رویدادهای موسیقی پاپ ایرانی


+ حامد زمانی ؛ از انتشار اولین آلبوم مستقل در دهه فجر تا تولید یک آلبوم جهانی

«حامد زمانی» با حضور در یک برنامه تلویزیونی مطرح کرد:

نخستین آلبوم مستقل من دهه فجر امسال منتشر خواهد شد / به مناسبت هفته وحدت آلبومی سه زبانه با حضور خواننده های خارجی منتشر خواهیم کرد

 

 

 

 

 s4

 

 

 

«موسیقی 2002» - وب سایت راه نوا نوشت: "حامد زمانی" با حضور در برنامه ساعت 25 شبکه تهران که بامداد دیروز به روی آنتن رفت ، اعلام کرد که در دهه فجر امسال نخستین آلبوم مستقل وی منتشر خواهد شد.

بر اساس این گزارش  ، حامد زمانی همچنین خبر از برگزاری تور کنسرت های خود پس از انتشار آلبوم داد و افزود: تور کنسرت های من پس از پایان دهه فجر از تهران شروع خواهد شد و در ادامه به سایر شهرهای کشور نیز خواهیم رفت. همچنین در حال حاضر قرارداد برگزاری کنسرت ها در برخی شهرها منعقد شده است.

خواننده انقلابی پاپ کشور درباره فضای آلبوم خود نیز گفت : سعی کرده ام قطعات به لحاظ مضمون سیاسی صرف نباشند و به مضامین اخلاقی و مساله نقد نیز بپردازم و البته سایر آثار در ادامه ژانر کارهای پیشین می باشند. حتی از اشعار شعرای کلاسیک و غیر معاصر نیز احتمالا در آلبوم استفاده خواهم کرد.

زمانی سپس به پروژه موسیقایی تازه دیگری که در دست دارد نیز اشاره کرد و افزود: قصد داریم برای هفته وحدت آلبومی تولید کنیم که خواننده های خارجی متناسب با سبک کاری من نیز در ان حضور داشته باشند. خواننده هایی درعراق ، کشورهای حاشیه حوزه خلیج فارس و کشورهای اروپایی هستند که قصد داریم با حضور انان یک آلبوم تهیه کنیم که از این کار استقبال نیز شده است. به طور مثال الان یک خواننده خیلی خوب در شهر لندن پیدا کرده ایم.

خواننده قطعه گزینه های روی میز در ادامه تصریح کرد: در کنفرانس علمای اسلام که مجمع تقریب مذاهب در تهران برگزار کرده بود من به عنوان مهمان برنامه حضور داشتم. وقتی وارد سالن شدم مشاهده کردم خیلی از مهمان های غیرایرانی که در ان برنامه شرکت کرده بودند ، بیشتر از خیلی جاهای دیگر من را می شناختند و آثارم را شنیده بودند . حتی می گفتند آثارت را ترجمه کرده ایم تا متوجه شویم چه مسائلی را مطرح می کنی؟

زمانی در ادامه خاطرنشان کرد: این حرفها نه تنها در کشور خودمان بلکه در کشورهای خاورمیانه و کشورهایی که صدور انقلاب داشته ایم نیز بیان نشده و آنها تشنه این مفاهیم هستند و جستجو می کنند که ما در حال انجام چه کاری هستیم و از چه سخن می گوییم و حتی آثار ما را به زبان خودشان ترجمه می کنند و آنها را می شنوند که این خود جای شکر دارد.

حامد زمانی در انتها افزود: چرا حالا به زبان خودشان آثار موسیقایی تولید نکنیم؟ ان شاء الله اگر همه چیز مهیا باشد این آلبوم گروهی در هفته وحدت به زبان های فارسی ، عربی و انگلیسی منتشر خواهد شد.

موسیقی 2002 در پایان می افزاید: در برنامه تلویزیونی ساعت 25 تعداد هشت قطعه از آثار حامد زمانی پخش گردید. گفتنی است ، قطعه شناسنامه با صدای زمانی جزو 50 تیتراژ تلویزیونی نظرسنجی برنامه ساعت 25 بود که با نظر مردم توانست به جمع 25 تیتراژ انتخابی مرحله دوم راه یابد و باید دید آیا این قطعه به عنوان 5 تیتراژ نهایی و برتر از سوی مخاطبان این برنامه انتخاب خواهد شد یا خیر؟

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ۸:۳۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٧/۳٠
comment نظرات () لینک

+ انتقادهای صریح ، شفاف و کم نظیر عبدالرسول کارگشا در گفت و گویی تلویزیونی

انتقادهای صریح ، شفاف و کم نظیر «عبدالرسول کارگشا» ، خواننده مطرح درباره تیتراژخوانی ها در سیما و وضعیت کلی موسیقی پاپ ؛

خواننده هایی که لطف می کنند و از مامانشان قهر می کنند ، یک پول هنگفت به برخی تهیه کننده ها می دهند و می گویند ما این کار را می خوانیم ، پایت را هم ماچ می کنیم / همه هم به سلامتی در کارهایشان ناله می کنند/ طرف با کیبورد و یک آهنگ دزدی و یا با کاور ترکی که فقط شعر فارسی روی آن گذاشته ، به یک قطعه تبدیلش می کند و همه هم خوششان می آید / اکثر ترانه ها دم دستی و دختر پسری است / برخی خواننده ها با تیتراژ خوانی معروف می شوند ،  فردا بادیگارد هم می گیرند و پس فردا ما را هم که می بینند انگار زیردستشان را دیده اند

 

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002»: "عبدالرسول کارگشا" ، خواننده مطرح و توانمند موسیقی سنتی کشور متولد سال 1348 در خرمشهر است. وی دارای مدرک عالی از انجمن خوشنویسان ایران و تحصیلات در دانشگاه در رشته نقاشی است که حاصل آن چندین اثر نقاشی است که در موزه های خارج از کشور همچون موزه مالزی نگهداری می شود و در ضمن مدرک درجه استادی از وزارت ارشاد در زمینه آواز اصیل ایرانی را هم در اختیار دارد.

به گزارش موسیقی 2002 ، کارگشا بین سالهای 70 تا 72 با ارکستر بزرگ به آهنگسازی هوشنگ کامکار و نیز با ارکستر سمفونیک به رهبری مرحوم فریدون ناصری به آهنگسازی استاد احمد پژمان بعنوان سلیست همکاری داشت که منجر به آلبومی با نام "تکسوار عشق" گردید که پانزده شب در سال 1370 به صورت زنده به اجرا درآمد که تحت عنوان "همسرایی مختار" به کارگردانی محمد رحمانیان و نوشته دکتر محمود عزیزی و به صورت اپرا برگزار گردید. کارگشا همچنین با ارکستر بزرگ سازمان صداوسیما به رهبری مرحوم حسین فرهادپور کنسرتهای متنوعی را به اجرا درآورد.

این خواننده مطرح موسیقی تیتراژ فیلم سینمایی سرزمین خورشید را نیز اجرا نموده است. گفتنی است ، آلبوم تازه کارگشا با عنوان "بی تو مهتاب" به زودی با آهنگسازی امیر حسینی و اشعار فریدون مشیری حاوی 10 قطعه در فضای پاپ – سنتی روانه بازار موسیقی کشور خواهد شد.

اخیرا عبدالرسول کارگشا در استدیوی برنامه ساعت 25 شبکه تهران حضور یافت و به اظهار نظر صریح و شفاف درباره وضعیت موسیقی کشور پرداخت که بخش هایی از سخنان وی توسط موسیقی 2002 انتخاب شده که در ادامه منتشر می شود.

به گزارش موسیقی 2002 ، کارگشا در بخشی از سخنان خود گفت: به یکی از اساتید گفتم اجازه ندهید هر تیتراژی را هر خواننده ای اجرا کند. همه این تیتراژها قیمت دارند. باید شعری اجرا شود که ارزش آن سریال را بالا ببرد. آن خواننده باید حداقل از چند فیلتر گذشته باشد . ما در واحد موسیقی صدا و سیما بزرگانی داریم که نباید اجازه انجام این کارها را بدهند.

این خواننده باسابقه موسیقی سنتی در ادامه افزود: من برای اجرای تیتراژ پول می گیرم. ولی الان برای تیتراژهایی که خوانده می شود طرف پول هم می دهد ، برای اینکه معروف  شود. چرا من پول دریافت می کنم ؟! چون شغلم این است و از این طریق زندگی می کنم ولی هیچ تهیه کننده ای حاضر نیست من و برخی دیگر از خواننده های مشهور را جهت اجرای تیتراژها انتخاب کند ، چوان ما معقدیم خوانندگی تخصص ماست و در ازای دریافت مبلغی مشخص ، تیتراژها را اجرا می کنیم ولی خواننده هایی که لطف می کنند و از مامانشان قهر می کنند ، اینها یک پول هنگفت به تهیه کننده می دهند و می گویند ما این کار را می خوانیم ، پول هم می دهیم ، پایت را هم ماچ می کنیم. معلوم است که تهیه کننده من را نمی برد و او را انتخاب می کند.

کارگشا در ادامه تصریح کرد: با این کارها ذائقه مردم را پایین آورده اند. تمام تیتراژ سریال ها شبیه همدیگر است. من الان 20 تا تیتراژ را کنار هم می گذارم اگر توانستید تشخیص بدهید که این آثار چه تفاوتی با هم دارند؟ همه این خواننده ها هم به سلامتی ناله می کنند. آقا این ناله ها را از این موسیقی بیرون بکشید. موسیقی ما خیلی شاداب تر از این حرفهاست. اشعار ما خیلی زنده تر از این حرفاهاست که ما بخواهیم مثلا از این اشعاری که همه در حال بیچارگی ، کم بودن و به صورت سخیف است ، استفاده کنیم. خواهش می کنم که تیتراژها را جهت اجرا نه به من بلکه به خواننده هایی واگذار کنید که سواد این کار را دارند و دوره های آن را گذرانده باشند.

عبدالرسول کارگشا در ادامه به ذکر خاطره ای از اوایل دوران فعالیت هایش پرداخت و گفت : من سال 1370 خواننده ارکستر سمفونیک تهران به رهبری فریدون ناصری بودم. 15 شب در تالار وحدت کنسرت برگزار کردیم. ما آثار احمد پژمان را به نام همسرایی مختار اجرا می کردیم. چون جوان بودم و ادعا داشتم بدون میکروفن به اجرا می پرداختم. استاد شجریان را دعوت کردم. وقتی آمد گفت:«تو دیوانه ای که بدون میکروفن می خوانی ، بعدها نمی توانی بخوانی» ؛ من بعدا خون بالا آوردم . تا مدتها اصلا نمی توانستم حرف بزنم. آن خون هایی که ما بالا آوردیم و اتفاقاتی که آن سال ها برای ما افتاد موجب شده که امروز می توانم دراین برنامه درباره 7 دستگاه موسیقی صحبت کنم و مثالهایش را نیز اجرا نمایم.

خواننده آلبوم موسیقی تک سوار عشق ادامه داد: این روزها خوانندگی و موسیقی خیلی راحت و همه گیر شده است. طرف یک کیبورد گذاشته و یک آهنگ هم یا دزدیده یا کاور ترکی و .. است ، فقط شعر فارسی روی آن گذاشته و به یک قطعه موسیقی تبدیلش کرده و همه هم خوششان می آید و می گویند عجب آهنگی است. شعرها هم دم دستی و دختر پسری و . . است. اینها که هنر نیست و ثبت نمی شود.

وی سپس به اذان موذن زاده اردبیلی که در بیات ترک که یکی از زیرمجموعه های دستگاه شور است ، اجرا شده اشاره کرد و افزود: موذن زاده اردبیلی با زرنگی و زیبایی آن اذان را در بیات ترک اجرا کرد. شما هر کجای دنیا که این کار را بشنوید موهای بدنتان سیخ می شود ، چون در گوش ما بیات ترک هست ، وقتی به عنوان ایرانی مسلمان متولد می شویم پدر و مادرمان در گوشمان آن را اجرا کرده اند.

به گزارش موسیقی 2002 ، عبدالرسول کارگشا در در ادامه با بیان اینکه بدون اینکه بحثم را توجیه کرده باشم ، اضافه کرد: من اصلا راجع به کارگردان ها و تهیه کننده های بزرگ مانند داوود میرباقری و ضیالدین دری و بزرگان دیگر مقصودم نبود، آنها شاید هرگز این کار را انجام ندهند که تیتراژ را رایگان تمام کنند و به هر کسی که وارد نباشد جهت اجرا واگذار نمایند. مقصودم به دیگرانی است که اشتباها پولی پرداخت نمی کنند و هزینه ای هم نمی کنند. بر این اساس از خوانده هایی استفاده می کنند که آنها نمی دانند با این کارشان آن خواننده ها معروف می شوند و فردا بادیگارد هم می گیرند و پس فردا ما را هم که می بینند انگار زیردستشان را دیده اند و این موجب تاسف است.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٧/٢٩
comment نظرات () لینک

+ فراخوان قطعه موسیقی " مرگ بر آمریکای 93 " منتشر شد

فراخوان واحد ترانه و موسیقی دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی / ایده پردازی ، ترانه  و ملودی برای ؛

مرگ بر آمریکای 93

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002» - وب سایت راه ‌نوا نوشت: باشگاه ترانه و موسیقی راه  که سال گذشته  قطعات موسیقی "مرگ بر آمریکا" و "گزینه های روی میز " را تولید کرده است در فراخوان امسال خود از شعرا و آهنگسازان دعوت کرده است با توجه به تقارن ۱۳آبان امسال با عاشورای حسینی ، اشعار و ملودی های خود را متناسب با فضای محرم به نشانی اینترنتی Rahnava.ir ارسال دارند.

همچنین از اهالی فکر و فرهنگ درخواست می شود "مضامین و مفاهیم ضد استکباری" قابل ارائه در آثار شعری و موسیقایی را پیشنهاد کنند.

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٧/٢۸
comment نظرات () لینک

+ درد دل ها ، گلایه ها و انتقادهای عباس بهادری در گفت و گویی تلویزیونی

درد دل ها ، گلایه ها و انتقادهای «عباس بهادری» ، در گفت و گویی تلویزیونی مطرح شد:

زمان ما این طور نبود که دری بازی شود و همه وارد شوند / خواننده های نسل من هیچ گاه تقلید نکردند / برخی خواننده های تازه کار با پخش دو کار از تلویزیون گمان می کنند کسی شده اند / موسیقی در مملکت ما ول شده / این روزها بیشتر خواننده ها آه و ناله می کنند / موسیقی ای که الان در جامعه پخش می شود بیشتر به درد 17-18 ساله ها می خورد / این همه آثار خواننده های جدید را پخش می کنید ، دو تا از کارهای ما خواننده های قدیمی را هم پخش کنید

 

 

IMG_7833

 

 

 

«موسیقی 2002»: "عباس بهادری" یکی از خواننده های نام آشنا و باسابقه موسیقی پاپ کشور محسوب می شود. وی فعالیت های حرفه ای خود را از سال 1365 در واحد تبلیغات و انتشارات سپاه ناحیه کرج به عنوان خواننده آغاز نمود. بهادری در سال 1368 به واحد موسیقی و سرود سازمان صدا و سیما پیوست و همکاری وی با این سازمان تا به امروز در مقام خواننده تدام داشته است.

به گزارش موسیقی 2002 ، تا به امروز چهار آلبوم مستقل با صدای بهادری منتشر شده است. همچنین وی در چند آلبوم گروهی نیز حضور داشته است و در ضمن تعداد فراوانی قطعه در صدا و سیما اجرا نموده است. بهادری جزو خواننده های نسل اول پاپ پس از پیروزی انقلاب اسلامی محسوب می شود و در دهه 70 خورشیدی جزو فعال ترین پاپ خوان های کشور به شمار می رفت.

اخیرا مستندی در برنامه تلویزیونی ساعت 25 شبکه تهران پخش گردید که این خواننده باسابقه درد دل ها ، گلایه ها و انتقادهای خود را از وضعیت موسیقی و رسانه ها تشریح کرد.

عباس بهادری در ابتدای این گفت و گو اعلام کرد: زمانی که ما فعالیت می کردیم این طور نبود که مثلا دری باز شود و همه وارد شوند و شروع به خواندن نمایند. ابتدا گزینش می شدند . طرف باید حداقل خواننده می بود. ردیف های موسیقی را می دانست ، با موسیقی آشنا بود ، خوب می خواند . آن زمان کارها سنگین ، با وقار و بعضا شاد بود. الان وضعیت به شکلی درامده که من انتظار نداشتم. همه شبیه همدیگر می خوانند. صدا ها مانند همدیگر است. هر کس می خواهد شروع به خوانندگی کند تقلید خواننده قبلی را می کند. همه صداها در یک رنج خاص است. بیشتر هم آه و ناله است.

خواننده قطعه "همپای سحر" ادامه داد : موسیقی ممکلت ما ول شده است. یک متولی خوب نداریم که که برویم به او بگوییم موسیقی که الان در جامعه پخش می شود بیشتر به درد 17-18 ساله ها می خورد. دارای حس نیست. زیبایی ندارد. کلام  و تنظیم زیبا نیست . خواننده ها کارهای همدیگر را کپی می کنند.

وی افزود : به طور مثال خواننده با دستگاه ملوداین می خواند و تنظیم کننده هم فالشی صدای خواننده را می گیرد. سختی کار را تنظیم کننده متحمل می شود که بنده خدا پای دستگاه می نشیند و چندین ساعت وقت می گذارد تا فالشی صدای خواننده را بگیرد. وقتی فالشی گرفته شود دستگاه کار را خوب پخش می کند. همین خوانده فردا می خواهد کنسرت برگزار کند ، فاجعه است. الان دستگاهی آمده که همزمان فالشی صدای خواننده را حین اجرای زنده هم می گیرد. این کارها خواننده را تنبل می کند.

بهادری در ادامه تصریح کرد: مهرداد کاظمی به جبهه ها رفت ، کار خواند ، وقتی بیمار شد کسی سراغش را نگرفت . انتظار ما از مسوولان فرهنگی این است که یادی از هنرمندان قدیمی و پیشکسوت بکنند. ادب حکم می کند اگر خواننده ای پیشکسوت بیاید به احترامش بلند شوم و نسبت به وی ادای احترام کنم چون به لحاظ سابقه هنری یا سنی از من بزرگ تر است. من وظیفه ام این است که به او احترام بگذارم. اگر این کار را انجام ندهم فردا که مسن شدم کسی به من احترام نمی گذارد.

به گزارش موسیقی 2002 ، خواننده قطعه مشهور "صبح پیروزی" خاطرنشان کرد: الان خواننده ای جوان دو کار در تلویزیون می خواند و تصویرش از این رسانه پخش می شود امر به وی مشتبه می شود که واقعا کسی شده است. دنیا چنان بی ارزش و فانی و گذراست که مثل برق می گذرد، ماها که رفتیم شما هم می آیید و می روید. اما چیزی که از انسان به یادگار می ماند عمل نیک و مردم داری اوست.

خواننده آلبوم گلباران در ادامه گفت : از تهیه کننده های صدا و سیما گله مند هستم. تهیه کننده های جدید وقتی می آیند نمی دانم ما را نمی شناسند یا ما را فراموش کرده اند؟ مثلا وقتی وارد سازمان می شوند می خواهند تهیه کنندگی کاری را بگیرند و چند تا خواننده را دعوت کنند لیستی در دست می گیرند ، همه هم از این خواننده های جدید هستند. تعدادشان هم که زیاد است.

عباس بهادری سپس به تفاوت نسل خود و خواننده های نسل جدید اشاره کرد و گفت: ما خواننده های قدیمی تقلید هیچ خواننده ای را نکردیم. صدا ، صدای خودمان بوده است. اگر هر مخاطبی هم که کارهای ما را بشنوند همیشه در ذهش از آثار ما خاطره ای خواهد داشت.

وی با گلایه از تهیه کننده های صدا و سیما ادامه داد : من هر سال حدود سه چهار قطعه در واحد موسیقی و سرود صدا و سیما اجرا می کنم ولی متاسفانه با وجود آن که کارهای خوبی هم هستند ولی به آرشیو می روند و خاک می خورند. مرکز موسیقی کپی کارها را برای پخش ارسال می کنند ولی تهیه کننده ها توجه نمی کنند. کارشان سلیقه ای است.

خواننده قطعه "برخیز ای مسلمان" سپس افزود: هراز گاهی یادی از هنرمندان عرصه موسیقی ، تئاتر، تلویزیون و ... بکنید.  به پیشکسوتها احترام بگذارید. ما به جز احترام هیچ چیز نمی خواهیم. دوست داریم فراموش نشویم. البته فراموش شدن یا نشدن دست خودمان است و به رفتار و اعمال خودمان مربوط می باشد. اما دوست دارم برخی مواقع آثار ما را از طریق رسانه پخش شود . این انتظار بی جایی هم نیست. برای کارهایی که خواندیم سازمان بودجه تخصیص داد . به ما پول پرداخت شده تا این کارها را بخوانیم. هزینه آهنگسازی ، نوازندگی و ..  پرداخت شده است.

به گزارش موسیقی 2002 ، عباس بهادری در پایان پرسشی را خطاب به تهیه کننده های برنامه های صدا و سیما مطرح نمود : چرا کارهای ما باید به آرشیو برود و خاک بخورد؟ این همه کار از خواننده های جدید پخش می کنید ، دو تا کار از آثار ما خواننده های قدیمی را هم پخش کنید. آن وقت از مردم نظر خواهی کنید ، فکر نمی کنم کار دشواری باشد.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٧/٢٧
comment نظرات () لینک

+ دو گفت و گو ؛ از خواننده تازه نفس انقلابی تا آهنگساز سه گانه پایتخت

خواننده تازه نفس انقلابی : فکر می‌کنند برای پول ، کارهای ارزشی می‌خوانیم / آریا عظیمی نژاد : در ایران یک فاصله عمیق بین خواننده معروف و خواننده خوب وجود دارد

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

گفت و گو با «سیدحمزه موسوی» ، خواننده تازه نفس موسیقی پاپ انقلابی :

فکر می‌کنند برای پول ، کارهای ارزشی می‌خوانیم / "قصه ادامه دارد" ادامه پیدا می‌کند

 

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002» - خبرگزاری دانشجو نوشت: "سیدحمزه موسوی"، خواننده کلیپ «کربلا کربلا» در گفت و گویی درباره ورود خود به عرصه موسیقی گفت: 12سال است که وارد حوزه موسیقی شده‌ام. ورودم به حوزه موسیقی از کارهای مذهبی و اولین کارم اجرای یک قطعه موسیقی برای شهدا بود. سال 88 سربازی رفتم و در کنگره شهدا و حفظ آثار دفاع مقدس بودم. کار ما در آنجا در حوزه جمع‌آوری وصیت‌نامه شهدا و تبدیل آنها به کتاب بود. در آن دوره برای اردوهای راهیان نور شش ماه به مناطق جنگی رفتم و خادم‌الشهدا بودم. از همان سال این عشق و علاقه به وجودم راه پیدا کرد و کار برای شهدا را آغاز کردم که تا امروز هم ادامه دارد و انشاالله ادامه داشته باشد.

وی درباره فضای فعلی کار در حوزه سروده‌های انقلابی اظهار کرد: الان این فضا بسیار خوب شده و خواننده‌های زیادی وارد این حوزه شده‌اند. پیش از این ارگان‌ها ارزش چندانی قائل نمی‌شدند، اما الان وضعیت بهتر شده است و وقتی کار ارزشی می‌خوانیم، از آن استقبال می‌کنند.

موسوی در رابطه با دلیل بی‌توجهی برخی رسانه‌ها به کارهای ارزشی و بها دادن به کارهایی که به لحاظ محتوایی در سطح پایینی قرار دارند، عنوان کرد: دلیل این مسئله «پول» و «ارتباط» است. کاری که ما انجام می‌دهیم کاملاً پرمحتوا و برگرفته از آثار شاعران ارزشی و با سوژه‌های خاص است، اما می‌بینم که این کارها چندان دیده نمی‌شود. با این وجود، کار ما دلی است و آن را انجام می‌دهیم.

خواننده کلیپ «کربلا کربلا» در ارتباط با مشکلات موجود در زمینه سبک خوانندگی انقلابی در داخل کشور گفت: من با خواننده‌های مختلفی در سبک‌های دیگر ارتباط دارم، اما آنها ما را جدا از خودشان می‌دانند و می‌گویند در سبک ما کار کن؛ تو چرا برای پول و آدم‌های ارزشی و مذهبی می‌خوانی؟ در کل ما را از بقیه جدا می‌بینند و معتقد هستند این کار از دلمان نیست و برای منافع‌مان این کارها را انجام می‌دهیم. خواننده‌ها در کشورهای دیگر مانند سوئد، سوییس و آمریکا برای کشورشان و افرادی که در جنگ کشته شده‌اند شعر می‌خوانند و کشته‌های گمنام‌ آنها نیز وسط شهرشان خاک شده‌اند، اما در ایران نسبت به این مسایل موضع‌گیری وجود دارد.

وی درباره عملکرد مسئولان در این زمینه بیان کرد: تنها کسی که در این عرصه فرهنگی از من حمایت کردند، حجت‌الاسلام و المسلمین محمدرضا زائری بود و جایگاهی که در عرصه موسیقی دارم به دلیل حمایت‌هایی است که ایشان کردند. با حمایت وی، استودیوی سرچشمه که در حزب جمهوری اسلامی سابق است را به همین منظور دائر کردم.

موسوی افزود: من از دیگر مسئولان اصلاً حمایتی ندیدم. حتی از طریق شهرداری هم اقدام کردم، اما خیلی معمولی برخورد می‌کنند و می‌خواهند یک پولی به ما بدهند. آنها فکر می‌کنند ما به خاطر پول شعر می‌خوانیم، در حالی که این یک کار ارزشی است و باید بین این کار و کارهای دیگر فرقی قائل شوند. این سبک از خواندن برای من هیچ منفعتی نداشته است.

خواننده کلیپ «کربلا کربلا» درباره ایده شکل‌گیری این کلیپ اظهار کرد: از چند سال پیش این ایده را در ذهن داشتم، اما موقعیت اجرای آن پیش نیامده بود. دو، سه روز قبل از هفته دفاع مقدس این ایده دوباره به ذهنم رسید و با مسعودی، تهیه‌کننده آن تماس گرفتم و ایشان هم استقبال کرد. با اکبر شریعت، خواننده اصلی کار هم صحبت کردم. همچنین قاسم صرافان شعر را در قالب روزآمد درآورد. تنظیم‌کننده کار یعنی حمیدرضا شکارسری هم کار را بسیار خوب درآورد. علاوه بر کلیپ «کربلا کربلا»، کار «قصه ادامه دارد» نیز ادامه پیدا خواهد کرد و قرار است بعد از این کلیپ، تلفیق آثار دیگر دفاع مقدس و انقلاب مانند کارهای رضا رویگری و کویتی‌پور را انجام دهیم.

به گزارش موسیقی 2002 ، سیدحمزه موسوی یکی از خواننده های آلبوم "بی سیم چی" است که اخیرا با صدای 5 خواننده پاپ انقلابی به مناسبت هفته دفاع مقدس منتشر شده است.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

«آریا عظیمی نژاد» در گفت و گویی تلویزیونی عنوان کرد:

در ایران یک فاصله عمیق بین خواننده معروف و خواننده خوب وجود دارد / الان مردم فکر می کنند موسیقی درست همین قطعاتی است که از طریق تیتراژها می شنوند

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002»: "آریا عظیمی نژاد" ، آهنگساز مطرح در برنامه تلویزیونی ساعت 25 حضور یافت و به اظهار نظر درباره وضعیت موسیقی کشور پرداخت.

به گزارش موسیقی 2002 ، عظیمی نژاد در بخشی از سخنان خود گفت : یک فاصله عمیق بین خواننده معروف و خواننده خوب در ایران وجود دارد. صرف معروف بودن در عرصه خوانندگی به معنای خوب بودن نیست.

وی افزود: سابق بر این رادیو و تلویزیون نقش خیلی مهم برای شناساندن موسیقی درست به مردم داشت که سال هاست که این نقش را رسانه ملی از دست داده است.

آهنگساز سه گانه پایتخت ادامه داد : الان تیتراژها تنها منبع برای مردم است که موسیقی را بشنوند و نظارت مناسبی هم بر روی این تیتراژها وجود ندارد. عرصه تیتراژها فرصتی شده برای اینکه مردم فکر می کنند این موسیقی هایی که می شنوند درست است و بعضی وقت ها انتظار داشتن از مردم هم شاید یک مقدار کار درستی نباشد چون انها آثار درست نمی شوند. همچنین یک متولی وجود ندارد که خوراک مناسب به مردم بدهد.

آریا عظیمی نژاد تصریح کرد : البته مردم ما با هوش هستند و موسیقی خوب و بد را از هم تشخیص می دهند ولی یک متولی باید باشد که موسیقی درست را به دست مردم برساند و این نقش بر عهده رادیو و تلویزیون است.

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٧/٢٥
comment نظرات () لینک

+ برای نخستین بار ؛ گفت و گوی تفصیلی «فیروز برنجان» در ایران

پس از سال ها سکوت ، وی از ناگفته های خود و پسرش می گوید/ نخستین گفت و گوی «فیروز برنجان» (بابک رادمنش) ، پدر سامی یوسف در ایران :

هر سال به ایران می آمدم/ 45 سرود در رابطه با انقلاب اسلامی و دفاع مقدس قبل از عزیمت به خارج از کشور ساختم / آلبوم «دلا» پس از ماه صفر منتشر خواهد شد / این بار برای همیشه آمده ام که بمانم / همکاران مسلمان افراطی سامی یوسف در اولین ویدئو کلیپش به او گفتند به صورت نمادین همانند خودشان نماز بخواند/ تمام شعرهای فارسی را که سامی اجرا کرده است را من سروده ام / به تازگی سامی یوسف قطعه ای در وصف امام رضا (ع) خوانده است

 

 

 
 
 
 
 
 

«موسیقی 2002» - خبرگزاری میزان نوشت: شاید خیلی از خوانندگان ما نام فیروز برنجان را بیاد نیاورند اما سرود ماندگار و جاودانه وی را با نام «خلبانان ، ملوانان» که به عنوان اولین و درخشان ترین سرود دفاع مقدس شناخته می شود را حتما می شناسندکه در تمام اذهان باقی مانده و خواهد ماند. استاد فیروز برنجان شاعر و آهنگساز این اثر جاودانه است که در اولین روز جنگ تحمیلی عراق به ایران ساخته شد.
این اثر یکی از 45 سرودی است که استاد برنجان زمانی که کارمند رسمی سازمان صدا و سیما بودند به عنوان آهنگساز و نوازنده کمانچه ، با گروه موسیقی خالقی در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی اصیل ایرانی و ارکستر آذریایجانی در رادیو واقع در میدان ارگ از اوایل انقلاب تا اواسط سال 64 همکاری داشته و برای آنها سرودهای فارسی و آذری می ساخت. اما خیلی از ما با نام بابک رادمنش که لقب هنری فیروز برنجان بعد از عزیمت به خارج از کشور است آشنا هستیم و وی را با آثار بسیار معروف و معنوی اش میشناسیم.
بابک رادمنش اصولا اهل مصاحبه و رسانه نیست اما با اصرار علی کیانی موحد روزنامه نگار خوش ذوق هنری مصاحبه ای مفصل را با وی در "اطلاعات هفتگی" انجام داده است. گفت وگویی که رادمنش در آن درباره فرزند مشهور خویش سیامک یا همان "سامی یوسف" هم حرفهای جالبی را مطرح کرده است.

میزان متن کامل این گفتگو را ارائه می کند.



* بعد از نزدیک به سی سال، سال پیش به ایران بازگشتید اما خبر خاصی از شما نیست و خیلی از علاقمندان شما حتی نمی دانند در ایران سکونت دارید. چرا اینقدر بی سر و صدا؟

البته بنده از همان سال 64 که به علت نارسایی جهاز هاضمه اجبارا برای معالجه که قرار نبود بیشتر از یک یا دو سال طول بکشد به همراه خانواده به انگلستان رفتیم. هر سال به ایران می آمدم البته برای مدت کوتاه و باز می گشتم یعنی سالی نبوده است که به ایران نیامده باشم. و اما جواب سوال شما اعتقاد درونی بنده این است ، از آنجایی که همه ما انسانها در این دنیا مسافر هستیم که متاسفانه خیلی ها این موضوع را فراموش کرده اند بیشتر مسائل برایم حل شده است و به همین علت است که هیچگاه اهل حاشیه و جنجال نبودم و همیشه بی سر و صدا بودن را ترجیح داده ام. زمانی هم که به ایران بازگشتم دلیلی ندیدم که آنرا رسانه ای کنم. جالب است بدانید در همین رابطه ترانه ای به نام مسافر ساخته و با صدای خودم آنرا اجرا کردم که در آلبومی به نام «دِلا» منتشر خواهد شد که با این جمله ها شروع می شود:
دنیا مسافرخونه ای است که دیواراش تو خالیه - تکیه گاهِ هیچ کسی نیست، یک تصویرِ پوشالیه
اما همین دنیایِ پوچ، می تونه که بهشت باشـه - برای هنـگام دِرو، مـزرعِ خـوبِ کشـت بـاشه
حــــالا که مسـافـریم، حالا که بایـد بـــریم - این همـه بی وفا نباش، از معــرفت جـدا نباش
این همه خود بُزرگ بین و بی خبر از خدا نباش

 


* خیلی از مردم شما را نمی شناسند. یعنی نام فیروز برنجان را نمی شناسند و نمی دانند چه آثار خاطره انگیزی را سروده و ساخته اید؟
(باخنده) مگر باید بدانند؟ راستش برای من در وهله اول تاثیرگذاری آثارم اهمیت بیشتری دارد تا مطرح شدن نامم ، هیچگاه دنبال شهرت و مشهور شدن نبودم و نیستم. باور مسافر بودن خیلی از این مسائل را برای من حل کرده است.


* در بعد چند وجهی بودن هنر شما خیلی از مردم نمی دانند شما شاعر،ترانه سرا، آهنگساز، خواننده، نوازنده و مدرس 9 ساز مختلف هستید؟
همان طور که عرض کردم علاقه مند نیستم که خیلی سرزبانها و در چشم باشم ، شاید لازم باشد بدانید که علیرغم درخواست بسیاری از رسانه ها جز یک مورد برنامه تلویزیونی تاکنون هیچ مصاحبه ای نداشتم و این اولین گفتگوی بنده با مطبوعات است.

 


* بفرمایید چرا؟ در صورتی که شما حرفهای فراوانی برای گفتن می توانید داشته باشید. کمی بیشتر از خودتان بگویید و چه شد که از ایران رفتید.
همانطور که در سوال اول پاسخ دادم اواسط سال 64 بود که به علت بیماریم از ایران به همراه خانواده به انگلستان رفتیم. بیماری من اینگونه شروع شدکه پزشکان تشخیص دادند، مادرم مبتلا به سرطان شده و سه ماه بیشتر زندگی نخواهد کرد ، با شنیدن این خبر شکی به من وارد شد که جهاز هاضمه ام از کار افتاد. در ایران به چندین پزشک مراجعه کردم ولی اکثر آنها توصیه کردند که معالجه این بیماری در انگلستان بهتر خواهد بود ، اما طول درمانم سالها طول کشید و هنوزم که هنوزه بهبودی کامل پیدا نکردم. بچه ها هم که به مدرسه رفتند دیگر مجبور شدیم همانجا ماندگار شویم البته اینطور نبوده که در این سی سال به ایران برنگشته باشم، هرسال می آمدم و مدتی هم در ایران می ماندم. من عاشق ایرانم و خدا نکند که دیگر بعد از این دور از وطن باشم کاش می توانستم درمانم را در ایران به انجام می رساندم که مجبور نباشم این همه رنج دوری از وطن را تحمل کنم. سال اول برایم بسیار سخت گذشت، هرشب قرآن و نهج البلاغه می خواندم تا فکر دوری از آب و خاکم مرا رنج فراوان ندهد.
شعری را نیز در این رابطه گفته ام که اینچنین است:
در جوانی رام عقــل و ، خـــام رویایی شـدم - فکر هجرت بر سرو ، در بند و سودایی شدم
دور ماندم از عـزیزان ، با غــم و درد فــراغ - آه ســرد روزگارو ، نالـــه ی نـایی شــدم
گر بیان خواهم کنم در جمله ای منظور خویش - ســالها زنــدانی زنـدان زیبـــایی شـــدم
این قسمتی از یکی از اشعار من به نام «زندان زیبا» است که در کتابی به نام مجموعه اشعار کوتاه (نکته ها) در زیر چاپ است و بزودی منتشر می شود. این سومین کتاب من است که در ایران به چاپ می رسد پیش از این ، کتاب «مهتاب عشق» که دارای اشعار کلاسیک است در سال 88 منتشر و کتاب «قصر آرزوها» که شامل ترانه هایی است که تاکنون سروده ام در سال 89 به چاپ رسید.



* پس همانطور که گفتید به خاطر معالجه از ایران رفتید؟
بله. البته اگر به بنده بود هیچگاه از ایران خارج نمی شدم، چرا که آن زمان اوج فعالیتم در صدا و سیما بود. همانطور که می دانید آهنگ و شعر و تنظیم سرود «ای رهبر» که کلام آذری دارد و یا سرود «خلبانان» که هر دوی آنها با صدای آقای جمشید نجفی خوانده شده است ، تنها 2 مورد از 45 سرودی است که در رابطه با انقلاب اسلامی و دفاع مقدس قبل از عزیمت به خارج از کشور ساخته ام.
دوستانم در خارج از کشور به من می گفتند که چرا اینقدر ایران ایران می گویی مگر اینجا چه فرقی با ایران دارد که هر سال به ایران می روی ، در جوابشان می گفتم وقتی در خاک ایران راه می روم، انگار آغوش اجدادم برایم باز شده و من در آغوش آنها قدم برمی دارم. البته این علاقه به وطن را وقتی بیشتر احساس می کنید که سالها رنج دوری از آن را کشیده باشید.

 


* در این سی سال همکاری با صدا و سیما نداشتید؟
خیر، متاسفانه به علت کسالت فراوانی که داشتم سالها هیچ فعالیتی نداشتم بعد از آن هم دیگر همکاری خاصی با یکدیگر نداشتیم. اما در مدتی که کارمند رسمی صدا و سیما به عنوان آهنگساز و نوازنده کمانچه بودم آثار بنده با صدای این خوانندگان محترم اجرا شده است. آقایان: گلریز ، رشید وطن دوست ، اسفندیار قره باغی ، شاپور رحیمی ، محمدعلی قدمی ، جمشید نجفی ، اباذر (خواننده آذربایجانی) و همچنین آثاری با صدای خودم.

 


* به عنوان یک ترانه سرا، ترانه و شعر می بایست چه ویژگی هایی داشته باشد؟
من موسیقی را به یک ظرف خالی تشبیه می کنم، یعنی اینکه نه آدم را گمراه و نه راهنمایی می کند اما به محض آنکه کلامی با موسیقی همراه میشود مانند این است که غذایی درون آن ظرف قرار گرفته باشد که این غذا میتواند فرد را مسموم یا شفا دهد یا برخی مواقع هم خنثی باشد که بنده به یاری خداوند همیشه سعی کردم که در وادی شفادهندگی موسیقی گام بردارم.برای من موسیقی وسیله ای است که می تواند زیباترین پیامها را با کلام معنوی و خداپسندانه به گوش مردم برساند و مهمترین قسمت یک اثر را کلام آن میدانم ، این کلام است که می تواند فکر شنونده را منحرف یا انسان و روحش را متعالی کند.به نظر بنده موسیقی ایران در دنیا معروفیت چندانی ندارد اما در عوض شعر ، ادبیات و عرفان ایران در اکثر کشورهای دنیا شناخته شده است و به آن ارج می نهند و شاید بتوان گفت در طول تاریخ موسیقی ایران موسیقی بدون کلام بسیار بسیار کم ساخته شده است و حدودا 99% از آثار موسیقی ایرانی همیشه همراه با کلام بوده است به همین دلیل باید به شعر و ترانه توجه بیشتری کرد.در ضمن فکر میکنم بسیار مهم است که شعر یا ترانه ابتدا باید قابل فهم اکثر مردم جامعه باشد و در عین حال پیغامی متعالی داشته باشد و روح انسان را به معنویت نزدیک کند حتی اگر شعر و یا ترانه ای هم عاشقانه گفته می شود بازهم با واژه های نجیب و معنوی سروده شود. و گرنه چه فایده! که شاعر یا ترانه سرا زمین و آسمان را با واژه های زیبا به هم ببافد اما مجموع آن تلاشها صرفا زیبایی داشته باشد و هیچ دردی را از مردم دوا نکند!؟

 


* دقت کرده اید سلیقه موسیقیایی مردم به ویژه جوانها عوض شده و اکثرا به کلام توجه نمی کنند؟
بله متاسفانه درست است ، اما همانطور که قبلا عرض کردم ایران مهد شعر و ادبیات و عرفان است و علاقه به ادبیات و شعر در خون ایرانی ها است. با این حساب فصل بی توجهی ، میتواند گذرا باشد ، چرا که به قول مولانا « هر کسی کو دور ماند از اصل خویش - بازجوید روزگارِ وصلِ خویش» مطمئنا هنگامی که شعر ترانه پر بار و معنی دار باشد خود به خود مورد توجه شنونده قرار می گیرد. خلاصه این کلام است که در ذهن ها حک شده و باعث ماندگاری اثر میشود.به عنوان مثال شما احتمالا ترانه «مخور غم گذشته» از ساخته های بنده است را شنیده اید که قستمی از شعر آن چنین است:
(عمر گران میگذرد خواهی نخواهی – سعی بر آن کن که نرود رو به تباهی - مطلب دل را طلب از سوی خدا کن - زان که بود رحمت او، لایتناهی )
چرا این شعر به گفته مردم ماندگار شده؟ به نظر بنده چون معنای معنوی دارد محترمانه در اذهان جای گرفته است و ماندگار شده است.



* فکر می کنید چه اتفاقی افتاده که ترانه های ما ضعیف شده است؟!
دلیل اصلی می تواند این باشد که نرم افزارهای کامپیوتری ، ساخت موزیک بخصوص سبک پاپ را بسیار راحت کرده است که می شود با آن حتی شخصی هم که تبحری در موسیقی ندارد و تنها علاقه مند است می تواند کاری را به آسانی تولید کند و به همان سادگی عمدتا کلامی ساده و بی کیفیت بر روی آن قرار میگیرد. امیدوارم پررنگی این فصل به اصطلاح موسیقی کامپیوتری به تدریج کمرنگ تر شده و دوباره موسیقیدانها و نوازانده های ماهر وارد صحنه شوند و بیشتر از اینها آثار با ارزش تولید شود که اصولا همراه با موسیقی با ارزش طبیعتا کلام ارزشمند نیز خواهد بود. به نظر من هنرمند هم طبیب جامعه است که می بایست شفابخش روح ها باشد و هم معلم ، که چیزی را به مردم یاد دهد و چقدر زیباست که در هر هنری نور الهی نیز وجود داشته باشد.با اینکه خودم مدرس و نوازنده 9 ساز مختلف هستم و آهنگسازی میکنم، همیشه موسیقی را وسیله ای می دانم برای رساندن کلام خوب. معتقدم آنچه که موسیقی را مناسب یا نا مناسب می سازد، ملودی (نغمه) یا سازها نیستند بلکه فقط کلام است کلام است کلام.
ساز از چوب است و از سیم است و از آهن وَ غیر - هر کدام از این عناصر هم به شر است هم به خیر
خیر و شر اسـت هر زمان در نیــت انــسان بود - کاربردش بی گمان دســــت هنــــرمندان بود.

 


* به نظر شما معنای هنر چیست؟
جالب است که بگویم جواب این سوال فقط یک کلمه است و آن نه فقط در هنرهای زیبا بلکه در هر کاری میتواند وجود داشته باشد و آن «خــلاقیت» است. خداوند به هرکسی لطفی عطا فرموده و استعدادی در وجودش نهاده ، به عنوان مثال استعداد زاتی که در وجود استاد جلیل شهناز وجود داشته از وی چنین نابغه ای ساخته است و ایشان از استعداد خدادادی اش در راه درست استفاده کرده ، اینگونه است که نام یک هنرمند همیشه ماندگار می شوند.

 


*کمی از خانواده تان بگویید.
در آغاز می خواهم از همسر خوب و مهربانم برای همه زحماتی که در زندگی مشترکمان کشیده است تشکر کنم. همانطور که می دانید زندگی کردن با هنرمند خیلی آسان نیست ولی ایشان این سختی را با گذشت و فداکاری ، پیوسته تحمل کرده و همیشه در همه موارد زندگی حتی ساخت آثارم پشتیبان و یار و یاور من بوده است. و اما درباره والدینم باید عرض کنم که هردوی آنها مذهبی بودند ، متاسفانه من در سن هشت سالگی پدرم را از دست دادم ولی تا وقتی که ایشان زنده بودند من را هرروز با خودش به مسجد می برد. و از آنجایی که به قول معروف ریشه شخصیت هر کسی از بدو تولد تا سن شش یا هفت سالگی شکل میگیرد ، شخصیت من هم به دلیل حضور در چنین خانواده ای به صورت مذهبی شکل گرفت.

 


* چه شد که به سمت موسیقی کشیده شدید؟
بعد از فوت پدرم و با توجه به اینکه خانواده ما به شعر و آواز هم علاقه مند بودند و برادرانم همه صدای خوبی داشتند و آواز میخواندند طبیعتا منهم به شعر و موسیقی کشیده شدم اما نه هر موسیقی. از همان کودکی به ساز و خواندن علاقه مند شدم تا اینکه در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران تحصیل کردم و به طور کلی از مکاتب این اساتید گرانقدر به صورت حضوری یا غیابی استفاده کردم. پیانو را از اساتید دانشکده و ویولن را از مکتب دو استاد گرانقدر استاد «ابوالحسن صبا» و «استاد علی تجویدی» و در مورد سازهای اصیل ایرانی ، تار را پیرو مکتب «استاد جلیل شهناز» ، سه تار را پیرو مکتب استاد «احمدعلی عبادی» ، سنتور را پیرو مکتب «استاد فرامرز پایور» ، بربط (عود) را پیرو مکتب «استاد منصور نریمان» ، کمانچه را پیرو مکتب «استاد علی اصغر بهاری» ، نی را پیرو مکتب «استاد حسن کسایی» و تنبک را از مکتب «استاد حسین تهران» بهره گرفتم.

 


* پدر شما اهل موسیقی و خواندن نبودند؟!
نه زیاد ، ته صدایی داشتند اما اهل موسیقی نبودند که متاسفانه ایشان را خیلی زود از دست دادم. مادرم که شخصیتی بسیار مذهبی و عرفانی داشت به آثار من علاقه مند بود ، هرکاری را که می ساختم نظر مادرم را درباره آن جویا میشدم. زمانی که ایشان بیمار بود ، به من می گفت که برایم با کمانچه ، موسیقی محلی لری بزن تا با صدای آن گریه کنم. ماهور لری سوز عجیبی دارد و واقعا اشک آدم را در می آورد. جالب است بدانید که من و یا مادرم هرگز لرستان را ندیده بودیم اما یک کار اوایل انقلاب برای هفته وحدت ساختم و با لهجه لری آن را خواندم که بسیار هم تاثیر گذار بود و هیچ کس باور نمی کرد که خواننده این اثر لرستانی نباشد. این سرود را زمانی که مادرم در قید حیات بودند ساختم که خیلی هم مورد علاقه ایشان بود.

 


* آیا هیچ وقت خواستید که به عنوان خواننده مطرح باشید؟
اوایل انقلاب که در صدا و سیما بودم چند کار از آن 45 سرودی که ساخته بودم را به زبان فارسی یا آذری خودم اجرا کردم اما خارج از ایران فعالیتی به عنوان خواننده نداشتم. بگذارید خاطره ای تعریف کنم در همان دوره که آهنگساز صدا و سیما بودم روزی استاد علی معلم که با یکدیگر همکار بودیم به من گفتند که شعر «در عشق زنده باید» مولانا را خیلی دوست دارم و علاقه مندم که شما روی آن آهنگی ساخته و با صدای خودت اجرا کنی ، من هم این کار را انجام دادم که از صداوسیما پخش و مورد استقبال واقع شد. آن زمان علاقه زیادی به خواندن نداشتم اما هم اکنون دوست دارم سروده هایی که از دلم برمی آید را خودم بخوانم. به همین دلیل هم آلبومی به نام «دِلا» تهیه کرده ام که قرار است انشاالله پس از ماه صفر منتشر شود ، امیدوارم مردم آنرا بشنوند و دوست داشته باشند.

 


* به عنوان آهنگساز برای همکاری با خوانندگان، چه معیارهایی دارید؟
اول از همه شخصیت خواننده برایم بسیار اهمیت دارد. با همه خوانندگانی که کار کردم، سنگین و با شخصیت بودند. خیلی از پیشنهادها را هم به خاطر شخصیت آنها رد کردم و می کنم. صدای فوق العاده ی خواننده برای من چندان مهم نیست. به عنوان مثال جوانی در ایران با من کار می کند که صدای خوبی دارد کاری را اخیرا برای حضرت امام رضا (ع) ساختم که با صدای وی پخش شد. من بیشتر به خاطر شخصیت خوبش با او همکاری می کنم.

 


* دلیل بازگشت شما به ایران چیست؟
اولا همانطور که قبلا گفتم همه ساله به ایران می آمدم ولی این بار برای همیشه آمده ام که بمانم و دوما
عشق! عشق به ایران و ایرانیان! چقدر خوب است انسان در مملکت خودش زندگی کند و بمیرد و در خاک خودش دفن شود. واقعا این یک سالی که به ایران بازگشته ام برایم بسیار خوب و دلنشین بوده است و بعد از سالها تحت نظر پزشک بودن ، این روز ها حال روحی ام بسیار بهتر از قبل است.

 


* کمی از فرزند بزرگتان بارٌن بگویید
اسم اصلی وی بابک است اما با نام هنری بارُن کار می کند. او هم در زمینه موسیقی فعالیت دارد اما تحصیل کرده رشته مهندسی Business Computing System است. تنظیم و میکس و مسترینگ اکثر کارهای من و همچنین میکس و مسترینگ ترانه های سامی را او انجام می دهد که در کارش بسیار هم حرفه ای است.

 


*کمی از سامی صحبت کنیم. اولین سازی که به او آموختید چه بود؟!
سامی شش ماهه بود که اسباب بازیهایش را کنار می زد و با تار و وسایل موسیقی من بازی می کرد. در لندن تدریس موسیقی داشتم و سامی شش ساله بود که یک روز گریه کنان سراغ من آمدکه شما به همه ساز زدن می آموزید به جز من! من هم گفتم به تو یاد می دهم به شرطی که از روی نت ساز زدن را یاد بگیری، او هم قبول کرد. از من خواست که اول تنبک نوازی را به وی بیاموزم و من هم کتاب استاد تهرانی را جلویش گذاشتم و چند صفحه ای به وی تدریس کردم و گفتم بعد چند ساعت نگاه میکنم که چه چیزی یاد گرفته ای؟ عصر سراغش رفتم و پرسیدم که چه یاد گرفته ای؟ او گفت: بابا، من همه کتاب را تمرین کردم! گفتم ببین این حرفها را می زنی که بهت درس نمی دهم، همه کتاب را تمرین کردم یعنی چه؟ بزن ببینم چه یاد گرفتی؟ او هم شروع کرد به نواختن و احساس کردم که انگار چند سال است نوازنده تنبک است. آنروز فهمیدم که سامی استعداد ویژه ای دارد و خدا بیشتر از خود بنده به او لطف کرده است. به نظر من سامی جز نوابغ است ، بعضی ها فکر می کنن چون سامی چهره آرام و دلنشینی دارد و ویدئو کلیپهایش خوش رنگ و لعاب است معروف شده اما حقیقتا باید بدانیدکه او بسیار با استعداد و هنرمند است.
هنر سامی مثل قلبش پاک است و به همین دلیل در کارش اینقدر پیشرفت داشته است. نه اینکه فکر کنید چون پدرش هستم از او تعریف میکنم ، سامی بسیار مهربان و دوست داشتنی است . تمام سازهایی که تدریس می کنم را از من فرا گرفته و به خوبی مینوازد. سیزده ساله بود که همراه مادرش به ایران سفر کرد و که من همراهشان نبودم بعد از بازگشت به لندن به من گفت که قطعه ای از استاد جلیل شهناز شنیده که خیلی آنرا دوست دارد. من از زمانی که مادرم فوت کرده بود و دچار افسردگی شده بودم، گریه نکرده بودم تا اینکه این کار استاد شهناز را سامی با تار برایم بسیار زیبا نواخت. دیگر نتوانستم جلوی خودم را بگیرم و بلند بلند گریه میکردم! همسرم تعجب کرده و پرسید چه شده؟ گفتم چیزی نیست به خاطر این تار زیبا گریه می کنم. انگار با تار حرف می زد.

 


* چرا سامی نام «سامی یوسف» را برای خودش انتخاب کرد؟
سامی اسم اصلی اش سیامک است اما در مدرسه به علت اینکه تلفظ سیامک برایشان مشکل بود به وی سامی می گفتند و این شد که این نام برای او ماند. یوسف را هم که کلمه مبارکی است به علت علاقه زیاد به قرآن و زبان عربی برای خود انتخاب کرد. نام سیامک برنجان در دنیا خیلی مورد استقبال قرار نمی گرفت و او هم سامی یوسف را برای نام هنری خود انتخاب کرد تا بتواند مخاطب بیشتری را در سطح دنیا جذب کند. او دوستان مسلمانی داشت که سامی را به خوانندگی تشویق می کردند و در حالی که بسیار جوان بود با دوستانش گروهی را تشکیل دادند و آلبوم اول خود به نام المعلم را تهیه کرد اما بعد از چند سال از آن گروه جدا شد.

 


*به چه دلیل جدا شد؟!
به دلیل اینکه آنها مسلمانان افراطی بودند و از نظر اعتقادی و شریعت با ما خیلی فاصله و چالش داشتند ، سامی را به سمت و سوی غلط راهنمایی می کردند حتی در اولین ویدئو کلیپش به او گفتند به صورت نمادین همانند خودشان نماز بخواند در حالی که تمام اجداد ما شیعه و عاشق اهل بیت (ع) هستند تا اینکه با تلاش زیاد و لطف خداوند از آنها جدا شد که خسارت فراوانی هم برای وی به همراه داشت چونکه آنها با سامی قرارداد بلند مدت بسته بودند! الان حدود شش سال است که سامی از آنها جدا شده و از آن زمان با شرکت اروپایی و بین المللی فعالیت می کند.

 


*در اوایل همه فکر می کردند سامی عرب است.
بله ، البته سامی هیچگاه خود را یک عرب معرفی نکرده بلکه همیشه خودش را یک مسلمان آذری که در تهران متولد شده و در انگلستان بزرگ شده می نامید. به این مورد هم باید اشاره کنم که به علت خواندن ترانه هایی به زبان عربی فصیح و رعایت تمامی قواعد تجوید ، خیلی ها فکر می کردن او ذاتا عرب و لبنانی است. سامی برای اینکه عربی را کامل فرا بگیرد چهارسال در مصر زندگی کرد و در آنجا کلاس آموزش عربی و قرآن می رفت.

 


*در مصاحبه های اولیه هم نامی از شما نمی برد.
بله من خودم از وی خواستم که اسمی از من نبرد. اما همیشه و همه جا درباره من صحبت میکرد و می گفت که شاگرد من است.او خیلی زود در دنیا مطرح شد طوری که روزنامه گواردین از سامی به عنوان معروفترین هنرمند مسلمان دنیا نام برد و در سن 29 سالگی به طور رسمی جایزه دکترای ادبی را از دانشگاه روئهمپتون (Roehampton) انگلستان به ‌دلیل کمکی که به اعتلای موسیقی کرده‌ است، دریافت کرد ، سامی جوان‌ترین و تنها مسلمانی است که موفق شده تاکنون این جایزه را دریافت کند.سامی توانست پیامبر اعظم جضرت محمد(ص) را به تمام جهانیان معرفی کند. کار واقعا بزرگی را انجام داده که حتی در کشورهای غیرمسلمان نیز آثار معنویش مورد توجه قرار میگرد و حتی خیلی از جوانها در اروپا و آمریکا به خاطر پیام و آثار سامی جذب اسلام شدند و قرآن و حضرت رسول (ص) را شناختند.


*سامی یوسف چرا به ایران نمی آید؟
به دلیل اینکه حق و حقوق و اجازه کپی رایت وی متعلق به شرکتی است که با او قرارداد دارد. سامی خودش خیلی علاقه دارد که در ایران کنسرتی برگزار کند و امیدواریم بزودی این اتفاق بیفتد.
اجازه بدید به موضوعی اشاره کنم ، هر از گاهی به گوشم می رسد که بعضی ها در ایران ادعا می کنند که نماینده سامی هستند یا با او بزرگ شده اند و از این قبیل موارد من همینحا اعلام میکنم که سامی یوسف هیچ نماینده ای در ایران ندارد و کسانی که این ادعاها را می کنند در پی مطرح کردن خودشان هستند.

 

* آیا با سامی در کارهایش همکاری دارید؟
بله تمام شعرهای فارسی را که سامی اجرا کرده است را من سروده ام. مثل مادر، هرکجا هستی، جان جانان، به سویم آمدی فارسی و قسمت ترکی حسبی ربی و...و باید بگویم که سامی تمام آهنگهایش را خودش می سازد، اکثر اشعار انگلیس اش را خودش می گوید و تنظیم تمام آثارش راخودش انجام میدهد و اکثر اوقات با من در کارهایش مشورت می کند.

 

* با خیلی از اساتید مثل استاد انتظامی یا فرشچیان که صحبت داشتم، می گفتند دوست نداشتیم فرزندانمان رشته هنری ما را ادامه دهند...
همیشه دعا می کردم که این اتفاق برای من هم نیفتد و فرزندانم سمت موسیقی نیایند! اما برخی مواقع خداوند می گوید ای بنده در کارهای من دخالت نکن! من هم این موضوع را قبول کردم. سامی سفیر رسمی سازمان ملل در زمینه غذا (WFP) هم هست و در فعالیت های بشردوستانه همیشه پیشگام است. یک مژده هم به طرفداران سامی بدهم ، اخیرا کاری را در رابطه با حضرت امام رضا (ع) برای خواننده دیگری ساختم و مانند همیشه آنرا با صدای خودم خواندم که خواننده اش یاد بگیرد این کار را برای تمام خواننده ها انجام می دهم و از آنجایی که فرزندانم دوست دارند کارهای جدیدم را با صدای خود من هم بشنوند این کار را نیز برای آنها فرستادم ، فردای آن روز سامی به من زنگ زد و گفت: هر بار این کار را با صدای شما گوش می دهم ، گریه می کنم. اجازه می دهید که آن را من هم بخوانم؟! گفتم این قطعه را برای خواننده دیگری ساخته ام و چون شعر آن سروده شخص دیگری است می بایست از شاعر و خواننده اش اجازه بگیرم. وقتی با آن دو عزیز صحبت کردم هردو خوشحال شده و رضایت دادند که سامی نیز این کار را بخواند.

 

* شما تنها یک کار در موسیقی فیلم داشتید؟
بله، محسن مخملباف در اوایل انقلاب برای اولین فیلمش به نام توبه نصوح روزی سراغ من آمد و گفت یک فیلم ساختم دو ماهه و یک موسیقی متن می خواهم که دو روزه ساخته شود ، به مخملباف گفتم چرا سراغ من آمدی؟! گفت برای اینکه همه گفته اند این کار از دست آقای برنجان برمی آید. من هم کار را برایش ساختم و آقای حسام الدین سراج هم در آن کار به عنوان خواننده حضور داشتند.

 


* به عنوان سوال آخر خیلی دوست دارم داستان تولید سرود خلبانان را از زبان خودتان بشنوم.
سی و یکم شهریورماه سال 1359 بود که بعد از ظهر آن روز عراق که به فرودگاه مهرآباد حمله کرد جمشید نجفی هم در آن روز در منزل ما مهمان بود و من مشغول نوشتن نت قطعه ای بودم که باید فردای آن روز در رادیو ضبط می شد که از حمله عراق به ایران خبردار شدیم. به علت نزدیکی خانه ما به فرودگا صدای مهیب انفجاری را شنیدیم و مثل همه همسایه ها به پشت بام رفتیم و بهت زده ایستاده بودم که با دست اشاره کرده و بلند گفتم پرواز کن! جمشید گفت چی؟! گفتم شما به منزل برگرد و فردا در رادیو حضور داشته باش ، تا صبح آن روز شعر و آهنگ خلبانان را ساخته و تنظیم کردم و به سازمان رفتم. آن زمان خودم جزء شورای موسیقی سازمان بودم همکاران دیگرم را درباره این سرود مطلع کردم آنها هم استقبال کرده و تصمیم به ضبط گرفتیم که توسط ارکستر بزرگ رادیو و ارکستر آذربایجانی این قطعه در استدیو 8 رادیو اجرا شد که این یکی از افتخارات بزرگ من میباشد که سرود خلبانان بعد از 34 سال هنوز مورد توجه مردم است.

 

* در پایان اگر صحبت خاصی با خوانندگان مجله ما دارید بفرمایید.
با آرزوی سلامت و موفقیت برای خوانندگان مجله اطلاعات هفتگی و تمام هموطنان عزیزم ، دوست دارم با این جمله ها گفتگویمان را به پایان برسانم که به طور کلی نگاه بنده به انسان و این کهنه گذرگاه دو در که دنیا نام دارد در این دو بیت که از سروده های خود بنده است خلاصه میشود.

دلا خود نیک پروردن مهم است - به پاکی عمر سر بردن مهم است
چه مدت زندگی کردن مهم نیست - چگونه زندگی کردن مهم است

 

 

سامی یوسف در کنار پدرش بابک رادمنش، مادر و برادرزاده اش

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ٤:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٧/٢۳
comment نظرات () لینک

+ از انتقادها به وضعیت موسیقی پاپ تا حرف های متفاوت خواننده پاپ خارج نشین

«محمدرضا عیوضی»: برخی ترانه ها ، ترویج عشق های سه ضلعی است / خواننده باسابقه پاپ با آلبوم «چاردیواری» می آید / خواننده قدیمی خارج نشین : از لس آنجلس سرخورده شدم / به همسری که ندارم به نقل قول بگویید چه دوست داشتنی بود!!

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

«محمدرضا عیوضی» ، خواننده باسابقه پاپ در گفت و گویی تلویزیونی مطرح کرد:

برخی ترانه ها ، ترویج عشق های سه ضلعی است / ما مردهای ایرانی یک غیرت خاص در وجودمان هست ، این چیزها را نمی توانیم قبول نمی کنیم / من و هم نسلانم جنس چینی به مردم تحویل نمی دهیم

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002»: "محمدرضا عیوضی" ، خواننده باسابقه پاپ در برنامه تلویزیونی ساعت 25 شبکه تهران شرکت کرد و به بیان دیدگاه های خود درباره وضعیت کنونی موسیقی پاپ کشور پرداخت.

به گزارش موسیقی 2002 ، در ادامه گزیده ای از حرف های محمدرضا عیوضی آمده است:

- برخی رپرها علنا در آثار خود فحاشی می کنند و بچه های کوچک ما این کارها را می شنوند و متاسفانه از انها خوششان می آید.

- به طور مثال ، قطعه ای ساخته می شود و برای آن کلیپ هم تهیه می شود . ما در این اثر می بینیم که یک جوان خواننده طرفش را از دست داده و می رود پشت شیشه کافی شاپ و می بیند آن کسی را که قبلا دوست داشته ، دارد با فردی دیگر قهوه یا چای می نوشد. ما مردهای ایرانی یک غیرت خاص در وجودمان هست ، این چیزها را نمی توانیم قبول نمی کنیم . این مسائل جزو فرهنگ ما نیست و این ایراد کار است و متاسفانه چنین کارهایی در حال حاضر تولید می شود.

- الان ترانه هایی اجرا می شود که که خواننده ها در ان آه و ناله می کنند و ضجه می زنند و همچنین به ترویج عشق های سه ضلعی می پردازند و این کارها شنیده هم می شوند.

- ارشاد و صدا و سیما مسوول این قضیه هستند. باید آن خواننده های غیرمجاز در چارچوب قرار گیرند و از انها حمایت شود.

- من و همکاران همنسلم ، محکوم به تولید موسیقی خوب هستیم  و جنس چینی به مردم تحویل نمی دهیم. از خط ملودی ، تنظیم و ترانه خوب و همچنین سازهای آکوستیک استفاده کنیم.

- باید به شخصیت مردانه خودمان احترام بگذاریم و زیر بار اجرای هر نوع ترانه و موسیقی نرویم.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 پس از پنج سال / ششمین آلبوم خواننده باسابقه پاپ در راه انتشار ؛

محمدرضا عیوضی با «چاردیواری» می آید

 

 

 

 

«موسیقی 2002» : تازه ترین آلبوم محمدرضا عیوضی خواننده باسابقه پاپ زمستان امسال با عنوان "چاردیواری" منتشر خواهد شد.

به گزارش موسیقی 2002 ، آلبوم چار دیواری که سه سال زمان صرف تهیه و تولید آن شده است ، ششمین مجموعه رسمی و مستقل عیوضی محسوب می شود و حاوی 10 قطعه است.

گفتنی است ، شش قطعه این آلبوم توسط علیرضا افکاری ملودی سازی شده و سایر ملودی ها هم توسط محمد خاکزاد و وحید مهراد خلق شده و یک اثر نیز دارای ملودی قدیمی آذری است. همچنین اکثر تنظیم های این مجموعه برعهده معین راهبر بوده و یک تنظیم هم توسط رضا تاج بخش انجام شده است.

ترانه های آلبوم چار دیواری توسط فریبا وکیلی ، روزبه بمانی ، داوود رحمت اللهی ، بابک صحرایی و الناز اسفندفرد سروده شده اند.

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

حرف های متفاوت «عارف عارف کیا» ، خواننده پیشکسوت پاپ خارج نشین :

از لس آنجلس سرخورده شدم / عاشق حرم امام رضا (ع) هستم

 

 

 

 

«موسیقی 2002» : "عارف عارف کیا" ، خواننده قدیمی پاپ خارج نشین به تازگی گفت و گویی با شبکه بی بی سی فارسی داشته است.

به گزارش موسیقی 2002 به نقل از جام نیوز ، عارف در بخشی از این گفت وگو درباره علت کم کاری خود گفت: «من در یک دوره ای خیلی از لس آنجلس سرخورده شدم و به دوبی آمدم. تمام کارهایی را که آماده کرده بودم در لس آنجلس ماند و متأسفانه هیچگاه به من داده نشد.»

وی در ادامه افزود: «آرشیوم، لوازم شخصی ام را خانم قبلی ام نگه داشت...»

عارف همچنین درباره این که چند بار ازدواج کرده و چند فرزند دارد، جواب داد: «من چهار بار ازدواج کردم و فرزندان زیادی دارم... هر چهار دخترم در آمریکا زندگی می کنند.»

به گزارش موسیقی 2002 ، عارف عارف همچنین در گفت و گویی با شبکه من و تو اعلام کرد که من هیچ گاه از مشروبات الکلی استفاده نکرده ام و انسان با خدایی هستم. همچنین وی تاکید کرد که عاشق حرم امام رضا (ع) هستم.

گفتنی است ، عارف عارف کیا ، خواننده پیشکسوت پاپ 74 سال سن دارد و طی ده سال اخیر در شهر دبی زندگی می کند.

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

بخش هایی از این ترانه کاملا تلخ در آلبوم پاروی بی قایق اجرا شده ؛

متن کامل «وصیت نامه» سروده حسین صفا / به همسری که ندارم به نقل قول بگویید چه دوست داشتنی بود!!

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002»: ترانه "وصیت نامه" سروده حسین صفا است که بخش هایی از این ترانه در آلبوم پاروی بی قایق که به تازگی با صدای محسن چاووشی منتشر شده ، به اجرا رسیده است. در ادامه متن کامل این ترانه کاملا تلخ و عجیب را ملاحظه می فرمایید:

 

 

اگرکسی شب سرما به ابرها زدو گم شد مرا به یاد بیارید

وبا ستاره ی چشمم برای راه بلدها نشانه ای بگذارید

برای این گل قرمز نماز مرده بخوانید مرا شمرده بخوانید

برای خاکسپاری تمام باغچه ها را به مادرم بسپارید

دودانگ پیرهنم را دوپاره ازکفنم را به چشمهام بدوزید

سپس ملال تنم را دوبال پر زدنم را دراین کفن بگذارید

لباس گرم بپوشید به این اتاق مبادا بهارآمده باشد

کدام فصل من ازسال؟! مصممید که امسال سر از کدام درآرید؟

به همسری که ندارم به نقل قول بگویید چه دوست داشتنی بود

شما!آهای شماها! شماکه همسرخود را همیشه دوست ندارید!

برادران عزیزم! شمیم ملحفه هایش کنار میزشما بود

پدرعزیز شما بود کسالت پدرم را مگربه یاد ندارید؟!

به خواهران صبورم خبردهید که "یلدا" تصادفا شب فرداست

تولدم شب یلداست مقدراست که فردا بدون وقفه ببارید

زیاد امید ندارم که ازتپیدن قلبم گلی دوباره بروید

مگربهار که سرشد کنارسنگ مزارم دلی دوباره بکارید

کدام قله کدام اوج؟ منی که اینهمه کوهم از این جهان به ستوهم

من ازشکار نکردن شما ازاینکه شکارم نبوده اید شکارید

غروب شد همه رفتند در ایستگاه کسی نیست چه خوب شد همه رفتند

چه ساده اید که دایم کنار این چمدانها در انتظار قطارید

به این اتاق مبادا بهارسر زده باشد... بهارسرزد و سرشد

خروس خوان سحرشد ستاره های من آیا خیال خواب ندارید؟؟

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٧/٢٢
comment نظرات () لینک

+ پسر ناصر عبداللهی : اگر می‌توانستیم، علت فوت پدر را اعلام می‌کردیم

«نامی» ، فرزند ناصر عبداللهی در گفت و گویی عنوان کرد:

شکستن جمجمه سر پدرم را نه تایید می کنم ، نه تکذیب ! / اگر می‌توانستیم ، علت فوت پدر را اعلام می‌کردیم

 

 

b2ap3_thumbnail_36237243915825763264.jpg

 

 

 

«موسیقی 2002» - وب سایت ریتم زندگی به نقل از هفته نامه تماشاگران امروز نوشت: "نامی عبداللهی" فرزند جوان زنده‌یاد ناصر عبداللهی به‌تازگی وارد حوزه موسیقی شده است و همین موضوع استقبال خیلی از مردم به خصوص هواداران ناصر عبداللهی را به دنبال داشته است. او در دومین اجرای زنده‌اش در فرهنگسرای نیاوران با استقبال خیلی خوبی از سوی حاضران مواجه شد. صدایش مثل پدرش است با همان حجم و همان تحریرهای شنیدنی وقتی می‌خواند، همه سورپرایز شده بودند. او به خوبی یاد پدرش را برای مخاطب زنده می‌کند؛ پدری که فقدان ناگهانی‌اش شوک بزرگی به جامعه هنری و علاقه‌مندانش وارد کرد. هنوز هم سؤالات زیادی درباره فوت ناصر عبداللهی برای مردم وجود دارد با نامی در این باره هم حرف زدیم. نامی می‌خواهد در موسیقی ایران فعالیت کند اما نمی‌‌خواهد توجه مرام را صرفاً به خاطر فرزند عبداللهی بودن جلب کند.

نامی عبداللهی درباره فعالیت موسیقایی و آینده‌اش در بازار موسیقی ایران می‌گوید:

 

 

آهنگ‌هایم باید مردم‌پسند باشد


من از زمان ورودم به موسیقی با کمک مهرداد نصرتی، برنامه‌ریزی خاصی برای فعالیت در چهارچوب فعالیت پدر دارم و از لحاظ تنالیته صدا و تحریرها در قالب پدر اجرا خواهم کرد اما با موسیقی روز، چون نسل امروز و نسل آینده ناصر عبداللهی را به آن شکل که نسل گذشته می‌شناسد دیگر نمی‌شناسند و من قصدم این است که کاملاً به روز با آهنگسازی‌های جدید و تنظیم‌های به روز فعالیت کنم تا مخاطبان جدیدی را جذب کنم و خیلی تلاش می‌کنم که آثارم مردم‌پسند باشد. فرزند ناصر عبداللهی بودن را نمی‌شود نادیده گرفت. حتی اگر من بخواهم در همان قالب پدر با موسیقی امروز کار کنم، نام فامیلی «عبداللهی» سایه‌اش همیشه بالای سر ما هست چون به‌هرحال نامی عبداللهی فرزند ناصر عبداللهی است و این موضوع را نمی‌توان نادیده گرفت. همچنین یاد و نام پدر هم که هیچ‌گاه برای هیچ نسلی فراموش نمی‌شود. امروز اگر من می‌خواهم در موسیقی فعالیت کنم صرفاً به خاطر زنده کردن یاد و خاطره پدرم این کار را نمی‌کنم و یک علاقه شخصی به فعالیت در حوزه موسیقی دارم که احساس می‌کنم به‌صورت ژنتیکی به من رسیده است.  به‌هرحال این مسئله باعث نمی‌شود که مدام نام ناصر عبداللهی تداعی شود و من صرفاً یک تجدید خاطره باشم.

 

 

پدر اعتقاد داشت هنرمند همه چیزش را از مردم دارد


اجرای من در فرهنگسرای نیاوران دومین اجرای رسمی زنده‌ام بود و اجرای اولم با مهدی یراحی در بندرعباس صورت گرفت. انرژی خوبی که من‌بعد از همین دو اجرا از جمعیت حاضر گرفتم خیلی خوب بود و همین که می‌بینم مردم از این موضوع استقبال می‌کنند خیلی خوشحال می‌شوم. پدر هم عقیده‌ای که داشتند این بود که ما هر چیزی که داریم از مردم داریم و اگر من بخواهم بخوانم باید برای مردمی بخوانم که روی صندلی مقابلم نشسته‌اند و اگر این مردم نباشند خواندن من معنایی ندارد. در کل از استقبالی که از دو اجرای زنده‌ای که داشتم شد. خیلی خوشحال هستم.

 

 

اگر می‌توانستیم ، علت فوت پدر را اعلام می‌کردیم


متاسفانه بعضی افراد هستند که شایعاتی را در فضاهای مطبوعاتی و مجازی منتشر می‌کنند که تشنج‌هایی هم ایجاد می‌شود و ما نباید خیلی به این موضوعات توجه کنیم. قطعاً اگر جو با ثباتی بر جامعه حاکم بود ما خودمان علت فوت پدر را به جامعه اعلام می‌کردیم که همه ابهامات برطرف بشود و در حال حاضر چون نمی توانیم به فرد یا گروه یا کار خاصی اشاره کنیم، طبیعتاً در مورد علت فوت پدر هم نمی‌توانیم پاسخ گوی سؤالات باشیم. فوت پدر صرفاً یک اتفاق برای صنف موسیقی و یک علامت سؤال برای مردم بود و جمله‌ای هم که از عمه من (نسرین عبداللهی) در رسانه‌ها مبنی بر نظر پزشکی قانونی بر شکسته شدن جمجمه در هنگام فوت پدر نقل شده را هم من نه می‌توانم تایید کنم و نه تکذیب!

به گزارش موسیقی 2002 ، نامی 20 سال سن دارد و فرزند سوم ناصر عبداللهی است که از سال گذشته وارد عرصه خوانندگی شده است. همچنین نوید ، فرزند ارشد ناصریا نیز چند سالی است در عرصه موسیقی به خوانندگی می پردازد.

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٧/۱٧
comment نظرات () لینک

+ معراجی ها در کانون توجه ؛ از پاسخ به دو ادعا تا حرف های خواننده این سریال

«معراجی ها» قطعه «طهران تهران» رضا یزدانی را با اجازه استفاده کرد / خواننده معراجی ها : استقبال مردم برای من اتفاقی باورنکردنی‌ بود

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

در واکنش به جنجال‌آفرینی‌های اخیر دو تن از عوامل ساخت قطعه «طهران تهران»؛

کارگردان، خواننده و سرمایه گذار فیلم ، اجازه استفاده از این قطعه در «معراجی ها» را داده‌اند

 

 

 

 

 

«موسیقی 2002» - خبرگزاری دانشجو به نقل از خبرگزاری نسیم نوشت: سریال "معراجی ها" در یکی از قسمت های اخیر خود و در نمایی از دوران جنگ تحمیلی بخشی از قطعه موسیقی فیلم "طهران تهران" به خوانندگی رضا یزدانی را مورد استفاده و روی آنتن برد.

بخش استفاده شده حدود یک دقیقه از قطعه را دربرمی‌گرفت که به حال و هوای جبهه و دفاع مقدس می‌خورد اما این روزها شاعر و آهنگساز قطعه موسیقی فیلم "طهران تهران" در فضای مجازی، دست به انتشار یادداشت‌هایی زده‌اند که بیش از یک انتقاد معمولی است. یادداشت‌هایی که خود دفاع مقدس را نیز زیر سوال می‌برد.

اندیشه فولادوند و کارن همایونفر تأکید دارند که این استفاده بدون مجوز بوده و آنان راضی نبوده‌اند!

این درحالی است که طبق اعلام یکی از عوامل اصلی سریال "معراجی‌ها"؛ این اجازه از مهدی کرم پور کارگردان، خواننده و بویژه سرمایه‌گذار پروژه فیلم "طهران تهران" یعنی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران که مالک فیلم محسوب می‌شود، گرفته شده است.

گفتنی است چند روز گذشته اندیشه فولادوند و کارن همایونفر با انتشار یادداشت هایی بسیار تند و با لحنی بی ادبانه از پخش این قطعه موسیقی انتقاد کرده و با این بهانه سریال معراجی ها و کارگردان آن را هدف توهین قرار داده بودند.

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

امیر تیموری ، خواننده «معراجی‌ها» از واکنش مردم گفت ؛

این استقبال برای من اتفاق باورنکردنی‌ای بود
 
 

«موسیقی 2002» - خبرگزاری مهر نوشت: امیر تیموری ، خواننده پاپ در گفت و گویی درباره تیتراژ پایانی سریال «معراجی‌ها» گفت: استقبالی که از تیتراژ پایانی سریال «معراجی ها» شده برای من اتفاق باورنکردنی‌ای بود که خودم هم تصور این استقبال را نمی کردم به همین دلیل خدا را شاکرم که به همت ترانه زیبا و تلاش ارزشمند امیر توسلی قطعه «یه پلاک» این چنین با استقبال مخاطبان رو به رو شده است.

وی ادامه داد: ترانه ای که امیر توسلی برای این قطعه سروده بسیار تاثیرگذار است که بر اساس ملودی نوحه «عشق یعنی یه پلاک» حاج محمود کریمی تنظیم شده است. خوشبختانه با همدلی که پیرامون این فضا وجود داشت، اثر کار آبرومندی شده که من فقط به عنوان خواننده در آن حضور داشتم و بدون تردید اگر تلاش گروه تولید و نوازندگان نبود این اثر با استقبال روبه رو نمی‌شد.

این خواننده در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه با محمود کریمی برای اجرای این ترانه گفتگو داشته یا خیر؟ توضیح داد: من به شخصه ملاقاتی با آقای کریمی نداشتم اما به طور حتم امیر توسلی به عنوان ترانه سرا و آهنگساز این قطعه گفتگوهایی برای اجرای هر چه بهتر کار بر اساس نوحه این مداح صاحب نام داشته است. اما اینکه من به طور مستقیم با حاج محمود گفتگویی داشتم، خیر به این گونه نبوده اما امیدوارم وی از خوانش دوباره این ملودی راضی بوده باشد.

تیموری درباره واکنش مسعود ده نمکی بعد از شنیدن این قطعه که برای تیتراژ پایانی مجموعه انتخاب شده بود، پاسخ داد: بعد از نمایش نسخه سینمایی «معراجی‌ها» در جشنواره فیلم فجر سال گذشته ملاقاتی با آقای ده‌نمکی داشتم که او هم از نتیجه کار راضی بود. گروه بازیگران و سایر عوامل تولید نیز واکنش های مثبتی نشان دادند که در فضایی که خوانندگان صاحب نام و مشهوری در عرصه تیتراژ خوانی حضور دارند برایم افتخار بود.

خواننده قطعه «یه پلاک» در ادامه تصریح کرد: باز هم تکرار می کنم که اقبال مردم از تیتراژ پایانی مجموعه معراجی ها حاصل تلاش یک گروه از هنرمندان بوده که باعث عکس العمل مثبت مخاطبان شده و این برای من باعث افتخار است که وقتی برای اولین بار موفق به خوانش تیتراژ یک مجموعه تلویزیونی می شوم آن اثر در حوزه دفاع مقدس و ایثارگری های این دوران است به ویژه اینکه در این ترانه شهدای گمنام از توجه ویژه ای برخوردار هستند.

وی در پایان صحبت های خود گفت: تمایلی به تبلیغ بی جهت یک اثر موسیقایی ندارم اما وقتی در این روزها کامنت های مردم را در فضاهای مجازی مطالعه می کنم این اتفاق برای من تبدیل به یک رویداد باور نکردنی می شود و امیدوارم به سهم خود توانسته باشم در ارائه یک فضایی موسیقایی پیرامون دفاع مقدس کار موثری را انجام داده باشم. البته در آینده نه چندان دور کارهای دیگری را برای تولید و عرصه به مخاطبان ارائه خواهم داد که به زودی جزییات آن را اعلام خواهم کرد.

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ۱:٢۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٧/۱٧
comment نظرات () لینک

+ حرف های صریح و شفاف حامد زمانی در شبکه سه سیما

حرف های صریح و شفاف «حامد زمانی» در شبکه سه سیما :

همان اول می دانستم زدن این حرفها  چوب و طعنه خواهد داشت / وقتی پا روی دم منافع گروهی می گذاری ، صدایشان هم در می آید / خوشحالم کسانی که دشمن این ملت و دین ما هستند دشمن من و آثارم هستند / تا پیش از این خواننده ها در اجرای آثار ارزشی از یک سری مرزها پا را فراتر نگذاشته بودند/  کسی که اصلا موسیقی من را نشنیده درباره آن اظهار نظر می کند/ فلان ارگان به من می گفت: نه ، ما موسیقی می خواهیم چه کار؟! / اولین جمله ای که به من می گفتند این بود که این ژانر اصلا مخاطب ندارد!/ من این افتخار را دارم صدای کسانی شدم که مدتی صدایی نداشتند

 

 

111

 

 

 

«موسیقی 2002» - وب سایت راه نوا نوشت: "حامد زمانی" ، خواننده انقلابی و شاخص موسیقی پاپ ایران روز عید سعید قربان در برنامه ویتامین 3 شبکه سه سیما حضور یافت و به پرسش های مجری این برنامه به صورت صریح و شفاف پاسخ گفت.

به گزارش راه نوا ، حامد زمانی در ابتدا اظهار کرد: من می توانستم در فضاهای دیگر فعالیت کنم ، فضا و امکاناتش هم مهیا بود ، ولی احساس کردم یک سری حرفها در موسیقی بیان نشده و همان اول می دانستم زدن این حرفها  چوب و طعنه خواهد داشت. وقتی با مکتب و ایدئولوژی سر و کار داشته باشید طبیعتا یک سری می پسندند و عده ای هم نمی پسندند و در ذات چنین کارهایی مخالفت و دشمنی وجود دارد. وقتی حرفت حق است و بر روی آن ایستادگی می کنی ، قطعا این حرفها منافع عده ای را محدود می کند. وقتی پا روی دم منافع گروهی می گذاری ، صدایشان هم در می آید. همچنین یک عده ای هم حسادت می کنند و البته گروهی هم کارهای تو را دوست دارند.

خواننده جوان موسیقی انقلابی در ادامه تصریح کرد: من تا وقتی که قطعاتی نظیر "دیروز امروز فردا" و "ماه عسل" را اجرا می کردم از این دشمنی ها خبرنبود. از وقتی که موضع گرفتم آنها نیز موضع گرفتند. از وقتی خودم را محدود کردم آنها هم محدود شدند، به خاطر این که باید یک جاهایی ببُری و پا را از یک خطی فراتر بگذاری ، آنجا دیگر خیلی ها همراهیت نمی کنند. تا مقطعی خیلی ها رفیق بودند و همراهی می کردند ولی بعد از اجرای قطعاتی همچون "مرگ بر امریکا" ، "گزینه های روی میز" و "می کشیم" طبیعتا عده ای همراهی نمی کنند و من خوشحالم کسانی که دشمن این ملت و دین ما هستند دشمن من و آثارم هستند . امام (ره) فرمودند:« هر جا که صدای این افراد درامد بدانید راه را درست می روید» و همین برای من کافی است.

زمانی در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه در این راه از چه چیزهایی گذشته ای ، بیان کرد: البته من عددی نیستم و از چیزی نگذشته ام. عزت ، آبرو و روزی ام از این راه است و هنری هم نمی کنیم . ما ماموریم به وظیفه ، نه مامور به نتیجه.

خواننده شاخص موسیقی پاپ کشور در ادامه با بیان اینکه در فضای موسیقی دو نوع کار داریم ، به تفاوت هنرمند ارزشی و اثر ارزشی اشاره کرد و گفت : کسی که تمام آثارش در گونه موسیقی ارزشی باشد هنرمند ارزشی است ولی کسی که در گونه های مختلف اجرا می کند و مثلا قطعه ای هم با مضامینی چون ایثار یا شهادت اجرا می نماید اثر ارزشی است. برخی خواننده ها کارهای خوبی را در حوزه موسیقی ارزشی انجام داده بودند ولی از یک سری مرزها پا را فراتر نگذاشته بودند چون نمی خواستند دچار ریزش مخاطب شوند.

خواننده قطعه مشهور مرگ بر آمریکا درباره حواشی ایجاد شده برای وی در برخی دانشگاه ها ، تصریح کرد: خوشبخاته کار به فحاشی نمی رسد ، میکروفن را گذاشته ام و پرسیده ام مشکل چیست؟ در برخی دانشگاه ها مانند امیرکبیر و شریف این اتفاق رخ داده است. در برخی جاها برای آن کار کمپین درست کردند . البته همان جاهایی که قرار بود این اتفاقات رخ دهد دقیقا ماجرا برعکس می شود.

به گزارش راه نوا ، وی در ادامه درباره معضلی که مدتی است در فضای هنری ایجاد شده ، عنوان کرد: یکی از آفت هایی که داریم این است که افراد نشنیده ، قضاوت می کنند. مثلا یک فیلم سینمایی را ندیده ایم ولی می گوییم فیلم را چون فلانی ساخته آن را نبینید و او را می کوبیم. طرف اصلا موسیقی من را نشنیده درباره آن اظهار نظر می کند.

زمانی در ادامه افزود: بعد از این همه سال ، تازه برخی می گویند من برای دریافت مجوز این گونه آثار را می خوانم .اگر کسی می خواست این کار را انجام دهد دیگر مجوزش را گرفته بود و دیگر کافی بود.

این خواننده پاپ درباره شائبه های ایجاد شده درباره میزان دستمزد دریافتی خود اظهار کرد: من کمتر از خیلی خواننده دستمزد دریافت می کنم. در ضمن چه اشکالی دارد؟ آیا حرفی که من می زنم شان آن پایین تر است از حرفی که خیلی دیگر از خواننده ها دارند می زنند؟. آیا استایل من پایین تر است؟ آیا صدای من ضعیف تر است؟

خواننده قطعه گزینه های روی میز به بی توجهی مراکز و ارگان های ذی ربط به فعالیت های وی تا قبل از مشهورشدن اشاره کرد و گفت: حامد زمانی چهار سال قبل از اجرای "دیروز امروز فردا" داشت می دوید و می گفت می شود این کار را کرد. فلان ارگان به من می گفت: نه ، ما موسیقی می خواهیم چه کار؟ نمی شود. چنین سوژه هایی را با موسیقی نمی شود اجرا کرد. البته آنها الان از آن حرفشان برگشته اند .

وی در ادامه اضافه کرد: همین الان هم که نگاه می کنم تا سه چهار سال حرکت کاملا خودجوش بود. هنوز هم دربه در دنبال یک حرکت ساماندهی شده تربیت نیروی ارزشی در موسیقی شامل خواننده و آهنگساز هستم و به همین خاطر خودمان دست به کار شدیم. انگار اتفاقی نیفتاده است. در حالی که این ژانر طرفدار دارد.

حامد زمانی افزود: من از خیلی از مخاطب هایم گذشتم به خاطر اینکه این حرفها بیان شود و الان هم راضیم. اولین جمله ای که به من می گفتند این بود که این ژانر اصلا مخاطب ندارد ، کی می آید آهنگی گوش کند که عنوانش تحریم باشد؟ اصلا فکر کن تو گوشی همراهت عنوان قطعه ای موسیقی مثلا مرگ برآامریکا باشد ، ولی  مخاطبان این گونه آثار را گوش کردند و خدا را شکر می کنم و واقعا روز به روز بر تعداد مخاطبان اضافه می شود. قبلا عده ای دنبال یک سری حرف ها در موسیقی می گشتند که نبود . الان خدا را شکر می کنم ، من این افتخار را دارم صدای کسانی شدم که مدتی صدایی نداشتند. یک مدت حرفهایشان زده نشده بود و امیدوارم این روند ادامه پیدا کرده و گسترش یابد.

این خواننده در ادامه به موضوع مداحی پرداخت و عنوان کرد: خیلی از خواننده های خوب کشورمان قبلا مداح یا قاری قرآن بوده اند ، مانند محمد اصفهانی ، رضا صادقی و بنیامین بهادری . ذائقه مردم ایران به مداحی سرشته شده ، از بچگی با آن خو می گیرند و این یک سیاست مناسب می تواند باشد که برخی بعد از مداحی وارد عرصه خوانندگی شوند.

وی افزود: یک سری حرف ها را نمی شود در مداحی بیان کرد. شان مداحی بالاتر است. خوانندگی تکنیک و علم می خواهد. اینکه قبلا مداح بوده ای چه اشکالی دارد که اکنون خواننده باشی؟ مداحی افتخارم بوده و الان هم مداحی می کنم. نمی خواهم این شائبه ایجاد شود که من مداح شوم ، چون الان مداحان خوبی در این عرصه فعالیت می کنند. موضوع خوانندگی با مداحی متفاوت است. باید تکلیفت با خودت مشخص باشد.

زمانی در ادامه خاطرنشان کرد: من نیامده ایم قشر خاکستری را جذب موسیقی خودم کنم. البته آنها خود جذب شده اند و خدا را شکر می کنم. آمدم حرف بچه های خودمان را بزنیم . کسانی که واقعا مظلوم واقع شده بودند. اگر در کلاس درس برخی می گفتند ما طرفدار فلان خواننده ایم او نمی دانست بگوید من طرفدار چه کسی هستم. خواننده ای نبود که طرفدارش باشیم ولی الان می تواند بگوید من طرفدار فلان خواننده ام.

خواننده قطعه دیروز امروز فردا در ادامه با بیان اینکه مفاهیم ارزشی با موسیقی آمیخته شود و مورد توجه قرار گیرد کار دشواری است ، تصریح کرد: هنوز هم ما هیچ گونه حماتی ندیده ایم. برخی که شاید کارشان چیز دیگری بوده آمده اند حمایت می کنند ولی کاملا این حمایت ها شخصی است. ارگان هایی که این موضوع مرتبط با آنها نیست .

زمانی در ادامه گفت: اگر تو بخواهی سرت را پایین بگیری بعضی ها بد تو را می زنند. من احساس می کنم نه موسیقی ام سطحی است و نه حرفی که در آن بیان می کنم ضعیف است. من از این طریق هم امرار معاش می کنم و هم هزینه موسیقی ام می کنم.

به گزارش راه نوا ، حامد زمانی در پایان درباره کشف استعدادهای تازه در موسیقی ارزشی عنوان کرد: الان تقاضا برای اجرا زیاد است . ما آمدیم تعدادمان را بیشتر کنیم و خط را بشکنیم و همچنین بارهم بر دوش من کمتر شود تا این جبهه و راه آن تقویت شود. به همین خاطر موسسه دلصدا را ایجاد کردیم. به تازگی نیز آلبوم "بیسیم چی" را تولید کردیم ، نه به قصد فروش به همین دلیل در برخی مراکز فرهنگی و فضای مجازی ارائه شد. در این آلبوم چهار خواننده جدید را معرفی کردیم. بنای ما در دلصدا کشف ، شناسایی و معرفی خواننده های تازه کار هست. این بچه ها خاک این قضیه را خورده اند و افراد دوست داشتنی هستند. آنها از خاک بلند شده اند و کسانی اند که دنبال بازی نیستند. امیدواریم از این طریق از غربت و انزوا خارج شویم. ولی کارمان دشوار است . مدتی است که در شهرهای مختلف محافل خوانندگی برگزار می کنیم و امیدوارم این کار رونق بگیرد و این یکی از آرزوهای من است.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نویسنده : alireza bahmyari ; ساعت ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٧/۱٥
comment نظرات () لینک

← صفحه بعد