سال نو» شهرام شکوهی

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002 » - علیرضا بهمیاری : در روزهای نوروز 93 چندین قطعه تازه موسیقی با حال و هوای نوروز و سال تازه منتشر شد.

در ادامه مشخصات برخی از این قطعات را به انتخاب موسیقی 2002 ملاحظه می فرمایید:

 

 

" فرصت درخشش" ؛ خواننده : قاسم افشار ، موسیقی : نیما نورمحمدی ، شاعر : علیرضا بدیع

«موسیقی 2002» : بر اساس نام گذاری سال 1393 توسط رهبر معظم انقلاب به عنوان سال فرهنگ و اقتصاد ، واحد موسیقی و سرود صدا و سیما در کمتر از پنج روز قطعه فوق را بر اساس شعار امسال تهیه ، تولید و منتشر ساخت.

گفتنی است، قاسم افشار پس از 16 سال فعالیت حرفه ای با ظاهری تازه در موزیک ویدیوی این اثر ظاهر شده است.

 

***

 

"یاد بچگی" ؛ خواننده ها : بهرام و پیام حصیری ، ملودی ساز : پیام حصیری ، تنظیم کننده : رضا توسلی ، ترانه سرا و دکلمه : بهروز رضوی

«موسیقی 2002»: بهرام حصیری خواننده قدیمی و مطرح موسیقی سنتی در کنار پیام حصیری برادرزاده اش ، خواننده باسابقه و توانمند پاپ – کلاسیک ، قطعه ای شنیدنی را اجرا نموده اند. بهروز رضوی مجری و گوینده پیشکسوت صدا وسیما که جزو ترانه سرایان باسابقه ولی بسیار کم کار است ترانه این اثر را سروده و در بخش کوتاهی نیز دکلمه کرده است.

این قطعه را می توان به عنوان موفق ترین و شنیدنی ترین قطعه موسیقی در نوروز93 محسوب کرد.

 

***

" صبح فروردین " ؛ خواننده ها : محمدرضا عیوضی ، علی حسینی و بهنود ، ترانه سرا : حسین راما ، ملودی ساز : محمد خاکزاد ، تنظیم کننده : محمد خاکزاد و علی حسینی

«موسیقی 2002» : حضور محمدرضا عیوضی در کنار دو خواننده گمنام مقداری پرسش برانگیز است. در ضمن قطعه هم اثری شاد و البته کاملا معمولی است.

 

***

" عید آمد " ؛ خواننده : فرشاد جمالی ، موسیقی : فردین خلعتبری ، شاعر : مولانا

«موسیقی 2002»: آن قدر حسن فداییان دو دهه پیش این اثر مولوی را با موسیقی درخشان زنده یاد حسین فرهاد پور خوب اجرا کرده که بعید می دانم هر خواننده دیگری این شعر مولوی را اجرا نماید بتواند در حد آن اثر ماندگار باشد.

 

***

 

" ساقی بهار" ؛ خواننده : سالار عقیلی ، ترانه سرا : علیرضا خیابانی ، آهنگساز : نوید دهقان

 

***

" صبح فروردین " ؛ خواننده ها : مهدی یغمایی و علیرضا قرایی منش ، ملودی ساز و تنظیم کننده : علیرضا قرایی منش ، ترانه سرا : حامد صوفی پور

«موسیقی 2002» : یغمایی این قطعه را قبلا به تنهایی اجرا کرده بود و این بار با دوست قدیمی اش به صورت دوصدایی اجرا کرده اند. این قطعه در مجموع اثر قابل قبولی است.

 

***

" من و تو و سال نو " ؛ خواننده : شهرام شکوهی ، ملودی ساز و تنظیم کننده : میلاد ترابی ، ترانه سرا : فرزاد حسنی

«موسیقی 2002 »: این قطعه به سفارش ویژه برنامه سال تحویل شبکه دو سیما اجرا شد و گویا در طی دو ساعت آماده شده است. در مجموع اثری شنیدنی و تاثیرگذاراست و ترانه نقطه قوت اصلی آن است. در واقع این اثر جزو کارهایی است که ترانه در آن نسبت به سایر اجزا نمود بیشتری دارد.

بهتر است خواننده این قطعه را در آلبوم بعدی اش بگنجاند. در ضمن انگار ترانه روایتگر واقعیتی است...

 

***

 

" بهار دلکش " ؛ خوانندگان : محمدرضا هدایتی ، احسان کرمی و محمد حسینی

«موسیقی 2002 »: بازخوانی بخش هایی از سه قطعه مشهور بهار دلکش ، بهار دلنشین و گل پامچال که به صورت موزیک ویدیوی استدیویی از شبکه نسیم پخش شد.

 

***

 

" بهارم تویی" ؛ خواننده : شهرام میرجلالی ، ترانه سرا : مهرزاد امیر خانی ، ملودی ساز و تنظیم کننده : میلاد ترابی

موسیقی 2002 : قطعه ای کاملا شش و هشت شاد.

 

***

" بهار "؛ خواننده و ملودی ساز : حسین میری ، تنظیم کننده : علی علی پور ، شاعر : ؟

موسیقی 2002 : پس از مدتها و در واقع پس از آلبوم ایج در سال 1386 که آن هم مربوط به سال های 80 تا 82 بود امسال دو قطعه تازه با صدای حسین میری خواننده توانمند پاپ – کلاسیک که سبک و سیاق خاص خود را دارد ، منتشر شد.

 

***

" بهار" ؛ خواننده ها : امیر کهکشان و پوریا ساوجی

 

***

" اندن بهار " ؛ خواننده و ملودی ساز : رحیم پوردرخش

موسیقی 2002 : قطعه ای محلی بوشهری که این بار این خواننده آن را در فضای پاپ با گویش بومی بازخوانی کرده است.

 

***

" نوروز نیست" ؛ خواننده : هادی صادقی ، ملودی ساز و تنظیم کننده : بابک مافی

 

***

 

"هفت سین بی تو" ؛ خواننده و تنظیم کننده : انوشیروان تقوی ، ملودی ساز : ساناز کریمی ، ترانه سرا : نرگس جعفری

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

معرفی تعدادی از قطعات تازه موسیقی که در نوروز 93 منتشر شدند؛

از «اسب سفید» تا «شهر مجروح»

 

 

 

 

«موسیقی 2002» : علیرضا بهمیاری : در ایام نوروز 93 برخی قطعات تازه موسیقی منتشر شد که اگرچه ارتباطی به این ایام نداشت ولی باید مورد توجه قرار گیرند.

در ادامه چهار قطعه منتخب را معرفی کرده ایم:

 

 

 

«اسب سفید» ؛ خواننده ها : حسین میری و حمیدرضا آرام

موسیقی 2002 : حسین میری در کنار خواننده ای تازه کار و گمنام اثری تازه را با عنوان اسب سفید اجرا کرد که مورد توجه مخاطبان برنامه رادیو هفت نیز قرار گرفت. امیدواریم حسین میری هر چه سریع تر دومین آلبومش را روانه بازار موسیقی کشور نماید.

 

***

 

«موفقیت یه انتخابه» ؛ خواننده : هومن جاوید ، ملودی ساز : هومن جاوید ، تنظیم کننده : امید محرم زاده ، ترانه سرا : حمیدرضا صمدی

موسیقی 2002 : اگرچه این قطعه به سفارش یک مجله تولید شده است ولی قطعه در مجموع اثر قابل قبولی است.

 

***

«شهر مجروح» ؛ خواننده و ملودی ساز : سینا دستخوش ، تنظیم کننده : بابک مافی ، شاعر : میلاد عرفان پور

موسیقی 2002 : در یک فرصت ده روزه و پس از شهادت ناهی از منکر ، علی خلیلی این قطعه توسط واحد موسیقی دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی تهیه ، تولید و منتشر شد.

سینا دستخوش مدتی است که به جمع خواننده های ارزشی خوان پیوسته است. وی جزو مقلدان محسن یگانه محسوب می شود و همین مورد به وی آثارش لطمه وارد ساخته است.

البته نباید از شعر پرمفهوم و قوی میلاد عرفان پور غافل شد. قطعا اگر این قطعه به حامد زمانی جهت ملودی سازی و اجرا سپرده می شد هم اثری قوی تر تولید می شد و هم بازخورد بهتری پیدا می کرد.

 

***

 

«لاله طلایی» ؛ خواننده و ملودی ساز : احسان شماعی زاده ، ترانه سرا : مرتضی رمضانی

موسیقی 2002 : این قطعه درباره شهدای مرزبانی اجرا شده است.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۱/٢٥
comment نظرات () لینک

+ این مدیر ارشاد افتخارش این است که در تمام عمرش به موسیقی گوش نداده!!!

اسامی کدامیک از اهالی موسیقی در بیانیه حمایت از دغدغه فرهنگی رهبر معظم انقلاب دیده می شود؟ / انتقاد تند خواننده مشهور از مدیری که افتخارش این است که در تمام عمر خود به موسیقی گوش نداده !! / بازگشت خواننده مطرح پاپ پس از 15 سال به عرصه تیتراژخوانی سریال ها / خواننده سریال «ستایش» تغییر کرد

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نام تعدادی از اهالی موسیقی نیز در این فهرست دیده می شود ؛

بیانیه چهره‌ها و نهاد‌های فرهنگی در حمایت از دغدغه فرهنگی رهبر معظم انقلاب

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002» - خبرگزاری فارس نوشت: جمعی از از افراد و نهادهای فرهنگی انقلاب اسلامی طی بیانیه‌ای ، آمادگی خود برای عملی کردن دقیق، اصولی، و ایثارگرانه منویات و فرامین مقام عظمای ولایت را در حوزه فرهنگ اعلام کردند.

 

متن این بیانیه به شرح زیر است:

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم پیرو سخنان روشنگرانه مقام معظم رهبری در حرم مقدس رضوی علیه السلام و پیام نوروزی معظم‌له، و نیز بیانات ایشان در حضور اعضای مجلس خبرگان، جمع متولیان اردوهای راهیان نور، و در یادمان شهدای شرق کارون، بدین وسیله ما امضاکنندگان زیر به عنوان بخشی از افراد و نهادهای فرهنگی انقلاب اسلامی، آمادگی خود برای عملی کردن دقیق، اصولی، و ایثارگرانه منویات و فرامین مقام عظمای ولایت را در حوزه فرهنگ اعلام می‌داریم. در عین حال یادآوری می‌نماییم، ضمن آن که دستگاه‌های رسمی فرهنگی کشور بایستی با مدیریت جهادی در راستای انجام وظایف خود، با حسّاسیت و هشیاری کامل، مراقب رخنه‌های فرهنگی بوده، از کم‌کاری‌ها، و غلط‌کاری‌ها جلوگیری نموده، با اعتماد به کار گستردۀ فرهنگی توسط جوانان مؤمن و انقلابی، اهتمام بیشتر و موثرتری در پیشرفت کشور و ایستادگی در برابر دشمنان ملّت، ایفا نمایند؛ ضروری است، مَراجع فرهنگی نیز اعم از علما، اساتید، روشنفکران انقلابی، و هنرمندان متعهّد، با حضور در کنار مجموعۀ انقلابی کشور ـ که بحمدالله تعداد بی‌شماری از آنها در بین جوانان، صاحب‌نظران، اساتید، بزرگان، و تحصیل‌کردگان کشور هستند ـ با تکیه بر استعدادها، امکانات و ظرفیت‌های فراوان ملت بزرگ ایران در حرکت به سمت اقتدار ملی، وارد میدان شوند، و اوضاع فرهنگی کشور را از جهت نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصت‌ها و تهدیدها به صورتی نقادانه مورد توجه قرار دهند و با منطقِ محکم و بیان روشن، نقطه نظرات صحیح را به مسؤولان مربوط ارائه نمایند. در این صورت است که بر مبنای تأکیدات رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، به فضل الهی، اهداف استکبار جهانی، نه تنها در ایران بلکه در عرصه گسترده‌ی جهانی نیز تحقّق پیدا نخواهد کرد و ملت بزرگ ایران موفق خواهد شد همانند گذشته این فراز سخت تاریخی را نیز پشت سر بگذارد.

گفتنی است، این بیانیه توسط 26 نهاد فرهنگی ، 6 رسانه عمومی و 249 تن از فعالان فرهنگی و هنری صادر شده است.

به گزارش موسیقی 2002 ، در بین اسامی فعالان فرهنگی و هنری نام چند تن از چهره های عرصه موسیقی کشور به شرح ذیل دیده می شود:

جمشید جم ، هادی آرزم ، سید محمد میرزمانی ، ایرج نعیمایی ، هادی منتظری ، پیروز ارجمند ، رضا مهدوی ، حمید اکبرزاده ، شهرام منظمی و محمد جواد شوهانی.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

در مراسم نشست تخصصی «روز هنر انقلاب اسلامی» عنوان شد؛

روایت " اسفندیار قره باغی " از مدیری که به شکسپیر می گوید شکسته پیل !! / او افتخارش این است که در تمام عمر خود به موسیقی گوش نداده !!!

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002»- خبرگزاری تسنیم نوشت: اسفندیار قره‌باغی خواننده متعهد و مشهور موسیقی کلاسیک کشور که روز بیستم فروردین در مجموعه سینمایی اسوه از وی در برنامه نشست تخصصی «روز هنر انقلاب اسلامی» تقدیر به عمل آمد طی سخنانی گلایه آمیز اظهار داشت: ما با درد بزرگی در آذربایجان روبرو هستیم، متاسفانه مدیر ارشاد استان، هنرستان هنر را با چهارده باب اتاق تبدیل به خانه شخصی خود کرده است و در کنار آن حق مسکن نیز دریافت می‌کند.

وی تصریح کرد: این فرد به شکسپیر می‌گوید «شکسته پیل» و افتخارش این است که در تمام عمر خود به موسیقی گوش نداده است و در طول 5 سال مدیریت وی یک مرا برای هیچ جلسه ای دعوت نکردند. بودجه ارشاد 1 میلیارد است،‌ اما نمی‌دانم این پول صرف چه شده که ما ندیدیم، خیلی عذر می‌‌خواهم اما بنده به این افراد در تبریز چوپان می‌گویم. بنده حتی در جلسه تودیع این مدیر به وزیر ارشاد گفتم که تمام گزارش‌های عملکردش دروغ است و اگر تمایل داشتید با بنده تماس بگیرید تا به شما ثابت کنند که آقای جنتی هم گفتند البته همه آن نه.

قره‌باغی افزود: واقعا دادستانی کجاست تا اینگونه مدیران را به سزای عمل خود برساند، آیا فقط آفتابه دزدان باید دستگیر شوند یا افرادی که به واقع 5 سال فرهنگ و هنر را نابود کردند؛ فکر می‌کنم باید فتوایی در تبریز بدهند تا مردم اداره ارشاد را خراب کنند، من لیاقت بسیجی بودن ندارم، اما طرفدار بسیجیان هستم، ای کاش در حوزه فرهنگ و هنر آذربایجان کار اداری را رها کنیم و جهادی عمل کنیم.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

بازگشت خواننده مطرح پاپ پس از 15 سال به عرصه تیتراژخوانی سریال ها ؛

تیتراژ سریال خط با صدای «محمدرضا عیوضی» منتشر شد

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002» : " محمد رضا عیوضی " خواننده مطرح و باسابقه پاپ پس از گذشت 15 سال مجددا تیتراژ یک سریال تلویزیونی را اجرا کرد.

به گزارش موسیقی 2002 ، سریال تلویزیونی " خط " که به تازگی از شبکه سه سیما به روی آنتن می رود ، دارای تیتراژ با کلام پایانی است که با صدای محمدرضا عیوضی اجرا شده است.

گفتنی است، این قطعه توسط علیرضا افکاری ملودی سازی شده و معین راهبر نیز تنظیم کننده آن می باشد. همچنین ترانه این تیتراژ سروده داوود رحمت اللهی است.

یادآور می شود، محمد رضا عیوضی پیش از این در سریال های روزگار جوانی (1377) و کژدم 33 (1378) به عنوان خواننده ظاهر شده بود که تیتراژ سریال روزگار جوانی یکی از مشهورترین و محبوب ترین قطعات موسیقی در تاریخ تیتراژهای تلویزیونی محسوب می شود.

همچنین این خواننده تیتراژ فیلم تلویزیونی گنج خانه سفید را در سال 1389 اجرا کرده بود.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

تغییر در تیتراژ سریال «ستایش» ؛

" فریدون بیگدلی " جایگزین خواننده غیرمجاز شد

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002»: تیتراژ پایانی سری دوم سریال " ستایش " با صدای فریدون بیگدلی ، خواننده باسابقه پاپ منتشر شد.

به گزارش موسیقی 2002 ، سریال تلویزیونی " ستایش " که چند قسمتی بدون تیتراژ با کلام پایانی ، پخش شده بود در تازه ترین قسمت خود 22 فروردین ماه با صدای فریدون بیگدلی از طریق شبکه سه سیما به روی آنتن رفت.

یادآور می شود ، سری دوم مجموعه ستایش در چند قسمت ابتدایی خود از صدای امیر عباس گلاب به عنوان خواننده تیتراژ پایانی استفاده کرد ولی در ادامه بدون هیچ توضیحی صدای این خواننده از تیتراژ این سریال حذف شد.

اگر چه گلاب در سری نخست نیز خواننده تیتراژ سریال ستایش بود و حتی در مراسم تقدیر از عوامل این سریال نیز این قطعه را اجرا کرده بود ولی بعد از سری نخست ، کماکان مانند قبل به صورت غیرمجاز فعالیت های موسیقایی خود را انجام داد و به جرگه خوانندگان مجاز ملحق نشد.

گویا حضور مجدد این خواننده در تیتراژ سریال ستایش و اجرای اثری تازه ، با اعتراض برخی رسانه ها مواجه گردید که در ادامه صدای وی حذف و به تازگی فریدون بیگدلی ترانه این سریال را اجرا کرده است.

لازم به ذکر است، ملودی قطعه ستایش توسط امین قباد ساخته شده و سعید شمس آن را تنظیم نموده است. همچنین مریم دلشاد به عنوان ترانه سرای این قطعه محسوب می شود.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۱/٢٤
comment نظرات () لینک

+ پرونده اختصاصی ؛ روایتی موسیقایی از نوروز 1393 ( بخش نخست )

پرونده اختصاصی و تفصیلی ؛

روایتی موسیقایی از نوروز 1393 ( بخش نخست )

 

 

از موزیک ویدیوهای تازه تا برگزاری کنسرت در سالن خالی ؛

نگاهی موسیقایی به ویژه برنامه های تحویل سال تلویزیون

 

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002» - علیرضا بهمیاری : در ویژه برنامه های سال تحویل تلویزیون چه خبر بود؟ کدام خواننده های عرصه موسیقی در این ویژه برنامه ها قطعاتی را اجرا کردند؟ چه موزیک ویدیوهای تازه ای برای نخستین بار به روی آنتن رفت؟ کدام خواننده ها به اجرای کنسرت زنده تلویزیونی پرداختند؟

پیشنهاد می کنیم برای پی بردن به پاسخ پرسش های فوق ، گزارش زیر را مطالعه نمایید. مانند سالیان گذشته قطعا کامل ترین و در عین حال اختصاصی ترین گزارش های موسیقایی از ویژه برنامه های تحویل سال سیما را در موسیقی 2002 ملاحظه می فرمایید.

 

***

 

شبکه یک سیما ؛ ویژه برنامه " بهارستان "

 

 

«موسیقی 2002» : شبکه یک سیما امسال در ویژه برنامه خود با عنوان " بهارستان " توجه خاصی به موسیقی پاپ داشت و قطعات مختلفی را به روی آنتن فرستاد.

خاطر نشان می شود ، مجری اصلی ویژه برنامه این شبکه ، پدارم کریمی بود و همچنین بهروز صفاریان نیز به عنوان مشاورموسیقی با اشکان خطیبی که کارگردان هنری این ویژه برنامه  را بر عهده داشت ، همکاری کرده بود.

دکور خیلی معمولی این ویژه برنامه در حد شبکه یک سیما نبود. همچنین در خلال این ویژه برنامه ، ویژه برنامه دیگری با عنوان " هفت سین " نیز پخش گردید.

 

 

 

برگزاری کنسرت زنده در سالن خالی با صدای چند خواننده مطرح

 

 

 

«موسیقی 2002»: چند تن از خواننده های نام آشنای کشور از سالن اریکه ایرانیان تهران کنسرت هایی را در سالن خالی و به صورت زنده اجرا نمودند.

در این راستا ، محمد اصفهانی قطعات " باور نکن " ، " نون و دلقک " ، " ملا ممد جان " ، " یه تیکه زمین " ، " ماه نو " و " دیده بگشا " را با همراهی گروه نوازندگان اجرا نمود. این خواننده باسابقه در اجراهای خود نشان داد که از روزهای اوجش کاملا به دور است.

فریدون آسرایی دیگر خواننده ای بود که در کنسرت خود قطعاتی همچون " سلام " ، " گل نازم " و " گل هیاهو " را اجرا نمود.

رضا یزدانی نیز در این کنسرت به اجرای سه اثر خود پرداخت. وی قطعات " حس تاریخ " ، " حرفهای بی مخاطب" و برای نخستین بار " ارث اجدادی " را با همراهی گروه نوازندگان اجرا نمود. در مجموع اجرای این خواننده در سطح قابل قبولی بود.

همچنین مهدی یغمایی هم چند اثر خود را به صورت زنده اجرا کرد.

گروه آوازی تهران دیگر گروه موسیقی بود که چند اثر خود را به صورت همخوانی و بدون استفاده از ساز اجرا نمودند.

یکی دیگر از خواننده های این کنسرت زنده و ویژه ، امید حاجیلی بود که وی هم چند قطعه شاد خود را اجرا نمود که حضور وی با توجه به ساختار و محتوای آثارش در شبکه یک سیما جالب توجه بود.

گفتنی است ، نوازندگانی که در این کنسرت به اجرای سازهای مختلف پرداختند، عبارت بودند از : سرپرست ، تنظیم کننده و نوازنده پیانو : رضا تاج بخش ، آرش سعیدی ، ایلیا و یاشار خسروی ، موسوی ، رمضان ، خراسانی و علیرضا میرآقا.

اما ایرادی که می توان به پخش تلویزیونی این کنسرت وارد کرد این است که صحنه اجرای خوانندگان کاملا تاریک بود و فقط چهره خواننده مشخص بود ؛ هیچ کدام از نوازندگان قابل تماشا نبودند و کارگردان تلویزیونی هم یا تصویر کلوزآپی از خواننده را نشان می داد یا تصویری لانگ شات که از دور صحنه را که تاریک بود نمایش می داد.

وقتی قرار است که حتی چهره نوازندگان نمایش داده نشود دیگر اجرای کنسرت چندان لزومی ندارد و همان اجرای پلی بک ها کفایت می کند و یا با همراهی یک ساز ، خواننده ها می توانند در استدیوی برنامه به اجرا بپردازند. وقتی قرار بر برگزاری کنسرت باشد حداقل می توان بدون نمایش سازها ، چهره نوازنده ها را نشان داد تا تماشاگر تلویزیونی متوجه شود که در حال دیدن یک کنسرت واقعی است.

در واقع برگزاری کنسرت زنده تلویزیونی از ایده خوبی برخوردار است ولی شیوه برگزاری و نمایش آن چندان جالب توجه نبود.

 

 

 

پخش موزیک ویدیوهای تازه و اختصاصی

 

 

«موسیقی 2002» : یکی از ابتکارات شبکه یک سیما ، تولید چند موزیک ویدیویی جدید و اختصاصی بود.

از جمله این آثار می توان به " خواب سیاه " با صدای حمید حامی ، " مسافر " به خوانندگی فریدون آسرایی و " شبم سیاه ، روزم سیاه " با اجرای روزبه نعمت اللهی اشاره نمود.

گفتنی است ، این موزیک ویدیوها از ساختار قابل قبولی برخوردار بودند و نگاه حرفه ای تری به این مقوله صورت گرفته بود.

 

 

***

 

شبکه دو سیما ؛ ویژه برنامه " نو در دو "

 

«موسیقی 2002»: " نو در دو " عنوان ویژه برنامه تحویل سال شبکه دو سیما بود که با اجرای زوج هنری ، فرزاد حسنی و آزاده نامداری پخش گردید.

 

پخش موزیک ویدیوهای جدید و اختصاصی

 

 

«موسیقی 2002»: در ویژه برنامه شبکه دو سیما ، چند موزیک ویدیوی تازه و اختصاصی تهیه و تولید شده بود.

قطعات " خلیج فارس " با اجرای روزبه نعمت اللهی ، " خلیج فارس " با صدای رضا یزدانی که هردو قطعه بر روی ناو جماران ساخته شده بودند ؛ اثر " دوست دارم " با صدای فریدون آسرایی و قطعه " انتظار " به خوانندگی سهراب پاکزاد از جمله موزیک ویدیوهای شبکه دو سیما بودند.

لازم به ذکر است، این موزیک ویدئوها نسبت به آثار شبکه یک درسطح پایین تری قرارمی گرفتند.

 

 

حضور خواننده ها در استدیوی ویژه برنامه زنده

 

 

«موسیقی 2002»: چند تن از خواننده های پاپ در استدیوی پخش زنده ویژه برنامه شبکه دو سیما حاضر شدند.

رضا یزدانی ، روزبه نعمت اللهی ، شهرام شکوهی ، میلاد ترابی ، حمید عسگری ، مرتضی پاشایی و سهراب پاکزاد از جمله خوانندگان حاضر در این برنامه بودند که برخی مانند پاشایی و پاکزاد قطعاتی را نیز به صورت پلی بک اجرا نمودند. در ضمن شکوهی و نعمت اللهی هم اندکی به زنده خوانی پرداختند.

همچنین زانیار خسروی با شلواری قرمز و در حالیکه موهای اطراف سرش را تراشیده بود(!) نیز در این ویژه برنامه حاضر شد و قطعا اگر این برنامه از ساختمان جام جم پخش می شد وی هرگز با این وضعیت نمی توانست وارد این سازمان شود. متاسفانه هنوز برخی از خواننده ها از آگاهی لازم جهت نحوه پوشش و آداب آن در یک برنامه تلویزیونی برخوردار نیستند و با همان پوششی که تا سوپر مارکت محله شان می روند دریک برنامه تلویزیونی با مخاطب میلیونی هم حاضر می شوند(!!) که قطعا وظیفه ناظر پخش است از حضور این افراد جلوی دوربین خودداری نماید.

در ضمن شهرام شکوهی قطعه ای را به صورت اختصاصی با موسیقی میلاد ترابی و ترانه سرایی فرزاد حسنی برای این برنامه اجرا کرده بود که بنا به گفته وی در این برنامه ، این اثر زمان تولیدش فقط دو ساعت طول کشیده بود!

در پایان باید عنوان کرد ، دکور نه چندان جالب این برنامه و همچنین تکه پرانی های فرزاد حسنی به همسرش از جمله نقاط ضعف این برنامه بود.

 

***

 

 

شبکه سه سیما ؛ ویژه برنامه " سه ستاره "

 

 

 

«موسیقی 2002» : شبکه سه سیما امسال به مناسبت 20 سالگی این شبکه ، برترین های خود را در مرحله نخست به انتخاب چهره های نام آشنا و درمرحله دوم به انتخاب مردم به نظرسنجی گذاشت و اساس این برنامه برهمین مبنا استوار بود.

احسان خواجه امیری ، علی لهراسبی و مهدی یراحی به عنوان سه خواننده برتر در بخش اجرای تیتراژهای این شبکه ، در مدت زمان کوتاهی در این برنامه حاضر شدند.

همچنین تیتراژ این ویژه برنامه شامل موزیک ویدیویی با صدای سعید شهروز ، پیام عزیزی ، رضا صادقی ، محمد علی زاده ، مهدی یراحی ، مرتضی پاشایی و قنبر راستگو تهیه و تولید شده بود که با زبان ها و گویش های محلی اجرا شده بود. البته در موزیک ویدیو محمد علی زاده به علت بیماری و قنبر راستگو به دلیل سکونت در بندرعباس حضور نداشتند.

گفتنی است ، این موزیک ویدیو از ساختاری ساده برخوردار بود و می شد با اندکی خلاقیت اثر بهتر و جدی تری تولید نمود.

گفتنی است ، این قطعه بر مبنای قطعه مشهور " فصل بهار " که اثری محلی ساخته حسن کریمی است و ناصرعبداللهی بهترین اجرای آن را داشته ، بازخوانی شده است.

 

 

حضور چند خواننده در کافه سه

 

 

 

«موسیقی 2002»: امسال مانند دو سال پیش ، احسان علی خانی در ویژه برنامه نوروزی اش چند خواننده را در محیطی کافه مانند قرار داده بود و کلیپ هایی با حضورآنها تهیه شده بود.

از جمله این آثار می توان به قطعات " وفا " با اجرای محمد اصفهانی ، " سال های مشروطه " با صدای سالارعقیلی ، " نرو " به خوانندگی رضا صادقی ، " برف " با اجرای بابک جهان بخش ، " ماه عسل " با صدای فرزاد فرزین ، " فاصله ها " به خوانندگی علی لهراسبی ، " اولین شب آرامش " با صدای مهران زاهدی ، " خداحافظ " و " کوله پشتی " با صدای محمد علی زاده و " سازش " با اجرای مهدی یراحی اشاره نمود.

 

 

 

***

 

 

شبکه چهار سیما ؛ ویژه برنامه " عطر و گل و ترانه "

 

 

 

«موسیقی 2002»: ویژه برنامه شبکه چهار سیما با عنوان " عطر و گل و ترانه " امسال در محیط باز کاخ گلستان و با اجرای پژمان بازغی و کامبیز دیرباز که با کلاهی بر سر (!!) جلوی دوربین و در مقام مجری حاضر شده بود ، پخش گرید.

از جمله خواننده هایی که در این ویژه برنامه حاضر شده و برخی قطعات خود را به صورت پلی بک اجرا نمودند ، می توان به بهرام پاییز ، جمشید عزیزخانی ، مانی رهنما و اطاعتی (خواننده آذری) اشاره نمود.

 

 

***

 

شبکه جهانی جام جم ؛ ویژه برنامه " نوبهار"

 

 

 

«موسیقی 2002» : " نوبهار " عنوان ویژه برنامه تحویل سال شبکه های سه گانه جهانی جام جم بود که توسط مسعود روشن پژوه و حسین رفیعی اجرا شد. این ویژه برنامه نسبت به سایر شبکه ها از شاد ترین فضا برخوردار بود ولی دکور ضعیف آن کاملا توی ذوق می زد.

خوانندگانی که در این ویژه برنامه به اجرای برنامه پرداختند ، عبارت بودند از : علیرضا افتخاری ، مجید اخشابی ، عبدالرسول کارگشا ، شهاب بخارایی و مسعود مرادی.

همچنین برخی گروه های موسیقی محلی نیز در این ویژه برنامه به صورت زنده به اجرای موسیقی پرداختند.

 

 

***

 

 

شبکه قرآن و معارف سیما ؛ ویژه برنامه " هفت سلام "

 

 

 

«موسیقی 2002»: در ویژه برنامه شبکه قرآن و معارف سیما با عنوان " هفت سلام "، حامد زمانی به عنوان میهمان عرصه موسیقی حضور داشت. وی در حدود 45 دقیقه میهمان این ویژه برنامه بود و ابتدا به قرائت قرآن پرداخت و سپس در گفت و گو با مجری برنامه از سابقه خود در عرصه قرائت قرآن و موسیقی پرداخت. همچنین وی قطعه حضرت مهتاب در وصف فاطمه زهرا (س) را به صورت پلی بک اجرا نمود.

به نظر می رسد برای نخستین بار است که قطعه موسیقی پاپ از شبکه قرآن و معارف سیما پخش شده است.

 

***

 

 

شبکه آموزش ؛ ویژه برنامه " رادیو هفت "

 

 

«موسیقی 2002 »: برنامه رادیو هفت ویژه برنامه تحویل سال شبکه آموزش نبود ولی از ساعت 22 تا یک بامداد و ساعتی پس از تحویل سال به روی آنتن رفت.

خوانندگانی که در استدیوی رادیو هفت به صورت تولیدی و البته پلی بک قطعاتی را اجرا نمودند ، به ترتیب عبارت بودند از : صد سال به این سال ها و یا علی ( افشین مقراضی ) ، گردش فروردین ( علی زند وکیلی ) ، بهار ( حسین میری ) ، کوچ عشق ( محمد حشمتی ) ، یاد بچگی ( بهرام و پیام حصیری ) ، جشن اول بهار ( حمید حامی ) ، جشن عید ( حسن همایون فال ، عباس بهادری و بیژن خاوری ) ، بهار ( امیر کهکشان و پوریا ساوجی ) ، خوش آمدی ( وحید تاج ) ، صبح فروردین ( مهدی یغمایی و علیرضا قرایی منش ) ، تو روبرومی ( مسعود امامی ) و قطعه ای با صدای محسن میرزازاده.

 

گفتنی است ، بر خلاف اکثر شبکه ها که ترانه های پخش شده هیچ گونه ربط منطقی به تحویل سال ، بهار و لحظات شاد آغاز سال نداشتند ، بیشتر قطعات پخش شده از رادیو هفت کاملا منطبق بر این موضوعات بود.

دکور درنظرگرفته شده برای اجرای خونندگان که طرح آسمان شب پرستاره بود بسیار جلوه نامناسبی برای ویژه برنامه تحویل سال داشت و بد سلیقگی طراح دکور در نوع خود کم نظیر بود. در واقع شاید این دکور مناسب شب یلدا بود ولی هرگز با لحظه های رنگارنگ سال تحویل سنخیتی نداشت و نمایش فضایی تاریک در لحظات شاد تحویل سال و آغاز سال نو تناقض عجیبی را ایجاد کرده بود. قطعا اجرای خوانندگان در این دکور موجب عدم جذب مخاطب لازم گردید و این برنامه امسال در میان ویژه برنامه های پرمخاطب سال تحویل طبق اعلام صدا وسیما جایی نداشت.

 

***

 

شبکه شما ؛ ویژه برنامه " هفت ترانه "

 

 

 

«موسیقی 2002»: ویژه برنامه " هفت ترانه " شبکه شما از صبح 29 فروردین تا اوایل بامداد یکم فروردین ماه با حدود نیمی از مراکز استان های ارتباط برقرار می کرد و موسیقی های محلی از آن استان ها پخش گردید. همچنین مخاطبان برترین های مراکز را انتخاب می کردند و در نهایت گروه های موسیقی محلی برتر معرفی شدند.

در ضمن علیرضا افتخاری در استدیوی مرکزی این شبکه قطعه " صیاد " را اجرا نمود. همچنین علی اصحابی نیز در استان زادگاهش سمنان دو قطعه ایران و امام رضا (ع) را اجرا کرد.

 

***

 

سایر شبکه ها :

 

«موسیقی 2002» : طبق روال معمول ، تمامی شبکه های استانی نیز ویژه برنامه هایی را برای لحظات سال تحویل برای هم استانی خود پخش نمودند و از وجود خواننده های محلی خود سود جستند.

از جمله خوانندگان نام آشنای پاپ که در این ویژه برنامه های استانی حاضر بودند می توان به این اسامی اشاره نمود : چنگیز حبیبان ( اصفهان ) ، فریدون آسرایی ( خوزستان ) ، رحیم پوردرخش ( بوشهر ) ، علی اصحابی ( سمنان ) و ...

 

***

 

 

در حاشیه پخش برخی قطعات موسیقی در ویژه برنامه های سال تحویل سیما ؛

ترانه هایی محزون برای لحظات شاد !! / حضور برخی خواننده ها در چندین شبکه و عدم حضور خیلی ها درهیچ کدام از شبکه ها !

 

 

 

 

موسیقی 2002 :

 

1.یکی از موارد آزاردهنده در ویژه برنامه های تحویل سال ، پخش قطعات موسیقی با مضامین محزون و غم آلود است. امسال هم در اکثر ویژه برنامه ها این نقصان دیده می شد. به طورمثال موزیک ویدیوهای تولید شده شبکه یک سیما ، یکی خواب سیاه بود، دیگری شبم سیاه ، روزم سیاه که حتی پدرام کریمی مجری این برنامه هم بعد از پخش این نماهنگ اعتراض کرد که این چه کاری است که پخش شد ، لطفا یک قطعه مناسب تر پخش کنید.

و یا اجرای قطعاتی مانند سلام فریدون آسرایی که اگر چه این قطعه شاخص ترین اثر خواننده است ولی به هیچ وجه مناسب لحظات سال تحویل نیست ولی سه سال است که پیاپی پخش می شود.

همچنین موزیک ویدیوهای شبکه سه هم هیچ گونه ارتباطی با بهار و سال نو نداشت.

به هر روی ، تهیه کنندگان تلویزیون باید به این امر بدیهی توجه کنند که لحظات سال تحویل باید قطعات شاد و امیدبخش پخش شود نه آثاری با درون مایه غم و یاس و فراق. هر قطعه موسیقی باید در زمان مناسب خود پخش گردد. در واقع به جز رادیو هفت و تا حدودی شبکه جام جم سایر ویژه برنامه ها تا حدود زیادی به این نکته توجه نکردند و فضایی سنگین و محزون را برای مخاطبان در بخش موسیقی تدارک دیدند.

 

2.حضورهمزمان برخی خواننده ها در چند ویژه برنامه سال تحویل ، یکی دیگر از مواردی است که باید مورد تذکر قرار گیرد. به طور مثال علیرضا افتخاری، محمد اصفهانی ، رضا یزدانی ، مهدی یغمایی ، روزبه نعمت الهی و حامی در دو شبکه حضور داشتند.

همچنین فریدون آسرایی در سه شبکه تلویزیونی حضور یافت. این در حالی است که بسیاری از خواننده های مطرح و توانمند درهیچ رسانه ای حضور نداشتند.

با توجه به پرمخاطب بودن این ویژه برنامه ها باید شانس حضور تعدادی بیشتری از خواننده ها مشهورِ توانا فراهم گردد و حضور برخی ها به روابط دوستانه و پشت پرده خلاصه نشود.

در ضمن برای جذابیت بیشتر نباید برخی خوانندگان هر سال در این ویژه برنامه ها حاضر شوند و باید این شانس به سایر خواننده ها داده شود.

 

3.درمجموع ، ویژه برنامه های هیچ کدام از شبکه ها به صورت مطلق راضی کننده نبود. فقط ویژه برنامه سه ستاره شبکه سه نسبت به سایر شبکه ها در سطح مقبول تری تولید و پخش شد. انگار هر سال با تکراری در محتوا ، ساختار و حضور میهمانان در این ویژه برنامه های نوروزی مواجه هستیم که دیگر از کم ترین جذابیت برای مخاطبان برخوردار است.

 

4.به جز دکور برنامه سه ستاره شبکه سه ، سایر شبکه های از دکور تقریبا نامناسب و بعضا بسیار ضعیف برخوردار بودند که قطعا در میزان جذب مخاطب بسیار تعیین کننده خواهد بود. گفتنی است، بر اساس اعلام صدا و سیما ویژه برنامه سه ستاره بیشترین مخاطب را در بین ویژه برنامه های تحویل سال داشته است.

 

5.برخی خواننده های مشهور به هیچ وجه حتی در ویژه برنامه های تحویل سال سیما حاضر نمی شوند ولی بعضا در ضعیف ترین برنامه های شبکه های ماهواره ای شرکت می کنند و آن گاه با پررویی هر چه تمام تر خود را خواننده مردمی هم جا می زنند؛ بهتر است حضرات از این اداهای پوچ دست بردارند.

 

6.اصولا ویژه برنامه های تحویل سال در بخش موسیقی باید پذیرای موفق ترین خواننده های آن سال باشد و همچنین برخی از خواننده های مشهور و توانمند و البته پیشکسوت در آن حضور یابند.به هیچ وجه این ویژه برنامه ها نباید جولانگاهی برای خواننده های ضعیف و ناآشنا باشند.

 

7. حضور چند خواننده پیشکسوت در ویژه برنامه سال تحویل و ایام نوروز رادیو هفت از جمله نقاط قوت این برنامه به شمار می رود. البته اجرای تکراری برخی خواننده هایی که پیش از این در این برنامه اثری را خوانده بودند و ضبط دوباره همان قطعه ، نقطه ضعف این برنامه بود. حداقل یا باید این فرصت به سایر خواننده ها داده می شد و یا آن خواننده اثر دیگری را اجرا می کرد. قطعا تعداد خواننده های توانمندی که هرگز به برنامه رادیو هفت دعوت نشده اند این قدر زیاد هست که نیازی به چنین کارهایی نباشد. در ضمن با قحطی قطعه خوب موسیقایی هم که مواجه نیستیم.

 

***

 

در حاشیه حضور برخی خواننده ها در برنامه های نوروزی سیما :

 

 

موسیقی 2002 : امسال در ایام نوروز برخی خواننده ها در برنامه های نوروزی شبکه های مختلف سیما حضور یافتند.

 

1.حضور برخی خواننده های معتبر مانند نیما قاسم افشار ، امیر تاجیک ، نیما مسیحا و حمید حامی در برنامه " ساعت 25 " شبکه تهران از جمله موارد مثبت این برنامه بود. اگر چه عدم تسلط مجری این برنامه در حوزه موسیقی و پخش قطعاتی با صدای سایر خواننده ها در حالیکه میهمان برنامه خواننده ای دیگر است از نقاط ضعف این برنامه به شمار می رود.

گفتنی است، سری تازه این برنامه با سردبیری حمیدرضا ترکاشوند ، خواننده پاپ – سنتی که اجرای تعداد قابل توجهی تیتراژ تلویزیونی نیز در کارنامه موسیقایی وی دیده می شود ، به روی آنتن می رود و همین امر باعث شده تا شاهد حضور مهیمانان جدی تری از عرصه موسیقی در این برنامه باشیم.

 

2.حضور برخی خواننده های ضعیف در برنامه " ب مثل بهار " شبکه یک سیما و تولید موزیک ویدیوهای استدیویی دم دستی برای آنان هم کاملا توی ذوق می زد.

سپردن اجرای تیتراژ این برنامه و حضور زنده در استدیو به ندیم عمرانی ، خواننده ای که طی 7 – 8 سال اخیر حضوری مداوم در شبکه های ماهواره ای دارد و هم اکنون نیز کلیپ هایش با همکاری یکی از شرکت های لس آنجلسی از برخی شبکه های ماهواره ای در حال پخش است ، بسیار باعث تعجب و پرسش برانگیز است.

 

3.اخیرا حضور خواننده ای مساله دار به نام سعید مدرس در رادیوهفت هم بسیار تعجب برانگیز است. وی در برنامه های نوروزی رادیو هفت هم حضور داشت.

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ٢:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱/٢۱
comment نظرات () لینک

+ مروری بر چند رویداد مهم موسیقی در نوروز 1393 به انتخاب موسیقی 2002

خاطره خواننده کلاسیک از دیدار با رهبر معظم انقلاب / انتشار نخستین قطعه موسیقی بر اساس شعار سال 1393 / روایت نیما مسیحا از خواننده هایی که زجه موره می زنند!/ درگذشت آهنگساز جوان / انتشار قطعه‌ای موسیقایی به یاد شهید ناهی از منکر

 -------------------------------------------------------------------------------------------------------------

مثلا یک هنرمند می‌تواند یک کلمه را جهان‌گیر و ابدی کنند، مثل آقای قره‌باغی ما ؛

خاطره خواننده کلاسیک از دیدار با رهبر معظم انقلاب

 

 

 

 
«موسیقی 2002» - " اسفندیار قره باغی " خواننده موسیقی کلاسیک به خبرگزاری تسنیم گفت: از دفتر رهبری 20 بهمن تماس گرفتند، گفتند که فردا 9 صبح بیت باشید. برای اینکه فرصت از دست نرود، سراغ هواپیما نرفتم، چراکه هواپیماهای تبریز معمولا چهار ساعت تاخیر دارند. ساعت22 سوار اتوبوس شدم و شش صبح تهران بودم، سه ساعتی در خیابان‌های بیت قدم زدم، ساعت 9 جلوی درب بیت رفتم، نگهبان جوانی آنجا بود، گفتم ملاقات دارم، گفت با چه کسی؟؛ گفتم: با حاج آقا. گفت: کدام حاج آقا؟ گفتم: مقام معظم رهبری. گفت: مطمئنی؟ گفتم: تا آنجایی که می‌دانم دیوانه نیستم که از تبریز تا تهران بیایم، همین طوری بیایم.

در نهایت با تماسی که با داخل بیت انجام داد، محبت کردند ما را به داخل بردند. نیم ساعتی در کنار یکی از دوستان در اتاق ملاقات بودم. پس از آن در سالنی که حضور داشتم تعدادی از دوستان از مشهد هم بودند. جایی که بنده نشستم در کنارم دو فیلم‌بردار هم بودند. حضرت آقا وقتی آمدند نشستند، من دولا می‌‌شدم و از زیر دست فیلم‌بردارها آقا را می‌دیدم. یک ساعتی روحانی جوانی که خیلی هم حرفه‌ای سینما را می‌شناخت توضیحاتی ارائه داد و خیلی از برخی جریان‌های سینمایی دفاع کرد و از خدمات سینما به نظام گفت.

روحانی جوان سوال‌هایی را مطرح کرد و از حضرت پاسخ می‌خواست. اما مقام معظم رهبری برخلاف نظر همگان و در نهایت تواضع گفتند:«من هم مثل شما این فیلم‌ها را نگاه می‌کنم، اما من نه کارگردانم، نه کارشناس، جواب سوال‌ها را باید از کارشناسان بگیرید،‌ من تنها می‌توانم بگویم خوب بوده، لازم بوده» پس از آن هم در پاسخ به عده‌ای دیگر که از روستایی در مشهد آمده بودند، پیش از اینکه بخواهند توضیح بدهند، گفتند:«در کنار روستای شما روستای فلان هم قرار دارد» این نشان دهنده آن بود که ایشان تاحد زیادی، حتی موقعیت جغرافیایی روستاها را هم به خوبی می‌شناسند. آن‌ها در گزارش خود کارهایی که انجام داده بودند را برشمردند، پس از آن آقا فرمودند:«شما در گزارش خود نگفتید که در سال 81 کتابخانه‌ای هم در روستای خود احداث کرده‌اید، من لیست کتاب‌های شما را هم دارم. کارهای شما خوب است، اما سعی کنید هر کاری انجام می‌دهید آمیخته با هنر باشد.»

چنین صحبتی، نشان از جامعیت ایشان دارد، در همین جا متوجه شدم که حضرت آقا بنده را دیده‌اند. بلافاصله ایشان گفتند:«مثلا یک هنرمند می‌تواند یک کلمه را جهان‌گیر و ابدی کنند، مثل آقای قره‌باغی ما» بنده دیدم این مرد بزرگ من را از کجا دیده‌اند، بلند شدم خدمت آقا عرض احترام کردم و از دور دو بسته موسیقی که با عنوان «صدای انقلاب» بود را نشان دادم که ایشان گفتند جلو بروم و CD را بدهم.

از 35 سال پیش با ایشان به راستی رفاقت دارم. عاشقانه و به دور از هرگونه تزویری به ایشان علاقه دارم. چراکه نه بنده نان ایشان را می‌دهم و نه در این مدت مزاحمتی برای ایشان داشتم. بنده همیشه به فرمایشات حضرت امام(ره) در مسئله موسیقی اقتدا می‌کنم. به بیانات مقام معظم رهبری هم به طور ویژه‌ای توجه می‌کنم. ایشان به بنده توصیه‌های جالبی درباره موسیقی فرمودند. خط موسیقی که ما دنبال می‌کردیم را به نوعی تأیید کردند و نجات موسیقی از وضعیت فعلی یکی از مطالبی بود که عنوان شد. من در تبریز به دنبال تحقق مطالبات ایشان در زمینه موسیقی هستم. اما متاسفانه فضای تبریز را طوری کرده‌اند که اگر اسم موسیقی را بیاورید، باید کفاره بدهید. در دیداری که با حضرت آقا داشتم هم مکتوب و هم شفاهی گزارش این اتفاقات را دادم.

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

در کمتر از 5 روز و با صدای قاسم افشار؛

نخستین ترانه بر اساس شعار سال 1393 منتشر شد

 

 

 

«موسیقی 2002» - پنجم فروردین خبرگزاری تسنیم نوشت: مرکز موسیقی وسرود صداوسیما با محوریت شعار سال؛ آهنگ «فرصت درخشش» را تولید کرد.
بر اساس این گزارش ، آهنگ «فرصت درخشش» با آهنگسازی نیما نور محمدی، شعر علیرضا بدیع با صدای قاسم افشار کاری از شهرام قدرتی براساس شعار سال «اقتصادوفرهنگ با عزم ملی ومدیریت جهادی» در مرکز موسیقی وسرود تولید و برای بهره برداری وپخش در اختیار شبکه‌های مختلف رسانه ملی قرار گرفت.
------------------------------------------------------------------------------------------------------------
روایت «نیما مسیحا» از خواننده های به اصطلاح مشهوری که از تحریرهای من درآوردی استفاده می کنند؛
آنها زجه موره می زنند!!
 
 
 
 
«موسیقی 2002» : باشگاه خبرنگاران جوان نوشت: " نیما مسیحا " خواننده جوان موسیقی پاپ کشورمان در برنامه"ساعت 25" گفت: حدود 5 سالی است که فضایی خاص در موسیقی پاپ ایجاد شده و یکسری از دوستان، موسیقی پاپ را به سبکی خاص اجرا می‌کنند. 

وی افزود: البته چنین شرایطی را پیش‌بینی می‌کردیم و هم اکنون فضای موسیقی پاپ دست دوستانی است که این سبک را دنبال می‌کنند و برگزاری تمامی کنسرت‌ها نیز مختص آن‌ها است و به شاخه‌های دیگر موسیقی پاپ پرداخته نمی‌شود. 

مسیحا در ادامه تصریح کرد: علاقه‌ای ندارم که ژانر خودم را عوض کنم اما با وجود توانایی‌هایی که دارم، علاقه به تجربه‌ی ریتم‌های مختلفی دارم و در این زمینه می‌توانم بگویم که نیما مسیحا به ریسک کردن و تجربه‌های جدید، علاقه‌مند است.
به گزارش موسیقی 2002 ، بخش های دیگر اظهارات نیما مسیحا در برنامه ساعت 25 به شرح ذیل است:
* برخی خواننده های پاپ از تحریرهای من درآوردی استفاده می کنند. آنها در واقع زجه موره می زنند.
* این گونه خواننده ها شو اجرا می کنند. در اجرایشان صدای ضخیم خسته می شنوید ولی زمانی که حرف می زنند از صدایی نازک برخوردارند.
* خوانندگی ادا درآوردن نیست.
* در حال حاضر برگزاری کنسرت به چند خواننده پاپ محدود شده است. آیا در ایران فقط همین چند خواننده وجود دارند؟
* در فوریه سال 2010 با همراهی ارکستر سمفونیک تهران در استراسبورگ فرانسه ، بروکسل بلژیک ، رم ایتالیا ، روتردام هلند و ژنو سوئیس که سالن های این شهرها جزو بهترین سالن های جهان محسوب می شوند و بهترین و بزرگ ترین خوانندگان دنیا در آنها برنامه اجرا کرده اند ، خوانندگی کردم.
* آلبوم جدیدم امسال منتشر خواهد شد و دو قطعه تازه از این آلبوم که توسط علیرضا افکاری ملودی سازی شده و معین راهبر آنها را تنظیم نموده به زودی منتشر خواهد شد.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
خاموشی ابدی آهنگساز و نوازنده جوان بر اثر خونریزی شدید معده ؛
مهدی رفعتی درگذشت
 
 
 
«موسیقی 2002» - خبرگزاری مهر نوشت: مهدی رفعتی نوازنده، آهنگساز و رهبر ارکستر که در اولین روزهای آغازین سال جاری بر اثر خونریزی شدید معده دار فانی را وداع گفت، روز دوشنبه 11 فرودین‌ماه در قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) به خاک سپرده شد.
بر اساس این گزارش ، زنده یاد مهدی رفعتی از شاگردان ارشد انوشیروان روحانی بود که موسیقی را از سن ۹ سالگی با ساز پیانو آغاز کرد. وی پس از اتمام تحصیلات خود در رشته مهندسی آبیاری و زه کشی از دانشگاه شیراز برای تکمیل تحصیلات موسیقی خود به کنسرواتوار تهران رفت و به تحصیل موسیقی پرداخت و توانست در مقطع کار‌شناسی ارشد آهنگسازی فارغ التحصیل شود.

این هنرمند فقید تاکنون آلبوم‌های «همیشه جاویدان»، «خاطره تا خیال» (اجراهای جدیدی از آثار انوشیروان روحانی) و همچنین آلبوم‌های «همرنگ رویا»، «نوایی دیگر» را منتشر کرده است. زنده‌یاد رفعتی اخیرا نیز مشغول کار بر روی سرود ملی‌ «ای ایران» برای تلویزیون به شکل ارکسترال بود.

رفعتی همچنین در زمینه موسیقی فیلم نیز فعالیت‌هایی داشت که از این میان می‌توان به ساخت موسیقی سریال «مهمان پذیر طوبی»، موسیقی متن تله سینمایی‌های «عکس یادگاری» و «بلند پرواز» اشاره کرد. این در حالی است که اجرای کنسرت در راستای معرفی پیانوی ایرانی در شیراز، تهران، دوبی، سیدنی و ملبورن و همچنین ضبط آثار ارکسترال در فضای پاپ - کلاسیک با همکاری نوازندگان ارکستر سمفونیک از دیگر فعالیت‌های این هنرمند فقید بوده است.

مراسم خاکسپاری این هنرمند جوان روز دوشنبه ۱۱ فروردین‌ماه ساعت ۱۰ در بهشت زهرا (س) و قطعه هنرمندان برگزار شد.

پیروز ارجمند مدیرکل دفتر موسیقی نیز در پیامی ضایعه درگذشت زنده‌یاد رفعتی را تسلیت گفت.

در متن پیام تسلیت پیروز ارجمند آمده است:

درگذشت مهدی رفعتی، نوازنده و آهنگساز جوان در نخستین روزهای بهار، کام جامعه هنری را تلخ کرد و اندوهی مضاعف بر دل‌ها نشاند چراکه از دست دادن هنرمندان جوان، از دست دادن سرمایه‌های گران‌بهای هنر سرزمین‌مان نیز هست. امیدوارم خانواده آن مرحوم در این ایام با توکل به خدا و توسل به بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا (س) در رویارویی با این غم بزرگ شکیبا و بردبار باشند.

موسیقی 2002 در پایان می افزاید:آلبوم پاپ " دلخون " با صدای رسا ایمان و موسیقی مهدی رفعتی سال 1389 منتشر گردید.

 --------------------------------------------------------------------------------------------------------------

توسط واحد موسیقی دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی؛

«شهر مجروح» به یاد شهید خلیلی منتشر شد
 
 
 
 
 
 
 

«موسیقی 2002» - خبرگزاری فارس نوشت : قطعه «شهر مجروح» با آهنگ‌سازی و صدای سینا دستخوش در سوگ بسیجی شهید علی خلیلی همزمان با ایام شهادت بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله علیها منتشر ‌شد.

همزمان با ایام شهادت بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و در سوگ بسیجی شهید علی خلیلی قطعه «شهر مجروح» با آهنگسازی و صدای سینا دستخوش منتشر شد. این قطعه با شعری از میلاد عرفان‌پور و تنظیم بابک مافی و به اهتمام بشیر بی‌آزار در روزهای اخیر ضبط و توسط واحد موسیقی دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در روز شهادت حضرت زهرا منتشر شده است. پیش از این از سینا دستخوش قطعات «نبرد خاموش»، «گرم ترین روز زمستان» و «عطر نجیب» را شنیده بودیم.

یادآور می شود ، حجت الاسلام شهید علی خلیلی از مربیان موسسه بهشت تهران ۲۵ تیر ماه سال ۱۳۹۰ در حین بازگشت از هیئت به همراه چند نفر از دانش آموزان خود، به واسطه امر به معروف و نهی از منکر مورد ضرب و شتم یک نفر از افراد شرور منطقه قرار گرفت و از ناحیه گردن و قسمت شاهرگ دچار جراحت شد و بیش از ۱۵ دقیقه در خون خود می‌غلتید.

وی ساعت ۱۹ سوم فروردین ماه سال جاری  بر اثر بیماری طولانی پس از جراحات وارده، دعوت حق را لبیک گفت و به فیض شهادت نایل شد.

 

متن شعر:

آرامشی در چهره ات بود؛ آرامشی زیبا، برادر

خون تو را دیدم که می‌ریخت، چون خون عاشورا، برادر

خون تو شعری مستمر بود هشدار جنگی سخت تر بود

خون تو فریاد سحر بود، وای از سکوت ما، برادر

قربانی شهر فریبیم، در انقلاب خود غریبیم

بیدار کن ما خفتگان را، بیدار کن ما را، برادر

اندام خونین تو اینک، خود روضه‌خوان نینوا شد

آری هوای گریه داریم، اجر تو با زهرا (س)، برادر

حبل الوریدت را بریدند، گویا خدا نزدیک‌تر شد

خون تو را دیدم که می‌ریخت، نفرین به تیغِ نابرادر

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ۱:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱/۱٦
comment نظرات () لینک

+ ماجرای احیای موسیقی پاپ ایران در دهه‌ی هفتاد خورشیدی

قصه پاپ از نوروز آغاز شد؛

روایتی خواندنی از آغاز دوباره موسیقی پاپ در دهه هفتاد خورشیدی در صدا و سیما و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002» - بهرنگ تنکابنی در شماره پانزدهم ماهنامه " شبکه آفتاب " نوشت : «دوستان، دوستان، در جشن خوب شاخه‌های سبز و شاد، همچو گل‌های بهاری رویتان پرخنده باد»؛ این ترجیع‌بند ترانه‌ای بود که روز 29 اسفند 1371 از صداوسیما پخش شد، سیمایی که تنها دو شبکه داشت و ترانه‌ای که با استانداردهای شنیداری ده سال گذشته‌ی مجاری رسمی پخش موسیقی متفاوت بود.

سه ‌خواننده با کت‌وشلوارهای رنگارنگ روی صفحه‌ی تلویزیون ظاهر شدند و لابه‌لای درخت‌ها و گل‌های حیاط بزرگ محوطه‌ی وسیع جام‌جم آغاز سال نو را، در قالب موسیقی‌ای که به‌هرحال پاپ به حساب می‌آمد، جشن گرفتند. بیژن خاوری، حسن همایون‌فال و پرویز طاهری؛ هر سه از کارمندان رادیو و تلویزیون بودند، کدام واحد و سمتشان خیلی مهم نیست، مهم آن بود که جمعی که ته‌‌صدایی داشتند، با تغییر سیاست‌های فرهنگی سازمان صداوسیما، به مرکز موسیقی سازمان دعوت شده بودند تا ساعد باقری، مدیر وقت مرکز، و احمدعلی راغب، آهنگساز ارزشی سال‌های انقلاب که حکم مشاور آقای مدیر را داشت، تاکتیک‌های جدید مقابله با تهاجم فرهنگی و تزریق روحیه به جامعه‌ی بعد از جنگ را برای هنرمندان‌ بعدازاین هجی کنند. (1و2)

سال 72 که با ترانه‌ی بهاری سه‌ خواننده‌ی جدید با کت‌وشلورهای رنگارنگ آغاز شده بود با سریال «نوروز 72» به کارگردانی داریوش کاردان به سیزده‌ رسید؛ سریالی طنز با ساختار آیتمی که عملاً نسخه‌ی تصویری و به‌روزشده‌ی «صبح جمعه با شما» رادیو ایران بود؛ با نامی که کاملاً قصد داشت جایگزین برنامه‌ی محبوب شبکه‌ی کابلی فارسی‌زبان لس‌آنجلس شود؛ برنامه‌ای که نوارهای ویدیویی‌اش خانه‌به‌خانه دست‌به‌دست می‌شد.

نوروز 72، غیر از آنکه مردم را هر شب با لباس‌های نو در سانس آخر عیددیدنی پای تلویزیون میخکوب می‌کرد، فردی را معرفی کرد که قرار بود پابه‌پای خوانندگان موسیقی شبه‌پاپ جدید تاکتیک‌های مقابله با تهاجم فرهنگی و تزریق روحیه را جامه‌ی عمل بپوشاند: مهران مدیری جوان بلند قد و بامزه‌ای که در بهمن همان سال اولین تجربه‌ی کارگردانی‌اش را با نام «پرواز 57» به مدت ده شب در شبکه‌ی نوپای سه روی آنتن فرستاد؛ شبکه‌ای که آذر همان سال و شاید در راستای تاکتیک‌های مقابله با تهاجم فرهنگی با شعار «شبکه‌ی سه،‌ شبکه‌ی جوان» فعالیتش را آغاز کرده بود.
اگرچه موسیقی شبه‌پاپ تلویزیون در نوروز 72 با ترانه‌ی «دوستان» رسماً رونمایی شد، قبل و بعد از آن نیز رگه‌هایی از آزمون‌وخطاهای صداوسیما برای تولید موسیقی پاپ دیده شده‌ بود: «بهار را صدا بزن» با صدای مهدی سپهر، «گل می‌روید به باغ» از عباس بهادری، «آی نسیم سحری صبر کن» با صدای حسن همایون‌فال، «بهار آمد و شمشادها جوان شده‌اند» از بیژن خاوری و نمونه‌هایی دیگر از پرویز طاهری، بهرام حصیری و دیگران تلاش‌های مرکز موسیقی صداوسیما در تولید موسیقی پاپ بودند. اینها اما خیلی موفق نبودند، آهنگ‌های هر کدامشان حتی یک روی کاست را هم پر نمی‌کرد. مردم هم اقبال چندانی به آنها نشان نمی‌دادند. تلویزیون آنقدر یک ترانه را پخش می‌کرد که شنونده را بیشتر دلزده می‌کرد.

«قضاوت درباره‌ی موفقیت این فعالیت‌ها کار دشواری است. بخش عمده‌ی علت شکست این جریان رقیب خارج از کشورش بود که هم بزرگ بود و هم ریشه‌دار. بیشتر آدم‌هایی که در این جریان رقیب فعالیت می‌کردند، قبل‌ازانقلابی بودند و این سابقه، که طبیعتاً در ذهن مردم بسیار پررنگ بود، قدرت جریان را بیشتر و بیشتر می‌کرد. نسبت این کار‌ها با معیارها و ملاحظات پخش صداوسیما باعث می‌شد که فاصله با آن چیزی که از لس‌آنجلس می‌آمد، خیلی زیاد باشد، نتیجه‌اش هم همان شد که مردم استقبال نکردند.»(3)

ارشادی‌ها و در رأسشان علی مرادخانی، با همین منطق، این جریان جدید را سرمایه‌ی مناسبی برای آغاز دوباره‌ی موسیقی پاپ نمی‌دانستند. انگار مقابله با تهاجم فرهنگی، که گویی بخش مهمش رقیب گردن‌کلفت لس‌آنجلسی بود، به این سادگی‌ها هم نبود.

***

اولین بارقه‌های بازگشت موسیقی‌ پاپ به خانه‌ها در 1368 با انتشار آلبوم «در شب سرد زمستانی» به چشم آمد. در آن سال سیدمحمد خاتمی بار دیگر در سمت وزیر ارشاد به بهارستان رفته بود و قصد داشت دلخوری‌ها را کمی از دل هنرمندان دربیاورد. «در شب سرد زمستانی» آلبومی شامل دکلمه‌ی احمدرضا احمدی از اشعار نیما یوشیج و چند ترانه‌ با صدای محمد نوری و با آهنگسازی فریبرز لاچینی بود که شکوهی، رئیس وقت شورای نظارت و ارزشیابی مرکز سرود‌ها و آهنگ‌های انقلابی، مجوزش را امضا کرده بود. « به اعتقاد بیشتر آهنگسازان و کارشناسان موسیقی، محمد نوری گونه‌ای از موسیقی پاپِ کلاسیک را اجرا می‌کرد اما خودش با این عنوان بسیار مخالف بود و بارها در نشست‌هایش با مدیران وزارت ارشاد به‌صراحت مخالفت خود را با موسیقی پاپ اعلام کرده و مدعی بود که موسیقی‌اش نوعی موسیقی ملی است.»(4)

آن روزها میرطاووسی در طبقه‌ی هفتم تالار وحدت سکان هدایت مرکز را در دست داشت. گفته می‌شد او و شکوهی زیاد با عملکرد نرم خاتمی موافق نبودند و همچنان جو انقلابی داشتند. در همین گیرودارها بود که میرطاووسی عطای مدیرکلی سه‌ساله‌اش را به لقایش بخشید. شانزدهم تیر 1369 علی مرادخانی به ریاست مرکز سرودها و آهنگ‌های انقلابی منصوب شد؛ مرکزی که بعد‌ها در 1376 به مرکز موسیقی و بعدتر در 1384 به دفتر امور موسیقی تغییر نام داد.

اما آلبومی که می‌توان آن را رسماً اولین نمونه‌ی موسیقی پاپ بعد از انقلاب اسلامی به حساب آورد «خواب در بیداری» است. سال 1370 که فرهاد تقریباً ضبط آلبوم «خواب در بیداری» را تمام کرده بود، سیدمحمد خاتمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی استعفا داد. گفته می‌شد که سیاست‌های چندگانه در قبال آنچه نظام «تهاجم فرهنگی» می‌نامید باعث شد سید احساساتی وزارت را به علی لاریجانی واگذار و به کتابخانه‌ی ملی کوچ کند، هرچند کمتر کسی گمان می‌کرد، این وزیر قهرکرده شش سال بعد در انتخاباتی توفانی رئیس‌جمهور شود.

«خواب در بیداری» اما، در همان سال 72، مجوز انتشار گرفت. قبل از آن، مرادخانی یکی‌دو نفر از شخصیت‌های نزدیک به سیاست‌گذاران فرهنگی نظام را به ملاقات فرهاد فرستاد. «فرهاد ملاحظاتی داشت که با مدیران دولتی حشرونشری نداشته باشد. ما هم رعایتشان را می‌کردیم. سعی می‌کردم فرهاد از این منظر خیلی راحت باشد، اما همه‌ی کارها را انجام می‌دادم. شخصاً خیلی به او علاقمند بودم و از طرفی هم او را در موسیقی خودمان پدیده‌ای می‌دانستم و می‌خواستم کمکش کنم. وقتی تقاضای انتشار آمد با چند تن از دوستان صحبت کردم، از جمله‌ آقای سینا واحد. ایشان مدتی رایزن فرهنگی ایران در آرژانتین بود و شبی فرهاد را به خانه‌ی خودش در فرمانیه دعوت کرد. فردای آن شب آقای واحد با من تماس گرفت و گفت باورم نمی‌شود که فرهاد این‌قدر آدم‌حسابی باشد.»(5)

انگار فقط فرهاد نبود که به دولتی‌ها اعتماد نداشت، دولتی‌ها هم از اینکه خواننده‌‌ی گروه بلک‌کتز دوباره بخواند می‌ترسیدند. کسی نمی‌داند رایزن فرهنگی ایران در آرژانتین آن شب در فرمانیه به فرهاد چه گفت و از فرهاد چه شنید، اما پس از این دیدار و شاید دیدارهایی از همین دست بود که پرونده‌ی انتشار به فرید سلمانیان رسید. فرید سلمانیان، رئیس بخش نظارت و ارزشیابی مرکز سرودها و آهنگ‌های انقلابی، اما خیلی راحت تن به امضای مجوز نداد و در آخرین بهانه‌ای که مقابل انتشار «خواب در بیداری» تراشید گفت که عکس فرهاد بر جلد آلبوم بسیار تلخ و غمگین است و مناسب انتشار نیست. فرهاد نیز در پاسخ تصویری غمگین‌تر را همراه متنی برای آقای سلمانیان پس فرستاد: «جناب آقای سلمانیان؛ با عرض تشکر از همکاری و مساعدت‌های شما، در مورد عکس که مورد قبول واقع نشده، عکس دیگری همراه این نامه هست که به گمان مخلص از تصویر قبلی تلخ‌تر است اما علی‌ای‌حال امیدوارم رد نشود. نکته‌ای را لازم می‌دانم به عرض برسانم و آن روح و هویت نوع موسیقی و علی‌الخصوص صدای بنده است که کاملاً نماینده‌ی خلقیات و روحیه‌ی صاحب صداست و البته بد یا خوب هیچ‌گونه شباهتی با دیگران ندارد و به‌ناچار اگر به‌فرض‌ محال تصویر خوش و خرمی هم مخلص در اختیار داشت نماینده‌ی واقعی بیست‌و‌هشت‌ نه سال جنس کار من نبود و اگر قبول کنیم که سکه‌ی بی‌اعتبار زندگی دو روی تلخ و شیرین دارد (چه بخواهیم و چه نخواهیم)، و هر کدام دارای مظاهر بیشمار، این بنده هم یکی از مصادیق بارز روی تلخ سکه… عرض دیگری نیست، ان‌شاءالله موفق و مؤید باشید.»

و سلمانیان، که بعضی وقت‌ها در غیاب علی مرادخانی حق امضا داشت، دست‌ آخر مجوز انتشار «خواب در بیداری» را با عکس غمگینی از فرهاد صادر کرد. «آقای سلمانیان با فرهاد خیلی رفیق بود و برای همین هم ملاحظاتی را در نظر می‌گرفت که برای فرهاد دردسر درست نشود. در این شرایط بود که آهسته‌آهسته می‌خواستیم کارهایی را برای موسیقی انجام بدهیم، برای همین هم به فرهاد مجوز دادیم.»(6)

شاید باید پذیرفت که شب‌نشینی واحد و فرهاد در فرمانیه و علاقه‌ی مرادخانی و سلمانیان به خواننده‌ی شهیر گروه بلک‌کتز و تلاش‌های پشت‌پرده‌ی همه‌ی آنها آنقدر تأثیرگذار بود که در 1373 شرکتی فرهنگی به نام «باران» با مدیریت شخصی به نام خانم طاهری تصمیم‌ گرفت تلاش خود را برای برگزاری کنسرت فرهاد مهراد به کار ببندد.

مسؤولان وزارت ارشاد، که گویا بدشان هم نمی‌آمد به دنبال کاست برای کنسرت هم مجوز صادر کنند، نه نگفتند ولی اماواگرهایی را شرط گذاشتند که هیچ‌گونه تبلیغی برای این کنسرت نشود، بلیت چاپی برای کنسرت صادر نشود، از کنسرت عکس یا فیلم گرفته نشود، ترانه‌ی «گنجشکک اشی‌مشی» خوانده نشود و کنسرت در شبی برگزار شود که مناسبت مذهبی باشد.

مرادخانی می‌گوید همه‌ی این شرط‌ها برای دفع شر بود: «به‌هرحال فشار روی موسیقی زیاد بود، حتی حمل‌ونقل ساز در شهر هم با مشکل روبه‌رو بود. گفتیم شما رعایت بعضی از مسائل را بکن چون ممکن است روز کنسرت یک سری آدم بریزند آنجا. شرط نگذاشتیم، با هم تفاهم کردیم. می‌دانید اگر بلیت چاپ می‌شد، آن بلیت را به دست گروه‌های فشار می‌رساندند و مسائلی ایجاد می‌کردند. ما درحقیقت فشارهای موجود را مدیریت کردیم تا این اتفاق بیفتد و همه ببینند که با برگزاری کنسرت فرهاد دنیا به آخر نمی‌رسد و آسمان به زمین نمی‌آید.»(7)

دست‌آخر مجوز کنسرت برای جمعه نهم دی 1373 صادر شد که هم شب بعثت پیامبر اسلام بود و هم شب سال نو مسیحیان. در سینما سپیده بلیت‌های کاغذی ممهور به عبارت 2500 تومان در کمتر از سه روز فروش رفتند و فرهاد برای اولین بار بعد از پیروزی انقلاب در مقابل چندصد تماشاچی، که سالن را پر کرده بودند، روی صحنه رفت و البته «گنجشکک اشی‌مشی» را هم خواند.(8) «بعد از کنسرتِ سینما سپیده در محوطه‌ی پارک لویزان هم کنسرتی برگزار شد که نمی‌دانم چرا از حافظه‌ی تاریخی مردم پاک شده است. کنسرت بی‌نظیری بود. من خودم قبل از اجرا به محل کنسرت رفتم و صحنه و پشت صحنه زیر نظر خود من آماده شد.»(9)

***

1372 سال انتخابات بود، انتخاب ششمین رئیس‌جمهور کشور. در 21 خرداد شانزده میلیون و 796 هزار و 787 نفر در انتخابات شرکت کردند، تقریباً همان تعداد که چهار سال قبلش در انتخابات شرکت کرده و 51/94 درصد به هاشمی رفسنجانی رأی داده بودند. اما این‌بار ماجرا فرق می‌کرد. یک سال پیش از این انتخابات مجلس چهارم با نظارت استصوابی شدید از چپ به راست پیچیده بود که نتیجه‌اش در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 72 آشکارا دیده ‌شد: انفعال شکست‌خورده‌های چپ. هاشمی رفسنجانی این بار با ده میلیون و 566 هزار و 499 رأی، یعنی حدود پنج میلیون کمتر از دوره‌ی گذشته، برای دومین بار به ریاست ‌جمهوری ایران انتخاب شد، یعنی با 32 درصد افت آرا. انفعال و قهر چپ‌ها باعث شد هاشمی سیاستی پیشه کند و کابینه‌اش را از بین محافظه‌کاران برگزیند. هرچند علی لاریجانی در ابتدای کار کابینه‌ی ششم برای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از مجلس چهارم رأی اعتماد گرفت، بهمن همان سال از این سمت کناره‌گیری کرد و جای خود را به سیدمصطفی میرسلیم سپرد. با تغییر وزیر، مرادخانی اما در سمت خود ابقا شد و روند صدور مجوز برای آلبوم‌های مختلف موسیقی، هرچند به کندی، ادامه پیدا کرد. علی لاریجانی در بهار 1373 به ریاست سازمان صداوسیما منصوب و جایگزین محمد هاشمی شد. محمد هاشمی برادر کوچک‌تر اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس‌جمهور وقت بود.

رشد چشمگیر جمیعت جوان کشور از یک‌سو و مقابله با آنچه نظام خطر تهاجم فرهنگی عنوان می‌کرد از سوی دیگر گسترش فعالیت رسانه‌ای برای تربیت فرهنگی جامعه را به مأموریتی مهم برای مدیران تراز اول کشور مبدل کرده بود. علی لاریجانی، رئیس جوان سازمان صداوسیما، در بدو ورود در کنار تقویت برنامه‌های خاص جوانان در شبکه‌ی سه اقدام به راه‌اندازی شبکه‌ی رادیویی پیام کرد، شبکه‌ای اختصاصی برای خبر و البته پخش موسیقی. اما اکتشافات ساعد باقری و احمدعلی راغب در مرکز موسیقی صداوسیما نمی‌توانست موفقیتی در این مأموریت خطیر داشته باشد. لاریجانی مهدی کلهر را به مرکز موسیقی تلویزیون بازگرداند.

آن روزها فریدون شهبازیان رئیس شورای عالی شعر و موسیقی سازمان بود؛ شورایی از موسیقیدانان و شاعران که هرازچندی دور هم جمع می‌شدند و رئیس و مدیران ارشد سازمان را از نظراتشان درباره‌ی وضعیت موسیقی و شعر در برنامه‌های رادیو و تلویزیون مطلع می‌کردند. بعد از یکی از همین جلسات بود که کلهر شهبازیان را به دفتر خودش دعوت می‌کند. «اولین جمله‌اش به من این بود: ببین، تو آدمی نیستی که حرف مرا گوش کنی. تو آدمی هستی که حرف خودت را می‌زنی و پایش می‌ایستی، ما آبمان توی یک جوی نمی‌رود. من نمی‌توانم با تو کار کنم. تو برو تو خونه‌ات بخواب،‌ حقوقت را من می‌دهم. اصلاً نمی‌خواهد بیایی! در جواب گفتم: من به‌هرصورت کارمند سازمان صداوسیما هستم و درقبال شغل و محل کارم متعهدم. من کار خودم را، که آهنگسازی است، می‌کنم و کاری هم به کار شما ندارم.»(10)

شهبازیان که از دهه‌ی چهل کارمند رادیو و تلویزیون بود انتقادهای فراوانی به شیوه‌ و نگاه مدیران مرکز موسیقی سازمان صداوسیما داشت و معتقد بود تولیدات آن سال‌های تلویزیون نه‌تنها نمی‌تواند مقابل رقیب لس‌آنجلسی قد علم کند، بلکه موجب تخریب جایگاه موسیقی در صداوسیما هم خواهد شد. اما گویا نظر کلهر به نظر باقری و راغب نزدیک‌تر بود و ترجیح می‌داد که شهبازیان در خانه‌اش بماند.
این کارمند پرسابقه‌ی تلویزیون کارش را همانطور که به کلهر گفته بود ادامه داد. در همان سال بود که برای تیتراژ پایانی سریال «آوای فاخته» به خواننده‌ی جوانی اعتماد کرد که در استودیو پاپ دیده بود. «محمد اصفهانی خودش آمد سراغم. آن زمان داشتم قطعه‌ی «فرصت بدرود» را در استودیو پاپ ضبط می‌کردم. آمد و خودش را معرفی کرد و ازم خواست که صدایش را بشنوم. قصد من این بود که این قطعه را بدهم علیرضا افتخاری بخواند. ولی اصفهانی از من اجازه خواست که آزمایشی روی این کار بخواند. وقتی که خواند دیدم که خواننده‌ی خیلی خوبی است و همان شد که «فرصت بدرود» را با صدای محمد اصفهانی میکس کردم و از تلویزیون پخش شد.»(11)

بعد از آن بود که شهبازیان آن پزشک جوان را، که سودای خواندن داشت، دوباره به استودیو دعوت کرد تا تیتراژ سریال پرستاره‌ی «آوای فاخته» را بخواند؛ سریالی که با داود رشیدی، اکبر زنجانپور، ژاله علو و پرویز پرستویی جماعتی را پای تلویزیون میخکوب می‌کرد. این سریال برای اولین بار با موسیقی پاپ تمام‌عیار و با بیس و درامز و خواننده به پایان می‌رسید.

در همان 1373 بود که مرادخانی، مفتخر از انتشار «خواب در بیداری»، به دو خواننده‌ی پیش از انقلابی دیگر نیز مجوز داد. کوروش یغمایی و عبدالرضا کیانی‌نژاد یا همان مازیار. شانزدهم آذر هم مجوز آلبوم «سیب نقره‌ای» با صدای خواننده‌ای که سال‌ها پیش خوانده بود «جوونی‌ام رفت و صدام رفته دیگه» و هم مجوز «گل گندم» خواننده‌ی «ماهیگیر» معروف صادر شد. یغمایی اما هیچ‌گاه نتوانست مانند فرهاد کنسرت بدهد و آلبوم «گل گندم» نیز بلافاصله بعد از انتشار توقیف شد.

«ناگهان از زمین و زمان هجمه‌های مختلفی شروع شد. ایرادهای عجیبی هم می‌گرفتند. جالب اینجاست که بخشی از این ایرادها از سوی بزرگان خانواده‌ی موسیقی گرفته می‌شد. می‌آمدند مثال‌هایی از کارهای پیش از انقلاب این خواننده می‌آوردند و این گونه مجوز را زیر سؤال می‌بردند. من هم می‌گفتم آن زمان خیلی‌ها خیلی فیلم‌ها را بازی کرده بودند، الان که این‌گونه نیست. کار اکنون مازیار مشخصات و ویژگی‌های امروز را داراست. اما به‌هرحال مجبور شدیم نامه‌ای بدهیم و در آن بگوییم مجوز آلبوم کن‌لم‌یکن است. البته برای جمع‌آوری این آلبوم هیچ اقدامی نکردیم. همین الان هم اگر شما به مغازه‌ها بروید، «گل گندم» مازیار را پیدا می‌کنید. به این دلیل نامه دادیم که رفع شر موقت بکنیم. می‌دانید که آلبوم منتشرشده را دیگر نمی‌توان جمع کرد.»(12)

از آن به بعد و تا 1376 که دولت اصلاح‌طلبان پا به عرصه گذاشت، هیچ آلبوم پاپ دیگری منتشر نشد. انگار دفع شر‌های مرادخانی دیگر توان مقابله با فشارها را نداشت؛ فشاری که نه فقط از سوی جریان‌های تندرو که از سوی خود هنرمندان هم وارد می‌شد. کارشناسان نظارتی بر کیفیت و محتوای آثار موسیقی هم در ارشاد و هم در صداوسیما از جمع موسیقیدانانی تشکیل شده بود که همه در ژانر سنتی و ملی فعالیت می‌کردند. فضای دهه‌ی شصت صدای موسیقی پاپی را قطع کرد که سال‌های پیش از آن رادیو و تلویزیون را درنوردیده‌ بود و آن دسته از هنرمندانی که دل خوشی از پاپ و گیتار و درامز نداشتند از بازگشت آن به جامعه می‌ترسیدند. «خانواده‌ی موسیقی بعضی از این امور را برنمی‌تابید. یادم است که یکی از استادان مبرز و بزرگ به من گفت اگر به موسیقی پاپ مجوز بدهی ما بیچاره می‌شویم. گفتم اصلاً اینطور نیست، هرکس کار خودش را می‌کند. مگر همه التزام به این دارند که فقط کار شما را گوش کنند؟ گفت نه من منظورم این نیست. گفتم مطمئن باشید جایگاه هر سبک موسیقی مشخص است. این دوستان به‌زعم خودشان منافعشان را در خطر می‌دیدند و این حرف‌ها را می‌زدند.»(13)

پروژه‌ی «شمشاد‌های جوان و پرندگان مهاجر» شکست خورده بود، جامعه به آن اقبالی نشان نمی‌داد و مهدی کلهر همچنان به روند تولیداتی اصرار داشتند که باقری و راغب از یکی دو سال قبل شروع کرده بودند‌. شهبازیان برای سریال‌ها موسیقی می‌ساخت و گهگداری برای مناسبت‌ها. «فرصت بدرود» را هم روی شعری از قیصر امین‌پور به مناسبت اربعین ساخته بود که بعدها روی آن ملودی نوحه‌های مختلفی خواندند. «این کار تازه ضبط شده بود که لاریجانی به دفتر مرکز موسیقی سازمان در خیابان فرشته آمد. من در اتاق خودم نشسته بودم و آثار بچه‌ها را ادیت می‌کردم که کلهر داخلی‌ام را گرفت و گفت بروم به اتاقش. آقای لاریجانی نشسته بود و کلهر کارهایی را که اخیراً ضبط شده بود برایش پخش می‌کرد. ایشان به کارهایی که پخش می‌شد عکس‌العمل خاصی نداشت و نظری نمی‌داد تا رسید به قطعه‌ی «فرصت بدرود» و گفت: این کار رسانه‌ای است و ما باید از این تیپ کارها در تلویزیون تولید کنیم».(14)

لاریجانی نارضایتی خود را اینگونه به رئیس وقت مرکز موسیقی‌اش نشان داد و حتی گفت که از این مرکز چه می‌خواهد.
سال 75 بود که کلهر از سازمان رفت و علی معلم‌دامغانی ریاست مرکز موسیقی سازمان را برعهده گرفت. «معلم را از قبل می‌شناختم. در کمیته‌ی موسیقی حوزه‌ی هنری با هم همکار بودیم. ماهی یکی‌دو بار به جلسات کمیته می‌رفتم و ایشان را آنجا می‌دیدم. وقتی معلم به مرکز موسیقی آمد، مرا دعوت کرد. در آن جلسه به من گفت که فریدون، بیا شورای موسیقی را راه‌ بیندازیم و یک کار اساسی انجام بدهیم. گفتم: آقای معلم، من اگر بخواهم ادامه بدهم، باید اختیار عمل داشته باشم و تولید موسیقی زیر نظر من انجام شود، در واقع مثل قائم‌مقام یا معاون اختیار داشته باشم. معلم قبول کرد و ابلاغی از طرف آقای لاریجانی به من دادند برای سمت قائم‌مقام مرکز موسیقی.»(15)

این اتفاقات جسته‌وگریخته در حالی می‌افتاد که رادیو پیام روزبه‌روز مخاطبان بیشتری برای خود جمع می‌کرد و در خلال موسیقی‌های سنتی، بی‌کلام‌های فیلم و خاوری‌ها و طاهری‌ها و همایون‌فال‌ها، گهگاه «ماهیگیر» مازیار، «سیب نقره‌ای» کوروش یغمایی، و «نفرین» آرتوش را در کنار آثار شهبازیان با صدای محمد اصفهانی پخش می‌کرد. تلویزیون نیز با جُنگ‌های شاد مختلف در شبکه‌ی سه و از آن مهم‌تر پخش سریال طنز آیتمی «ساعت خوش» به کارگردانی همان جوان بامزه، مهران مدیری، از شبکه‌ی دو رکورد تعداد مخاطبان را شکسته بود. نوروز و اعیاد مذهبی نیز فرصت‌های مناسبی بودند تا کلیپ‌هایی از گل‌ودرخت و خواننده‌هایی با کت‌وشلوارهای رنگارنگ را بر صفحه‌ی تلویزیون ظاهر شوند.
قائم‌مقامی شهبازیان پای جوانان بسیاری را که سودای خوانندگی و آرزوی موسیقی پاپ داشتند، و این آهنگساز کهنه‌کار را می‌شناختند، به مرکز موسیقی باز کرد و آثار آنها یکی پس از دیگری به دست شهبازیان می‌رسید. او و معلم شورایی تشکیل دادند که قرار بود این آثار را بررسی کند. «وقتی آقای معلم بحث تشکیل شورای موسیقی را پیش کشید، من گفتم الان کسانی که اینجا هستند صلاحیت حضور در این شورا را ندارند، به نظر من کسانی مثل همایون رحیمیان، محمد بیگلری‌پور، و حسن ریاحی برای حضور در این شورا مناسب‌تر هستند. این جمع، به‌علاوه‌ی محمد میرزمانی که بعد‌ها آمد، شورای موسیقی را تشکیل داد. حتی یادم می‌آید که آقای معلم آقای حسین یوسف‌زمانی را هم پیشنهاد دادند که من مخالفت کردم. دلیلش هم این بود که هر قدر تعداد افراد زیادتر می‌شد، دچار مشکل شدیم. در کنار این شورای سیاست‌گذار شورایی فنی هم تشکیل دادم که آثار رسیده به مرکز موسیقی را از نظر آهنگسازی بررسی می‌کردند، آثار بعد از تأیید این شورای فنی نزد من می‌آمد تا برای تنظیم‌کننده و خواننده‌ی آن تصمیم‌گیری ‌کنم.»(16)

اما این شورا آثار این جوانان را خیلی تحویل نمی‌گرفت و موجب می‌شد که آنها شکایت خود را نزد شهبازیان ببرند. « برخورد شورا بعضی وقت‌ها آنقدر مقرضانه و پر از حسادت بود که تصمیم گرفتم خودم به تنهایی کارها را گوش بدهم و تصمیم بگیرم و به کسی هم چیزی نگویم.»(17)

خشایار اعتمادی، شادمهر عقیلی، فؤاد حجازی و علیرضا عصار اولین جوانانی بودند که هریک به طریقی خود را به دفتر شهبازیان رسانند. آنها با هم گروه داشتند و تمرین می‌کردند. «حضور و انگیزه‌ی این بچه‌ها را موقعیت خوبی دیدم برای احیای ژانر موسیقی پاپ. به معلم هم چیزی نگفتم. این بچه‌ها کارهایشان را برای من می‌آوردند و من آنها را می‌دیدم و ادیت می‌کردم و بعد ضبط می‌کردیم. یک سالی طول کشید که چهارپنج‌ کار آماده شد. من‌ آنها را نزد خودم نگه ‌داشتم تا زمان مناسبی فرابرسد.»(18)

***

دوم خرداد 1376، تاریخ ورق خورد و فصل جدیدی در مملکت گشوده شد. سیدمحمد خاتمی، مدیر کتابخانه‌ی ملی ایران، به پشتوانه‌ی بیست میلیون و 78 هزار و 178 رأی مردمی که خواهان تغییر بودند سکان هدایت جمهوری اسلامی ایران را بر عهده گرفت. خاتمی آمده بود تا طرح بزرگی را عملی کند که سعید حجاریان، علی ربیعی، عباس عبدی، خسرو تهرانی و چند تن دیگر در دفتر مطالعات استراتژیک نظام نوشته بودند. طرحی که «اصلاحات» نام داشت. ایجاد تحول در فضای فرهنگی و هنری کشور یکی از مهم‌ترین بخش‌های این طرح بود که عطااله مهاجرانی مسؤولیت اجرای آن را عهده‌دار شد.

مرادخانی که انگار می‌دانست در ارشاد می‌ماند، پیش از آنکه مهاجرانی از خانه‌ی ملت رأی اعتماد بگیرد، کاری را که سال 73 متوقف کرده بود دوباره آغاز کرد. اول تیرماه 76 دومین مجوز آلبوم کوروش یغمایی یعنی «ماه و پلنگ» صادر شد و چند ماه بعد به بازار آمد. مرادخانی در ارشاد ماند و دفترش را به مرکز موسیقی تغییر نام داد.
اما اولین شوک بزرگ تحول موسیقی، روز بیستم تیرماه به جامعه وارد شد. عصر همان‌روز میلیون‌ها نفر پای تلویزیون تماشاگر چهل‌وسومین داربی پایتخت بودند. نیمه‌ی‌ اول با گل دقیقه‌ی سی ادموند بزیک به سود سرخ‌پوشان تمام شده بود. کرکری‌های طرفداران در بین دو نیمه، با صدای خواننده‌ای که از تلویزیون پخش شد، به یکباره تبدیل به سکوتی بهت‌انگیز شد. سرها به طرف تلویزیون چرخید، کسی یادش نمی‌آید چه تصویری از جعبه‌ی جادویی پخش ‌شد، فقط آن صدا و بهت در ذهن‌ها باقی مانده است، آیا به‌راستی این داریوش اقبالی است که در صداوسیمای جمهوری اسلامی می‌خواند «من‌ آمده‌ام به کوی علی…»؟ این یکی از همان چهار پنج قطعه‌ای بود که شهبازیان در کشو میزش قایم کرده و حالا در آستانه‌ی میلاد حضرت علی (ع) فرصتی که می‌گفت فرارسیده بود.
خشایار اعتمادی اولین نفر از نسل جدید خوانندگان پاپ بود که صدایش از تلویزیون پخش شد. صدایی که با مشابه لس‌آنجلسی‌اش مو نمی‌زد. بعدتر که آثار بقیه‌ی نسل جدیدی‌ها شنیده شد، شباهت‌های بی‌نقص دیگری جریان طرح ژنریک لس‌آنجلسی‌ها در تهران را داغ کرد. یاور اقتداری حتی بیشتر از خشایار اعتمادی شبیه اقبالی می‌خواند، قاسم افشار و امیر کریمی شده بودند ابراهیم حامدی (ابی)، حسین زمان و حمید غلامعلی هم شدند عبدالحسن ستارپور (ستار)، حتی صدای اصفهانی را به نصراله معین نجف‌آبادی (معین) و علیرضا عصار را به سیاوش قمیشی (!!!) نسبت می‌دادند. همین شباهت‌ها بود که صدای شورای موسیقی و پخش سازمان را درآورد. «در شورا بحث می‌شد که فلانی شبیه فلانی می‌خواند، من می‌گفتم آقا اگر کسی شبیه هویدا باشد باید گرفت و اعدامش کرد؟ می‌گفتند اینها دارند ادا درمی‌آورند. می‌گفتم از کجا معلوم؟ اگر بخواهند ادا دربیاورند یک جایی از دستشان درمی‌رود.»(19)

بازار شایعات هم داغ بود، می‌گفتند صداوسیما عمداً می‌خواهد مشابه‌سازی کند. شهبازیان به‌جد این شایعات را تکذیب می‌کند و می‌گوید که اصلاً کسی این آثار را هنگام ضبط نشنیده و همه‌چیز زیرنظر خودش بوده ‌است. اما به‌هرحال شکی نیست که تشابه صداها مهم‌ترین رمز موفقیت نسل اولی‌ها بود. «وقتی جریانی قدرتمند می‌شود خیلی‌ها خواه‌ناخواه می‌خواهند جای آنها باشند. شما ببینید همین الان هم چقدر خواننده‌های ما تلاش می‌کنند مثل استاد شجریان بخوانند. وقتی مردم به صدای این خوانندگان عادت کردند، فهمیدند که تفاوت‌ هم هست و به گوش هم می‌آید. روزهای اول این تشخیص برای مردم سخت بود، چون با کلیت جدید مشابهی مواجه بودند.»(20)

با آغاز کار وزارت ارشاد دولت اصلاحات مرادخانی دیگر با خیال آسوده‌تر پروژه‌اش را ادامه می‌داد. 27 آبان 76 مجوز «در ماه باران» محمد نوری را صادر کرد، هرچند نوری همچنان معتقد بود که موسیقی‌اش پاپ نیست. تورج شعبانخانی دیگر آهنگسازِ پیش از انقلابی بود که در این سال مجوز گرفت. شعبانخانی که با قطعه‌ی معروف «نازی ناز کن» باصدای ابراهیم حامدی به شهرت رسیده بود، توانست آلبومی به نام «غزل» را روانه بازار کند که شامل دکلمه و یکی دو ترانه با صدای خودش بود.

یک سری از صداوسیمایی‌هایی که خیلی با شهبازیان ایاق نبودند، آلبوم خودشان را جمع کردند و به ارشاد بردند. مجید رسایی نهم دی آن سال مجوز آلبوم «تمام دریا» را به آهنگسازی محمدرضا چراغعلی گرفت. مجوز آلبوم «به یاد تو» حمید غلامعلی، که با آهنگسازی ساسان جمالیان و آندره آرزومانیان ضبط شده بود، پانزدهم بهمن صادر شد.

قدم‌های ارشاد برای احیای موسیقی پاپ خیلی محافظه‌کارانه بود، انگار داشتند اوضاع را محک می‌زدند. اما شب عید 77 بود که تلویزیون آسَش را رو کرد. «عیدانه» با صدای علیرضا عصار و «من بهارم تو زمین» با صدای خشایار اعتمادی، روی شعری از احمد شاملو، صدای کاملاً متفاوتی را به جامعه عرضه کرد.

«شب عید 77 بود که من آن چهار پنج تا کار را فرستادم پخش و بلافاصله آقای محسن مهاجرانی، که معاون سیمای سازمان بودند، با من تماس گرفت و گفت: آقای شهبازیان،‌ ما چه‌جوری اینها را پخش کنیم؟ گفتم چه‌جوری ندارد. پخش کنید. گفت: اینها مثل کارهای دیگر نیستند. گفتم: اینها ژانر موسیقی پاپ است، موسیقی جوانان است و جامعه‌ی ما الان به این نوع موسیقی نیاز دارد. گفت: واقعاً بفرستم؟ گفتم: بفرست با مسؤولیت من.»(21)

آیا واقعاً قبول مسؤولیت از سوی فریدون شهبازیان برای معاونت سیما کافی بود که چنین موسیقی‌ متفاوتی از تلویزیون پخش شود؟ یا سیاست‌ کلان‌تری در جریان بود تا واکنش جامعه را برابر این خرق عادت ببیند؟ «در آن زمان سیستم اطلاعاتی کشور هم به این نتیجه رسیده بود که موسیقی باید متحول شود. گزارش‌های متفاوتی از نهادهای مختلف به مراکز فرهنگی مثل ارشاد و تلویزیون می‌رسید؛ بولتن‌هایی که بعضاً از سوی نهادهای تحقیقاتی دانشگاهی و برخی در جاهای دیگر تهیه شده بود. حتی خیلی وقت‌ها خود ما برای تحقیق سفارش‌هایی می‌دادیم. هر کدام از این گزارش‌ها نگاه متفاوتی از جامعه ارائه می‌دادند. مهم‌ترینش این بود که شرایط ایجاب می‌کند که بازتر حرکت کنیم.»(22)

شهبازیان اما می‌گوید که هیچ وقت کسی درباره‌ی سیاست باز کردن فضا و عیارسنجی جامعه و مسائلی از این قبیل با او صحبت نکرده و احیای موسیقی پاپ در تلویزیون حاصل تلاش‌های شخصی او بوده است: «ابتدا کسی جرأت نداشت به موسیقی پاپ نزدیک شود و بعد از اینکه من اصرار و قبول مسؤولیت کردم، این موسیقی از تلویزیون پخش شد و بعد از پنج شش ماه دیگر هیچ‌کس صبحتی دراین باره نمی‌کرد و محسن مهاجرانی دیگر دراین باره با من تماسی نگرفت. علی معلم هم کاری نداشت و فقط درباره‌ی شعرها نظر می‌داد.»(23)

از آن زمان بود که نوارفروش‌های تهران روزی صدها بار به مشتریانِ خوانندگانِ وطنی، اما شبیه لس‌آنجلسی‌ها، توضیح می‌دادند که این ترانه‌ها فقط از تلویزیون پخش شده و هیچ‌کدامشان آلبوم ندارند. قاسم افشار، امیر کریمی، حسین زمان و خیلی‌های دیگر خوانندگانی بودند که در کنار اعتمادی و عقیلی و عصار صدایشان از رادیو و تلویزیون پخش شد.

سیمافیلم هم در پروژه‌ای به کارگردانی مسعود فروتن شروع به بازتولید برنامه‌ی رنگارنگ کرد؛ برنامه‌ای که قصد داشت برای آثار این جوان‌ها کلیپ بسازد، هرچند این کلیپ‌ها هیچ‌گاه از شبکه‌های رسمی تلویزیون پخش نشدند و تنها یکی دوبار در آغاز فعالیت شبکه‌ی جهانی جام‌جم فرصت نمایش پیدا کردند.
تصمیم ارشاد به سنجش ظرفیت جامعه بود و دلیل اصلی‌اش هم نه صرفاً فشار گروه‌های تندرو که بیشتر نگرانی‌اش از خود هنرمندان بود.

«مشکل ما در کشور این است که همه‌ی ما تمامیت‌خواه هستیم. خیلی طول می‌کشد که بشود مبانی دمکراتیک موضوعی را لمس کرد. آن موقع همه‌ی کارشناسان و اعضای شورای موسیقی ارشاد از حوزه‌ی موسیقی سنتی بودند و با این جماعت صدور مجوز برای تولید موسیقی پاپ خیلی سخت بود. آرام‌آرام به این نتیجه رسیدیم که باید از گونه‌های موسیقی دیگر هم وارد شورا کنیم. آقای ریاحی وارد شد، دکتر سریر‌، محمد نوری، و سیمون آیوازیان هم آمدند. اینها که آمدند خیلی تأثیر گذاشت.»(24)

سیاست‌ورزی ارشاد برابر جریان‌های متعصب توأمان ایدئولوژیک و هنری تا حدی بود که حتی مهاجرانی را بر آن داشت که در واکنش به سؤال خبرنگار بخش فارسی رادیو بی‌بی‌سی در کنفرانسی مطبوعاتی در بیروت، درباره‌ی سیاست ارشاد در قبال موسیقی‌ پاپ در ایران، بگوید: «هرچه از صداوسیما پخش بشود از نظر ما مجاز است.» مهاجرانی سیاستمدارانه توپ را به زمین تلویزیونی انداخت که فریدون شهبازیان تنها تولید‌کننده‌ی موسیقی پاپش بود.
شورای موسیقی ارشاد که عوض شد نوبت به آزمون نهایی رسید. جشنواره‌ی موسیقی فجر فرصتی مناسب به نظر می‌رسید که ارشاد محکی جدی به موسیقی پاپ بزند. اما آیا اگر موسیقی پاپ به جشنواره می‌آمد، بازخوردهای احتمالیِ جریان رادیکال مستوجب هزینه‌های گزافی برای ارشاد نمی‌شد؟

«ما سازوکارهای مختلفی داشتیم. نگاه دولت جدید آن زمان از یک سو و از طرفی هم پیشنهادهای مختلفی که از سوی تهیه‌کنندگان حوزه‌ی فرهنگ و هنر به ما می‌رسید ما را بر آن داشت که شرایط را برای محک اساسی مهیا کنیم. یکی از این تهیه‌کنندگان آقای جلال مشفق بود. ایشان چند بار آمد پیش من و گفت غیر از پاپ چاره‌ی دیگری نداریم. ما برای اینکه همه‌ی اینها را در واقعیت بسنجیم جشنواره‌ای را پیشنهاد دادیم که خود آقای مشفق دست‌اندرکار آن بود. این جشنواره «ستاره‌ی پاپ» نام گرفت. ما موافقت کردیم و حتی حمایت کردیم که این جشنواره در فرهنگسرای بهمن برگزار شود. می‌خواستیم بازخوردهای جامعه را از همه حیث ببینیم و موقعیت این موسیقی را هم از نظر اقبال مردم و هم از نظر موضع‌گیری‌های مختلف بسنجیم. برای اهدای جوایز از من دعوت شد،‌ فکر کردم اگر من بروم و این جوایز را بدهم، به دلیل آنکه موضوع هنوز قوام نیافته، ممکن است خیلی اعتراض بشود. ترجیح دادم که نروم و گفتم خودتان جوایز را بدهید. آن زمان به معنی واقعی کلمه درحال مطالعه‌ی میدانی بودیم. ترجیحمان این بود که جشنواره را بخش خصوصی برگزار کند که کار به جایی نکشد که مدیر دولتی آسیب ببیند. ما از دور کنترل می‌کردیم. از طرفی هم بچه‌های مرتبط با نهادهای مختلف، که توان رایزنی داشتند، مسؤولیت برگزاری را برعهده گرفته بودند. هدف دیگرمان هم کسب تجربه بود تا اگر قرار بر ادامه باشد بخش خصوصی توان آن را داشته باشد. تجربه‌ی خوبی هم شد و بعد از آن به این نتیجه رسیدیم که می‌شود موسیقی پاپ را در جامعه حرکت بدهیم.»(25)

جشنواره را شرکت «پیغام فجر سحر» به مدیریت همان جلال مشفق برگزار کرد. شاهکار بینش‌پژوه،‌ بابک ریاحی‌پور، بابک امینی، خشایار اعتمادی، مانی رهنما و برخی دیگر چهره‌های شرکت‌کننده در این جشنواره بودند. هیأت داوران سه‌نفره‌ی این جشنواره اما عجیب‌ترین بخش آن بود: احمدرضا احمدی، شاعر، مسعود کیمیایی، کارگردان و مازیار اسلامی منتقد و مدرس سینما. «آقای احمدی در حوزه‌ی ترانه و شعر نظر داشتند. هنوز هم بعضی وقت‌ها با ایشان مشورت می‌کنم. آقای کیمیایی در فیلم‌هایش خیلی از موسیقی پاپ استفاده می‌کرد و برای همین موسیقی را خوب می‌شناخت. از طرفی آن زمان ارتباطات نزدیکی با حوزه‌ی موسیقی پاپ داشت. ایشان خیلی می‌توانست کمک کند. به‌هرحال در اولین برخورد با موضوع حتماً ایرادهایی وجود داشته است.»(26)

جشنواره با همه‌ی حاشیه‌هایش عین توپ صدا کرد. جامعه دیگر پذیرفته بود که موسیقی پاپ هم داریم. شب عید 78 بود و یک عیدی خارق‌العاده می‌توانست این پازل را کامل کند. آلبوم «فصل آشنایی» به شماره‌ی مجوز 2527/3 پ با آثاری از علیرضا عصار، قاسم افشار، حسین زمان،‌ شادمهر عقیلی و فؤاد حجازی و با آهنگسازی فریدون شهبازیان منتشر شد؛ هدیه‌ی مشترکی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان صداوسیما.

***

1378 سال موسیقی پاپ بود. همه‌ی آنهایی که دو سال قبل در دفتر شهبازیان التماس می‌کردند که کارهایشان ضبط شوند، اکنون دیگر با پوشه‌های آبی‌رنگ در طبقه‌ی پنجم تالار وحدت پشت در دفتر خانم علیزاده منتظر اعلام نظر شورای نظارت و ارزشیابی مرکز موسیقی وزارت ارشاد بودند. حالا مرادخانی پای مجوز خیلی‌ها را امضا می‌کرد. دیگر عصار و عقیلی و اعتمادی و بقیه خودشان آلبوم داشتند و برای برگزاری کنسرت‌هایشان برنامه‌ریزی می‌کردند.

«آنها معتقد بودند که هر قدر هم موسیقی‌شان از تلویزیون پخش شود،‌ اقبالی برایشان به همراه ندارد. به همین دلیل دنبال این بودند که وزارت ارشاد در مقام متولی فرهنگ و هنر روی این موضوع صحه بگذارد. چراکه آثارشان از این مسیر وارد جریان اجتماعی می‌شد و مردم برایش پول می‌دادند. آن چیزی که از تلویزیون پخش می‌شد انتخاب مردم نبود، انتخاب تلویزیون برای مردم بود. اما اینکه مردم خودشان فرصت انتخاب برای موسیقی داشته باشند، به مغازه بروند، از فروشنده بخواهند، ‌نمونه‌های مختلف را بشنوند، انتخاب کنند و قیمتش را بپردازند، فرصتی بود که ارشاد برای جامعه به وجود آورد. برای همین بود که جریان موسیقی پاپ از زمانی که فرصت انتشار یافت، انفجار ایجاد کرد.»(27)

شهبازیان از جریان مجوزهای متعدد ارشاد به موسیقی‌های پاپ سخت شاکی بود. هنوز هم شاکی است. او معتقد است که وضیعت موسیقی پاپ از همان سال‌ها به سراشیبی افتاد. «من می‌گفتم اگر بتوانیم با این صداها موسیقی خوبی تولید کنیم شاید از اقبالی که مردم به موسیقی لس‌آنجلسی دارند کم شود و در دو سال اول هم موفق شدیم. بعد از آن ارشاد با تولیدانبوهی که در دستور کار قرار داد، بلایی بر سر موسیقی پاپ آورد که الان نتیجه‌‌اش را می‌بینیم. من بارها با آقای مرادخانی بحث کردم که آقایان این کار را نکنید. شما با این تولیدانبوه راهی را که ما با زحمت باز کردیم، کار کارشناسی کردیم و بچه‌ها را هدایت کردیم، به بن‌بست می‌رسانید. این‌طور که شما به هرکسی که می‌آید مجوز می‌دهید، دیگر سنگ روی سنگ بند نمی‌شود.»(28)

مرادخانی اما معتقد است بدون سیاست‌گذاری‌های ارشاد موسیقی پاپ ‌هیچ‌ گاه به جریانی فراگیر تبدیل نمی‌شد. او معتقد است که ارشاد امکان فعالیت برای تهیه‌کنندگان را ایجاد کرد و آنان بودند که تیراژ‌های چندصدهزارتایی را به نوارفروشی‌ها سرازیر کردند. «آقای شهبازیان هم تهیه‌کننده بودند و سلیقه‌ی خاصی از موسیقی را تولید می‌کردند. ولی جریان موسیقی پاپ فقط به سلیقه‌ی خاصی محدود نمی‌شد. تهیه‌کنندگان بسیاری بودند که از خواست جامعه برآوردهای مختلفی داشتند و آنها با شرایطی که ارشاد ایجاد کرد فرصت تولید پیدا کردند.»(29)

اختلاف‌نظر شهبازیان فقط با ارشاد و مرادخانی نبود. شهبازیان در تلویزیون‌ هم دچار بحران شده بود. موج عظیمی از درخواست‌های پخش موسیقی به دفترش سرازیر می‌شد؛ هرکسی که مدیر یا معاونی را در سازمان می‌شناخت، از طریق او، کاستی را به دفتر شهبازیان می‌فرستاد اما شهبازیان از مواضع کارشناسی‌اش درباره‌ی موسیقی کوتاه نمی‌آمد. اثر باید با استانداردهای ذهنی و هنری او مطابقت می‌کرد تا فرصت پخش از رادیو و تلویزیون پیدا کند. همین پافشاری شهبازیان بود که دست‌آخر برایش دردسر درست کرد. «با ورود علی کردان به صداوسیما و در اختیار گرفتن سازمان، مشکلات من هم شروع شد. هر ماه یک کاست از طرف دفتر ایشان برای من فرستاده می‌شد. رئیس دفترش زنگ می‌زد و می‌گفت آقای کردان گفته‌اند که این را پخش کنید. وقتی کار را گوش می‌کردیم می‌دیدم که به‌هیچ‌وجه کیفیت و قابلیت پخش ندارد. کاست هم که اصلاً به درد پخش نمی‌خورد. زنگ می‌زدم به دفترشان و می‌گفتم به آقای کردان بفرمایید این کار نه شعرش خوب است، نه خواننده‌ی خوبی دارد، نه موسیقی درستی دارد و روی کاست هم هست که کیفیت استاندارد پخش را ندارد. انتقاد من از این آثار در ظاهر با این واکنش روبه‌رو می‌شد که «آقای کردان گفته‌اند هرچه شما صلاح بدانید» غافل از اینکه با هر مخالفت من با آثار ارسالیِ ایشان یک امتیاز منفی در پرونده‌‌ی من ثبت می‌شد. رفته‌رفته برخوردهای ایشان با من شکل عینی پیدا کرد. مدتی بعد وقتی برای کارشناسی موسیقی‌های تیزرهای تبلیغاتی به مؤسسه‌ی سروش ‌رفتم، به دستور آقای کردان از ورود من به جلسه‌ی کارشناسی جلوگیری شد و آقای آرزم به جای من مسؤولیت این امر را بر عهده گرفت. به‌این‌ترتیب ارتباط مرا با بخش‌های مختلف سازمان قطع شد. البته چون نمی‌توانست واحد موسیقی سازمان را به‌هم بریزد مستقیم به موقعیت من در مرکز کاری نداشت تا اینکه در 1380 معلم را زیرفشار گذاشت که مرا از مرکز هم کنار بگذارد. یادم می‌آید جمعه‌ای بود که از دفتر آقای معلم به من زنگ زدند و گفتند که آقای معلم گفته‌اند که شنبه درخواست بازنشستگی‌ات را بنویس. شنبه که رفتم معلم خیلی بی‌رودربایستی به من گفت که یا درخواست بازنشستگی کن یا با آبروریزی از سازمان بیرونت می‌کنند. یک هفته نشد که تمام کارهای اداری مربوط به بازنشستگی انجام شد و اداره‌ی بازنشستگی سازمان به دستور آقای کردان با پایین‌ترین نرخ حقوق و بدون هیچ مزایایی مرا از سازمان بازنشسته کرد، درحالی‌که من، به حکم رئیس سازمان، قائم‌مقام مرکز موسیقی بودم. به سیمافیلم هم دستور داده بود که با من کار نکنند،‌ آن زمان قرار بود که سریال‌های امام‌ رضا (ع) و امام حسن(ع) را من کار کنم که آن هم منتفی شد. تا سال 83 رسماً هیچ کاری با سازمان انجام ندادم.»(30)

***

علی مرادخانی، که شانزدهم تیر 1369 رئیس مرکز سرودها و آهنگ‌های انقلابی شده بود، در شانزدهم مرداد 1383 از سمت خود استعفا داد. او تا شهریور 1392 صرفاً در موزه‌ی موسیقی فعالیت کرد تا اینکه در مقام معاون هنری وزارت ارشاد باز به تالار وحدت بازگشت.

علی معلم در 1388 جایگزین میرحسین موسوی در فرهنگستان هنر شد.

فرید سلمانیان در کمال ناباوری در 1386 چشم از جهان فروبست.

علی لاریجانی در 1384 کاندیدای ریاست‌جمهوری شد و در دولت اول احمد‌ی‌نژاد رئیس شورای عالی امنیت ملی بود، سال 86 به نمایندگی از مردم قم وارد مجلس شورای اسلامی شد و از همان زمان ریاست مجلس را بر عهده دارد.

مهدی کلهر در مناظرات انتخاباتی 1384 به‌نمایندگی از محمود احمدی‌نژاد شرکت کرد و پس از پیروزی احمدی‌نژاد مشاور فرهنگی او شد و در دی‌ماه 1389 در پی انتقاداتش به عملکرد احمدی‌نژاد به همراه سیزده نفر از مشاوران دیگر برکنار شد.

ساعد باقری و احمدعلی راغب هنوز هرازچندی در مقام شاعر و آهنگساز با مراکز دولتی و صداوسیما همکاری می‌کنند.

علی کردان در 1386 به وزارت کشور منصوب شد اما بلافاصله به دلیل جعل مدرک تحصیلی از سوی مجلس شورای اسلامی استیضاح و برکنار شد و یک سال بعد براثر ابتلا به نوعی بیماری بدخیم خونی درگذشت. فریدون شهبازیان اما همچنان آهنگسازی می‌کند.

 

 

 

پی‌نوشت:

 

1. بیژن خاوری در گفت‌وگویی به تاریخ پانزدهم بهمن 91 با برنامه‌ی «راه شب» رادیو فرهنگ از جلسه‌ای با ساعد باقری و احمدعلی راغب این‌گونه یاد می‌کند: حدود سال 70 یا 71 آقای ساعد باقری، مدیر واحد موسیقی سازمان صداوسیما، از من دعوت به عمل آوردند که با آنها همکاری کنم؛ یادم می‌آید در آن جلسه آقای راغب هم حضور داشتند. در آن زمان تهاجم فرهنگی به کشور بسیار زیاد بود و هدف این واحد تولید نوعی موسیقی بود که با این تهاجم فرهنگی مبارزه کند و همچنین از نظر شعر و آهنگ فاخر باشد که جوانان را نیز جذب کند.»
2. در دوره‌ی ریاست محمد هاشمی در سازمان صداوسیما، مهدی کلهر مدیریت مرکز موسیقی سازمان صداوسیما را برعهده داشت. اما در اوایل دهه‌ی هفتاد ساعد باقری به مدت کوتاهی به سرپرستی این واحد منصوب شد.
3، 4، 5، 6 و 7. از گفت‌وگوی نگارنده با علی مرادخانی (بهمن 92)
8. یکی از تماشاگران با دوربین فیلمبرداری خانگی تصاویری از این کنسرت را ضبط کرده که در مستند «جمعه‌های فرهاد» استفاده شده است.
9. از گفت‌وگوی نگارنده با علی مرادخانی (بهمن 92)
10 و 11. از گفت‌وگوی نگارنده با فریدون شهبازیان (بهمن 92)
12 و 13. از گفت‌وگوی نگارنده با علی مرادخانی (بهمن 92)
14، 15، 16، 17، 18، و 19. از گفت‌وگوی نگارنده با فریدون شهبازیان (بهمن 92)
20. از گفت‌وگوی نگارنده با علی مرادخانی (بهمن 92)
21. از گفت‌وگوی نگارنده با فریدون شهبازیان (بهمن 92)
22. از گفت‌وگوی نگارنده با علی مرادخانی (بهمن 92)
23. از گفت‌وگوی نگارنده با فریدون شهبازیان (بهمن 92)
24، 25 ، 26 و 27. از گفت‌وگوی نگارنده با علی مرادخانی (بهمن 92)
28. از گفت‌وگوی نگارنده با فریدون شهبازیان (بهمن 92)
29. از گفت‌وگوی نگارنده با علی مرادخانی (بهمن 92)
30. از گفت‌وگوی نگارنده با فریدون شهبازیان (بهمن 92)
* سپاس از بابک چمن‌آرا بابتِ همکاری در جمع‌آوری اطلاعات این گزارش.

 

 

توضیح هایی از موسیقی 2002 :

 

1. روایت فوق به تنها بخشی از سیر موسیقی پاپ در دهه 70 اشاره کرده است و همه آن را در بر نمی گیرد.

2. این روایت درباره قطعات موسیقی پاپ  صدا و سیما در اوایل دهه 70 کاملا دقیق و مستند نیست.

3. قطعه آفتاب نوبهار (دوستان) نوروز 72 اجرا نشد بلکه چند سال بعد از این تاریخ تولید و منتشر شد.

4. این گزارش بیشتر با تکیه بر سخنان شهبازیان و مرادخانی روایت شده است. قطعا اگر حرف های استاد معلم ، ساعد باقری و برخی خوانندگان مانند خشایار اعتمادی را مورد توجه قرار دهیم به زوایای دیگری هم خواهیم رسید.

5. تمام خوانندگان و آلبوم هایی که در آن مقطع مجوز دریافت کرده اند در این گزارش درج نشده اند.

6. داستان موسیقی پاپ ایران از زمان پیروزی انقلاب اسلامی تا اواخر دهه 70 مفصل تر ، جذاب تر ، جزئی تر و شنیدنی تر  از این گزارشی است که آن را خواندید.

7. این گزارش با ویرایشی محدود که توسط موسیقی 2002 بر روی آن صورت گرفت بازنشر شده است.

8. برنامه پرواز 57 از طریق شبکه یک سیما پخش شد ، نه شبکه سه سیما.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱/۱٤
comment نظرات () لینک

+ گاهی با احترام و تامل به پشت سر نگاه کن ...

گاهی با احترام و تامل به پشت سر نگاه کن (1) ؛

به یاد برخی خواننده های باسابقه پاپ که این روزها اکثرا کمتر مورد توجه هستند

 

 


 

 

«موسیقی 2002» - علیرضا بهمیاری : اگر چه موسیقی پاپ در ایران به صورت گسترده از سال 1377 مجددا وارد فضای هنری کشور شد ولی این بدان معنا نیست که پس از پیروی انقلاب اسلامی در بهمن ماه 1357 به صورت رسمی و یا حتی غیررسمی در داخل کشور این موسیقی وجود نداشته است ؛ گو اینکه در این بازه زمانی هم آلبوم ها و قطعاتی پاپ به انحای مختلف منتشر شده بودند.

این روزها و طی چند سال اخیر تعداد خواننده های پاپ به شکل مضحکی رو به تزاید وحشتناکی گذاشته است و اکثر کسانی هم که وارد این عرصه می شوند اصولا اشتباهی گمان کرده اند که خواننده اند و هیچ گونه استعداد و توانایی در این زمینه ندارند و گویا خوانندگی هم به نوعی تبدیل به مد و ابزاری برای ابراز وجود شده است.

حال قصد داریم در آغاز سال 1393 خورشیدی یادی از خواننده های پاپی بکنیم که این روزها به هر دلیل کمتر مورد توجه رسانه ها و مخاطبان موسیقی هستند و متاسفانه جایی در رسانه ها ندارند.

به گزارش موسیقی 2002 ، در ادامه به اسامی خواننده های پاپی اشاره می کنیم که دارای چند ویژگی مشترک باشند: در قید حیات باشند ؛ پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و  در عرصه موسیقی پاپ حداقل یک قطعه قانونی و رسمی را اجرا کرده باشند ؛ بیش از دو دهه سابقه حرفه ای در عرصه خوانندگی پاپ داشته باشند و در حال حاضر در ایران سکونت داشته باشند.

در واقع این ویژگی های مشترک در نزد این خوانندگان پاپ یک مورد را آشکار می سازد که این خوانندگانی که در ادامه اسامی آنها منتشر می شود در حال حاضر باسابقه ترین خواننده های پاپ ایران هستند. با توجه به اطلاعات و آگاهی اندک مخاطبان ، رسانه ها و خود اهالی موسیقی پاپ شایسته است همگان به خصوص پاپ خوان هایی که اکنون در حال فعالیت هستند و اکثرا هم از قشر جوان و البته کم اطلاع از تاریخ موسیقی پاپ هستند با اسامی این خواننده ها آشنا شوند و خواننده های کم تجربه تر دچار این توهم نشوند که گمان کنند آنها پرسابقه ترین خواننده های پاپ ایران هستند و انتظار داشته باشند جوان تر ها با خود شیرینی استاد استاد(!!) خطاب به آنها سر بدهند.

پس در ادامه ضمن اشاره به نام پاپ خوان ها با تجربه و پیشکسوت به آغاز فعالیت حرفه ای آنها نیز اشاره می کنیم تا قدمت فعالیت رسمی شان نیز مشخص گردد.

تمام سعی مان بر این بوده است که به همه اسامی پاپ خوان هایی که با شرایط  مورد نظرما سنخیت دارند اشاره نماییم. اگر نام خواننده ای به هر دلیل از این سیاهه جا افتاده باشد قطعا نام وی به آن افزوده خواهد شد.

البته ممکن است در بین این خواننده ها برخی ها در فضای موسیقی مجاز پاپ پس از انقلاب دارای سابقه فعالیت کمتری باشند ولی چون آغاز دوران فعالیت حرفه ای آنها بسیار بیشتر بوده به اسامی آنها اشاره کرده ایم.

قطعا درج اسامی این افراد حتما دلیلی بر تاثیرگذاری و مهم بودن آنان در عرصه پاپ ایران نبوده و نیست و صرفا دلیلی بر تجربه بیشتر آنان بوده است.

البته یک نکته مهم درباره چند تن از این خواننده ها محرز است که آنان نخستین کسانی بوده اند که با تمامی محدودیت ها و مشکلات نخستین آثار موسیقی پاپ پس از انقلاب را اجرا کرده اند که همین امر باعث شده نام آنان در تاریخ موسیقی پاپ ایران به عنوان خواننده های پیشرو در یک دوره خاص زمانی ثبت گردد.

 

 

 

گروه اول : آغاز فعالیت از دهه 1340 خورشیدی:

 

رحمت الله تاتار ، مهدی سپهر و کوروش یغمایی

 

***

 

گروه دوم : آغاز فعالیت از دهه 1350 خورشیدی

 

جمشید جم ، مهرداد کاظمی ، رضا رویگری ، پرویز طاهری ، محسن قمی ، علی برجسته ، علی سهراب ، شهرام غواص ، بهروز مقدم ، حسین قدسی نژاد ، بهرام سعیدی ، جمشید نجفی ، بهرام پاییز ، داوود حیدری ، هادی سرکمری ، افشین مقراضی ، پدرام و تورج شعبان خانی

 

***

 

گروه سوم : آغاز فعالیت از دهه 1360 خورشیدی

 

بیژن خاوری ، حسن همایون فال ، عباس بهادری و سعید پورسعید

 

***

 

گروه چهارم : آغاز فعالیت از 1372 خورشیدی

 

حمید غلامعلی  و تورج زاهدی

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

گاهی با احترام و تامل به پشت سر نگاه کن (2) ؛

یادی از برخی آهنگسازان و ترانه سرایان پیشکسوت موسیقی پاپ کشور

 

 


 

 

«موسیقی 2002» - علیرضا بهمیاری : در فضای موسیقی و در اکثر موارد همیشه توجه بیشتری به خوانندگان صورت می گیرد و آن چنان به سایر عوامل ساخت یک قطعه موسیقایی شامل شاعر یا ترانه سرا ، ملودی ساز ، تنظیم کننده ، نوازنده ، ضبط کننده ، میکس و مستر کننده و حتی تهیه کننده ، توجه کافی نمی شود.

با توجه به اینکه در بخش نخست این گزارش به خوانندگان پرداختیم قصد داریم در این بخش نیز به ترانه سرایان ، ملودی سازها و تنظیم کننده های باسابقه در عرصه موسیقی پاپ کشور اشاره می کینم.

در اینجا هم ملاکمان مانند بخش خوانندگان است؛ این فراد در قید حیات باشند ؛ پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و  در عرصه موسیقی پاپ حداقل در ساخت یک قطعه قانونی و رسمی مشارکت کرده باشند ؛ حدود سه دهه سابقه حرفه ای در عرصه موسیقی پاپ داشته باشند و در حال حاضر در ایران سکونت داشته باشند.

پس با این شرایط به اسامی ملودی سازها ، تنظیم کننده ها و ترانه سرایان باسابقه موسیقی پاپ کشور اشاره می کنیم:


 

آهنگسازان :

 

فریدون شهبازیان ، محمد سریر ، ناصر چشم آذر، فریدون خوشنود ، فریبرز لاچینی ، سعید محمدی مطلق ، محمود منتظم صدیقی ، شهرام گل پریان ، فرید شب خیز ، ساسان جمالیان ، امیر جاویدان و ...

 

***

 

ترانه سرایان :

 

محمد علی شیرازی ، محمد علی بهمنی ، علیرضا طبایی ، بامداد جویباری ، اکبر آزاد ، حسین چترنور ، محمد صالح علا ، سعید دبیری ، آرش سزاوار ، رضا عبداللهی ، رضا اشعاری ، علی ناصری ، فریبا وکیلی ، پرویز صبری و ...

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱/٦
comment نظرات () لینک

+ سال نو مبارک

شادباش به مناسبت آغاز سال 1393 خورشیدی

 

سالمان خوبِ خوبِ خوب باد ...

 

 

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱/۱
تگ ها: نوروز 1393
comment نظرات () لینک

← صفحه بعد