رویدادهای موسیقی پاپ ایرانی


+ از اظهار نظر قره باغی درباره جنگیدن با اسراییل تا انتشار فرخوان جشنواره ققنوس

در همایش شعر فلسطین ، کربلای امروز مطرح شد ؛

«اسفندیار قره باغی» : اگر ضرورت ایجاد کند مسلسل در دست گرفته و با اسرائیل می‌جنگم

 

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002»: خبرگزاری فارس نوشت: دومین همایش شعر فلسطین کربلای امروز با عنوان «عصر شعر غزه در خون» شب گذشته (بیست و هشتم مردادماه) با حضور جمعی از اهالی فرهنگ و ادب در سالن همایش‌های ایوان شمس برگزار شد.

بر اساس این گزارش ، در بخشی از این مراسم اسفندیارقره باغی ، خواننده شاخص و پیشکسوت موسیقی انقلابی گفت: سال گذشته با حدود 105 نفر از دوستان عازم لبنان و میهمان سیدحسن نصرالله بودیم. در همان جا سرودی که با عنوان «مرگ بر اسرائیل» ساخته بودم را با دوستان همخوانی کردیم.

وی ادامه داد: در آن زمان رژیم صهیونیسم اعلام کرد که 105 نیرو وارد لبنان شده است و وقتی به بیروت برگشتیم آنها با دو بمب هتل ما را مورد هدف موشک قرار دادند. قره باغی با بیان اینکه بنده این سرود را قبل از حمله رژیم صهیونیسم به غزه سروده بودم، عنوان کرد: بنده در سن 72 سالگی این آمادگی را دارم که اگر ضرورت ایجاد کند، مسلسل در دست گرفته و در مقابل اسرائیل بایستم. 

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 سرانجام پس از سال ها / دفتر موسیقی وزارت ارشاد برگزار می کند ؛

«ققنوس» ؛ جشنواره ای برای انتخاب برترین موزیک ویدیوهای مجاز

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002»: دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با هدف تقدیر از شاخص ترین موزیک ویدیوهای رسمی و مجاز ، فراخوان نخستین جایزه «ققنوس» را منتشر کرد.

به گزارش موسیقی 2002 ، متن این فراخوان به این شرح است: از آنجا که نماهنگ در عصر امروز بخش جدایی ناپذیر موسیقی به حساب می آید و در ارتقای کیفی محتوای آثار موسیقایی مؤثر است، دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در نظر دارد، طی مراسمی به نماهنگ های برگزیده که با هدف ارائه ی محتوا در موضوع ارزش های انسانی ساخته شده باشند، "جایزه ی ققنوس" را اهداء کند.

هنرمندان عرصه ی موسیقی و نماهنگ می توانند با موضوع دفاع مقدس و مقاومت ملی، صلح جهانی، عرفان و معنویت، مسائل اجتماعی، عاشقانه های اصیل و هر نوع روایت از سایر موضوعات که در جهت ارزش های متعالی بشر قرار داشته باشد، آفریده های هنری خویش را به دبیرخانه ی جایزه ققنوس ارسال کنند.

 

نکات و شرایط:

1. متقاضی باید تهیه کننده اثر باشد و یا از سوی صاحب اثر، اجازه نامه ی کتبی برای شرکت در جایزه ی ققنوس را داشته باشد.

2. تصاویر باید بر روی یک قطعه ی مستقل موسیقایی دارای شناسنامه و اجازه نامه ی صاحب اثر تهیه شده باشد.

3. با توجه به اینکه این جایزه ، نخستین دوره خود را برگزار می کند ارسال نماهنگ هایی که در سال های گذشته نیز تولید و منتشر شده اند بلامانع است.

4. هیئت انتخاب و هیئت داوران در انتخاب و یا ردّ آثار مخیر می باشند.

5. هیئت داوران در صورت صلاحدید می توانند یک جایزه را بین دو اثر تقسیم نمایند.

6. بر اساس نظر هیئت داوران، جوایز به بهترین شاعر، آهنگساز، تنظیم کننده، خواننده، کارگردان، تدوینگر، جلوه های ویژه، فیلم بردار و تهیه کننده تعلّق می گیرد.

7. جایزه ی ققنوس به نماهنگی اهداء خواهد شد که از بالاترین ظرفیت های موجود در عرصه ی موسیقی، ادبیات و تصویر استفاده کرده و در انتقال بهترین مفهوم به وحدت هنرمندانه ای رسیده باشد.

8. بنا به تشخیص جایزه ویژه ی هیئت داوران، به نماهنگی که از خلاقیت و ابتکار ویژه بهره مند باشد تعلق خواهد گرفت.

9. اثر ارائه شده باید حداقل دو و حداکثر هشت دقیقه باشد.

10. محدودیتی در ارسال تعداد آثار توسط متقاضی وجود ندارد.

11. مهلت ارسال آثار  تا 15 مهر ماه 1393 است.

12.آئین پایانی جایزه ققنوس، 29 مهر 1393 در تالار وحدت برگزار خواهد شد.



مدارک مورد نیاز:

 

- نمونه ی اجرای تصویری اثر بر روی 2 حلقه لوح فشرده (DVD)  یا فلش کارت ترجیحا" با فرمت:

- (Full HD stereo, format .mov. .avi. , 10 second color bar)

- تکمیل فرم درخواست شرکت در جایزه ققنوس

- کپی کارت ملی

- یک نسخه از شعر به صورت تایپ شده (در صورت با کلام بودن اثر)

- اجازه نامه کتبی از سوی صاحب اثر در صورتی که متقاضی، تهیه کننده ی اثر نیست.

 

آدرس دبیرخانه:

 

تهران، خیابان حافظ، خیابان استاد شهریار، معاونت امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، طبقه ی پنجم، دبیرخانه ی جایزه ی ققنوس ، شماره تلفن: 66721170

هرگونه اطلاع رسانی تکمیلی در خصوص جایزه ی ققنوس، تنها از طریق پایگاه اطلاع رسانی به نشانی www.quqnousfestival.ir  اعلام خواهد شد و مسئولیت پیگیری اخبار و اطلاعات این پایگاه بر عهده متقاضی است.            

 

فرم درخواست شرکت در نخستین جایزه ی ققنوس -1393

 

نام کلیپ: .....................  آهنگساز: ............................. تنظیم کننده: ............................... شاعر:  ......................... خواننده: ..........................   کارگردان: ....................... تدوینگر: .................... جلوه های ویژه: .......................... فیلم بردار: ............................ تهیه کننده موسیقی: .......................... تهیه کننده ی نماهنگ: ............................... تاریخ تولید: ........................ عنوان فرستنده: .............................

 

نوع موسیقی اثر ارائه شده: ....................................................

 

چنانچه  اثر دارای مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دارد ذکر شماره ی مجوز: ...................................

 

آیا نماهنگ در جشنواره های دیگری شرکت داشته یا خیر؟ در صورتیکه این نماهنگ به طریقی منتشر شده است ­شرح­داده­ شود: ........................................................................................................................................

 

نام و نام خانوادگی­ متقاضی: .............................. نشانی:  .....................................................................................

 

تلفن ثابت: .................................. همراه: ...................................... نشانی الکترونیکی: ...........................................

 

تعهد متقاضی:

 

اینجانب ........................................ نام پدر: ............................. دارای کد ملی ...................................... ضمن ارسال دو عدد لوح فشرده تصویری / فلش کارت اثر و متن کلام (برای آثار با کلام) با مشخصات فوق الذکر، با توجه به مفاد فراخوان متعهد می شوم ضمن رعایت قانون حمایت از مولفین و مصنفین، آثار ارائه شده مطابق با شرایط مندرج در فراخوان جایزه ی ققنوس است و در صورت هرگونه ادعا پاسخگو خواهم بود.

 

                                                                                                                                                  نام و نام خانوادگی متقاضی:

 

                                                                                                                                                                      امضاء:

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

در وبلاگ قزوه منتشر شد؛

فاتحه‌ای که علیرضا قزوه برای سیمین بهبهانی خواند

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002»: علیرضا قزوه شاعر و مدیر مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی به مناسبت درگذشت سیمین بهبهانی، شاعر، متنی را به این شرح در وبلاگ خود منتشر کرد:

«سیمین برای ما تنها همان سیمین بود. اگرچه بعضی از سامریان دوست دارند از او گوساله زرین دیگری بسازند. دوستی برایم نوشته بود که کاش سیمین همان سیمین سال‌های شصت بود. دوست دیگری از قول یک ناشر معروفی که حالا سالهاست درگذشته، می‌گفت ای کاش این خانم در پیری به جای آنکه پوست خود را بکشد و جوان کند، کمی هم فکر خود را می‌کشید و جوان می‌کرد. دیگری برایم نوشته بود آنچه او درباره حضرت آقا سروده بود، حتی هجو هم نبود، چیزی بود در مایه‌های لوندی و دریدگی و کمی پائین‌تر از هزل. می‌گفت سیمین اگر در هر کشوری جز ایران بود، از رهبرانش سیلی دریافت می‌کرد اما او در پیری گلوله زد و گل گرفت از جوانان این مرز و بوم.

می‌گفت حسین منزوی با مرگش و با فقرش ثابت کرد که یک ایرانی آزاده و دیندار است که تا سرودن اشعاری برای کربلا و امام جواد (ع) هم جلو آمده است اما سیمین تمام عشقش آن بود که آبی به آسیاب آن طرف آبی‌ها بریزد و ریخت. می‌گفت تمام دیوان سیمین از نظر من با چهار غزل حسین منزوی قابل قیاس نیست. گفت نظر تو چیست؟ گفتم که البته از نظر من هم منزوی بسیار تا بسیار شاعرتر بود و پیشتر از سیمین حرکتی را در نوگرایی غزل سامان داد که سیمین از بی‌سروسامانی این شاعر بهره برد و آن را به نام خود ثبت کرد.

اما با این همه سیمین هم زنی است که ایران را دوست داشت و از خاندانی نژاده و بزرگ بود و روزگاری در دوران میانسالی اندیشه و فکرش بسیار تا بسیار بهتر از امروز کار می‌کرد. همان روزهایی که آزادشدن پادگان حمید و حماسه هفده شهریور در شعر او انعکاس داشت را می‌گویم. دوستم دوباره می‌گفت او تشخیص‌های سیاسی‌اش اصلاً درست نبود. و بعد برایم این مصرع را خواند که آدمی پیر چو شد حرص جوان می‌گردد.

گفت زبانم به فاتحه نمی‌چرخد. دست خودم نیست. گفت کسی که با شاعران بزرگی چون حافظ و مولانا و بیدل هر شب شب نشینی دارد و دمخور روح و زبان و فکر آن بزرگان است، مقهور شاعرانی چون سیمین نمی‌شود. گفت من از سیمین مکدرم. این همه جوانان خوب و مستعد ایرانی ... تو باید بروی شعرت را بدهی داریوش بخواند؟ دوباره گفت نظرت چیست؟ چه می‌کنی؟ گفتم من فعلاً دارم فاتحه می‌خوانم. تو هم که با این حرف‌هایت فاتحه سیمین را خواندی. حالا اگر دلت خواست و لبت چرخید یک فاتحه‌ای هم بخوان برای آمرزش روحش.»

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٥/۳٠
comment نظرات () لینک

+ سیمین بهبهانی درگذشت

درباره شاعری که در 28 مرداد ماه در سن 87 سالگی درگذشت؛

«سیمین بهبهانی» ؛ از سرودن ترانه های عاشقانه تا فعالیت های جهت دار سیاسی

 

 

 

 

«موسیقی 2002»: روز گذشته بیست و هشتم مردادماه ، "سیمین بهبهانی" شاعر قدیمی در سن 87 سالگی به علت بیماری در بیمارستانی در تهران درگذشت.

خبرگزاری ایرنا درباره پیشینه بهبهانی نوشت:«نام خانوادگی خود او خلیلی و فرزند عباس خلیلی (شاعر و نویسنده و مدیر روزنامه اقدام) و نبیره حاج ملاعلی خلیلی تهرانی بود و پدرش به دو زبان فارسی و عربی شعر می گفت و ۱۱۰۰ بیت از ابیات شاهنامه فردوسی را به عربی ترجمه کرده و رمان نویس هم بود.

بهبهانی در ۱۳۴۸ به عضویت شورای شعر و موسیقی در آمد. سیمین بهبهانی به بانوی غزل شهرت داشت و به خاطر تسلطی که بر اوزان شعر فارسی داشت و وزن های جدیدی که خود ایجاد کرده بود، مورد استقبال سازندگان آثار موسیقایی قرار گرفت. وی قالب های کهن را در شکل تازه و با مضامین مدرن عرضه می کرد و به دلیل خلاقیت در این امر٬ «نیمای غزل» لقب گرفت.

سه تار شکسته٬ جای پا٬ چلچراغ٬ مرمر٬ رستاخیز٬ خطی ز سرعت و از آتش٬ دشت ارژن٬ آن مرد، مرد همراهم٬ کاغذین جامهٔ٬ کولی و نامه و عشق٬ عاشق تر از همیشه بخوان٬ شاعران امروز فرانسه و با قلب خود چه خریدم از جمله آثار این نویسنده و شاعر است.»

 

به گزارش موسیقی 2002 ، این شاعر بعلت ازدواج با حسن بهبهانی به نام خانوادگی همسر خود شناخته شد ولی پس از وی با منوچهر کوشیار ازدواج کرد و سال‌ها در آموزش و پرورش با سمت دبیری کار کرد.

 سیمین بهبهانی در سال های قبل از انقلاب همکاری پررنگی با خواننده های فعال آن سال ها داشت و بیش از 300 قطعه از اشعار وی با صدای برخی خوانندگان اجرا گردید. از جمله خواننده هایی که در دهه های 40 و 50 اشعار عاشقانه بهبهانی را اجرا کردند می توان به : علی اکبر گلپایگانی ، محمدرضا شجریان ، الهه ، داریوش اقبالی ، ایرج ، عارف ، سپیده ، کورس سرهنگ زاده ، رامش ، عهدیه ، سیما بینا و ... اشاره کرد.

گقتنی است ، این شاعر در سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز با برخی خواننده های اپوزیسیون خارج نشین مانند داریوش اقبالی همکاری کرد. همچنین در داخل کشور برخی خوانندگان مانند بیژن بیژنی ، همایون شجریان ، مهران موثقی و وحید تاج به اجرای اشعار وی پرداختند.

هوای گریه و چرا رفتی از جمله مشهورترین سروده های این شاعردر فضای موسیقایی است که توسط همایون شجریان طی این سال ها اجرا شد.

روزنامه کیهان درباره درگذشت این شاعر در شماره امروز خود این چنین نوشت:« بهبهانی از جمله شاعران مورد حمایت دربار و از عوامل جریان‌های ضد دینی و حامی فتنه سال 88 به شمار می‌آمد. وی به خاطر سروده‌های موردپسند محافل غربی مورد توجه دولت‌های غربی قرار گرفته بود. سخنگوی فارسی‌زبان کاخ سفید، چندی پیش و در شرایطی که بهبهانی همچنان در قید حیات بود، برای وی پیام تسلیت فوت صادر کرده بود!
در یکی از مبتذل‌ترین اشعار بهبهانی به شنیع‌ترین شکل ممکن روابط جنسی شرح داده شده است.
وی در سال 76، به بهانه روز زن، بیانیه‌ای را علیه جمهوری اسلامی خواند که تمام رادیوهای بیگانه و از جمله صدای اسرائیل (به مدت چهار شب) به استقبال و بررسی آن شتافتند.
بهبهانی با عضویت در کمیسیون شعر و ترانه، در جهت سیاستهای فرهنگی رژیم طاغوت قدم برمی‌داشت.
گفتنی است این شاعر که پیش از انقلاب مجیزگوی دربار و «انجمن قلم» مورد حمایت فرح بود به واسطه مواضعی که رودرروی «کانون نویسندگان» و شاعران مطرح نظیر فروغ فرخزاد داشت، طی سالهای اخیرا از گردانندگان اصلی و مروج «کانون نویسندگان ایران» شده بود.»

همچنین روز گذشته خبرگزاری فارس در اعلام خبر درگذشت این شاعر در بخشی نوشت:«این شاعر ایرانی در سال های اخیر مشکلات بینایی پیدا کرده بود ولی با این حال در برخی فعالیت‌های سیاسی از جمله کمپین‌های موسوم به یک میلیون امضا و برنامه‌هایی در فتنه 88 حضور پیدا و اشعار خود را به آنها تقدیم می‌کرد.»

به گزارش موسیقی 2002 ، برنامه تلویزیونی رادیو هفت شبکه آموزش در برنامه سه شنبه شب خود بدون نام بردن از درگذشت این شاعر ، قطعات هوای گریه و چرا رفتی را در ابتدا و انتهای برنامه خود پخش کرد تا این چنین به درگذشت این شاعر واکنش نشان بدهد.

لازم به ذکر است ، درگذشت بهبهانی در رسانه های اپوزیسیون خارج نشین مانند تلویزیون های صدای آمریکا و بی بی سی فارسی و رادیو فردا بازتاب ویژه ای داشته است.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

روایت تهران پرس از فعالیت های سیاسی سیمین بهبهانی ؛

از فعالیت در کانون نویسندگان تا سرودن شعر برای فتنه / شاعری که اوباما شعرش را به فارسی خواند

 

 

 

 

«موسیقی 2002»: وب سایت تهران پرس نوشت: سیمین خلیلی معروف به سیمین بهبهانی از جمله اعضای کانون منحله نویسندگان ایران است که خبر فوت او بیش از همه برای وزارت خارجه آمریکا ناراحت کنند بوده و پیامی را در بزرگداشت و اعلام همدردی با فرزندانش صادر کرده است. هر چند این پیام زودهنگام بود و بنابر انتشار خبر کذب مرگ وی (چندی پیش) مخابره شده بود، اما همین پیام تسلیت نشان از اهمیت جایگاه این شاعره ضدانقلاب نزد سران دولت آمریکا دارد. این وزارتخانه در صفحه فیس بوک خود با انتشار تصویر و شعری از سیمین بهبهانی، درگذشت او را به «ملت ایران» تسلیت گفت.

اما استقبال وزرات امور خارجه ایالات متحده از بهبهانی برای نخستین بار صورت نگرفته است و سوابق این شاعره نشان می دهد که پیش از این نیز اشعار و زمینه های شعری او با استقبال قابل توجه ضدانقلاب روبرو بوده است.

 

 

فمنیست؛ پای ثابت اشعار بهبهانی

 

سیمین بهبهانی از جمله شاعران روشنفکری به حساب می آید که فمنیسم از جمله پس زمینه های مهم شعری وی بوده است و همین موضوع نیز باعث شده بود که از سوی مجامع حقوق بشری جهانی مورد حمایت قرار گیرد.

از جمله فعالیت های بارز بهبهانی در همین راستا مشارکت و تلاش فراوان وی در کمپین جمع آوری یک ملیون امضا برای احقاق حقوق زنان در ایران بوده است که در کنفرانس خبری این کمپین ضمن حضور در کنار شیرین عبادی اعلام کرد:

«ما می توانیم نظر مردم را تغییر دهیم، ما برای این کار باید اجازه داشته باشیم تا به آنها دسترسی داشته باشیم.»

فمنیسم تنها تحرک اجتماعی وی را تشکیا نمی داده بلکه دغدغه دیرینه بهبهانی نیز بوده است و کامران تلطف (استاد زبان و ادبیات فارسی و فرهنگ ایران زمین در دانشگاه آریزونا) در مقاله ای تحت عنوان «سیمین؛ شاعر فمینیست»  در این رابطه می نویسد:

«در آثار دهه‌ی هزار و سیصد و شصت و هفتاد سیمین بهبهانی موضوع‌ها و ایده‌های ملهم از گفتمان فمینیستی به آسانی دیده می‌شوند. وی در این دوره زندگی زنانی را تصویر می‌کند که از آنان انتظار می‌رود تکلیف اداره‌ی امور خانواده و وظائف مادری را نیز به عهده بگیرند. به عنوان نمونه، وی درباره‌ی زنی که در صف خرید فرزندش را به دنیا آورده شعر سروده است. در این‌گونه شعر‌ها، او در عین حال با توجهش بر بر بدن زن، از این سنّت دیرینه نیز تخطّی می‌کند که بدن زنان را باید پدیده‌ای خصوصی و عیان‌نشدنی دانست و در معرض دید عام قرار نداد.»

 

 

بهبهانی: متوجه شدم که تغییرات در مسیر درست پیش نمی‌روند

 


اظهارات ضد انقلاب بهبهانی موج آن می شد که گاه و بی گاه مورد توجه رسانه های غربی قرار گیرد تا جایی که روزنامه واشنگتن پست در مقاله ای در سال ۲۰۰۳ است به بهانه هشتاد و سومین سال تولد سیمین بهبهانی، مقاله ای به قلم نورا باستانی منتشر کرد.

براساس گزارش واشنگتن پست «فرزانه میلانی» درمورد وفاداری سیمین بهبهانی به شعر گفته است: خانم بهبهانی هرگز قلم یا روح خود را به حزب یا گروه سیاسی نفروخت.

به گفته این استاد دانشگاه «سیمین بهبهانی درعین حال بسیار سیاسی است زیرا همواره حقیقت را درمورد قدرت بیان کرده است و برخی از اشعار او به کلمات قصار، گفتار و ضرب‌المثل تبدیل شده است.»

نویسنده مقاله در ادامه نوشته است: «سیمین بهبهانی برخلاف روشنفکران جوان‌تری که درجهت موافق نخستین مراحل انقلاب حرکت کردند نسبت به این موضوع تردید داشت.»

سیمین بهبهانی به نویسنده گفته بود: «متوجه شدم که تغییرات در مسیر درست پیش نمی‌روند.»

 

 

فعالیت های بهبهانی در جریان فتنه

 

وی در ابتدا با ادعای اینکه در جریان انتخابات شرکت نخواهد کرد، در پیامی تلفنی به کنفرانسی که در روزهای پنجم و ششم ژوئن ۲۰۰۹ (۱۵ خرداد ۸۸) در رابطه با انتخابات دهم ریاست جمهوری در شهر بروکسل تشکیل شده بود، ادعا کرد به دلیل اینکه هر ۴ نامزد انتخاباتی از نظر او افراد شناخته شده ای هستند که پیشینه روشنی دارند، به هیچ یک از آنها رای نخواهد داد.

بهبهانی در این پیام تلفنی تصریح کرده بود: «به رای هر فرد یا گروه احترام می‌گذارم. ضمنا یادآور می‌شوم که این بخت را نداشته‌ام که به هیچ حزب یا گروهی وابسته باشم، اما برای آنانکه به درستی در گروهی یا حزبی همکاری می‌کنند آرزوی توفیق دارم».

البته ادعای این خانم دروغی بزرگ و کاملا بی اساس است زیرا وی با وجودی که به بی طرفی خود دراین پیام تلفنی تصریح کرده بود با سرودن اشعاری هدفمند، موضع خود را نشان داده است.

یکی از شعرهای او که بعد از این پیام تلفنی روی خروجی بسیاری از سایت های فتنه قرار گرفت و موضع او را در انتخابات به خوبی روشن کرد شعری است که سبز بودن آن به خوبی معلوم است.

او در این شعر آورده بود: « شاید بهار سبز ببارند! / شاید گیاه سبز بکارند! / دلزندگان سبز که بیزار..

والی آخر شعر که سبز است و البته بی طرف!

پس از انتخابات و روی دادن حوادث و آشوبگری‌های طرفداران نامزد ناکام بیانیه ای در حمایت از آشوبگران نوشت و حمایت خود را از آنها اعلام کرد و مدعی شد که با این کار خود، در تاریخ ماندگار خواهد شد.!

برخی از صاحب نظران وی را نویسنده شعارهای فتنه سبز می دانند ، وی برای شعار الله اکبر نوری زاده انگلیسی که در زمان فتنه از سوی بسیاری از طرفداران فتنه سبز نیمه شب موجب اخلال در آرامش مردم مومن شده بود شعر جانسوزی سرود!

همچنین بعد از ادعاهای واهی یکی از نامزدها درخصوص تجاوز به زندانیان، شعر دیگری سرود و دروغ های مکرر فتنه گران را تکرار کرد.

او در این شعر خود نه تنها بحث تجاوز به زندانیان را مطرح کرده است بلکه از پروژه تبلیغی ترانه موسوی که زنده و سلامت در ینگه دنیا به سر می برد و ندا آقا سلطان هم که توسط عوامل MI۶ کشته شده است به عنوان قربانیان خشونت جمهوری اسلامی یاد می کند.

وی در این شعر خود آورده است: «سجاده فرش عنف و تجاوز، ای داعیان شرع خدا را...

رسانه ها و چهره های سیاسی غربی که با جوایز دلاری فراوان و توجه تبلیغی در مواقع زیادی سیمین بهبهانی را مورد تشویق و تمجید قرار داده اند از سرسپردگی غم انگیز این زن شاعر به غرب کمال استفاده را می برند.

 

خوانده شدن «دوباره می سازمت وطن» بهبهانی  توسط اوباما

 

همانطور که پیش از این نیز به آن اشاره رفت، فمینیزم و ترویج آن یکی از دغدغه ای مهم شعری و اجتماعی بهبهانی بوده است و همین موضوع کافی بود که خانم بهبهانی در سال ۱۳۸۸ برای سخنرانی در روز جهانی زن پیرامون فمینیسم به پاریس دعوت شود اما فعالیت های تبلیغی وی علیه نظام در سال ۸۸ موجب ممنوع الخروجی وی شده بود.

ممنوع‌الخروج شدن بهبهانی اعتراضات بین‌المللی زیادی را علیه جمهوری اسلامی برانگیخت. از جمله باراک اوباما رئیس‌جمهور آمریکا در پیامی که به‌مناسبت نوروز سال ۱۳۹۰ فرستاد، ضمن اشاره به این موضوع، بخشی از شعر "دوباره می‌سازمت وطن" بهبهانی را به فارسی خواند و پس انتشار پیام نوروزی اوباما ، سیمین خانم بهبهانی  در مصاحبه ای با تلویزیون فارسی بی بی سی از باراک اوباما  سپاسگزاری کرد.

اما در پایان این سوال ذهن را درگیر می کند که با توجه به رویکرد فرهنگی علی جنتی در عمر یک ساله اش در سمت وزیر ارشاد و حمایت هایش از محمود دولت آبادی (دیگر عضو کانون منحله نویسندگان)، آیا وی در مراسم های ختم و تشییع جنازه سیمین بهبهانی حاضر خواهد شد یا خیر؟! سوالی که برای یافتن جوابش باید منتظر گذر زمان بود.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٥/٢٩
comment نظرات () لینک

+ روایت هایی جذاب ، قابل تامل و بعضا تاسف برانگیز از حواشی دنیای شعر و ادبیات

«اسماعیل امینی» ، شاعر و ترانه سرا در گفت و گویی مطرح کرد :

- دفاع یک مدیر فرهنگی : این ترانه سرا کسی است که با داریوش هم کار می کند!

- یک دستگاه فرهنگی در حسرت این است که ما روزی به مقام متعالی داریوش و ابی برسیم !

- از شعرهای سست و غلط یک دختر بچه تا پرت و پلاهای یک شاعر به اسم شعر طنز

 

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002»: دکتر اسماعیل امینی شاعر ، ترانه سرا و مدرس دانشگاه در رشته ادبیات فارسی است. وی در حال حاضر عضو شورای شعر و موسیقی سازمان صدا و سیما است. این شاعر نام آشنا گفت و گویی با خبرگزاری فارس انجام داده است که برش هایی از این گفت و گو به انتخاب موسیقی 2002 در ادامه آمده است:

 

 

- یک ترانه سرا با یکی از دستگاه‌های فرهنگی قرار داد بسته بود. ما می‌گفتیم این ترانه خوب نیست و دفاع این مدیر فرهنگی این بود که این کسی است که برای داریوش هم کار می‌کند! یعنی واقعا از نظر دیدگاه پیاده هستند و معیارشان برای خوب و بد بودن ترانه این است که برای داریوش لس آنجلس هم کار می‌کند.

 

 

- من عضو شورای موسیقی صدا و سیما هستم. یکی از دستگاه‌های فرهنگی برای ما سی دی فرستاده بود و گفته بود این طوری ترانه تولید کنید. آن وقت همه را از روی خواننده‌های لس آنجلسی ضبط کرده است! می‌گوید الگو این است. تغذیه فکری این آدم از آن طرف است. این طرف و توانایی‌های این طرف را نمی‌بیند. در حسرت این است که ما روزی به مقام متعالی داریوش و ابی برسیم! آنها را به کمال می‌بیند. اینها مدیران فرهنگی ما هستند.

 

- ما یک چیز را باید از دشمنمان یاد بگیریم. در همان سال‌های التهاب‌های سیاسی یک دختربچه شعرهای سست و  غلطی گفته بود و یک پرچم شیر و خورشید در خانه‌شان گذاشته و شعر می خواند و فیلمش را در یوتیوب می گذاشت. از فردایش این قدر شبکه‌های خارجی و مخالف نظام برایش تبلیغ کردند که شد چهره مطرح شعر کشور! در طنز هم یک نفر پرت و پلایی ساخته و خوانده بود و فردا در بی بی سی می‌گفتند آقای دکتر فلانی، این شعر طنز را سروده در حالی که نه دکتر است و نه تحصیلات درست و حسابی دارد. همه جا اشعار او را پخش می‌کردند و در 3 روز او را کردند چهره اول شعر طنز و شعرهایش بلوتوث می‌شد. ما برای بچه‌هایی که بهترین کارها را می‌کنند، هیچ کاری نمی کنیم چون می‌ترسیم مقابل خودمان بایستند. ما باید از دشمنان این کارها را یاد بگیریم.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

چند شاعر مطرح کردند / حاشیه هایی قابل تامل و بعضا تاسف برانگیز از ناشی گری برخی مدیران و چند روایت جذاب دیگر از پشت پرده های دنیای شعر و ادبیات :

- آقاسی گفت گفت مگر من وزیرم ماشین دنبالم بفرستند؟ با موتور گازی می‌آیم

- یک مدیر گفت ‌آقای عطار نیشابوری چرا نمی‌آید قراردادش را امضا کند؟!

- دستگاه دولتی برای ملا محسن فیض کاشانی چک کشیده بود!

- مجری تلویزیون از موسوی گرمارودی پرسید: پیامبر هم روز غدیر حضور داشتند؟!

- مدیر کل به خواهر مرحوم سهراب سپهری گفته بود پس چرا استاد خودشان تشریف نمی آورند؟!

 

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002»: خبرگزاری فارس میزگردی در باره نشست بررسی عصرانه های ادبی فارس با حضور چند شاعر و منتقد ادبی ترتیب داده است که در ادامه بخش هایی از این گفته ها به انتخاب موسیقی 2002 منتشر می شود:

 

 

اسماعیل امینی: من می‌دانم آقاسی چه طور زندگی می‌گذراند. یک مغازه لباس فروشی داشت که پسرش و خانمش اداره می‌کردند. یک روز به ایشان زنگ زدم و گفتم بچه‌های دانشگاه یک جلسه شعر دارند ولی رویشان نمی‌شود به شما بگویند. گفت پولی که نیست؟ چون من جاهایی که پولی باشد نمی‌روم. گفتم نه اتفاقا چون پولی نیست خجالت می‌کشند به شما بگویند. گفت اگر برای دم و دستگاه‌های سیاسی باشد نمی‌روم اما اگر برای دانشجوها باشد می‌روم. گفتم آدرس بدهید ماشین بفرستند. گفت مگر من وزیرم ماشین دنبالم بفرستند؟ با موتور گازی می‌آیم.

 

کامران شرفشاهی: در جریان کنگره عطار یک مدیر گفته بود، ‌آقای عطار نیشابوری چرا نمی‌آید قراردادش را امضا کند؟

فارس: واقعا؟! عطار که شاعر خیلی قدیمی است و بعید می دانم کسی درباره عطار همچین اشتباهی کند

شرفشاهی: بله این اتفاق افتاد و این حرف را مدیر یک انتشارات بین المللی هم زده بود.

 

امینی: یکی از دستگاه‌های دولتی چک کشیده بودند برای ملا محسن فیض کاشانی و به من زنگ زدند که شما شماره آقای ناصر فیض را دارید؟ گفتم چه طور؟ گفتند برای پدرش چک کشیدیم. می‌گویند پدرش نمی‌تواند بیاید.

 

شرفشاهی : مثلا یک بار یک مجری را در برنامه تلویزیونی گذاشته بودند کنار آقای موسوی گرمارودی و ایشان درباره خطبه غدیر صحبت می‌کردند. آقای گرمارودی گفت بله این خطبه در روز غدیر خوانده شد. مجری پرسید: پیامبر هم حضور داشتند؟ آقای گرمارودی مکث کرد و چیزی نگفت. ما از این مسائل زیاد داریم. من دارم یک سری ازخاطراتم را می‌نویسم که جنبه طنز دارد و بخشی از آن برمی‌گردد به مدیرانی که کلا پرت بودند و وضعیتی ایجاد کردند که واقعا خنده دار بوده است. مثلا کنگره‌ای در کرمان برای سهراب سپهری برگزار شد و مدیر کل آنجا به خواهر مرحوم سپهری گفته بود پس چرا استاد خودشان تشریف نمی آورند؟

 

قرایی : روزگاری رئیس فرهنگ و ارشاد ورامین بودم، به مدیر کل گفتم می‌خواهیم برای قیصر امین‌پور برنامه پاسداشت بگیریم. گفت مگر قیصر ورامینی است؟ گفتم مگر حافظ و سعدی ورامینی هستند؟ قیصر یکی از مفاخر شماست. همین طور رفتار کردند که چند سال پیش داشتند برای سلمان هراتی در هرات بزرگداشت می‌گرفتند. در حالی که سلمان هراتی اهل تنکابن بود و در فضای شعر انقلاب اسلامی رشد کرده است. این رفتارها باعث شد از ارشاد ورامین بروم و بعد کار مردمی فرهنگی را شروع کردم.

 

قرایی: چه قدر باید خرج کرد تا اسماعیل امینی و کامران شرفشاهی و مصطفی محدثی خراسانی تربیت شود؟ اسماعیل امینی آدم مهمی نیست؟ حالا اگر ایشان 5 دقیقه با بی بی سی صحبت کند، قطار مدیران به فکر می‌افتند که بروند دنبال اسماعیل امینی که جذبش کنند! حتما باید این اتفاق‌ ها بیفتد تا متوجه شوند که اسماعیل امینی چه آدم مهمی است؟

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٥/٢۸
comment نظرات () لینک

+ از اجرای زمانی با پسربچه بوشهری تا در حاشیه پخش موزیک ویدئوی امیر کریمی

اجرای مشترک «حامد زمانی» با پسربچه بوشهری! / در حاشیه پخش موزیک ویدئوی «امیر کریمی» از شبکه pmc / عجله رضا صادقی برای درگذشت شاعر قدیمی / توهین بزرگ خواننده ضعیف پاپ به موسیقی اصیل کشور

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

وقتی اثری موسیقایی ، محبوب همه نسل ها می شود؛

اجرای مشترک «حامد زمانی» با پسربچه بوشهری !

 

 

جشن باشکوه گلریزان کمک به مردم مظلوم غزه در بوشهر برگزار شد + تصاویر

 

 

 

«موسیقی 2002» : جشن بزرگ گلریزان حمایت از مردم مظلوم غزه به همت جامعه ورزش و جوانان استان بوشهر و با حضور خواننده انقلابی حامد زمانی پنج شنبه شب در سینما ولایت پایگاه هوایی شهید یاسینی بوشهر برگزار شد.

به گزارش موسیقی 2002 ، حامد زمانی در این مراسم قطعات می کشیم ، گزینه های روی میز و مرگ بر آمریکا را اجرا نمود که مورد توجه ویژه تماشاگران قرار گرفت.

نکته جالب این مراسم حضور پسربچه ای به نام بردیا ، فرزند شاهین بهرام نژاد مجری نام آشنای صدا و سیمای مرکز بوشهر بود که در اجرای قطعه مرگ بر امریکا با زمانی به صورت همخوانی روی صحنه به اجرا پرداخت.

گفتنی است ، محبوبیت حامد زمانی و قطعاتی همچون مرگ بر آمریکا نزد نسل های مختلف جامعه نشان دهنده این مساله است که موسیقی اگر بتواند دغدغه های مردم را بیان کند می تواند در بین تمامی قشرهای سنی جامعه مورد پذیرش قرار بگیرد و بعضا مانند آثار حامد زمانی مورد توجه جدی قرار گیرد و به عنوان آثار موسیقایی محبوب از آنها یاد کرد. البته همه این موارد به شرطی است که ابتدا خود خواننده بتواند مورد تایید و پذیرش مردم به نحوی شایسته و احسن واقع شود که این امر در باره حامد زمانی به خوبی صادق است.

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

در حاشیه پخش موزیک ویدئوی «امیر کریمی» از شبکه pmc ؛

تصویر کافی نیست !

 

 

 

 

«موسیقی 2002» : چند روزی است که موزیک ویدئوی "عشق کافی نیست" با اجرای امیر کریمی ، خواننده توانمند پاپ از طریق شبکه ماهواره ای pmc  پخش می شود.

به گزارش موسیقی 2002 ، پس از پخش موزیک ویدئوی احساس دل بستن با اجرای نیما مسیحا ، کریمی دومین خواننده شاخص پاپ کشور است که پخش اثرش را به این شبکه ماهواره ای سپرده است.

گفتنی است، طبق قوانین وزارت ارشاد و صدا و سیما ، هرگونه همکاری خواننده های رسمی و مجاز با کلیه شبکه های خارجی و ماهواره ای ممنوع است ولی به نظر می رسد آن دسته از خواننده هایی که تمامی ضوابط و شرایط را در آثار خود رعایت می کنند دچار ممنوعیت نمی شوند. در این راستا ، موزیک ویدئوی کریمی نیز مانند اثر مسیحا فاقد مشکل محتوایی است و به راحتی قابلیت پخش از شبکه های داخلی را دارد.

اما به همان اندازه که اثر مسیحا توانست نظر مخاطبان را به سوی خود جلب نماید ، موزیک ویدویی کریمی فاقد آن مورد است و این امر هم به سطح کیفی اثر صوتی مربوط می شود. قطعه عشق کافی نیست اثری کاملا معمولی است که گویا فقط به دلیل اینکه عنوان آلبوم تازه این خواننده می باشد اثری تصویری برای آن تولید شده است. ترانه و موسیقی وقتی در وضعیت مناسب و قابل اعتنایی قرار نداشته باشند خواننده ای همچون کریمی هم نمی تواند عملکرد قبال توجهی داشته باشد. قطعا اگر این خواننده یکی از قطعات آلبوم غریبه را پس از گذشت 14- 15 سال موزیک ویدئو می کرد با اقبال بیشتری مواجه می شد.

گفتنی است ، تا کنون نیمی از قطعات آلبوم تازه امیر کریمی منتشر شده و این آثار نشان می دهند با آلبومی کاملا عاشقانه مواجه ایم و همکاری خواننده با تیم جدید هیچ گونه پیشرفتی برای خواننده ایجاد نکرده است وتنها به سود عوامل این آلبوم بوده است که در کارنامه کاری خود همکاری با یک خواننده خوب و توانمند را تجربه کنند و بتوانند از این راه با سایر خواننده ها به همکاری بپردازند.

واقعیت این است که امیر کریمی پس از انتشار نخستین آلبوم مستقلش با عنوان غریبه که اثر مذکور را می توان به عنوان یکی از بهترین آلبوم های پاپی که تا کنون منتشر شده یاد کرد در آلبوم های بعدی با شیبی ملایم در سیری نزولی قرار گرفت که گویا کماکان این روند ادامه دارد.

لازم است کریمی یک بار دیگر با محمدرضا چراغعلی و سایر موزسین های باسابقه و خوشنام و همچنین ترانه سراهای قابل همکاری مجددی در تولید آلبوم تازه ای داشته باشد تا شاید موفقیت آلبوم غریبه تکرار شود. در ضمن اصولا مخاطبان از خواننده ای که کارش را با اجرای آثار ارزشی و فاخر و جدی شروع کرده وقتی در ادامه صرفا در آلبوم هایش به اجرای آثاری با مضمون عاشقانه روی می آورد چندان ارتباط برقرار نمی کنند ، چون آنان از خواننده مذکور اجرای هر اثر با هر مضمونی را ندارند.

امیدواریم خواننده های شاخصی مانند امیر کریمی در تولید آلبوم دچار اشتباه راهبردی در همکاری با عوامل و گزینش قطعات ناموفق نشوند و بتوانند به روزهای اوج آغازین فعالیت های موسیقایی خود برگردند. البته قطعا آلبوم های متوسط خواننده هایی نظیر کریمی از اکثر آلبوم های سایر خواننده ها در وضعیت بهتر و مطلوب تری قرار دارد چون این خواننده ها از یک حد به پایین دیگر اثری را اجرا نمی کنند ولی در هر حال ، سطح انتظارات از چنین خواننده هایی بالاست.

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

عجله رضا صادقی برای درگذشت شاعر قدیمی ؛

انتشار تسلیت قبل از درگذشت !

 

 

 

 

«موسیقی 2002» : اوایل هفته گذشته "سیمین بهبهانی" شاعر قدیمی در سن 87 سالگی بر اثر بیماری به کما رفت. اما نکته عجیب در میان انتشار تسلیت رضا صادقی ، خواننده پاپ برای درگذشت این شاعر بود. گویا این خواننده برای درج تسلیت این شاعر عجله داشته است.

به گزارش موسیقی 2002 ، اصولا رضا صادقی طی این سال ها نشان داده که به دیده شدن به هر طریقی علاقه فراوانی دارد و این کار نامعقول وی هم در همین راستا بوده است.

امیدواریم خواننده های پاپ به جای بروز چنین واکنش های عجولانه و احساسی بیشتر به تقویت آثار منتشره خود بپردازند.

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

توهین بزرگ خواننده ضعیف پاپ به موسیقی اصیل کشور ؛

موسیقی سنتی عین الاغ سواری است !!!

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002» : وب سایت ریتم زندگی وابسته به تی وی پلاس متنی را منتشر ساخته است که در آن "سعید مدرس" ، یکی از خواننده های پاپ به شکلی عجیب به موسیقی سنتی توهین کرده است.

این خواننده در صفحه شخصی خود نوشته است:«تا حالا شده تو خیابون‌های شهر یک الاغ سوار ببینید؟ من با دیدن این صحنه روزهایی رو تجسم می‌کنم که اتومبیل هنوز اختراع نشده بود. حالا نکته جالب اینجاست که از شنیدن صدای موزیک سنتی هم حس مشابهی بهم دست می‌ده. به هر شکل ماشین سال‌هاست که اختراع شده ولی اگر کسی به سیستم حمل و نقل نوین اعتقادی نداشته باشه، چی می‌شه گفت؟»

به گزارش موسیقی 2002 ، سعید مدرس خواننده ای ضعیف است که پیش از این در موزیک ویدئوهای خود از زنان کشف حجاب کرده  البته با ترفند نقاشی و انیمیشن استفاده کرده بود و همچنین در حمایت از فتنه 88 قطعه "گریه نکن" را با ترانه ای سروده مونا برزویی در سال 1389 با همکاری شرکت لس آنجلسی آونگ اجرا نمود.

این خواننده مدتی در خارج از کشور سکونت داشت و سال گذشته توانست اولین آلبوم مجاز خود را روانه بازار موسیقی کشور نماید که مورد توجه مخاطبان قرار نگرفت و حتی چند اثر خود را در برنامه تلویزیونی رادیو هفت نیز اجرا نمود که حضور این خواننده در صدا و سیما با توجه به پیشینه اش پرسش برانگیز بود.

حال این شبه خواننده که اگر برق قطع شود خوانندگی و فعالیتش در عرصه موسیقی کاملا زیر سوال است در توهینی عجیب موسیقی سنتی کشور را این چنین زیر سوال می برد و با ادبیاتی به شدت سخیف و لمپن وار به آن توهین می کند.

امیدواریم مسوولان دفتر موسیقی وزارت ارشاد با چنین حرکات نابخردانه ای برخورد کرده و اجازه ندهند هر تازه به دوران رسیده ای به خود اجازه چنین توهین بزرگی به موسیقی را بدهد.

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

موسیقی 2002 : از این پس خبر توزیع آلبوم های تازه مننشر شده رسمی پاپ به جز در شرایط استثنایی در این رسانه بازتاب داده نخواهد شد.

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٥/٢٥
comment نظرات () لینک

+ نجف دریابندری : احمد شاملو معتاد به هروئین بود

نظر مترجم مشهور درباره شاعر جنجالی ؛

نجف دریابندری: احمد شاملو معتاد به هروئین بود

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002» - وب سایت مشرق نیوز نوشت: مجله بخارا در تازه‌ترین شماره خود در پرونده‌ای به نجف دریابندری پرداخته و مصاحبه‌ای از وی را منتشر کرده است. این مترجم در این مصاحبه درباره اکثر چهر‌ه‌های منتسب به جریان روشنفکری چون چوبک و شاملو، ابراهیم گلستان، ابراهیم یونسی و... سخنان جالب و بعضا عجیبی را مطرح کرده است. در ذیل بخش‌هایی که مربوط به احمد شاملو است را می ‌خوانید:

 

 

حالا که صحبت شاملو شد بفرمائید که این روابط تا زمان مجله خوشه ادامه پیدا کرد یا قطع شد و باز دوباره به هم پیوستید؟
 
من بعد از این قضایا به زندان افتادم. در زمان زندان با شاملو تماسی نداشتم. از زندان که آمدم بیرون دیدم شاملو قدری تغییر کرده. زن گرفته و کت و شلوار می‌پوشد.
 
با طوسی حائری ازدواج کرده بود؟
 
بله، طوسی زن خوبی بود. من بیشتر با او رفیق شدم تا شاملو. علت جدا شدن من از شاملو هم همین رفتارش با طوسی بود. این را هم بگویم که طوسی یک روز به من گفت شاملو معتاد است، من چند بار او را پیش دکتر برده‌ام ترک کرده اما دوباره ... شما که رفیقش هستی بهش بگو که ترک کند. من هم اصلا خبر نداشتم که معتاد است. البته چند بار از این مواد به من هم داده بود. گرد سفید، هروئین خیلی عالی. من هم امتحان کردم ولی بعد بهش گفتم مثل این که تو معتاد هستی. ترکش کن. اگر می‌کشی مثل من که به طور اتفاقی می‌کشم و از این جور چیزها. نمی‌دانستم کسانی که معتادند این حرف‌ها سرشان نمی‌شود. یک روز صدایش کردم رفتیم به کالباس فروشی البرز تا با هم حرف بزنیم. یکی از کارهای ابلهانه‌ای که کردم همین بود.
 
چرا ابلهانه؟‌ باید بهش می‌گفتید دیگر.
 
نه، کار بکلی ابلهانه بود. برای اینکه من نمی‌دانستم روحیات آدم معتاد چیست. نشستیم با شاملو. ظهر بود. خلاصه بهش گفتم این قضیه تو چیه؟ تو واقعا معتادی؟‌اگر معتادی بیا ترکش کن دیگر. شاملو قیافه گرفت که معتاد یعنی چی؟ من می‌کشم اما معتاد نیستم. گفتم یعنی چه که معتاد نیستی؟ اگر مثلا گیرت نیاید ناراحت نمی‌شوی؟ گفت نه، ولی گیرم می‌آید! خلاصه به من یک جوری حالی کرد که این چیزها به تو مربوط نیست. من هم گفتم باشد، مانعی ندارد. ولی متوجه شدم که شاملو گرفتار است و آن روز وقتی از کافه البرز بیرون آمدیم دوستی ما هم تمام شد. بعد از مدتی از طوسی هم جدا شد و زندگی‌اش به هم خورد و باز دوباره ازدواج کرد. کاری نداریم. من روابطم را با طوسی حفظ کردم، تا وقتی که طوسی مرد او را می‌دیدم. بیشتر برحسب اتفاق البته. طوسی زن خوبی بود. اینجا روابط من با شاملو تمام شد. بعدها البته چند بار دیدمش. مثلا در جریان انقلاب.
 
نه، شما قبل از انقلاب هم با شاملو در مجله خوشه همکاری کردید.
 
نه، خوشه در همان ایام بود که طوسی زن شاملو بود. شاید هم من درست یادم نیست. شاید هم بعد از طوسی بود. شاملو به من تلفن کرد که من مجله دارم و مطالبی برای من تهیه کن. من هم چیزهایی آماده می‌کردم. می‌بردم و می‌دادم اما دیگر رفاقت آن جوری نداشتیم. بعدها همین هم قطع شد.
 
چرا روابط شما به کلی قطع شد؟
 
والله نمی‌دانم، از زمانی که این زن جدیدش را گرفت قطع شد. نمی‌دانم این زن جدیدش کیست ولی بعد از او دیگر شاملو صلاح ندانست به روابط ادامه دهد. من هم دیگر نتوانستم بهرفاقتم ادامه دهم. با اینکه هیچ اتفاقی بین ما نیفتاده بود جدا شدیم. اما در زمان انقلاب دو سه بار در جلسات او را دیدم. بهش گفتم بیا منزل ما ولی نیامد. نشد. ایامی بود که من متفکران روس را ترجمه می‌کردم. او هم کتاب جمعه را منتشر می‌کرد. شنیده بودم که پشت سر من حرف‌هایی می‌زند. برای اینکه از دلش در بیاورم بهش تلفن کردم که من یک مطلبی برای شما می‌فرستم. گفت ممنون می‌شوم و دو تا مقاله برایش فرستادم و این آخرین همکاری من با شاملو بود. دیگر ندیدمش. روابط ما در همین حد بود. شاملویی که من می‌شناختم غیر از آن شاملویی بود که بعدها دیدمش. راجع به شاملو در واقع بهتر است بیشتر نگویم. همین حد و حدود بود.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٥/۱۸
comment نظرات () لینک

+ روایت ویژه روزنامه کیهان از حاشیه های این روزهای ترانه و موسیقی کشور

روایت ویژه روزنامه کیهان از حاشیه های این روزهای ترانه و موسیقی کشور:

- برگزاری کلاس‌های شعر و انجمن سگ‌بازان با کدام مجوز؟

- از همکاری با مجری سابق صدای آمریکا تا خواننده حامی منافقین!

- اهانت ترانه‌ سرای ضدانقلاب به دو بازیگر

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 اقدامات عجیب یک ترانه سرای پرحاشیه ؛

برگزاری کلاس‌های ترانه و انجمن سگ‌بازان با کدام مجوز؟

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002» - روزنامه کیهان چهاردهم مردادماه نوشت: مدتی است که کاربران اینترنت، شاهد تبلیغات گسترده کلاس‌های شعر و ترانه «یغما، گ» یکی از مدیحه‌سرایان بانیان فتنه سال 1388 در شبکه‌های مختلف اجتماعی هستند.
دراین آگهی‌ها علاوه بر درج شماره تلفن اعلام شده است، این کلاس‌ها در شهرهای شمالی کشور، کرج و تهران برگزار می‌شود و علاقه‌مندان برای ثبت نام می‌توانند مبلغی را به شماره حسابی مجعول واریز نمایند تا با آنها تماس گرفته شود. ضمن آنکه در کنار این آگهی‌ها تصویر این فتنه‌گر به همراه حامی مالی‌اش در کنار کلاس‌ها دیده می‌شود. کلاس‌هایی که ظاهرا ورود عموم به شرط پرداخت پول بلامانع است.
ضمن آنکه تراکت‌هایی نیز درباره همین کلاس‌ها در سطح شهرهای شمالی، کرج و تهران پخش شده است، بی‌آنکه معلوم باشد، مجوز برگزاری این کلاس‌ها توسط کدام مقام مسئول به مداح فتنه‌گران داده شده است و اساسا اینکه آیا این کلاس‌ها با مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در شهرهای مختلف برگزار می‌شود و یا اینکه اصولا مجوزی در کار نیست.
براساس شنیده‌ها اقدامات این شاعر با سوء‌استفاده از مجوز یکی از شاعران اقدام به برگزاری کلاس نموده است که در این صورت نیز مرتکب فعلی خلاف قانون شده است.
جالب‌تر از همه اینکه این به اصطلاح هنرمند در شبکه‌های اجتماعی با ادعای اینکه انجمن حمایت از حیوانات ولگرد را مدیریت می‌کند، خواستار کمک‌های مالی مردمی شده است. ضمن آن که این آگهی‌ها به همراه تصاویری از سگ‌های ولگرد درحال لیسیدن صورت وی و بوسه متقابل به چشم می‌خورد که از این حیث نیز بازرسان وزارت بهداشت و درمان در شهرستان کرج باید این مسئله را پیگیری کنند. زیرا فرد یاد شده حائز هیچ‌یک از شرایط اعلام شده توسط مسئولان ذیربط نیست.

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

توسط آهنگسازان داخلی صورت گرفته ؛

از همکاری با مجری سابق صدای آمریکا تا خواننده حامی منافقین!

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002» - مسعود فاطمی پانزدهم مردادماه در روزنامه کیهان نوشت: پس از حضور چند کارگردان ایرانی در خارج از کشور که بنا به دعوت شرکتهای تولید و پخش فیلم، برای ساختن فیلم در کشورهای خارجی فراخوان شده بودند، برخی از عوامل سینمای ایران مثل فیلمبردار، طراح صحنه، تدوین‌گر و سازنده موسیقی متن و... به عنوان همکاران پروژه معرفی شدند.

مدیران هنری و فرهنگی کشور نیز با این توجیه که حضور همه چهره‌های سینمای ایران می‌تواند تبلیغ نظام تلقی شود، سکوت پیشه کردند. اما برخی از شاغلان در سینمای ایران با سوءاستفاده از این اعتماد، سر از ترکیه درآوردند و به عنوان فیلمبردار و.... در خدمت پروژه‌های ضدانقلابی - که هزینه تولید آنها توسط شرکتهای صهیونیستی تامین می‌شد- در آمدند، که از این جمله می‌توان به فیلم سیاه و ضدایرانی و ضدانقلابی بهمن قبادی اشاره کرد. و ادامه سیاست سکوت مدیران فرهنگی و هنری کشور باعث شد تا هر دم از این باغ بری تازه برسد، تا آنجا که شنیده می‌شود یکی از آهنگسازان فیلم به نام «م-ع»، در پروژه دکلمه شعرهای نهلیستی با «فریدون فرح‌اندوز» گوینده چندساله، شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان و بخش فارسی صدای آمریکا، مشارکت نموده است و از قرار اطلاع، حاصل همکاری آنها در آمریکا و اروپا به بازار آمده است.
 علاوه بر اینها سیاست سترون مدیران هنری باعث شد برخی از ترانه‌سرایان و آهنگسازان نیز با حضور در دبی و ترکیه به همکاری با رسواترین مطربان کاباره‌ای در لوس‌آنجلس اقدام کنند. تا آنجا که شنیده می‌شود آهنگسازی بنام  «م-ر-چ» علاوه بر محفل بهائیان، حتی برای خواننده باند منافقین نیز آلبوم تهیه کرده است و سپس به ایران بازگشته است. در آلبوم یادشده نام عوامل ساکن ایران نیز به چاپ رسیده است.
آیا وقت آن نرسیده که با اتخاذ تصمیماتی قاطعانه از این بلبشوی فرهنگی و هنری جلوگیری شود؟!

--------------------------------------------------------------------------------------------------------

فیس بووک ، مکانی برای عقده گشایی برخی ها ؛

اهانت ترانه‌سرای ضدانقلاب به دو بازیگر

 

 

 

 

«موسیقی 2002» - روزنامه کیهان پانزدهم مردادماه نوشت: بعد از اینکه خواننده‌ای به نام نصرتی در برنامه‌ای از شبکه تهران سیما، نام «مونا.ب» را به عنوان یک ترانه‌سرا آورد، این ترانه‌سرا در صفحه اینستاگرام یک شاعر ضد انقلاب «ب.ص» به تجلیل از خواننده حامی بهائیت «محمدرضا شجریان» پرداخت و به بازیگرانی چون امین حیایی و محمدرضا شریفی‌نیا اهانت کرد.
او به این دلیل به دو بازیگر یاد شده اهانت کرد که حاضر نشدند مانند شجریان از فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 حمایت کنند و با بهائیان بی‌بی‌سی و... جلسه محرمانه برگزار نمایند!
«مونا.ب» برای برخی خوانندگان داخلی مانند «علی.ل» ترانه می‌گوید. وی سابقه ترانه‌سرایی برای خواننده ضد انقلاب شادمهر عقیلی را هم در کارنامه خود دارد!

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٥/۱۸
comment نظرات () لینک

+ درگذشت علیرضا خرسندفر ، خواننده قدیمی پاپ

بر اثر نارسایی تنفسی ؛

«علیرضا خرسندفر» ، خواننده قدیمی پاپ صدا و سیما درگذشت

 

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002» : علیرضا بهمیاری - "علیرضا خرسند فر" خواننده قدیمی پاپ در سن 65 سالگی و بر اثر نارسایی تنفسی درگذشت.

به گزارش موسیقی 2002 ، علیرضا خرسند فر در سال 1328 متولد شد. وی فعالیت های خود در عرصه موسیقی را در دهه 50 خورشیدی با نام هنری سیامک آغاز کرد و در مدت زمانی معدود چند اثر اجرا نمود که شاخص ترین قطعه وی در آن سال ها "پاییز تهران" نام داشت.

گفتنی است، خرسند فر پس از سه دهه سکوت چند سال قبل مجددا فعالیت های خود در عرصه موسیقی را آغاز نمود و در همکاری با واحد موسیقی و سرود سازمان صدا و سیما چند اثر را اجرا نمود.

از جمله آثار اجرا شده با صدای خرسندفر طی سال های اخیر در صدا و سیما می توان به قطعات : "قصه هجران" ، "لای لای جان" ، "هدیه گل" و "درد مجنون" اشاره کرد.

یادآور می شود ، این خواننده باسابقه پاپ سال گذشته در برنامه رادیو هفت حاضر شد و چند اثر وی به صورت تصویری ضبط شد و این تنها حضور تصویری این خواننده در صدا و سیما می باشد.

به گزارش موسیقی 2002 ، علیرضا خرسندفر از صدایی خسته و حزن آلود برخوردار بود و معمولا اجرای قطعات محزون پاپ به وی پیشنهاد می شد و اگر چه طی این سال ها در صدا و سیما مشغول به فعالیت موسیقایی بود ولی آثارش به ندرت از شبکه های متنوع این رسانه به روی آنتن رفت.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٥/۱٧
comment نظرات () لینک

+ از برخورد دفتر موسیقی ارشاد با دلالان تا معرفی وب سایت موسیقی ارزشی

«پیروز ارجمند» ، مدیر دفتر موسیقی ارشاد در گفت و گویی مطرح کرد:

- دلالان موسیقی امضای من و مرادخانی را جعل کرده بودند

- تمام سعی ما در دفتر موسیقی مبارزه با دلال‌هایی است که بعضا با اینکه هفت شرکت را همزمان ثبت کرده‌اند، هویت مکانی و حقوقی‌شان مشخص نیست

- بسیاری از گروه ها و خوانندگانی که مجوزی را برای برگزاری کنسرت از ما دریافت نکرده اند به مناطق آزاد رفته و تعدادی از خط قرمزها را رد کردند

- 80 درصد لغو کنسرت‌ها مربوط به خود برگزار کننده‌هاست

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002» : "پیروز ارجمند" ، میدر دفتر موسیقی ارشاد که در نشست خبری جشنواره کنسرت‌های تابستانه کیش سخن می‌گفت در پاسخ به سوال خبرنگار موسیقی فارس مبنی بر این که چه لزومی دارد که دفتر موسیقی از کنسرت‌های پاپ حمایت کند و آیا این کنسرت‌ها سود خاصی را عاید دفتر موسیقی می‌کند و حمایت های این چنینی این شائبه را ایجاد می‌کند که هنوز هم دلالان موسیقی به فعالیت‌شان ادامه می‌دهند، گفت: در روزهای آغازینی که مخروبه‌ای به اسم دفتر موسیقی که قوانین معیوبی داشت را تحویل گرفتم، همواره شاهد حضوری افرادی بودم که در راهروهای دفتر موسیقی حضور داشتند. ابتدا گمان می‌کردند این‌ها بخشی از کارمندان دفتر موسیقی هستند، اما بعد متوجه شدم که این افراد همان دلالان موسیقی هستند که حتی امضای من و آقای مرادخانی را جعل کرده بودند. 
وی افزود: ما از روزهای ابتدایی سعی کردیم تا جلوی دلال بازی‌های این چنینی را بگیریم و دفتر موسیقی را قانونمند کنیم. بعضا در این دوره شش ماهه شاهد شکایت‌هایی زیادی از چند دلال که تعداد برخی از شکایت‌ها از یک فرد خاص به 75 هم می‌رسد، بودیم. 
مدیر دفتر موسیقی ادامه داد: تمام سعی ما در دفتر موسیقی مبارزه با این نوع دلال‌هایی هستند که بعضا حتی با اینکه هفت شرکت را همزمان ثبت کرده‌اند، هویت مکانی و حقوقی‌شان مشخص نیست. هم اکنون شکایت‌هایمان را به قوه قضایی ارجاع داده‌ایم تا این موضوع با جدیت زیاد مورد بررسی قرار گیرد.

ارجمند در ادامه این نشست خبری با اشاره به فلسفه وجودی تاسیس مناطق آزاد به عنوان مناطق مستقل در عرصه صنعت و تجارت بیان کرد: این استقلال و آزادی در عرصه های صنعتی و تجاری به معنای آزاد بودن فعالیت های فرهنگی در مناطق آزاد نیست بلکه تمامی این مناطق اعم از ارس، انزلی، اروند، چابهار، کیش و قشم ملزم به تبعیت از قوانین نظام جمهوری اسلامی ایران است.

وی ادامه داد: طی سفری که کارشناسان دفتر موسیقی وزارت ارشاد به مناطق آزاد به جریان برگزاری کنسرت های موسیقی داشتند ما بسیاری از این اجراها و برنامه های زنده را رصد کردیم و به این نکته رسیدیم که خیلی از این کنسرت ها مورد تایید ما نیست و بسیاری از گروه ها و خوانندگانی که مجوزی را برای برگزاری کنسرت از ما دریافت نکرده اند به مناطق آزاد رفته و تعدادی از خط قرمزها را رد کردند که این تصور بسیار اشتباهی است به همین خاطر ما در چند ماهه اخیر نظارت بیشتری بر نحوه برگزاری کنسرت ها انجام دادیم و علاقمند هستیم از این پس نیز این نظارت ها و همکاری ها بدون اینکه کوچک ترین دست اندازی اداری را برای کنسرت گذاران ایجاد کند کمکی به ارتقای سطح کیفی و کمی برگزاری برنامه های موسیقایی در مناطق آزاد داشته باشیم.

ارجمند در ادامه در پاسخ به سئوالی مبنی بر این موضوع که لغو کنسرت‌ها در شهرستان‌ها به چه صورت انجام می‌شود، گفت: از زمان استقرار مدیریت جدید در دفتر موسیقی، تعداد کنسرت‌ها 8 برابر شده اما نکته جالب توجه اینجاست که 80 درصد لغو کنسرت‌ها نه مربوط به وزارت ارشاد است و نه مربوط به گروه‌های فشار، 80 درصد معمولاً خود برگزار کننده‌ها کنسرت‌ها را لغو می‌کنند، در همین چند روز گذشته شاهد لغو 3 کنسرت از سوی برگزار کننده‌ها بوده‌ایم البته اگر قرار باشد برگزار کنندگان کنسرت دست به لغوهای این‌چنینی بزنند با آنها برخورد می‌شود.

ارجمند در ادامه به رقم بلیط‌های کنسرت‌ها در شهرستان‌ها اشاره کرد و گفت: طی صحبتهایی که انجام شده بنا شده تا قیمت بلیط در شهرستان‌ها به 25 هزار تومان کاهش یابد.ی و کمی برگزاری برنامه های موسیقایی در مناطق آزاد داشته باشیم.

همچنین در حاشیه این گفت و گو یکی از حاضران در این نشست بر حمایت دفتر موسیقی از خواننده‌های پاپ تاکید کرد که با مخالفت پیروز ارجمند مواجه شد. به نظر می‌رسید این فرد می‌خواهد نام خواننده‌ای جوان را در این جلسه مطرح کند.

 

منابع: مهر ، فارس و تسنیم

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

درباره یک وب سایت موسیقایی ؛

«راه نوا» ؛ دریچه ای به سمت موسیقی ارزشی

 

 

 


 «موسیقی 2002»: یکی از پایگاه های خبری – تحلیلی عرصه موسیقی کشور که چند ماهی است آغاز به کار کرده است ، «راه نوا» نام دارد.

به گزارش موسیقی 2002 ، وب سایت راه نوا که از 22 بهمن ماه 1392 فعالیت هایش را شروع کرده است ، انحصارا به موسیقی ارزشی می پردازد و از بخش های مختلفی تشکیل شده است.

راه نوا نگاهی جدی و حرفه ای به موسیقی دارد و ضمن پرداختن به فضای خبری – تحلیلی موسیقی ارزشی ، قطعات موسیقایی که به صورت اختصاصی تهیه و تولید می کنند را نیز منتشر می نماید.

گفتنی است ، این پایگاه خبری – تحلیلی متعلق به واحد موسیقی دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی است. یادآور می شود ، این واحد طی 4 سال اخیر نزدیک به 50 قطعه موسیقی تهیه ، تولید و منتشر ساخته است که برخی از این آثار جزو شاخص ترین و موفق ترین آثار موسیقی پاپ به شمار می روند که از آن جمله می توان به قطعات مرگ بر آمریکا و گزینه های روی میز با صدای حامد زمانی اشاره کرد.

همچنین تا کنون دو آلبوم منتخب نیز از این آثار ارائه شده و در آینده نیز قطعات و آلبوم های تازه ای توسط این واحد منتشر خواهد شد.

برای مشاهده وب سایت راه نوا می توانید به نشانی http://www.rahnava.com  مراجعه نمایید.

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٥/۱٤
comment نظرات () لینک

+ روایت سالهای بازگشت حبیب محبیان به ایران

این گفته های حبیب است یا پسرش؟!/ روایت سالهای بازگشت «حبیب محبیان» به ایران از زبان ظاهرا پسرش «محمد» در گفت و گویی صریح ؛

- شخص رییس جمهور احمدی نژاد دستور صدور مجوزش را داده بود

- اکثر خواننده های لس آنجلسی در سال چند باری را به ایران می آیند و می روند

- مشایی از طریق برخی واسطه ها پیغام فرستاده بود که از حضور حبیب در ایران استقبال می کند

- خوانندگان داخلی از اینکه حبیب مجاز شود می ترسند!

- خیلی از خواننده های ایران با ابرو های نازک و آرایش های غلیظ اجازه کار در ایران را دارند ولی پدر من نمی تواند بخواند

- برخی خواننده های لس آنجلسی حبیب را جاده صاف کن خود می دانستند

 

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002»: هفته نامه تماشاگران امروز در تازه ترین شماره خود گفت و گویی با محوریت حبیب محبیان منتشر ساخته است که ادعا شده است این سخنان توسط محمد پسر این خواننده قدیمی که در لس آنجلس سکونت دارد و به خوانندگی می پردازد، بیان شده است.

تماشاگران امروز می نویسد:  دو ماه تمام برای جلب اعتماد اش زمان لازم بود تا قانع شود و حرف بزند. «محمد» فرزند «حبیب محبیان» به قول خود حبیب، «مهم ترین فرد زندگی» این خواننده است . در تمام آثار حبیب ردی از عشق و علاقه این خواننده به پسرش دیده می شود و قطعات زیادی هم از جمله «تموم دنیای بابا» را برایش خوانده.

روایت سالهای بازگشت «حبیب» به ایران همیشه مجهول و پر از سوالات مبهم و عجیب بوده. سالهایی که بارها حاشیه ها و حرف و حدیث های مختلف باعث شده اصل موضوع زیر سوال برود و هرگز اتفاق اصلی مورد نقدو نظر قرار نگیرد: «حبیب چرا به ایران بازگشت؟»حضور چهره های سیاسی و نقش آنها در بازگشت این خواننده به کشور بارها در رسانه ها مطرح و آتش این تنش های رسانه ای به قدری بالا گرفت که در مقاطعی «حبیب» با پیشی گرفتن از مهمترین اخبار حوزه سیاست و ورزش، در راس اخبار کشور قرار بگیرد. خود این خواننده در چند گفتگوی پراکنده نیز تا حدی به سوالات پاسخ داد ولی هرگز اصل مطلب ادا نشد و پرسش ها بارها و بارها بدون جواب، رها شدند.

«محمد محبیان» بهترین کسی بود که می توانست همه این سوالات بی جواب را پاسخ دهد. در گفتگویی که بارها به دلیل مسافت طولانی و دور محل زندگی «محمد» (آمریکا) ناتمام ماند و پس از پیگیری های فراوان سرانجام به نتیجه رسید.

 

 

همین ابتدای صحبت هایمان کمی به عقب برگردیم. چرا حبیب از بودن در خارج از کشور خسته شد و فضای موسیقی خارج از کشور را رها کرد و به ایران آمد؟

پدرم همیشه در سالهایی که خارج از ایران بودیم، از ایران حرف می زد و خیلی برای حضورش در کشور دلتنگی می کرد. همیشه با نوعی حسرت از بازگشت به کشور اش حرف می زد و خیلی برایش این دوری، سخت بود. در اکثر خاطراتش از ایران، ردی از شمال کشور بود. سرسبزی‌اش، آبادی‌اش و اینکه چقدر برایش شمال ایران خاطره انگیز بوده. حس‌اش به ایران حس عجیبی بود.

حدود پنج سال پیش که من در ایران عمل قلب باز کردم، تصمیم گرفتم که حسابی برای تشویق‌اش به بازگشت به کشورش، وقت و انرژی صرف کنم. دوست داشت در کشورش فعالیت‌هایش را پیگیری کند. مادرم بارها به ایران می آمد و بر می گشت و خیلی دلش می خواست زندگی اش را در کشور خودش از سر بگیرد. در یک مقطعی خواهر پدرم مریضی بدی گرفت و فشار من و مادرم و بیماری عمه من باعث شد که به یک باره پدر تصمیم بگیرد به ایران برگردد. تصمیمی خطرناک و پر ریسک ولی به شدت محکم و از ته دل. حرف و حدیث های زیادی درباره این تصمیم پدرم بود و در این سالها عنوان شده ولی اصل ماجرا همینی بود که به شما گفتم. البته عمل قلب من هم دلیل دیگری برای این اتفاق بود.

گفته می شود حبیب علاقه زیادی به پسرش یعنی شما دارد و دور بودن شما برایش خیلی سخت است. چرا شما برای زندگی همیشگی به پدرتان در ایران ملحق نمی شوید؟

چند باری به ایران سفر کردم ولی بازجویی های زیادی از من شد و در مقطعی هم ممنوع الخروج شدم. هر بار که به دلیل دلتنگی زیادی برای دیدن پدرم به ایران آمدم، خیلی اذیت شدم. رفتار مناسبی با من نشد و به همین خاطر دیگر تمایلی به بازگشت به ایران ندارم.

این ماجرای عمل قلب که از آن یاد کردید، داستانش چیست؟

حدود ۳ سال پیش همزمان با ضبط ویدئوی حبیب در لبنان من دچار ضعف و بی حالی شدیدی می شدم که پزشکان فکر می کردند مربوط به سیستم ایمنی بدنم است. مدتی در دبی بستری بودم تا اینکه تشخیص دادند دریچه قلبم انحراف دارد و باید عمل شود. برای انجام این عمل گرانقیمت و پیچیده عازم ایران شدم و مورد جراحی دکتر «محمد حسین ماندگار» از بهترین جراحان قلب ایران قرار گرفتم که معجزه ای برای من انجام داد و دریچه تازه ای در قلبم تعبیه کرد. در ایران ۴ ماه برای بهبودی سپری کردم. ۲ بار هم بازجویی شدم که در ابتدا برایم ترسناک بود ولی چون چیزی نداشتم که پنهان کنم دیگر کاری نداشتند. در مجموع من به ایران نرفته بودم که بمانم. من کار و درآمدم مستقل از حبیب بود و در ایران هم توانایی و جواز کار نداشتم. هر چند باز هم اعتقاد دارم که همین اتفاق برای من باعث شد پدرم برای بازگشت به ایران جدی تر شود. بعضی وقت‌ها که برای پدرم دلتنگ می‌شوم، این حس را دارم که من باعث شدم این اتفاق بیفتد و همین کمی اذیت‌ام می‌کند.

در اوایل حضور حبیب در ایران گفته می شد شما هم به قصد زندگی و فعالیت هنری قرار است به پدرتان ملحق شوید. این موضوع صحت داشت؟

نه به هیچ وجه. من در آمریکا بزرگ شدم و اینجا راحت ام. دغدغه‌های زندگی خودم را دارم و به خاطر همین این موضوع را کاملا شایعه سازی می‌دانم.

زندگی و کار حبیب چه فرق هایی با بقیه خوانندگان لس آنجلسی داشت که نمی‌توانست بیرون از ایران بماند؟

حبیب انسان احساساتی ای بود. حس عجیبی به کشورش داشت و همین علاقه عجیب باعث چنین تصمیمی شد. هیچ وقت کار سیاسی ای نخوانده بود واین یکی از مهم ترین فرق هایش بود.

چه اطمینان و اعتمادی بود که باعث شد حبیب نترسد و به ایران بیاید؟

هیچ اعتماد و اطمینانی در بین نبود. یک آن تصمیم گرفت به ایران بیاید و تصمیم اش را هم عملی کرد. به هر حال پدر من در فامیل به تصمیمات لحظه ای اش معروف است. یکی از همان تصمیمات بزرگ زندگی‌اش را گرفت و آمد.

واکنش لس‌آنجلسی‌ها و دوستان خارج از کشورش چه بود؟ او را تحت فشار گذاشته بودند که نرو؟
بعضی از دور و بری ها و بزرگان موسیقی لس آنجلسی سعی کردند که جلوی پدرم را بگیرند ولی در مقابل بعضی‌ها هم اعتقاد داشتند که فضا در ایران بازتر شده. متاسفانه تعریف درستی از فضای داخل کشور در لس آنجلس نبود و همین باعث سردرگمی شده بود.
بعد از این که به ایران آمد خواننده های لس آنجلسی ناراحتش کردند؟

من یک توضیحی بدهم. اصولا اکثر خواننده های لس آنجلسی در سال چند باری را به ایران می آیند و می روند. این موضوع خیلی چیز عجیبی نیست. ولی خیلی ها فکر می کنند که خواننده ها لس آنجلسی اصلا سالهاست که ایران را ندیده اند. اصلا این طور نیست. حضور آنها جوری ست که کسی متوجه شان نمی‌شود ولی در اصل بارها به ایران رفت و آمد داشته و دارند. وقتی ماجرای حضور پدرم در ایران در رسانه‌ها سرو صدا به پا کرد، بعضی از همین چهره‌ها از آن استقبال کردند و در واقع حبیب را جاده صاف کن بازگشت خود لقب دادند ولی بعضی ها هم از این اتفاق خوشحال نبودند. دلیل این نارضایتی را هم بروز نمی دادند.

حبیب چرا وجود همه گارانتی‌ها نتوانست در ایران کار کند؟

چون در ایران با پدیده ای به نام «شارلاتانیسم» رو به رو شد. افرادی در دور و بر حبیب قرار گرفتند که باعث شدند او نتواند روند رسمی فعالیت هایش را طی کند. قطعا خیلی ها از اینکه حبیب در ایران کار کند، متضرر می شدند و همین باعث شد از هر کاری برای خراب کردن حبیب استفاده کنند. حبیب انسان ساده و دل پاکی است و خیلی‌ها برای سوء استفاده از او خودشان را به پدرم چسباندند. حتی خیلی ها از زبان او مصاحبه کردند و به خودشان اجازه دادند که سخنگوی وی باشند. فضای وحشتناکی برای او درست شد. به قدری حاشیه‌ها و سوء استفاده‌ها از حبیب زیاد شد که ماجرای فعالیت‌اش زیر داستان این سوء استفاده‌ها قرار گرفت.

چه کسی به حبیب تضمین داده بود اگر بیاید ایران مشکلی پیش نمی‌آید؟

این صحبت‌ها بارها عنوان شده و حاشیه‌های زیادی را هم در پی داشته است. حبیب بخاطر کسی نرفته بود ایران. اما بعد از حضور در ایران بود که سر و کله خیلی از مقامات پیدا شد و گفتند که ما می توانیم کار شما را برای فعالیت در ایران درست کنیم. مقامات عالی رتبه مملکت یکی یکی می آمدند و ادعاهای مشابهی برای کمک به حبیب داشتند.

آقای «مشایی» هم جزو همین مقامات بود؟

آقای مشایی از طریق برخی واسطه ها پیغام فرستاده بود که از حضور حبیب در ایران استقبال می کند و می تواند کمک کند که پدرم فعالیت هایش را از سر بگیرد. ایشان در آن دوره به عنوان فرد روشنفکری در نظام فعالیت داشتند که با این کار در صدد این بودند که به نوعی فضای کار پدرم را باز کنند.

درست است که حبیب قرار بود در صورت نامزد شدن مشایی برای او فعالیت تبلیغاتی برای انتخابات بکند؟

پیشنهاد اش شده بود ولی پدرم هرگز وارد بحث های سیاسی نشده و نمیشود. اصرارها برای این اتفاق زیاد بود و اصلا یکی از دلایلی که شاید باعث شد پدرم نتواند روند فعالیت هایش را در ایران رسمیت ببخشد، زیر بار نرفتن برای ورود به بازیهای سیاسی همین آقایون بود.

درست است که شخص رییس جمهور احمدی نژاد برای کار کردن آقای حبیب به وزیر ارشاد نامه داده بود؟

بله و واسطه هایی هم در این بین بودند که برخی از آنها در پی منافع شخصی شان بودند. همین منفعت طلبی ها باعث بروز برخی اتفاقاتی شد که موضوع حساسیت زا شود.

حبیب چند بار با احمدی نژاد ملاقات داشت و چه صحبت هایی بین آنها شده بود؟

این ملاقات ها و برخوردها کمتر به صورت حضوری بود و عمدتا از طریق واسطه‌های مختلف انجام می‌شد.

نظر مسئولان موسیقی وقت آن زمان درباره کارکردن حبیب در ایران چه بود؟

سنگ اندازی زیاد بود. عده ای مسائل شخصی و دینی را پیش می کشیدند و اتهام های مختلفی در رسانه ها علیه پدرم عنوان شد. آنها آدم هایی بودند که دوست نداشتند حبیب در ایران مجوز بگیرد. بعد به مرور هوچی گری ها بیشتر شد و اوضاع کمی از کنترل خارج شد. حبیب فقط می خواست در ایران رسمی کار کند ولی برخی ها با سوء تعبیر فعالیت های او برخی بحث های اشتباه را به این ماجرا کشاندند که اجازه ندهند او در ایران کار کند.

کسی با حبیب مشکل شخصی دارد که نمی‌گذارند حبیب بخواند؟

بله بسیاری از مسئولین سیاسی که پدرم به آنها برای خواسته هایشان نه گفته، دنبال زمین زدن اش هستند. جالب است که تقریبا همه خواننده های داخلی هم از اینکه حبیب مجاز شود می ترسند!

به حبیب نمی‌گویند که از ایران خارج شو؟

بارها به حبیب گفته اند که از ایران برو اینجا جای تو نیست! ولی پدرم همچنان سر عقاید اش پافشاری می کند. یک بار هم به من این حرف را زدند و اصولا میانه خوبی هنوز با ما ندارند.

قرار بود کنسرت بگذارد؟

به هر حال این آرزوی هر هنرمندی است که در کشورش بتواند اجرای زنده داشته باشد. همه چیز برای همین موضوعات برنامه ریزی شده بود ولی ورود برخی افراد و برخی جریان ها مانع شد این اتفاق بزرگ به مرحله عمل برسد.

ناراحت نیست که نمی‌تواند فعالیت داشته باشد؟ الان برای کسی ترانه نمی‌گوید و آهنگ نمی‌سازد؟

اتفاقا حبیب پرکار است و آثار و قطعاتی را نیز تولید و ویدئوهایی را هم منتشر کرده است. ولی هنوز نتوانسته مجوز فعالیت های رسمی را بگیرد. این اتفاق برایش خوش آیند نبوده و نیست و خیلی روی آثارش تاثیر گذاشته است.به هر حال وقتی تو را به زور مجبورت کنند که نخوانی، خیلی سخت است. در ایران به نظرم به حبیب زور می گویند چون حاضر نشده در هیچ جریانی وارد شود، به زور اجازه فعالیت اش را نمی دهند. ماجرا زمانی بد تر می شود که می بینیم در داخل ایران افرادی به نام خواننده اجازه فعالیت دارند که هم از لحاظ ظاهری و هم از لحاظ کاری، بسیار در حد ناامید کننده ای هستند. خیلی از خواننده های ایران با ابرو های نازک و آرایش های غلیظ اجازه کار در ایران را دارند ولی پدر من نمی تواند بخواند.

یعنی به نظر شما فضای موسیقی ایران فضای سالم و درستی نیست؟

مثل همه جای دنیا خوب و بد دارد ولی حرف من این است که اگر هویت و اصول هنری برای فعالیت درایران مهم است، رزومه پدر من در حدی ست که به نظرم در ایران کسی صلاحیت این را ندارد که به او بگوید درایران نخوان و فعالیت نکن. مردم دراین باره باید تصمیم بگیرند.

خواننده خاصی هست که پدرتان آثارش رادوست داشته باشد؟

پدرم موسیقی سنتی شرقی دوست دارد. رگه هایی از این موسیقی هم در آثارش در برخی اوقات شنیده می شود.

با کدام خواننده ها بیشتر ارتباط دارد؟

تقریبا هیچ کس. در 4، 5 سال گذشته به جز مادرم و برخی دوستان نزدیک، با کسی ارتباط آنچنانی نداشته و ندارد و بیشتر در فضای شخصی خودش است. فکر می کند وکار می سازد.

چرا پدرتان شمال کشور را برای زندگی انتخاب کرده است؟

پدرم در 25 سالی که در آمریکا زندگی میکرد، روزی نبود که درباره شمال ایران حرف نزند. بخاطر اینکه طبیعت شمال به شدت پدرم را آرام می کند. خاطرات زیادی از دوران قبل در این بخش کشور داشته و همین باعث شده که نسبت به شمال ایران این حس را داشته باشد. در تهران اذیت می شد. شلوغی و اتفاقات مختلفی که در پایتخت برایش رخ داد باعث شد که برای ادامه زندگی به رامسر برود.

یک روز عادی حبیب در ایران چطور می گذرد؟

پدرم بیشتر در طبیعت و باغ میوه هایش است. ولی واقعا خوشحال نیست از اینکه مردم درباره او حرف ها وداستان های مختلف درست کرده اند. یک روز خبر کنسرت و یک روز خبر آلبومش منتشر می شود و یک روز هم خبر اجرا در استادیوم آزادی. ولی هیچکدام از این اخبار معلوم نیست از کجا به بیرون درز پیدا کرده اند. اینها باعث می شوند که پدرم آرامش اش را از دست بدهد.

ماجرای بازداشت پدرتان در هفته های گذشته واقعیت داشت؟

این هم یکی از همان دروغ ها بود. پدرم برای دیدن یکی از مسئولین به ماسوله رفته بود و عده ای ناشناس و لباس شخصی پدرم را بازداشت کردند و بعد از ساعاتی مجبور به آزادی وی شدند چون هیچ دلیلی برای این کار نبود. یکی از رسانه های محلی نوشت که حبیب در حال ضبط ویدئو کلیپی غیر مجاز بازداشت شده است. بعد به یک روز نکشید که همه رسانه ها در ایران این موضوع را بازتاب دادند. می خواهم بگویم که خبرسازی ها در ایران علیه حبیب کاملا عادی شده و هیچ کس هم پاسخگو نیست. خیلی راحت دروغ می گویند و خیلی راحت منتشراش می کنند.

حبیب سرگرمی‌های دیگری هم در ایران دارد؟

معمولا طبیعت گردی می کند و موسیقی می سازد.

حبیب اهل تماشای فیلم هست؟

خیلی نه.

وسوسه نشده که دوباره به خارج از کشور برود؟

حضورش در ایران تجربه تلخی شده ولی به هر حال حضور و آرامش در کشورش را به دلتنگی خارج از ایران ترجیح می دهد.

الان صحبتی برای فعالیت دوباره نکرده؟

فعلا که نه. البته قول هایی داده شده.

خبر دارید که کسی غیر از حبیب هم برای برگشتن درخواست داده باشد؟

نه. چون پیگیر نبودیم اصلا.

بچه‌هایش چطور او را می‌بینند؟

معمولا در ترکیه ملاقات داریم یا او اینجا می آید.

چطور می‌رود و می آید؟

حبیب چند باری در فرودگاه اذیت شده. هم در ایران و هم در آمریکا. بازجویی و از این صحبت ها. بخاطر همین کمتر ریسک سفر را به تن می خرد.

اینجا و در ایران چطور پول در می آورد؟ خرج زندگی اش را از کجا می آورد؟

با آهنگسازی و کار در زمینه موسیقی. به هر حال برخی افراد اجازه کار کردن حبیب را گرفته اند و می گویند یا باید با ما کار کنی یا نمی گذاریم مجوز بگیری. برای همین قطعا در چنین حالی پدرم نمی تواند اوضاع مالی مساعدی داشته باشد. ولی خدا به زندگی او برکت داده و به قولی زندگی می گذرد.

مجوز به ایشان می‌دهند؟

شاید با شرایط جدید اجتماعی در ایران، در سالهای آینده این اتفاق بیفتد. کمی سخت است در فرهنگ جهان سومی این قبیل اتفاقات. چون اوضاع اجتماعی کمی زود حساسیت هایش را بروز می دهد.

در رامسر با کسی ارتباط دارد؟

بله اقوام مادری ام در رامسر هستند. برخی دوستان هم هستند که با حبیب در ارتباط اند.

آقای حبیب امیدوار است بتواند در ایران آلبوم بدهد؟ بتواند کنسرت بگذارد؟

باید صبر کرد. حبیب ایدئولوژی و استراتژی خود رادارد. زیر بار حرف زور نمی رود و برایش مهم است که استقلال هنری اش را فارغ از هر جریان سیاسی حفظ کند. باید دید نگاه های کلان فرهنگی به حوزه موسیقی در سال جدید چطور است.

 

 

پی نوشت موسیقی 2002 : با توجه به اینکه محمد حبیبان تسلط چندانی به زبان فارسی ندارد به نظر می رسد این گفت و گو با خود حبیب محبیان صورت گرفته ولی از زبان پسرش منتشر شده باشد.

 -----------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٥/۱۳
comment نظرات () لینک

+ مدیر دفتر موسیقی ارشاد : من گروه فشاری نمی شناسم

«پیروز ارجمند» ، مدیر دفتر موسیقی ارشاد در گفت و گویی تفصیلی مطرح کرد:

- اکثر اوقات دفاعیه های ما را رسانه ها منتشر نمی کنند

- من گروه فشاری نمی شناسم

- ما مجوز تک قطعه و موزیک ویدیو را صادر می کنیم

- اگر شعر حافظ بعد از قرار گرفتن ملودی روی آن، معنایی بر خلاف عرفیات و شرعیات و اخلاقیات جامعه بدهد، به آن مجوز نمی‌دهیم

-  محمدرضا شجریان، از نظر فنی مورد تایید است اما بخش‌های دیگری هم در نظام وجود دارد که باید برای اجرای یک کنسرت، تاییدیه بدهند

- شعر اگر سیاه‌نمایی داشته باشد و مسائل را بر خلاف آنچه در نظام وجود دارد، نمایش دهد، از ما مجوز نمی‌گیرد

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002»: روزنامه آرمان گفت و گویی با "پیروز ارجمند" ، مدیر دفتر موسیقی ارشاد ترتیب داده است که متن کامل آن در ادامه منتشر می شود:

 

 چند ماه پیش در جریان صحبت‌هایی که درباره گرفتن مجوزها عنوان می‌شد، شما گفتید که بحث گرفتن مجوزها سه روز تا یک هفته انجام خواهد‌شد. صحبت‌های ما با سرپرست‌های گروه‌ها، نشانگر این است که این اتفاق هنوز محقق نشده‌است، این به چه دلیل است؟
 وقتی پرونده‌ای در دفتر ما برای صدور مجوز تشکیل می‌شود، اگر کمبود مدرک نداشته باشد و کار نیازی به مجوز شورای شعر و موسیقی و کارشناسی نداشته باشد، مجوز آن در کمتر از یک هفته صادر می‌شود. فرض کنید خواننده‌ای یا شرکتی تقاضای اجرای کنسرت در یکی از سالن‌ها را دارد، معمولاً بررسی ما بیشتر از دو یا سه روز طول نمی‌کشد. اما گاهی اوقات کار نیاز به کارشناسی دارد.
 
چقدر طول می‌کشد تا یک شعر، مجوز بگیرد؟
 مجوز شعر یک ماه تا یک ماه و نیم زمان می‌برد. با توجه به ورودی زیاد شعر، زمان محدود شورا و اینکه شورا هر روز تشکیل جلسه نمی‌دهد، امکان کوتاه شدن این زمان وجود ندارد. به‌طور متوسط روزی50 قطعه شعر وارد دفتر موسیقی می‌شود، یعنی ماهی حدود 1500 شعر، در دفتر موسیقی ثبت می‌شود. شورا زمان محدودی برای بررسی هر شعر دارد. در گذشته، اگر شورا با حداکثر ظرفیت هم کار می‌کرد، سه هفته بعد نوبت طرح اثر در شورا می‌شد، یعنی این شعرها سه تا شش ماه بعد به دفتر شعر می‌رفت. ما شورا را سه تا کردیم و کار را ظرف یکماه تا یکماه و نیم انجام می‌دهیم.
این زمان با توجه به ورودی زیاد شعر به دفتر، طبیعی است، چون در هر صورت این شعرها باید بررسی شود. شعری که به دفتر موسیقی وارد می‌شود، در سامانه ثبت می‌شود و کد رهگیری به متقاضی داده می‌شود. در گذشته روال اداری این کار، دو تا سه هفته زمان می‌برد اما در حال حاضر یک روز طول می‌کشد. اگر شعر و موسیقی نیازی به طرح در شورای موسیقی نداشته باشد و مدارک کامل باشد، کار کمتر از یک هفته در دفتر موسیقی انجام می‌شود اما در مورد آلبوم‌ها، وضعیت فرق می‌کند.
 
چرا شعر بزرگانی مثل مولوی، حافظ، سعدی و. . . هم شامل این قانون می‌شود و به مجوز نیاز دارند؟
 شعر مولوی، حافظ، سعدی، عطار و به‌طورکل بزرگان ادبی، بدون اشکال است. فقط ابیات محدودی ممکن است اشکال داشته باشد. اکثر شعر این شعرا، در شورا بررسی شده است و وقتی برای گرفتن مجوز به شورا می‌آید، سریع مجوز می‌گیرد. به‌طور مثال بازخوانی چندین دیوان شعر به دفتر موسیقی آمده است و ما بدون اینکه آن را در شورا مطرح کنیم، فقط به آن مجوز داده‌ایم.
 
این اشعار از چه جنبه‌ای ممکن است، مشکل داشته باشند؟
 بعضی از واژه‌ها که در دوره حافظ استفاده می‌شد، امروز معنای متفاوتی پیدا کرده است. مثلاً واژه مطرب تا پیش از دوره صفویه اصلاً واژه بدی نبود و بار معنایی آن، بعد از صفویه تغییر پیدا کرد لذا اگر امروز به کسی مطرب بگویند، به او برمی‌خورد. اما به‌طور کلی اشعار سعدی، مولانا و بزرگان ادب، به جز ابیاتی بسیار بسیار محدود نیازی به مجوز ندارند.
 
چرا در دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد، اشعار دوباره بازنگری می‌شوند؟ و شعرهایی که در اداره کتاب وزارت ارشاد مجوز گرفته‌اند چرا گاهی توسط این دفتر رد می‌شود؟
 خواندن یک شعر با آکسان گذاری‌های متفاوت، خیلی وقت‌ها معنای متفاوتی ایجاد می‌کند. می‌شود یک شعر را به گونه‌ای خواند که معنای شعر، متفاوت، متضاد و خلاف عرف یک جامعه شود. این یکی از خصلت‌های موسیقی است. وقتی شما شعری را به صورت مجزا در کتاب می‌خوانید، برداشت شخصی شما مبین معنای آن شعر است اما وقتی روی این شعر، ملودی گذاشته می‌شود، برداشت آهنگساز به عنوان مولف بر آن شعر، بروز پیدا می‌کند و شعر معنای دیگری می‌یابد. آهنگساز به عنوان یک مؤلف، مانند فیلمسازی است که از فیلمنامه‌ای که در وزارت ارشاد تصویب و در کتابی چاپ شده، فیلمی می‌سازد اما به آن فیلم مجوز نمی‌دهند، اما اگر آن فیلمنامه را شخص دیگری کارگردانی کند، به او مجوز می‌دهند. اگر شعر حافظ بعد از قرار گرفتن ملودی روی آن، معنایی بر خلاف عرفیات و شرعیات و اخلاقیات جامعه بدهد، به آن مجوز نمی‌دهیم.
 
با توجه به شرایط حاکم بر دنیای ارتباطات و دسترسی افراد به موسیقی‌های متعدد و متنوع، این همه سخت‌گیری برای چه؟
 من به عنوان یک تئوریسین فرهنگی که در دنیا تدریس تئوری موسیقی می‌کند به سلامت محصول فرهنگی و هنری اعتقاد دارم. من مردم شناسم، ما در مردم شناسی معتقدیم که هر نوع عرف و هر نوع ذائقه فرهنگی به معنای خوب بودن آن نیست. هر آنچه این فرهنگ در داخل خود تبدیل به یک سنت می‌کند، به معنای خوب بودن آن نیست، کما اینکه بسیاری از سنت‌هایی که در غرب وجود دارد در فرهنگ ما مذموم شمرده می‌شود. من به عنوان تئوریسین فرهنگی معتقدم که وظیفه ما در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، نظارت بر سلامت محصول هنری است. سلامت محصولات فرهنگی در موسیقی را شعر تضمین می‌کند. شعری که سخیف، هجو و به یک فرد خاص اشاره می‌کند، رد می‌شود، چون معتقدیم حیثیت افراد در شعر باید تضمین شود.
شعر اگر سیاه‌نمایی داشته باشد و مسائل را بر خلاف آنچه در نظام وجود دارد، نمایش دهد، از ما مجوز نمی‌گیرد. یکی از وظایف موسیقی نشان دادن ناهنجاری‌های اجتماعی و ارائه راه‌حل است، به عنوان مثال، موسیقی اعتراضی ما می‌تواند این مساله را مطرح کند که چرا ما کودک خیابانی داریم، می‌تواند به این مساله بپردازد و راه‌حلی ارائه دهد، می‌تواند آدم‌ها را به همیاری تشویق کند و از طریق موسیقی این مشکل را حل کند. موسیقی اعتراضی می‌تواند با رعایت شئون اخلاقی، شرعی و عرفی وجود داشته باشد. یک شعر خوب و سالم، ملودی خوب، تنظیم خوب، خواننده، نوازندگی، استودیو خوب، کیفیت پکیج و بسته‌بندی، طراحی خوب، همه این‌ها در ارتقای کیفیت محصولات موسیقی تاثیر دارند. ما باید محصولی که به دست مخاطب می‌رسد را ضمانت کنیم تا خانواده‌ها آن را باخیالی آسوده به فرزند خود توصیه کنند و گوش دهند. سلامت محصول هنری را ما باید تضمین کنیم. این سلامت، سلامتی است که ما به آن معتقدیم.
 
شما در مورد موسیقی رسمی می‌توانید این اعمال نظرها را داشته باشید؛ در صورتی که برخی، موسیقی را به صورت غیر رسمی با اشعار خیلی بی ارزش‌تر گوش می‌دهند. شما با این مساله چه می‌کنید؟
 وظیفه ما این است که اجازه تولید محصول را بدهیم و مخاطب آگاهی پیدا کند. موسیقی غیر رسمی در همه جای دنیا وجود دارد. اگر شما بخواهید در آمریکا اثری را منتشر کنید، اثر شما مورد بازبینی کیفی قرار می‌گیرد. تفاوت این مساله در این است که موسیقی در اروپا تولید و عرضه می‌شود اما اگر کسی به دولت شکایت کند و بگوید که کودک یا نوجوان من با شنیدن این اثر یا محصول فرهنگی، خودکشی کرده است، آن گروه موسیقی باید جوابگو باشد. در محصول فرهنگی به دلیل اینکه تاثیرگذاری عمیق‌تر از مطبوعات و کتاب است و مصرف صد درصد دارد، ما باید قبل از عرضه موسیقی سلامت آن را تضمین کنیم. در همه جای دنیا هر نهاد فرهنگی، اعم از دولتی و غیر دولتی، چه شهرداری، چه NGO، چه یک تالار، به خود این حق را می‌دهد که محصولی که تولید و استفاده می‌شود را مورد پایش قرار دهد.
 
اگر بحث، سلامت روان است، موسیقی غیر رسمی که راحت‌تر، با یک دانلود در اختیار مخاطب قرار می‌گیرد. در بحث نظارت هم این امکان وجود ندارد که روی کل جامعه موسیقی نظارت وجود داشته باشد. به نظر می‌آید مساله چیز دیگری است!
 وقتی که ما محصولات‌مان را در معرض یک ممیزی خیلی سفت و سخت قرار می‌دهیم و زمینه‌های بررسی ظرفیت‌های آن را در یک شورای تخصصی فراهم نمی‌کنیم، ناخواسته موسیقی را به سمت موسیقی غیر‌رسمی سوق می‌دهیم. در موسیقی غیر رسمی، سلامت کنترل نمی‌شود و همین موجب می‌شود که محصول نهایی ناسالم شود. من در حال حاضر ادعا می‌کنم که بالای 60 درصد موسیقی زیرزمینی ما در همین شش ماهی که در دفتر موسیقی حضور داشته‌ام، روی زمینی شده است. ما در دفتر موسیقی، مجوز کلیپ صادر نمی‌کردیم؛ یعنی اصلا نماهنگی بررسی نمی‌شد که به آن مجوز داده شود.
در صورتی که یکی از ابزارهای ارائه موسیقی، کلیپ است. ما مجوز تک آهنگ صادر نمی‌کردیم. خیلی از هنرمندان، تمایلی به انتشار آلبوم نداشتند و می‌خواستند همان تک آهنگشان را منتشر کنند، ناچار بودند که آن را در محیط مجازی منتشر کنند، ممکن بود به خاطر همین اقدام، اثرشان خواسته یا ناخواسته تبدیل به یک موسیقی زیرزمینی شود. ما امروز برای اینکه چنین مشکلاتی پیش نیاید، مجوز تک ترک و کلیپ می‌دهیم. حتی اجازه می‌دهیم که هنرمندی مجموعه‌ای از کلیپ‌هایش را منتشر کند. با این کار بیش از 60 درصد موسیقی زیرزمینی را روی زمین آورده‌ایم. خیلی از این افراد موسیقی خوب تولید می‌کنند و اگر تا امروز موسیقی زیرزمینی تولید می‌کرده‌اند، دلایلی داشته‌است. از جمله این دلایل؛ طولانی بودن زمان بررسی آثار در دفتر موسیقی و برخوردهایی بود که در دفتر نسبت به آن فرد صورت گرفته بود و موجب شده بود هنرمند احساس ناامنی کند. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باید خانه امن هنرمندان باشد. ما از ابتدا به دنبال برقراری این حس امنیت بودیم و در همین مدت زمان کوتاه به آن دست یافتیم.
 
دلیل لغو این همه مجوز کنسرت چیست؟
 در تمام موارد، سهل انگاری یا از جانب شرکت یا از ادارات استان‌ها بوده است. من مدعی هستم که اگر کسی برای من مصداقی بیاورد که مشکل از جانب دفتر موسیقی بوده، بنده ثابت می‌کنم که این طور نیست. زمانی که یک پرونده وارد دفتر می‌شود حداقل ده روز مراحل اداری آن، زمان می‌برد. در استان‌ها باید نظر شورای تامین و اماکن گرفته شود، باید بررسی‌های فنی انجام شود، باید مجوز تالار گرفته شود و. . . امروزه اگر شما بخواهید، در یک تالار، نه درایران، مثلا در تالارهای لندن برنامه اجرا کنید، باید از یکسال قبل سراغ آن سالن بروید. اما در ایران، گروهی، امروز به تالار وحدت مراجعه می‌کند و برای هفته بعد می‌خواهد کنسرت برگزار کند.
به دفتر ما می‌آید و فشار می‌آورد. ما به او مجوز می‌دهیم. اگر مجوز را چهار روز قبل صادر کنید، بعد می‌گوید که من فرصت تبلیغ نداشتم. این داستان‌هایی که دوستان می‌آیند و در مطبوعات مطرح می‌کنند صد درصد غلط است و من این‌ها را ثابت می‌کنم. ضوابط و قوانین باید رعایت شود؛ در صورتی که کسی قوانین و ضوابط را رعایت نکند، اگر اتفاقی برایش بیفتد، مسئولیت با خودش است. در حال حاضر طبق آیین نامه، هر گروهی که می‌خواهد کنسرت برگزار کند، دو ماه قبل باید تقاضانامه‌اش را به دفتر موسیقی بدهد. در حال حاضر تقریباً 90 درصد تقاضاهایی که می‌آید، یک هفته، ده روز قبل از زمان اجرای کنسرت است.
ما تمام تلاش‌مان را می‌کنیم، سه روز قبل از کنسرت مجوز را صادر می‌کنیم و بعد متقاضی می‌گوید شما دیر به من مجوز کنسرت را داده‌اید. ما درفصل اوج کنسرت‌ها، محدودیت‌های خودمان را داریم. اگر روزی 50 پرونده برسد من نمی‌توانم بگویم که هر روز به همان 50 پرونده رسیدگی می‌کنم. بحث اینجاست که چگونه شرکتی که قرار بوده دوماه قبل، ده روز قبل، یا سه روز قبل پرونده‌اش را بیاورد، ما باید به او مجوز بدهیم و بعد ادعا می‌کند که من نتوانستم بلیتم را بفروشم، خب وقتی بلیت به فروش نمی‌رود، مشکل از متقاضی است. زیرا اگر قانون می‌گوید دو ماه قبل باید درخواست اجرای کنسرت را بدهید، برای این است که برای متقاضی ایجاد امنیت کند.
 
چرا در این خصوص، اطلاع‌رسانی درستی انجام نمی‌شود؟
 من از رسانه‌ها گلایه دارم. درخصوص مشکلاتی که برای چند کنسرت پیش آمده بود، جوابیه‌ای از طرف دفتر موسیقی رفت اما این جوابیه تنها در چند سایت، منعکس شد و خیلی از سایت‌ها جوابیه را منتشر نکردند. هنگامی که یک خواننده یا شرکت چالشی ایجاد می‌کند، دفتر موسیقی هم باید اجازه دفاع داشته باشد، اما اکثر اوقات این دفاعیه‌ها در رسانه‌ها منتشر نمی‌شود.
 
به نظرشما که موزیسین هستید، هنرمندانی مثل محمدرضا شجریان، شهرام ناظری، حسین علیزاده، کیهان کلهر، برای اجرای کنسرت نیاز به مجوز دارند؟
 اگر منظور شما بررسی این کارها از جنبه فنی است، باید بگویم نه! درحال حاضر کار اساتید شاخص از لحاظ فنی، بررسی نمی‌شود. به‌طور مثال، آقای حسین علیزاده وقتی می‌خواهد کنسرتی برگزار کند، به دلیل اینکه برای ما شناخته شده است، تنها نام قطعات را می‌گوید و ما آن را ثبت می‌کنیم، دیگر نه اثری، نه ویدئویی از او نمی‌خواهیم. اما شما می‌خواهید کنسرتی برگزار کنید، تجمعی صورت بگیرد، ما باید این را به اطلاع اماکن برسانیم، اماکن باید امنیت آنجا را تامین کند، پلیس امنیت و بنده باید جوابگو باشیم. ما باید در جریان این اتفاق فرهنگی باشیم و بدانیم هنرمندانمان در کدام سالن برنامه دارند. موسیقیدانان بحثی در گرفتن مجوز از ما ندارند. فقط شاید حق و کرامت آن افراد این را می‌طلبد که کار من در شورایی مطرح نشود که مورد پایش قرار بگیرد. ما هم این کار را انجام می‌دهیم. ما در حال تهیه لیست هنرمندان شاخص هستیم.
 
این لیست را منتشر می‌کنید؟
 بله، کارهای این لیست در حال انجام شدن است. در این لیست موسیقیدانان سنتی، نواحی، حتی پاپ حضور دارند.
 
 آیا دفتر شما از طرف گروه‌های فشار زیر ذره‌بین است؟
 من و دفتر من مساله‌ای با گروه فشار نداریم، من گروه فشاری نمی‌شناسم.
 
 خب با این توصیف، تکلیف آقای شجریان چه می‌شود؟
 در دولت قبل، در دوره آقای دکتر حسینی، مجوز آلبوم برای ایشان صادر شده است. در حال حاضر اگر ایشان تقاضایی برای آلبوم داشته باشد، ما طبق رویه‌ای که داریم کار را بررسی و مجوز آن را صادر می‌کنیم.
 
 با این توصیف یعنی اگر آقای شجریان بخواهد در ایران کنسرتی برگزار کند، مشکلی وجود ندارد؟
 در حال حاضر هیچ تقاضایی به دست ما نرسیده است که آن را بررسی کنیم. ما اینجا شورای کارشناسی‌ای داریم که جنبه‌های مختلف قضیه را بررسی می‌کند و نظر می‌دهد. آقای شجریان و آقای ناظری هیچ تقاضایی برای برگزاری کنسرت به ما نداده‌اند.
 
با این فرض که آقای شجریان قرار است آلبوم دود عود کار آقای مشکاتیان را اجرا کند و قرار نیست که قطعه جدیدی هم اجرا کند، درخواست مجوز می‌دهد، آیا دفتر موسیقی به او مجوز می‌دهد؟
 من از نظر موسیقی می‌گویم که آقای شجریان، از نظر فنی مورد تایید است اما بخش‌های دیگری هم در نظام وجود دارد که باید برای اجرای یک کنسرت، تاییدیه بدهند.
 
غیر از دفتر موسیقی برای اجرای کنسرت، کدام نهادها باید تاییدیه بدهند؟
در حال حاضر برای اجرای هر کنسرتی نیروی انتظامی نظر تخصصی خود را می‌دهد، هر تجمعی در هر سالنی که اتفاق می‌افتد باید با مجوز نیروی انتظامی باشد. امروزه هر نهادی در این نظام بخواهد برنامه‌ای اجرا کند، دریک تالار اعم از دولتی و غیر دولتی، باید از اماکن مجوز بگیرد. پلیس راهور و پلیس امنیت نظر تخصصی خود را بدهند. این روال کار کشور است. تعیین صلاحیت فنی افراد و شاخصه‌های اثری که می‌خواهد روی صحنه اجرا شود، به دفتر موسیقی ربط دارد اما در مورد افراد مراجع ذیصلاح نظر می‌دهند.
 
برای برطرف شدن ممنوعیت موسیقی در فرهنگسراها که توسط شهرداری اعمال شده است، دفتر موسیقی چه کاری انجام داده است؟
رایزنی‌ای صورت گرفته است. مذاکراتی که ما با این دوستان داشته‌ایم، حاکی از این است که آنها می‌گویند ما آسیب شناسی کرده‌ایم و متوجه شده‌ایم که کیفیت آموزش موسیقی در فرهنگسراها مناسب نیست. ما می‌خواهیم این آسیب را رفع کنیم. در حال حاضر هیچ نظری نمی‌شود داد. دوستان در جلسات گفته‌اند که ما نمی‌خواهیم موسیقی را حذف کنیم، ما می‌خواهیم کیفیت آن را ارتقا دهیم. با توجه به اینکه آقای شهاب مرادی مدیر جدیدی است و مدیر جدید حق دارد که تغییراتی را انجام دهد. ما نمی‌توانیم بگوییم حق نداشته‌اند. ما باید صبر کنیم، به ایشان فرصت دهیم و ببینیم که این ارتقای کیفیت اتفاق می‌افتد یا نه. این نگاه مدیریتی ایشان است که می‌گوید من نمی‌توانم تدریجی و به صورت ملایم با این مشکل برخورد کنم، باید این برنامه را به‌طور کامل کنسل و از اول شروع به ساختن آن کنم.
 
از آبان سال گذشته، برج میلاد به خواننده‌های پاپ، مجوز اجرا نمی‌دهد، در این خصوص شما رایزنی‌ای انجام نداده‌اید؟
 کنسرت گروه‌های پاپ در برج میلاد برگزار می‌شود اما اولویت با موسیقی سنتی است. مثلاً گروه چارتار به تازگی در برج میلاد برنامه داشت. این مشکل از آنجا شروع شد که مدیران شهرداری گفتند موسیقی پاپ، در برج میلاد برگزار نشود. بعضی از مدیران ما در تصمیم‌گیری‌هایشان، کارشناسی نمی‌کنند ، من جزء مدیرانی هستم که معتقدم مدیر باید مساله را حل کند نه اینکه صورت مساله را پاک کند. به نظرم اگر مشکل و معضلی وجود دارد، قابل رفع و قابل بررسی است. ما با دوستان جلسه‌ای گذاشتیم و در حال حاضر مشغول آسیب‌شناسی هستیم.
 
 این مساله بیشتر از کجا نشأت می‌گیرد؟
 بخشی از این مشکل، سلیقه‌ای و بخشی حاصل یک نظام مالی است، این مساله اصلا سیاسی نیست و قابل حل است.
 
پیش‌بینی می‌کنید این مشکل چه زمانی رفع شود؟
 این مساله طرح پژوهشی نیست که بتوان زمان دقیق برای آن مشخص کرد. در هر صورت ما سعی می‌کنیم صبوری کنیم.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٥/۱۳
comment نظرات () لینک

← صفحه بعد