رویدادهای موسیقی پاپ ایرانی


+ از گفتگو با صاحب نوای دلنشین دعای سحر تا مروری بر حاشیه ها و متن ترانۀ نفس

صاحب نوای دلنشین دعای سحر کیست؟/ قطعۀ «ربّنا» با صدای حامد زمانی منتشر شد/ معاون سیما: شجریان خودش مانع پخش «ربّنا» ست/ مروری بر حاشیه ها و متن نقد تصنیف مجموعۀ تلویزیونی «نفس»

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

گفت‌وگو با «سیّدقاسم موسوی قهار» صاحب نوای دلنشین دعای سحر؛

تا ملکوت ...

 

 

 

 

موسیقی 2002: بنا به نوشتۀ روزنامۀ "وطن امروز"، کمتر سفره سحری می‌توان یافت که نوای استاد موسوی قهار و دعای سحر ایشان بر آن طنین‌انداز نباشد. رقم زدن 30 سال خاطره مشترک سحرهای ماه رمضان، اقبالی نیست که به هر فردی رخ نشان دهد. «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ مِنْ بَهَائِکَ بِأَبْهَاهُ وَ کُلُّ بَهَائِکَ بَهِیٌّ» در ذهن هر روزه‌داری با نوای استاد موسوی قهار پیوند خورده است و سال‌هاست رمضان با این دعا برای ما معنی پیدا می‌کند. اما کمتر کسی از نام و نشان قاری این دعا خبر دارد. استادی که زندگی‌اش را وقف مولا علی(ع) می‌داند و ماندگاری صدای ایشان، معجزه کوچکی در برابر اعجازهای فراوان زندگی اوست. با استاد موسوی قهار به گفت‌وگو نشستیم و او از حال و هوای دعای سحر و ماجراهای ناب زندگی‌اش برای‌مان گفت.


از میان تمام ادعیه‌هایی که شما تلاوت کردید، دعای سحر در ذهن‌ها و دل‌ها ماندگار‌تر شده است. چه شد که این دعا را قرائت کردید؟

اوایل انقلاب و شب‌های اول ماه رمضان بود که رادیو از چندین نفر خواست این دعا را بخوانند و از میان آنها قرعه به نام بنده افتاد. من دعا زیاد خواندم اما در میان آنها این دعای سحر حال و هوای دیگری داشت. اگر حمل بر مبالغه نباشد، حال و هوای خیلی خاصی در آن فضا حاکم بود و گمان می‌کردم راهی از آنجا تا ملکوت باز شده است. تا آنجایی که در حین خواندن، ناخودآگاه به گریه افتادم و بارها ضبط دعا به تعویق افتاد. موقع خواندن دعا، با اینکه بنا بود تولیدی باشد و بعد‌ها پخش شود اما من حس  می‌کردم تمام مخاطبان بیدارند و صدای مرا می‌شنوند.


خودتان فکر می‌کردید تا این حد دعای سحرتان ماندگار شود؟

خیر! اما با توجه به حالی که هنگام خواندن دعا بود گمان می‌کردم اتفاقاتی بیفتد. این دعا را با سوز خاصی خواندم که این مساله را هر کسی که دعا را می‌شنود متوجه می‌شود. اما اصلا فکر نمی‌کردم این دعا تا این حد محبوب و فراگیر شود. بنده نه اما دوستان بسیاری می‌گویند که این دعا و صدا با روح ما سروکار دارد و غذای روح مخاطب است. من حس می‌کنم خدا ما را برای این دعا و اثرگذاری‌اش قابل دانست.


نخستین واکنش مردم نسبت به این دعا چه بود؟

همان صبح بعد از پخش دعا، تلفن‌های زیادی به من شد و بسیاری از جمله آشنایان، دوستان و اقوام از این اثر تمجید کردند.


شرط ماندگاری صدا چیست؟

من خودم را تا این حد قابل نمی‌دانستم اما توفیق خدا بود و لطفی که ایشان بر من گذاشتند. اما به گمانم اثرگذاری یک صدا، نیاز به خلوص و ارتباط خالصانه با حضرت حق دارد. شاعر می‌گوید: «گر زنگ زآیینه دل پاک کنی/ هرجا نگری جمال دلبر بینی». انسان باید به جایی برسد که هرجا نگاه می‌کند جلوه رب را ببیند؛ به زمین، به آسمان، به خیابان و انسان‌ها و... حال و هوا و سوز خواننده اگر درست باشد، نوای او هم به دل می‌نشیند و ماندگار می‌شود. من آن لحظه حس می‌کردم همنوا و از زبان همه مخاطبان که در حال عبادتند، با خدا در حال راز و نیاز هستم.


در گذشته رادیو، نقشی محوری در سفره‌های سحری داشت، صدای شما هم از رادیو ماندگار شد اما امروز دیگر خانواده‌ها دور تلویزیون جمع می‌شوند و برنامه‌های متنوع تلویزیون رونق چندبرابر گرفته. به نظر شما این اتفاق مثبتی است؟

هر کس به چیزی علاقه‌مند است  و ذائقه‌اش می‌تواند متفاوت از دیگران باشد، یکی از رادیو لذت می‌برد و دیگری حال و هوایش با تلویزیون خوب می‌شود، مهم لحظه‌ای است که اثر تولید می‌شود، حالا پخش آن از راه‌های متفاوتی امکانپذیر است. چند سال بعد از آن دعایی که از رادیو پخش شد، ما از طریق شورای قرآن به تلویزیون رفتیم و از برای تلویزیون نیز دوباره اجرا کردیم.

 

شما چند سال پیش تقریبا امکان تکلم و صحبت کردن را از دست دادید اما الان بهبود یافته‌اید و باز هم به قرائت دعا مشغولید. ماجرای شفا یافتن شما چه بود؟

من تقریبا صدایم قطع شد و دیگر امکان خواندن یا حتی صحبت عادی را از دست دادم.  من تمام زندگی‌ام نذر مولا علی علی‌السلام است. چند سال است که شب‌های قدر در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) عرض ادب می‌کنم. شب نوزدهم رمضان رفتم حرم، حال خوشی نداشتم، شب بیست و یکم نیز همین طور، اما شب بیست و سوم حال خوشی به من دست داد و  برخلاف روزهای قبل، اشک از گونه‌هایم جاری می‌شد. من در آن شب یک کلمه هم نمی‌توانستم سخن بگویم اما فردای آن روز به صورت کامل حنجره‌ام بهبود پیدا کرد و کم‌کم توانستم به ادعیه‌خوانی و مناجات برگردم.


نمی خواهید ماجرای آن پیرزن را شرح ‌دهید؟

الان یا هروقت که می‌خواهم این جمله را بگویم، چون خیلی‌ها نمی‌توانند این مسائل را بپذیرند، تصمیم می‌گیرم حرف دل و حقیقت را پیش خودم نگاه دارم.


 آنچه از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند.

بله! در همان شب بیست و سوم (استاد لحظاتی صحبت‌هایشان را با بغض ادامه می‌دهند) من رفتم شاه عبدالعظیم و در میان سروصداهای کنار ضریح صدایی از بخش زنانه به گوشم رسید که خدایا به حق شاه عبدالعظیم، آقای قهاری را شفا بده. آن پیرزن نه مرا دیده بود نه من او را می‌توانستم ببینم، کسی هم نمی‌دانست به حرم آمده‌ام. دعای آن پیرزن حال من را دگرگون کرد، همان تغییر حالی که عرض کردم، از دعای این پیرزن بود، بعد از آن آنچنان بغضم گرفت و از ته دل اشک ریختم که صبح آن شب شفا و معجزه را مشاهده کردم.


شما مقابل امام خمینی (ره) سرودی قرائت کردید که تاثر حضرت امام را برانگیخته بود، آن سرود برای چه کسانی خوانده شد؟

بله، من توفیق داشتم در محضر حضرت امام و مقام معظم رهبری نیز قرائت دعا، مداحی و... داشته باشم. اتفاقا در دیدار اخیر جامعه قرآنی با مقام معظم رهبری حضور داشتم. ایشان نیز به حقیر لطف دارند و هر بار که خدمت می‌رسیم با اظهار لطفی که می‌کنند، به ما انرژی و شوق فراوانی تزریق می‌کنند.  اما درباره‌ سرود «شهید من» که در محضر امام خواندم. من قبلا این سرود را برای شهدا خوانده بودم، ولی هیچگاه در جایی پخش نشده بود. آن دوره هم زمانی بود که مردم فوج فوج به جبهه اعزام می‌شدند و حال و هوای کشور متفاوت از همیشه بود. در جماران هم عمدتا برادران ارتشی برای اعزام به جبهه حاضر شده بودند و این سرود را خواندم که اتفاقا بیت «من سرباز روح الله/که پیوستم به جندالله» را هم در آنجا اضافه کردم.


تا حالا شده کسی از تاثیر صدای شما و منقلب شدنش بگوید؟

بله، تعداد بسیاری وجود داشته و البته از گفتن آن باک دارم. اما در این مساله لطف خدا بسیار شامل حال من می‌شود. فردی بود که بعد از منبر آمد گفت من نه عقیده‌ای به دین داشتم و نه نماز اما بعد از شنیدن صدای شما، زندگی‌ام تغییر کرد. یا زنی بعد از تماس‌های پیاپی با دوستان و آشنایان شماره من را پیدا کرد و گفت: فقط می‌خواستم این را به شما بگویم که همسرم نمازخوان نبود و اعتقاد چندانی به دین نداشت، سرسفره ناهار، زمانی که دعای فرج شما را شنید، ناگهان منقلب شد و موقع غذا خوردن اشک از چشمانش جاری شد و بعد از آن نمازخوان و مومن شده است. در شهرستان مهدیشهر استان سمنان در مراسم ختم یکی از دوستان، من بر روی منبر رفتم و از مولا علی (ع) خواندم و جوانی از اهل تسنن به تشیع گروید. جالب آن است که الان نیز عمدتا با اکثر این افراد ارتباط دارم.

شما با مرحوم صبحدل نیز ارتباط و همکاری داشتید، از ایشان و تاثیرشان بر مکتب ادعیه خوانی بفرمایید.

خدا خیرتان بدهد که از ایشان یاد کردید. خدا ایشان را رحمت کند. ایشان به معنای واقعی کلمه «تک» بودند. ذوق و خلاقیت ایشان در ادعیه‌خوانی سرشار بود. انسان وقتی می‌رود در جایی و به قرائت دعا می‌پردازد، همزمان از واکنش مخاطبان تاثیر می‌پذیرد، یک نگاه نامانوس حال آدم را می‌گیرد و نمی‌تواند بخواند. اما ایشان با نگاهش من را راه می‌انداخت و انگیزه و شوق فراوانی در حین خواندن به من می‌داد. مرحوم صبحدل، معلمی بود که هدایت می‌کرد و آنقدر دلسوز بود که حتی به خانه مداحان، خوانندگان و مناجات‌خوان‌ها می‌رفت تا به ضبط برنامه‌ها بپردازد. از شعرا تا مداحان و خوانندگان همه از او تمجید می‌کنند.


در کنار ادعیه‌خوانی دیگر به چه فعالیتی در عرصه‌ هنردینی مشغول هستید؟

من علاوه بر ادعیه‌خوانی، مداحی هم می‌کنم و خدا توفیقی داده است تا طبع شعر و تغزلم هم روان باشد. 3 جلد کتاب شعر دارم که اتفاقا همین الان، کتاب «نسیم سحر» در مقابل من است.

امکانش هست شعری از آن را برای‌مان بخوانید؟

امشب بیا یک لحظه در خلوتگهی، خلوت کنیم
آن چه به خلوت کرده‌ایم، آماده جلوت کنیم
درمان درد عاشقی، اشک است وصل روی یار
با اشک عشق و عاشقی، معشوق را دعوت کنیم
آید مشامم بوی یار، امشب بیا در کوی یار
یک لحظه رو در روی یار، درخلوتی صحبت کنیم
برگو تو با نامحرمان، اینجا سوی محرمان
این محفل نامحرمان، پاکیزه و خلوت کنیم
لطف خدای «قهار» برعاشقان پیوسته یار
دل را برای وصل یار، آماده وصلت کنیم

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

اجرای دوباره پس از چهار سال/ به مناسبت ماه مبارک رمضان؛

قطعۀ «ربّنا» با صدای حامد زمانی منتشر شد

 

 

 

موسیقی 2002: هفتم خردادماه، حامد زمانی اجرای تازه ای از دعای «ربنّا» را با صدای خود منتشر کرد.

به گزارش موسیقی 2002، حامد زمانی پیش از این در سال 1392 ربّنا را اجرا کرده بود امّا اکنون با تنظیم تازه ای توسّط نیما نورمحمّدی و میکس و مسترینگ راشا تقی پور این دعای قرآنی را به مناسبت ماه مبارک رمضان اجرا نموده است.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

توضیحات معاون سیما دربارۀ ربّنا:

شجریان خودش مانع پخش «ربّنا» ست/ شجریان در جریان فتنۀ ۸۸ اشتباهات فاحشی داشت

 

 

 

 

موسیقی 2002 - بنا به نوشتۀ خبرگزاری "مهر"، مرتضی میرباقری، معاون سیما، روز چهارنشبه دهم خردادماه، در حاشیۀ بازدید از سریال «پنچری» در پاسخ به پرسش خبرنگاری درباره پخش ربنا در ماه رمضان توضیح داد: برنامه های مذهبی در ایام ماه مبارک رمضان در اوقات سحرگاهی، افطار و ... شامل ادعیه، تلاوت، قرآن و سخنرانی همیشه طراحی شده و پیش می رود همچنین انواع ربنا ویژه این ماه تولید شده که پخش می شود.

وی اضافه کرد: در رابطه با ربنای شجریان باید گفت او خودش منعی را گذاشته است و همچنین وی در جریان فتنه ۸۸ حضور داشت و اشتباهات فاحشی در آن زمان انجام داد. معمولا توصیه می شود هنرمندان در مسائلی که کشور را به خطر می اندازد و می تواند خیانت را در کشور ایجاد کند حضور پیدا نکنند و بازی نخورند. هنرمند فرد سیاسی نیست و باید در حوزه اصلی خود قرار بگیرد بنابراین وقتی این حاشیه ها ایجاد می شود باعث می شود کار اصلی که یک هنرمند باید انجام دهد مورد لطمه قرار گیرد.

معاون سیما اظهار کرد: ما در کشوری زندگی می کنیم که یک سابقه فرهنگی بزرگ دارد و یک انقلاب عظیم در آن صورت گرفته است. در همین زمان که ما در حال صحبت هستیم از امنیت فوق العاده ای برخورداریم و به طور مثال چندی پیش در کشور ما انتخابات بزرگ در کشور ما برگزار شد در حالی که یک ترقه در خیابان ها نیفتاد اما در انتخابات فرانسه چندین انفجار رخ داد و یا چندی پیش در یک کنسرت در انگلیس یک انفجار صورت گرفت، بنابراین در کشور ما امنیت و آزادی زیادی وجود دارد پس هنرمندان و مردم ما باید قدردان این امنیت باشند.

میرباقری گفت: این امنیت توسط حاکمیت و مردم ایجاد شده است و نمی توان حاکمیت را زیر سوال برد و به گونه ای صحبت کرد که به حاکمیت لطمه بخورد. امکان دارد ناشی گری‌هایی از طرف برخی افراد مطرح شود اما حاکمیت می تواند این ناشی‌گری ها را ببخشد و اگر این مسیر درست انجام شود ما هم مشکلی نداریم.

وی در پایان بیان کرد: همانطور که گفتم منعی درباره پخش ربنا وجود داشته که خود شجریان گذاشته و اگر ابراز احترام به انقلاب، امنیت، مردم و حاکمیت از طرف ایشان وجود داشته باشد مشکلی برای پخش ربنا وجود ندارد.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نقدی بر کلام تیتراژ پایانی مجموعۀ تلویزیونی «نفس»:

حیفِ نت، حیفِ حنجره، حیف تصویری که خرج این واژگان پرت و پلا شد!

 

 

 
 
 
موسیقی 2002 - "حسن صنوبری" در "مدیا راه نوا" نوشت: سریال «نفس» به نویسندگی و کارگردانی جناب آقای جلیل سامان را صداوسیما همزمان با ماه رمضان دارد پخش می‌کند.

فعلا فقط یک قسمت را دیده‌ایم و نمی‌شود درباره کلیت این سریال قضاوت کرد، اما در کل خوشحالم برای صداوسیما که در بدترین وضعیت سال‌های اخیرش (به‌ویژه در زمینه ساخت سریال‌های داستانی) سعی می‌کند سراغ چهره‌های جدی برود. بالاخره کار با کارگردان سریال‌های توانمندی مثل ارمغان تاریکی و پروانه خیلی امیدوارکننده‌تر از کار با خیلی‌هاست.

باری، اگر سریال را کامل ندیده‌ایم و نمی‌توانیم درموردش قضاوت کنیم ولی درباره موسیقی، به ویژه آهنگ و ترانه تیتراژ پایانی سریال می‌توانیم سخن بگوییم. موسیقی این کار هم مثل دیگر کارهای آقای سامان بر عهده جناب آقای فرید سعادتمند موسیقی‌دان و آهنگساز تحسین‌برانگیز کشورمان است. بسیاری از کارهایی که تاکنون از ایشان (با صدای خوانندگانی چون  علیرضا قربانی، سالار عقیلی، محمد اصفهانی، مانی رهنما و رضا صادقی) شنیده‌ایم واقعا شگفتی‌برانگیز بودند. و البته شاید ماندگارترینشان آهنگ تیتراژ سریال ارمغان تاریکی باشد. من پیش از این یادداشتی درباره ارزش موسیقایی و هنری نوحه‌های پدر آقای فرید سعادتمند یعنی زنده‌یاد استاد حسین سعادتمند نوحه‌خوان و مداح مشهور یزدی نوشته بودم. فلذا علاقه‌ام به ایشان ریشه‌دار است. 

موسیقی سریال نفس هم واقعا فوق‌العاده و تحسین‌برانگیز است و آواز آقای اصفهانی هم مثل همیشه خوب است. در همان وسط‌های تماشای سریال که ملودی اصلی کار پخش شد واقعا به وجد آمدم. پس کارگردان خوب، آهنگساز خوب، آهنگ و خواننده هم خوب...

فقط یک جای کار می‌لنگد. آن را هم نمی‌خواستم بنویسم، به خاطر ابراز محبت‌های شدیدی که شاعر ترانه تیتراژ به صاحب این قلم داشتند. اما بعد پیش خودم گفتم هیچ‌کس نباید فکر کند اگر به دیگری ابراز محبت شدید کرد لابد او دهانش از انتقاد بسته می‌شود. (ولو روزه باشد!)

به نظرم ترانه سروده‌شده برای سریال نفس یکی از افتضاحات ترانه‌سرایی در سال‌های اخیر است. ترانه‌ای که اگر از سوی یک  ترانه‌سرای مبتدی 16 ساله هم سروده می‌شد خیلی اشکالات فنی آشکار جناب عبدالجبار کاکایی در سرایش این آهنگ را  با آن همه سابقه و ادعا در ترانه‌سرایی نداشت. 

مثلا اینکه سالم بودن زبان شعر، از بدیهیات هر شعر و ترانه‌ایست. اگر زبان شعر شما «معیار» است شما نمی‌توانید واژه یا واژگانی را با زبان «محاوره» بیاورید و اگر زبان شعر شما محاوره است به همین نحو نمی‌توانید سراغ زبان معیار بروید. اینکه عرض کردم برای کلاس اول دبستان ترانه‌سرایی است. متاسفانه در متن این ترانه می‌بینیم دوست عزیزمان جناب کاکایی نوشته‌اند:«یه رویای تاریک با من نماند» یعنی چی؟! یا «یه رویای تاریک با من نموند» یا «یک رویای تاریک با من نماند» آدم خنده‌اش می‌گیرد واقعا. وقتی آهنگ را دفعه اول شنیدم فکر کردم اشتباه شنیده‌ام. همچنین است آوردن تعبیرات امروزی و محاوره و ساده‌ای مثل «یه حس لطیف» در کنار تعبیرات ادبی و کهن و معیاری چون «آتش در جان گرفتن»!! همچنین است ترکیب‌هایی که هیچ‌جوره معنا و ارزش زیبایی‌شناختی ندارند: «رویای نزدیک»!!!)

حالا از این امور بگذریم. می‌خواهم بدانم واقعا جناب استاد اصفهانی وقتی داشتند این ترانه را با صدای ملکوتی خود می‌خواندند می‌فهمیدند چی دارند می‌خوانند؟!  همچنین، اساتید گرانقدر سامان و سعادتمند واقعا معنی این شعر را می‌فهمیدند؟! چون ما که با اینهمه سال تحصیلات دانشگاهی و غیردانشگاهی ادبیات و فلسفه واقعا نمی‌فهمیم ایشان چی نوشته است روی کاغذ. من دشوارترین شعرهای فارسی را خوانده‌ام. پایان‌نامه‌ام روی دشوارترین شعر معاصر بوده است. ده سال پیش در عنفوان جوانی بیدل دهلوی و نظامی و خاقانی را با استاد خبره می‌خواندم. دیگر از این‌ها سخت‌تر که نداریم. اما بنده هم معنی ترانه جناب کاکایی را نمی‌فهمم :

«نشد شبی که سحر نکردم

مگر که آتش، در جان گیرد»

شما را به خدا این‌ها یعنی چی؟!

 

این سطرها چه ربطی دارند با هم؟

«نفس کشیدم که تیر آهم

تو را به حسرت نشانه سازد

خوشا سری که با تو سامان گیرد»

 

برفرض بتوانیم معنایی برای دو سطر نخست پیدا کنیم، چگونه این سطرها با سطر سوم مربوط می‌شوند؟!

از «رد تو» یعنی چی؟ مگر طرف خون است که رد داشته باشد؟! بعد مگر قرار است از هیچ ردی یک «رویا» هم بماند بر جا؟ آن‌هم «رویای نزدیک»؟!)

شگفتا که بخشهای غلط که غلط است، بخش‌های درست ترانه هم در نهایت بی‌نمکی و بی‌مضمونی گرفتارند «من بی تو ویرانم»!!! وای عجب تعبیر هنرمندانه‌ای!

متاسفانه حال ترانه خوب نیست. ترانه‌سرایی دارد در بدترین روزگار خود به‌سر می‌برد. من یقین دارم خود آقای کاکایی هم معنای خیلی از تعبیرات و ترانه‌های خود را متوجه نمی‌شوند. آقای کاکایی اگر در امر ترانه‌سرایی با نمره صفر هم آغاز کرده باشد، الآن بعد از اینهمه‌سال با اینهمه تمرین و اینهمه پروژه صداوسیما و دیگر نهادهای حکومتی باید بیست که هیچ، صد باشد.  ایشان لابد بیشتر از دویست تا ترانه برای نهادهای مختلف گفته‌اند، آدم اگر بی‌سواد هم باشد در دویست ترانه خودش را به یک جایی می‌رساند. مگر اینکه خیالش خیلی خیلی از خودش و مخاطبانش راحت باشد. که در چنین شرایطی ما مجبوریم خیال ایشان و امثال ایشان را ناراحت کنیم. نه آقاجان اینطوری هم نیست که هرچیزی با یک صدا و موسیقی خوب کادوپیچ شود را شعور مردم باور کند.

بالاخره کسی که بی‌حساب حرف بزند، بی‌حساب هم می‌سراید. حیفِ نت، حیف حنجره، حیف تصویری که خرج این واژگان پرت و پلا شد. و حیف گوش من و شما!


متن کامل ترانه برای قضاوت دوستان متخصص:


کجا رفته بودی که از رد تو

یه رویای نزدیک با من نماند

یه آغوش خسته یه حس لطیف

از این خواب تاریک با من نماند

 

از این هیاهو سفر نکردم

ترسیدم این عشق پایان گیرد

نشد شبی که سحر نکردم

مگر که آتش، در جان گیرد

 

نفس کشیدم که تیر آهم

تو را به حسرت نشانه سازد

خوشا سری که با تو سامان گیرد

 

من بی تو ویرانم

پنهانی در جانم

من از تو دوری نمی‌توانم

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جوابیۀ ترانه سرای تیتراژ مجموعۀ «نفس» به نقد این اثر:

جلبکی به نام منتقد !!

 

 

 

 

موسیقی 2002: "عبدالجبار کاکایی"، تصنیف سرای تیتراژ پایانی مجموعه تلویزیونی نفس جوابیه ای را در پی انتشار نقد کلام این اثر منتشر کرده که متن کامل آن در ادامه می آید:

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نقدی بر چند ترانۀ عبدالجبار کاکایی به بهانۀ سرایش کلام مجموعۀ نفس و جوابیۀ وی در پاسخ به نقد منتشر شده:

جواب اشکالات وارده بر شعرتان را بدهید

 

 

 

 

موسیقی 2002: "محمّدرضا وحیدزاده" در "مدیا راه نوا" نوشت: چند کلمه‌ای با شاعر، نویسنده، منتقد ادبی و زبان‌شناس غیر حکومتی رسانۀ ملی، جناب استاد عبدالجبار کاکایی!

چند روزی است که با پخش سریال «نفس» از شبکۀ یک سیما و تیتراژ این سریال، و با انتشار نقد آقای حسن صنوبری بر ترانۀ تیتراژ، حرف و حدیث‌های بسیاری پیرامون این اثر درگرفته است که مهم‌ترین آن‌ها پاسخ عجیب و دور از ادب و اخلاق جناب آقای کاکایی به نقد آقای صنوبری بوده است

جناب آقای کاکایی که خود بارها به عنوان منتقد در جلسات متعددی حضور داشته‌اند و در صفحۀ ویکی‌پدیا نیز به عنوان «منتقد ادبی» معرفی شده‌اند و پیش از این هم در نقد آثار شاعران متعهد و جوانی از جمله امید مهدی‌نژاد از عباراتی بسان «میراث موج مردۀ بخش محدودی از ادب انقلاب»، «در حال نفس کشیدن به احتضار»، «نشخوار پسمانده‌های ادب سوسیالیستی» و... بهره برده‌اند، این بار نیز در متنی آشفته و عصبی به جای پاسخگویی به اشکلات بر حق و فنی منتقد، صرفاً به هتاکی و فحاشی پرداخته و آقای صنوبری را، ضمن تأکید چندباره بر نشناختن ایشان، «جلبک» و «منتقدِ درگل‌مانده» معرفی می‌‌کند و با بی‌تقوایی گمانه‌زنی می‌کند که «لابد با استفاده از سهمیه، لیسانس فلسفه گرفته...» این در حالی است که کمترین انتظار مخاطبِ ناگزیر ترانه‌‌های همیشگی سریال‌های تلویزیون غیر مردمی و غیر ملیِ حکومت جبار جمهوری اسلامی! این است که ترانه‌سرای آزاداندیش! و غیر حکومتی! تلویزیون ایران اشکالات وارده به شعر خود را توضیح دهد؛ و حالا که در صفحۀ ویکی‌پدیا به عنوان زبان‌شناس نیز معرفی شده است، شرح دهد که دلیل این همه پریشانی زبانی در ترانه‌هایش چیست؟

حالا که جناب آقای کاکایی حاضر به پاسخگویی نیستند اجازه دهید با چند نمونۀ دیگر از ترانه‌های ایشان سؤالات منتقد سهمیه‌ای را بار دیگر با هم مرور کنیم. به عنوان مثال از ایشان بپرسیم در ترانۀ «روزهای بهتر» با صدای علیرضا افتخاری چگونه عباراتی چون «دل دل دیوونه هر بار به تو نگفتم» و «چون نپذیری تو حرف مرا»، از ساختارهای زبانی متفاوت در کنار یکدیگر می‌نشینند و دلیل این اضطراب سبکی چیست؟

نگاهی به ترانۀ «آمد اذان» از عبدالجبار کاکایی به بهانۀ انتشار ترانۀ جدید ایشان

در ترانۀ شگفت‌انگیز دیگری از ایشان تحت عنوان «آمد اذان» که دست بر قضا برای مخاطبان کودک نیز سروده شده، تصاویر سورئال و عجیبی چون «مستی جانم در سبو» و «خلوت بسیار من» چه کارکردی دارد؟ اساساً عباراتی چون «مستی» و «سبو» چه نسبتی می‌تواند با مخاطب کودک برقرار سازد؟...ادامه در کامنت اول

اصلاً بیاید یک بار متن این ترانه را با هم مرور کنیم؛ ترانه‌ای که متأسفانه به همت رسانۀ ملی همۀ ما بارها آن را شنیده‌ایم، از جمله کودک بی‌گناه من که به راستی نمی‌دانم چگونه باید سؤالاتش را دربارۀ این شعر پاسخ دهم:

آمد اذان، آمد اذان
از روزن دیوار من
از گنبد نیلوفری
تا خلوت بسیار من
در هر نسیم بی‌طرف
روحم رها جانم وزان
مستی رسید از هرکجا
آمد اذان، آمد اذان
مست از تو شد جانم مگر
روی گل آواز تو بود
بی‌تابی پنهان من
از نغمۀ ساز تو بود
شور اذانم در گلو
مستی جانم در سبو
روحم پُر از آواز او
جسمم رها از های ‌و‌ هو
بین من و تو پرده نیست
اینجا منم آنجا تویی
دنیا پُر از آواز تو
امشب منم فردا تویی

واقعاً آمدن اذان از روزن دیوار و از گنبد نیلوفری تا خلوت بسیار چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟! یا آنکه نسیم بی‌طرف چطور نسیمی است؟! یعنی یک نسیم غیر حکومتی و روشنفکر است؟ یا وجود یک آواز را چگونه می‌توان روی گل تصور کرد؟! جسم چگونه می‌تواند در بند های و هو باشد که حالا بخواهد از آن رها شود؟! دست کم کاش گفته می‌شد جان. حقیقتاً بیان خام و مغلوط و آشفته‌ای چون «بین من و تو پرده نیست، اینجا منم آنجا تویی» از آموزه‌های ابن عربی چه دستآوردی برای مخاطبان کودک خواهد داشت؟! آیا در غیاب ترانه‌سرایان بزرگ و موفقی چون مرحوم افشین یداللهی، به صرف نشستن هر واژه‌ای بر روی ملودی و بارِش کلمات و تنها با اطمینان از حمایت‌های بی‌دریغ مدیران رسانۀ ملی می‌توان هر چیزی را به خورد مخاطب داد؟

بنده از هم‌اکنون آمادگی خود را برای گمانه‌زنی‌های جناب کاکایی در نحوۀ ورودم به دانشگاه یا میزان هوش و سوادم اعلام می‌کنم. اما پیش از آن به جنابشان پیشنهاد می‌کنم برای مخاطبانی که ناگزیر از شنیدن پی در پی ترانه‌های سریالی ایشان در تلویزیون هستند، پاسخ‌های مناسب‌تری بیابند. آقای کاکایی! آیینه شکستن خطاست، به جای فحاشی جواب اشکالات وارده بر شعرتان را بدهید.

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٦/۳/۱۱
comment نظرات () لینک

+ مروری بر جنجال آفرینی های سیاسی برای پخش یک «ربّنا»

پاسخ لاریجانی به درخواست صالحی امیری برای پخش «ربّنا»: این امر خلاف موازین شرعی تلاوت است/ خوانندگان بنفش در کدام شهرها خواندند؟!/ گزارشی از جنجال ‌آفرینی‌هایی که به نام فرهنگ و به کام سیاست انجام می‌شود؛ جوهر «ربّنا»خوانی شما اصلاح‌طلبان سیاسی است نه موسیقیایی!/ جدیدترین عکس محمّدرضا شجریان

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پاسخ یک عضو نظارتی صداوسیما به درخواست وزیر ارشاد برای پخش «رّبنا»ی شجریان:

این امر خلاف موازین شرعی تلاوت است + دربارۀ معنا و مفهوم پاسخ لاریجانی

موسیقی 2002: بنا به نوشتۀ وب سایت "سینماروزان"، در پی نامه رضا صالحی‌امیری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به صداوسیما برای پخش «ربنا»ی محمدرضا شجریان در ایام ماه رمضان، محمدجواد لاریجانی عضو شورای نظارت بر صداوسیما طی نامه‌ای به وی پاسخ داده است.


ابتدا متن کامل این نامه را بخوانید:

برادر گرامی جناب آقای دکتر سیدرضا صالحی امیری-دام عزه
وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی
سلام علکیم و رحمةالله و برکاته؛

در مورد نامه منتسب به جناب‌عالی خطاب به سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی دائر بر ضرورت پخش تلاوت منتخبی از آیات چند سوره از کلام‌الله مجید با صدای هنرمند معروف آقای شجریان ضروری دانستم که نکته مهمی را خدمتتان عرض کنم.

از آنجا که موضوع دفاع از ایشان یک مناقشه سیاسی شده است، لذا در تلاوت مذکور توجه به آیت تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد و این امر خلاف موازین شرعی تلاوت است. لذا خواهشمند است که سایر قطعات آوازی آن هنرمند را مطرح فرمائید که اتفاقا دارای ساختار موسیقیایی مهمتری هم هستند. حتما می‌دانید که تحت‌الشعاع قرار گرفتن توجه به آیات باهرات{نورانی} نسبت به مقارنات آنقدر مهم بوده که برخی از فقهای بزرگ تلاوت ملحون را مورد شبهه قرار داده‌اند.

البته این حساسیت در میان موسیقی‌دانان بزرگ و حرفه‌ای هم مطرح است و آنان غالبا ابا دارند که قطعات مهم ترکیبی آنان همراه با آواز پخش شود، زیرا معتقدند توجه به الحان و معانی (و گاه حرکات متناظر بدنی) توجه به رموز و ظرافت‌های نهفته در تناسب‌های ایقاعی{ردیفهای موسیقایی} را که جوهر اصلی هنر موسیقی است تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

⇓⇓⇓

توضیحات سینماروزان دربارۀ این پاسخ

آنچه این عضو شورای ناظر بر صداوسیما گفته را میتوان در شمول زیر ساده سازی و همه فهم کرد:

– سابقه اظهارنظرات سیاسی شجریان باعث میشود معنای ربنا  تحت الشعاع آن اظهارات قرار گیرد.

– ربنای شجریان نسبت به بقیه آثار شجریان قابل توجه نیست.

– علمای بزرگ بر این تأکید داشته اند که وقتی آیات قرآن را به دستگاههای موسیقی می برند ممکن است توجه از معنای آیه به سمت بار آوازی قطعه برود و این مسأله است که باعث میشود باطن دعا موردتوجه قرار نگیرد. اشاره به رفتار موزیسین های حرفه ای نیز دقیقا در امتداد همین قاعده طرح شده از آن منظر که برخی از آهنگسازان هم پرهیز می کردند از آن که به جای قطعه ای خاص که ساخته اند صدای خواننده موردتوجه قرار گیرد.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

گزارشی از جنجال ‌آفرینی‌هایی که به نام فرهنگ و به کام سیاست انجام می‌شود؛

جوهر «ربّنا»خوانی شما اصلاح‌طلبان سیاسی است نه موسیقیایی!

 

 

 

 

موسیقی 2002: بنا به نوشتۀ روزنامۀ "جوان"، محمدرضا شجریان چقدر برای آنها که این روزها سنگش را به سینه می‌زنند مهم است؟ این سؤال بااهمیتی است، هنرمندی که با بیماری سرطان دست و پنجه نرم می‌کند و علی‌القاعده باید از آرامش برخوردار باشد، این روزها به دستاویزی تبدیل شده برای یک جناح سیاسی تا به خیال خود رقیب را دچار چالش کند. اینکه ربنای شجریان از صداوسیما پخش شود، واقعاً چقدر برای شخص شجریان اهمیت دارد. آنها که از نام محمدرضا شجریان برای مقاصد سیاسی و جناحی‌شان سوءاستفاده کرده و می‌کنند، آنقدر برای او احترام قائل نیستند تا او را در دوران دست و پنجه نرم کردن با بیماری سرطان راحت بگذارند. شجریان احتمالاً خودش این روزها از جنجال‌هایی که به نام او به راه انداخته‌اند، بی‌خبر است. او حالا دیگر در ایران زندگی می‌کند و قاعدتاً بی‌بی‌سی سراغ او نمی‌تواند برود و نزدیکانش هم آنقدر متوجه هستند که او را در شرایط فعلی از گزند رسانه‌های خودخواه دور نگه دارند. واقعیت این است که موضوع ربنای شجریان نه برای مردم، نه برای شخص وی و خانواده‌اش اهمیت چندانی ندارد ولی یک جناح سیاسی نمی‌خواهد دست از سیاسی‌بازی و سوءاستفاده از هنرمندان بردارد و به این قائل است که تا پایان راه ادامه بدهد. با ادامه این مسیر کسی که بیش از همه لطمه می‌بیند، ساحت هنر و هنرمند است.



ربّنای شجریان چقدر مسئله است


این روزها برخی از مدیران دولتی و رسانه‌های حامی دولت در حالی مصرانه پیگیر پخش ربنای شجریان از صداوسیما هستند که گویی دغدغه اصلی همه مردم پخش شدن مناجات شجریان از تلویزیون است، نه مشکلاتی همچون گران شدن اقلام مصرفی مردم در ماه رمضان!


ماجرای پخش ربنای استاد شجریان از تلویزیون در ماه مبارک رمضان تقریباً چند سالی است که تبدیل به یکی از موضوعات جذاب برای اصلاح‌طلبان شده است؛ موضوعی غیرسیاسی که دولت یازدهم به بهترین شکل ممکن با سیاسی کردن آن، هر بار ذهن مردم را از موضوعات اساسی جامعه دور می‌کند.


صالحی‌امیری وزیر ارشادی است که نشان داده خیلی دوست دارد از هنرمندان استفاده ابزاری بنماید، گاف تاریخی او در روز برگزاری انتخابات که با توهین به هنرمندان و نیز رقیب انتخاباتی همراه بود، هرگز از سابقه او پاک نخواهد شد؛ موضعی که نگاه امنیتی و غیرفرهنگی او را نیز برخلاف ژست فرهنگ‌مآبانه‌ای که می‌گیرد برملا کرد و ماهیت رفتارهای او را نشان داد. وزیر ارشاد اخیراً در نامه‌ای به رئیس صداو سیما پخش ربنای شجریان را مطالبه کرده بود؛ درخواستی که اساساً انتظار می‌رود از سوی شخصی هنرمند اتخاذ شود نه از سوی یک سیاستمدار به اصطلاح فرهنگی، اما ماجرا این است که صالحی‌امیری به تن رنجور و بیمار استاد هم رحم نمی‌کند و او را دستمایه‌ای برای کنش‌های سیاسی قرار می‌دهد؛ رفتاری که از یک شخصیت فرهنگی انتظار نمی‌رود.


محمدجواد لاریجانی، عضو شورای سیاستگذاری صداوسیما البته جواب صالحی‌امیری را به شیوه‌های علمی داد. او در پاسخ نامه وزیر ارشاد نوشت: «از آنجا که موضوع دفاع از ایشان یک مناقشه سیاسی شده است، لذا در تلاوت مذکور توجه به آیات تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد و این امر خلاف موازین شرعی تلاوت است. لذا خواهشمند است که سایر قطعات آوازی آن هنرمند را مطرح فرمایید که اتفاقاً دارای ساختار موسیقیایی مهم‌تری هم هستند. حتماً می‌دانید که تحت‌الشعاع قرار گرفتن توجه به آیات باهرات نسبت به مقارنات آنقدر مهم بوده که برخی از فقهای بزرگ تلاوت ملحون را مورد شبهه قرار داده‌اند. البته این حساسیت در میان موسیقیدانان بزرگ و حرفه‌ای هم مطرح است و آنان غالباً ابا دارند که قطعات مهم ترکیبی آنان همراه با آواز پخش شود، زیرا معتقدند توجه به الحان و معانی (و گاه حرکات متناظر بدنی) توجه به رموز و ظرافت‌های نهفته در تناسب‌های ایقاعی را که جوهر اصلی هنر موسیقی است، تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.»


لاریجانی در نامه خود تلویحاً به دو نکته اشاره کرده؛ اول اینکه دولت از موضوع ربنای شجریان بیش از این سوءاستفاده سیاسی نکند و نکته بعدی اینکه تحت‌الشعاع قرار گرفتن آیه قرآن به صوت و موسیقی موضوعی فقهی است که بهتر است نسبت به آن با تساهل رفتار نشود. لاریجانی البته دلیلی ندید تا به اینکه پخش نشدن ربنای شجریان با درخواست کتبی شخص وی متوقف شده، اشاره‌ای کند و تشخیص داد همان دو نکته کفایت می‌کند.


هشت سال پیش بود که در جریان فتنه 88 و حمایت تمام‌قد محمدرضا شجریان از رهبران فتنه، این خواننده موسیقی سنتی کشورمان با نگارش نامه‌ای خطاب به عزت‌الله ضرغامی، مدیر وقت سازمان صداوسیما رسماً اعلام کرد که راضی به پخش آثارش از تلویزیون نیست.


شجریان در آن نامه نوشت: «همانطور که اطلاع دارید صداوسیما در شرایط فعلی مستمراً اقدام به پخش سرودهای میهنی اینجانب به ویژه سرود «ای ایران‌ای سرای امید» می‌کند. جنابعالی مستحضرید این سرود و دیگر سرودهای خوانده شده متعلق به سال‌های ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸ است و هیچ ارتباطی به شرایط کنونی ندارد. اینجانب در سال ۱۳۷۴ نیز اعلام کردم راضی به پخش آثار خود از صداوسیما نیستم. مجدداً تقاضای خود را تکرار کرده و تأکید می‌کنم آن سازمان هیچ نقشی در تهیه این آثار نداشته و شایسته است به حکم شرع و قانون سریعاً کلیه واحدهای آن سازمان از پخش صدا و آثار من خودداری کنند.»


پس از این اتفاق بود که با دستور مدیران رسانه ملی، پخش همه آثار شجریان از تلویزیون و رادیو متوقف شد. دستوری که بنابر خواسته شخص شجریان و نامه صریحی که برای مدیران رسانه ملی نوشته بود، داده شد.

 

ورود کاسه‌های داغ‌تر از‌ آش به میدان


شجریان که در آن سال‌ها به عنوان مدافع رهبران فتنه، به گفت‌وگو با شبکه‌های فارسی زبان خارج از کشور پرداخت، در صحبت‌های خود به مسائلی اشاره کرد که تقریباً ادامه فعالیت حرفه‌ای او را در داخل کشور با مشکلاتی جدی روبه‌رو کرد، از جمله آنکه او در مصاحبه با شبکه تلویزیونی صدای امریکا (ارگان رسمی دولت امریکا که وظیفه عملیات روانی علیه سایر کشورها را دارد) به مقابله 1400 ساله اسلام با هنر پرداخت و دیدگاه واقعی خود را در ارتباط با این موضوع بیان کرد.


اما در همه این سال‌ها باز هم گروهی از سیاسیون و البته اهالی هنر بودند که هر بار در فرصت‌های مختلف با طرح بحث ادامه فعالیت شجریان در داخل کشور سعی در نادیده گرفتن نظرات این هنرمند درباره اسلام و نظام جمهوری اسلامی کردند.

 

یک تاکتیک نخ‌نما برای به حاشیه بردن مطالبات مردم


نکته مهم در ارتباط با این موضوع، استفاده ابزاری دولتی‌ها از این موضوع در مواقع خاص است؛ حربه‌ای تکراری که دولتی‌ها چند وقت پیش و در اوج تنش‌های مربوط به تصویب برجام در ارتباط با مسئله لغو کنسرت‌ها نیز اجرا کردند و جوی را در کشور به راه انداختند که موضوع ملی و مهمی همچون برجام و تصویب آن در مجلس شورای اسلامی به حاشیه رفت و ذهن گروه زیادی از مردم درگیر موضوعی شده بود که در عین اهمیت، اصولاً در حدواندازه یک مسئله ملی همچون برجام نبود.


این تاکتیک عملیات روانی این بار نیز در ارتباط با ربنای شجریان تکرار شد تا باز هم مطالبات اصلی مردم به حاشیه رانده شود و با پوشش رسانه‌ای گسترده موضوعاتی فرعی جای آنها را بگیرد. به نظر می‌رسد در این شرایط طرح چنین موضوعاتی باعث فراموشی اصل موضوع می‌شود و فرصتی را برای فرصت‌طلبان ایجاد می‌کند تا با هجمه رسانه‌ای بر چنین نظراتی، مانع طرح بحث اصلی که همان عدم رضایت صاحب اثر از پخش آثارش از تلویزیون است، شود.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

به مناسبت جشن های انتخاباتی؛

خوانندگان بنفش در کدام شهرها خواندند؟!

 

 


موسیقی 2002: امسال در ایّام تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری، بیشتر اهالی موسیقی از حسن روحانی حمایت کردند.

به گزارش موسیقی 2002، پس از اینکه نتیجۀ انتخابات مشخص شد، به همین مناسبت در سراسر کشور مراسم هایی با عنوان جشن و با حضور طرفداران حسن روحانی برگزار گردید. در ادامه به اسامی تعدادی از خوانندگان بنفش (!) که در این مراسم ها که معمولاً در ورزشگاه ها برگزار شد، به اجرای قطعات موسیقی پرداختند، اشاره می کنیم:

سالار عقیلی: کرمان/ علی زند وکیلی، حامد فقیهی و گروه لیان: شیراز/ حجّت اشرف زاده: کیش، تبریز، تهران/ فرهاد جواهر کلام و پیام عزیزی: قزوین/ شهرام ناظری: رشت/ غلامرضا صنعتگر: بندرعبّاس/ شهرام شکوهی و بامداد فلاحتی: یزد/ یاور اقتداری: بهشهر/ علیرضا قربانی: مشهد/ ایمان سیاهپوشان و مهدی مدّرس: اهواز

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

در اینستاگرام فرزند شجریان منتشر شد؛

جدیدترین عکس محمّدرضا شجریان